دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٩٤
حَمّاد بن زيد ، حَمّاد بن زيد بن درهم اَزْدى، مشهور به اَزرَق، محدّث و فقيه قرن دوم. جد بزرگش از اسيران سيستان و از موالى خانواده جريربن حازم جَهضَمى بود كه به بصره آمد (ابنحِبّان، ج ٦، ص ٢١٧؛ ابنمَنْجُوَيْه، ج ١، ص ١٥٥؛ مِزّى، ج ٧، ص ٢٣٩). حمّاد در سال ٩٨ (دوره حكومت سليمانبن عبدالمك) و به قولى، در زمان عمربن عبدالعزيز (حك : ٩٩ـ١٠١) بهدنيا آمد (ابنسعد، ج ٧، ص ٢٨٦؛ بخارى، ١٤٠٦، ج ٢، ص ١٩٩؛ ابنحبّان، همانجا). وى ابتدا پارچهفروش بود، سپس به تحصيل علم روى آورد (قاضىعياض، ج ٤، ص ١٥).
حمّادبن زيد را غالباً عالم و محدّث بصره مىشناسند (يافعى، ج١، ص ٢٩٣) تا آنجا كه سفيان ثورى (محدّث و زاهد قرن دوم) وى را، پس از شعبةبن حجاج*، بزرگترين عالم بصره دانسته است (ابنابىحاتم، ج ١، ص ١٧٦ـ١٧٧؛ ذهبى، ج١، ص٢٢٨).
حمّاد نابينا بود، از اينرو او را حمّادالضرير نيز خواندهاند (رجوع کنید به ابنمنجويه، ج ١، ص ١٥٦؛ صفدى، ص ١٤٧). وى از حفظ حديث نقل مىكرد (ابنحبّان، ج ٦، ص ٢١٨). گفتهاند كه چهارهزار حديث از حفظ داشت و در بيان حديث هيچگاه خطا نمىكرد (رجوع کنید به عجلى، ج ١، ص ٣١٩؛ ذهبى، ج ١، ص ٢٢٩).
از جمله مشايخ حديث و استادان او، پدرش زيدبن درهم، ابانبن تغلب، عمروبن علاء نحوى و ايوب سختيانى بودند (مزّى، ج ٧، ص٢٤٠ـ٢٤٢). در اين ميان استفاده علمى حمّاد از ايوب سختيانى، كه از تابعين بود، بيشتر از همه بوده و به تصريح خود حمّاد، بيست سال طول كشيده است (نووى، قسم ١، جزء١، ص ١٦٨؛ مزّى، ج ٧، ص ٢٤٨).
كسانى نيز از حمّاد روايت نقل كردهاند، از جمله: اشعثبن اسحاق سجستانى، پدر ابوداود (صاحب سنن)؛ سفيانبن عُيَينه؛ خلفبن هشام مُقرى؛ حمّادبن اسامة؛ علىبن مدينى؛ و وكيعبن جراح (رجوع کنید به نووى، همانجا؛ مزّى، ج ٧، ص ٢٤٢ـ٢٤٥). مزّى (ج ٧، ص ٢٤٣) نيز سفيان ثورى را، بهرغم اينكه در طبقه محدّثان پيش از طبقه حمّادبن زيد قرار دارد، در شمار راويان حديث حمّادبن زيد ذكر كرده است.
كسان بسيارى، از جمله مالكبن انس، احمدبن حنبل، يحيىبن مَعين و عبدالرحمانبن مهدى، حمّاد را ستايش و توثيق كردهاند (رجوع کنید به نووى، همانجا؛ مزّى، ج ٧، ص ٢٤٥). وى با اوصافى نظير حجت، اَتقَن، اَثبَت و اصحالحديث خوانده شده است، كه جملگى بر وثاقت وى دلالت مىكنند (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٧، ص ٢٨٦؛ ابنابىحاتم، ج ١، ص ١٧٧ـ١٧٨؛ ابنحبّان، همانجا؛ مزّى، ج ٧، ص ٢٤٦، ٢٤٨، ٢٥٠).
