دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٦٣
خَلّاد سِندى ، خَلّاد سِندى، راوى امامى قرن دوم. طوسى (١٤٢٠، ص ١٧٥؛ ١٤١٥، ص ١٩٩) لقبش را سندى ثبت كرده و در اسناد روايات نيز با همين عنوان ضبط شده است (براى نمونه رجوع کنید به كلينى، ج ٥، ص ٤٤٧، ج ٧، ص ٦٩؛ طوسى، ١٣٩٠، ج ٥، ص ٣٧٨). از اينرو، ظاهرآ ضبط آن به صورت سُدّى (رجوع کنید به نجاشى، ص ١٥٤؛ نيز رجوع کنید به ابنداوود حلّى، ص ٨٨؛ علامه حلّى، ص ١٧٤) و سرّى (اردبيلى، ج ١، ص ٢٩٦؛ مامقانى، ج ٢٥، ص ٣٥٢ـ٣٥٣؛ نيز رجوع کنید به طوسى، ١٣٩٠، ج ٩، ص ٣٨٧) تصحيف سندى است (رجوع کنید به اردبيلى، همانجا؛ شوشترى، ج ٤، ص ١٨٧؛ قس مامقانى، همانجا، كه سندى و سرى را تصحيف سدى دانسته است). همچنين او را با لقب بزاز خواندهاند (رجوع کنید به نجاشى؛ طوسى، ١٤١٥، همانجاها؛ قس مامقانى، همانجا، كه آن را تصحيف بزار شمرده است) كه احتمالا از شغل او يا خانوادهاش حكايت دارد. رجاليان متقدم او را كوفى دانستهاند (رجوع کنید به نجاشى؛ طوسى، ١٤١٥، همانجاها).
نجاشى (همانجا) احتمال مىدهد خلّاد سندى همان خلّادبن خلف مُقرى، دايى ابوسمينه محمدبن على صيرفى، باشد. در حالى كه همو (ص ٣٣٢) ذيل عنوان ابوسمينه محمدبن على صيرفى، اين فرد را خلّادبن عيسى معرفى كرده است (نيز رجوع کنید به همان، ص ١٣٧، كه خلادبن عيسى را پسرعموى حكمبن حكيم صيرفى دانسته است؛ ابنغضائرى، ص ٩٤). بهبهانى (ص ١٣٣) اين دو قول را چنين جمع كرده كه نام پدر خلّاد، خلفبن عيسى بوده و در اولى با نام پدر (خلّادبن خلف) و در دومى با نام جد (خلّادبن عيسى) ياد شده است (نيز رجوع کنید به خويى، ١٤٠٣، ج ٧، ص ٦١). از سوى ديگر، طوسى (١٤٢٠، همانجا) از فردى با نام خلّادبن خالد مقرى ياد كرده، كه ظاهرآ همان خلّاد مقرى مذكور در رجال نجاشى و درنتيجه همان خلّاد سندى است (رجوع کنید به بهبهانى، ص ١٣٢؛ شوشترى، ج ٤، ص ١٨٥، ١٨٧، ١٩١؛ زنجانى، ص ٧٢٥ـ٧٢٦). در اين صورت، خلف تصحيفِ خالد و لقبش صيرفى (رجوع کنید به نجاشى، ص ٣٢٤؛ خلادبن عيسى صيرفى) خواهد بود (الاصول الستةعشر، مقدمه محمودى، ص ٦٦ـ٦٩؛ قس مامقانى، ج ٢٥، ص ٣٤٨ـ٣٤٩، كه اختلاف خالد و خلف را دليل عدم اتحاد اين دو دانسته است؛ نيز رجوع کنید به طريحى، ص ٦٥؛ كاظمى، ص ٥٦؛ موحد ابطحى، ج ٥، ص ٤١٤). مؤيد اين احتمال را مىتوان در كتابهاى طبقات قرّاء يافت كه از خلّادبن خالد صيرفى بهعنوان راوى قرائت حمزةبن حبيب* ــ از قاريان هفتگانه ــ ياد شده است (رجوع کنید به ذهبى، ١٤١٨، ج ١، ص ٢٤٨؛ ابنجزرى، ج ١، ص ٢٧٤؛ خويى، ١٣٩٥، ص ١٣٧ـ١٣٨؛ همچنين براى اختلاف در نام پدر وى رجوع کنید به ذهبى، همانجا، كه گفته با نام خلّادبن خلف يا خلّادبن عيسى نيز از او ياد شده است). گفته شده است او همنشين سُليمبن عيسى* از شاگردان خاص حمزةبن حبيب بود و قرائت قرآن را نزد وى آموخت (رجوع کنید به ذهبى، ١٤١٨، ج ١، ص ١٥٧، ٢٤٨؛ صفدى، ج ١٣، ص ٣٧٥؛ ابنجزرى، همانجا). ذهبى (١٤١٨، ج ١، ص ٢٤٩) از تسلط فوقالعاده وى بر قرائات قرآن حكايتى نقل كرده است (نيز رجوع کنید به ابنابىحاتِم، ج ٣، ص ٣٧٢).
