دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٦٦
بَیْسان (در عبری بِیْت شان ) ، از شهرهای قدیمی فلسطین . این شهر از سویی در بلندترین نقطة حاشیة غربی غور (وادی اردن )، و از سوی دیگر در دشت سرسبز و حاصلخیز بیسان قرار دارد که وادیِ (درة ) اردن را در مشرق به دشت مَرجِابن عامِر در مغرب پیوند می دهد. شهر بر بخشهای شمالی وادیِ اردن و بر گذرگاه و وادیِ جالود نیز مشرف است ، در نتیجه به شبکة مهمی از راههای ارتباطی پیوسته و همواره مورد توجه بوده است . جغرافی دانان دورة اسلامی ، بیسان را از شهرهای اردن نوشته اند (ابن خرداذبه ، ص ٧٨؛ ابن فقیه ، ص ١١٦؛ اصطخری ، ص ٦٩؛ مقدسی ، ص ١٥٤؛ ابن حوقل ، ص ١٧٣). در تاریخ اسلام این شهر به دلیل وجود مقبرة ابوعبیدة جراح ، صحابی مشهور، شهرتی ویژه یافت . بیت شان در ١٣٦٢ ش /١٩٨٣، ٥٠٠ ، ١٣ تن جمعیت داشته است ( > دایرة المعارف ورلد بوک < ، ج ١٠، ص ٤٣٤).
تاریخ بیسان به بیش از شش هزار سال قبل از میلاد می رسد. در دورة کنعانیان ، نام شهر «بیت شان » به معنای «خانة خدایِ شان » یا «خانة سکون » بود. یهودیان این نام را از کنعانیان گرفتند.مصریان در حدود ١٤٧٩ ق م بر بیت شان دست یافتند و این استیلا تا ١١٩٨ ق م ادامه یافت . در نبردِ جِلْبُوع که در ١٠٠٤ ق م میان یهودیان و ساکنان فلسطین روی داد، فلسطینیان پس از قتل شاؤل (نخستین پادشاه عبرانیان قدیم ) و فرزندانش ، جسد آنها را برحصار بیت شان آویختند (عهد عتیق ، کتاب اول سموئیل ، ٣١: ٨ ـ١١). در حدود ٦٠٠ ق م ، اسکیتها (سَکاها) شهر را اشغال کردند و در آنجا ساکن شدند، ازینرو یونانیان شهر را اسکیتوپولیس نامیدند. در دورة یونانی مآبی ، اسکیتوپولیس از مهمترین شهرهای فلسطین بود که فرهنگ مدنی یونان در آنجا رواج داشت .
در عصر رومیان ، شهر به صورت مرکزی برای شهرهای دهگانه (دکاپولیس )، و مرکز تجاری مهمی درآمد که کاروانهای تجاری بر سرراه خود به اردن از آنجا می گذشتند. برخی از بقایای بناهای تاریخی آن دوره ، از جمله تئاتر رومی در تپة حِصن و پلهای رود جالود، همچنان باقی است .
در ٣٢٥ میلادی ، در دورة امپراتوری روم شرقی ، شهر به مرکزی کلیسایی تبدیل شد که نمایندگان آن در شورای دینی نیقیه سهم بسیاری داشتند. از آثار باقی مانده از این دوره ، دیری با سه اتاق بزرگ است .
پس از اسلام ، بیسان از جمله نخستین شهرهای مهمی بود که مسلمانان فتح کردند. به گفتة طبری در اواخر ١٣/٦٣٤ عمروبن عاص و شُرَحْبیل بن حَسَنَه آن را محاصره و تسخیر کردند (ج ٤، ص ١٥٨٦)، و به موجب روایت دیگری فقط شرحبیل ، به جنگ یا صلح ، شهر را فتح کرد (بلاذری ، ص ١٦٩؛ ابن اثیر، ج ٢، ص ٤٣٠ـ٤٣١). اهالی بیسان موظف شدند که علاوه بر پرداخت جزیه ، نیمی از خانه های شهر را به مسلمانان واگذار کنند. برخی محل دفن شرحبیل (متوفی ١٨/٦٣٩) را در بیسان دانسته اند.در دورة اول جنگهای صلیبی ، فرانکها به بیسان حمله کردند. پس از فتح بیسان به دست تنکرید در ٤٩٢ یا ٤٩٤/ ١٠٩٩ یا ١١٠١، آنجا را به امپراتوری لاتینی اورشلیم ملحق ساختند و بارون نشین بِسّان را تشکیل دادند ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ؛ حتی ، ص ٨١٢). در ٥٧٨/١١٨٢ـ١١٨٣، صلاح الدین ایّوبی ، برادرزادة خود، فرخشاه ، را به بیسان فرستاد و او شهر را فتح کرد (ابن خلدون ، ج ٤، ص ٤٥٢؛ ابن اثیر، ج ١١، ص ٤٨١). در ٦١٤/١٢١٧ فرانکها بار دیگر شهر را اشغال کردند (ابن خلدون ، ج ٤، ص ٥٢١). در ٦٢٧/ ١٢٢٩، «شهسواران مهمان نواز »، فرقه ای دینی و نظامی در اورشلیم ، و بوهموند (رئیس فرانکها)، به بیسان حمله کردند (رانسیمان ، ج ٣، ص ٢٤٩).
