دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٣٧
تهران ، استان، شهرستان و شهری در شمال ایران. این مقاله به لهجه و حوزه فلسفی و عرفانی در تهران نیز میپردازد.
١) استان، به مركزیت شهر تهران، به وسعت حدود نوزده هزار كیلومتر مربع در شمال ایران و در جنوب رشته كوههای البرز مركزی واقع است. از شمال به استان مازندران، از مشرق به استان سمنان، از جنوب به استانهای قم و مركزی و از مغرب به استان قزوین محدود میشود و مشتمل است بر شهرستانهای تهران، اسلامشهر، پاكدشت، دماوند، ری، ساوجبلاغ، شمیرانات، شهریار، نظرآباد، ورامین، كرج، فیروزكوه و رباطكریم. همچنین دارای ٤٢ شهر، ٣٤ بخش و ٧٧ دهستان است. از شهرهای مهم آن تهران، كرج، فیروزكوه، دماوند، اسلامشهر، ورامین، ری، تجریش، شهریار، هشتگرد و بومهن است.
ناهمواریهای استان تهران از شمال به جنوب به این بخشها تقسیم میشود:
الف) بلندیهای البرز. رشته كوههای البرز مركزی با جهت عمومی غربی ـ شرقی در شمال استان گسترده شده است. مهمترین ارتفاعات آن عبارتاند از: پالون گردن (مرتفعترین قله: ٣٧٥ ، ٤ متر)، خَرْسَرَك (مرتفعترین قله:٢٢٠ ، ٤ متر)، آبَند (مرتفعترین قله: ١٨٧ ، ٤ متر)، كَهارِ بزرگ (مرتفعترین قله: ١٠٨ ، ٤ متر)، قره داغ (مرتفعترین قله: ٠٧٦ ، ٤ متر، دارای برف دائمی)، طالقان (مرتفعترین قله: ٠٥٦ ، ٤ متر)، میانرود (مرتفعترین قله: ٦٥٠ ، ٣ متر، دارای مسیر اسكی و سرچشمه چشمه اعلی/ چشمه علی)، زرین كوه (مرتفعترین قله: ٥١٠ ، ٣ متر، دریاچههای هَویر و تار در جنوب این كوه قرار دارند) و كَنْدَوان (مرتفعترینقله: ٣٥٠ ، ٣متر؛ جعفری، ج١، جاهای متعدد).
ب) چینهای كناری البرز، متشكل از سنگهای آتشفشانی سازند آبرفتی كرج كه به آرامی چینخورده، و ارتفاعات توچال (مرتفعترین قله: ٩٣٣ ، ٣ متر) است. راندگی مُشا در شمال، چینهای كناری البرز را از بلندیهای البرز جدا كرده و بر اثر راندگی شمال تهران بر روی قسمت كوهپایهای، دشت تهران جابجا شده است. در بخش شرقی نیز راندگی شمال تهران پس از گذشتن از دره شِمْشَك به گُسل مُشا نزدیك شده است ( پژوهش و بررسی لرزه زمینساخت ایرانزمین ، بخش ٥، ص ٢٧ـ ٢٨).
ج) گستره كوهپایه تهران (از شمال به جنوب)، كه مشتمل است بر تپهماهورها یا بلندیهای سعادتآباد، شمیران، دزاشیب؛ فرونشست شرقی و غربی اوین، تجریش، نیاوران؛ بلندیهای ارمنیه (تپههای محمودیه، الهیه، قیطریه، فرمانیه)، شیان، كوثر؛ فرونشست داودیه؛ و بلندیهای طَرَشْت و عباسآباد.
د) فرونشست جنوب استان، شامل چهار بخش است: دشت تهران، فرونشست ری، فرونشست جنوب ری، فرونشست كهریزك (همان، بخش ٥، ص ٢٧ـ٣١). در این محدوده، ناهمواری خاصی وجود ندارد (محمودی، ص ٣٧).
سازند آبرفتی تهران در نزدیكی كوهپایه به شكل مخروطافكنه است و به سمت جنوب تبدیل به لایههای سیلیتی كمشیب میشود. حداكثر سن سازند آبرفتی تهران را حدود دههزار سال تخمین زدهاند ( پژوهش و بررسی لرزه زمینساخت ایرانزمین ، بخش ٥، ص ٤٢ـ٤٣).
به طور كلی رسوبات آبرفتی تهران همگن است و به سبب وجود سیمانِ سست میان قلوهسنگها، نفوذپذیر و دارای مقاومت مكانیكی نسبتاً بزرگی است. در نتیجه، رسوبات آبرفتی تهران بهترین انبار آب را بویژه در مخروطافكنههای گستره این استان تشكیل میدهند. مخروطافكنهها به سبب داشتن دانهبندی درشت بهترین جا برای تغذیه سفرههای آبدارند. چون در مخروطافكنهها جریانهای دائمی آب یا سیلاب وجود دارد، سفرههای آبی مناسبی در آنها به وجود آمده است و با وجود ژرفای سفرههای آبی، این منطقه بهترین جا برای استخراج و استفاده از آبهای زیرزمینی است (همان، بخش ٥، ص ٤٧). كلیه قناتها و چاههای عمیق در همین نهشتههای آبرفتی كواترنر حفر شده است (نیزرجوع كنید به ادامه مقاله).
در جنوب استان تهران و شمال شهر ری شكستگیهای (گسلهای) مهمی در آبرفتهای دشت ایجاد و سبب فرونشستن زمین به صورت پلههای متوالی شده است. مهمترین این گسلها از شمال به جنوب عبارتاند از: گسل شمال شهر ری، گسل جنوب شهر ری و گسل كهریزك كه از مشرق به گسلهای پیشوا و گرمسار متصل میشود (محمودی، ص ٣٧).
از ١٢٢٥ ش (١٢٦٣) تا ١٣٦٢ ش، به طور متوسط تقریباً هر سال یك زلزله با شدتهای متفاوت در استان تهران حادث شده است (رجوع كنید به پژوهش و بررسی لرزه زمینساخت ایرانزمین ، بخش ٥، ص ٢٣٣ـ٢٦٣).
