دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٦٦
جواهر الكلام (یا جواهرالكلام فی شرح شرائع الاسلام) ، اثری جامع و استدلالی در فقه امامی، نوشته محمدحسن نجفی *، معروف به صاحب جواهر، فقیه بزرگ امامی قرن سیزدهم. این كتاب شرح مبسوطِ شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام محقق حلّی (متوفی ٦٧٦) است. در دوره پیش از صاحب جواهر، به سبب عواملی چون نهضت علمی آقامحمدباقر بهبهانی *و مقاومت سرسختانه او و پیروانش در برابر اخباریان، عوامل سیاسی و تحقق امنیت نسبی، زمینه رشد و شكوفایی حوزههای علمی شیعه فراهم شده بود. صاحب جواهر در عصری میزیست كه از یك سو به دلیل تلاشهای شاگردان وحید بهبهانی، حوزه علمی نجف، بهویژه در عرصه فقه و اصول و ادبیات، در اوج تحول و نشاط علمی بود و از سوی دیگر، چندین اثر مبسوط و ابتكاری در فقه و اصول تألیف شده بود، از جمله كشفالغطاء عن مبهمات الشریعه الغرّاء شیخ جعفر نجفی، مفتاح الكرامه سید محمدجواد عاملی، القوانین المحكمه میرزا ابوالقاسم قمی، ریاضالمسائل فی بیان الاحكام بالدلائل سیدعلی طباطبائی و الدره النجفیه سیدمحمدمهدی بحرالعلوم ( رجوع کنید به نجفی، ١٩٨١، ج ١، مقدمه مظفر، ص ٨ ـ١٣).
بر پایه آنچه از صاحب جواهر نقل شده، وی ابتدا نمیخواسته شرحی بر شرایع بنگارد، بلكه بر آن بوده تا برای مراجعات شخصی خود، یادداشتهایی در مباحث گوناگون فقهی تنظیم كند (حرزالدین، ج ٢، ص ٢٢٦؛ آل محبوبه، ج ٢، ص ١٣٣). مظفر (نجفی، ١٩٨١، ج ١، مقدمه، ص ١٦ـ١٧) شیوه تألیف كتاب را مؤید این نكته دانسته است. صاحب جواهر در مقدمه (ص ٢ـ ٣)، سبب گزینش شرایع را به عنوان متن، جامعیت، استواری مباحث، شیوایی نثر و نیز توجه و اهتمام خاص فقها به آن دانسته و غرض خود را از تألیف جواهر ، آشنا كردنِ فقهدانان با فواید و دقایق پنهان شرایع ، تبیین ادله مسائل آن، توضیح لغزشهای شارحان آن و پرداختن به اقوال فقها و مستندات آنها به گونهای موجز، ذكر كرده است.
مشهور است كه نجفی تألیف جواهر را در ٢٥ سالگی آغاز كرده است (آقابزرگ طهرانی، ج ٥، ص ٢٧٦). محمدباقر خوانساری (ج ٢، ص ٣٠٥) نیز نوشته كه او در ١٢٦٢ حدود هفتاد سال داشته؛ بنابراین، آغاز تألیف كتاب را سال ١٢١٧ حدس زدهاند ( رجوع کنید به جواهرالكلام فی ثوبهالجدید، ج ١، ص ٧٢)، ولی به نظر آقابزرگ طهرانی (ج ٥، ص ٢٧٥ـ٢٧٦) قرائنی نشان میدهد كه وی تنها بخشی از مبحث طهارت را در زمان حیات استادش، شیخ جعفر كاشفالغطاء، تألیف كرده بوده، پس تألیف كتاب مدتی پیش از ١٢٢٧ آغاز شده بوده است.
از تاریخهایی كه مؤلف، بر پایه نسخههای معتبر كتاب، برای انتهای تألیف مجلدات مختلف آن ذكر كرده است، برمیآید كه او مباحث را دقیقاً مطابق با ترتیب شرایع تألیف نمیكرده است. مثلاً نگارش بخشی از مبحث نماز و همه مبحث نكاح در سال ١٢٤٧، مبحث قضا در ١٢٥٠، مبحث دیات در ١٢٥٤ و مبحث حج در ١٢٥٦ به پایان رسیده و آخرین مبحثی كه نگاشته شده، جهاد و امر به معروف و نهی از منكر بوده كه در ١٢٥٧ خاتمه یافته است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج ٥، ص ٢٧٦ـ٢٧٧؛ نیز رجوع کنید به نجفی، ١٩٨١، ج٢٠، ص٤٦٨، ج٢١، ص٤١٠، ج٣١، ص٣٩٨، ج ٤٣، ص ٤٥٣). برخی ارجاعات متن كتاب ( رجوع کنید به ادامه مقاله) نیز مؤید این نكته است. بدین ترتیب، تألیف آن بیش از سی سال به طول انجامیده است.
جواهر شرحی مزجی است و از اینرو، فصلبندی و ترتیب ابواب آن همانند خود شرایع و شامل چهار بخش كلی عبادات، عقود، ایقاعات و احكام است (برای تفصیل مطلب رجوع کنید به شرایعالاسلام*). صاحب جواهر در ذیل تعابیر و اصطلاحات مهم در متن شرایع، بهویژه آنها كه موضوع احكام فقهی است، به استناد منابع لغت و اصطلاحشناسی، به نقل و تحلیل دیدگاههای گوناگون در باره معنای مراد از این اصطلاحات و احیاناً نقد آنها پرداخته است. در موارد بسیاری به توضیح كوتاه متن بسنده نشده و پس از پایان یافتن جمله یا عبارت متن و ذكر یك حكم شرعی یا مسئله فقهی، در باره آن به گونه مبسوطتری توضیح داده شده است كه معمولاً شامل تمام یا بخشی از این موضوعات میشود: اجماعی یا اختلافی بودن حكم، ادله حكم مذكور، دیدگاههای گوناگون فقهی در باره آن با اشاره به نام فقهای موافق و مخالف یا آثار آنها و توضیح و تحلیل و نقد دلایل و مستندات آنان. شرح و تبیین احكامی كه چندان مهم و مناقشه برانگیز نبوده، مفصّل نیست ولی در پارهای از موارد، بهویژه در مباحث عبادات، بسیار طولانی است (برای نمونه رجوع کنید به ١٩٨١، ج ٢، ص ١١٤ـ١٣٧، ج ٧، ص ١٧١ـ ١٧٩، ج ١١، ص ١٥١ـ١٩٣).
