دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٩٨
بِناب ، شهرستان و شهری در استان آذربایجان شرقی .
١) شهرستان بناب (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٩٨٥ ، ١١٢ تن ؛ ٢٤٠ ، ٦٣ تن شهرنشین ، حدود ٥٦% ؛ ٧٤٥ ، ٤٩ تن روستانشین ، حدود ٤٤%). در جنوب غربی استان آذربایجان شرقی ، و در جنوب شرقی دریاچة ارومیه واقع است . مشتمل است بر بخش حومه (مرکزی )؛ دهستانهای بِناجوی شرقی (به مرکزیت خوشه مهر)، بناجوی شمالی (به مرکزیت روشتِ بزرگ ) و بناجوی غربی (به مرکزیت خانه برق جدید)؛ و یک شهر. آبادیهای آن در کوهستان و دشت قرار دارند. کوههای جنوبی و شرقی تا کوههای جنوبی مراغه امتداد می یابد و به آن متصل می شود، بلندترین قلة آن در شمال شرقی بناب به ٣٦٥ ، ١ متر می رسد. رود صوفی / صافی از مشرق وارد بناب می شود. جریان آب آن در اوایل بهار سیلابی و گل آلود، و رسوبات آن برای زراعت بسیار مفید است . این رود در بناب به سه شعبه تقسیم می شود: شعبه ای از آن از ناحیة جنوبی می گذرد و به صوفی چای معروف است ؛ شعبة دوم ، گوبی چای ، از ناحیة شمالی می گذرد و به دریاچة ارومیه می ریزد؛ شعبة سوم از میان دو شعبه جریان دارد و مهرآباد اَرخی (نهر مهرآباد) نامیده می شود (مروارید، ص ٥٨).
بناب در بُنِ (قسمت سفلای ) رود صوفی قرار دارد و کشتزارها و باغات آن با صوفی چای و قنات و چشمه آبیاری می شود. محصولات عمدة آن عبارت است از: پیاز و خشکبار که به خارج صادر می شود، غلات ، چغندر قند، پنبه و انواع میوه ، بویژه انگور. تاکستانهای آن در دو کرانة رود صوفی واقع شده است . از گیا بوته های گز و بابونه و کاسنی و کنگر و جِگَن و ریش بزی دارد، و از زیا روباه و شغال و گرگ و بز و میش وحشی در آن یافت می شود. پرورش شتر و گوسفند و بز در آنجا رواج دارد و دامداری آنجا مهم است .
از صنایع دستی ، جاجیم بافی و گلیم بافی دارد. دارای معادن زغال سنگ و طلاست . راه اصلی تبریز ـ مراغه ـ مهاباد ـ سنندج ـ بناب ـ میاندوآب ـ کرمانشاه از آن می گذرد. از طریق مراغه به راه آهن تبریز ـ تهران می پیوندد. طبق قانون تقسیمات کشوری ، در ١٣١٦ ش بخش بناب در شهرستان مراغه در استان چهارم (آذربایجان غربی ) تشکیل شد. در دی ١٣٣٠، شهرستان مراغه با بخشهای تابعه ، از استان چهارم جدا، و ضمیمة استان سوم (آذربایجان شرقی ) شد. در ١٣٦٩ ش ، بخش بناب با بخشهای حومه و مَلِکان تبدیل به شهرستان ، و ملکان بعداً تبدیل به شهرستانی جداگانه شد. مردم بناب ، به ترکی آذری سخن می گویند و شیعة اثنی عشری اند.