بر اساس آمار ایستگاههای هواشناسی سعدآباد (در شمیرانات)، مهرآباد (در شهرستان تهران)، كرج، ساوه و ورامین (در پیرامون شهرستان تهران) در دورهای بیست ساله (١٣٥٣ـ١٣٧٣ ش)، میتوان سه نوع آب و هوا را در استان تهران تشخیص داد: ناحیه شمالی، با میانگین دمای ْ٩ر١٢ و متوسط بارش سالانه ٢ر٣٤٣ میلیمتر، از معتدلترین بخشهای استان تهران محسوب میگردد و دارای آب و هوای معتدل كوهستانی است. این ناحیه به علت مجاورت با كوهستان البرز جمعیت ساكن بیشتری دارد (توكلینیا، ص ٢٢٠). ناحیه مركزی، با میانگین دمای ْ٦ر١٦ و بارش متوسط سالانه ٢١٤ میلیمتر، دارای اقلیم گرم و خشك است. اختلاف دمای آن بین ماههای سرد و گرم سال در مقایسه با ناحیه شمالی بیشتر است. ناحیه جنوبی، با اقلیم خشك بیابانی و اختلاف دمای زیاد در تابستان و زمستان، شرایط سختی برای سكونت و فعالیت دارد. میانگین دمای روزانه در این ناحیه ْ١ر٢٠ و متوسط بارش سالانه آن دویست میلیمتر است. آب و هوای این ناحیه نیمه بیابانی است (همانجا). مقایسه اقلیمی پنج ایستگاه هواشناسی مذكور، ماههای خشك بیشتری را در دو ایستگاه مهرآباد و ساوه نشان میدهد. ایستگاههای كرج و سعدآباد از اعتدال بیشتری بر خوردارند (همان، ص ٢٢١).
بادهای كویری در تابستان از جنوبشرقی، از ناحیه مَسیله، به سوی تهران میوزند و هوا را خشك و غبارآلود میكنند. باد جنوبغربی (معروف به باد شهریار) و بادهای جنوبی نیز در مواقع گوناگون سال، بویژه تابستان، تهران را تحت تأثیر قرار میدهند. در بهار و پاییز و زمستان، باد غربی و در تابستان، باد جنوبشرقی باد غالب منطقه است. باد غربی در اعتدال هوای تهران تأثیر میگذارد و از نقش منفی بیابان میكاهد ولی بادهای بیابانی جنوب و جنوبشرقی هوا را غبارآلود میسازند (همانجا).
رودهای دائمی و فصلی، سیلابها و آبهای زیرزمینی منابع آب استان تهراناند.
از استان تهران چندین رود دائمی و فصلی میگذرد كه از مهمترین آنهاست: رود دائمی كرج، كه در مغرب استان با جهت عمومی جنوبشرقی به طول ٢٤٥ كیلومتر جریان دارد. با احداث سد امیركبیر قسمتی از آب آشامیدنی شهر تهران از آن تأمین میشود (جعفری، ج ٢، ص ٣٨٨؛
فرهنگی، ص ١٠٠؛
نیزرجوع كنید به كرج * ). جاجرود * از رودهای دائمی است كه با جهت عمومی جنوبی، به طول حدود ١٤٠ كیلومتر در مشرق استان جریان دارد. با احداث سد بتونی لتیان بر روی این رود، بیشتر آب آن آب آشامیدنی مردم تهران را تأمین میكند (جعفری، ج ٢، ص ١٦٣؛
فرهنگی، ص ١٢٨). طالقانرود نیز از رودهای دائمی است كه با جهت عمومی شمالغربی و به طول پانزده كیلومتر در شمال غربی استان جریان دارد و از مهمترین ریزابههای سفیدرود به شمار میآید (رجوع كنید به جعفری، ج ٢، ص ٢٩٠؛
نیز رجوع كنید به شاهرود * ، رود).
رود دائمی دماوند، با جهت عمومی جنوبغربی و سپس غربی، به طول حدود سی كیلومتر از تلاقی رودهای تار و رودبار در شهر دماوند تشكیل میشود (همان، ج ٢، ص ٢٣٠؛
نیز رجوع كنید به دماوند * ). رود شور فشاپویه، از رودهای دائمی است كه با جهت عمومی جنوب شرقی، به طول ٤٢٠ كیلومتر از دامنه غربی كوه قرهداغ در دهستان سَجاسرود (استان زنجان) سرچشمه میگیرد. این رود پس از طی مسافتی طولانی، وارد بخش فشاپویه میشود و پس از مخلوط شدن با رودخانه سرود، قسمتهای جنوب تهران را مشروب میكند و نهایتاً به دریاچه نمك میریزد (همان، ج ٢، ص ٣٠٧). رود فصلی گُلو، از مازادآب شاخههای فرعی جاجرود و نهرهای دشت ورامین در حدود هفده كیلومتری جنوب شهر پیشوا * در دشت ورامین، با جهت عمومی جنوب شرقی، به طول ١٩٠ كیلومتر، پس از عبور از شهرستان گرمسار به دشت كویر وارد میشود (همان، ج ٢، ص ٤٣٠).
علاوه بر این رودها، در استان تهران رودهای دیگری همچون سپاهرود، جارجارو، هزاربند، آب سَنْگان، كورَك، دوآب، و سیاهرود جریان دارند (همان، ج ٢، جاهای متعدد). سیلابها به طور طبیعی در ماههای سرد، مازاد آبها را از دشت خارج و به سمت حوضه انتهایی هدایت میكنند. از مهمترین سیلابهای تهران سیلاب گلابدره در چهارم مرداد ١٣٦٦، بود (محمودی، ص ٤١، ٤٣).
قرنهاست كه قسمتی از ذخایر مهم آبهای زیرزمینی استان تهران با قناتهای بسیار استخراج میشود. اكنون، بخش مهمی از آب مصرفی مردم تهران به وسیله چاههای عمیق از دل همین نهشتهها بیرون كشیده میشود و قناتها غالباً جای خود را به این چاههای روزافزون دادهاند. مسعود كیهان (ج ٢، ص ٣٢١ـ ٣٢٣) تعداد و نام و مشخصات قناتهای تهران (در ١٣٠٩) را در «احصائیه قنوات شهر» آورده است كه وابستگی تهران آن زمان را به آبهای زیرزمینی نشان میدهد (نیزرجوع كنید به بخش ٣:
شهر تهران). این وابستگی تا اتمام ساخت سد امیركبیر بر روی رودخانه كرج (١٣٤٢ ش) بشدت ادامه داشت و اكنون نیز آب قناتهای موجود به مصرف آبیاری باغها میرسد (فرهنگی، ص ١٠٠).
امروزه، در محدوده تهران و حومه، حدود پانصد رشته قنات وجود دارد (زمانی درمزاری، ص ١٢). به دنبال بهرهگیری از نظام آبرسانی جدید، استفاده از قناتها كاهش یافت و به علت مصرف آب سدها و افزوده شدن فاضلابهای شهری و دیگر نخالههای آبی به سفرههای آبی زیرزمینی، سطح آبهای زیرزمینی در مناطقی از استان به حدی بالا آمده كه مادرچاه قناتی با عمق نود متری، اكنون به عمقی كمتر از چهل متر رسیده است (همان، ص ١٣).