صاحب جواهر در موارد بسیاری توضیح مطلب را به مباحث قبلی (برای نمونه رجوع کنید به ج ٨، ص ٧٣، ٧٥، ج ١٧، ص ١٨٩، ج ٢١، ص ١٥٦) یا بعدی (برای نمونه رجوع کنید به ج ٨، ص ٧٣، ج ١٢، ص ٢٦٠، ج ٢٥، ص ٢٦٠) احاله كرده و در مواردی (برای نمونه رجوع کنید به ج ٣٨، ص ٥١ ـ٥٢) عنوان مسئله ارجاع شده را ذكر كرده است. همچنین گاهی پس از توضیحی اندك در باره موضوع مورد بحث، تفصیل مطلب را به جای خود ارجاع داده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢٥، ص ١٥٩، ج ٢٦، ص ٢٧٤). نجفی چه بسا بر سخن محقق حلّی قیدی زده كه اغلب برای تبیین بیشتر مطلب است، ولی گاه ناشی از اختلافنظرش با او و از باب مناقشه است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٧، ص ١٠٣ـ١٠٤، ج٤٠، ص ٣٨٧، ج ٤١، ص ٤٠٣). در پارهای از موارد، نقد او بر نظر اجتهادی محقق حلّی، بسیار صریح است (برای نمونه رجوع کنید به ج٨، ص٢٩٥، ج١٦، ص٢١٤، ج٣٠، ص٢٧٤).
مهمترین ادله مورد استناد در جواهرالكلام عبارتاند از: قرآن، سنّت، اجماع یا شهرت منقول و مُحَصَّل، سیره متشرعه، سیره (بنای) عقلا و اصول عملی مانند اصل برائت، استصحاب و اشتغال. از ادله دیگر، كه استناد به آنها در این كتاب كم نیست، این موارد شایان ذكر است: «ضروری دین» (برای نمونه رجوع کنید به ج٣، ص٢٢٥، ج١٦، ص١٣٤، ٣٥٣، ج٤١، ص ٣٤)، «ضروری مذهب» (ج ٦، ص ٥٦، ج ١٣، ص ٢، ج ٣٤، ص ١٠٨)، «اجماع مسلمین» (ج٢، ص١٥، ج١٣، ص٢٩٨، ج٣٩، ص٦) و«اجماع مُركَّب» (ج١،ص٢٠٣،ج٣، ص ١١٥، ج١١، ص٢١). بهرهگیری از عامل «عرف»، بهویژه برای شناخت موضوعات احكام، نیز در جواهر شیوع دارد، البته اعتبار عرف از دیدگاه صاحب جواهر منوط به وجود شرایطی است (رجوع کنید به ج٣، ص٥١، ج ٩، ص ٢٤٥؛
نیز رجوع کنید به كلانتری ارسنجانی، ص ١١٦ ـ ١٢٤؛
بنای عقلا *؛
عرف*). استناد به قواعد فقهی، از جمله قاعده لا ضرر، نیز در این كتاب چشمگیر است (موسوی خلخالی، ص ٢٢).
بخش مهمی از مباحث جواهرالكلام را بحث و تحلیل در باره چگونگی استنباط احكام فقهی از احادیث تشكیل داده است كه عمدتاً به بررسی دلالت احادیث بر آن احكام و حل تعارض احادیث با یكدیگر یا با ادله دیگر اختصاص دارد. بحث تفصیلی در باره سند احادیث در این كتاب كمتر دیده میشود (برای نمونههایی از بحث تفصیلی در باره سند رجوع کنید به ج ٤، ص ٨ ـ٩، ج٦، ص ٧٤، ج ١٤، ص ٣٣٨). این امر، همچنانكه از تعابیر صاحب جواهر برمیآید، نتیجه منطقی این دیدگاه اصولی اوست كه ضعف سند احادیث با اجماع (برای نمونه رجوع کنید به ج ٤، ص١٤٢، ج١١، ص٤٠٥ـ٤٠٦، ج١٩، ص٤٠٦) یا شهرت (ج١، ص ٢٦، ج ٢٠، ص ٢٦٦، ج ٤١، ص ١٤٣، ١٩١) یا فتوای فقها (ج ١٢، ص ٤١٠، ج ٢٠، ص ٣٦٢) جبران شدنی است. به نظر برخی محققان(برای نمونه رجوع کنید به بروجردی، المستند، در موسوعه، ج ٢٢، ص ٣٠٥؛
محمدتقی خوئی، مبانی العروه الوثقی، در همان، ج ٣٢، ص ٢٨) كاربرد اصطلاحات حدیثی (مانند مضمر، خبر، صحیح، صحیحه، حسنه و موثق) در باره احادیث ذكر شده در آن، در مواردی با تسامح یا بیدقتی همراه است.
بخش قابل توجهی از جواهر را نقل اقوال فقهای امامی، مستقیم یا غیرمستقیم و گزارش گونه، تشكیل داده است. غرض مؤلف از این كار، حل تعارض میان آرای فقها یا آثار آنان، نقد دیدگاههای آنها یا تأیید دیدگاه محقق حلّی یا خودش است. آرای فقهای متقدم و متأخر شیعه و حتی شماری از معاصران وی در این اثر مورد توجه قرار گرفته است ( رجوع کنید به ادامه مقاله). دیدگاههای شارحان شرایع بهویژه آرای شهید ثانی (متوفی ٩٦٥) در مسالك الافهام و سید محمدبن علی موسوی عاملی (متوفی ١٠٠٩) در مدارك الاحكام بسیار نقل و نقد شده است. صاحب جواهر همخوانی یا ناهمخوانی آرای محقق را در شرایع با دو اثر دیگرش المختصر النافع و المعتبر یادآور شده است (برای برخی موارد ناهمخوانی با المختصر النافع رجوع کنید به ج ٢، ص ٧٦، ج ١١، ص ٣٥٨، و با المعتبر رجوع کنید به ج ١، ص ٢٣٣، ٣٣٥، ج ١٥، ص ٣١).
