دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٢٨
جدید ، صلاح ، نظامی و سیاستمدار سوری معاصر. صلاح جدید در ١٣٠٥ ش / ١٩٢٦ در روستای دُویربَعْبِدا، نزدیک شهر ساحلی جَبَلَه * در منطقة لاذقیه و در خانواده ای متوسط از عشیرة حدادین ، یکی از بزرگ ترین عشایر علوی ، به دنیا آمد. در ١٣٣٠ ش / ١٩٥١ از دانشکدة نظامی حِمص فارغ التحصیل شد (مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥). از اوایل دهة ١٣٣٠ ش /١٩٥٠ اکثر دانش آموختگان سوری سخت تحت تأثیر آموزه های حزب ملی سوریه و سپس حزب بعث * بودند. در منطقة لاذقیه میان این دو حزب رقابت شدیدی وجود داشت ، رقابتی که بعدها به ارتش سوریه نیز راه یافت . صلاح جدید ابتدا به حزب ملی پیوست و در دهة ١٣٣٠ ش / ١٩٥٠ از این حزب جدا و به حزب بعث ملحق شد ( تحول سیاسی در سوریه ، ص ٦٦؛ بشور، ص ٩٧، ٣١٣؛ مرکز الشرق العربی ، ٢٠٠٥).
در آن هنگام در کشور سوریه ، منافع محلی و منطقه ای و مذهبی و قومی بر منافع ملی مقدّم بود و اکثر احزاب و سیاستمداران برای حفظ منافع مناطق یا گروه قومی و مذهبی خود می کوشیدند. وجود اقلیتهای قومی و مذهبی در سوریه ، مانند کردها، چرکسها، ارمنیها، یزیدیها، علویها، و دروزیها،
سبب تقویت و تحکیم وفاداریهای محلی در برابر سیاستهای ملی شده بود. افسرانی هم بودند، که با وجود خاستگاههای مختلف منطقه ای ، مذهبی ، قومی و ایدئولوژیک ، گرایش ملی داشتند و درصدد از بین بردن عقب ماندگی سوریه و پیشرفت و توسعة کشور بودند. صلاح جدید هم از آنان بود ( تحول سیاسی
در سوریه ، ص ٣٢ـ٣٦؛ بشور، ص ٧١).
در ١٣٣٧ ش / ١٩٥٨، فعالیت سیاسی صلاح جدید با تشکیل جمهوری متحد عربی * آغاز شد. جمال عبدالناصر، برای جلوگیری از قدرت یافتن افسران بعثی در ارتش سوریه ، آنها را از صحنة فعالیتهای نظامی دور کرد. وی برخی را به مأموریتهای دیپلماتیک فرستاد و برخی را به مصر منتقل کرد. صلاح جدید، که در نیروی هوایی بود، در ١٣٣٨ ش /١٩٥٩ به قاهره اعزام شد. این انتقال به مثابة تبعید او بود و سبب ناخرسندی وی گردید و او در ١٣٣٨ ش /١٩٥٩ به همراه دوستانش ، محمد عمران ، حافظ اسد و عبدالکریم جندی ، تشکلی سرّی به نام اللَّجْنَةُ العسکریة (کمیتة نظامی ) تأسیس کرد که اهداف آن عبارت بود از: بازسازی حزب بعث ، که میشل عفلق * و صلاح الدین بیطار * در ١٢ بهمن ١٣٣٧/ اول فوریة ١٩٥٨ آن را به درخواست ناصر منحل کرده بودند؛ دستیابی به قدرت ؛ و بازنگری در موضوع وحدت عربی ( تحول سیاسی در سوریه ، ص ١٠٤ـ ١٠٥؛ بشور، ص ٥٠٢؛ رودنسون ، ص ٧٥؛ مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥). صلاح جدید و دوستانش که ، در پی جدایی سوریه از مصر، در ٦ مهر ١٣٤٠/ ٢٨ سپتامبر ١٩٦١ زندانی شده بودند، پس از اندکی در همان سال از زندان آزاد شدند و به سوریه برگشتند و، با نفوذ در ارتش ، فعالیتهای نظامی خود را آغاز کردند و توانستند میشل عفلق بنیانگذار حزب بعث ، را برای کودتای نظامی با خود همراه کنند (مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥). آنان با کمک افسران ارتش سوریه در ١٧ اسفند ١٣٤١/ ٨ مارس ١٩٦٣ (بعد از کودتای بعثیها علیه عبدالکریم قاسم ، در ١٩ بهمن ١٣٤١/ ٨ فوریة ١٩٦٣، رئیس جمهور وقت عراق )، کودتا و حکومت پارلمانی حاکم را ساقط کردند و ژنرال امین حافظ ، که وزیر کشور بود، در ١٣٤٢ ش / ١٩٦٣ رئیس جمهور شد (رودنسون ، ص ٨٨ ـ٨٩؛ تحول سیاسی در سوریه ، ص ١٤ـ١٥؛ امامی ، ص ٦٦ـ٦٧). صلاح جدید، که نقش مؤثری در این کودتا داشت ، به درجة سرتیپی رسید و در ١٣٤٣ ش /١٩٦٤ از ارتش کناره گیری کرد و به بخش غیرنظامی حزب رفت و در همان سال ، در کنگرة حزب بعث معاون دبیر کل ، و ملقب به رفیق صلاح جدید شد. وی اولین نظامی بعثی بود که به دایرة رهبری حزب راه یافت (مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥). دولتِ امینْ حافظ سیاست سوسیالیستی و ملی کردن صنایع (شامل کارخانه ها و مؤسسات ) و اصلاحات ارضی را در پیش گرفت و از حمایت صلاح جدید برخوردار بود. صلاح جدید با داشتن افکار مارکسیستی افراطی ، رهبری جنبش ملی کردن بخشهای گسترده ای را ــ که حتی شامل شرکتهای شخصی و کارگاههای صنعتی می شد ــ برعهده داشت (امامی ، ص ٦٧؛ مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥).
در ١٣٤٣ ش / آوریل ١٩٦٤، عملکرد دولت بعثی سبب اعتراض بازرگانان و صاحبان صنایع کوچک و اخوان المسلمین سوریه شد که با خشونت تمام سرکوب گردید. شهر حَماة ، محل قیام اخوان المسلمین ، و حتی مساجد آن به دستور صلاح جدید بمباران شد. صلاح جدید برای سیطرة بیشتر بر حزب بعث ، زکی الارسوزی را، که علوی بود، به جای میشل عفلق دبیرکل حزب نمود و عفلق و بیطار را در کنگرة ١٣٤٣ش /١٩٦٤ از حزب اخراج کرد. وی ، با اهمیت دادن به علویها، سبب شد که از سیزده عضو کمیتة مرکزی ، فقط پنج نفر از اهل سنّت باقی بمانند (مرکز الشرق العربی ، ٢٠٠٥؛ رودنسون ، ص ١٣٦). در نتیجه ، از ١٣٤٤ش / ١٩٦٥ رقابت برای قدرت در حزب بعث شدت گرفت . افسران علوی و دروزی از صلاح جدید علوی و افسران سنّی از ژنرال امین حافظ سنّی حمایت می کردند، اما این رقابت با سیطرة صلاح جدید بر نیروی نظامی خاتمه یافت (ماعوز ، ص ٢٤ـ ٢٥). ژنرال امین حافظ نیز، با متهم کردن صلاح جدید به تقویت علویها در ارتش ، درصدد تضعیف جایگاه وی برآمد اما این کار به تضعیف بیشتر خودش انجامید (دام ، ص ٥٦ـ٥٧).
از سوی دیگر، اختلاف نظر در مورد اهداف راهبردی حزب بعث ، منجر به تشکیل دو گروه گردید: گروه اول ، سیاستمداران باتجربة بعثی بودند که رهبری آنان را میشل عفلق برعهده داشت و گروه دوم ، نیروهای جوان و تندرو چپگرا بودند که افسران جوان و تندرو حمایتشان می کردند ( تحول سیاسی در سوریه ، ص ١٦) و رهبری آنان را صلاح جدید برعهده داشت . این جوانان به سبب تحصیل در غرب ، به ویژه پاریس ، با اندیشه های مارکسیستی آشنا بودند و راه مبارزه با امپریالیسم را نفی سرمایه داری می دانستند و به ارزشها و عناصر فرهنگ اسلامی و عربی توجه چندانی نداشتند. آنان از بعثیهای قدیمی انتقاد می کردند که سوسیالیسم را به نفع ناسیونالیسم قربانی کرده اند و صلاح جدید نیز میشل عفلق را به محافظه کاری متهم می نمود (همان ، ص ١٠٥؛ رودنسون ، ص ١٣٧ـ ١٣٨).
