دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠١٧
بُرَک صَریمی ، حجّاج بن عبدالله (و بنابر برخی منابع عبیدالله ، متوفی ٤٠)، از خوارج ، و بنو صَریم از طایفة بنی سعدبن زید از شاخه های تَمیم (ابن کلبی ، ج ١، ص ٣٣٤ـ٣٣٥، ٣٣٧، ٣٤٦). برک از نخستین خوارجی بود که در کتابهای ملل و نحل اصطلاحاً به آنان «مُحَکِّمة اُولی '» می گویند. شهرت او به این دلیل است که با ابن ملجم و عمروبن بکر تَمیمی (یا زاذویه ) برای کشتن همزمان علی علیه السلام ، معاویه و عمروعاص ، در مکه همپیمان شد. برک کشتن معاویه را برعهده گرفت و به شام رفت (ابن سعد، ج ٣، ص ٢٣؛
طبری ، ج ٥، ص ١٤٣؛
مسعودی ، ص ٤٢٧، ٤٣٦). هر سه نفر در یک شب ، کار خود را آغاز کردند. او در حین نماز به معاویه حمله برد، ولی ضربة خنجرش کارگر نشد و تنها به مقطوع النسل شدن معاویه انجامید که بر حسب روایات تاریخی معاویه تصمیم گرفت از آن پس در درون مقصوره ای نماز بگزارد (طبری ، ج ٥، ص ١٤٩؛
مبرد، ج ٣، ص ١١٧؛
نویری ، ج ٢٠، ص ٢٠٦؛
ابن خلدون ، ج ٢، ص ٦١٨). به گفتة جاحظ ، (ج ٢، ص ١٦١) معاویه دیدن سگی بر روی منبر، را راهنمای خود به این اقدام می دانست ، گرچه پس از حمله برک ، چنین کرده بود.
برک پس از دستگیری ، به امید رهایی از چنگ معاویه ، بیدرنگ ، ماجرای توطئة قتل آن سه تن را نزد او فاش کرد و از وی خواست تا منتظر خبر قتل حضرت علی علیه السلام باشد؛
و نیز پیشنهاد کرد که اگر ابن ملجم موفق نشد، به وی اجازه دهد تا برای قتل علی علیه السلام رهسپار شود، و پس از انجام کار برگردد و خود را به معاویه تسلیم کند. برخی گفته اند که معاویه در همانجا حکم قتل او را صادر کرد (مفید، ج ١، ص ٢٢)؛
بعضی برآن اند که او را به زندان انداخت و پس از دریافت خبر مرگ علی علیه السلام او را آزاد کرد (طبری ، همانجا؛
مسعودی ، ج ٤، ص ٤٣٦ـ٤٣٧). اما طبق روایتی که ظاهراً معروفتر است ، معاویه دستور داد تا دستها و پاها (یا یک دست و یک پا)ی او را قطع کردند و او را به بصره فرستادند (ابن خلدون ، همانجا). برک در آنجا ازدواج کرد و صاحب فرزند شد. اما زیادبن اَبیه ، حاکم بصره ، به این بهانه که برک معاویه را برای همیشه از فرزنددار شدن محروم کرده ، فرمان قتل او را داد (مبرد، همانجا؛
مقدسی ، ج ٥، ص ٢٣١).
منابع :
(١) ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون المسّمی ' کتاب العبر و دیوان المبتدأ والخبر ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٢) ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر ، چاپ ادوارد سخو، لیدن ١٣٢١ـ١٣٤٧/ ١٩٠٤ـ ١٩٤٠؛
(٣) ابن کَلبی ، جَمهرة النسب لاِبن الکَلبی ، ج ١، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٩٨٢ ) ؛
(٤) عمروبن بحر جاحظ ، کتاب الحیوان ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، مصر ١٣٨٥ـ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ١٩٦٩؛
(٥) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم والملوک ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ ١٣٨٧/ ١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(٦) محمدبن یزید مبرد، الکامل ، قاهره ١٣٣٩؛
(٧) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ باربیه دمینار و پاوه دکورتل ، پاریس ١٨٦١ـ١٨٧٧، چاپ افست تهران ١٩٧٠؛
(٨) محمدبن محمد مفید، الارشاد ، قم ١٤١٣؛
(٩) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء و التاریخ ، پاریس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢؛
(١٠) احمدبن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، ج ٢٠، چاپ محمد رفعت فتح الله ، قاهره ١٣٩٥/١٩٧٥.
/ محمود مهدوی دامغانی /