چه بسا صاحب جواهر برای آرای فقهی، حتی اقوالی كه نپذیرفته، ادلهای فرضی آورده و تحلیل و نقد كرده است. او گاه آرا و استدلالهایی را بدون ذكر قائلان آن نقل كرده (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٩٢ـ١٩٣، ج ٣، ص ١٨٣، ج ٢٨، ص ٣٠٠) و گاه هیچ قائلی برای یك نظر نیافته است ( رجوع کنید به ج ١، ص ٣٦٥، ج ١٣، ص١٠٧). در موارد متعددی صرفاً مردود بودن یك دیدگاه، بدون ذكر دلیل، مطرح شده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٨، ص ٩٦، ج١٠، ص ٢٢٩، ج ٢٤، ص ٨٦، ج ٤٣، ص ٣٧). در پارهای موارد، انتقاد صاحب جواهر از فقهای پیشین ( رجوع کنید به ج ٨، ص١٤٠، ج١١، ص ١٧٨، ج ١٢، ص ١٩١ـ١٩٢، ج ١٩، ص٣٧) یا معاصر خود (ج٨، ص١٨٧، ٣٠٠، ج ١١، ص ٤٢٢) بسیار تند و صریح است.
علاوه بر آرای فقهای امامی، در شماری از احكام، اقوال مذاهب دیگر از جمله زیدیان ( رجوع کنید به ج ٧، ص ١٤، ج ٣٠، ص ٢) و نیز برخی فقهای بزرگ اهل سنّت از جمله ابوحنیفه و شافعی ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٢٠٤، ج ٣، ص ٢٣٨، ٢٩٨، ج ٤، ص ٢٧٣) مورد توجه قرار گرفته است. نقل دیدگاههای اهل سنّت به مواردی كه احتمال تقیه در احادیث مطرح بوده، اختصاص ندارد (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٥٥ ـ٥٦، ج ١٢، ص ٤٥٧، ج ٢٣، ص ٣٢).
صاحب جواهر در ضمن بحث در باره هر مسئله، نظر خود را بیان كرده كه در بیشتر موارد مطابق با نظر اجماعی یا مشهور فقیهان امامی است. از اینرو، برخی فقها وی را «سخنگوی دیدگاه مشهور» (لسانالمشهور) خواندهاند ( رجوع کنید به حائری، ص ٥٣٣؛
امام خمینی، كتاب الخلل فیالصّلوه، ص ١٣٩؛
جوادی آملی، ج ٣، ص ٤). او در چند جای جواهرالكلام (برای نمونه رجوع کنید به ج ٧، ص ٣٤٣، ج ١٦، ص ٧١)، محقق اردبیلی و پیروان مكتب فقهی او (یا «اَتْباعالمقدس» به تعبیر او رجوع کنید به ج ٧، ص ٣٤٣) را به دلیل نپذیرفتن برخی احكام اجماعی نكوهیده است. با این همه، گاهی خود نیز رأی مشهور را رد كرده است (برای نمونه رجوع کنید به حائری، همانجا).
برخی مبانی و دیدگاههای صاحب جواهر در باره مسائل فقهی یا اصولی در جواهرالكلام انعكاس یافته است. از جمله آرای فقهی اوست: مشروط نبودن تصدی امر قضا به اجتهاد (ج ٤٠، ص ١٦، ١٩)، كافی نبودن معاطات برای تحقق عقد بیع (ج ٢٢، ص ٢٤٤)، اصلِ كبیره بودنِ گناهان مگر در مواردِ استثنا شده (ج ٤١، ص ٤٥) و وسیع بودن دامنه اختیارات حاكم شرعی ( رجوع کنید به بحرالعلوم، ص ٢١٢). نجفی در برخی موارد به مناسبت ضرورت بحث، به مبحث اصول پرداخته است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٠٧، ج ٥، ص ٢١٥)، ولی در بیشتر مباحث تنها به دیدگاه اصول خود اشاره كرده و تفصیل بحث را به محاضرات و دروس اصول خود (برای نمونه رجوع کنید به ج ١١، ص ٣٠٦، ج ١٥، ص ٤٥٩، ٤٩٤، ٥٣٧، ج ١٩، ص ٣١٣، ج ٣٥، ص ٣٣١) یا آثار مكتوبش در علم اصول (رجوع کنید به ج ١٩، ص ٣٨٤، ج ٢٠، ص ٣٦٧، ج ٣٣، ص ١٦٧) واگذارده است. همچنین وی از رسالههایی اصولی یا فقهی كه نگاشته یا قصد نگارش آنها را داشته، گزارش داده است ( رجوع کنید به ج ٣، ص ٣٦١، ج ٥، ص ٢١٦، ج ٨، ص ٢٨٥ـ٢٨٦).
برخی از مهمترین دیدگاههای اصولی صاحب جواهر، كه در جای جای كتاب ذكر شده و با توجه به از میان رفتن كتاب او در علم اصول ( رجوع کنید به نجفی، ١٩٨١، ج ١،همان مقدمه، ص ٨)، اهمیتی خاص دارد، چنین است: جواز تسامح در ادله سنن (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ٣٢٨، ج ٤، ص ٢١٤)، حجت نبودن مفهوم لقب (ج ٣٩، ص ١٠١) و مفهوم وصف (ج ١٢، ص ٤٢٨، ج ٤٠، ص ١١٢)، معتبر بودن «حدیث موثق» حتی اگر «حدیث صحیح» نباشد (ج ٢٩، ص ٢٩٢، ج ٣٦، ص ٣٥٣)، جواز تخصیص قرآن به خبر واحد (ج ٣٣، ص ٢٥٤، ج ٣٤، ص ٣٤، ج ٤٢، ص ١٩٠) و ضرورت قصد امتثال امر در عبادات (ج ٢، ص ٨٧ ـ ٨٨، ج ٩، ص ١٥٥؛
نیز برای برخی آرای دیگر رجوع کنید به ج ٦، ص ١٩٤، ج ١١، ص ٤٧٣، ج ٢٦، ص ١٩، ج ٢٨، ص ١٠٤). صاحب جواهر از كاربرد دقتهای فلسفی و عقلی در فرایند استنباط احكام به شدت انتقاد كرده است ( رجوع کنید به ج ٧، ص ٢١٠، ج ٨، ص ٢٨٥، ٢٨٩، ج ٩، ص ٤٠٠، ج ٣٣، ص ٥٦).
