دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٩٦
بشکَرْدی (یا بَشاکِردی ) ، نامی عامّ برای گویشهایی که در جنوب شرقی ایران از بندر عباس به سوی مشرق به آنها سخن گفته می شود و حدّ فاصلی میان گویشهای فارس و لارستان از سویی و زبان بلوچی از سوی دیگرند.
تاکنون پژوهش فراگیر و عمیقی دربارة این گویشها انجام نگرفته است . نخستین بار، فلویر ، که در سفر خود از بندر جاسک تا اقصای بلوچستان ، در١٢٩٣ از آبادی بشکرد نیز دیدن کرده بود، واژه هاو جمله هایی از گویشهای بشکردی نقل کرد (ص ٤٦٧ به بعد). گرشویچ ، پس از سفر خود در منطقة بشکردی زبان در١٣٣٥ ش ، شماری واژه و بعضی نکات صرفی و نحوی بشکردی و گویشهای وابسته را در مقالاتی چند ذکر کرده است . در١٣٥٤ ش ، شروو مواد اندکی را که در بندر میناب و در جزیرة هرمز در ١٣٥١ ش گرد آورده بود، منتشر کرد.
اصطلاح «بشکردی » اختصاص به گویش ناحیة بشکرد (یا بَشاکِرد) ندارد. منطقة گویشی بشکردی در مغرب و در جنوب شرقی به مناطق بلوچی زبان محدود است . خویشاوندان گویشی دورتر بشکردی در مغرب ، گویش لارستانی و در آن سوی خلیج فارس ، در شبه جزیرة مُسَنْدَم گویش کومْزاری اند. بنا بر پژوهش گرشویچ ، این تقسیمات فرعی در بشکردی و گویشهای وابسته قابل تشخیص اند: ١) گویشهای بیرون از خودِ بشکرد، شامل رودباری (در رودبار، در شمال غربی بشکرد؛ مرکز آن : کَهْنوج )، بَندری ، یعنی گویش اَوَزی / اِوزی بندرعباس (منسوب به اِوَز در لارستان )، احتمالاً گویش جزیرة هرمز، مینابی و رودانی (در بِرِنتین ، در شمال شرقی میناب )؛ ٢) بشکردی شمالی ، شامل گویشهای رامِشک ، گِرون و دَرزَه در مشرق ، گویشهای سَردَشت ، اَنگُهران ، بیوِرچ و بِشنو در جنوب غربی ، و گویشهای دُورکان ، گِشمیران و ماریچ در شمال ؛ ٣) بشکردی جنوبی ، در جنوب حوزة بشکردی شمالی ، شامل گویشهای شاهْ باوِک ، گراهون ، پیرُو، پارمونت ، گَوافر.
بشکردی جزو گروه معروف به «زبانهای ایرانی جنوب غربی » است (در بارة ویژگیهای این گروه رجوع کنید به مقاله های مایرهوفر و ویندفور ، که تحول آواشناختی و صرفی و نحوی زبان «ایرانی آغازین » یا «ایرانی باستان » را به زبانها و گویشهای کنونیِ همان گروه بررسی کرده اند). برای جدیدترین بررسی تطبیقی گویشهای بشکردی از حیث آواشناسی و صرف و نحو رجوع کنید به مقالة مشروح شروو در ایرانیکا ، ذیل واژه .
منابع :
(١) R. A. Floyer, Unexplored Balu chistan , London ١٨٨٢;
(٢) I.Gershevitch, "The alloglottography of Old Persian," TPS (١٩٧٩), ١١٤-١٩٠;
(٣) idem, "Amber at Persepolis," in Studia Classica et orientalia Antonino Pagliaro oblata , Rome ١٩٦٩a, II, ١٦٧-٢٥١;
(٤) idem, The Avestan hymn to Mithra, Cambridge ١٩٦٧a;
(٥) apud M. Schwartz, Studies in the texts of the Sogdian Christians , Ph. D. dissertation, Berkeley ١٩٦٧b;
٦- apud R. E. Emmerick, Saka grammatical studies, Oxford ١٩٦٨, ١٠٣;
(٧) idem, "A Bahuvr hic past-tense construction," Cahiers Ferdinand de Saussure , ٤١, ١٩٨٧, ٧٥-٨٦;
(٨) idem, "The crushing of the third singular present," in M. Boyce and I. Gershevitch, eds., W. B. Henning memorial volume , London ١٩٧٠a, ١٦١-١٧٤;
idem, "Dialect
(٩) variation in early Persian," TPS (١٩٦٤c), ١-٢٩;
(١٠) idem, "Etymological notes on Persian mih , naxc § r , be ga ne , and b ma r ," in Dr. J.M. Unvala memorial volume , Bombay ١٩٦٤b, ٨٩-٩٤;
(١١) idem, "Genealogical descent in Iranian," Bulletin of the Iranian Culture Foundation , ١/٢ (١٩٧٣),. ٧١-٨٦;
(١٢) apud G. Morgenstierne, Etymological vocabulary of the Shughni group, Wiesbaden ١٩٧٤;
(١٣) idem, "Iranian chronological adverbs," G. Redard , ed., in Indo-Iranica. Mإlanges prإsentإs ب Georg Morgenstierne , Wiesbaden ١٩٦٤a, ٧٨-٨٨;
(١٤) idem, "Iranian nouns and names in Elamite Garb," TPS (١٩٦٩b) ١٦٥-٢٠٠;
(١٥) idem, "Iranian words containing-a § n-,"in C. E. Bosworth, ed., Iran and Islam, in memory of tho late Vladimir Minorsky , Edinburgh ١٩٧١, ٢٦٧-٢٩١;
(١٦) idem, "Island Bay and the Lion, " BSOAS, ٣٣ (١٩٧٠b), ٨٢-٩١;
(١٧) idem, "Notes on the toponyms A sh and Nisa ," Iran , ١٠ (١٩٧٢), ١٢٤-١٢٥: idem, "Outdoor terms in Iranian," in W. B. Henning and E. Yarshater, eds., A locust's leg. Studies in honour of S. H.Taqizadeh , London ١٩٦٢a, ٧٦-٨٤;
(١٨) idem, Philologia Iranica , ed., N. Sims- Williams, Wiesbaden ١٩٨٥;
(١٩) idem, "Sissoo at Susa," BSOAS , ١٩ (١٩٥٧), ٣١٧-٣٢٠;
(٢٠) idem, "The Sogdian word for `advice', and some mu documents," Central Asiatic journal , ٧ (١٩٦٢b), ٧٧-٩٥;
(٢١) apud J. Elfenbein, A vocabulary of Marw Baluchi , Naples ١٩٦٣, ١٥, ٣٠-٣١, ٧٤;
(٢٢) idem, "Travels in Bashkardia," Royal Central Asiatic Society journal , ٤٦ (١٩٥٩), ٢١٣-٢٢٤;
(٢٣) idem, "Vis § a pa," in Voprosy iransko § i obshche § filologii , Tiflis ١٩٧٧, ٦٢-٦٩;
(٢٤) M. Mayrhofer, in Compendium Linguarum Iranicarum, ed. R. Schmitt, Wiesbaden ١٩٨٨, forthcoming, and G. Windfuhr, ibid.;
(٢٥) P. O. Skj × rv , "Notes on the dialects of Minab and Hormoz ," Norwegian journal of linguistics (NTS) , ٢٩ (١٩٧٥), ١١٣-١٢٨.
/ پ . اُ. شروو، تلخیص از ایرانیکا /