در استان تهران، پوشش گیاهی محدود و از نوع بوتهزار و مرتع، و به ندرت جنگل است. نوع و درجه پوشش گیاهان مرتعی از شمال به جنوب استان تُنُكتر میشود. مراتع غنی رشته كوههای شمال استان و كوهپایههای آنها بسیار است و در گذشته چراگاههای هر آبادی، نام و نشان و تقسیمات خاص خود را داشتند. اكنون با تبدیل زندگی كشاورزی و دامداری آبادیهای شمیرانات به زندگی غیر كشاورزی، دیگر چندان از مراتع استفاده نمیشود و به همین سبب در بهاران رشته كوههای شمال استان سبزند. افزون بر این، در این رشته كوهها گیاهان دارویی و صحرایی فراوان میروید. بخش عمدهای از پوشش گیاهی استان تهران، درختان و درختچههایی مانند زرشك، آتلانقوش (بنه)، اُرْس (سرو كوهی)، سماق، بادام كوهی، گیلاس وحشی، گلابی، انجیر، گردو، اوجا، انار و گیاهان دارویی مانند گل گاوزبان، گلبنفشه، گل خطمی، درمنه، خاكشیر، كاسنی، آویشن، مورْد، شیرین بیان، گون، كنگر، شِنگ، باریجه، قُدّومه، بومادران، بیدمشك و روناس است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٣٨، ص ٧٢، ١٤٦، ٢٠٦، ٢٢٣).
حیات جانوری استان تهران نیز مانند پوشش گیاهی آن تابع شرایط اقلیمی و میزان ارتفاع نواحی آن است. استان از زیا دارای قوچ، میش، كَل، بز، آهو، گراز، گرگ، كفتار، شغال، روباه، خرگوش، شوكا، پلنگ، خرس، گربه وحشی، تَشی (نوعی جوجهتیغی)، كبك، كبكدَری، تیهو و قرقاول است (همانجاها).
اقتصاد. استان تهران یكی از قطبهای اقتصاد كشور است. تجمع كانونهای عمده اقتصادی در این استان و و موقعیت سیاسی ـ اداری و مركزیت آن باعث شده است كه بخش عمده امكانات صنعتی و خدماتی در آن متمركز شود. بخش كشاورزی نیز جایگاه ویژهای در بافت اقتصادی آن دارد ولی در مقایسه با بخشهای دیگر، به علت محدودیتهای محیطی و تبدیل زمینهای كشاورزی به مناطق مسكونی و تولیدی ـ صنعتی سهم كمتری را به خود اختصاص داده است.
بر اساس آمار ١٣٧٥ ش، از میان شاغلان ده سال به بالای استان تهران، حدود ٦٠% در بخش خدمات، حدود ٣٤% در بخش صنعت و حدود ٣% در بخش كشاورزی و ٣% در بخشهای دیگر مشغول بهكارند (مركز آمار ایران، ١٣٨١ ش، ص ٤٤؛
سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ٩٤ـ ٩٥). توسعه صنایع استان تهران عمدتاً در امتداد راههای ورودی به شهر تهران بویژه در مسیرهای تهران ـ كرج، تهران ـ دماوند، تهران ـ ساوه و تهران ـ قم صورت گرفته است (برادران،
ج ١، ص [٢٠] ).
تا پایان ١٣٧٨ ش، ١٧١ ، ١٥ واحد صنعتی (حدود١٣ واحدهای فعال كشور) در این استان فعالیت میكردند. به منظور انتقال صنایع مزاحم و آلاینده و ایجاد امكانات زیربنایی جهت احداث واحدهای صنعتی جدید، شش شهرك صنعتی در استان ایجاد گردید: شهركهای صنعتی عباسآباد و علیآباد مجموعاً با ٢٢٤ واحد تولیدی در شهرستان پاكدشت، شهركهای صنعتی چرمشهر و سالاریه و شمسآباد مجموعاً با ٣٠٦ واحد تولیدی در شهرستان ری، و شهرك صنعتی اشتهارد با ١٤٧ واحد تولیدی در شهرستان كرج (همان، ج ١، ص [٢٥ (، مقدمه شكری، ص )٧ (، )١٢]).
عمدهترین گروههای صنعتی استان تهران عبارتاند از: صنایع فلزی، صنایع كانی غیرفلزی، صنایع برق و الكترونیك، صنایع شیمیایی و دارویی، صنایع سلولزی، صنایع نساجی و چرم، صنایع غذایی و قند و صنایع متفرقه (برادران، ج ١، ص ٥٨ ـ٥٩، ٦١، ١٩٣، ٢٤٥، ٣٤٣، و جاهای دیگر؛
فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٣٨، ص ٧٣ـ٧٤، ٩٠، ٩٢، ١٦٧ـ ١٦٨، ٣٥٩ـ٣٦٠ و جاهای دیگر).
از ١٦٧ معدن در حال بهرهبرداری استان تهران (در ١٣٧٩ ش)، معادن زغالسنگ، كانیهای فلزی، شن و ماسه، مواد معدنی شیمیایی و نمك شایان ذكرند (رجوع كنید به مركز آمار ایران، ١٣٨١ ش، ص ٥٦ ـ٥٧).
از میان فعالیتهای خدماتی استان، عمدهفروشی و خردهفروشی و تعمیر وسایل حملونقل بیشترین سهم را دارد (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ٩٤). بهطور كلی در سه دوره سرشماری از ١٣٥٥ تا ١٣٧٥ ش، استان تهران از نظر اقتصادی در دو بخش خدمات و صنعت فعالتر بوده است (توكلینیا، ص ٣٤٧).
بر اساس شرایط توپوگرافی و اقلیمی، استان تهران را میتوان به دو منطقه كشاورزی تقسیمبندی كرد: ناحیه كوهستانی معتدل، كه مهمترین محصولات كشاورزی آن سیب، گوجه سبز، گیلاس، زردالو، هلو، توت و خرمالوست؛
و دشتها و كوهپایههای جنوبی البرز، كه مهمترین محصولات آن انگور، گندم، لوبیا، جو، ذرت علوفهای، گوجهفرنگی، خیار و انواع سبزی، سیبزمینی، چغندرقند و پنبه است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٣٨، ص ١٦٧، ٢٠٦، ٢٢٣؛
سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ١٩٨ـ١٩٩).
بر اساس آمار سال زراعی ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش، سطح زیر كشت استان تهران حدود دویست هزار هكتار بوده كه حدود ٦٨% آن به محصولات آبی و ٣٢% باقیمانده آن به باغهای میوه اختصاص داشته است (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ١٩٠ـ١٩٢). بر اساس آمار ١٣٨٠ ش، استان تهران دارای ٨٢٠ ، ٣٣ هكتار جنگل، حدود ٠٠٠ ، ٣٠٠ ، ١ هكتار مرتع و ٠٠٠ ، ١٨٠ هكتار منطقه خشك است (همان، ص ٢٣٣).
