دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٤٩
برات ، شب (نیز برائَت )، شب پانزدهم و به قولی چهاردهم ماه شعبان . برائت به معنی بیزاری و دور بودن ، و بری الذمه شدن از دَین ، و برات ـ مخفف آن و یا کلمة دیگری از همان اصل ـ سند و نوشته ای است که به کسی دهند تا به استناد آن ، پول یا هر چیز دیگر را از دیگری بگیرد. در ادبیات به هر حواله یا وارد معنوی برات می گویند (دهخدا، ذیل «برات »؛برهان ، ج ١، ص ٢٤٦، پانویس ؛ احمد نگری ، ج ٣، ص ١٧٩). وجه تسمیة این شب به شب برات نیز به قولی آن بوده است که «هر ک اندر او عبادت کند و نیکی به جای آرد، بیزاری یابد از دوزخ » (ابوریحان بیرونی ، ص ٢٥٢). بدین ترتیب ، در این شب ، آمرزش یافتگان از مجازات تبرئه می شوند و به تعبیر مجازی ، سند آزادی آنان از کیفر دوزخ صادر می شود. به قولی دیگر، شب برات ، شب تعیین روزی افراد است و به تعبیر مجازی اسناد ارزاق آنان صادر، و به حکم الهی عمر و رزق هرکس معین می شود (فیروزالدین ، ذیل «برات »). اعتقاد به صدور برات ارزاق در این شب و اطلاق کلمة چک به برات در فارسی ، سبب شده است آن را شب چک نیز بخوانند که معرّب آن لیلة الصک است (دهلوی ، ذیل «شب برات »؛ شرتونی ، ج ٣، ذیل «صکّه »، به نقل از زبیدی ؛ هدایت ، ص ٣١٧، ٥٠٢؛ معین ، ذیل «برات »، «چک »).
عِکْرِمه بربری ، از مشاهیر تابعین ، و ابن عربی شب نیمة شعبان * (شب برات ) را همان شب قدر دانسته اند (ابن کثیر، ١٤١٢، ج ٤، ص ٢٢١؛ آلوسی ، ج ٣٠، ص ١٩١، ج ٢٥، ص ١١٣؛ ابن عربی ، ج ٤، ص ١١١)؛ اما عامة مفسرین شب قدر را در ماه مبارک رمضان می دانند (رجوع کنید به قدر * ، شب ) و گروهی از آنان بین آیات ٣ و ٤ دخان ، ١٨٥ بقره و آیات سورة قدر جمع کرده و قائل به مرحله ای از نزول قرآن در لیلة مبارکه شده اند و مصداق آن را شب برات دانسته و گفته اند که پاره ای از مراحل تقدیر اعمار، تقسیم ارزاق ، و تعیین حاجیان در این شب انجام می گیرد؛ و نامهای دیگری نیز بر آن نهاده اند، مانند لیلة مبارکه ، رحمة ، برائة (زمخشری ، کشاف ، ج ٤، ص ٢٦٩؛ کاشانی ، ج ٨، ص ٢٧١) شب نسخه ، فرق ، عَرْض (میبدی ، ج ٩، ص ١٠٢) حکم ، قضا، قَدَر (زمخشری ، پیشرو ادب ، ج ١، ص ١١) شک (جبلی ، ص ٦١٥).بسیاری از اهل سنت و فرقه های صوفیه به فضیلت و عظمت این شب و انجام دادن عباداتی چون تلاوت قرآن ، برپاداشتن احیا و خواندن نمازها و ادعیه و روزة فردای این شب اعتقاد دارند (رجوع کنید به ملتانی ، ص ١٧٤ـ١٧٦؛ علوی کرمانی ، ص ٤٠٥؛ نوربخش ، ص ١١٢ـ١١٣؛ نیز برای نظریات سنیان رجوع کنید به احمد نگری ، ج ٣، ص ١٧٩؛ تهانوی ، ج ٤، ص ٤٤١).