احمدبن حنبل نيز وى را بهچشم اعتبار مىنگريست و غالبآ او را از حمّادبن سلمه ــكه او نيز از محدّثان موثق بودــ برتر مىدانست (رجوع کنید به صفدى، همانجا؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٤٢٢).
حمّادبن زيد، علاوه بر نقل احاديث، به جرح و تعديل راويان پرداخته كه در برخى كتابهاى رجالى ثبت شده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ١، ص ٥٣٢؛ ابنابىحاتم، ج ١، ص ١٧٨ـ١٨١؛ مزّى، ج ٥، ص ٤٦، ج ٨، ص ٣٩، ج٣٠، ص٢٨٠؛ هيثمى، ج ٤، ص ١٨٣).
حمّاد فقيه و از شاگردان مكتب فقهى ابوحنيفه* بود (يافعى، ج ١، ص ٣٧٧؛ ابن ابىالوفا، ج ٢، ص ١٤٨ـ١٤٩). در برخى كتابهاى فقهى اهلسنّت و اماميه، آراى فقهى وى نقل شده (رجوع کنید به طوسى، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ١، ص ٥٣٤؛ شمسالائمه سرخسى، ج ١، ص ١٥٥؛ علامه حلّى، ج ٤، ص ١٤)، چنانكه در صحاح اهلسنّت، در ابواب فقهى، احاديث متعددى از او نقل گرديده است (رجوع کنید به بخارى، ١٤٠١، ج١، ص٦٤، ج٤، ص ٢٣٤؛ ابنماجه، ج ١، ص ١٢، ١٤٢؛ ترمذى، ج ١، ص ٨٦، ٤٤٦، ج ٣، ص ٣٧). با اين همه، به نظر مىرسد كه حمّادبن زيد، بهسبب مشرب حديثىاش، نظريه قياس ابوحنيفه را مردود مىدانسته (ابونعيم اصفهانى، ج ٦، ص ٢٥٨ـ٢٥٩) تا آنجا كه از مرگ ابوحنيفه شادمان شده است (همانجا). وى براساس همين موضع جانبدارانهاش از اهل حديث، آشكارا به مخالفت با نظريه خلق قرآن و طرفداران آن پرداخته و اقتدا به آنها را در نماز جايز ندانسته است (همان، ج٦، ص٢٥٨؛ مزّى، ج٧، ص ٢٤٩). افزون بر حديث و فقه، حمّاد از عالمان قرائت نيز بود. ابنجَزَرى (ج ١، ص ٢٥٨) وى را در زمره راويان از عاصمبن ابىالنجود، ابنكثير و عمروبن علاء دينار (هر سه از عالمان قرائت) ذكر كرده است. شيبةبنعمروبن ميمون نيز از راويان قرائت حمّاد است (همانجا).
حمّاد سخت طرفدار عثمانبن عفان، سومين خليفه اهل تسنن، بود (ابنسعد، ج ٧، ص ٢٨٦؛ باجى، ج ١، ص ٣٠٧؛ مزّى، ج ٧، ص٢٥٠) تا آنجا كه از وى نقل شده است اگر كسى قائل به برترى على عليهالسلام بر عثمان باشد همانند كسى است كه بگويد صحابه پيامبر خيانت كردهاند (ابونعيم اصفهانى، ج ٦، ص ٢٥٩). حمّاد احاديث فراوانى نقل كرده، اما در اين زمينه مجموعهاى گرد نياورده است (عجلى، ج ١، ص ٣١٩). وى در ١٧٩ درگذشت، همان سالى كه مالكبن انس از دنيا رفت. والى بصره، اسحاقبن سليمان هاشمى، بر جنازه حمّاد نماز گزارد (ابنسعد، ج ٧، ص ٢٨٦ـ٢٨٧؛ ابنحنبل، ج ٢، ص ٣٤٢ـ ٣٤٣). شيخ طوسى مطابق روش خود در كتاب رجال (در اينباره رجوع کنید به شوشترى، ج ١، ص ٢٩) حمّادبن زيد را در ذيل اصحاب امام صادق عليهالسلام نامبرده است (رجوع کنید به ص ١٨٦). به گفته مامقانى (ج ٢٤، ص ٣١ـ٣٣) برخى اين حمّاد را همان ابواسماعيل بصرى كه در فهرست شيخ طوسى (ص ٥٣٢) معرفى شده و از اصحاب اماميه است، دانستهاند؛ اما شوشترى (ج ٣، ص ٦٤١ـ٦٤٢) اين برداشت را رد كرده است.
