دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٨٤
بَرْغَمه (برگاما ) ، شهرستان و مرکز شهرستانی در استان ازمیر. در ٢٥ـ٣٠ کیلومتری ساحل دریای اژه و در حاشیة دشتی که رود باقر (در قدیم : کائیکوس ) از آن می گذرد، قرار دارد. این شهر در محلی بنا شده است که خرابه های شهر پرگامونِ باستان در آن به چشم می خورد. تاریخ برغمه چنان دیر سال است که با افسانه های طلیعة تمدن اژه درمی آمیزد. این شهر به مدت ١٥٠ سال (٢٨٣ـ١٣٣ ق م ) پایتخت خاندان فیلائتروس بود و به دست آتالوسِ دوم ، آخرین فرمانروای این خاندان ، ضمیمة دولت روم شد. برغمه با معابد فراوانش ، که مشهورترین آنها به نام آسکلپیوس (اسقلبیوس ) بنا شده ، با نمایشخانه و کتابخانة معظم و بویژه محراب معروف زئوس ، در قرن دوم میلادی ٠٠٠ ، ١٢٠ تن جمعیت داشت . این شهر صنایع درخشان و در رأس آنها کاغذ پوستی (پارشمن ) که نام آن از شهر پرگامون گرفته شده است ، داشت و به زادگاه جالینوس حکیم معروف بود و در گسترش دین مسیح تأثیر مهمی نهاد.
ارمنیانی که پیش از حملة مسلمانان از آسیای صغیر گریخته بودند، در قرن هفتم در برغمه (پرگام روم شرقی ) مستقر بودند و فیلیپیکوس (حک : ٧١١ـ٧١٣)، امپراتور روم شرقی ، ارمنی و اهل برغمه بود. با لشکرکشی مَسلمة بن عبدالملک در ٩٧ که به ویرانی شهر و محاصرة قلعة آن انجامید، قوای اسلام به آنجا وارد شدند، اما چون اعراب در ٩٨ـ٩٩ از تصرف قسطنطنیه چشم پوشیدند، شهر از نو با استحکامات بیشتر ساخته شد. برغمه از زمان امپراتوری لئون سوم (٩٨ـ١٢٣/٧١٧ـ٧٤١) در حوزة تراکیاییان و از زمان لئون ششم (٢٧٣ـ٢٩٩/٨٨٦ـ٩١٢) در حوزة ساموس قرار داشت . پس از نبرد ملازگرد * (٤٦٣/١٠٧١) در تاخت و تاز ترکها در غرب آسیای صغیر، شهر خسارات فراوان دید، اما در دورة امپراتوری خاندان کومنن و جانشینان او در روم شرقی ، آباد و مستحکم بود و در زمان اسحاق دوم (حک : ٥٨١ ـ٥٩١/ ١١٨٥ـ١١٩٥) از اسقف نشینی تابعِ اِفسوس به درجة مطران نشینی ارتقا یافت . لشکریان جنگ سوم صلیبی به فرماندهی بارباروس فریدریش (٥٨٥/ ١١٨٩) از این شهر گذشتند و صلیبیان جنگ چهارم نیز، مدتی آنجا را اشغال کردند. برغمه در ٦٠٠/١٢٠٤، جزو قلمرو یونانی نیقیه بود.
