دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٢٦
بِلِّفیقی (بَلْفیقی ) ، ابوالبرکات ، محمدبن محمدبن ابراهیم سُلَمی ، فقیه مالکی ، قاضی و از مشاهیر حدیث و ادب و تصوّف اندلس در قرن هشتم هجری . وی ، که به ابن الحاج نیز شهرت دارد، در ٦٨٠ در خاندانی پرسابقه در علم و دیانت ، در بلفیق ، از توابع المریة اندلس ، متولد شد (ابن جزری ، ج ٢، ص ٢٣٥؛ ابن خطیب ، ١٣٩٣ـ ١٣٩٧، ج ٢، ص ١٤٤؛ ابن فرحون ، ج ٢، ص ٢٦٩). نسل او را به حارثة بن عباس بن مِرداس ، صحابی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از قبیلة بنی سُلیم ، نسبت می دهند (فرّوخ ، ج ٦، ص ٤٩٨؛ ابن قاضی ، ١٩٧٣، ج ١، ص ٢٩٢؛ ابن فرحون ، همانجا؛ مقری ، ١٩٣٩ـ١٩٤٢، ج ١، ص ٤١). جدّ او ابراهیم ، در اندلس و مغرب مشهور به ابن الحاج ، از اولیا و مشایخ صوفیه و صاحب کرامت و قبرش زیارتگاه مردم بود (مقری ، ١٣٨٨، ج ٥، ص ٤٧١، ٤٧٤؛ ابن خطیب ، ١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ٢، ص ١٤٣؛ مراکشی ، ج ٣، ص ٣٢٥ـ٣٢٦؛ ژیبرت ، ص ٣٨٣، ٣٨٥).
بلفیقی تعلیم را در المریه (ابن حجر عسقلانی ، ج ٤، ص ١٥٥؛ ابن فرحون ، ج ٢، ص ٢٧٠)، و سپس اشبیلیه (فرّوخ ، همانجا) آغاز کرد و سپس به مغرب رفت و در بجایه * محضر ابوعبدالله محمدبن غریون و ابوعلی منصوربن احمدبن عبدالحق مِشدالی را درک کرد (ابن جزری ، همانجا؛ نباهی ، ص ٢٠٣)؛ آنگاه به مراکش و سپس به سبته رفت (فرّوخ ، همانجا) و پس از آن دوباره به اندلس بازگشت . بلفیقی در دوران زندگی منصب قضا را ابتدا در شهرهای شلش (٧١٠)، مربله و اسطبونه به عهده گرفت (نباهی ، ص ٢٠٤؛ ابن قاضی ،١٩٧٣، همانجا)، آنگاه در مالقه ساکن شد و از قاضی ابوعبدالله طَنجالی بهرة فراوان برد (نباهی ، ص ٢٠٣). او بتدریج در تعلیم ، قضا، خطابه ، زهد و خدمت به مردم (نباهی ، همانجا؛ ابن خطیب ، ١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ٢، ص ١٤٤ـ ١٤٥؛ فرّوخ ، همانجا؛ ابن قرحون ، همانجا؛ ابن حجرعسقلانی ، ج ٤، ص ١٥٦؛ ابن خلدون ، ١٩٨٩، ج ٢، ص ٥٣٨ ـ ٥٣٩) شهرت یافت . وی از جمله زهّادی بود که کرامات افسانه آمیز صوفیان را انکار می کرد (فرّوخ ، همانجا). مدتی در مسجد جامع المریه منصب تعلیم و چندی نیز منصب قضای بَرْجه ، دَلاّ یه ، بِنِیول و فِنْیانه را داشت (ابن خطیب ، ١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ٢، ص ١٤٥) و در ٧٣٥ پس از درگذشت ابوعمروبن منظور، به جای او امر قضا و خطابة مالقه را عهده دار شد (ابن حجرعسقلانی ، همانجا؛ نباهی ، ص ٢٠٤). سپس همین منصب را در ٧٤٧ در المریه و غرناطه (مراکشی ، ج ٣، ص ٣٢٧؛ ابن خطیب ، ١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ٢، ص ١٤٦ـ١٤٧؛ زرکلی ، ج ٧، ص ٣٩) به عهده گرفت . در ٧٦٠ بعد از وفات شیخ ابوالقاسم جانح ، قضاوت سبته (ابن خطیب ، ١٤٠٠، ص ١١٦) و سپس غرناطه و در همین اثنا منصب مهم سفارت بین ملوک اندلس و مغرب را عهده دار شد. او به پذیرش مسئولیتهای مختلف و مسافرت زیاد معروف بود (نباهی ، همانجا؛ فرّوخ ، همانجا).
