دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٧٧
ثَمینی ، عبدالعزیزبن ابراهیم ، ملقب به ضیاءالدین و معروف به مُصْعَبی ، فقیه و متکلم معروف اِباضی قرن دوازدهم و سیزدهم . نسبِ وی به ابوحفص عمر هِنْتاتی ، از قبیلة بزرگ هِنتاته و جد خاندان حفصیان ، می رسد (ثمینی ، ١٤٠٥، ج ١، مقدمه ، ص ٦؛ نُوَیْهِض ، ص ٩٣).
وی در ١١٣٠ در یَسْقِن یا یَسْجِن / یَزْقِن ، از توابع میزاب / مِزاب ، در جنوب الجزایر متولد شد. در همانجا به حفظ قرآن و فراگیری صرف و نحو پرداخت . سپس همراه پدرش به منطقة وَرْجَلان (وَرْقَلَه ) کوچ کرد. در جوانی به تجارت مشغول شد و پس از مرگِ پدرش ، ادارة اموال او را در یسقن و ورجلان بر عهده
گرفت . در حدود ١١٦٠، با ورود ابوزکریا یحیی بن صالح افضلی (فقیه و آغازگر جنبش اصلاحی در میزاب ، متوفی ١٢٠٢) به یسقن ، ثمینی بی وقفه علوم دینی را از او آموخت (نویهض ، همانجا؛ معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٥٥؛ سعداللّه قماری ، ج ٢، ص ٧٤). ذکاوت و طبع شاعری ثمینی ، که زندگی در صحرا و حشر و نشر با بادیه نشینان عرب و تأثیرپذیری از فصاحت آنان و نیز مطالعات ادبی بسیار آن را تقویت کرد، موجب پیشرفت و دستیابی او به مدارج عالی علمی شد، به طوری که استادش او را به سبب فصاحت و بلاغت و توانایی اش در ارائة مطالب علمی با نثر روان ، به «العربی السَلیقَة » ملقب نمود و از وی خواست تا آموخته هایش را بنویسد. ثمینی در پاسخ به این درخواست ، به تألیف پرداخت و بعضی از آثارش را به استادش عرضه کرد (ثمینی ، ١٤٠٥، ج ١، مقدمه ، ص ٧).
ثمینی به تدریس و تعلیم نیز پرداخت . از مهم ترین شاگردان او بودند: ابراهیم بن یوسف اَطَّفَیِّش (متوفی ١٣٠٣)، حَمُّوبن باحمد بکلِّی (باکلی )، بالحاج بن کاسی بن امحمد قراری معروف به شیخ بالحاج (متوفی ١٢٤٣)، حمُّو والحاج یسقنی / یَزقِنی ، ابویعقوب یوسف بن حمُّوبن عَدُّون (متوفی ١٢٥٢)، خواهرزادة ثمینی ابراهیم بن بیحْمان (متوفی ١٢٣٢)، و دختر ثمینی حاجة ( رجوع کنید بهمعجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ١٣، ٣٦، ٧٥، ٨٠، ١١٨، ١٢٥، ١٢٩، ٢١٠، ٣٠٩، ٣٧٩، ٤٨٦).
ثمینی از مشاهدة جهل مردم و رواج بدعتها و عادات نادرست در میان آنها بسیار رنج می برد (ثمینی ، ١٤٠٥، ج ١، مقدمه ، ص ٦). همفکریِ استادش ، یحیی بن صالح ، با وی در مورد لزوم اصلاح امور، همراه با استقامت و شکیبایی و آرامش و ذکاوت ثمینی ، موجب پیدایش جنبشی اصلاح گرا در میزاب و ورجلان شد و پس از او شاگردانش کار او را ادامه دادند. وی در این راه متحمل رنج فراوان شد ( رجوع کنید به سعداللّه قماری ، همانجا؛ معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٥٥) و به حل و فصل منازعات و آشوبهای اجتماعی می پرداخت (برای نمونه رجوع کنید به معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٩٠).
ثمینی در ١٢٠١ به امامت مسجد بنی یسجن و ریاست مجلس اعلای عمّی سعید در میزاب رسید. این مجلس با داشتن قدرت افتا و اجرا، عالی ترین مقام رسیدگی به مشکلات و مسائل جامعة اباضی بود. در همین سال ریاست «هیئت عَزّابة » (شورایی مرکّب از اعیان محل که در بارة همة امور اباضیان تصمیم گیری می کرد رجوع کنید به مُعمَّر، حلقة ١، ص ٩٧) هم به او واگذار شد ( رجوع کنید بهثمینی ، ١٤٠٥، ج ١، مقدمه ، ص ٧؛ معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٥٥). ثمینی که به پرهیزگاری نیز وصف شده ( رجوع کنید بهثمینی ، ١٤٠٧، ج ١، مقدمة سالم حارثی ، ص ٩؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «عبدالعزیزبن الحاج ابراهیم »)، در ١٢٢٣ در یسقن از دنیا رفت (جیلالی ، ج ٣، ص ٥٨٢).
هر چند شماری از آثار ثمینی شرح یا تلخیص کتب دیگر است ، وی کوشیده تا با گزینش موضوعات مناسب در آثار خود، برای رفع برخی از مشکلات و مسائل جامعه راه حلهایی عملی ارائه دهد. دیدگاههای کلامی و فقهی او، بر خلاف برخی از معاصرانش ، کمتر تحت تأثیر گرایشهای عرفانی و ذوقی بوده و بیشتر بر پایه های علمی استوار است ( رجوع کنید به سعداللّه قماری ، ج ٢، ص ٧٥). همچنین آشنایی وی با مسائل تجارت موجب شد که آرای فقهی او بتواند پاسخگوی نیازهای عملی و واقعی مردم باشد ( رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ٧٤).
