دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٨٨
جَعْبَر ، قلعه ، از قلاع باستانی در سوریه در ساحل چپ فراتِ وسطا، تقریباً روبهروی صِفّین [ در شمال شرقی دریاچه اسد، در پنجاه كیلومتری مشرق شهر رَقّه ]. این دژ، قلعه دَوْسَر نیز نامیده میشود كه مأخوذ از نام این منطقه است كه پیش از اسلام و در آغاز ظهور اسلام به آن معروف بود (پاولی، ج ٤، ص ٢٢٣٤: ذیل دوسرون ، باورهای اعراب را در مرتبط كردن نام دوسر به شاه حیره، نُعمانبن مُنذر، تشریح كرده است؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٦٤). مؤلفان متقدم عرب این مكان را توقفگاهی در جاده شهرِ رقّه به شهر قدیمِ بالِس * ذكر كردهاند ( رجوع کنید به ابنخُرداذبه، ص ٧٤؛ طبری، سلسله ٣، ص ٢٢٠٠). در دوره ممالیك، این مكان منزلگاهی در جاده پُستی حِمْص ـ رأسالعَین بوده است.
نام كنونی این قلعه از جعبربن سابقِ قُشیری گرفته شده است. وی آنجا را در عصر سلجوقیان تصرف كرد، اما مجبور شد قلعه را به ملكشاه تسلیم كند ( رجوع کنید به ابنقلانسی، ص ١٦٨، ١٨٨، پانویس ١). ملكشاه قلعه را به سالمبن مالك (حك :٤٧٩ـ٥١٩)، از آخرین حاكمان بنیعُقَیلِ حلب (حك :٣٨٠ـ٥٦٤) كه از املاك سابقش بیرون رانده شده بود (٤٧٩)، واگذار كرد (ابنعدیم، ج ٢، ص ١٠٠ـ١٠١) و قلعه جعبر، جز در دوره كوتاهی كه فرانكها آن را اشغال كردند (٤٩٧)، تقریباً یك قرن در دست اعقاب سالم باقی ماند ( رجوع کنید به یاقوت حموی، ذیل مادّه؛ لسترنج، ص ١٠٢). در ٥٤١، عمادالدین زنگی، اتابك قدرتمند موصل، به هنگام محاصره این قلعه، در همانجا به قتل رسید (ابنعدیم، ج ٢، ص ٢٨١) و در ٥٦٤، شهابالدین مالكِ عُقَیلی مجبور شد در عوض مناطق دیگر، این قلعه را به نورالدین محمودبن زنگی بسپارد (ابناثیر، ج ١١، ص ٣٣٤). نورالدین بناهای گوناگونی در آنجا احداث كرد كه از جمله آنها، منارهای است كه هنوز باقی است ( رجوع کنید به سطور بعد). سپس جعبر به دست ایوبیان و پس از آن به دست ممالیك افتاد ( رجوع کنید به همان، ج ١٢، ص ١١٨ـ١١٩). در دوره تسلط ممالیك، قلعه در آغاز متروك شد و در زمان ابوالفداء (متوفی ٧٣٢) رو به ویرانی نهاد ( رجوع کنید به ابوالفداء، ص ٢٧٦ـ٢٧٧) اما در دوران سلطنت الناصر محمدبن قلاوون، نایبالسلطنه دمشق، تَنكِز *، آن را در ٧٣٦ احیا كرد. طبق نظر عاشق پاشازاده (ص ٣) و دیگر مورخان متقدم عثمانی، سلیمانشاه، جدّ سلاطین عثمانی، در همان نزدیكی غرق شده است. او در كنار قلعه جعبر دفن شد و به یاد وی مرقدی ساختند كه به مزار تُرك یا تُركْمزاری معروف است (همانجا). این مرقد به فرمان عبدالحمید دوم [ حك : ١٢٩٣ـ١٣٢٧ ( بازسازی شد و طبق بند نهم معاهده آنكارا در ١٣٣٩، جزو مستملكات تركیه ماند ( رجوع کنید به برنز ، ص ١٨١). این موضوع شاید معلول اشتباه در مورد سلیمانشاه، جدّ فرضی عثمان اول ) حك : ٦٩٩ـ٧٢٧ (، با سلیمانبن قُتُلمُش * ، شاهزاده سلجوقی (متوفی ٤٧٩)، باشد. به احتمال بسیار، مرقد متعلق به هیچیك از آنها نیست ) برای تفصیل در باره مقبره رجوع کنید به د.ا.د. ترك ، ذیل ber Kalesi" Ca"] .
