دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٥١
چماقدار ، صاحبمنصبى دربارى در دوره ممالیك مصر (ح ٦٤٨ـ٩٢٢) كه در مراسم و جشنها براى محافظت از سلطان یا اجراى برخى دستورها، در كنار وى میایستاد. واژه چماقدار مركّب است از واژه چماقِ تركى (ضبطهاى دیگر آن: چوماق، جوماق، جوموق، چوقمار، چوقمان، چوقماق و معرّب آن جُمَق؛ كاشغرى، ج ١، ص ٣١٩؛ استرآبادى، ص ١٤٣؛ سامى، ص ٥٢٤؛ دورفر، ج ٣، ص ٩٤ـ٩٥؛ پاكالین، ج ١، ص ٣٨٠؛ قس كلاوسون، ص ٤٢٢، كه چماق را دخیل در تركى دانستهاست) به معناى چوبدست و «دارِ» فارسى به معناى دارنده و حمل كننده چماق. معرّب این واژه در منابع دوره ممالیك به صورت جُمَقْدار به كار رفته است.
در دورههاى گوناگون اسلامى، برخى درباریان و صاحبمنصبان به هنگام حاضر شدن در مجالسى كه خلیفه تشكیل میداد یا همراه موكب وى، چوب و چماق (دَبُّوس) در دست میگرفتند (براى نمونه رجوع کنید به صابى، ص ٨٠ـ٩١؛
نظامالملك، ص ١٨١؛
قلقشندى، ج ٣، ص ٥٠٣)، لیكن منصب چماقدارى در دوره ممالیك مصر به وجود آمد و صاحب آن جزو ملازمان رسمى سلطان و «اصحاب وظایف»، در كنار صاحبمنصبانى چون سلاحدار*، چاشنیگیر* و غیره، قرار گرفت (رجوع کنید به ابنشاهین، ص ١١٦؛
سبكى، ص ٣٤؛
ابنكنّان، ص ٦٨؛
عینى، ج ٤، ص ٢٥٧).
برخى (رجوع کنید به د. اسلام، چاپ اول، ذیل واژه؛
ابنشاهین، ص ١١٦، پانویس ٢) منصب چماقدارى و بَشْمَقدارى (مسئولیت نگهدارى از كفشهاى سلطان) را یكى دانستهاند، كه اشتباه است. سُبكى (ص ٣٤، ٣٦) هر یك را به عنوان منصبى جداگانه آورده است (نیز رجوع کنید به ابنتغرى بردى، ج ١٠، ص ٦١).
چماقدار در جشنها و تشریفات دیگر در سمت راست سلطان میایستاد. وى چماقى كوتاه، با سر بزرگ و كروى مزین به طلا، در دست میگرفت و آن را در برابر خویش و در بالا نگه میداشت. وى در تمام مدتى كه سلطان در مجلس نشسته بود، چشم در چشم وى میدوخت و به هیچ جاى دیگر توجه نمیكرد تا به اجراى فرمانهاى احتمالى سلطان و نیز محافظت از او اقدام كند (ابنكنّان، ص ٦٨). چماقداران، كه عمدتآ از میان مملوكان چركسى برگزیده میشدند (ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ١٧٣؛
مقریزى، ١٢٧٠، ج ٢، ص ٢٤١)، میبایست علاوه بر نیروى جسمانى، داراى اندامى زیبا و متناسب نیز میبودند (ابنقاضى شهبه، ج ٢، ص ٤٢٩؛
ابنكنّان، ص ٦٨).
از منابع دوره ممالیك چنین برمیآید كه چماقداران، علاوه بر حضور در جشنها و تشریفات، در مواردى دیگر، از قبیل حج یا حركت موكب سلطان به مناسبتهاى گوناگون، نیز در كنار وى حضور مییافتند (رجوع کنید به ابنتغرى بردى، ج ٨، ص ١٦٦، ج ١٠، ص ٦١؛
عینى، همانجا). این افراد به دلیل نزدیكى به سلطان، در صورت نشان دادن شایستگى، میتوانستند به مناصب بالایى چون فرماندهى سپاه، امیر جاندارى (رجوع کنید به جاندار*) و امارت یا ولایت یك شهر یا ناحیه دست یابند و گاه منطقهاى را به صورت اقطاع از جانب سلطان دریافت میكردند (دوادارى، ج ٩، ص ٢١٣، ٢٨٤، ٣٥٤؛
ابنكثیر، ج ١٤، ص ١٩٥؛
مقریزى، ١٤١٨، ج ٣، ص ١٣٥؛
ابنحجر عسقلانى، ج ١، ص ٤٢٩، ج ٢، ص ١٧٣). از حقوق و مستمرى چماقداران و نیز ویژگیهاى آنان براى احراز این منصب اطلاعى در دست نیست.