نام خلّاد در شمار اصحاب و راويان امام صادق عليهالسلام آمده (رجوع کنید به نجاشى، ص ١٥٤؛ طوسى، ١٤١٥، همانجا) و او بىواسطه از آن حضرت روايت كرده است. در كتابهاى رجالى، توصيفى دالّ بر مدح يا ذم وى نيامده اما رجاليان متأخر نقل ابنابىعُمَير و صَفوان از او را دالّ بر وثاقت وى دانستهاند (براى نمونه رجوع کنید به بهبهانى، ص ١٣٢ـ١٣٣؛ مامقانى، ج ٢٥، ص ٣٤٨، ٣٥٥، ٣٦٦؛ قس خويى، ١٤٠٣، ج ٧، ص٦٠؛ براى نقد توثيق عام مشايخ صفوان و ابنابىعمير رجوع کنید به كلباسى، ج ٣، ص٤٤٠؛ خويى، ١٤٠٣، ج ١، ص ٦٣ـ٦٩). ابنابىحاتِم رازى از رجاليان اهلسنّت نيز او را صدوق دانسته است (رجوع کنید به ج ٣، ص ٣٦٨).
خلّاد كتابى داشته كه برخى از جمله ابنابىعمير و صفوان از آن روايت كردهاند (رجوع کنید به نجاشى؛ طوسى، ١٤٢٠، همانجاها؛ نيز رجوع کنید بهمدرسى طباطبائى، ج ١، ص ٣١٤). احتمال دارد كه اين همان كتاب مختصرى باشد كه هشت روايت دارد و راوى آن ابنابىعمير است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ٢، ص ١٤٩). چهار روايت آن در ديگر كتابهاى حديثى شيعه نيز آمده است (رجوع کنید به كلينى، ج ٢، ص ١١١، ج ٤، ص ٢٣٣ـ٢٣٤، ج ٥، ص ٤٤٧، ج ٧، ص ١٦٩؛ ابنبابويه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ٢٣؛ همو، ١٤١٤، ج ٢، ص ٢٥٩؛ طوسى، ١٣٩٠، ج ٥، ص ٣٧٨، ج ٩، ص ٣٨٧). اين كتاب به همراه چند اصل ديگر در كتاب الاصولالستة عشر (قم ١٣٦٣ش) منتشر شده است (براى تفصيل بيشتر رجوع کنید به كولبرگ، ص ١٥٥). موضوع روايات اين كتاب، بهجز دو روايت در فضل على عليهالسلام و شيعيان او (رجوع کنید بهالاصول الستة عشر، ص ٣١٤ـ٣١٥؛ نيز براى روايتى مشابه درباره مودت اهل بيت از خلّاد رجوع کنید به برقى، ج ١، ص ٦١) و مسائل فقهى است. يك نقل اضافى ديگر از خلّاد در مصادقة الاخوان ابنبابويه (ص ٣٦) آمده است كه در كتاب مذكور نيست.
