دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٩٦
جعفربن احمد ، متكلم و محدّث و فقیه زیدی اهل یمن در قرن ششم، مشهور به قاضی جعفر. لقب و نسبت او را شمسالدین بهلولی اَبناوی مِشوَری ذكر كردهاند. اجداد و پدر وی در دوران حكومت صُلَیحیان و بنوحاتم، از قضات اسماعیلی صنعا بودند. برادرش، یحییبن احمد (متوفی ٥٦٢)، حاكم عدن و در خدمت زُرَیعیان * اسماعیلی بود ( د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٣ـ٤، ذیل «جعفربن ابییحیی»؛ نیز رجوع کنید به ابنفند، ج ٢، ص ٧٦٩). در منابع زیدی شرححال سالهای اولیه زندگی قاضی جعفر نیامده، ظاهراً به این دلیل كه وی در آن دوره اسماعیلی بوده است. مشخص نیست كه قاضی جعفر در چه تاریخی به زیدیه گرویده است.
در زمان قاضی جعفر، زیدیه به دو گروه عمده تقسیم میشدند: برخی از عالمان زیدی یمن از عقاید كلامی الهادی الی الحق یحییبن حسین رَسِّی (متوفی ٢٩٨) و مكتب معتزله بغداد، خاصه آرای ابوالقاسم بلخی (متوفی ٣١٩) پیروی میكردند. گروه دیگری از عالمان زیدی یمن، در عقاید كلامی، متأثر از معتزله بصره بودند. اختلاف در مسائل كلامی میان دو مكتب معتزلی بصره و بغداد از اواخر قرن چهارم و اواسط قرن پنجم، به انشقاق جامعه زیدیه به دو گروه مُطَرِّفیه و مُخْتَرعه انجامید ( رجوع کنید به ایمن فؤادسید، ص ٢٤١ـ٢٤٢). اهمیت قاضی جعفر، بهسبب حمایت مؤثر وی از مخترعه است.
شریف مكه، علیبن عیسی حسنی مشهور به ابنوَهَّاس (متوفی ٥٥٦)، از زیدبن حسن بیهقی بَرُوقنی (متوفی ٥٥١)، عالم زیدی برجسته ایرانی، دعوت كرد تا به یمن رود و با ترویـج آرای كـلامی معتزلـه بصره ــ كه در میان زیدیـه ایـران رواج داشت زیدیه مخترعه را در مقابله با مطرفیه یاری كند (شَهاری، قسم ٣، ج ٢، ص ٧٧٥؛
نیز رجوع کنید به ابنفند، ج ٢، ص٧٥٠ـ٧٥١؛
شهاری، قسم ٣، ج ١، ص ٤٥٠). بروقنی در جمادیالاولی ٥٤١ به صَعدَه رسید (شهاری، قسم ٣، ج ١، ص ٤٤٩) و به تدریس آرای كلامی زیدیه ایران پرداخت. در پی فعالیتهای بروقنی، قاضی جعفر و گروهی از عالمان مطرّفیه از آرای كلامی خویش دست كشیدند ( رجوع کنید به همان، قسم ٣، ج ١، ص ٤٤٧ـ٤٤٨). در حدود ٥٤٣ ٥٤٤، بیهقی تصمیم گرفت به عراق بازگردد و قاضی جعفر نیز او را همراهی كرد. با مرگ بیهقی در تهامه و در محلی به نام سیحار، قاضیجعفر خود به تنهایی به سفر ادامه داد ( رجوع کنید به همان، قسم ٣، ج ١، ص ٤٤٨).
قاضی جعفر در ذیحجه ٥٥٠ در مكه از عالم زیدی، ابنوَهّاس، اجازه روایت برخی از آثار زیدیه را گرفت ( رجوع کنید به همان، قسم ٣، ج ٢، ص ٧٧٤). حضور عالمان زیدی در مناطق جبال، بهویژه ری، باعث شد تا قاضی جعفر به آن مناطق سفر كند و در ٥٥٢، در ری از عالم نامدار زیدیه، ابوالعباس احمدبن ابیالحسنبن علی كَنی (متوفی ٥٦٠)، اجازه روایت آثار زیدیه را بگیرد (همان، قسم ٣، ج ١، ص ١٠٨؛
نیز رجوع کنید به جعفربن احمد، مقدمه كُبْسی، ص١٠). ابراهیم بن قاسم شهاری (متوفی ١١٥٢؛
قسم ٣، ج ١، ص ٢٧٤ـ ٢٧٥) اجازه روایت كتاب الزیادات اثر المؤید باللّه احمدبن حسین هارونی (متوفی ٤١١)، امام زیدی، را كه كنی به قاضی جعفر داده بود به طور كامل نقل كرده است. قاضی جعفر بعد از سفر به نواحی دیگر و تلمذ نزد عالمان زیدیه ( رجوع کنید به جعفربن احمد، مقدمه كبسی، ص ١١ـ١٢)، در ٥٥٢ به یمن بازگشت و در مدرسه خود در سناع به تدریس پرداخت ( رجوع کنید به ابنفند، ج ٢، ص ٧٧١). فعالیتهای او مخالفت مطرفیه را برانگیخت و سرانجام، خصومت میان آنان با دخالت امام زیدی، احمدبن سلیمان (متوفی ٥٦٦)، به نفع قاضی جعفر پایان یافت ( رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ٧٧٢ـ٧٧٤؛
ایمن فؤادسید، ص ٢٦٦). فعالیتهای قاضی جعفر باعث شد اكثر عالمان مطرفیه از عقاید خود دست بكشند و از عقاید كلامی وی پیروی كنند. قاضی جعفر با نگارش آثاری چون مَقاوِد الانصاف فی مسائل الخلاف ، و مسائل الهَدیة فی مذهب الزیدیة نیز به نقد مطرفیه پرداخت (انصاری قمی، ص ١١٩ـ١٢٠، ١٢٦، پانویس ٦٣).
