دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٣٠
جریربن عبدالحمید ، محدّث مشهور قرن دوم. بر اساس آنچه خطیب بغدادی (ج ٨، ص ١٨٥) به نقل از دارَقُطنی در معرفی سلسله نسب او آورده، نسب جریربن عبدالحمید به قبیله بنوضَبّه از شعب مُضَر میرسد. جریر، به گفته خودش در سال ١١٠ در آبه، یكی از قرای اصفهان، به دنیا آمد (رجوع کنید به ابونعیم، ج ١، ص ٢٥٠؛ سمعانی، ج ١، ص ٥٩؛ قس دانشنامه ایران و اسلام ، ذیل «آبی، ابوعبداللّه» كه او را منسوب به آبه یا آوه، از قرای نزدیك ساوه، دانسته است) و به همین سبب به آبی نیز مشهور است (رجوع کنید به سمعانی، همانجا). با این حال، ابنسعد (ج ٧، ص ٣٨١) ولادت وی را در ١٠٧ در كوفه و یحییبن مَعین (رجوع کنید به ابنابیحاتم، ج ٢، ص ٥٠٦) زادگاه او را ری دانسته كه ظاهراً به سبب خَلطِ آبه ری با آبه اصفهان است. جریر در كوفه به فراگیری دانش حدیث پرداخت (ابنسعد، همانجا؛ نیز رجوع کنید به مزّی، ج ٤، ص ٥٤١)، در ری اقامت گزید (ابنسعد، همانجا؛ عجلی، ج ١، ص ٢٦٧) و در آنجا به منصب قضا رسید (ابنحجر عسقلانی، ١٤١٥، ج ١، ص ١٥٨). وی همچنین به قزوین (خلیلی، ج ٢، جزء ٥، ص ٥٦٨؛ رافعی قزوینی، ج ٢، ص ٣٧٣) و بغداد (خطیب بغدادی، همانجا) سفر كرد و به روایت حدیث پرداخت. به مكه نیز رفت و در آنجا از ایوب سَخِتیانی و كسان دیگری حدیث شنید (همان، ج ٨، ص ١٨٤).
علاوه بر جریر، كه بعدها به محدّث و عالم ری مشهور شد (رجوع کنید به ذهبی، ١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ١، ص ٣٩٤)، چند تن دیگر از اعضای خانواده او نیز محدّث بودند، از جمله پدربزرگ و پدرش (ابن ابیحاتم، ج ٦، ص ١٧)، پسرش عون (همان، ج ٦، ص ٣٨٨)، و برادرش اَنـَس (همان، ج ٢، ص ٢٨٩) كه بعضاً این افراد از یكدیگر حدیث نقل میكردند. جریر از شیوخ و استادان متعددی حدیث شنید، از جمله از پدرش عبدالحمیدبن قُرط ضبّی، منصوربن مُعتَمِر، عبدالملكبن عُمیر، مُغیرة بن مِقسم ضَبّی، مالكبن انس و محمدبن اسحاقبن یسار. همچنین محدّثان بسیاری از وی حدیث نقل كردهاند از جمله یحییبن مَعین، احمدبن حنبل، علیبن اسحاق مَدینی، اسحاقبن راهُویه و محمدبن حُمَید رازی (برای آگاهی بیشتر در باره استادان و شاگردان جریر رجوع کنید به مزّی، ج ٤، ص ٥٤١ ٥٤٣؛ ذهبی، ١٤٠٢، ج ٩، ص ١٠)، هر چند به گفته یحییبن معین (ج ١، ص ٢٢٥) جریر تنها پنج سال طلب حدیث كرد.
جریر قرائات مختلف را نزد حمزة بن حبیب * (یكی از قرّای سبعه) و سلیمانبن مهران اَعمَش (از مشاهیر علم قرائت) فراگرفت و یوسفبن موسی قَطّان و احمدبن جُبیر اَنطاكی از او نقل كردند (ابنجزری، ج ١، ص ١٩٠). به گفته ابنابیالوفا (ج ٢، ص ١١)، وی فقه را نزد ابوحنیفه آموخت.
جریر در ١٨٧ (ابنحبّان، ج ٦، ص ١٤٥؛ سمعانی، ج ٤، ص ١٠) و به قولی در ١٨٨ (بخاری، ج ٢، جزء ١، قسم ٢، ص ٢١٤؛ خطیب بغدادی، ج ٨، ص ١٩٤) در ری وفات یافت.
