دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩١٤
بُرجیّه ، دومین هنگ مهم پس از بحریه در تاریخ سلطنت ممالیک . برجیه را سلطان منصور قلاوون * تأسیس کرد ( قس بحریه ) . او به این منظور ٧٠٠ ، ٣ تن از مملوکان خود را برگزید و آنها را در «ابراج » (جمعِ «بُرج ») ارگ قاهره مستقر ساخت . وجه تسمیة برجیه همین است . در منابع ، فقط هنگامی که در پایان سلطنت قلاوون از اقدامات او به اجمال یاد می شود، به تأسیس این واحد، بی ذکر تاریخ دقیق ، اشاره شده است . این واحد از مملوکانی که از مردم قفقاز بودند («الجرکس و الا´ص = چرکسیان و اَبخازیان )، تشکیل شده بود. مقریزی (ج ٢، ص ٢١٤) به جای «آص » از ارامنه («ارمن ») نام می برد. به نظر نمی رسد که خطائیه و قپچاقها، که وی در همان بخش از آنان نام برده و آنها را عهده دار وظایف خاصَّکیّه ( =ندیم ،سلطان ) دانسته ، از برجیه بوده باشند.
در هنگام حکومت سلطان قلاوون (٦٧٨ـ٦٨٩) و پسرش اشرف خلیل (٦٨٩ـ٦٩٣)، مشارکت برجیه در امور دولت چندان نظرگیر نبود، ولی بلافاصله پس از قتل خلیل ، از ایشان به عنوان مهمترین حامیان امیر سنجر شجاعی یاد شده است ، در حالی که تاتارهای وافِدیه و کردهای شهرزوری پشتیبانان اصلی رقیب او، امیر کِتْبُغا، بودند. کتبغا، پس از شکست دادن سنجر، پادشاه خردسال ، ناصر محمدبن قلاوون ، را عزل کرد (٦٩٤) و خود بر تخت سلطنت نشست و برای انتقام گرفتن از برجیه گروهی از آنها را از ارگ بیرون راند و در محله های مختلف پایتخت ـ میدان اَلّلُوق ، الکَبْش و دارالوزارة ـ سکنی داد.
این اولین ضربه ای بود که به برجیه وارد شد. با این حال ، دیری نپایید که سلطان لاجین ، کتبغا را سرنگون کرد و خود به جای او بر تخت نشست (٦٩٦) و برجیه جایگاه پیشین خود را به دست آوردند و، پس از آنکه به رهبری فرمانده خود، کُرْجی ، مقدم البرجیه ، لاجین را کشتند (٦٩٨)، بسیار قدرتمند شدند. در دومین دورة سلطنت ناصر محمدبن قلاوون (٦٩٨ـ ٧٠٨)، رهبران برجیّه بتدریج به مقام حکّام واقعی سرزمین ممالیک ارتقا یافتند. در کشمکشی که بر سر تاج و تخت ممالیک میان امیر بَیْبَرس جَشْنَکیر ( =بیبرس دوم ) و امیر سَلاّ ر درگرفت ، برجیه طبعاً از بیبرس ، که خود از ایشان بود، جانبداری کردند، در حالی که سلار را صالحیه (بازماندگان فوج بحریّه که به همّت صالح نجم الدین ایوب ایجاد شده بود) و ظاهریّه (مملوکان ظاهر بیبرس : بیبرس اول ) حمایت می کردند. بیبرس به آسانی سلار را شکست داد و خود به سلطانی جانشین ناصر محمد شد (٧٠٨).
در حکومت مظفر بیبرس ( =بیبرس دوم ) ، برجیه به اوج قدرت خود رسیدند، ولی عمر دولت آنها کوتاه بود؛
زیرا اندکی بعد ناصر محمد، برای سومین بار به تخت سلطنت نشست (٧٠٩ـ٧٤١) و آنان را از پایگاه قدرتی که داشتند به زیر آورد. چون ناصر پس از آن بیش از سی سال بی وقفه سلطنت کرد، برجیه رفته رفته رو به اضمحلال نهادند. پس از دورة سلطنت وی ، بندرت نامی از آنها در منابع برده شده است .
خاورشناسان معمولاً دوره های اول و دوم حکومت ممالیک را بترتیب «دوره های بحری و برجی » می خوانند.
این اصطلاحات در منابع خود ممالیک ، بندرت به کار رفته است . در این منابع ، دورة اولیه و همچنین همة دوران سلطنت ممالیک «دولة الترک »، و دورة اخیر آن «دولة الجرکس » خوانده شده است .
