دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٢٠
ثاراللّه ، لقب امام حسین علیه السلام در منابع شیعی . ثار از مادّة «ث أر» است که در آن همزه به الف بدل شده است . ثأر در لغت به معنای خون و خونخواهی و قاتل و دشمن و به صورت (مثلاً ثأرتُ فلاناًبفلانٍ) به معنای کُشتنِ قاتل برای انتقام خون مقتول است (جوهری ؛
ابن فارس ؛
ابن منظور؛
مرتضی زبیدی ، ذیل «ثأر»). خونخواهی و انتقام از عادات عربِ پیش از اسلام و ثار از مفاهیم رایج در فرهنگ آن زمان بوده ، چنانکه در کتب تاریخ و تفسیر گوشه هایی از اعتقادات و رفتارهای عرب جاهلی در این زمینه گزارش شده است ( الموسوعة الفقهیّة ، ذیل «ثأر»؛
نیز رجوع کنید بهجوادعلی ، ج ٥، ص ٥٩٢ ـ٦٠٤)؛
ازاین رو، واژة ثار با تعبیرات متعدد و متنوعی در کتب قدیمی لغت یافت می شود. اگر چه تعبیر ثاراللّه در این کتابها نیامده ، آرای لغویان مشهور در بارة معنای ثار در تعبیرات مشابه ، در بیان معنای آن مورد توجه بوده است .
جوهری (همانجا) ثار را در تعبیر «یا ثاراتِ فلان » به معنای قاتل دانسته است و بیشتر لغت نویسان بعدی به رأی او استناد کرده اند. مشهورترین شاهد مثال برای این تعبیر، «یا ثاراتِ عثمان » است که هم در حدیث و هم در شعر حسّان بن ثابت آمده است ( رجوع کنید به حَسّان بن ثابت ، ج ١، ص ٩٦؛
زمخشری ؛
ابن اثیر، ذیل «ثأر»). ابن اثیر (همانجا) در توضیح این تعبیر دو معنا برای ثار ذکر کرده است : نخست آنکه بر اساس قول جوهری ثار به معنای قاتل است ؛
بنابراین ، منادا در این تعبیر قاتلان عثمان اند که به منظور ایجاد وحشت در دل آنها، مورد خطاب قرار می گیرند. دوم آنکه در این ترکیب ، مضاف (اهل ) حذف شده است که در این صورت مخاطب ، خونخواهان عثمان اند که برای خونخواهی طلبیده می شوند (نیز رجوع کنید به ابن منظور؛
مرتضی زبیدی ، همانجاها). زمخشری (همانجا) این دو وجه را، به ترتیب ، از قبیل استعمال مصدر در معنای اسم مفعول و اسم فاعل دانسته
است . وی عبارت «یالَثاراتِ الحسین » را نیز شاهد مثال آورده و معنای آن را چنین ذکر کرده است : «ای خونهای حسین حاضر شوید که اکنون زمان طلب کردنتان است » (در این باره رجوع کنید بهطهرانی ، ص ١٦٣). هر چند ممکن است «یالَثاراتِ» تسهیل یا تصحیف شدة «یا آل ثاراتِ» باشد ( رجوع کنید به ابن طاووس ، ج ٣، ص ٢٩، پانویس ٥؛
ابن نما، ص ١٠٢، پانویس ٨).
ثاراللّه در احادیث و متون شیعی به عنوان یکی از القاب امام حسین علیه السلام ذکر گردیده است . این تعبیر در برخی زیارات مخصوص امام حسین علیه السلام ، از جمله زیارت عاشورا ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٣٢٨؛
طوسی ، ١٤١١، ص ٧٧٤) و زیارت وارث ( رجوع کنید به مفید، ص ٩٥؛
طوسی ، همان ، ص ٧٢٠) و چند زیارت دیگر ( رجوع کنید به کلینی ، ج ٤، ص ٥٧٦؛
ابن بابویه ، ١٣٦٧ـ ١٣٦٩ ش ، ج ٣، ص ٥١٨؛
ابن قولویه ، ص ٣٦٤)، در عباراتی چون «السلام علیک یا ثارَاللّه و ابنَثارِه » وارد شده است . همچنین شاعر بزرگ شیعی ، ابن رومی (متوفی ٢٨٣؛
ج ٢، ص ٢٧)، در قصیدة بلندی که در رثای یحیی بن عمر (از نوادگان امام حسین علیه السلام که در ٢٥٠ به فرمان حکومت وقت به شهادت رسید) سروده ، این تعبیر را به کار برده است (در بارة این قصیده رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی ، ص ٤٢٠ـ٤٢٩؛
عقّاد، ص ٢١٠ـ ٢١٥).
