دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٠٥
حسامالسلطنه ، سلطانمراد میرزا، از شاهزادگان قاجار، حاكم خراسان و فاتح هرات. او پسر عباسمیرزا نایبالسلطنه بود. در ١٢٣٣ به دنیا آمد. نخستین اطلاعى كه در منابع درباره او آمده، این است كه در اواخر زندگى پدرش، حاكم ارسباران (قراجه داغ) بود. در ١٢٥٣، محمدشاه هنگام لشكركشى به هرات، وى را مأمور دفع اغتشاشات منطقه بختیارى كرد (هدایت، ج ١٠، ص ١٩٢؛
سپهر، ج ٢، ص ٦٦٨؛
بامداد، ج ٢، ص ١٠٥). در ١٢٦٤، در دوره ناصرالدین شاه، سلطان مراد میرزا براى دفع فتنه محمدحسنخان سالار*، از جانب امیركبیر به خراسان اعزام شد. وى اردوى سالار را محاصره كرد و حسنخان و برادر و پسرش را كه به صحن آستان امام رضا علیهالسلام پناهنده شده بودند، دستگیر كرد و در ١٢٦٦ به قتل رساند (سپهر، ج ٣، ص ١٠٩٧ـ ١٠٩٨، ١١٠١ـ ١١٠٤؛
اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ش، ج٣، ص١٧٠٥). پس از این ماجرا، شاه وى را به حسامالسلطنه ملقب كرد و به او نشان و شمشیر داد (سپهر، ج ٣، ١١٠٤؛
اعتمادالسلطنه، همانجا).
حسامالسلطنه چندینبار حاكم خراسان شد. نخستینبار در ١٢٦٧ بود (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٧١١). در ١٢٦٨، ناصرالدین شاه وى را مأمور سركوب تركمانان سرخس كرد و پس از آن، با اعلام استقلال محمد امینخان (حاكم خوارزم)، حسامالسلطنه به سوى خوارزم حركت كرد (روزنامه وقایعاتفاقیه، ش ٤٠، ص ٢ـ٣؛
سپهر، ج ٣، ص ١١٩٤؛
خورموجى، ص ٩١ـ٩٢؛
اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٧٢٤). او در١٢٧٠ از حكومت خراسان بركنار شد و برادرش، فریدون میرزافرمانفرما (رجوع کنید به فرمانفرما*، خاندان)، حاكم خراسان گردید (روزنامه وقایعاتفاقیه، ش ١٧٠، ص ٣؛
بامداد،ج ٢، ص ١٠٦).
پس از فوت فریدون میرزا، حسامالسلطنه بار دیگر در ١٢٧٢ حاكم خراسان شد (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٧٨٣). در همان سال، در پى استمداد محمدیوسف و محمدرضا (شاهزادگان افغانى) از دولت ایران، حسامالسلطنه مأمور سركوب دوستمحمدخان، امیركابل، شد كه تصمیم داشت هرات را ضمیمه حكومت خود كند. پس از فتح هرات در ١٢٧٣، حسامالسلطنه به نام شاه ایران سكه زد و در نامهاى از شاه اجازه خواست كه با نیروهایش به هندوستان برود، زیرا پس از تصرف هرات، انگلستان به تقویت قواى نظامى خود در مرزهاى هندوستان پرداخته بود، ولى صدراعظم وقت، میرزا آقاخان نورى، با این استدلال كه اگر حسامالسلطنه به هند حمله كند، سلطنت ایران را نیز به راحتى به دست خواهد آورد، شاه را از این كار بازداشت. ناصرالدین شاه نیز از حسامالسلطنه خواست تا هرات را تخلیه كند و به خراسان برگردد (روزنامه وقایع اتفاقیه، ش ٢٩٧، ص ٢؛
سپهر، ج٣،ص١٣٣٤ـ١٣٣٩؛
اعتمادالسلطنه، ١٣٩٣ـ ١٣٦٧ش، ج٣، ص١٧٩٣؛
ریاضى، ص ٥٩، ٦٢ـ ٦٤). حسامالسلطنه تخلیه هرات را، بهسبب متحملشدن خسارات بسیار، بهصلاح دولتایران نمیدانست، ولى به گمان میرزا آقاخان نورى، انگیزه وى دست یافتن به تاج و تخت بود. در نتیجه، حسامالسلطنه هرات را تخلیه كرد (ریاضى، ص ٦٣ـ٦٤؛
بامداد، ج ٢، ص ١٠٧). میرزا آقاخان نورى در ١٢٧٥ حسامالسلطنه را از حكومت خراسان بركنار و او را حاكم فارس كرد (خورموجى، ص ٢٤٥؛
بامداد، همانجا).
در ١٢٧٧، حسامالسلطنه براى سومینبار حاكم خراسان شد و حاكمیتش تا ١٢٨١ ادامه یافت. وى در این دوره به دفع حملات و پیشروى تركمنها به نواحى خراسان پرداخت (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٨٣٢؛
بامداد، ج ٢، ص ١٠٧ـ١٠٨). وى در ١٢٨٢ براى بار دوم حاكم فارس شد كه تا پایان ١٢٨٥ به طول انجامید (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٨٧٣؛
بامداد، ج ٢، ص ١٠٨). در ١٢٨٧ نیز به حكومت یزد منصوب شد، ولى پسرش، ابوالفتح میرزا (مؤیدالدوله)، را به آنجا فرستاد. در همان سال حسامالسلطنه به همراه ناصرالدین شاه به عتبات عالیات رفت و ریاست و حراست از اردوى شاه را بر عهده داشت (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٩١٣، ١٩١٥).