منابع :
(١) (الف ) مآخذ اصلی : ابن تغری بردی ، المَنهَل الصافی ، ج ٥، گ ٤٥ ر، ج ٨ ، گ ٣٣ ر؛
(٢) همو، النجوم الزاهرة ، قاهره ١٩٣٨ـ١٩٤٤، ج ٧، ص ٣٣٠، ج ٨ ، ص ٤٥،٤٨ـ٤٩،١٠٠،١٠٢ـ١٠٣،١٧٦،١٨١، ٢٣٤ـ٢٣٥، ٢٤٧، ٢٥٥، ٢٥٨، ٢٧٠؛
(٣) ابن حجر عسقلانی ، الدُرر الکامِنَة ، حیدرآباد دکن ١٣٤٨ـ١٣٥٠، ج ١، ص ٥٠٢ـ٥٠٧ ؛
(٤) ابن خلدون ، کتاب العبر ، قاهره ١٢٨٤، ج ٥، ص ٤٦١ـ٤٦٢؛
(٥) ابن فرات ، تاریخ الدول و الملوک ، چاپ زریق ، بیروت ١٩٣٦ـ١٩٤٢، ج ٨ ، ص ١٨١، ١٨٣، ١٩١ـ١٩٢؛
(٦) محمدبن احمد ذهبی ، دول الاسلام ، حیدرآباد دکن ١٣٣٧، ج ٢، ص ١٥٧؛
(٧) مُفَضّل بن ابی الفضائل ، النَهج السَدید ، در Patrologia Orientalis ، ج ١٤، ص ٥٨٣، ٥٨٥، ج ٢٠، ص ١٧٠؛
(٨) احمدبن علی مقریزی ، الخطط ، قاهره ( بی تا. ) ، ج ٢، ص ١٣٤؛
همو، کتاب السلوک ، چاپ زیادة ، قاهره ١٩٣٤ـ١٩٤٢، ج ١، ص ٧٣٦، ٧٩٨، ٨٠٢ ، ٨٠٨ ـ٨١٠ ، ٨٦٧ ، ج ٢،
(٩) ص ٢٥، ٣٧، ٤٣، ٤٥ـ٤٦، ٥٢ـ٥٣، ٥٨ـ٥٩، ٦٩ـ٧١، ٧٣، ١٥٦، ٣٧٧ـ٣٧٨، ٤٢٦، ٥٢٤؛
(١٠) Zetterstإen, ed., Beitrجge zur Geschichte der Mamlukensultane, Leiden ١٩١٩, ٣٠, ٣٢, ٥٠, ١٢٩;
(١١) (ب ) آثارجدید: علی ابراهیم حسن ، تاریخ الممالیک البحریة ، قاهره ١٩٤٤، فهرست ، ذیل «الممالیک البرجیه »؛
(١٢) S. Lane-Poole, A history of Egypt in the Middle Ages, London ١٩٣٦, ٢٨٢;
(١٣) W. Popper, Egypt and Syria under the Circassian sultans, II, Berkeley ١٩٥٧,١١;
(١٤) G. Weil, Geschichte des Abbaside chalifats in Egypten, vol. I. Stuttgart ١٨٦٠, ١٧٠;
(١٥) G.Wiet, L'ـgypte arabe, in histoire de la nation ـgyptienne , IV, Paris ١٩٣٧;
(١٦) idem, L'ـgypte musulmane, in Pre¨cis de L'histoire d'ـgypte , vol. II, Cairo ١٩٣٢.
/ د. ایالون ( د. اسلام ) /
تکمله . به دنبال تضییقاتی که ناصر محمد در بار سوم حکومت خود برای برجیه فراهم آورد، و در پی کشف توطئة آنان در ٧٤٨ برای عزل سلطان ناصرالدین حسن ، این هنگ تبعید و زندانی شدند (ابن تغری بردی ، ج ١٠، ص ١٩٠؛
عرینی ، ص ٦٧)؛
اما بعدها برقوق ، یکی از بازماندگان برجیه در قاهره ، که در زمان سلطان شعبان بن حسین (حک : ٧٦٤ـ ٧٧٨) به منصب اتابکیه رسیده بود، با جذب چرکسیان ، خاصه در زمان حاجی بن شعبان ، بار دیگر قدرت برجیه را تجدید کرد. وی در ٧٨٤ حاجی بن شعبان را خلع کرد و سلطنت را به دست گرفت (ابن تغری بردی ، ج ١١، ص ٢٢١؛
عرینی ، ص ٦٧ـ ٦٨) و سلسله ای دیگر از ممالیک را بنیان نهاد که ملوک چرکسی یا ممالیک برجیّه خوانده می شوند. با شورش ترکان ، برقوق در ٧٩١ تبعید شد و ممالیک چرکسی پراکنده شدند (ابن فُرات ، ج ٩، ص ٨٨؛
عرینی ، ص ٦٨) و سلطانی ترک به نام حاجی دوم ملقب به منصور ناصرالدین به مدت یک سال حکومت را به دست گرفت ، اما وی در ٧٩٢ مجدداً به سلطنت دست یافت و تا هنگام مرگ در ٨٠١ در این مقام باقی بود (لین پول ، ص ١٣٧ـ ١٣٨). بدین ترتیب ، سلسله ای که به دست این ممالیک پا گرفت تا ٩٢٢/١٥١٦ که به دست سلطان سلیم عثمانی برچیده شد، به حیات خود ادامه داد.
منابع :
(١٧) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، مصر ( بی تا. ) ؛
(١٨) ابن فرات ، تاریخ ، چاپ قسطنطین زریق ، ج ٩، بیروت ١٩٣٦؛
(١٩) سید الباز عرینی ، الممالیک ، بیروت ١٣٨٦/١٩٦٧؛
(٢٠) استانلی لین پول ، و دیگران ، تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر ، ترجمة صادق سجادی ، ج ١، تهران ١٣٦٣ ش .
/ محمدرضا ناجی /