دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣١٤
حَفْصه بنت عمربن خطّاب ، یكى از همسران پیامبر اكرم. مادرش زینب، خواهر عثمانبن مظعون*، صحابى مشهور پیامبر، بود (ابنسعد، ج ٨، ص ٨١؛ بلاذرى، ١٤١٧، ج ٢، ص ٥٤؛ طبرانى، ج ٢٣، ص ١٨٦). حفصه در سال پنجم پیش از بعثت، سال تجدید بناى كعبه، به دنیا آمد (ابنسعد، همانجا؛ خرّاط، ص ١٢ـ١٥). وى پیش از هجرت به مدینه، با خُنَیسبن حُذافه سهمى ازدواج كرد (ابوعبیده، ص ٥٩؛ زبیربن بكّار، ص ٣٩؛ طبرانى، همانجا) و به هنگام هجرت پیامبر به مدینه، به همراه خنیس به مدینه كوچید (ابنسعد، همانجا). خنیس با وجود بیمارى در جنگ بدر شركت جست (بلاذرى، ١٤١٧، همانجا) و چندى پس از جنگ، درگذشت (ابنسعد، ج ٣، ص ٣٩٣، ج ٨، ص ٨١؛ قس ابنقتیبه، ص ١٣٥، كه به حیات خنیس در زمانى متأخرتر اشاره كرده است).
حفصه پس از مرگ شوهرش، در شعبان سال سوم هجرت، دو ماه (زبیربنبكّار، همانجا؛ ابنقتیبه، ص ١٥٨؛ بلاذرى، ١٤١٧، همانجا) یا سه ماه قبل از جنگ احد (ابنسعد، ج ٨، ص ٨٣، ٢١٧)، به همسرى پیامبر اكرم درآمد (براى تفصیل ماجراى ازدواج وى با پیامبر رجوع کنید به همان، ج ٨، ص ٨١ـ٨٣؛ بلاذرى، ١٤١٧، ج ٢، ص ٥٤ـ٥٥؛ احمدبن عبداللّه طبرى، ص ٦٧ـ٦٨؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). در برخى گزارشهاى تاریخى گفته شده است كه پیش از ازدواج پیامبر با او، ابوبكر و عثمان نیز از وى تقاضاى ازدواج كرده بودند؛ اما در صحت این اخبار تردید وجود دارد (رجوع کنید به ابوعبیده، ص ٦٠؛ ابنسعد، همانجا؛ طبرانى، ج ٢٣، ص ١٨٦ـ١٨٧؛ ابنعبدالبرّ، قسم ٤، ص ١٨١١). رسول اكرم مهریه او را چهارصد درهم تعیین كرد (ابنهشام، ج ٤، ص ٢٩٤؛ قس زبیربنبكّار، همانجا، كه صورت متفاوتى از مهریه حفصه عرضه كرده است).
به دستور پیامبر اكرم زنى به نام شفا، دختر عبداللّه عَدویه، كه خود در جاهلیت خواندن و نوشتن میدانست، به وى كتابت آموخت (ابنسعد، ج ٨، ص ٨٤؛ بلاذرى، ١٤٠٧، ص ٦٦١). حفصه و عایشه* دو تنى بودند كه مایه آزار پیامبر اكرم شدند و در آیه اول و چهارم سوره تحریم به این موضوع اشاره شده است (رجوع کنید به محمدبن جریر طبرى، جامع، ذیل آیات؛ واحدى نیشابورى، ص ٦٨٥ـ٦٨٩؛ احمدبن عبداللّه طبرى، ص ١٤٠ـ١٤٤؛ ذهبى، ج ٢، ص ٢٢٩). به همین علت پیامبر اكرم وى را طلاق داد (ابوعبیده، ص ٧٧؛ ابنحنبل، ج ٣، ص ٤٧٨؛ زبیربن بكّار، ص ٤٠؛ طبرانى، ج ٢٣، ص ١٨٧ـ١٨٨)، اما بعداً به او رجوع كرد (ابنسعد؛ ابنحنبل، همانجاها). در برخى اخبار گفته شده است كه پیامبر تصمیم به طلاق حفصه گرفته بود، اما جبرئیل او را از این كار برحذر داشت (بلاذرى، ١٤١٧، ج ٢، ص ٥٩؛ طبرانى، ج ٢٣، ص ١٨٨). در اخبارى كه از طلاق حفصه سخن گفتهاند نیز رجوع پیامبر به حفصه را به توصیه جبرئیل دانستهاند (رجوع کنید به ابنسعد، ص ٨٤ـ٨٥؛ زبیربن بكّار؛ طبرانى، همانجاها). این اخبار عموماً در منابع اهل حدیث و حنبلیان رواج داشته است و درباره صحت آنها تردید وجود دارد (براى بحثى درباره طلاق حفصه رجوع کنید به د. اسلام، همانجا؛
خرّاط، ص ٤٣ـ٥٧). دیگر اطلاع درباره حفصه در زمان پیامبر، راجع به ماجراى بیمارى پیامبر و دستور آن حضرت براى فرستادن كسى نزد على علیهالسلام براى اقامه نماز است كه حفصه و عایشه به سراغ پدران خود رفتند و آن دو را نزد پیامبر آوردند (رجوع کنید به مفید، ص ٤٢٨؛
د. اسلام، همانجا).