[ قلعه جعبر، همچون قلعه حلب ــ كه نمونه كلاسیك از این نوع قلاع در دوره زنگیان است شامل یك محوطه اصلی بزرگ است كه دور تا دور آن با استحكامات دفاعی (برج و بارو و خندق) محصور شده است. بخشهای فوقانی بنا به طور كامل از آجر ساخته شده است، چنانكه این شیوه در سوریه در دوره زنگیان ــ تحتتأثیر سنّت معماری بینالنهرینی بسیار رایج بود. در محوطه اصلی بالای قلعه، به جز مناره آجری استوانهای كه نسبتاً سالم مانده، اثر قابل توجه دیگری موجود نیست، هر چند نمایی از یك كاخ و چند حمام در گوشهای از محوطه داخلی این قلعه قابل شناسایی است (برنز، همانجا). مناره یاد شده كه احتمالاً در دوره نورالدین بنا گردیده، تنها سازه به جا مانده از مسجدی درون محوطه است كه هیچ اثر دیگری از آن دیده نمیشود. به جز این مناره تقریباً همه بناهای داخلی قلعه كاملاً ویران شدهاند؛ با این حال، در بخش پیرامونی قلعه، دروازه ورودی، بخشی از استحكامات راهرو ورودی كه پشت دروازه قرار دارد و بخشهایی از برج و باروهای آجری قلعه باقی مانده است (همان، ص ١٨٠ـ١٨١).
قسمتهایی از سازههای آجری این قلعه در اوایل دهه ١٣٥٠ ش/١٩٧٠ بازسازی شده است (همان، ص ١٨١). ]
منابع:
(١) [ ابناثیر؛
(٢) ابنایاس، بدائع الزهور فی وقائع الدهور، چاپ محمد مصطفی، قاهره ١٤٠٢ـ١٤٠٤/ ١٩٨٢ـ١٩٨٤، ج ١، قسم ١، ص ٢٤٩، قسم ٢، ص١٣٠ (؛
(٣) ابنخرداذبه؛
(٤) )ابنخلّكان (؛
(٥) ابنعدیم، زبدهالحلب من تاریخ حلب ، چاپ سامی دهان، دمشق ١٩٥١ـ ١٩٦٨؛
(٦) ) ابنقلانسی، تاریخ دمشق، چاپ سهیل زكار، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣ (؛
(٧) اسماعیلبن علی ابوالفداء، كتاب تقویم البلدان، چاپ رنو و دسلان، پاریس ١٨٤٠؛
(٨) طبری، تاریخ (لیدن)؛
(٩) )درویش احمد عاشق پاشازاده، عاشق پاشازاده تاریخی ، چاپ عالیبیگ، استانبول ١٣٣٢ ]؛
(١٠) علیبن ابیبكر هروی، كتاب الاشارات الی معرفة الزیارات، چاپ ژانین سوردل ـ تومین، دمشق ١٩٥٣، ص ٦٣؛
(١١) یاقوت حموی؛
(١٢) [ Ross Burns, Monuments of Syria: an historical guide , London ١٩٩٩(;
(١٣) Cl. Cahen, La Syriedu nord a lepoque des Croisades , Paris ١٩٤٠, index, particularly ٣٧٢ and ٤٠٨;
(١٤) M. Canard, Histoire de la dynastie des Hamdanides , vol.١, Algiers ١٩٥١, ٨٨;
(١٥) R. Dussaud, Topographie historique de la Syrie , Paris ١٩٢٧, particularly ٤٦٥;
(١٦) N. Elisseeff, "La titulature de Nur al-Din", Bulletin d'etudes orientales , XIV (١٩٥٢-١٩٥٤), ١٦٥-١٦٦;
(١٧) M. Gaudefroy - Demombynes, La Syrie a lepoque des Mamelouks , Paris ١٩٢٣, ١٠٣;
(١٨) Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate , Cambridge ١٩٣٠;
(١٩) A. Musil, Middle Euphrates , New York ١٩٢٧, ٩٥;
(٢٠) August Friedrich von Pauly, Paulys Realencyclopadie der classischen Altertumswissenschaff , ed. G. Wissowa, W. Kroll, and K. Mittelhaus, Stuttgart ١٨٩٤-١٩٧٠;
(٢١) Repertoire chronologique d'Epigraphie arabe , IX , no. ٣٣١٤;
(٢٢) F. Sarre and E. Herzfeld, Archaologische Reise im Euphrat - und Tigris-Gebiete , Berlin ١٩١١, vol.١, ١٣٥;
(٢٣) J. Sauvaget, La poste aux chevau x, Paris ١٩٤١, ٥٦-٥٧;
(٢٤) ) TDVIA ], s.v. "Ca ـ ber Kalesi" (by Aydin Taneri)].
/ د. سوردل ، با اندكی تلخیص از د. اسلام ، با اضافاتی از د.ج.اسلام /
تصاویر این مدخل:
قلعه جعبر منبع: http://www.camperisti.it/b/misiri٥١.htm