دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٦٢
بُرازجان ، شهر (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٠، ٨٤١ ، ٧٥ تن )، در دهستان اِرم ، بخش حومه (مرکزی )، در مرکز شهرستان دشتستان * ، استان بوشهر. این شهر در ارتفاع ١٣٠ متری ، و در هفتاد کیلومتری شمال شهر بوشهر و نود کیلومتری جنوب شهر کازرون و ٢٤١ کیلومتری مغرب شهر شیراز، در دشت وسیعی با شیب جنوب شرقی ـ شمال غربی بر سر راه اصلی شیراز به بوشهر واقع است . گرمترین دمای آن گاهی به ٤٨ درجه و سردترین آن به ٣ درجة سانتیگراد می رسد. آب مشروب اهالی از رود شاپور با لوله کشی از محل بوشکان تأمین می شود. در ١٣٦٦ ش در شهر و حومة آن ٢٣٦ چاه نیمه عمیق وبیست چاه عمیق و دو رشته قنات وجود داشت . مسیل درة آرد (آردو) در مشرق شهر قرار گرفته است . بادشمال و باد جنوب برازجان ، حیرون خوانده می شود. صنایع دستی آن قالیبافی است و قالی آن صادر می شود. محصولش خرما و مرکبات و تنباکو است . مغرب شهراز نخلستان (با ٠٠٠ ، ١٦ اصله نخل ) پوشیده شده است . بیشتر اهالی آن از عشایر آبادی نشین حیات داوودی و دشتی اند که به لهجة دشتستانی تکلم می کنند و پیرو مذهب شیعة اثنی عشری اند. برازجان بازار سرپوشیده و یازده مسجد دارد که مهمترین آنها مساجد سیدمحمد و جنت و دارالسّلام و دلگشاست (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، ص ٢٠ـ٢١). در پیرامون شهر سنگ گچ و شن و ماسه استخراج می شود. در ١٣٥٠ ش در یک کیلومتری مغرب شهر در محل «چرخ آب » آثاری از دورة هخامنشی (کورش ) و ساسانیان به دست آمد. در ده قائد (در چهار کیلومتری شمال شهر) نیز آثار باستانی پیدا شده است .
ناحیة برازجان در دورة قاجاریه ، با نوزده آبادی ، جزو بلوکات گرمسیرِ فارس در دشتستان محسوب می شد؛ طول آن از رود فاریاب تا دهکدة زیارت (دوازده کیلومتری مغرب برازجان ) ده فرسنگ و عرض آن از دهکدة خَشَم جَتّ تا قریة بُویری (در ٢٧ کیلومتری شمال غربی برازجان ) شش فرسنگ بود؛ از شمال به ناحیة دالکی ، از مشرق به ناحیة دشتی ، از جنوب به ناحیة اَهْرُم و از مغرب به ناحیة شبانکاره محدود می شد. در ناحیة برازجان زراعت گندم و جو و نخلستان دیمی معمول و کاهوی آن در شیرینی ضرب المثل بود. مرکزش ، برازجان ، ٧٥٠ خانه از خشت و گل داشت (فسائی ، ج ٢، ص ١٣٢٤ـ١٣٢٥). نام برازجان به عنوان قریه از اوایل قرن سیزدهم ، در کتابهای تاریخیِ اواخر دورة زندیه دیده می شود و احتمالاً پیش از آن ، در دورة صفویة ، هم وجود داشته است . به نوشتة فرصت الدوله شیرازی (ص ٣٦٦)، برازجان را برازکان هم می گفتند. ظاهراً محل شهر قدیم برازجان در شمال شهر فعلی در محلة علی آباد قرار داشته است . در ١٨٢٤، زمین لرزه ای برازجان را لرزاند و کاروانسرای آن فروریخت (امبرسز و ملویل ، ص ١٧٨).