مغولان ـ که در ٦٥٨/١٢٦٠، در نزدیکی عین جالوت شکست خورده بودند ـ بار دیگر به بیسان حمله کردند که ضربة سنگینی به شهر بود. پس از آن سپاهیان پیروز در نبردِ عین جالوت ، مغولان را تعقیب کردند و باردیگر در بیسان با آنها جنگیدند. در این نبرد، بسیاری از مغولان کشته شدند و غنایم بسیاری برجای ماند. در دورة ممالیک ، شهر بیسان پایتختِ «ولایتی » دومین ناحیة مرزی جنوبی ایالت دمشق شد. درهمان زمان در نزدیکی شهر، کاروانسرای سَلار، در مسیر راه آهن امروزی ، بنا نهاده شد که چاپاران از آن استفاده می کردند ( د.اسلام ، همانجا). ابوالفِداء در قرن هشتم بیسان را شهری کوچک با باغها و نهرها و چشمه هایی در جانب غربی غور نوشته است (ص ٢٤٣).
شکست سپاه ممالیک به رهبری جان بِردیِ غزالی از سپاه عثمانی به فرماندهی سِنان پاشا، به سقوط ممالیک و تسلط عثمانیان بر بیسان و مناطق اطراف آن انجامید. در دورة تسلط عثمانیان ، بیسان مرکز ناحیه ای در شهرستانِ جِنین بود. پیش از جنگ جهانی اول ، به اهتمام دولت عثمانی ، شهر آبادتر شد. طی جنگ جهانی اول ، در شهر حدود ششصد خانوار سکونت داشتند که از این تعداد ٢٠ تا ٢٥ خانوار مسیحی ، ١٥ خانوار یهودی ، و بقیه مسلمان بودند. در دوره ای که فلسطین تحت قیمومت انگلستان بود، شهر بیسان به دلیل موقعیت جغرافیایی و مرکزیتش در شهرستان بیسان ، شکوفا شد و در آن اقدامات عمرانی صورت گرفت . در این دوره بیسان مرکز شهرستانی در استان نابلس بود و اندکی بعد به استان الجلیل ملحق شد. در ١٣٢٧ ش /١٩٤٨، در آستانة خروج نیروهای انگلیسی ، نیروهای صهیونیست برشهر سیطره یافتند و ساکنان عرب را از خانه های خود بیرون راندند. شهر یک سال خالی ماند و تخریب گردید، اما بعداً بازسازی شد و صدها خانوار یهودی در آنجا ساکن شدند. هم اکنون نیمی از ساکنان بیسان یهودیان مهاجر از شمال افریقا، ٣٠% از یهودیان کشورهای عربی و اسلامی مانند عراق و ایران و ترکیه ، و بقیه از یهودیان اروپایی یا فلسطینی اند.
بیسان به سبب زمین هموار و خاک حاصلخیزش در درجة نخست ، شهری کشاورزی است ، اما به دلیل موقعیت جغرافیایی ، از لحاظ تجاری نیز مهم است . امروزه علاوه بر صنایع کوچک ، صنایع نساجی ، پلاستیک سازی ، تولید وسایل برقی و استخراج معادن نیز در آنجا رواج یافته است .
در پاره ای از بخشهای قدیمی بیسان ، کاوشهای باستان شناسانه صورت گرفته است ، مانند کاوش در تپة جِسر، خان الاحمر، تپة مَصطَبه و تپة حصن که در نزدیکی بیسان واقع اند. کاوش در تپة حصن از جمله نخستین کاوشهای باستان شناختی در فلسطین است که از ١٣٠١ تا ١٣١٢ ش / ١٩٢٢ـ١٩٣٣، به همت دانشگاه پنسیلوانیا صورت گرفت . در این حفاریها آثاری از دوره های مختلف شهر به دست آمده است .
منابع :
(١) علاوه بر کتاب مقدس . عهد عتیق ؛
(٢) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩ـ١٤٠٢/١٩٧٩ـ١٩٨٢؛
(٣) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٥) ابن خلدون ، العبر: تاریخ ابن خلدون ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٦٣ـ١٣٧٠ش ؛
(٦) ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٧) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس ١٨٤٠؛
(٨) ابراهیم بن محمد اصطخری ، ممالک و مسالک ، ترجمة محمدبن اسعدبن عبدالله تستری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٩) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، ترجمة محمد توکل ، تهران ١٣٦٧ش ؛
(١٠) فیلیپ خوری حتی ، تاریخ عرب ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(١١) مصطفی مراد دباغ ، بلادنا فلسطین ، ج ٦، ق ٢، بیروت ١٩٧٤؛
(١٢) استیون رانسیمان ، تاریخ جنگهای صلیبی ، ترجمة منوچهر کاشف ، تهران ١٣٥١ـ ١٣٥٨ش ؛
(١٣) محمدبن جریر طبری ، تاریخ طبری ، یا، تاریخ الرسل والملوک ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(١٤) محمود عابدی ، الحفریات الاثریة فی فلسطین خلال المدة الواقعة بین ١٩٠٠ و ١٩٥٩ ، عمان ١٩٦٢؛
(١٥) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٦) EI ٢ , s.v."Baysan" (by J. Sourdel-Thomine);
(١٧) G. Le Strange, Palestine under the Moslems , London ١٩٨٠;
(١٨) A. Rowe, Beth-Shan topography and history , Philadelphia ١٩٣٠;
(١٩) The World book encyclopedia , London ١٩٩٥;
(٢٠) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به الموسوعة الفلسطینیة ، دمشق ١٩٨٤، ذیل «بیسان (مدینة )».
(٢١) / تلخیص از ( الموسوعة الفلسطینیة ) ؛
با اضافاتی از ( د. ج . اسلام ) /