در مجموع ، لغویان و حدیث شناسان ، پنج وجه معنایی برای ثاراللّه ذکر کرده اند: اول آنکه ثار مصدر و مضافِ آن (اهل ) محذوف است ، در این صورت ثاراللّه یعنی کسی که شایستة آن است که خداوند خونخواهی او را بکند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج ٩٨، ص ١٥١)، دوم آنکه ثار به معنای مفعولی (مثئور) است ، یعنی کشته شده ای که خونخواه دارد و ثاراللّه به کسی گفته می شود که خدا خونخواه اوست ( رجوع کنید به زمخشری ، همانجا)؛
سوم آنکه ثار به معنای مطلقِ خون در نظر گرفته شود، در این حالت ثاراللّه همانند تعبیراتی چون عین اللّه و یداللّه در معنای مجازی به کار رفته است ؛
وجه چهارم آنکه ثار تصحیف ثائر، و «ثاراللّه » مترادف «الثائرُلِلّه » است ، در این صورت ثاراللّه به معنای کسی است که در راه خدا و برای او خونخواهی کرده است (طُرَیحی ، ذیل «ثأر»؛
مجلسی ، همانجا) وجه پنجم آنکه ثار به معنای خونِطلب شده ، است ، در این صورت ، اضافه اش به اللّه از آن جهت است که خداوند ولیّ حقیقی این خون است . میرزاابوالفضل طهرانی (ص ١٦٣ـ١٦٤)، ضمن بیان این پنج وجه ، به ارزیابی آنها پرداخته است . وی قول نخست را به دلیل خلاف ظاهر بودن و قائل شدن به تقدیر نپذیرفته و احتمال دوم را، گر چه مانعی ندارد، به سبب عدم تصریح لغویان بعید دانسته و وجه سوم را به دلیل اینکه ثار به معنای خونِ قابلِ مطالبه و نه مطلق خون است ، دور از صواب شمرده است . در مورد وجه چهارم نیز معتقد است با وجود نسخه های صحیح ، قول به تصحیف در بارة این لفظ چندان پذیرفتنی نیست ، ضمن اینکه از نظر لغوی ( رجوع کنید به زمخشری ، همانجا) ثار به معنای ثائر استعمال می شود، لذا نیازی به قول به تصحیف نیست . از نظر وی قول پنجم ، که به گفتة او پیش از وی سابقه نداشته ، صحیح ترین و مناسب ترین وجه است .
در برخی احادیثِ امامان شیعه علیهم السلام ، که شامل تعلیم کیفیت زیارت مزار امام حسین علیه السلام است و تعبیر ثاراللّه در آنها به کار رفته ، مراد از این تعبیر نیز توضیح داده شده است . مضمون این روایات آن است که امام حسین علیه السلام «ثاراللّه فی الارض » است و خداوند، که خود منتقم خون اوست ، همة انسانها را دعوت به خونخواهی وی می کند و سرانجام اولیای امام حسین علیه السلام انتقام خون وی را خواهند گرفت (برای نمونه رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٣٥٨، ٣٦٠، ٣٨٦؛
مجلسی ، ج ٩٨، ص ١٤٨، ١٦٩). از اقوال ذکر شده در بارة مراد از «ثاراللّه » در این روایات ، آن است که خودِ آن حضرت به امر خدا در دوران رجعت ، انتقام خون خود و خاندانش را از دشمنانش خواهد گرفت ( رجوع کنید به مجلسی ، ج ٩٨، ص ١٥١؛
نراقی ، ص ٣٠٠). به علاوه ، بر اساس حدیثی از امام صادق علیه السلام ، در آیة ٣٣ سورة اسراء («...و مَن قُتِل مَظلوماً فَقَدْ جَعَلن'ا لِوَلیّهِ سُلْطاناً...») مراد از مظلوم ، امام حسین علیه السلام و مراد از ولیّ او امام قائم است که به خونخواهی آن حضرت قیام خواهد کرد ( رجوع کنید به کوفی ، ص ٢٤٠؛
عیاشی ، ج ٢، ص ٢٩٠؛
مجلسی ، ج ٤٤، ص ٢١٨). همچنین طبق احادیث دیگری هنگامی که فرشتگان با دیدن واقعة کربلا اندوهگین شدند و لب به اعتراض گشودند، خداوند به آنان بشارت داد که به وسیلة حضرت قائم از ظالمان به امام حسین علیه السلام انتقام خواهد گرفت ( رجوع کنید به کلینی ، ج ١، ص ٤٦٥؛
ابن بابویه ، ١٣٨٦، ج ١، ص ١٦٠؛
طوسی ، ١٤١٤، ص ٤١٨).