از دیگر حوادث زندگى حفصه، دستور قتل كنیزك خود بود كه وى را سحر كرده بود و این مایه ناراحتى عثمانبن عفان شد (مالكبن انس، ج ٢، ص ٨٧؛
شافعى، ج ١، ص ٢٩٣؛
طبرانى، ج ٢٣، ص ١٨٧). گفته شده است كه حفصه از كاتب مصحف خواسته بود زمانى كه به نگارش آیه ٢٣٨ سوره بقره میرسد، وى را خبر دهد تا آیه را به صورتى كه او میگوید كتابت كند (رجوع کنید به ابنابیداوود، ص ٩٦ـ٩٧). وى همچنین پس از مرگ عمر، به وصیت او، صحف قرآنى را كه در زمان خلافت ابوبكر تدوین شده بود، نزد خود نگهدارى میكرد و هنگامى كه عثمان دست به تدوین نهایى قرآن و یكى نمودن مصاحف زد، آنها را در اختیار عثمان نهاد و پس از اتمام كار، آن صحف به حفصه برگردانده شد (بخارى، ١٤٠١، ج ٥، ص ٢١٠ـ٢١١؛
ابن ابیداوود، ص ١٥ـ١٦، ٢٦). اینكه چرا این صحف نزد حفصه به امانت سپرده شده بود نه نزد خلیفه بعدى، به این سبب دانسته شده كه وى كتابت میدانسته و حافظ قرآن بوده، و درضمن معلوم نبوده كه خلیفه بعدى چه كسى است؛
ازاینرو، وى بهترین كس براى نگهدارى صحف تلقى شده بود (صالح، ص ٧٧).
شوالى، براساس پارهاى روایات (رجوع کنید به بخارى، ١٤٠٧، ج ٦، جزء٣، قسم ٢، ص ٣٣٠؛
ابن ابیداود، ص ٩٥ـ٩٧)، حدسزده است كه حفصه دستور داده بود براى او مصحفى جمع و تهیه كنند (رجوع کنید به رامیار، ص ٣٩٥)، اما این حدس به عقیده رامیار (ص ٣٩٦) خیالبافى است. پس از مرگ حفصه، مروان كه حاكم مدینه بود، صحف قرآنى نزد وى را از برادرش گرفت و نابود كرد تا از اختلاف آن صحف با مصحف رسمیاى كه عثمان فراهم كرده بود، جلوگیرى كند (زبیربنبكّار، ص ٤٠؛
بلاذرى، ١٤١٧، ج ٢، ص ٦٠؛
ابنابیداوود، ص ٢٨). این خبر با خبر دیگر درباره تدوین قرآن در زمان عثمان ــكه وى تمام مصاحف را براى از بین بردن اختلاف نابود كردــ ناسازگار است (رجوع کنید به ابنابیداوود، ص ١٩ـ٢٠، ٢٧، ٣٠، ٤٣). از سوى دیگر گفته شده است كه عثمان دستور داد از همان مصحفِ تدوین شده زیدبن ثابت* كه نزد حفصه بوده است، كتابت كنند، اما بعدها مروان، از بیم اختلاف میان این مصحف با مصاحف متداول، آن را از بینبرده است (همان، ص ٢٨، ٣٢). در خبر اخیر به مصحف حفصه، كه همان مصحف تدوین شده زید است، اشاره نشده است. همچنین در برخى اخبار تدوین قرآن، نام حفصه به صورت حفصةبن عمران یا حفصه، بدون اشاره به اینكه وى دختر خلیفه دوم بوده، آمده كه فرد دیگرى جز حفصه است (همان، ص ٢٦ـ٢٧). بهگزارش ابن ابیداوود (ص ١٢ـ١٤)، خلیفه دوم به زیدبن ثابت اصرار كرد قرآنى تدوین كند و همین امر دلالت دارد بر اینكه مصحفى نزد حفصه وجود نداشته است. همچنین گفته شده مصحفى كه نزد حفصه بوده، همان مصحفى است كه زیدبن ثابت به اصرار عمر تدوین كرده است (همان، ص ١٤ـ١٦، ٢٨). تناقضات جدّى میان اخبار راجع به مصحف حفصه نشان میدهد كه دست كم برخى از این اخبار بعدها رواج یافته است.