وعدة آمرزش و اجابت دعا در شب پانزدهم شعبان و تقسیم ارزاق و تقدیر اعمار در این شب در روایات شیعه نیز آمده است . هرچند از این شب به نام شب برات کمتر یاد شده است ، تشابه اعتقادات شیعیان و سنیان و عبادات آنان در شب پانزدهم شعبان و شب برات در روایاتی از پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، حضرت علی علیه السلام (مجلسی ، ص ٨٠ـ٨١؛ امین ، ج ٣، ص ٨٨ـ٩١، ١١١ـ١١٣)، دعای امام سجاد علیه السّلام در شب نیمة شعبان به روایت شیخ طوسی در مصباح المتهجّد و سیدبن طاوس در اقبال (امین ، ج ٣، ص ٩٨ـ١٠١) و حدیثی از امام صادق علیه السّلام (همان ، ص ٩٨ـ٩٩) در خور توجه است . در روایتی از امام رضا علیه السّلام لیلة الصکاک همان شب قدر دانسته شده است نه شب نیمة شعبان (همان ، ص ٩٠). ظاهر این روایت با روایات پیشین چندان مطابقت نمی کند؛ زیرا تقسیم صکاک تعبیری مجازی از همان تقسیم ارزاق و تقدیر اعمار است و در روایتی (طریحی ، ج ٥، ص ٢٧٩) پایان یافتن زندگی با نزول صکاک تعیین می شود.
باوجود شباهتهایی میان اعمال عبادی و فلسفه و معنای شب برات ، در نحوة انجام این عبادات میان فرق صوفیه و اهل سنت و نیز شیعیان اختلافاتی وجود دارد، از جمله : به جماعت خواندن نمازشب برات که برخی از سنیان ( شرح الاشباه و النظائر حموی ، به نقل احمد نگری ، ج ٣، ص ١٧٩ـ١٨٢) و کلیة شیعیان آن را حرام می دانند (در فقه شیعه هیچ نمازی را که ذاتاً مستحب باشدـ و نه آنچه در اصل واجب بوده و در شرایط خاصّی مستحب شده ـ نمی توان به جماعت خواند). اما برخی از اهل سنت این نماز را هم مانند نماز غیر واجب تراویح * می دانند که می توان به جماعت خواند (سخن نظام الدین اولیابه استناد روایتی از فریدالدین گنج شکر(متوفی ٦٦٤) به نقل علوی کرمانی ، ص ٤٠٥). بعضی از اهل سنت نیز احادیث فضیلت اعمال شب برات ـ از جمله حدیث صد رکعت نماز ـ را از اصل سست و حتی ساختگی و آن اعمال را بدعتهایی زشت و نکوهیده دانسته اند، چنانکه عزالدین عبدالسلام (٥٧٧ـ٦٦٠) دربارة اثبات ناروا بودن نماز لیلة الرغائب (در ماه رجب ) و صد رکعت نمازی که از مهمترین اعمال عبادی شب برات است ، اثری مستقل نگاشته است (احمد نگری ، ج ٣، ص ١٨٢). در پاره ای از نواحی کردستان ، در این شب ، در مسجدها و تکیه ها و خانقاهها و منازل ، دعاو نماز مخصوص (به جماعت و غیر جماعت ) خوانده می شود؛ و عقیده بر این است که در شب برات ، روزیِ بندگان از نو تقسیم خواهد شد و دعا برای افزایش روزی مستجاب است و هرکس آن شب سیر نخورد، در طول سال سیر نخواهد شد؛ ازاینرو همة خانواده ها، غذای مخصوص (پلو خورشت ، کشمش پلو، رشته پلو و نظایر آن ) تهیه می کنند، و فقیران را نیز در تهیة آن یاری می دهند، و به این کار «کاسة جشن » می گویند. همچنین در نقاط مختلف شبه قارة هند مراسم گوناگونی برپا می شود که زیارت اهل قبور، تلاوت قرآن و اطعام و صدقه به مساکین برای آمرزش مردگان از آن جمله است (به استناد یک روایت ، رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم در شب برات به قبرستان مدینه رفتند و برای مردگان از خدا آمرزش خواستند؛ تهانوی ، ج ٤، ص ٤٤١). پختن نوعی حلوا و شیرینی مخصوص و خیرات کردن آن ، از دیگر مراسم این شب است . در این باره اشاره و تأکید رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم به عزاداری برای حمزه علیه السّلام پس از شهادت وی در غزوة احد، موجب شده است تا مسلمانان هند برای یاد کردن وی در شب برات توجه و تقدم ویژه ای قائل شوند. سوزاندن عود و روشن کردن شمع ، دادن هدایا بویژه اسباب و آلات آتش بازی به کودکان از دیگر آیینهای شب برات است (رجوع کنید به دهلوی ، ذیل «شب برات »). علمای اهل سنت برخی از این اعمال را بدعت و اتلاف بیهودة مال و کار حرام اعلام و آن را نهی کرده اند (تهانوی ، همانجا). برخی نیز رد پای سنن هندویی مانند عیدهای دیوالی و ماهاشیوراتری را در پاره ای از این مراسم ، از جمله روشن کردن شمع در برابر خانه ها، دیده اند.
