دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٥٩٨
تضعیف مکعب ، یکی از سه مسئلة هندسی مشهور در یونان باستان (دو مسئلة دیگر: تثلیث زاویه * ، تربیع دایره * )
و مسئله ای مهم در ریاضیات دورة اسلامی . موضوع این
مسئله ، ساختن مکعبی با حجم دو برابر مکعب مفروض
دیگر است که نخستین بار پیش از سال ٤٥٠ ق م مطرح
شد. بر اساس افسانه هایی این مسئله منشأ دینی دارد: ساختن محرابی با حجم دو برابر محراب مفروضِ دیگر چنانکه
شکل هر دو محراب یکسان (مثلاً هر دو مکعب ) باشد. تعبیر جبری این مسئله آن است که ریشة سومِ (کعب ) عدد ٢ (یعنی ٢ ¡ ٣ ) را به دست آوریم (کلاین ، ص ٧٦٤). بقراط (ح ٤٥٠ ق م ) این مسئله را به صورت درج دو واسطة تناسب میان دو مقدارِ (یا دو پاره خط ) معلوم a و b مطرح کرد: yb ax = xy = . ریاضی دانان یونانی پس از او مسئله را به این صورت حل کردند که اگر در این معادله ، a ٢ = b باشد، خواهیم داشت : ٣ a ٢ = ٣ x . اگر از دو طرف این معادله ، ریشة سوم بگیریم ، x ضلع
مکعبی است که حجم آن دو برابر حجم مکعب دیگر با ضلع
مفروض a است .
در قرن چهارم پیش از میلاد و پس از آن ، بسیاری از هندسه دانان یونانی ، حالتهای گوناگون واسطه های تناسب میان دو خط معلوم را بررسی کردند. در اینجا فهرستی از هندسه دانان و روشهای آنان برای حل این مسئله آمده است (برای جزئیات رجوع کنید به هیث ، ج ١، ص ٢٤٤ـ٢٧٠): ارخوطس تاراسی (نیمة نخست قرن چهارم پیش از میلاد) با تقاطع یک استوانه و مخروطی قائم و یک چنبره ، راه حلی ترسیمی برای مسئله عرضه کرد. در کتاب معرفة مساحة الاشکال بنوموسی (قرن سوم )، این راه حل به منلائوس / مانالاوس نسبت داده شده است (قربانی ، ص ١٥٠). منایخموس (ح ٣٥٠ ق م ) از تقاطع یک سهمی و یک هذلولی راه حل هندسی تازه ای برای مسئله به دست آورد. توضیح روش او با روابط جبری ساده است : اگر هذلولی با معادلة xy = ab یا yb ax = و سهمی با معادلة
bx = ٢ y را در نظر بگیریم ، معادلة نقطة تلاقی آنها عبارت است از: b y = y x = x a .
راه حلی بر پایة استفاده از مجموعة چند خط کش به افلاطون (٤٢٧ـ٣٤٧ ق م ) منسوب است که درست نیست ، زیرا افلاطون (در حل مسائل ) از به کارگیری چنین ابزارهایی متنفر بود. راه حل مکانیکی دیگری به اراتستن (قرن سوم پیش از میلاد)
منسوب است . دیوکلس (قرن اول پیش از میلاد) در یکی از کتابهای خود با عنوان > در بارة آیینه های سوزان < راه حلی
با استفاده از تقاطع دو سهمی مطرح کرد. معادله های این دو سهمی با نمادگذاری امروزی چنین است : ay = ٢ x و bx = ٢ y . او با استفاده از نوعی منحنی به نام «پیچک نما» راه حل جدیدی یافت . نیکومدس (قرن دوم پیش از میلاد) با استفاده از ترسیمهایی به نام «درج » ( رجوع کنید به تثلیث زاویه * ) راه حل دیگری مطرح کرد.
چندین هندسه دان ، از جمله آپولونیوس پرگایی (ح ٢٠٠ ق م )، مسئله را با تقاطع یک دایره و یک هذلولی حل کردند. ریاضی دانان دورة اسلامی این راه حل را کاملاً می شناخته اند.