تلاشهای قاضی جعفر در اشاعه آرای كلامی معتزله، علاوه بر مُطَرِّفیه، با مخالفت عالمان دیگری چون یحییبن ابیالخیر عِمرانی (متوفی ٥٥٨)، كه در عقاید كلامی از آرای حنابله پیروی میكرد، نیز روبرو شد. قاضیجعفر برای ترویج آرای معتزله به شهر اِبّ، اقامتگاه عمرانی، رفت. در منابع زیدیه گفته شده كه میان این دو، نامههایی رد و بدل شده است (برای نمونه رجوع کنید به شهاری، قسم ٣، ج ١، ص ٢٧٨). عمرانی (ج ١، ص ٨٩ -٩٠) نیز در آغاز كتاب الانتصار به آمدن قاضی جعفر به اِبّ و ترویج آرای معتزله اشاره كرده و گفته كه قاضیجعفر مردم را به مناظره دعوت میكرده است. عمرانی در پاسخ به قاضیجعفر، رسالة فیالمُعْتَقَد علی مذهب أهل الحدیث را نگاشت (عمرانی، ج ١، مقدمه سعود بن عبدالعزیز خلف، ص ٢٧). قاضی جعفر نیز كتاب الدامِغ للباطل من مذاهب الحَنابل را تألیف كرد و عمرانی در پاسخ، كتاب الانتصار فی الرد علی المعتزلة القدریة الاشرار را نوشت. جَعْدی (متوفی بعد از ٥٨٦؛
ص ٢٠٣) نوشته است كه هواداران عمرانی، در ٥٦١ كتاب الانتصار را استنساخ كردند؛
ازاینرو، میتوان تاریخ نگارش الانتصار عمرانی را قبل از ٥٦١ دانست. همچنین بر اساس اشاره جعدی (ص١٨٠) به مناظره شاگرد عمرانی، علیبن عبداللّه یرْمِی، با قاضیجعفر در ٥٥٤، احتمالاً تاریخ رفتن قاضی جعفر به اِبّ ٥٥٤ بوده است. قاضیجعفر در كتاب دیگری به نام خلاصه الفوائد ، خلاصهای از مطالب كتاب الدامغ للباطل را آورده است. متن كتاب خلاصة الفوائد را اسماعیلبن ابراهیم الوزیر در ١٤١٤/١٩٩٣ در صنعا منتشر كرده است.
قاضیجعفر شاگردان فراوانی تربیت كرد، از جمله: حسنبن محمد رَصّاص (متوفی ٥٨٤؛
شهاری، قسم ٣، ج ١، ص ٣٣٣)، حمیدبن احمد قُرَشی (متوفی ٦٢٣؛
همان، قسم ٣، ج ١، ص ٤١٧)، بدرالدین محمدبن احمد (متوفی ٦١٤؛
همان، قسم ٣، ج ٢، ص٩١٠) و محمدبن احمد قرشی (متوفی ٦٢٣؛
همان، قسم ٣، ج ٢، ص ٩١٣؛
برای اطلاع از نام دیگر شاگردان او رجوع کنید به همان، قسم٣، ج١، ص١١٥، ١١٩، ٤٢٤، ج٣، ص١٢٠٢).
قاضیجعفر در ٥٧٣ یا ٥٧٦ در سَناع حَدَّه ــ كه در گذشته محلی نزدیك به جنوب صنعا بوده و اكنون بخشی از شهر صنعا محسوب میشود درگذشت. قبر وی در اَكمه، در جنوب سناع، زیارتگاه زیدیه است (جعفربن احمد، مقدمه كبسی، ص ٨).