در دورة معاصر، علی شریعتی * (متوفی ١٣٥٦ ش ) بیش از دیگران ، این تعبیر را مطمح نظر قرار داد. وی با توجه به مفهوم ثار در جامعه شناسی و فرهنگ عرب و جریان آن در تاریخ و فرهنگ شیعه ، میان این مفهوم و مفاهیم ثوره و وراثت پیوندی برقرار کرد که به نظر وی تفسیر کنندة فلسفة تاریخ اسلام و انسان از دید شیعی است . به گفتة او تمام داستان زندگی انسان از آدم و ماجرای هابیل و قابیل تا آخرالزمان و تحقق انتقام جهانی ، تلاش برای خونخواهی است ، همچنانکه سراسر تاریخ شیعه پر از خونریزیها و در نتیجه ثارهایی است که از هر نسل به نسل بعدی به ارث می رسد. اما تفاوت این ثارها با ثارهای دیگر نظیر آنچه در عصر جاهلیت رواج داشته ، آن است که اینها ثاراللّه اند. در این میان امام حسین علیه السلام ، که حلقه ای از زنجیر طولانی آدم علیه السلام تا آخرالزمان است ، وارث این خونهاست که خودش
نیز به صورت ثار (ثاراللّه ) در آمده است ( رجوع کنید به شریعتی ، ص ٩٥ـ١٠٦). علی اکبربن محمدامین لاری در قرن سیزدهم رساله ای با نام شرح حدیث « یا ثارَاللّه و ابنَثارِه » نوشته که موضوع اصلی آن اثبات طهارت خون امامان و مباحثی در اثبات عصمت آنان است (حسینی اِشْکَوَری ، ج ١١، ص ٩٩ـ١٠٠).
منابع :
(١) ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والاثر ، چاپ صلاح بن محمدبن عویضه ، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢) ابن بابویه ، علل الشرایع ، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٣) همو، کتاب من لایحضره الفقیه (ترجمه و متن )، ترجمة محمدجواد غفاری ، صدر بلاغی ، و علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦٧ـ١٣٦٩ ش ؛
(٤) ابن رومی ، دیوان ، چاپ عبدالامیر علی مهنا، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٥) ابن طاووس ، اقبال الاعمال ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، قم ١٤١٤ـ١٤١٦؛
(٦) ابن فارس ؛
(٧) ابن قولویه ، کامل الزیارات ، چاپ جواد قیومی ، قم ١٤١٧؛
(٨) ابن منظور؛
(٩) ابن نما، ذوب النضار فی شرح الثار ، چاپ فارس حسون کریم ، قم ١٤١٦؛
(١٠) ابوالفرج اصفهانی ، مقاتل الطالبیین ، چاپ کاظم مظفر، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(١١) جوادعلی ، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بغداد ١٤١٣/ ١٩٩٣؛
(١٢) اسماعیل بن حماد جوهری ، الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیة ، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ١٣٧٦، چاپ افست بیروت ١٤٠٧؛
(١٣) حسّان بن ثابت ، دیوان ، چاپ ولید عرفات ، لندن ١٩٧١؛
(١٤) احمد حسینی اشکوری ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی ، قم ١٣٥٤ـ١٣٧٦ ش ؛
(١٥) محمودبن عمر زمخشری ، اساس البلاغة ، مصر ١٩٧٢ـ١٩٧٣؛
(١٦) علی شریعتی ، حسین وارث آدم ، تهران ١٣٨١ ش ؛
(١٧) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٨) محمدبن حسن طوسی ، الامالی ، قم ١٤١٤؛
(١٩) همو، مصباح المتهجد ، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٢٠) ابوالفضل بن ابوالقاسم طهرانی ، شفاءالصدور فی شرح زیارة العاشور ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢١) عباس محمود عقاد، ابن الرومی : حیاته من شعره ، مصر ١٣٧٦/١٩٥٧؛
(٢٢) محمدبن مسعود عیاشی ، کتاب التفسیر ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ١٣٨٠ـ١٣٨١، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٣) کلینی ؛
(٢٤) فرات بن ابراهیم کوفی ، تفسیرفرات الکوفی ، چاپ محمدکاظم محمودی ، تهران ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٥) مجلسی ؛
(٢٦) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٧) محمدبن محمد مفید، کتاب المزار ، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی ، قم ١٤٠٩؛
(٢٨) الموسوعة الفقهیة ، ج ١٥، کویت : وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة ، ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٢٩) محمدمهدی بن ابی ذر نراقی ، مشکلات العلوم ، چاپ حسن نراقی ، تهران ١٣٦٧ ش .
/ مهرداد عباسی /