٢) شهر بناب (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٢٤٠ ، ٦٣ تن ). مرکز شهرستان بناب ، در دشتی فلاتی شکل ، در ارتفاع حدود ٢٨٠ ، ١ متری ، و در حدود شانزده کیلومتری جنوب غربی مراغه واقع است . از دریاچة ارومیه حدود هشت کیلومتر فاصله دارد. گاهی دمای آن در تابستان ٣٢ درجه ، و در زمستان ١٥ درجه ، و میانگین بارش سالیانة آن چهل تا پنجاه سانتیمتر است . رود صوفی زمینهای پیرامون شهر را، که بیشترین قسمت آن باغات میوه است ، آبیاری می کند. تاکستانها بیشتر در نواحی شمال غربی و جنوبی شهر متراکم اند. در بهار، بادِ ده روزه ، در تابستان بادی از جنوب (از سوی دریاچه ارومیه ) به نام آق یِلی / آق یل (باد سفید)، و از مشرق بادی به نام مه یل / مه یلی می وزد. شهر دارای کارگاههای ریسندگی و قالی بافی و قالیچه بافی ، و بازار سرپوشیده است . یکشنبه بازاری به نام «سوت گونی بازار» (بازارِ روز شیر) دارد که در آن گوسفند و دامهای کوچک داد و ستد می شود، و بازار آروات (بازار زن ) که در آن مرغ و خروس و تولیدات صنایع دستی خرید و فروش می شود و اغلب جمعیت آن را زنان تشکیل می دهند. دوشنبه بازار هم دارد که در آن دامهای بزرگ ، مانند گاو و گوساله ، مبادله می شود.
آثار باستانی و تاریخیِ آن عبارت است از: تپه ای به نام تپه سیاه در کنار شهر، و خندق ویرانی در نزدیکی آن ، که ظاهراً محل شهر قدیمی است ؛ مسجد جامعِ مهرآباد با کتیبه ای به تاریخ ٩٥١ از دورة صفویه ، در کنار میدان مهرآباد؛ مسجد گَزاوَشت ، احتمالاً از قرن نهم در کنار میدانی به همین نام . گزاوشت و مهرآباد از محله های قدیمی هستند. امروزه شهر بناب دهها مسجد و یک مدرسة علوم اسلامی دارد.
شهر بناب به لحاظ واقع شدن بر سر راههای اصلی تبریز ـ مهاباد و مراغه ـ میانه از دیرباز اهمیت اقتصادی و سوق الجیشی داشته است . امروزه نیز براثر گذشتن راه آهن تبریز ـ تهران از حدود نوزده کیلومتری شمال شرقی شهر، رونق اقتصادی یافته است . شهر بناب با جاده هایی با مراکز دهستانها پیوند اقتصادی دارد.
پیشینه . از گذشتة بناب اطلاع چندانی در دست نیست ، اما در منطقة بناب آبادیهایی چون لیلان و گاودول تاریخی اند. ظاهراً نام بناب نخستین بار در منابع دورة صفویه آمده است . در رمضان ٩٢٧ هنگامی که شاه اسماعیل اول صفوی (حک : ٩٠٥ـ ٩٣٠) در موضع بناب به سر می برد، شیخ شاه ، پادشاه شروان ، به دیدار او شتافت (نویدی ، ص ٥٨؛
منشی قمی ، ج ١، ص ١٤٧، ١٤٩). به نوشتة سیّاحان خارجی ، بناب در دورة قاجاریه باغات فراوانی داشته ، به طوری که راولینسون نوشته است در ١٢٥٢، بناب ٥٠٠ ، ١ خانه داشت و پیرامون شهر بیش از یک فرسنگ از همه سو تاکستان و باغات میوه بود (خاماچی ، ص ٢٤٠). در ١٢٩٧، در سی و چهارمین سال سلطنت ناصرالدین شاه ، بر اثر شورش شیخ عبیداللهِ کُرد، پسر شیخ طه نقشبندی ، در کردستان ، بویژه در مغرب آذربایجان ، تعدادی از آبادیها و شهرهای آن منطقه غارت و طعمة حریق شد. قشون ایران ، به فرماندهی مصطفی قلیخان اعتمادالسلطنه ، رئیس نظام آذربایجان ، برای دفع شورش در چهاردهم ذیقعدة همان سال به شهر بناب آمد. شیخ عبیدالله ، مَلِک کَندی (شهرِ ملکان امروزی ) را تصرف کرد و وارد حومة بناب شد. مردم شهر به سرکردگی ملاعلی (سیف العلما)، یکی از علمای شهر، از بناب دفاع کردند و پس از دو روز جنگ ، شورشیان ناچار به عقب نشینی شدند (دهقان ، ص ٤٠٤، ٤١١؛