اسپوروس و پاپوس (هر دو قرن سوم میلادی ) با استفاده از خط کشی متحرک به راه حل دیگری دست یافتند. بیشتر راه حلهای ریاضی دانان یونانی از طریق تفسیر ائوتوکیوس (در منابع اسلامی : اوطوقیوس ) بر بخش دوم کتاب ارشمیدس با عنوان > در بارة کره و استوانه < به عربی ترجمه شد. بعلاوه ، بعدها راه حلهایی از متنهای یونانی به لاتینی راه یافت . در سده های میانی ، بیشتر ریاضی دانان دورة اسلامی و لاتینی به راه حلهای موجود اکتفا می کردند و راه حل جدیدی ارائه نکردند. فقط مرجوع کنید بهتمن بن هود، حاکم اندلس ، با تلفیق روش منایخموس و روشی که به آپولونیوس نسبت داده می شود، راه حل ترسیمی جدیدی برای یافتن دو واسطة تناسب با استفاده از یک سهمی و یک دایره به دست آورد (هوخندایک ، ص ١٣ـ ٢٩). در رساله های جبری دورة اسلامی ، راه حلهای هندسی این مسئله تکرار شده است ؛
مثلاً در رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابلة خیام در بحث حل هندسی معادلة = c ٣ x این مطلب دیده می شود (خیام ، ص ٢٠٩ـ٢١٠). برای خیام و ریاضی دانان معاصر او و متأخران ، محاسبة مقدار تقریبی
( c ¡ ٣ ) از روش هندسی یافتن ریشة x در معادلة c = ٣ x ، که
تنها اهمیت نظری داشت ، جالبتر بود. به گفتة خیام ، ابن هیثم مسئلة یافتن چهار واسطة تناسب ١ x ... ٤ x میان دو پاره خط مفروض a و b را حل کرده بوده است (همان ، ص ٢٣٦). به
بیان جبری ، حل این مسئله هم ارز حل معادلة b ٤ = a ٥ ١ x است . خیام در رسالة فی البراهین (ص ٢٠٠) نیز می گوید که حل
عددی (تقریبی ) معادلة = c n x را در رسالة دیگری بیان کرده است . امروزه این اثر در دست نیست (قربانی ، ص ٣٣٤).
نر چند رسالة عربی در بارة تضعیف مکعب را به انگلیسی ترجمه کرده است ( رجوع کنید به ص ٢٥١ـ٣٧٢).
در قرن یازدهم / هفدهم ، ریاضی دانان اروپایی به حل
مسئله در حالت کلی علاقه مند شدند. رنه دکارت در کتاب > هندسه < (١٠٤٧/١٦٣٧) مسئله را به صورت درج n
واسطة تناسب میان دو پاره خط مفروض a و b مطرح کرد که عبارت بود از یافتن n پاره خط از ١ x تا n x ، بدین صورت :
b n = x n x ١ n- x ... = ٢ x ١ x = ١ ax (بوس ، ١٩٨١، ص ٣٠٩). دکارت حل این مسئله را با به کارگیری منحنیهای جبری و ترسیم آنها بررسی کرد. بدین ترتیب حالت عمومی موضوع به محاسبة ریشه های معادلات جبری (با استفاده از منحنیها) مربوط شد. در ١٢٥٣/١٨٣٧ وانتسل ، ریاضی دان اروپایی ، ثابت کرد که مسئله با خط کش و پرگار حل شدنی نیست .
منابع :
(١) عمربن ابراهیم خیام ، دانشنامة خیّامی : مجموعة رسائل علمی ، فلسفی و ادبی ، چاپ رحیم رضازاده ملک : رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابلة ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٢) ابوالقاسم قربانی ، زندگینامة ریاضیدانان دورة اسلامی : از سدة سوم تا سدة یازدهم هجری ، تهران ١٣٦٥ش ؛
(٣) Henk J.M. Bos, "Arguments on motivation in the riseand decline of a mathematical theory: the `construction of equations', ١٦٣٧-١٧٥٠", Archive for history of exact sciences , ٣٠ (١٩٨٤), ٣٣١-٣٨٠;
(٤) idem, "On the representation of curves in Descartes , gإomإtrie", Archive for history of exact sciences , ٢٤ (١٩٨١);
(٥) Thomas Heath, A history of Greek mathematics , New York ١٩٨١;
(٦) Jan P. Hogendijk, "Four constructions of two mean proportionals between two lines in the Book of Perfection ) Istikma ¦ l ) of al-Mu'taman", Journal for the history of Arabic science , ١٠ (١٩٩٢-١٩٩٤);
(٧) Morris Kline, Mathematical thought from ancient to modern times , New York ١٩٧٢;
(٨) Wilbur R. Knorr, Textual studies in ancient and medieval geometry , Boston ١٩٨٩.
/ یان . پ . هوخندایک /