در ٤ اسفند ١٣٤٤/ ٢٣ فوریة ١٩٦٦، جناح محافظه کار حزب بعث به رهبری ژنرال امین حافظ ، با کودتای نظامی سرنگون شد. رهبری این کودتا را سه تن از هواداران عقاید مارکسیستی ، یعنی صلاح جدید و یوسف زَعین و نورالدین اَتاسی ، برعهده داشتند. پس از کودتا، یوسف زعین نخست وزیر و نورالدین اتاسی رئیس جمهور شد و صلاح جدید در پشت صحنه ، با عنوان فرمانده منطقه ای حزب بعث ، شخص اول
سوریه گردید و سیاست ملی کردن اقتصاد ادامه یافت (فونتن ، ص ٩٨ـ٩٩؛ پتران ، ص ١٨٢ـ١٨٦؛ رودنسون ، ص ١٣٨؛ تحول سیاسی در سوریه ، همانجا). دولت تازه در سیاست خارجی خود نیز با بلوک شرق و کشورهای ضدامپریالیسم و پیشرو عرب ، مانند مصر و الجزایر و یمن ، که ضد امریکا بودند، رابطة خوبی برقرار کرد. مناسبات اقتصادی و پیوندهای دوستانه با کشورهای سوسیالیستی محکم تر و همکاریهای نظامی با مصر بیشتر شد ( رجوع کنید به امامی ، ص ٧٢). شوروی از این اقدامات دولت تازه راضی بود، زیرا تعداد مستشاران نظامی شوروی در دمشق افزایش یافت ، دو وزیر کمونیست به هیئت دولت راه یافتند و رابطة دولت تازه با اسرائیل نیز دوستانه نبود، به طوری که صلاح جدید در نطقهایش قاطعانه می گفت که راهی جز جنگ و پیروی از روش الجزایر و ویتنام وجود ندارد (فونتن ، ص ٩٨ـ١٠٠). از سوی دیگر، به کمک صلاح جدید افسران علوی ارتش ارتقا یافتند، افسران غیرعلوی نیز اغلب برکنار یا به کارهای اداری گماشته شدند که به اعتراض اهل سنّت انجامید ( تحول سیاسی در سوریه ، ص ١٣٣ـ١٣٤؛ مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥). بدین ترتیب ، در طول حاکمیت دولت جدید، اختلافها و رقابتهای شخصی ، رهیافتهای متفاوت در سیاست خارجی و در پیش گرفتن اقتصاد سوسیالیستی ، از عوامل مهم بروز کشمکش بین افسران بعثی بود.
بعد از کودتای اسفند ١٣٤٤/ فوریة ١٩٦٦، صلاح جدید و حافظ اسد * رقیب سیاسی یکدیگر شدند. حافظ اسد از ١٣٤٣ش / ١٩٦٤ فرماندهی نیروی هوایی و ریاست کمیتة نظامی حزب بعث را برعهده داشت و در کودتا نقش عمده ای ایفا کرد. اختلاف این دو، که بیشتر در زمینة سوسیالیسم و سیاستهای عربی ـ ملی بود، در ١٣٤٦ ش /١٩٦٧ پس از جنگ شش روزه ، به ویژه در پی از دست دادن بلندیهای جولان ، شدت یافت . صلاح جدید اولویت را به سیاستهای سوسیالیستی می داد؛ اما، حافظ اسد بر آن بود که سوریه نباید به شوروی وابسته باشد و بر سیاستهای ملی ـ عربی تأکید می کرد (دام ، ص ٦٢ـ٦٤). سرانجام در ١٣٤٧ ش / فوریة ١٩٦٩، اختلاف میان جناح نظامی به رهبری اسد و جناح غیرنظامی به رهبری صلاح جدید، در مورد بحران اردن ، معروف به سپتامبر سیاه * ، بیشتر شد. صلاح جدید و یوسف زعین خواستار حمایت ارتش سوریه از گروههای مبارز فلسطین در برابر ارتش اردن شدند ولی حافظ اسد، که از تحریک زودرس اسرائیل واهمه داشت ، در مقام فرمانده نیروی هوایی ، از نیروی زمینی سوریه حمایت نکرد؛ در نتیجه ، ارتش سوریه عقب نشینی نمود (پتران ، ص ٢٠٣ـ٢٠٤؛ جعفری ، ص ١٠٢ـ١٠٤؛ تحول سیاسی در سوریه ، ص ١٩).