اشغال برغمه به دست ترکان با نخستین سالهای قرن هشتم / چهاردهم مصادف بود؛ در این زمان ، بنی قره سی (قره عیسی اوغولْلاری ) در حدود ٧٠٦/١٣٠٦ این شهر را تصرف و دولتی برپا کردند که برغمه همراه با بالیکَسْری (بالیکَسیر * ) یکی از دو مرکز مهم آن به شمار می رفت . ابن بطوطه که در ٧٣٣/١٣٣٣ از برغمه دیدار کرده است ، آن را شهری قدیمی تصویر کرده و فقط به وجود قلعة مهمی در کوههای آن اشاره نموده است . تصرف این شهر به دست ترکان ، که مورخان قدیم عثمانی بدان اشاره کرده اند و با اطلاعات مورتْمان از منابع روم شرقی مطابق است ، در ٧٣٥/١٣٣٤ یا ٧٣٧/١٣٣٦ نبوده ، بلکه به دنبال مرگ یاخشی خان بوده است که پس از ٧١٤/١٣١٤ روی داده است . قره سی اوغلی که هنگام لشکرکشی اورخان بیگ به سرزمین قره سی ، به برغمه گریخته بود، در همانجا محاصره و اسیر شد و در نتیجه شهر به قلمرو حکومت عثمانی درآمد و امارت قره سی
نیز برچیده شد. در حکومت عثمانی ، برغمه قضایی ( =شهرستانی ) وابسته به لوای ( = ناحیة بزرگتر از شهرستان ) خداوندگار (بورسه * ) از توابع ایالت آناطولی بود و سپس به ایالت آیدین * (ولایت ازمیر) ملحق شد. حاجی خلیفه ضمن اشاره به قلعة شهر که باقی مانده بود، گفته است که شهر اصلی در دامنة همین قلعه بوده و مساجد و گرمابه های متعدد داشته است . او همچنین از محله ای نام برده که چون روی آبراههای زیرزمینی قرار داشته و زیرش خالی بوده «نه در زمین ، نه در هوا» خوانده می شده است . تکسیه نیز که در ١٢٥٣/١٨٣٧ این شهر را دیده ، آن محله را به همین نام خوانده و گفته است که شهر روی آبراهی زیرزمینی به طول ١٩٥ متر ساخته شده بود که در آن وقت از پوشاندن نهری با یک جفت طاق ضربی موازی پدید آمده بود و خانه های بسیار و نزدیک به هم داشت .
برغمه که در دورة پیش از اسلام از اهمیت سیاسی بسیاری برخوردار بود، پس از آنکه از جایگاه پیشین خود به عنوان شهر مرکزی دولت یا ایالت (ایالت آسیایی امپراتوری روم ) افتاد، اهمیت خود را به عنوان شهری بزرگ نیز از دست داد. این شهر از دیرباز بسیار پر نفوس و مرکز فرآورده های کشاورزی دشتِ حاصلخیز رود باقر و ارتفاعات حوالی آن بوده و راه آهن قسمت علیای دشت رود باقر به ازمیر ـ بالیکسیر ـ باندرمه در وصل شدن آن شهر به دیگر مناطق مؤثر افتاده است . برغمه را راهی به دریا می پیوندد. شهر با جاده به دیکیلی ، ایستگاه راه آهن سومه و ازمیر متصل است .
برغمه در حاشیة شمالی جلگة رود باقر بنا شده و حاصلخیزترین نقطة آناطولی غربی است که در آن گندم ، جو، ذرت ، پنبه ، توتون ، حبوبات ، کنجد، خشخاش ، خربزه و هندوانه کشت می شود و در اراضی غیر زراعی و ارتفاعات آن حیوانات اهلی پرورش می یابد و اطراف نقاط مسکونی را انواع درختان میوه ، باغها، زیتون زارها و درختان توت فرا گرفته است . فرآورده های کشاورزی اطراف شهر موجب پدید آمدن برخی تأسیسات صنعتی (نظیر دباغی ، کرباس بافی ، قالی بافی ، تهیة ابریشم ، تولید روغن زیتون ، صابون پزی ) شده است که در جنگ جهانی دوم آسیب فراوان دید. به نوشتة تکسیه ، در کنار رود برغمه ، مثل سالهای پیشین ، کارگاههای دباغی بسیاری ردیف شده بود. کوئینه نیز از تولید تیماج رنگی و حتی کاغذ پوستی در نیمة دوم قرن سیزدهم در این شهر سخن گفته است . بسیاری از سیّاحان هر سال از برغمه دیدار می کنند و از آنجا به ازمیر می روند.
بناهای تاریخی فراوانی در برغمه باقی مانده است که از جملة آنها مسجدی است به نام اولوجامع (مسجد جامع بزرگ ) با کتیبه ای حاوی نام بایزید اول (حک :٧٩٢ـ٨٠٥).