درهها و دامنههای البرز مراتع غنی و سرسبزی دارد كه برای تغذیه دامها بسیار مناسب است. در این استان، دامداری هم در دشتها و هم در نواحی كوهستانی و كوهپایهای رواج دارد ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٣٨، ص ٧٢). بر اساس آمار ١٣٨٠ ش، استان دو كارگاه پرورش ماهی در شهرستانهای ری و كرج دارد (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ٢٤٣). استان تهران محل ییلاق و قشلاق كوچگرهایی چون سنگسری، شاهسون بغدادی و هَداوَند، بوربور، الیكایی، بولانی، پازوكی، عرب صحنایی، كلهوند، كلهر و كردبچه و منصوری است (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ ش، ص ١٨، ٢١، ٢٣، ٢٩، ٤٥، ٤٩ـ٥٠، ٥٤).
راههای ارتباطی. بر اساس آمار ١٣٨٠ ش، كل راههای حوزه استحفاظی استان تهران حدود ٩٣٨ ، ١ كیلومتر است و حدود ١٨٩ كیلومتر از آزادراههای كشور در دو محور تهران ـ قم و تهران ـ قزوین، در این استان، امتداد دارد. طول راه اصلی استان نزدیك به ٠٣٣ ، ١ كیلومتر است كه عمدتاً در این مسیرها قرار دارد: تهران ـ قزوین، تهران ـ قم، تهران ـ ساوه، تهران ـ آمل، تهران ـ چالوس، و تهران ـ گرمسار. راههای فرعی استان نیز حدود ٣٦٠ كیلومتر طول دارند (رجوع كنید به سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ٤٢٥). راهآهن تهران كه در سه محور شرقی، جنوبی و غربی امتداد یافته، استان تهران را به سایر استانها و به تركیه و سوریه و تركمنستان مرتبط میسازد.
استان تهران چهار فرودگاه دارد (رجوع كنید به بخش سوم مقاله).
این استان دارای یازده مركز گمرك است كه جملگی در واردات و نُه مركز از آنها در صادرات كالا فعالاند (رجوع كنید به سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ٤٠٠ـ٤٠٣).
استان تهران در تقسیمات كشوری. اولین قانون تقسیمات كشوری تحت عنوان «قانون تشكیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حكام» در ١٤ ذیقعده ١٣٢٥ به تصویب رسید كه بر اساس آن، كشور به چهار ایالت آذربایجان، كرمان و بلوچستان، فارس، و خراسان تقسیم شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣١٨ ش، ص ٩٩)، ولی در منابع سالهای نخست دوران پهلوی اول، از ایالت تهران نام برده شده است (برای نمونه رجوع كنید به سالنامه پارس ، ص ٤٨، نقشه).
در ١٣١٠ ش، تهران یكی از ٢٧ ایالت ایران و مشتمل بر این دوازده ولایت بود: تهران و حومه، فیروزكوه، دماوند، لواسان و رودبار و لورا و شهرستانك، طالقان، خوار، ورامین، غار و پشاپویه، شمیران، كن و سولقان و ارانگه، ساوجبلاغ، و شهریار (كیهان، ج ٢، ص ١٣٦ـ١٣٧، ٣١٢). سپس در تقسیمات كشوری ١٣١٦ ش، مجموعه ایالت تهران در استان شمال قرار گرفت و در تصویبنامه نهایی دی ١٣١٦، جزو استان دوم شد (ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، چاپ اول، ص ١ـ٢، ضمیمه، ص ١). طبق تصویبنامه شماره ٥٣٩ ، ١٤ مورخ ٢٢ مهر ١٣٢٦، استان تهران تشكیل شد و شهرستانهای قزوین و ساوه از استان یكم و شهرستان قم از استان دوم متنزع و به ضمیمه دو شهرستان محلات و دماوند تابع استان تهران شدند (همان، چاپ دوم، ضمیمه، ص ٨ ـ٩). در این سال استان تهران دارای دوازده شهرستان و ٤٦ بخش بود (همان، ص ٢٢ـ ٢٥). در ١٣٤٠ ش، طبق تقسیمات كشوری جدید، همه شهرستانهای استان تهران در استان مركزی قرار گرفت ( د. فارسی ، ذیل «تقسیمات كشور ایران»).
در ١٣٥٧ ش، به موجب تصویبنامه شماره ٥٢٨ ، ٦٢ هیئت دولت، بار دیگر استان تهران به مركزیت شهر تهران تشكیل شد و مشتمل بود بر فرمانداریهای تهران، شمیرانات، ری، كرج، ورامین و دماوند (بدیعی، ج ٢، ص ٢٤٩). در اجرای مادّه دوازده قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات كشوری مصوب ١٣٦٢ش، نُه شهرستان در استان تهران قرار گرفت (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٠ ش، ص ٨٢٩ ـ٨٣٠).
در ١٣٦٥ ش، استان تهران یكی از ٢٤ استان كشور بود و مشتمل بود بر شهرستانهای تهران، شمیرانات، ری، كرج، ورامین، دماوند، و قم، ٢٤ بخش و ٥٣ دهستان (ایران. وزارت كشور، ص ١ـ٢). در ١٣٦٨ ش، شهرستانهای ساوجبلاغ و شهریار در استان تهران تشكیل شدند (ایران. وزارت كشور، معاونت سیاسی و اجتماعی، ١٣٨١ ش، ص ٢٧ـ ٢٨). در ١٣٧٣ ش، اسلامشهر، بنا به مصوبه مورخ ٢٢ خرداد ١٣٧٣ كمیسیون سیاسی ـ دفاعی هیئت دولت، به شهرستان تبدیل و شهرستان قزوین ضمیمه استان تهران شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٤ ش، ص ٣٣٥، ٤٧٨ـ٤٧٩). در ١٣٧٤ ش این استان مشتمل بر ٣٣ بخش، ١٠٣ دهستان و ٣٨ شهر گردید (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی و اجتماعی، ١٣٧٤ ش، ص ١٤ـ١٥). بر اساس مصوبه مورخ ٤ اردیبهشت ١٣٧٥ مجلس شورای اسلامی، شهرستان قم و بنا به مصوبه مورخ ٤ خرداد ١٣٧٦ شهرستان قزوین از استان تهران جدا شده و هر كدام استانی مستقل گردیدند (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٧ ش، ص ٢٤٥؛
همو، ١٣٧٦ ش، ص ٦٩ـ٧٠).
در سرشماری ١٣٧٥ ش، استان تهران دارای ٢٣٩ ، ١٧٦ ، ١١ تن جمعیت (حدود ١٩% جمعیت كل كشور) بود كه از این تعداد ١٥ر٨٤% در نقاط شهری و ٨٥ر١٥% در نقاط روستایی ساكن و بقیه غیرساكن بودند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش، ص شانزده).
از كل جمعیت استان تهران در ١٣٧٥ ش، ٨٣ر٩٨% مسلمان، ٥٣ر٠% مسیحی، ٠٦ر٠% كلیمی، ١١ر٠% زردشتی بودهاند (همان، ص هجده). زبان اصلی مردم استان تهران فارسی و غالباً با لهجه تهرانی (رجوع كنید به ادامه مقاله، لهجه تهرانی) است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٣٨، ص ٧١ـ٧٢).