بلفیقی در اواخر عمر از تمام مناصب ، جز سمت قضا و خطابة المریه ، کناره گرفت و سرانجام در ٧٧٣ در همانجا وفات یافت (فرّوخ ، همانجا؛ نباهی ، ص ٢٠٤ـ ٢٠٥). تاریخ فوتش را به اختلاف ٧٧٠ (ابن جزری ، ج ٢، ص ٢٣٦) و ٧٧١ (کتانی ، ج ١، ص ١٥٣؛ وزیر، ج ٢، ص ١٧٨؛ مقری ، ١٣٨٨، ج ٥، ص ٤٨٧) و ٧٧٤ (ابن حجرعسقلانی ، ج ٤، ص ١٥٧) آورده اند. مشایخ و اساتید بلفیقی در علوم مختلف متعددند که جز آنچه یاد شد می توان از عمویش ابوالقاسم بن ابراهیم ، ابوعبدالله جَحْدری شاعر، ابوعبدالله بن رُشید محدّث ، ابوعبدالله بن رافع ، ابوزید جزولی ، ابوعبدالله بن فخّار نحوی و ابن بنّای ریاضیدان مراکشی نام برد (مخلوف ، ص ٢٢٩؛ ابن حجرعسقلانی ، ج ٤، ص ١٥٥؛ ابن فرحون ، ج ٢، ص ٢٧١؛ ابن قاضی ، ١٩٧٣، ج ١، ص ٢٩٢؛ مقری ، ١٩٣٩ـ١٩٤٢، ج ٢، ص ٣٥٦؛ ابن جزری ، ج ٢، ص ٢٣٥ـ ٢٣٦؛ ژیبرت ، ص ٤٠١ـ٤٠٤).
بلفیقی شاگردان نام آوری داشت که برخی از آنها عبارت اند از: ابن خلدون مورّخ نامدار که در مقدمة تاریخ خود (ج ٢، ص ٧٥٤)، بلفیقی را آگاه از زبان عرب و دارای قریحة شعر خوانده و در تاریخ خود (ج ٧، ص ٥٣٥ـ٥٣٦) او را از بزرگترین محدّثان و ادیبان و سخنوران ذکر کرده است ؛ ابن خطیب ، مورّخ ، طبیب و ادیب معروف ، که او را به احترام تمام یاد کرده و شیخ و استاد خود نامیده است (١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ٤، ص ٤٥٨؛ همو، ١٩٦٣، ص ١٢٧ـ ١٢٨)؛ ابوزکریا سرّاج محدّث اندلسی (مراکشی ، ج ٣، ص ٣٤٨؛ کتانی ، همانجا)؛ اسماعیل بن هانی مالکی قاضی دمشق ؛ محمدبن محمد انصاری نحوی و ابوعبدالله یری (ابن جزری ، ج ٢، ص ٢٣٥).
بلفیقی علاوه بر قضا و خطابه و قرائت ، در علوم گوناگونی همچون حدیث و رجال و اصول فقه و ادبیات و منطق نیز سرآمد بود (ابن فرحون ، ج ٢، ص ٢٧٠). تألیفات نفیس و اشعار لطیفی از او به جا مانده و تواناییش در شعر در دیوان بزرگش به نام العَذب والاُجاج مشهور است (نباهی ، ص ٢٠٤؛ برای نمونة شعر و تفسیر و شرح حدیث او رجوع کنید به مقری ، ١٣٨٨، ج ٥، ص ٤٧٨ـ٤٨٧؛ ابن خطیب ، ١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ٢، ص ١٥٠،١٦٩؛ همو، ١٩٦٣، ص ١٢٨،١٣٤؛ فرّوخ ، ج ٦، ص ٤٩٩، ٥٠٣؛ ابن قاضی ، ١٩٧٣، ج ١، ص ٢٩١ـ٢٩٥؛ همو، ١٣٩٠، ج ١، ص ٤٧ـ٤٩). از دیگر آثار او گزارش کوتاه زندگی ابن بطوطه سیّاح معروف است که بلفیقی نیز در غرناطه با وی ملاقات کرده است . این گزارش را ابن خطیب در الاحاطه (ج ٣، ص ٢٧٣) آورده است .
