دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٧٨
بوشَنجی ، ابوالحسن علی بن احمد، از صوفیان و جوانمردان خراسان در نیمة اول قرن چهارم ، از مردم بوشنج * از توابع هرات . وی را نباید با ابوالحسن عبدالرحمان بن محمدبن مظفر داودی بوشنجی (متوفی ٤٦٧) که فقیه بوده و در بوشنج درگذشته است ، اشتباه کرد (صریفینی ، ص ٤٨٣ـ٤٨٤؛ رسالة مزارات هرات ، تعلیقات فکری سلجوقی ، ص ١٤٠). از تاریخ تولد او اطلاع دقیقی نداریم ولی از آنجا که گفته اند در جوانی ، ابوعثمان حیری * (متوفی ٢٩٨) را دیده است (سلمی ، ص ٤٥٨؛ انصاری ، ص ٤٢١)، باید در اواسط نیمة دوم قرن سوم متولد شده باشد. به سال ٢٩٧ به نیشابور رفت (ابن عساکر، ج ٤١، ص ٢١٢). در آنجا روزگاری چند مرید ابوعثمان حیری بود (سبکی ، ج ٣، ص ٣٤٤). پس از فوت ابوعثمان به بغداد رفت و در زمرة مریدان ابومحمد جُریری * (متوفی ٣١٢ یا ٣١٤) و ابن عطا (متوفی ٣٠٩) درآمد و با ابوبکر شبلی * (متوفی ٣٣٤) مصاحبت داشت . سپس به دمشق رفت و در آنجا مرید ابوعمرو دمشقی (متوفی ٣٢٠) و طاهر مقدسی شد (سلمی ؛ انصاری ؛ سبکی ، همانجاها). پس از آن ، به بوشنج بازگشت . گفته اند که در آنجا زندیقش خواندند (عطار، ص ٥٢١). پس ، در ٣٤٠ به نیشابور رفت و تا پایان عمر در همانجا سکونت گزید (شعرانی ، ج ١، ص ١٤؛ ابن عساکر، همانجا). در نیشابور برای او دارالتصوفی بنا کردند (ابن عساکر، همانجا؛ ابن ملقن ، ص ٢٥٢) و شاگردان و مریدان بسیاری یافت (ابن تغری بردی ، ص ٣٢٠). از داستانهایی که دربارة او نقل می کنند چنین برمی آید که از مشایخ مشهور نیشابور به شمار می آمده است (عطار، ص ٥٢١ ـ٥٢٣). وی در پایان عمر عزلت گزید و سرانجام در ٣٤٨ (سلمی ؛ انصاری ؛ ابن ملقن ، همانجاها) یا ٣٤٧ (سبکی ، همانجا؛ اسنوی ، ج ١، ش ١٨٩) وفات یافت و در محلة فَز در کنار قبر حمدون قصار و ابوعلی ثقفی به خاک سپرده شد (حاکم نیشابوری ، ج ٢، ش ٢٧٧٨).
بوشنجی شافعی مذهب بود (سبکی ؛ اسنوی ، همانجاها) و از ابوجعفر شامی ، حسین بن ادریس انصاری هروی و دیگران حدیث شنیده بود (سبکی ، همانجا). ابوعبدالرحمان سلمی او را محدّث دانسته و حدیثی مسند از او نقل کرده است (در بعضی نسخ ؛ ص ٤٥٥ـ٤٥٦؛ ابونعیم ، ج ١٠، ص ٣٧٩)، اما به نقل از حاکم نیشابوری * ، نویسندة تاریخ نیشابور ، که ظاهراً قدیمترین گزارش احوال بوشنجی از اوست ، گفته اند که او محدث نبوده و تنها یک حدیث مسند نقل کرده است (رجوع کنید به سبکی ، ج ٣، ص ٣٤٥). حاکم ، بوشنجی را در نیشابور دیده بود و گویا خود از مریدان او بوده است (صریفینی ، ص ٦).
بوشنجی در پاسخ سؤالات مریدان و در توضیح اصطلاحاتی چون توحید، تصوف ، محبّت ، فتوت ، مروّت و طریقت سخنان کوتاه پرمغزی گفته است . این سخنان و همچنین حکایاتی که از بوشنجی نقل کرده اند از منابعی است که ما را با طریق فتوت * و آداب آن آشنا می کند (رجوع کنید به سلمی ، ص ٤٥٩ـ ٤٦١؛
ابن عساکر، ج ٤١، ص ٢١٧ـ٢١٢؛
سبکی ، ج ٣، ص ٣٤٤ـ ٣٤٥). برخی از این سخنان در کتابهای صوفیه تا قرون متمادی نقل شده است ؛
از جمله این سخن که دربارة تصوف گفته است : «امروز نامی است بی حقیقت ، پیش از این حقیقتی بود بی نام » (هجویری ، ص ٤٩؛
سلمی ، ص ٤٥٩؛
انصاری ، ص ٤٢٢؛
عطار، ص ٥٢٢؛
جامی ، ص ٢٣٠).
منابع :
(١) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، مصر ١٩٣٢؛
(٢) ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق ، ج ٤١، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٣) ابن ملقن ، طبقات الاولیاء ، چاپ نورالدین شریبه ، مصر ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٤) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، ج ١٠، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٥) عبدالرحیم بن حسن اسنوی ، طبقات الشافعیة ، بغداد ١٣٩٠؛
(٦) عبدالله بن محمد انصاری ، طبقات الصوفیه ، به تصحیح و حواشی عبدالحی حبیبی قندهاری ، چاپ حسین آهی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٧) عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس من حضرات القدس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٨) محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری ، تاریخ نیشابور ، ترجمة محمدبن حسین خلیفة نیشابوری ، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٩) راسلة مزارات هرات ، به تصحیح و حواشی فکری سلجوقی ، کابل ١٩٦٧؛
(١٠) عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد علو، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(١١) محمدبن حسین سلمی ، طبقات الصوفیة ، چاپ نورالدین شریبه ، قاهره ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(١٢) عبدالوهاب بن احمد شعرانی ، الطبقات الکبری ، مصر ١٣٤٣/١٩٢٥؛
(١٣) ابراهیم بن محمد صریفینی ، تاریخ نیسابور: المنتخب من السیاق ، چاپ محمد کاظم محمودی ، قم ١٣٦٢ ش ؛
(١٤) محمدبن ابراهیم عطار، تذکرة الاولیاء ، چاپ محمد استعلامی ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(١٥) علی بن عثمان هجویری ، کشف المحجوب ، چاپ و. ژوکوفسکی ، تهران ١٣٧١ ش .
/ رضا پورجوادی /