دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٨٦
بُهلول بن راشد ، ابوعمرو حجری ، محدّث مالکی مغرب در قرن دوم . در ١٢٨ در قیروان متولد شد. از بزرگان آن عصر، مانند مالک ، سفیان ثوری ، لیث بن سعد، حارث بن نَبْهان ، یونس بن یزید (متوفی ١٥٩)، حنظلة بن ابی سفیان (متوفی ١٥١)، موسی بن علی بن رباح (متوفی ١٦٣) و دیگران حدیث شنید (مالکی ، ج ١، ص ٢٠٠ـ٢٠١؛ عیاض بن موسی ، تراجم اغلبیة ، ص ٢٧؛ ابن حِبّان ، ج ٨، ص ١٥٢؛ ذهبی ، ج ١، ص ٣٥٥؛ ابن ماکولا، ج ٣، ص ٨٤؛ ابن ابی حاتم ، ج ٢، ص ٤٢٩؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ٢، ص ٦٦). وی نخست به عبادت و زهد روی آورد، ولی با احساس نیاز مردم به علم ، به کسب علوم پرداخت . مُوَطّأ مالک را نزد علی بن زیاد و ابن غانم خواند؛ جامع صغیرِ سفیان را از ابوالخطّاب و ابوخارجه و جامع کبیر را از علی بن زیاد شنید (عیاض بن موسی ، ص ٢٨). پس از اتمام تحصیل و رسیدن به مرتبة فقاهت ، موردتوجه مردم قرار گرفت و مقام مرجعیّت و فتوای مالکیان به وی محوّل شد. وی شخصی پرهیزکار مستجاب الدّعوه و نیک سیرت و بخشنده و در عین حال در مذهب خود متعصّب بود و مخالفان خود را طرد می کرد. نمونه هایی از عبادت و زهد او در منابع گزارش شده است (مالکی ، ج ١، ص ٢٠٣ـ٢١٢؛
عیاض بن موسی ، ص ٢٩ـ ٣٧؛
ابن حجر عسقلانی ، همانجا؛
ابن فرحون ، ص ١٦٦). مخالفت بهلول با تصمیم امیر افریقیه ، محمدبن مقاتل عکّی ، مبنی بر فرستادن سلاح و آهن و مس برای ملک روم ، در پی ایجاد روابط دوستانه با او، سبب دشمنی عکّی با بهلول و حبس و تازیانه خوردن وی شد. جراحت ناشی از این تازیانه ها به مرگ بهلول در سال ١٨٢ یا ١٨٣ انجامید (مالکی ، ج ١، ص ٢٠١، ٢١٢ـ٢١٣؛
عیاض بن موسی ، ص ٣٧ـ٣٩، ٤٠؛
ابن قُنفُذ، ص ١٤٥؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ٢، ص ٦٦ـ٦٧).
بهلول علاوه بر مقام فتوی و مرجعیّت ، در نشر فقه و حدیث و تربیت محدثان نیز نقش بزرگی داشته و بسیاری از بزرگان مالکی مثل سَحْنون * ، عون بن یوسف خزاعی ، خلیفه بن یزید، یحیی بن سلام ، ابوزکریّا حَفری ، عبدالمتعالی ، ابوسنان و قعنبی و دیگران از وی حدیث شنیده اند (عیاض بن موسی ، ص ٢٨؛
مالکی ؛
ابن فرحون ؛
ابن حبّان ؛
ابن حجرعسقلانی ؛
ابن ماکولا؛
ابن ابی حاتم ، همانجاها). تنها اثر باقیمانده از بهلول کتابی در فقه مالکی است که می گویند شاگردان وی آن را تدوین کرده اند. او در این کتاب ، بیشتر به اقوال و نظریات سفیان ثوری توجه کرده است (مالکی ؛
عیاض بن موسی ، همانجاها). دربارة مقام علمی و درجة توثیق وی ، مُورّخان
و ارباب جرح و تعدیل ، از معاصران و متأخّران ، نظر داده اند؛
از جمله ابوعبدالله اجذابی ، بهلول را از علمای بزرگ مغرب در عصر خود شمرده و گفته است که هر وقت مالک بهلول را می دید، می گفت بهلول عابد سرزمین مغرب است . سحنون نیز وی را استاد و مقتدای خود دانسته است (مالکی ، ج ١، ص ٢٠٢ـ ٢٠٣؛
عیاض بن موسی ، ص ٢٨، ٣٦؛
ابن فرحون ؛
ابن حجرعسقلانی ، همانجاها). از متأخّرین نیز ابن ابی حاتم و عقیلی وی را توثیق کرده اند (عیاض بن موسی ، ص ٢٨؛
ابن حجرعسقلانی ، همانجا). ابن حبان (همانجا) از وی یاد کرده است . ذهبی و ابن ابی حاتم و ابن حجرعسقلانی (همانجاها) می گویند که ابن معین دربارة او اظهار عدم شناخت کرده است . نمونه های احادیث بهلول بن راشد در صحیح مسلم آورده شده است (مالکی ، ج ١، ص ٢٠١).
منابع :
(١) ابن ابی حاتم ، کتاب الجرح والتعدیل ، حیدرآباد دکن ١٣٧١ـ ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن حِبّان ، کتاب الثقات ، حیدرآباد دکن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣؛
(٣) ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٤) ابن فرحون ، الدّیباج المذهب فی معرفة اعیان علماء المذهب ، چاپ مامون بن محیی الدین جنان ، بیروت ١٤١٧/ ١٩٩٦؛
ابن قنفذ، الوفیات ، چاپ عادل نویهض ، بیروت ١٤٠٠/ ١٩٨٠، ابن ماکولا، الاکمال ، چاپ عبدالرحمان بن
(٥) یحیی معلمی یمانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
محمدبن احمد ذهبی ، میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ١٩٦٣ـ
(٦) ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) عیاض بن موسی ، تراجم اغلبیة ، چاپ محمد طالبی ، ( تونس ) ١٩٦٨؛
(٨) عبدالله بن محمد مالکی ، کتاب ریاض النفوس ، چاپ بشیر بکوش ، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٣/ ١٩٨١ـ١٩٨٣.
/ عبدالله کیانی فرید /