در جواهرالكلام علاوه بر مباحث فقهی و اصولی و قرآنی و حدیثی و ادبی، مطالب متنوع دیگری نیز به چشم میخورد. صاحب جواهر گاه به مناسبت بررسی مفهوم احادیث و استنباط احكام فرعی از آنها، به عرف زمان خود توجه كرده و به برخی از عادات و سنّتهای متداول در آن عصر اشاره نموده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٤، ص ٣٣٠، ج ٦، ص٤٠، ج ١٥، ص ١٧٧، ج ٣٦، ص١٢٠). گاه حوادث مهم عصر خود، مانند واقعه شیوع بیماری طاعون در نجف، را یادآور شده است ( رجوع کنید به ج ٣١، ص ٣٩٨). در مبحث نماز، وی به مناسبت ذكر امارات قبله، زاویه انحراف قبله شهرهای متعددی را در جهان اسلام از پارهای منابع نقل كرده كه البته عاری از دقت است ( رجوع کنید به ج ٧، ص ٣٦٩ـ٣٧١). او در دو جا (ج ١٢، ص ١٧٥، ج ٢٩، ص ٣١٣) ابوالحسن شریف فتونی عاملی (متوفی ١١٣٨) را جد خود شمرده است. در جایی دیگر (رجوع کنید به ج ٣، ص ٦)، زمان انحصار مذاهب اهلسنّت را به چهار مذهب، اوایل قرن هفتم دانسته است.
از ویژگیهای مهم جواهرالكلام ، شمول آن بر فروع فقهی بسیار در هر موضوع است، به گونهای كه برخی مسائل كه در منابع فقهی دیگر اصلاً مطرح نشده، در این كتاب یافته میشود (رجوع کنید به جواهرالكلام فی ثوبهالجدید، ج ١، ص ٨٠؛
غفوری، ص ٩٥). صاحب جواهر علاوه بر مسائل جزئی فقهی كه در ذیل متن شرایع مطرح كرده، در برخی موارد خود بابی گشوده (با عنوان فائده، فوائد و مانند اینها) و مسائلی را كه محقق حلّی و فقهای دیگر بدان نپرداختهاند، مطرح نموده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٢٩٩ـ ٣٠٨، ج ١٢، ص ٣٠٥ـ٣١٢، ج ١٥، ص ٣٨٨، ج ٢٧، ص ٤٨ـ٤٩، ج ٢٨، ص ٤٠٣). وی گاهی به مسائلی كه در زمان خود مطرح بوده، پرداخته و بدانها پاسخ داده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٣٦، ص ١٠٩، ١٥٣).
یكی دیگر از ویژگیهای جواهرالكلام ، كاربرد فراوان تعابیر اختصاری در مورد نام اشخاص و آثار علمی است، مانند تعبیر «فاضل» برای علامه حلّی، «فاضلان» برای محقق حلّی و علامه حلّی، «خراسانی» برای فاضل سبزواری (متوفی ١٠٩٠)، «فاضل معاصر» برای سیدعلی طباطبائی معروف به صاحب ریاض (متوفی ١٢٣١) و «شارحُالدُّروس» برای آقاحسین خوانساری (متوفی ١٠٩٨؛
برای فهرست كامل این اختصارات رجوع کنید به معجم فقهالجواهر، ج ١، ص ١٩ـ٣١). از اختصارات مهم و پرشمار در جواهرالكلام ، تعبیر «متأخّران» (المُتَأخّرون) است به معنای فقهایی كه از نیمه دوم قرن هفتم تا اوایل قرن دهم میزیستهاند، یعنی از زمان محقق حلّی تا پیش از محقق كركی (متوفی ٩٤٠؛
رجوع کنید به ج ٢، ص ٢٦٢، ج ١٥، ص ٨٢، ج ٢٨، ص ٤٣٧، ج ٣٦، ص ١٤٢؛
قس معجم فقهالجواهر، ج ١، ص ٣١) و همچنین تعبیر «متأخران از متأخران» (متأخّرُ و المتأخرین) به مفهوم فقهایی كه از زمان محقق كركی تا عصر صاحب جواهر بودهاند ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٣٦٩، ج ٣، ص ١٦٩، ج ٤، ص ٢٢٠؛
قس معجم فقهالجواهر، همانجا). البته تتبع موارد كاربرد این اختصارات در جواهرالكلام نشان میدهد كه واژگان مزبور در این كتاب در همه موارد به معنای دقیق خود به كار نرفته است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٤، ص ١٣٤، ج ٥، ص ٨٨، ج ٧، ص ١٠٧؛
نیز برای ویژگیهای دیگر جواهر الكلام رجوع کنید به جواهرالكلام فی ثوبه الجدید، ج ١، ص ٨٠ ـ ٨١؛
استرآبادی، ص ١٦٧).
منابعی كه نام آنها در جواهر آمده و مستقیم یا غیرمستقیم از آنها استفاده شده، طیف گستردهای از منابع فقهی، اصولی، كلامی، قرآنی، حدیثی، تاریخی و ادبی را دربرمیگیرد. بخش مهمی از این منابع، كتب فقهی فقهای مشهور شیعه از عصر امامان علیهمالسلام تا زمان مؤلف است. از میان فقهای متقدم، آثار متعددِ كسانی چون شیخ صدوق، شیخمفید، سیدمرتضی و شیخطوسی و از فقیهان اعصار بعد، كسانی مانند محقق حلّی، علامه حلّی، یحییبن سعید حلّی، شهید اول، شهید ثانی، محقق اردبیلی، فیض كاشانی، محمدباقر مجلسی و محمدباقر سبزواری بسیار مورد نقل و استناد قرار گرفته است. علاوه بر الحدائق الناضره شیخ یوسف بحرانی (متوفی ١١٨٦) و مشارق الشموس آقاحسین خوانساری و ریاض المسائل سیدعلی طباطبائی، بهرهگیری صاحب جواهر از آثار متعدد وحید بهبهانی و شاگردانش، كه از استادان او به شمار میروند، چشمگیر است. از منابع فقهی اهلسنّت، كه معمولاً با واسطه از آنها نقل قول میشود، نام منابع فقه شافعی و حنفی بیشتر به چشم میخورد (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢٠، ص ١٩١، ٣٠٣، ج ٤٠، ص ٣٤٨). همچنین رسالههای فقهی متعددی در كتاب ذكر و از آنها نقل قول شده است.