نفوذ دیرپای قاضیجعفر در زیدیه از تدریس كتابهای وی در مدارس شرعی یمن آشكار میشود. وی در فقه، كتاب مختصری به نام نكت العبادات و جمل الزیادات نوشته كه نسخههای خطی متعددی از آن باقی است ( رجوع کنید به رقیحی و دیگران، ج ٣، ص ١٢٢٩ـ١٢٣١). اسعدبن ابراهیمبن محمدالوزیر آن را در ١٤١٨/ ١٩٩٨ در صنعا چاپ كرده است. قاضی جعفر خود شرحی با عنوان شرح نكت العبادات و جمل الزیادات بر این كتاب نگاشته (در مورد نسخههای خطی آن رجوع کنید به رقیحی و دیگران، ج ٣، ص ١٠٩٣ـ١٠٩٤؛
وجیه، ج ١، ص ٣٥١، ج ٢، ص ٢٦٤، ٣٤٦؛
عمری، ص ١٤٩ـ١٥٠) كه مرتضیبن زید مَحَطْوَری حسنی آن را با عنوان الروضة البَهِیة فیالمسائل المَرضیة: شرح نكت العبادات منتشر كرده است (صنعا ١٤٢٣/٢٠٠٢).
قاضی جعفر چهل حدیث از مجموعه زیدبن علی (متوفی ١٢٢) را در كتابی به نام الاربعون العلویة شرح كرده است. این كتاب با عنوان الاربعون العلویة و شرحها به كوشش عبدالفتاح كُبْسی (عمان ١٤٢٣/٢٠٠٢) منتشر شده است. اثر دیگر وی در حوزه حدیث، ترتیب امالی ابوطالب یحییبن حسین هارونی (متوفی ٤٢٤) به نام تیسیر المطالب فی امالی أبیطالب است كه عبداللّهبن حمود عزّی (عمان ١٤٢٢/٢٠٠٢) آن را چاپ كرده است. از دیگر آثار قاضیجعفر، شرح قصیدة الصاحب بن عباد (متوفی ٣٨٥) در اصول دین است كه به كوشش محمدحسن آلیاسین در ١٣٨٧/١٩٦٧ در بغداد منتشر شده است.
نسخههای خطی فراوانی از آثار قاضی جعفر وجود دارد كه از آن جمله است: نظام الفوائد و تقریب المراد للرائد (رقیحی و دیگران، ج ١، ص ٤٦٢)، ابانة المناهج فی نصیحة الخوارج (همان، ج ٢، ص ٥١٥)، ایضاح المنهاج فی فوائد المعراج (همان، ج ٢، ص ٥٤٤ـ٥٤٥)، الدلائل الباهرة فی المسائل الظاهرة (همان، ج ٢، ص ٦١٨ـ٦١٩)، النقض علی صاحب مجموع المحیط فیما خالف فیه الزیدیة فی باب الامامة (همان، ج ٢، ص ٧٨٢)، العشر المسائل (وجیه، ج ١، ص ٤٠٩)، مسائل الاجماع فی الصلاة (همان، ج ١، ص ٤٤٣)، التقریب فی أصول الفقه (همان، ج ٢، ص ٩٢) و التابعة بالادلة القاطعة (همان، ج ٢، ص ٣٩٢).
بسیاری از آثار زیدیه به روایت قاضی جعفر باقی مانده و نام وی در سلسله روایت بسیاری از آثار زیدیه آمده است (برای نمونه رجوع کنید به شهاری، قسم ٣، ج ١، ص ١٠٨، ١١٩، ١٨٦، ٤١٧ـ ٤١٨، ٤٢٤).
منابع:
(١) ابنفند، مآثر الابرار فی تفصیل مجملات جواهرالاخبار و یسمی اللواحق الندیة بالحدائق الوردیة، چاپ عبدالسلام عباس وجیه و خالد قاسم محمد متوكل، عمان ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(٢) حسنانصاری قمی، «یادداشتی در باره مطرفیه و ردیه قاضی جعفرابن عبدالسلام»، كتاب ماه دین ، سال ٥، ش ١ و ٢ (آبان و آذر ١٣٨٠)؛
(٣) ایمن فؤاد سید، تاریخالمذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری ، قاهره ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٤) عمربن علی جعدی، طبقات فقهاء الیمن ، چاپ فؤاد سید، قاهره ١٩٥٧؛
(٥) جعفربن احمد، الاربعون العلویة و شرحها، چاپ عبدالفتاح كبسی، عمان ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(٦) احمد عبدالرزاق رقیحی، عبداللّه محمد حبشی، و علی وهاب آنسی، فهرست مخطوطات مكتبة الجامع الكبیر صنعاء، [ صنعاء ? ١٩٨٤ ]؛
(٧) ابراهیمبن قاسم شهاری، طبقات الزیدیه الكبری، قسم ٣، بلوغالمراد الی معرفة الاسناد ، چاپ عبدالسلام بن عباس وجیه، عمان ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٨) یحییبن ابیالخیر عمرانی، الانتصار فی الرد علی المعتزلة القدریة الاشرار ، چاپ سعودبن عبدالعزیز خلف، مدینه ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٩) حسین عبداللّه عمری، مصادر التراث الیمنی فیالمتحف البریطانی، دمشق ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٠) عبدالسلام عباس وجیه، مصادر التراث فی المكتبات الخاصة فی الیمن ، عمان ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١١) EI ٢ , suppl., fascs. ٣-٤, Leiden ١٩٨١, s.v. "Dja ـ far B . AbiYahya", (by W. Madelung).
/ مهین رضایی /