منابع:
(١) ابن ابىالوفا، الجواهر المضيّة فى طبقات الحنفيّة، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، رياض ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) ابن ابىحاتم، كتابالجرح و التعديل، حيدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٣) ابنجزرى، غايةالنهاية فى طبقاتالقرّاء، چاپ برگشترسر، قاهره (بىتا.)؛
(٤) ابنحِبّان، كتابالثقات، حيدرآباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٥) ابنحجر عسقلانى، كتاب تهذيب التهذيب، چاپ صدقى جميل عطار، بيروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٦) ابنحنبل، كتابالعلل و معرفةالرجال، چاپ وصىاللّهعباس، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٧) ابنسعد (بيروت)؛
(٨) ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤)، چاپ افست (بيروت، بىتا.)؛
(٩) ابن مَنْجُوَيْه، رجال صحيح مسلم، چاپ عبداللّه ليثى، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٠) احمدبن عبداللّه ابونعيم اصفهانى، حلية الاولياء و طبقات الأصفياء، چاپ محمدامين خانجى، بيروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١١) سليمانبن خلف باجى، التعديل و التجريح لمن خرج عنهالبخارى فى الجامع الصحيح، چاپ احمد بزار، (رباط) ١٤١١/١٩٩١؛
(١٢) محمدبن اسماعيل بخارى، التاريخالصغير، چاپ محمود ابراهيم زايد، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٣) همو، صحيحالبخارى، (چاپ محمد ذهنىافندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٤) محمدبن عيسى ترمذى، الجامعالكبير، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٩٩٨؛
(١٥) محمدبن احمد ذهبى، كتاب تذكرة الحفاظ، حيدرآباد، دكن ١٣٨٨ـ١٣٩٠/ ١٩٦٨ـ١٩٧٠؛
(١٦) محمدبن احمد شمسالائمه سرخسى، كتابالمبسوط، بيروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(١٧) شوشترى؛
(١٨) خليلبن ايبك صفدى، نكتالهميان فى نكت العُميان، چاپ احمد زكىبك، مصر ١٣٢٩/ ١٩١١؛
(١٩) محمدبن حسن طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومىاصفهانى، قم ١٤١٥؛
(٢٠) همو، فهرست كتبالشيعة و اصولهم و اسماءالمصنفين و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(٢١) همو، كتابالخلاف، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٢٢) احمدبن عبداللّه عجلى، معرفةالثقات، چاپ عبدالعليم عبدالعظيم بستوى، مدينه ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٣) حسنبن يوسف علامه حلّى، منتهى المطلب فى تحقيق المذهب، مشهد ١٤١٢ـ١٤٢٤؛
(٢٤) عياض بن موسى قاضى عياض، ترتيبالمدارك و تقريب المسالك لمعرفة اعلام مذهب مالك، ج ٤، چاپ عبدالقادر صحراوى، مغرب ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٥) عبداللّه مامقانى، تنقيحالمقال فى علمالرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ؛
(٢٦) يوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذيب الكمال فى اسماءالرجال، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٧) يحيىبن شرف نووى، تهذيب الاسماء و اللغات، مصر: ادارة الطباعة المنيرية، (بىتا.)، چاپ افست تهران (بىتا.)؛
(٢٨) علىبن ابوبكر هيثمى، مجمعالزوائد و منبعالفوائد، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٩) عبداللّهبن اسعد يافعى، مرآةالجنان و عبرة اليقظان، بيروت ١٤١٧/١٩٩٧.
/ محسن قاسمپور /