شماری از منابع اصول فقه، از جمله الذریعه شریفمرتضی و عده الاصول شیخ طوسی و نیز برخی منابع آیات الاحكام، از جمله فقهالقرآن قطب راوندی (متوفی ٥٧٣) و كنزالعرفان فاضل مقداد (متوفی ٨٢٦) و تفاسیری چون التبیان شیخ طوسی، مجمعالبیان طبرسی (متوفی ٥٤٨) و الكشاف زمخشری از دیگر آثار مورد استناد در این كتاب است.
آثار حدیثی مهمی چون كتب اربعه، بحارالانوار مجلسی و وسائلالشیعه حرّعاملی، برخی منابع حدیث اهلسنّت و آثار شیخ طوسی و نجاشی در علم رجال از دیگر منابع مورد استناد صاحب جواهرند. استفاده یا نقل قول او از منابع ادبی و اصطلاحشناسی، بهویژه در برخی مباحث،بسیار گسترده است و شمار زیادی از منابع متقدم مانند كتابالعین خلیلبن احمد و تهذیباللغه ازهری و منابع جدیدتر از جمله الطراز سیدعلیخان مدنی (متوفی ١١٢٠)، مجمعالبحرین طریحی و المصباحالمنیر فیومی را دربرمیگیرد.
برخی منابع فارسی زبان نیز در آن ذكر شدهاند، از جمله روضالجنان ابوالفتوح رازی (متوفی پس از ٥٥٢)، جامع عباسی شیخ بهائی و حدیقه المتقین مجلسی اول. اشعار موجود در كتاب، به ویژه در مباحث طهارت و نماز، عمدتاً منقول از اثر منظوم فقهی بحرالعلوم، الدرّه النجفیه،است، جز مواردی اندك كه اشعار غیرفقهی آمده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣، ج ٧، ص ٥، ج ١١، ص ٧٥). آثاری كه نام آنها در جواهرالكلام آمده، در كتاب التعریف بمصادر الجواهر (ص ٢٢١) معرفی شده و تعدادشان ٥٥١ اثر ذكر شده است، هر چند شماری از آن آثار از قلم افتادهاند، از جمله نهایه الوصول فی علمالاصول علامه حلّی ( رجوع کنید به نجفی، ١٩٨١، ج ١٥، ص ٤١٨) و شرح الكافیه رضیالدین استرآبادی معروف به نجمالائمه (متوفی ٦٨٦؛
رجوع کنید به همان، ج ٧، ص ١٩٢، ج ١١، ص ٤٤ـ٤٥، ج ٣٥، ص ٩٥ـ٩٦).
با این همه، بسیاری از آثار یاد شده را نمیتوان مأخذ و منبع جواهرالكلام به شمار آورد، زیرا تعابیر نجفی (از جمله: المَحْكی عَنْ، مایحكی' عن) در این كتاب به خوبی نشان میدهد كه وی از شمار قابل توجهی از این منابع با واسطه نقل قول كرده است. بر این اساس، بیشتر این آثار را باید منبع با واسطه جواهرالكلام دانست. از برخی معاصران صاحب جواهر نقل شده كه وی اعتماد خاصی به كتاب كشفاللثام فاضل هندی (متوفی ١١٣٧) داشته و پیش از مطالعه آن به تألیف نمیپرداخته است (نوری، ج ٢، ص ١٤٥ـ١٤٦)؛
كثرت موارد نقل قول او از این اثر (رجوع کنید به فاضل هندی، ج ١، مقدمه جعفریان، ص ٣٢ـ٣٣) مؤید این قول است. همچنین گفتهاند كه وی از جامعالمقاصد محقق كركی، مسالك الافهام شهید ثانی، مداركالاحكام سید محمدبن علی موسوی عاملی و مفتاحالكرامه سیدمحمدجوادبن محمد حسینی عاملی همواره بیواسطه استفاده میكرده است (رجوع کنید به حرزالدین، ج ٢، ص ٢٢٥ـ٢٢٦؛
حسینیعاملی، ج ١، مقدمه خالصی، ص ١٠). در موارد متعدد نیز از در اختیار داشتنِ نسخههای معتبر منابع حدیثی خبر داده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢٣، ص ٣٠٩، ج ٣٧، ص ١٠٢، ج ٤٣، ص ٢٣، ٢٧).
جواهرالكلام پس از تألیف، بسیار مورد اقبال و ستایش عالمان شیعه قرار گرفت، كه از یك سو به دلیل شخصیت مؤلف آن ( رجوع کنید به نجفی*، محمدحسن) بود و از سوی دیگر به دلیل ویژگیهای انحصاری آن. این كتاب را اثری بینظیر در تاریخ اسلام، بزرگترین اثر فقهی (آقا بزرگ طهرانی، ج ٥، ص ٢٧٦؛
نجفی، ١٩٨١، ج ١، همان مقدمه، ص ١٣)،معجزهای پایدار، برترین شگفتی عصر خود (نوری، ج ٢، ص ١١٥؛
آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٩) و مظهر نبوغ یك انسان (مطهری، ج ٣، ص ٨١) برشمرده و گفتهاند كه هیچ فقیهی برای استنباط فقهی بینیاز از این كتاب نیست و با داشتن این كتاب، چندان به اثر دیگری نیاز ندارد ( رجوع کنید به جواهرالكلام فی ثوبه الجدید، ج ١، ص ٦٩ـ٧٢). شهرت و مقبولیت جواهرالكلام چنان فراگیر شد كه نام مؤلف آن و خاندانش را ذیل خود قرار داد و نجفی در زبان فقها به صاحب جواهر معروف شد.