از دیگر رویدادهاى زندگى حفصه، تصمیم وى در همراهى با عایشه در خروج بر حضرت على علیهالسلام و وقوع جنگ جمل* است كه برادرش او را از این تصمیم منصرف نمود (محمدبنجریر طبرى، تاریخ، ج ٤، ص ٤٥١، ٤٥٤؛
ابن ابیالحدید، ج ٦، ص ٢٢٥). هنگامى كه حضرت على علیهالسلام به ذیقار رسید، عایشه به حفصه نامهاى نوشت و در آن از محاصره شدن حضرت على و یارانش براى وى توضیح داد، حفصه هم از سر شادمانى، كودكان بنیتیم و عدى را جمع كرد و به كنیزكان خود دفهایى داد تا با خواندن اشعارى در این باب، شادى و پایكوبى كنند. این خبر چون به امّسلمه، همسر پیامبر، رسید ناراحت شد و امّكلثوم، دختر حضرت على، به نیابت از او بهطور ناشناس به مجلس شادى حفصه رفت و وى را سرزنش كرد و حفصه شرمنده شد و از این كار دست برداشت (مفید، ص ٢٧٦ـ ٢٧٧، ٤٣١؛
ابن ابیالحدید، ج ١٤، ص ١٣؛
براى بحثى درباره نقش حفصه در منازعه میان على علیهالسلام و عایشه رجوع کنید به د. اسلام، همانجا).
حفصه احادیثى از پیامبر اكرم، بیشتر درباره حج و نماز و ازدواج و روزه، نقل كرده است (براى متن این احادیث رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٦، ص ٢٨٣ـ٢٨٨؛
طبرانى، ج ٢٣، ص ١٨٩ـ٢١٨؛
ابنكثیر، ج ١٥، ص ٣٦١ ـ٣٨٥) و كسانى چون برادرش عبداللّهبن عمر، عبداللّهبن صفوان جَمحى، و عمروبن رافع از او روایت كردهاند (مِزّى، ج ٣٥، ص ١٥٤). بَقْیبن مَخْلَد*، در مسند خود، شصت حدیث از حفصه نقل كرده است (رجوع کنید به ذهبى، ج ٢، ص ٢٣٠). در متون فقهى اهلسنّت، پارهاى از اجتهادات فقهى حفصه ذكر شده است (رجوع کنید به خرّاط، ص ٨٥ـ٩٢). ابن ابیطاهر (ص ٣٦ـ٣٨) دو خطبه از خطبههایى را كه به نقل از حفصه شهرت داشته، نقل كرده است (نیز رجوع کنید به خرّاط، ص ٩٤ـ ١٠٨). ابنشهر آشوب (ج ٣، ص ٤٠٣) از حفصه شعرى در مدح حضرت فاطمه علیهاالسلام نقل كرده است.