آثار فرهنگی، باستانی و تاریخی. از مهمترین آثار فرهنگی و تاریخی استان تهران، با توجه به قرارگیری آنها در هریك از شهرستانهای استان، این موارد است: تپه میمنت (پیش از تاریخ)، تپه واوان (دوره ساسانی) و تپه سیاب (دوره باستانی ـ اسلامی) در شهرستان اسلامشهر؛
دژ گلخندان (دوره ساسانی)، برج شبلی (قرن پنجم)، امامزاده عبداللّه و عبیداللّه (قرن هفتم)، مسجد جمعه (دوره سلجوقی) در شهرستان دماوند؛
تپه سفالی معمورین (هزاره ششم تا اول پیش از میلاد)، تپه پَرندك (پیش از تاریخ)، چخماقتپه (پیش از تاریخ)، تپه آلارد (پیش از تاریخ)، معبد تخت رستم (دوره اشكانی ـ ساسانی) و تپه كلمه (دوره باستانی ـ اسلامی) در شهرستان رباط كریم؛
تپهچال ترخان * (دوره ساسانی)، تپه چشمهعلی و قلعه آن (دوره ساسانی به بعد)، مقبره بیبیشهربانو * (قرن چهارم)، زندان هارون (قرن چهارم)، برج طغرل * (قرن ششم)، كوه نقارهخانه (دوره سلجوقی)، آستانه شاه عبدالعظیم * و بقاع متصل به آن (دوره مغول به بعد)، بقعه ابنبابویه (قرن هشتم)، در شهرستان ری؛
تپههای ازبكی (هزاره پنجم پیش از میلاد)، تپه ینگیامام (دوره اسلامی)، امامزاده شاهزاده حسین و چنار آن (اواخر دوره تیموری)، خانه مصدق (دوره قاجار) در شهرستان ساوجبلاغ؛
تپه حصارك (هزاره پنجم پیش از میلاد تا دوره اسلامی)، قلعه اَمامه (دوره سلجوقی)، امامزاده احمد (قرن هفتم و هشتم)، امامزاده صالح (قرن هفتم و هشتم)، امامزاده یوش (دوره تیموری)، مجموعه نیاوران (شامل كاخهای سلطنتی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی)، مجموعه فرهنگی سعدآباد (دوره پهلوی)، خانه نیما یوشیج (دوره پهلوی) در شهرستان شمیران؛
قرهتپه شهریار (هزاره چهارم و پنجم پیش از میلاد)، تپه ارسطو (پیش از تاریخ)، تپه بالابان (دوره اسلامی)، تپه حصارك غفاری (تاریخی ـ اسلامی) در شهرستان شهریار؛
سرخ قلعهطُرود (دوره ساسانی)، كاروانسرای گَدوك (دوره ساسانی)، امامزاده عسكری شهرآباد (دوره اسلامی)، برج سنگی یا گنبد گبری طارس (قرن هفتم و هشتم)، امامزاده اسماعیل طارم، بنای تاریخی گورگنبد (قرن هفتم و هشتم)، حجاری تنگواشی (دوره قاجار) در شهرستان فیروزكوه؛
تپه باستانی مردآباد (هزاره پنجم تا سوم پیش از میلاد)، پل تاریخی كرج (دوره سلجوقی)، امامزاده رحمان و امامزاده زید (قرون هفتم تا نهم)، كاروانسرای شاهعباسی (دوره صفوی)، امامزاده امكبری و امصغری (اواخر دوره صفوی)، كاخ سلیمانیه (دوره قاجار)، كاخ شهرستانك (دوره قاجار)، قلعه صمصام (دوره قاجار) در شهرستان كرج؛
تپه میل (دوره ساسانی)، مقبره علاءالدوله (٦٨٠)، مسجد جمعه (٧٠٣)، امامزاده حسینرضا (قرن نهم)، امامزاده یحیی (دوره مغول)، شاهزاده حسین (دوره مغول)، امامزاده جعفر (دوره صفوی)، كاروانسرای عینالرشید (دوره صفوی) در شهرستان ورامین ( سیمای میراث فرهنگی تهران ، ص ٢٥٣، ٢٥٨ـ٢٦٦؛
مشكوتی، ص ١١٦، ٢١١ـ٢١٢، ٢٢٠ـ ٢٢٢؛
ورجاوند، ص ٨٣ ـ ٨٥؛
ركوعی، ص ٢٩٥، ٣٠٠؛
پازوكی طرودی، جاهای متعدد؛
برای آثار تاریخی شهرستان تهران رجوع كنید به بخش ٢: شهرستان تهران).
منابع:
(١) اطلس راههای ایران ، تهران: گیتاشناسی، ١٣٧٤ ش؛
(٢) ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، تهران [بیتا.(؛
(٣) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣٧٣ ، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٤ ش؛
(٤) همو، مجموعه قوانین سال ١٣٧٥ ، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٦ ش؛
(٥) همو، مجموعه قوانین سال ١٣٧٦ ، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٧ ش؛
(٦) همو، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩ ، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٧) همو، مجموعه مصوبات ادوار اول و دوم قانونگذاری مجلس شورای ملی ، تهران )? ١٣١٨ ش]؛
(٨) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی و اجتماعی. دفتر تقسیمات كشوری، سازمان تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٤ ش؛
(٩) همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن ، تهران ١٣٨١ ش؛
(١٠) ربیع بدیعی، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣٦٢ ش؛
نورالدین برادران، صنعت استان
(١١) تهران ، ج ١، تهران: اداره كل صنایع استان تهران، ١٣٧٩ ش؛
(١٢) ناصر پازوكی طرودی، آثار تاریخی فیروزكوه: جغرافیای تاریخی و معرفی محوطههای باستانی و بناهای تاریخی ـ فرهنگی ، تهران ١٣٨١ ش؛
(١٣) پژوهش و بررسی لرزه زمینساخت ایرانزمین ، بخش ٥: پژوهش و بررسی ژرف نوزمینساخت، لرزه زمینساخت و خطر زمینلرزه ـ گسلش در گسترهی تهران و پیرامون ، نگارش م. بربریان و دیگران، تهران: سازمان زمینشناسی كشور، ١٣٦٤ ش؛
(١٤) جمیله توكلینیا، «تأثیرات اقتصادی ـ فضائی شهركهای صنعتی بر منطقه تهرانبزرگ، نمونه موردی: غرب و جنوب تهران»، پایاننامه دكتری جغرافیای انسانی، دانشكده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ١٣٧٩ ش؛
(١٥) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، ج ١: كوهها و كوهنامه ایران ، ج ٢: رودها و رودنامه ایران ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٦ ش؛
(١٦) د. فارسی ؛
(١٧) عزتاللّه ركوعی، سرزمین ما: مروری بر تاریخ و معماری ایران ، تهران ?( ١٣٧٣ ش ) ؛
(١٨) محمدرضا زمانی درمزاری، «قناتهای تهران كجا هستند؟»، شهرنگار ، سال ٣، ش ١٨ (آبان ١٣٨٠)؛
(١٩) سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، سالنامه آماری استان تهران ١٣٨٠ ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٢٠) سالنامه پارس ، سال ٣ (١٣٠٧ ش)؛
(٢١) سیمای میراث فرهنگی تهران ، گردآورنده: سلیم سلیمی موید، تهران: سازمان میراث فرهنگی كشور، ١٣٨١ ش؛
فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٣٨: تهران ، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای
(٢٢) مسلح، ١٣٧٠ ش؛
(٢٣) بیژن فرهنگی، نگرشی بر سدهای ایران: گذشته ـ حال ـ آینده ، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٢٤) مسعود كیهان، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش؛
(٢٥) فرجاللّه محمودی، «سیمای طبیعی تهران»، پژوهشهای جغرافیایی، سال ٢٢، ش ٢٦ (شهریور ١٣٦٩)؛
(٢٦) مركز آمار ایران، خلاصه آمارهای پایهای استانها ١٣٨٠ ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٢٧) همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ١٣٧٧: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٢٨) همو،سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی استان تهران ، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٢٩) نصرتاللّه مشكوتی، فهرست بناهای تاریخی و اماكن باستانی ایران ، تهران ١٣٤٩ ش؛
(٣٠) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران ، مقیاس ٢٥٠٠٠٠٠ : ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٩ ش؛
(٣١) نقشه سیاسی و اقتصادی استان تهران ، مقیاس ٣٠٠٠٠٠: ١ ، تهران: گیتاشناسی، ١٣٧١ ش؛
(٣٢) پرویز ورجاوند، سرزمین قزوین ، تهران ١٣٤٩ ش.