در ١٣٤٣ ش /١٩٦٥، شهرستان برغمه ١٢٤ روستا و ٨٠٠ ، ١ کیلومتر مربع وسعت و شهر برغمه ، ١١٣ ، ٢٤ تن سکنه داشته است . چون یونانیان در خلال سالهای ١٢٩٨ـ١٣٠٢ ش / ١٩١٩ـ١٩٢٣ برغمه را تصرف کرده بودند، بعدها میان دولتهای آنکارا و آتن مبادلة سکنه صورت گرفت و این شهر اهالی یونانی خودرا از دست داد و به جای آنان ، ترکهایی که از یونان انتقال یافته بودند مستقر شدند؛
ازینرو جمعیت برغمه به نسبت سابق کاهش یافت .
( در ١٣٦٩ ش /١٩٩٠، شهرستان برگاما (برغمه )، به مرکزیت شهر برگاما، مشتمل بر بخشهای مرکزی ، گوچه بیلی ، کوزاک ، تورنالی ، یونْت داغی و زیتین داغی ، دارای ٦٨٨ ، ١ کیلومتر مربع وسعت و ٤٢١ ، ١٠١ تن جمعیت بوده است ، د.ا.د. ترک ، ذیل «برگاما» ) .
منابع :
(١) آیدین ولایتی سالنامه سی ؛
(٢) ابن بطوطه ، سیاحتنامه ، ترجمة ترکی محمد شریف ، ص ٣٣٨؛
(٣) علی جواد، ممالک عثمانیه نک تاریخ و جغرافیا لغاتی ، استانبول ١٣١٣ـ١٣١٧، ج ١، ص ١٦٤؛
(٤) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، جهان نما ، چاپ ابراهیم متفرقه ، استانبول ١١٤٥/١٧٣٢، ص ٦٥٩؛
(٥) E. Banse, Die Tدrkei, ١٢٦f. Osman Bayatl , Bergama tarihinde Asklepion , ٤th ed., Istanbul ١٩٥٤;
idem, Bergama tarihinde Tدrk - I slہm eserleri , Istanbul ١٩٥٦
(گزارش جدیدی دربارة بناهای تاریخی اسلامی برغمه ، با نقشه و عکس )
(٦) M. Van Berchem, Die muslimischen Inschriften von Pergamon (Anhang zu Abh. Pr. AK. W., ١٩١١), Berlin ١٩١٢;
(٧) M. Collignon, Pergame, Paris ١٩٠٠;
(٨) V. Cuinet, La Turquie d’Asie, , Paris ١٨٩٤, ٤٧١ff.;
(٩) H. Gelzer, Pergamon unter Byzantinern und Osmanen (Anhang zu Abh. Pr. AK. W.), Berlin ١٩٠٣;
(١٠) Ibn Bat ¤ t ¤ u ¦ t ¤ a, Voyages d'Ibn Batouta, Arabic text, ed. and Fr. tr. by C. Defrإmery and B.R. Sanguinetti, Paris ١٨٥٣-١٨٥٨, II, ٣١٥;
(١١) Kخnigliche Museen zu Berlin, Altertدmer von Pergamon, ١٨٨٥-١٩٢٣, I-IV;
(١٢) idem, Fدhrer durch die Ruinen von Pergamon, ١٩١١;
(١٣) J. H. Mordtmann, غber das tدrkische Fدrstengeschlecht der Karasi in Mysien) SBPr. Ak. W.), Berlin ١٩١١;
(١٤) A. Philippson, Reisen und Forschungen im westlichen Kleinasien, Heft I (= Ergجnzungsheft no. ١٦٧ zu Petermann's Mitteilungen), Gotha ١٩١٠, ٨٧ff.;
(١٥) TDVIA, s.v. "Bergama" (by Feridun Emecen);
Ch. Texier, Asie
(١٦) Mineure , ٢٠٨f.;
(١٧) I. H. Uzun ar l , Anadolu Beylikleri , Istanbul ١٩٣٧, ٣٣ff.
/ بسیم دارکوت ( د.ا. ترک ) و پری ( د. اسلام ) /