نادرمیرزا قاجار، ص ٤٤٩ـ٤٥١؛
اعتمادالسلطنه ، ص ٧٩). به نوشتة زین العابدین مراغه یی ، در ١٣١٢ اکثر اهالی بناب بیسواد بودند (ص ١٨٥). هنگام انقلاب مشروطیت (١٣٢٣ـ ١٣٢٧)، قشون دولتی به فرماندهی ابوطالب خانِ چهاردولی با ده هزار تن وارد بناب شدند و با مجاهدان که تعدادشان تنها به دویست تن می رسید، درگیر شدند و پس از تسخیر شهر مشروطه خواهان را کشتند و خانه های آنان را غارت کردند (کسروی ، ص ٨١٧؛
سیفی بنابی ، ش ٣١، ص ٦٠، ٦٣، ش ٣٢، ص ٦٦ـ٦٧). با اینکه در آن زمان در بناب یک مدرسه بیشتر وجود نداشت و اکثر مردم بیسواد بودند، اما گروه گروه مردم ( زن و نوجوان ) به انقلاب می پیوستند. به نوشتة عبدالله سیفی بنابی ، در آن زمان شهر دارای دو محله بود؛
محلة غربی را گدادشت ( = گزاوشت ) و محلة شرقی را مهرآباد می گفتند (ش ٣١؛
ص ٥٨ ـ٦٠، ٦٣) که اوّلی مسلمان نشین و دومی ارمنی نشین بود (ورجاوند، ص ٤٠٩ـ٤١٢؛
مروارید، ص ٥٩). در جنگ جهانی اول (١٩١٤ ـ ١٩١٨)، مردم بناب بر اثر گرسنگی و حصبه تلفات سنگینی دادند (مروارید، ص ٥٩).
منابع :
(١) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، المآثر والا´ثار ، در چهل سال تاریخ ایران ، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢) ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٣) بهروز خاماچی ، فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٤) علی دهقان ، سرزمین زردشت (رضائیه ): اوضاع طبیعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٥) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها)، ج ٤ : استان سوم و چهارم (آذربایجان ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٦) زین العابدین مراغه یی ، سیاحتنامة ابراهیم بیک ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٧) عبدالله سیفی بنابی ، «صفحه ای از کتاب قطور تاریخ مشروطه »، خاطرات وحید ، ش ٣١ (اردیبهشت ـ خرداد ١٣٥٣)، ش ٣٢ (خرداد ـ تیر ١٣٥٣)؛
(٨) احمد کسروی ، تاریخ مشروطه ایران ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٩) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی استان آذربایجان شرقی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٠) یونس مروارید، مراغه «افرازه رود»: از نظر اوضاع طبیعی ، اجتماعی ، اقتصادی ، تاریخی ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(١١) احمدبن حسین منشی قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٥٩ـ١٣٦٣ ش ؛
(١٢) نادر میرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ١٣٧٣ ش ؛
(١٣) زین العابدین عبدالمؤمن نویدی ، تکملة الاخبار: تاریخ صفویه از آغاز تا ٩٧٨ هجری قمری ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٤) پرویز ورجاوند، «چهل ستون های پرشکوه بناب »، در معماری ایران : ٨٤ مقاله به قلم ٣٣ پژوهشگر ایرانی ، چاپ آ. جوادی ، ج ١، تهران ١٣٦٣ ش .
/ خسرو خسروی /