/ فرزانه ساسانپور /
٢) شهرستان (به مركزیت شهر تهران)، در مركز استان تهران قرار دارد. از شمال به شهرستانهای كرج و شمیرانات، از مشرق به شهرستان دماوند، از جنوب به شهرستانهای ورامین و ری و اسلامشهر، و از مغرب به شهرستانهای شهریار و كرج محدود میگردد.
این شهرستان حدود ٧٦٠ ، ١ كیلومترمربع وسعت دارد و دارای دو بخشِ كَن (به مركزیت كن) و مركزی (به مركزیت تهران)، دو دهستان سولقان (به مركزیت سولقان) و سیاهرود (به مركزیت بومِهِن)، و دو شهر تهران و بومهن است.
ارتفاعات البرز مركزی نواحی شمال و مشرق شهرستان را در بر میگیرد. نواحی مركزی شهرستان در دامنههای این ارتفاعات قرار دارد و نواحی جنوبی در دشت واقع است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٣٨، ص ٧١).
مهمترین كوههای شهرستان عبارتاند از: آرو (مرتفعترین قله: ٥٦٠ ، ٣ متر) در ٥٢ كیلومتری شمالشرقی شهر تهران، تالون (مرتفعترین قله: ٥٥١ ، ٣ متر) در ٣٢ كیلومتری شمالغربی، نَمِه (مرتفعترین قله: ٠٥٠ ، ٣ متر) در حدود ١٨ كیلومتری شمالغربی، بندعیش (مرتفعترین قله: ٥٦٠ ، ٢ متر) در ١٧ كیلومتری شمالغربی و كوه بَرجمالی (مرتفعترین قله: ٢٥١ ، ٢) در حدود ٢١ كیلومتری جنوبشرقی شهر تهران (جعفری، ج ١، جاهای متعدد). از معادن فعال شهرستان تهران، معادن سنگ آهك مسگرآباد و غنیآباد در مشرق در نزدیكی كوه مسگرآباد، معادن سنگ سبز بدلآباد و دَرَكه در شمالغربی منطقه اوین و معدن سنگ سبز فرحزاد در شمال منطقه كن است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا).
رودهای مهم شهرستان اینهاست: دارآباد، كه از كوههای كُلَكچال و دارآباد سرچشمه میگیرد و عموماً با جهت شمالی ـ جنوبی در شهر تهران جریان مییابد؛
جعفرآباد (دربند كنونی)، از ریزابههای جاجرود كه در دامنههای شرقی تپههای عباسآباد با جهت جنوبی داخل مجرای زیرزمینی میشود و پس از عبور از شرق شهرری به رود جاجرود میپیوندد؛
دركه، از ریزابههای رود كن با جهت جنوبی و سپس غربی؛
سولقان (یا كن)، با جهت غربی و سپس جنوبی از روستاهای امامزاده داوود، كیگاه، سولقان و كن میگذرد و در اراضی جنوبی كن به مصرف میرسد و در بارندگیهای زیاد، مازاد آب آن به رودخانه كرج میریزد؛
و سُرخهحصار، به طول بیست كیلومتر با مسیر غربی و سپس جنوبی كه پس از عبور از روستاهای هَمَهسین و سرخهحصار وارد شهر تهران میگردد (جعفری، ج ٢، جاهای متعدد). رودهای جعفرآباد، دارآباد و دركه را با آبراهههای بزرگی از میان شهر تهران هدایت میكنند. به علت گسترش بیضابطه شهر تهران این رودخانهها به مجرای عبور هرزآبها و فاضلاب شهری تبدیل شدهاند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا).
شهرستان تهران آب و هوای متنوعی دارد. قسمت شمالی آن دارای زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل است. آب و هوای قسمت مركزی آن معتدل و قسمت جنوبی آن به طرف شهرری متمایل به گرم و خشك است (همانجا).
پوشش گیاهی شهرستان تهران تحت تأثیر آب و هوای متنوع آن قرار دارد، بهطوری كه تمام ارتفاعات شمال آن دارای گیاهان مرتعی است و در تابستانها علاوه بر دامهای دامداران محلی، احشام دامداران متحرك و نیمهمتحرك مناطق ورامین، جنوب تهران، شهریار و اِشتِهارد در آنها چرا میكنند. در دامنههای جنوبی البرز انواع درختان و درختچهها مانند زرشك، آتلانقوش (بنه)، اُرْس (سروكوهی)، سماق، بادام كوهی و گیلاس وحشی یافت میشود. از گیاهانی كه مصرف دارویی و صنعتی دارند میتوان به اینها اشاره كرد: گل گاوزبان، گل بنفشه، گل خطمی، دِرْمَنه، خاكشیر، كاسنی، آویشن، مورد، شیرینبیان، گون، كنگر و شِنگ (همان، ج ٣٨، ص ٧٢).