با پایان یافتن بحران اردن ، صلاح جدید در ١٣٤٩ ش / نوامبر ١٩٧٠ در کنگرة دهم ، برای برکناری حافظ اسد تلاش کرد. حافظ اسد هم دستور داد تا ادارات و تشکیلات غیرنظامی حزب بعث را اشغال و صلاح جدید و نورالدین اتاسی را نیز دستگیر کنند و اقدامات خود را در عزل آنان «الحرکة التصحیحیة » (جنبش اصلاح گرانه ) نامید. وی به صلاح جدید پیشنهاد کرد که سفیر شود، اما با مخالفت شدید وی روبرو شد. سرانجام ، صلاح جدید به زندان معروفِ اَلْمِزّة منتقل گردید و در ٢٨ مرداد ١٣٧٢/ ١٩ اوت ١٩٩٣ در آنجا درگذشت (امامی ، ص ٨٠ ـ٨١؛ مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥).
صلاح جدید، برای دوری از بحث وجدل ، کم سخن می گفت ، آرامش و ثبات داشت و دچار انفعال نمی شد. بیشتر اقدامات وی در جهت منافع شخصی و مذهبی (علوی ) بود. تألیفات یا اندیشة حزبی و سیاسی نداشت و در تمام دوران حکومت خود با هیچ روزنامه نگاری مصاحبه نکرد و ازاین رو، به شخصیت بعثی ساکت معروف شد. در تمام دوران قدرتش از طریق رئیس جمهور، امین حافظ و نورالدین اتاسی ، عمل می کرد. صلاح جدید را معمار ایجاد فرقه گرایی مذهبی (مهندس الطائفیه ) در سوریه می دانند. ناظران سیاسی او را فردی هوشمند و درونگرا می دانند که بیشتر از حافظ اسد از حمایت عشیره ای علویان برخوردار بود و افسران نظامی و سیاستمداران سوری مقیم خارج از کشور، خود را ادامه دهندة راه او می دانند (مرکزالشرق العربی ، ٢٠٠٥).
منابع :
(١) محمدعلی امامی ، سیاست و حکومت در سوریه ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢) أمل میخائیل بشور، دراسة فی تاریخ سوریا السیاسی المعاصر ، ( بی جا ) : جروس برس ، ( بی تا. ) ؛
(٣) تحول سیاسی در سوریه ، گردآوری و ترجمة سعید برزین ، تهران : شرکت سهامی انتشار، ١٣٦٥ ش ؛
(٤) بشار جعفری ، السیاسة الخارجیة السوریة ، دمشق ١٩٨٧؛
(٥) آندره فونتن ، یک بستر و دو رویا: تاریخ تنش زدایی ( ١٩٨١ـ١٩٦١ )، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٦) مرکز الشرق العربی للدراسات الحضاریة و الاستراتیجیة . المملکة المتحدة . لندن ، ٦ اوت ٢٠٠٥؛
[Online(. Availabe: http:// www. asharqalarabi. org. uk/ center/rijal-salah- htm )٩ Aug. ٢٠٠٥(;
Nikolaos van Dam, The struggle for power in Syria: politics and society under Asad and the Ba ـ th Party , London ١٩٩٧;
Moshe Ma ـ oz, "The emergence of modern Syria", in Syria under Assad: domestic constraints and regional risks , ed. Moshe Ma ـ oz and Avner Yaniv, London ١٩٨٦;
Tabitha Petran, Syria: a modern history , London ١٩٧٨;
Maxime Rodinson, Israel and the Arabs , U.K.: Pelican Books, )n.d.].
/ شاهین بدوی و نعمت اللّه مظفرپور /