از دیگر سرزمینهایی که مراسم مختلف شب برات ، از جمله چراغانی ، در آنها برگزار می شده ، خراسان (مولوی ، ج ٧، ص ٤٤٦؛ رواقی ، ص ٢١٤ـ٢١٥)، عراق (هندوشاه بن سنجر، ص ١٨٩ـ١٩٠)، دمشق (ابن کثیر، ١٤٠٧، ج ١٤، ص ٢٤٧)، مکّه (ابن بطوطه ، ج ١، ص ١٧٣)، مصر (مقریزی ، ج ١، ص ٤٦٥ـ٤٦٦، ٤٩٠) بوده است ١٤٠٧، و در روزگار ما نیز اجرای این مراسم در مصر (شلتوت ، ص ٤٣٨) و افغانستان (رواقی ، ص ٢١٦) ادامه دارد.
در متون ادبی فارسی ، از جمله اشعار رودکی (هدایت ، ص ٥٠٢؛ معین ، ذیل «برات »)، مواعظ سعدی (ص ٧٢٦ـ٧٢٧) و اشعار سنایی (دهخدا، ذیل واژه ) از شب برات یاد شده است . در ادبیات اردو نیز ناسخ به این شب و مراسم ویژة آن در هند اشاره می کند (دهلوی ، ذیل «شب برات »).
منابع :
(١) محمودبن عبدالله آلوسی ، روح المعانی فی تفسیرالقرآن العظیم والسبع المثانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه (رحلة ابن بطوطه ) ، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٣) ابن عربی ، رحمة من الرحمن فی تفسیرو اشارات القرآن من کلام محیی الدین ابن العربی ، جمع و تألیف محمود محمودالغراب ، دمشق ١٤١٠؛
(٤) ابن کثیر، البدایة والنهایة ، چاپ احمد ابوملحم ... ( و دیگران ) ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٥) همو، تفسیرالقرآن العظیم ، بیروت ١٤١٢؛
(٦) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همایی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٧) عبدالرسول احمد نگری ، جامع العلوم ، بیروت ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٨) محسن امین ، مفتاح الجنات ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٠) شرفعلی تهانوی ، اسلامی بهشتی زیور ، لاهور ( بی تا. ) ؛
(١١) عبدالواسع بن عبدالجامع جبلی ، دیوان عبدالواسع جبلی ، چاپ ذبیح الله صفا، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٢) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمدمعین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(١٣) احمد دهلوی ، فرهنگ آصفیه ، لاهور ١٩٨٦؛
(١٤) علی رواقی ، «شب چک »، در نامة مینوی ، چاپ حبیب یغمائی و ایرج افشار، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(١٥) محمودبن عمر زمخشری ، پیشرو ادب ، یا ، مقدمة الادب ، چاپ محمدکاظم امام ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(١٦) همو، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٧) مصلح بن عبدالله سعدی ، کلیات سعدی ، چاپ محمدعلی فروغی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٨) سعید شرتونی ، ذیل اقرب الموارد ، قم ١٤٠٣؛
(١٩) محمود شلتوت ، مِن توجیهات الاسلام ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢٠) فخرالدین طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢١) محمد علوی کرمانی ، سیرالاولیاء ، اسلام آباد ١٣٩٨؛
(٢٢) فیروزالدین ، فیروزاللغات اردوجامع ، لاهور ( بی تا. ) ؛
(٢٣) فتح الله بن شکرالله کاشانی ، منهج الصادقین ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٨٥ ) ؛
(٢٤) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، زادالمعاد ، ( تهران ، بی تا. ) ؛
(٢٥) محمدمعین ، فرهنگ فارسی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٦) احمدبن علی مقریزی ، المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢٧) بهاءالدین زکریا ملتانی ، الاوارد ، اسلام آباد ١٣٩٨؛
(٢٨) جلال ا٣لدین محمدبن محمد مولوی ، کلیات شمس ، یا، دیوان کبیر ، چاپ بدیع الزمان فروزانفر، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٢٩) احمدبن محمد میبدی ، کشف الاسراروعدة الابرار ، چاپ علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٣٠) محمدبن محمد نوربخش ، الفقه الاحوط ، کراچی ( تاریخ مقدمه ١٣٩٣ ) ؛
(٣١) رضا قلی بن محمدهادی هدایت ، کتاب فرهنگ انجمن آرای ناصری ، چاپ سنگی ١٢٨٨، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٣٢) هندوشاه بن سنجر، تجارب السّلف ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٥٧ ش .
/ اکبر ثبوت /