بر اساس آمار ١٣٨٠ ش، سطح زیركشت محصولات سالانه و دائمی شهرستان تهران ٩٢٥ ، ١ هكتار بوده است (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ١٩٠) شامل گندم، لوبیا، نخود، عدس، گوجهفرنگی، یونجه و نباتات علوفهای (همان، ص ٢٠٠ـ٢٠٩؛
فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا). در روند توسعه روزافزون تهران، زمینهای زراعی و باغها به اماكن مسكونی تبدیل شده و بتدریج سطح زیركشت این محصولات كاهش یافته است. جمع كل عرصههای جنگلی شهرستان تهران در ١٣٨٠ ش، با احتساب پاركهای جنگلی، ٩٦٥ ، ١٤ هكتار است (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ٥٠). آب كشاورزی معمولاً از قناتها ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا) و آب مشروب از چاه عمیق، نیمهعمیق، قنات و چشمه و سدهای لار و لتیان و امیركبیر تأمین میگردد.
بر اساس آمار ١٣٧٥ ش، از ٤٧٠ ، ٦٤٤ ، ١ تن شاغل شهرستان تهران، ٧٥% در بخش خدمات، ٢٢% در بخش صنعت و معدن، و ١% در بخش كشاورزی فعالیت میكردهاند. مهمترین مشاغل بخش خدمات شامل عمدهفروشی و خردهفروشی و رستورانداری و هتلداری است كه ٢٣% از این بخش را به خود اختصاص داده است. حملونقل و ارتباطات و انبارداری رتبه بعدی را دارد (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ١٠٨ـ١٠٩).
صنایع شهرستان تهران از نظر گستردگی و تنوع، مقام اول را در ایران داراست و به گروههای عمده صنایع سنگین، صنایع سبك و صنایع دستی تقسیم میشود (رجوع كنید به بخش اول مقاله).
صنایعدستی شامل منبتكاری، خطاطی، خاتمسازی، قلمزنی، طراحیكاشی و سرامیكسازی، نقاشی و مجسمهسازی، قالی بافی و گلیمبافی است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٣٨، ص ٧٢).
شهرستان تهران با راههای زمینی و راهآهن با سایر شهرستانها مرتبط است. طول راههای زمینی آن حدود ٢٣٢ كیلومتر است كه از این مقدار ٥ر٢٦ كیلومتر آن آزادراه، ١٤١ كیلومتر راه اصلی و بقیه راههای فرعی است (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، ص ٤٢٥). این شهرستان از طریق راههای اصلی با شهرهای شمالی كشور (فیروزكوه، هراز و كندوان) و با شهرستان دماوند در مشرق، شهرستان ورامین در جنوبشرقی، شهرستان ری در جنوب و شهرستان كرج در مغرب مرتبط است. فاصله آن با شهر بومهن ٤٦ كیلومتر است. تهران با راهآهن سراسری به شمالشرقی و شمالغربی، جنوبغربی و جنوبشرقی كشور میپیوندد.
در ١٣١٠ ش، مسعود كیهان (ج ٢، ص ٣١٢) تهران را یكی از دوازده ولایتِ ایالت تهران ذكر كرده است. شهرستان تهران، بر اساس مصوبه ١٦ آبان ١٣١٦ با هشت بخش و سپس در تصویبنامه نهایی دی همان سال با نُه بخش (كن، اَفجه، حضرت عبدالعظیم، ینَكی امام، علیشاه عِوَض، ورامین، ایوانِكی، دماوند و كولَج) در استان دوم تشكیل شد (ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، چاپ اول، ص ١ـ٢؛
همان ضمیمه، ص ١، ٤؛
همان، چاپ دوم، ص ٢٢).
رزمآرا در ١٣٢٨ ش، شهرستان تهران را جزو استان مركزی با هشت بخش و ٢٢ دهستان ذكر كرده است (ج ١، ص ١). در ١٣٥٥ ش، شهرستان تهران با پنج بخش حومه، رودبار قَصْران، لواسانات، ری و فَشافویه/پشاپویه و سه شهر تهران، اوشان و فَشَم، و فرحناز جزو استان مركزی بود (ایران. وزارت كشور، ص ١). در ١٣٥٧ ش، پس از تشكیل استان تهران شهرستان تهران جزو این استان شد (بدیعی، ج ٢، ص ٢٤٩). در ١٣٦٦ ش، بنا به پیشنهاد هیئتوزیران (ش ٥٣/٥/١/٢٢١٢ مورخ ١٤ خرداد ١٣٦٦)، این شهرستان دارای دو بخش مركزی و كن، دو دهستان سیاهرود و سولقان و یك نقطه شهری تهران شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٠ ش، ص ٧٢٢). شهرستان تهران در ١٣٧٥ ش، دارای دو نقطه شهری بومهن و تهران بود (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٦ ش، ص ١٥٣؛
ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ص ٢٦).
طبق آمار ١٣٧٥ ش، جمعیت شهرستان ٣٤٨ ، ٧٩٤ ، ٦ تن ضبط شده كه از این تعداد ٨٤٥ ، ٧٥٨ ، ٦ تن (ح ٩٩%) شهرنشین، ٣٥٦ ، ٣٥ تن (ح ٥٢ر٠%) روستانشین و بقیه غیرساكناند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب ، ص چهلوهشت).
از مهمترین آثار تاریخی و فرهنگی شهرستان تهران، مجموعه تپه باستانی كَهریزَك (متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد تا دوران اسلامی)، تپه مافینآباد (مربوط به هزارههای چهارم و پنجم پیش از میلاد) در شهرك قاسمیه، و مقبره امامزاده داوُد (متعلق به دوره قاجار) است ( سیمای میراث فرهنگی ایران ، ص ٢٥٥ـ٢٥٧؛
معتمدی، ص ٤٣٠ـ٤٣١).
بومهن. این شهر در مشرق بخش مركزی شهرستان، در ارتفاع ٧٧٠ ، ١ متری، در حدود ٤٦ كیلومتری مشرق شهر تهران قرار دارد. به فاصله اندكی در مشرق بومهن، شهر رودهن * (واقع در شهرستان دماوند) قرار دارد. كوه گَرم درّه (مرتفعترین قله: ٥٥٠ ، ٢ متر) در حدود هفت كیلومتری شمالغربی شهر بومهن واقع شده است. قسمتهایی از جنوب بومهن بر روی اوزونتپه واقع شده كه بافت پلكانی شهر را به وجود آورده است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٣٨، ص ٥٢؛
جعفری، ج ١، ص ٤٧٢).
رود ایرا/ سیاهرود، از ریزابههای رود دماوند، به طول حدود ٣٣ كیلومتر با جهت عمومی جنوبغربی از میان شهر میگذرد (جعفری، ج ٢، ص ١١٦ـ١١٧).
اكثر شهروندان به كشاورزی، دامداری، كارگری و باغداری اشتغال دارند. آب مشروب شهر از رودخانه و چشمه تأمین میشود ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا).