آثار بلفیقی که اغلب ناتمام مانده ، در سیره و تراجم و تاریخ است . (برای آشنایی با آثاربلفیقی رجوع کنید به ابن فرحون ، ج ٢، ص ٢٧١ـ ٢٧٢؛ بغدادی ، ج ٦، ستون ١٦٥؛زرکلی ، همانجا؛ همچنین مقالة جامع ژیبرت در مجلة اندلس ، ج ٢٨، ص ٣٨١ـ ٤٢٤، که دربارة شخصیت ادبی و تاریخی او بویژه آثار ادبیش نگاشته شده است ).
منابع :
(١) ابن جزری ، غایة النهایة فی طبقات القُرّاء ، چاپ برگشترسر، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن حجر عسقلانی ، الدرر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٣) ابن خطیب ، الاحاطة فی اخبار غرناطة ، چاپ محمد عبدالله عنان ، قاهره ١٣٩٣ـ١٣٩٧/١٩٧٣ـ١٩٧٧؛
(٤) همو، الکتیبة الکامنة فی من لقیناه بالاندلس من شعراء المائة الثامنة ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٦٣؛
(٥) همو، اللمحة البدریّة فی الدولة النصریّة ، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون المُسمّی
(٦) دیوان المبتدا والخبر فی تاریخ العرب والبربر ومن عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر ، چاپ خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٧) همو، المقدّمة ، تونس ١٩٨٩؛
(٨) ابن فرحون ، الدیباج المذهب فی معرفة اعیان علماء المذهب ، چاپ محمد احمدی ابوالنور، قاهره ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(٩) ابن قاضی ، جذوة الاقتباس فی ذکر من حلّ من الاعلام مدینة فاس ، ج ١، رباط ١٩٧٣؛
(١٠) همو، درّة الحجال فی أسماء الرجال (ذیل وفیات الاعیان )، چاپ محمد احمدی ابوالنور، ج ١، قاهره ١٣٩٠/١٩٧٠؛
(١١) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ٢، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٦، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٢) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٠؛
(١٣) عمر فرّوخ ، تاریخ الادب العربی ، ج ٦، بیروت ١٩٨٣؛
(١٤) محمد عبدالحی بن عبدالکبیر کتانی ، فهرس الفهارس والاثبات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢، محمدبن محمد مخلوف ، شجرة النور الزکیّة فی طبقات المالکیة ، بیروت ١٣٥٠؛
(١٥) عباس بن ابراهیم مراکشی ، الاعلام بمن حلّ مراکش و اغمات من الاعلام ، ج ٣، فاس ١٣٥٥/١٩٣٧؛
(١٦) احمدبن محمد مقری ، ازهار الریاض فی اخبار عیاض ، چاپ مصطفی سقّا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، قاهره ١٩٣٩ـ ١٩٤٢؛
(١٧) همو، نفح الطیب ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٣٨٨/ ١٩٦٨؛
(١٨) علی بن عبدالله نباهی ، تاریخ قضاة الاندلس ، او، المَرقَبة العُلیا فیمن یستحقُّ القضاء والفُتیا ، چاپ مریم قاسم طویل ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(١٩) محمدبن محمد وزیر، الحُلل السُّندسیّة فی الاخبار التونسیّة ، محمد حبیب هیله ، بیروت ١٩٨٥؛
(٢٠) Soledad Gibert, " A bu-l-Baraka ¦ t A l-Balafiqi Qa ¦ d ¤ i, historiador y poeta", A l-Andalus , XXVIII (١٩٦٣).
/ محمد دشتی /