در منابع رجالی اهل سنّت جریر را در روایت حدیث و كثرت علم ستودهاند (برای نمونه رجوع کنید به ابنسعد، همانجا؛
مزّی، ج ٤، ص ٥٥٠). ابوالقاسم هبة اللّهبن حسن لالِكائی وثاقت وی را مورد اجماع دانسته است (مزّی، همانجا؛
نیز رجوع کنید به خلیلی، همانجا). جریر از داناترین محدّثان عصر خود بود، به ویژه در مورد احادیثی كه اهل كوفه روایت میكردند (رجوع کنید به عجلی، همانجا). دیگران برای شنیدن حدیث از نقاط دیگر نزد وی میآمدند (ابنسعد، همانجا؛
نیز رجوع کنید به ذهبی، ١٤٠٢، ج ٩، ص ١١ به نقل از ابنسعد)، چنانكه احمدبن حنبل آرزو داشت بتواند به ری سفر كند تا احادیث جریر را بشنود (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ١، ص ٤٨ـ ٤٩). جریر مصنفات حدیثی داشته (ذهبی، ١٣٩٢، ج ١، ص ١٨٢) و محمدبن عبداللّهبن عمار موصلی همه آنها را صحیح دانسته است (خطیب بغدادی، ج ٨، ص ١٩١). همچنین بنا بر آنچه در منابع آمده، وی فردی عابد بوده (رجوع کنید به ابنحبّان، همانجا؛
ابنعدی، ج ١، ص ١٠٥) و زاهدانه میزیسته است (رجوع کنید به یحییبن معین، همانجا؛
خطیب بغدادی، ج ٨، ص ١٩٠ـ ١٩١). با این همه، از جریر به سبب برخی خطاهایش در نقل حدیث، انتقاداتی نیز شده است. از خود جریر نقل شده (رجوع کنید به یحییبن معین، ج ١، ص ١٩٣؛
ابن ابیحاتم، ج ٢، ص ٤٣١) كه حدیث عاصمبن سلیمان اَحوَل (متوفی ١٤٢) را با حدیث اشعثبن سوار كوفی (متوفی ١٤٦) خلط میكرد، تا اینكه بَهزبن اسد بصری (متوفی ١٩٧) وی را از این موضوع آگاه ساخت (رجوع کنید به ذهبی، ١٤٢٤، ج ٤، ص ٨٢٢ ٨٢٣). احمدبن حنبل (ج ١، ص ٥٤٣)، ضمن نقل این مطلب، جریر را در حدیث ذكی ندانسته است. همچنین بیهقی (ج ٦، ص ٨٧) گفته كه جریر در سالهای آخر عمرش دچار سوء حفظ شده بود، اگر چه به نظر ذهبی (١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ١، ص ٣٩٢، ٣٩٤) این مطلب در باره جریربن عبدالحمید صحیح نیست و به نظر او، بیهقی جریربن عبدالحمید را با جریربن حازم (متوفی ١٧٠) خلط كرده است (برای انتقادهای دیگر رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ٨، ص ١٨٩، ١٩٢ـ١٩٣؛
برای پاسخ به اینگونه انتقادها رجوع کنید به ابنحجرعسقلانی، ١٤١٨، ص ٥٤٣ ٥٤٥، ٥٥٧).
از جریر در منابع شیعی نیز روایاتی نقل شده (برای نمونه رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦١ش، ص١٧٦؛
همو، ١٣٦٢ش، ج١، ص٧٥ـ ٧٦) و در مواردی نیز كاتبان نام او را به اشتباه حُرَیز نوشته و او را حُریزبن عبداللّه سجستانی اَزْدی (متوفی ٢٢٩) دانستهاند (رجوع کنید به نجار، ج١، ص١١٦ـ١٢٥، ٥٦٩ ٥٧٣). ابنقتیبه (ص٦٢٤) جریر را شیعه دانسته است. شاید منشأ این نظر ابنقتیبه، تلقی رایج از مفهوم تشیع در آن دوره بوده باشد (در این باره رجوع کنید به جعفریان، ج١، ص ٢١ـ٢٢) و دادن این نسبت به جریر، همانند اغلب محدثّان عراقی، ممكن است به دلیل روایت وی از برخی احادیث در فضیلت اهل بیت علیهمالسلام (برای نمونه رجوع کنید به كوفی، ج ١، ص ٢٤٠، ج ٢، ص ٨٧، ٢٨٢، ٢٩٣، ٤٧١؛
اخطب خوارزم، ص ٢٨٤ـ٢٩٣) یا اعتقاد جریر به برتری و افضلیت علی علیهالسلام بر عثمان باشد (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ٨، ص ١٨٩ـ ١٩٠). اما با توجه به آنكه جریر از جابربن یزید جُعفی (متوفی ١٢٨) به سبب اعتقاد به رجعت و از ابنجُریج (متوفی ١٥٠) به این سبب كه متعه را جایز میدانست، حدیث نقل نكرده (رجوع کنید به همان، ج ٨، ص ١٨٦ـ١٨٧) شیعه بودن او منتفی است. گفتنی است كه شیخطوسی (ص ١٧٧) نام او را در شمار اصحاب امام صادق علیهالسلام درج كرده و در اغلب منابع متأخر رجالی امامیه، فقط به نقل گفته شیخطوسی در باره جریر اكتفا شده است (برای نمونه رجوع کنید به تفرشی، ج ١، ص ٣٣٤؛
خوئی، ج ٤، ص٤١). از عالمان رجالی معاصر امامی، مامقانی (ج ١، بخش ٢، ص ٢١٠) گفته شیخ طوسی را بر امامی بودن جریر حمل كرده و امین (ج ٤، ص ٧١ـ ٧٥) نیز پس از نقل شواهد گوناگون، در نهایت به امامی بودن جریر نظر داده است. اما تستری (ج ٢، ص ٥٨٣ ٥٨٤) با توضیح اینكه شیخطوسی نام غیرامامیان از شاگردان ائمه را نیز آورده، این نظر را رد كرده است.