دیدگاهها و استدلالهای صاحب جواهر در جواهرالكلام پس از وی در دروس و آثار فقهی و محافل علمی فقهای امامی مورد مراجعه و بحث و نقد قرار گرفته و میگیرد، مثلاً سیدمحمدكاظم طباطبائی یزدی كه در العروه الوثقی كمتر به نام فقها اشاره كرده، آرا و استنباطهای مذكور در جواهرالكلام را بسیار مورد توجه قرار داده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ٤٢٨، ٤٣٥، ٤٨٨، ٤٩٢، ٥١٢، ٥٤١، ٦٤٥، ٧٧٠). شیخ مرتضی انصاری (متوفی ١٢٨١) در كتاب المكاسب بارها بدون تصریح به نام صاحب جواهر (با تعابیری چون «بعضالمعاصرین» كه مراد از آن را صاحب جواهر دانستهاند رجوع کنید به مامقانی، ج ٢، ص ٣١٦، ٣٣٧،٤٧٦؛
طباطبائی یزدی،١٣٧٨، ج ٢، ص ٢٤، ٢٩) دیدگاههای وی، از جمله نظر او در باره معاطات، را بررسی و نقد كرده است ( رجوع کنید به ج ٣، ص ٢٥، ٢٦٤، ٣٢٦، ج ٥، ص ١٤٠، ١٧٣ ـ ١٧٤). سیره فقهای بعد نیز چنین بوده است (برای نمونه رجوع کنید به مامقانی، ج٢، ص ١٨٠؛
توحیدی،ج ٢، ص ٩٢؛
سبزواری، ج ٥، ص ٦٤، ج ١١، ص ٢٧٣، ج ١٩، ص ٢٩٦)، هر چند برخی فقها در پارهای موارد به دفاع از دیدگاههای صاحب جواهر برخاستهاند (برای نمونه رجوع کنید به امام خمینی، كتابالطهاره، ج ٣، ص ٤١٥ـ٤١٦؛
غروی تبریزی، التنقیح، در موسوعه، ج ٩، ص ٣٠؛
توحیدی، ج ٥، ص ٢٧٢).
پارهای از آرای اصولی صاحب جواهر نیز از جانب شیخ انصاری (١٤١٩، ج ٣، ص ٢٥٢، ٣٦٥) و فقهای دیگر (رجوع کنید به حكیم، ج ١، ص ٤٦١؛
طباطبائی حكیم، ج ٤، ص ٩٩، ١٠١؛
فیاض، ج ٢، ص ٣٧٩) تحلیل و نقد شده است، از جمله این دیدگاه او كه ضعف سند حدیث با اجماع یا شهرت قابل جبران است ( رجوع کنید به توحیدی، ج ١، ص ٥١٣) یا اصرار او بر استناد احكام فقهی به اجماع، در حالی كه در برخی موارد اصلاً اجماع تحقق نیافته (رجوع کنید به غروی تبریزی، التنقیح، در موسوعه ، ج ٩، ص ٣٤٠) یا مستند به ادلهای است كه خود مناقشهپذیر است ( رجوع کنید به موسوی بجنوردی، ج ٢، ص ٣٢١، ج ٤، ص ٣٣٧، ج ٥، ص ٢٨٦ـ٢٨٧؛
خلخالی، المعتمد، در موسوعه ، ج ٢٩، ص ١٧٤).
برخی فقها بر آناند كه در پارهای موارد میان آرای صاحب جواهر در جواهرالكلام با فتاوای او در نجاه العباد، كه وی خود آن را (ص ٢) چكیده فتوایی جواهرالكلام شمرده، تفاوتهایی دیده میشود ( رجوع کنید به آملی، ج٢، ص٤٧٠،ج٣، ص٧٤، ج٩، ص٥٢؛
بروجردی، المستند،در موسوعه، ج ٢١، ص ٢٤٩). در مواردی، دیدگاههای صاحب جواهر در باره اسناد احادیث مورد استناد در احكام فقهی، از سوی شماری از فقها و حدیثشناسان نقد شده است (برای نمونه رجوع کنید به كلباسی، ج١، ص٣٧٧، ج٢، ص٣١٦ـ٣١٧؛
بروجردی، المستند، در موسوعه، ج ٢١، ص ٤٣١؛
خلخالی، المعتمد، در همان، ج ٢٦، ص ٢٤٥؛
محمدتقی خوئی، مبانی العروه الوثقی، در همان، ج ٣٢، ص ٤٤). تدریس قسمتهایی از جواهر نیز نزد شماری از فقها متداول بوده است ( رجوع کنید به موسوعه طبقاتالفقهاء، ج١٤، قسم ٢، ص٦٨٨؛
حسینی، ج١، ص ٣٦١).
به نظر محققان، بهرغم اهمیت و عظمت كتاب جواهرالكلام، به دلیل نقل با واسطه احادیث و اقوال فقها بدون مراجعه به منابع اصیل، اشتباهاتی در آن راه یافته است ( جواهرالكلام فی ثوبهالجدید، ج ١، ص ٧٨). مثلاً، گاه اشتباهات موجود در نسخههای غیر معتبر در آن تكرار شده (برای نمونه رجوع کنید به شهید اول، ج ١، مقدمه، ص ٢٨٦) و گاه سند احادیث، اشتباه نقل شده (برای نمونه رجوع کنید به ابوالقاسم خوئی، ج ٢، ص ٤٢٢) یا با حدیثی دیگر خلط گردیده است (رجوع کنید به بروجردی، المستند، در موسوعه ، ج ٢٢، ص ٣١٦). گاهی به اشتباه، تعبیری كه در منابع فقهی آمده، حدیث قلمداد شده است ( رجوع کنید به موسوی بجنوردی، ج ١، ص ٢٧١). همچنین از آنجا كه تألیف كتاب به ترتیب مباحث آن صورت نگرفته، موارد متعددی از ارجاعات مؤلف به مباحث قبلی یا بعدی، با شكلِ فعلی كتاب تطبیق نمیكند (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢٠، ص ٥٠، ٢٨٧، ج ٢١، ص ١١٨، ١٦٥، ١٨٥، ٢٣٧، ج ٢٣، ٣٩٠، ج ٣٥، ص ١٤٦، ١٧٤).