در كتب رجالى شيعه از تاريخ وفات خلّاد ذكرى نيست، اما در منابع اهل سنّت درگذشت او را به سال ٢٢٠ در كوفه دانستهاند (رجوع کنید به بخارى، ج ٢، قسم ١، ص ١٨٩؛ ابنحِبّان، ج ٨، ص ٢٢٩؛ ذهبى، ١٤٢٤، ج ٥، ص ٣٠٩).
منابع :
(١)آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنابىحاتم، كتاب الجرح و التعديل، حيدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(٣) ابنبابويه، كتاب الخصال، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٤) همو، كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٤١٤؛
(٥) همو، مصادقة الاخوان، كاظميه ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٦) ابنجزرى، غاية النهاية فى طبقات القرّاء، چاپ برگشترسر، قاهره [.بىتا]؛
(٧) ابنحِبّان، كتاب الثقات، حيدرآباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(٨) ابنداوود حلّى، كتاب الرجال، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ١٣٩٢/١٩٧٢، چاپ افست قم [.بىتا]؛
(٩) ابنغضائرى، الرجال لابن الغضائرى، چاپ محمدرضا حسينى جلالى، قم ١٤٢٢؛
(١٠) محمدبن على اردبيلى، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) الاصول الستة عشر من الاصول الاولية: مجموعة من كتب الرواية الاولية فى عصر الائمة المعصومين عليهالسلام، چاپ ضياءالدين محمودى، قم ١٣٨١ش؛
(١٢) محمدبن اسماعيل بخارى، كتاب التاريخ الكبير، دياربكر: المكتبة الاسلامية، [.بىتا]؛
(١٣) احمدبن محمد برقى، كتاب المحاسن، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران ١٣٣٠ش؛
(١٤) محمدباقربن محمداكمل بهبهانى، تعليقاتعلى منهج المقال، در محمدبن على استرآبادى، منهجالمقالفى تحقيق احوال الرجال المعروف بالرجال الكبير، چاپ سنگى ]تهران [١٣٠٧؛
(١٥) ابوالقاسم خويى، البيان فى تفسير القرآن، بيروت ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(١٦) همو، معجم رجال الحديث، بيروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣، چاپ افست قم [.بىتا]؛
(١٧) محمدبن احمد ذهبى، تاريخالاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٨) همو، طبقاتالقرّاء، چاپ احمدخان، رياض ١٤١٨/ ١٩٩٧؛
(١٩) موسىبن عبداللّه زنجانى، كتاب الجامع فى الرجال، ]قم [١٣٩٤؛
(٢٠) شوشترى؛
(٢١) صفدى؛
(٢٢) فخرالدينبن محمد طريحى، جامع المقالفيما يتعلق باحوال الحديث و الرجال، چاپ محمدكاظم طريحى، تهران ?] ١٣٧٤[؛
(٢٣) محمدبن حسن طوسى، تهذيبالاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، تهران ١٣٩٠؛
(٢٤) همو، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٥؛
(٢٥) همو، فهرست كتب الشيعة واصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(٢٦) حسنبن يوسف علامه حلّى، ايضاحالاشتباه، چاپ محمد حسون، قم ١٤١٥؛
(٢٧) محمدامينبن محمدعلى كاظمى، هدايةالمحدثين الى طريقة المحمدين، چاپ مهدى رجايى، قم ١٤٠٥؛
(٢٨) محمدبن محمدابراهيم كلباسى، الرسائل الرجالية، چاپ محمدحسين درايتى، قم ١٣٨٠ـ١٣٨١ش؛
(٢٩) كلينى؛
(٣٠) عبداللّه مامقانى، تنقيحالمقال فى علم الرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ؛
(٣١) محمدبن على موحد ابطحى، تهذيبالمقال فى تنقيحكتاب الرجال للشيخ الجليل ابىالعباس احمدبن على النجاشى، ج ٥، قم ١٤١٧؛
(٣٢) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفىالشيعة المشتهرب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(٣٣) Etan Kohlberg, "Al-usul al-arbaumi'a", Jerusalem studies in Arabic and Islam, no.١٠ (١٩٨٧).
(٣٤) Hossein ModarressiTabataba'i, Tradition and survival: a bibliographical survey of early shiite literature, vol.١, Oxford ٢٠٠٣.
/ سيدعلى آقايى /