درباره تاریخ وفات حفصه اختلافنظر وجود دارد (رجوع کنید به ابنعبدالبرّ، قسم ٤، ص ١٨١٢؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٧، ص ٥٨٣)، اما بیشتر مورخان، از جمله ابنسعد (ج ٨، ص ٨٦) و زبیربن بكّار (ص ٤٠)، سال ٤٥ را ذكر كردهاند. مروان، كه در آن هنگام امیر مدینه بود، بر جنازه وى نماز خواند (ابنسعد، همانجا؛
قس احمدبن عبداللّه طبرى، ص ٦٩، كه گفته برادر حفصه، عبداللّهبن عمر، بر او نماز گزارد). جسد او را در گورستان بقیع (رجوع کنید به بقیع الغَرقَد*) دفن كردند (ابنسعد؛
زبیربنبكّار، همانجاها؛
طبرانى، ج ٢٣، ص ١٨٩).
منابع :
(١) ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٥ـ ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢) ابنابیداوود، كتابالمصاحف، بیروت ١٤٠٥ /١٩٨٥؛
(٣) ابنابیطاهر، بلاغاتالنساء، چاپ یوسف بقاعى، بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٤) ابنحجر عسقلانى، الاصابة فى تمییزالصحابة، چاپ علیمحمد بجاوى، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٥) ابنحنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت : دارصادر، (بیتا.)؛
(٦) ابنسعد (بیروت)؛
(٧) ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، چاپ یوسف بقاعى، قم ١٣٨٥ش؛
(٨) ابنعبدالبرّ، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ علیمحمد بجاوى، قاهره (١٣٨٠/ ١٩٦٠)؛
(٩) ابنقتیبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(١٠) ابنكثیر، جامع المسانید و السنن الهادى لاقوم سنن، چاپ عبدالمعطى امین قلعجى، بیروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(١١) ابنهشام، السیرةالنبویة، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، و عبدالحفیظ شلبى، بیروت: داراحیاء التراثالعربى، (بیتا.)؛
(١٢) معمربن مثنى ابوعبیده، تسمیة أزواجالنبیصلیاللّهعلیهو سلم و اولاده، چاپ كمال یوسف حوت، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٣) محمدبن اسماعیل بخارى، صحیح البخارى، (چاپ محمد ذهنیافندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٤) همو، كتابالتاریخالكبیر، (بیروت ?١٤٠٧/ ١٩٨٦)؛
(١٥) احمدبن یحیى بلاذرى، فتوحالبلدان، چاپ عبداللّه انیس طبّاع و عمرانیس طبّاع، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٦) همو، كتاب جُمَل من انساب الاشراف، چاپ سهیل زكار و ریاض زركلى، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(١٧) امینه خرّاط، امّالمؤمنین حفصة بنت عمر: الصّوّامة القوّامة، دمشق ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٨) ذهبى؛
(١٩) محمود رامیار، تاریخ قرآن، تهران ١٣٦٢ش؛
(٢٠) زبیربن بكّار، المنتخب من كتاب أزواج النبى صلیاللّهعلیهوسلم، چاپ سكینه شهابى، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢١) محمدبن ادریس شافعى، الاُمّ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٢) صبحى صالح، مباحث فى علومالقرآن، بیروت ١٩٦٨، چاپ افست قم ١٣٦٣ش؛
(٢٣) سلیمانبن احمد طبرانى، المعجم الكبیر، چاپ حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ افست بیروت ١٤٠٤ـ?ـ١٤٠؛
(٢٤) احمدبن عبداللّه طبرى، السَّمط الثَّمین فى مناقب أمّهات المؤمنین، قاهره (١٤٠٢/ ١٩٨٣)؛
(٢٥) محمدبن جریر طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(٢٦) همو، جامع؛
(٢٧) مالكبن انس، المُوَطَّأ، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره) ١٣٧٠/١٩٥١؛
(٢٨) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذیب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٩) محمدبن محمد مفید، الجمل و النُصرة لسیدالعترة فى حربالبصرة، چاپ على میرشریفى، قم ١٣٧٤ش؛
(٣٠) علیبن احمد واحدى نیشابورى، اسباب نزولالقرآن، روایة بدرالدین ابینصر محمدبن عبداللّه ارغیانى، چاپ ماهر یاسین فحل، ریاض ١٤٢٦/٢٠٠٥؛
(٣١) EI٢, s.v. "Hafsa" (by L. Veccia Vaglieri).
/ اسماعیل باغستانى /