شروح و حواشی متعددی بر جواهرالكلام یا بخشهایی از آن تألیف شده، از جمله الانصاف فی تحقیق مسائل الخلاف اثر محمد طاها نجف تبریزی (متوفی ١٣٢٣)، بحرالجواهر علیبن باقر بروجنی و الهدایه الیالمرام من مبهمات جواهر الكلام سیدمحمدباقر موسوی همدانی (قم ١٣٧٩ ش؛
رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج ٢، ص ٣٩٧، ج ٦، ص ٥٨؛
حسینی اشكوری، ج ١، ص ٧٩ـ٨٠). همچنین فقیهان معروفی مانند آیتاللّه بروجردی (متوفی ١٣٨٠)، ابوتراب خوانساری (متوفی ١٣٤٦)، عبداللّه بهبهانی (متوفی ١٣٢٨)، ملاعلی كنی (متوفی ١٣٠٦)، زینالعابدین مازندرانی (متوفی ١٣٠٩) و علیبن محمد مرعشی سیدالحكماء (متوفی ١٣١٦) بر آن حاشیه نوشتهاند (آقابزرگ طهرانی، ج ٦، ص ٥٨؛
موسوعه طبقات الفقهاء ، ج ١٤، قسم ١، ص ٢٦٦، ٣١٠، ٣٧٤، ٤٤٠؛
فاضل لنكرانی، ج ١، مقدمه، ص ٢٢؛
نیز برای حواشی دیگر رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، همانجا؛
موسوعه طبقاتالفقهاء، ج ١٣، ص ٦٧٠، ج ١٤، قسم ١، ص ٥٩٥، قسم ٢، ص ٧٦٦؛
موسوعه مؤلفی الامامیه، ج ٢، ص ٣٢٧). علیبن زینالعابدین مازندرانی فهرستی كامل از جواهرالكلام تدوین كرده كه در ١٣٢٢ در تهران چاپ شده است (آقابزرگ طهرانی، ج ١٦، ص ٣٨٣). شرححال اعلام مهم مذكور در جواهرالكلام و اشخاص دیگر در كتاب البدر الزاهر فی تراجم اعلام كتابالجواهر اثر ناصر كرمی (قم ١٤٢٤) آمده است.
از جمله آثار پژوهشی كه در باره جواهرالكلام در قم فراهم شده، معجم فقه الجواهر است در شش جلد كه در سالهای ١٤١٧ تا ١٤١٩/١٩٩٦ تا ١٩٩٨ در بیروت چاپ شد. این اثر معجمی فقهی به ترتیب الفبایی است شامل آن بخش از موضوعات و اصطلاحات فقهی كه در جواهرالكلام آمده همراه با چكیده آرای فقهی در باره هر موضوع. اثر پژوهشی دیگر، جواهرالكلام فی ثوبهالجدید است كه در هر صفحه آن، متن شرایعالاسلام همراه با دیدگاههای صاحب جواهر در بالا آمده و در پایین صفحه دیدگاههای مخالفان و ادله آنان و مناقشات و تحلیلهای صاحب جواهر در باره آنها مطرح شده است و امتیازات دیگری نیز دارد ( رجوع کنید به غفوری، ص ٩٦). از این اثر تاكنون (١٣٨٦ ش) چهار جلد انتشار یافته است.
نسخه اصلی جواهرالكلام كه مؤلف آن را تصحیح كرده بوده، به نوشته آقابزرگ طهرانی (ج ٥، ص ٢٧٦) شامل ٤٤ مجلد بوده است. نسخههای خطی متعددی از مجلدات گوناگون جواهر در برخی كتابخانههای نجف، قم، تهران، مشهد و همدان وجود دارد ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج ١٣، ص ٣١٩ـ٣٢٠؛
استادی، ج ٢، ص ١٩٧، ج ٣، ص ٧، ١٠٨، ١١٠، ١٣٢، ١٤٦ـ ١٤٧، ٢٤٢ـ٢٤٣؛
جواهرالكلام فی ثوبه الجدید ، ج١، ص ٧٥؛
نجفی، ١٤١٧، ج ١، مقدمه، ص ٣٣ـ ٣٥).
نخستین چاپ سنگی جواهرالكلام در شش مجلد رحلی در ١٢٦٢ (در زمان حیات مؤلف) انجام پذیرفت و تا ١٣٧٦ این كتاب ٢٤ بار چاپ شد ( جواهرالكلام فی ثوبه الجدید، همانجا). چاپ جدید جواهر در فاصله سالهای ١٣٧٧ تا ١٣٩٨ در ٤٣ جلد (با تحقیق عباس قوچانی، علی آخوندی، محمود قوچانی و رضا استادی) در نجف و تهران صورت گرفت و سپس چندینبار در تهران و بیروت به صورت افست تجدید چاپ شد. همچنین جواهرالكلام در قطع بزرگ در پانزده جلد (بیروت ١٤١٢/١٩٩٢) چاپ شد. از ١٤١٦ چاپ دیگری از این اثر با تحقیق مآخذ احادیث آن در مشهد آغاز شده كه ناتمام مانده است. جدیدترین چاپ این كتاب با تحقیقی كامل و استوار در مؤسسه نشر اسلامی قم در حال انجام است كه تاكنون شانزدهجلد آن منتشر شده است.