فلور (ص ٣٢) به منصب چماقدارى در دوره صفوى (ح ٩٠٦ـ ١١٣٥) اشاره كرده است. نحوه انتصاب چماقدار در اسناد كمپانى هند شرقى هلند (رجوع کنید به همان، ترجمه فارسى، ص ٣٣، پانویس) وصف شده، اما در منابع این دوره، به منصب چماقدارى هیچ اشارهاى نشده است. با این حال، در برخى منابع (براى نمونه رجوع کنید به كمپفر، ص ١٠٠؛
اولئاریوس، ص ١٩٤ـ١٩٥) به بعضى وظایف ایشیك آقاسى و یساوُلانِ وى در آن دوره اشاره گردیده كه بسیار شبیه وظایف چماقداران در دوره ممالیك است (رجوع کنید به ایشیك آقاسى*).
در دوره قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤) نیز مأمورانى در تشریفات و همچنین به وقت حركت موكب شاه حضور داشتند و وظایفشان شبیه وظیفه چماقداران بود (رجوع کنید به احمدمیرزا قاجار، ص ٥٦؛
كوتسبو، ص ٢٦٠).
منابع :
(١) ابنتغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، قاهره [? ١٣٨٣[ـ١٣٩٢/ [? ١٩٦٣[ـ١٩٧٢؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، الدرر الكامنة فى اعیان المائة الثامنة، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٣) ابنشاهین، كتاب زبدة كشفالممالك، چاپ پل راوس، پاریس ١٨٩٤؛
(٤) ابنقاضى شهبه، تاریخ ابنقاضى شهبة، چاپ عدنان درویش، دمشق ١٩٧٧ـ١٩٩٤؛
(٥) ابنكثیر، البدایة و النهایة، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٦) ابنكنّان، حدائقالیاسمین فى ذكر قوانینالخلفاء و السلاطین، چاپ عباس صباغ، بیروت ١٤١٢/١٩٩١؛
(٧) احمد میرزا قاجار، تاریخ عضدى، چاپ عبدالحسین نوایى، تهران ١٣٥٥ش؛
(٨) محمدمهدیبن محمدنصیر استرآبادى، سنگلاخ: فرهنگ تركى به فارسى از سده دوازدهم هجرى، چاپ روشن خیاوى، تهران ١٣٧٤ش؛
(٩) آدام اولئاریوس، سفرنامه آدام الئاریوس: بخش ایران، ترجمه احمد بهپور، تهران ١٣٦٣ش؛
(١٠) ابوبكربن عبداللّه دوادارى، كنزالدرر و جامعالغرر، ج ٩، چاپ هانس روبرت رومر، قاهره ١٩٦٠؛
(١١) شمسالدینبن خالد سامى، قاموس تركى، چاپ احمد جودت، استانبول ١٣١٧؛
(١٢) عبدالوهاببن على سبكى، معیدالنعم و مبیدالنقم: الاصلاح السیاسى والادارى فى الدولة العربیة الاسلامیة، بیروت ١٩٨٣؛
(١٣) هلالبن محسن صابى، رسوم دارالخلافة، چاپ میخائیل عوّاد، بغداد ١٣٨٣/١٩٦٤؛
(١٤) محمودبن احمد عینى، عقدالجمان فى تاریخ اهلالزمان، چاپ محمدمحمد امین، قاهره ١٤٠٧ـ١٤١٢/ ١٩٨٧ـ١٩٩٢؛
(١٥) ویلم فلور، برافتادن صفویان، برآمدن محمود افغان، ترجمه ابوالقاسم سرى، تهران ١٣٦٥ش؛
(١٦) قلقشندى؛
(١٧) محمودبن حسین كاشغرى، كتاب دیوان لغات الترك، (استانبول) ١٣٣٣ـ١٣٣٥؛
(١٨) انگلبرت كمپفر، سفرنامه كمپفر، ترجمه كیكاوس جهاندارى، تهران ١٣٦٠ش؛
(١٩) موریتس فون كوتسبو، مسافرت به ایران: دوران فتحعلى شاه قاجار، ترجمه محمود هدایت، تهران ١٣٦٥ش؛
(٢٠) احمدبن على مقریزى، السلوك لمعرفة دولالملوك، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢١) همو، كتابالمواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق ١٢٧٠، چاپ افست قاهره (بیتا.)؛
(٢٢) حسنبن على نظامالملك، سیرالملوك (سیاستنامه)، چاپ هیوبرت دارك، تهران ١٣٧٢ش؛
(٢٣) Gerard Clauson, An etymological dictionary of pre- thirteenth-century Turkish, Oxford ١٩٧٢;
(٢٤) G. Doerfer, Turkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٥;
(٢٥) EI١, s.v. "Djumakdar" (by M. Sobernheim);
(٢٦) Willem M. Floor, The Afghan occupation of Safavid Persia: ١٧٢١-١٧٢٩, Paris ١٩٩٨;
(٢٧) Mehmet Zeki Pakalân, Osmanli tarih deyimileri ve terimleri sozlugu, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢.
/ محسن معصومى/