در ١٣٢٣ ش، آبادی بومهن (بوم هند) جزو دهستان سیاهرود در شهرستان تهران و استان دوم ضبط شده است (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ١، ص ٢٦٥). رزمآرا در ١٣٢٨ ش، آبادی بومهن را جزو دهستان سیاهرود، بخش افجه و شهرستان تهران آورده است (ج ١، ص ٣٧).
در مرداد ١٣٦٦، بنا به پیشنهاد هیئتوزیران، به تصویبنامه شماره ٥٣/٥/١/٢٢١٢ مورخ ١٤ خرداد ١٣٦٦، آبادی بومهن مركز دهستان سیاهرود در بخش مركزی شهرستان تهران شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٠ ش، ص ٧٢٢) و به پیشنهاد هیئت وزیران و تصویبنامه شماره ٧٥٨٥/٤٢/١ مورخ اول آبان ١٣٧٤ وزارت كشور، آبادی بومهن به شهر تبدیل شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٦ ش، همانجا).
در سرشماری ١٣٧٥ ش، جمعیت شهر بومهن ١٦٦ ، ١ تن بوده است (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش الف ، ص ٢). اهالی این شهر شیعه دوازده امامیاند و به فارسی و تركی تكلم میكنند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا).
راه اصلی تهران ـ دماوند از میان شهر بومهن میگذرد و آن را به دو قسمت شمالی ـ جنوبی تقسیم میكند و موجب گسترش خطی بافت شهر شده است. جادههای هراز (تهران ـ آمل) و فیروزكوه (تهران ـ قائمشهر) در این شهر از هم جدا میشوند. شهر با راهی اصلی به طول سه كیلومتر به شهر گلدره در شمالغربی و راهاصلی دیگری آن هم به طول سه كیلومتر به شهر لوران در جنوبغربی مرتبط میشود.
اصلانتپه و قبرستان آن از دوره ساسانی ـ اسلامی و امامزاده سلطان مطهر از آثار تاریخی بومهن است ( سیمای میراث فرهنگی تهران ، ص ٢٥٤؛
فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا).
از تاریخ قبل از اسلام این شهر اطلاعی در دست نیست. به نوشته اصطخری (ص٢١٤) در قرن چهارم، در مسیر جاده قدیمی ری ـ طبرستان، كه ظاهراً همان جاده دوره ساسانی است، از ری به بَرْزیان (كه جایگاه كنونی آن روشن نیست) یك مرحله، از برزیان تا نامهند (ظاهراً همان بومهن كنونی) یك مرحله بزرگ و از نامهند تا آسك (ظاهراً اَسك كنونی) یك مرحله فاصله بود. مقدسی (ص ٣٧٢) نام آن را بامْهِر ضبط كرده است.
در قرن هفتم نیز یاقوت حموی (ج ١، ص ٤٨١) به آبادی بامهر در مسیر ری ـ طبرستان اشاره كرده است. از آن پس تا قرن سیزدهم، در باره بومهن اطلاعی در دست نیست. در ١٢٦٧، رضاقلیخان هدایت در مسیر ساری به دارالخلافه تهران، از بومهن و رود آن و سردی هوای آنجا یاد كرده است (ج ١٠، ص ٤٧٢ـ٤٧٣).
پولاك در پی سفر اولش به ایران (١٢٦٧ـ١٢٧٧/١٨٥١ـ ١٨٦٠) در سفرنامه خود اشارهای به بومهندارد (رجوع كنید به ص ٤٢١). گوبینو نیز در كتاب خود با عنوان تاریخ ایرانیان (پاریس ١٨٦٩) آبادی بومهن و چند آبادی دیگر دامنههای البرز را با آبادیهای دامنههای پیرنه و آلپ مقایسه كرده و مطالبی در باره آنها ذكر كرده است (رجوع كنید به ج ١، ص ١٥١).
اعتمادالسلطنه در فاصله سالهای ١٢٩٤ تا ١٢٩٧ بومهن را با ضبطهای بومهند/ بومهند آورده و ذكر كرده است كه برای سهولت عبور و مرور از تهران به مازندران، به دستور حاجیمیرزابیك، از فراشهای ناصرالدینشاه (حك : ١٢٦٤ـ ١٣١٣)، پلی بر روی رود بومهن در آبادی بومهن ساخته شد (ج ٢، ص ١٠١٢، ج ٣، ص ١٧٧١، ج ٤، ص ١٨٩٥).
در دوره احمدشاه قاجار (حك : ١٣٢٧ـ١٣٤٤)، بومهن جزو املاك او بهشمار میآمد (مستوفی، ج ٣، ص ٣٤٥).
منابع:
(٣٣) اصطخری؛
(٣٤) اعتمادالسلطنه؛
(٣٥) ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، تهران [بیتا.]؛
(٣٦) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣٧٥ ، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٦ ش؛
(٣٧) همو، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩ ، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٣٨) ایران. وزارت كشور، تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران ، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٣٩) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب اسامی دهات كشور ، ج ١، تهران ١٣٢٩ ش؛
(٤٠) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٤١) ربیع بدیعی، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٤٢) نورالدین برادران، صنعت استان تهران ، ج ١، تهران: اداره كل صنایع استان تهران، ١٣٧٩ ش؛
(٤٣) یاكوب ادوارد پولاك، سفرنامه پولاك ، ترجمه كیكاووس جهانداری، تهران ١٣٦١ ش؛
(٤٤) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران ، ج ١: كوهها و كوهنامه ایران ، ج ٢: رودها و رودنامه ایران ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٦ ش؛
(٤٥) رزمآرا؛
(٤٦) سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، سالنامه آماری استان تهران ١٣٨٠ ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٤٧) سیمای میراث فرهنگی تهران ، گردآورنده: سلیم سلیمی موید، تهران: سازمان میراث فرهنگی كشور، ١٣٨١ ش؛
(٤٨) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٣٨: تهران ، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٧٠ ش؛
(٤٩) مركز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان تهران، شهرستان تهران ، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٥٠) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٥١) عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه ، تهران ١٣٦٠ ش؛
(٥٢) محسن معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٥٣) مقدسی؛
(٥٤) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران ، مقیاس ٢٥٠٠٠٠٠ : ١ ، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٩ ش؛
(٥٥) نقشه جدید مناطق شهرداری تهران ، مقیاس٥٠٠٠٠ :١، تهران: گیتاشناسی، ١٣٨١ ش؛
(٥٦) نقشه سیاسی و اقتصادی استان تهران ، مقیاس ٣٠٠٠٠٠ : ١ ، تهران: گیتاشناسی، ١٣٧١ ش؛
(٥٧) رضاقلیبن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضهالصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضهالصفا ، ج ٨ ـ١٠، تهران ١٣٣٩ ش؛
(٥٨) یاقوت حموی؛
(٥٩) Joseph Arthur Gobineau , Histoire des Perses , Paris ١٨٦٩.
/ فرزانه ساسانپور /