در ١٢٨٨، حسامالسلطنه علاوه بر آنكه حاكم یزد بود، براى چهارمین بار حاكم خراسان شد و به سركوب تركمنها پرداخت (ایران، ش٢٣، ص ( ٣)). سپس در همان سال، به جاى حكمرانى یزد، حكومت اصفهان را به وى سپردند (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٩٢٣) كه اینبار نیز ابوالفتح میرزا را به جاى خود فرستاد (همو، ١٣٦٣ش، ص ٥٦؛
بامداد، ج ٢، ص ١٠٨ـ١٠٩). حسامالسلطنه این بار هم، در ١٢٨٩، به سبب سرپیچى از دستور میرزا حسینخان مشیرالدوله، صدراعظم وقت، از حكومت خراسان عزل شد (بامداد، ج ٢، ص ١٠٩).
حسامالسلطنه در سفر اول ناصرالدین شاه به اروپا در ١٢٩٠، همراه وى بود (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٩٤٠). در ١٢٩٣، حاكم كردستان و كرمان شد كه باز هم ابوالفتح میرزا را به جاى خود فرستاد (همان، ج ٣، ص ١٩٦٤؛
بامداد، ج ٢، ص ١١٠). در ١٢٩٨، وى به هنگام بازگشت از سفر حج، براى دفع فتنه شیخ عبیداللّه كه در آذربایجان طغیان كرده بود، به استانبول رفت تا از دولت عثمانى كمك بگیرد. به همراه او سلیمانپاشا (فرستاده مخصوص دولت عثمانى)، با نامهاى دوستانه براى محكم كردن مناسبات دو كشور، به ایران آمد (دیوانبیگى، ج ٣، ص ١٨٠٠ـ١٨٠١؛
اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ٢٠٢٣). حسامالسلطنه پس از بازگشت از استانبول، در ١٣٠٠ براى پنجمینبار حاكم خراسان شد، ولى در همان سال در ٦٧ سالگى درگذشت و در حرم حضرت رضا علیهالسلام دفن شد (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ٢٠٤٧؛
بامداد، ج ٢، ص ١٠٤).
حسامالسلطنه در دوره حكومت خود در خراسان به آبادانى این منطقه پرداخت. بناهایى به دستور وى در آنجا ساخته شد، مانند قلعه جلالآباد، قلعه چهل سنگ، مهمانخانه، آبانبار، یخچال و چاپارخانهاى در جنب رباط زعفرانىِ مشهد (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ش، ص ١٠٣؛
همو، ١٣٦٧ـ١٣٦٨ش، ج ٤، ص ٢٢٠٦، ٢٣١٤). شاعرانى چون مجدى سقزى و منعم شیرازى در مدح وى اشعارى سرودهاند (رجوع کنید به دیوان بیگى، ج ٣، ص ١٥١٤، ١٧٣٦ـ١٧٣٧).
منابع :
(١) محمدحسنبن على اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصرى، چاپ محمداسماعیل رضوانى، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(٢) همو، المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران: اساطیر، ١٣٦٣ش؛
(٣) همو، مرآةالبلدان، چاپ عبدالحسین نوائى و میرهاشم محدث، تهران ١٣٦٧ـ١٣٦٨ش؛
(٤) ایران، ش ٢٣، ١٦ ربیعالآخر ١٢٨٨؛
(٥) مهدى بامداد، شرححال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجرى، تهران ١٣٥٧ش؛
(٦) محمدجعفربن محمدعلى خورموجى، حقایق الاخبار ناصرى، چاپ حسین خدیوجم، تهران ١٣٤٤ش؛
(٧) احمد دیوانبیگى، حدیقةالشعراء، چاپ عبدالحسین نوائى، تهران ١٣٦٤ـ١٣٦٦ش؛
(٨) روزنامه وقایعاتفاقیه، ش ٤٠، ١١ محرّم ١٢٦٨، ش ١٧٠، ٦ شعبان ١٢٧٠، ش ٢٩٧، ٩ صفر ١٢٧٣؛
(٩) محمدیوسف ریاضى، عینالوقایع : تاریخ افغانستان در سالهاى ١٢٠٧ـ١٣٢٤ق، چاپ محمد آصففكرت، تهران ١٣٦٩ش؛
(١٠) محمدتقیبن محمدعلى سپهر، ناسخ التواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٧ش؛
(١١) رضاقلیبن محمدهادى هدایت، ملحقات تاریخ روضةالصفاى ناصرى، در میرخواند، ج ٨ـ١٠.
/ فریبا غفارى /
تصاویر این مدخل:
سلطان مراد میرزا حسام السلطنه منبع : مصطفی تقوی ، تاریخ سیاسی کهکیلویه ، تهران ١٣٧٧ش