منابع:
(١) ابن ابیالوفا، الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) ابن ابیحاتم، كتاب الجرح و التعدیل ، حیدرآباد دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت [ بیتا. (؛
(٣) ابنبابویه، كتابالخصال، چاپ علیاكبر غفاری، قم ١٣٦٢ ش؛
(٤) همو، معانیالاخبار ، چاپ علیاكبر غفاری، قم ١٣٦١ ش؛
(٥) ابنجزری، غایة النهایة فی طبقات القرّاء، چاپ برگشترسر، قاهره ) بیتا. (؛
(٦) ابنحبّان ، كتاب الثقات، حیدرآباد دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(٧) ابنحجر عسقلانی، تقریب التهذیب ، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٨) همو، هدیالساری: مقدمة فتحالباری، چاپ عبدالعزیزبن عبداللّهبن باز و محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٧؛
(٩) ابنحنبل، كتاب العلل و معرفة الرجال، چاپ وصیاللّهبن محمد عباس، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٠) ابنسعد (بیروت)؛
(١١) ابنعدی، الكامل فی ضعفاءالرجال ، چاپ سهیل زكار، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(١٢) ابنقتیبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(١٣) احمدبن عبداللّه ابونعیم، كتاب ذكر اخبار اصبهان ، چاپ سون ددرینگ، لیدن ١٩٣١ـ١٩٣٤، چاپ افست تهران )بیتا. (؛
(١٤) موفقبن احمد اخطب خوارزم، المناقب ، چاپ مالك محمودی، قم ١٤١٤؛
(١٥) امین؛
(١٦) محمدبن اسماعیل بخاری، كتاب التاریخالكبیر، ) بیروت ? ١٤٠٧/ ١٩٨٦(؛
(١٧) احمدبن حسین بیهقی، السننالكبری ، بیروت: دارالفكر، ) بیتا. (؛
(١٨) تستری؛
(١٩) مصطفیبن حسین تفرشی، نقدالرجال ، قم ١٤١٨؛
(٢٠) رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری ، ج ١، قم ١٣٧٥ ش؛
(٢١) خطیب بغدادی؛
(٢٢) خلیلبن عبداللّه خلیلی، كتاب الارشاد فی معرفة علماء الحدیث، چاپ محمد سعیدبن عمر ادریس، ریاض ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٢٣) خوئی؛
(٢٤) دانشنامه ایران و اسلام ، زیرنظر احسان یارشاطر، تهران ١٣٥٤ـ١٣٧٠ ش، ذیل «آبی، ابوعبداللّه» (از ابوالقاسم گرجی)؛
(٢٥) محمدبن احمد ذهبی، تاریخالاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٢٦) همو، سیراعلام النُّبلاء ، ج ٩، چاپ شعیب أرنؤوط و كامل خرّاط، بیروت ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(٢٧) همو، الكاشف فی معرفة من له روایة فی الكتب السِّتّه ، چاپ عزت علی عید عطیه و موسی محمدعلی موشی، قاهره ١٣٩٢/ ١٩٧٢؛
(٢٨) همو، میزان الاعتدال فی نقدالرجال ، چاپ علیمحمد بجاوی، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(٢٩) عبدالكریمبن محمد رافعی قزوینی، التدوین فی اخبار قزوین ، چاپ عزیزاللّه عطاردی، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٣٠) سمعانی؛
(٣١) محمدبن حسن طوسی، رجالالطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ١٤١٥؛
(٣٢) احمدبن عبداللّه عجلی، معرفة الثقات، چاپ عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی، مدینه ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٣٣) محمدبن سلیمان كوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسلام ، چاپ محمدباقر محمودی، قم ١٤١٢؛
(٣٤) عبداللّه مامقانی، تنقیحالمقال فی علم الرجال ، چاپ سنگی نجف ١٣٤٩ـ ١٣٥٢؛
(٣٥) یوسفبن عبدالرحمان مزّی، تهذیب الكمال فی اسماء الرجال ، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٣٦) محمدعلی نجار، تصحیح تراثنا الرجالی معالتعریف بالمجهولین من رواته، ج ١، ) قم ( ١٤١٠؛
(٣٧) یحییبن معین، تاریخ یحییبن معین ، روایة عباسبن محمدحاتم دوری، چاپ عبداللّه احمدحسن، بیروت ) بیتا. ].
/ مهرداد عباسی /