پیشینه . در ١٢٠٣، لطفعلی خان زند در قریة برازجان از توابع دشتستان مدتی اقامت کرد (شهاوری شیرازی ، ص ٧٠؛ فسائی ، ج ١، ص ٦٤١). در مآخذ دیگر ورود سپاهیان لطفعلی خان را به برازجان در ١٢٠٥ هم ضبط کرده اند (رجوع کنید به موسوی اصفهانی ، ص ٣٤٨). در ١٢٤٢ نام برازجان ، نخستین بار، در کتابی جغرافیایی آمده است . بنابر مطالب این کتاب ، در آن هنگام برازجان در دو منزلی بوشهر بود و ٥٠٠ ، ١ باب خانه و چند قریه مضافات داشت و مردم آن همگی شیعة امامیه بودند (شروانی ، ص ١٥٥). در ١٢٧٣ قشون انگلیس ، که با کشتیهای جنگی از هندوستان وارد خلیج فارس شده بود، پس از پیاده شدن در بندر بوشهر آبادیهای اطراف برازجان را موقتاً تصرف کرد، و پس از جنگی سخت با عشایر جنوب به بوشهر عقب نشست (خورموجی ، ص ١٩٧ـ٢٠٧). در این زمان برازجان قلعه داشت . در ١٢٨٨ نیز معماری به نام حاجی محمدرحیم ، کاروانسرای مشیرالملک برازجان را با حدود چهل هزار تومان هزینه بنا کرد (فرصت ، همانجا؛ فسائی ، ج ٢، ص ١٣٢٥). این کاروانسرا پیش از انقلاب اسلامی ایران مدتی زندان مخالفان شاه بود، و اکنون در دست نیروی انتظامی است و از بخشی از آن به صورت زندان استفاده می شود.
شهر برازجان و ناحیة آن بار دیگر در زمان پلیس جنوب * (١٣٣٥ تا ١٣٣٩) صحنة نبردهای خونین میان عشایر جنوب و قشون انگلیس بود. در ١٣٣٧ انگلیسیها از بوشهر تا برازجان راه آهن سبک کشیدند (سفیری ، ص ٢٤٦ـ٢٤٧). در ١٣٠٦ ش میان خانهای برازجان از یک سو و خانهای نواحی اطراف از سوی دیگربرخوردهایی پدید آمد که به کشته شدن عده ای از ایشان انجامید (نظام السلطنة مافی ، ج ٢، ص ٤٣٠). در جنگ جهانی دوم ، از ١٣٢٠ تا ١٣٢٤ ش برازجان مانند دیگر قسمتهای جنوب ایران به تصرف قشون انگلیس درآمد. در غایلة جنوب در ١٣٢٥ ش ، عشایر شبانکاره مدتی برازجان را تصرف کردند (نورزاده بوشهری ، ص ٨٣ـ٨٤). اهالی برازجان در انقلاب اسلامی ١٣٥٧، همچون اهالی دیگر شهرهای ایران ، برای سرنگونی حکومت پهلوی و برپایی جمهوری اسلامی مبارزه کردند.
منابع :
(١) نیکلاس امبرسز، چارلز ملویل ، تاریخ زمین لرزه های ایران ، ترجمة ابوالحسن رده ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٠٢: کازرون ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣) ایران . وزارت مسکن و شهرسازی . اداره کل مسکن و شهرسازی استان بوشهر، طرح توسعه و عمران و حوزه ی نفوذ شهر برازجان ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٤) محمدجعفربن محمدعلی خورموجی ، حقایق الاخبار ناصری ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٥) فلوریدا سفیری ، پلیس جنوب ایران : اس .پی .آر. ، ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و منصوره جعفری فشارکی (رفیعی )، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٦) زین العابدین بن اسکندر شروانی ، حدائق السیاحة ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٧) عبدالکریم بن علی الرضا شهاوری شیرازی ، تاریخ زندیه : جانشینان کریم خان زند ، چاپ ارنست بئیر، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٨) علیمراد فراشبندی ، تاریخ و جغرافیای برازجان ، شیراز ( بی تا. ) ؛
(٩) محمدنصیربن جعفر فرصت ، آثارالعجم : در تاریخ و جغرافیای مشروح بلاد و اماکن فارس ، چاپ علی دهباشی ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٠) حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(١١) مرکز آمار ایران ، نتایج آمارگیری جاری جمعیت ، ١٣٧٠ ، تهران (منتشر نشده )؛
(١٢) محمدصادق موسوی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمة سعید نفیسی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٣) حسین قلی نظام السلطنه مافی ، خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه مافی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
اسماعیل نورزاده بوشهری ، اسرار نهضت جنوب : سیاسی و تاریخی ، تهران ١٣٢٧ ش .
/ خسرو خسروی /