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانی؛
(٢) جعفربن باقر آلمحبوبه، ماضی النجف و حاضرها، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٣) محمدتقی آملی، مصباح الهدی فی شرح العروه الوثقی، تهران ١٣٨٠؛
(٤) رضا استادی، فهرست نسخههای خطی كتابخانه عمومی حضرت آیه اللّه العظمی گلپایگانی، ج ٢ و ٣، قم [بیتا.(؛
(٥) محمدفاضل استرآبادی،«نگاهی به كتاب نفیس جواهرالكلام »، فقه اهل بیت،سال ٢، ش ٨ (زمستان ١٣٧٥)؛
(٦) مرتضیبن محمدامین انصاری، فرائدالاصول، قم ١٤١٩؛
(٧) همو، كتاب المكاسب، قم ١٣٧٨ ش؛
(٨) عزالدین بحرالعلوم، بحوث فقهیه، تقریرات درس آیه اللّه حلّی،)بیروت( ١٤١٥؛
(٩) مرتضی بروجردی، المستند فی شرح العروه الوثقی: كتاب الصوم ، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، در موسوعه الامامالخوئی، ج ٢١ـ٢٢، قم: مؤسسه احیاء آثار الامام الخوئی، ١٤٢١/ ٢٠٠٠؛
(١٠) التعریف بمصادر الجواهر، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ١٣٧٨ ش؛
(١١) محمد علی توحیدی، مصباح الفقاهه فی المعاملات، تقریرات درس آیه اللّه خوئی،قم ١٣٧١ ش؛
(١٢) عبداللّه جوادی آملی، كتاب الصلوه، تقریرات درس آیه اللّه محمد محقق داماد، قم ١٤١٦؛
(١٣) جواهر الكلام فی ثوبه الجدید، ج ١، قم: مؤسسه دائره معارف الفقه الاسلامی، ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٤) مرتضیحائری، كتاب الخمس، تحقیق محمدحسین امراللهی، قم ١٤١٨؛
(١٥) محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ١٤٠٥؛
(١٦) احمد حسینی، تراجم الرجال ، قم ١٤١٤؛
(١٧) احمد حسینی اشكوری، فهرست نسخههای خطی كتابخانه عمومی حضرت آیه اللّه العظمی گلپایگانی، ج ١، قم ١٣٥٧ ش؛
(١٨) محمدجوادبن محمدحسینی عاملی، مفتاح الكرامه فی شرح قواعد العلامه، چاپ افست قم: مؤسسه آلالبیت، )بیتا.(؛
(١٩) عبدالصاحب حكیم، منتقی الاصول، تقریرات درس آیه اللّه روحانی، ج ١، قم ١٤١٦؛
(٢٠) رضا خلخالی، المعتمد فی شرح المناسك ، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، در موسوعه الامام الخوئی ، ج ٢٦ـ٢٩، قم: مؤسسه احیاء آثار الامام الخوئی، ١٤٢٦/ ١٩٩٩؛
(٢١) روحاللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، كتاب الخلل فی الصلّوه، قم )بیتا.(؛
(٢٢) همو، كتاب الطهاره، تهران١٤٢٨؛
(٢٣) خوانساری؛
٢٤- ابوالقاسم خوئی، مبانی تكمله المنهاج، قم ١٣٩٦؛
(٢٥) محمدتقی خوئی، مبانی العروه الوثقی: كتاب النكاح، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، در موسوعه الامام الخوئی،ج ٣٢، قم: مؤسسه احیاء آثار الامام الخوئی، ١٤٢٦/ ١٩٩٩؛
(٢٦) عبدالاعلی سبزواری، مهذب الاحكام فی بیان الحلال و الحرام، قم ١٤١٣ـ ١٤١٦؛
(٢٧) محمدبن مكی شهید اول، غایه المراد فی شرح نكت الارشاد، قم ١٤١٤ـ١٤٢١؛
(٢٨) محمدسعید طباطبائی حكیم، المحكم فی اصول الفقه، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٩) محمدكاظمبن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، حاشیه المكاسب، قم ١٣٧٨؛
(٣٠) همو، العروه الوثقی، بیروت ١٤٠٩؛
(٣١) علی غروی تبریزی، التنقیح فی شرح العروه الوثقی: كتاب الطهاره، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، در موسوعه الامام الخوئی ، ج ٩، قم: مؤسسه احیاء آثار الامام الخوئی، ١٤٢٦/١٩٩٩؛
(٣٢) خالد غفوری، « )در باره( جواهرالكلام فی ثوبه الجدید »، آینه پژوهش ، سال ١٢، ش ١ (فروردین ـ اردیبهشت ١٣٨٠)؛
(٣٣) محمدفاضل لنكرانی، نهایه التقریر، تقریرات درس آیه اللّه حسین طباطبائی بروجردی، )قم بیتا.(؛
(٣٤) محمدبن حسن فاضل هندی، كشف اللثام، قم ١٤١٦؛
(٣٥) محمداسحاق فیاض، محاضرات فی اصول الفقه، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، قم ١٤١٠؛
(٣٦) علیاكبر كلانتری ارسنجانی، «عرف در مكتب فقهی صاحب جواهر»، فقه: كاوشی نو در فقه اسلامی ، ش ٢٤ (تابستان ١٣٧٩)؛
(٣٧) ابوالهدی كلباسی، سماء المقال فی علم الرجال، چاپ محمد حسینی قزوینی، قم ١٤١٩؛
(٣٨) محمدحسنبن عبداللّه مامقانی، غایه الا´مال فی شرح كتابالمكاسب، قم ١٣١٦؛
(٣٩) مرتضی مطهری، آشنائی با علوم اسلامی،ج ٣: اصول فقه، فقه، قم: صدرا، )? ١٣٥٨ ش(؛
(٤٠) معجم فقه الجواهر، بیروت: الغدیر، ١٤١٧ـ١٤١٩/١٩٩٦ـ١٩٩٨؛
(٤١) موسوعه طبقات الفقهاء، اشراف جعفر سبحانی، قم: مؤسسه الامام الصادق، ١٤١٨ـ١٤٢٤؛
(٤٢) موسوعه مؤلفی الامامیه، قم: مجمع الفكر الاسلامی، ١٣٧٨ـ١٣٧٩ ش؛
(٤٣) حسن موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیه، چاپ مهدی مهریزی و محمدحسین درایتی، قم ١٣٧٧ ش؛
(٤٤) مرتضی موسوی خلخالی، قاعده لاضرر، تقریرات درس آیه اللّه ضیاءالدین عراقی، چاپ قاسم حسینی جلالی، قم ١٤١٨؛
(٤٥) محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالكلام فی شرح شرائع الاسلام ، یروت ١٩٨١؛
(٤٦) همان، قم١٤١٧ـ ؛
(٤٧) همو، نجاه العباد، محشی بهحواشی محمدكاظم طباطبائی یزدی و اسماعیل صدر موسوی، )نجف ؟] ١٣١٨؛
(٤٨) حسینبن محمدتقی نوری، خاتمه مستدرك الوسائل، قم ١٤١٥ـ١٤٢٠.
/ سیدرضا هاشمی /