مهم ترین کتاب ثمینی ، النیل ، در بارة عبادات و معاملات است . وی کتابش را النیل نامید، به این امید که خداوند آن را همچون رود نیل پر فایده گرداند. از مقدمة کتاب معلوم می شود که هدف ثمینی از تألیف آن ، گردآوری مجموعه ای موجز و قابل فهم از فتاوای عالمان مشهور اباضی برای معاصران خود بوده است . ناشران کتاب آن را النیل و شفاءالعلیل نامیدند. النیل ٢٢ کتاب فقهی دارد که در سه جزء گرد آمده اند و در پایان هر کتاب نیز بخشی با عنوان خاتمه آمده است . گفته اند ثمینی النیل را طی هجده سال نوشت و پس از اتمام ، آن را به استادش یحیی بن صالح عرضه نمود و استادش آن را تصحیح کرد. سپس ثمینی دوبار آن را تلخیص نمود و همین امر موجب ایجاز بیش از حد برخی قسمتهای کتاب شد. سبک و اسلوب نگارش النیل مشابه المختصر خلیل بن اسحاق مالکی (متوفی ٧٧٦) است ( رجوع کنید بهسعداللّه قماری ، ج ٢، ص ٧٥ـ٧٦؛ جیلالی ، ج ٣، ص ٥٨١).
النیل ، به رغم موجز بودن ، در فقه اباضی بسیار مورد توجه است ؛ ازاین رو، بسیاری از علمای اباضی بر آن شرح یا حاشیه نوشته یا آن را به نظم در آورده ( رجوع کنید به سعداللّه قماری ، ج ٢، ص ٧٦) و به تحقیق ( رجوع کنید به معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٥١)، تدریس ( رجوع کنید بههمان ، ج ٢، ص ٢٣٨) و حتی حفظ کردن آن (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ١٤٤) اهتمام داشته اند. النیل در زمان سلیمان بن محمد شمّاخی (عالم زاهد اباضی ؛ متوفی ١٢٣٤) به جَرْبَه در تونس رسید و قاسم ، فرزند شمّاخی ، از آن نسخه برداری کرد و به همگان شناساند (همان ، ج ٢، ص ٢١٢). النیل اولین بار در ١٣٠٥ در مصر چاپ شد ( رجوع کنید به جیلالی ، همانجا).
از مهم ترین شروح این کتاب ، شرح مفصّل محمدبن یوسف اَطَّفَیِّش ، مشهور به قطب الائمة (متوفی ١٣٣٢)، است . به گفتة محمد(بن ) علی دبُّوز، اطَفیّش هنگامی که مطّلع شد فرانسویها بر آن اند که به چاپ مجلة الاحکام الاسلامیة و کتابی در تدوین فقه اسلامی بپردازند، به شرح النیل اقدام کرد، ولی با توجه به حجم زیاد شرح و طولانی بودن زمان تألیف ، نمی توان نظر وی را پذیرفت . در واقع ، اطّفیّش با این هدف که النیل برای همگان قابل استفاده باشد، به شرح و توضیح عبارات آن اقدام کرد. این شرح ، آرای مذاهب اسلامی را در بر دارد و به بررسی تطبیقی اقوال مختلف پرداخته است (سعداللّه قماری ، ج ٧، ص ٨٦ ـ٨٧).
شرح اطّفیّش که در حدود ١٣٠٠/١٨٨٣ به پایان رسید، درزمان اشغال الجزایر در محاکم استیناف فرانسوی مورد استناد بود. همچنین از ١٣٠٣/١٨٨٦ رسماً در محاکم اباضیه در الجزایر مورد استناد قضات قرار گرفت . این شرح ، که در آشنا شدن جهان اسلام با فقه اباضی تأثیر بسزایی داشت ، بارها در مصر و عمان و عربستان به چاپ رسیده و محمدبن شامس بطّاشی (متوفی ١٣٣١) آن را با نام سلاسل الذهب فی الاصول و الفروع و الادب به نظم در آورده است . از شروح دیگر النیل ، شرح قاسم بن سلیمان شماخی (متوفی ١٢٦٥) و شرح ابراهیم بن عمر بیّوض (متوفی ١٤٠١) است (برای این شرحها و شروح دیگر رجوع کنید بهمعجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٠، ١٩٨، ٣٤٢، ٣٧٢، ٣٩٩؛ سعداللّه قماری ، ج ٧، ص ٧٨، ٨٦ ـ ٨٨). ارنست زایس ، بخشهایی از النیل را به زبان فرانسه ترجمه کرد ( معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٥٥).
دیگر آثار فقهی ثمینی عبارت اند از: ١) التکمیل لما اَخَلَّ بِهِ کتابُالنیل ، در بارة احکام زمین که خلاصه شدة اصول الارضین فی الفن المعماری اثر ابوالعباس احمدبن محمد (متوفی ٥٠٤) و در واقع ، مکمل النیل و شفاءالعلیل است . این کتاب را نوادة ثمینی ، محمدبن صالح ، با شرح حال مفصّلی از جدش چاپ کرده و ابراهیم بن ابی بکر حفّار (متوفی ١٣٧٣) بر آن حاشیه نوشته است ؛ ٢) الوردالبسام فی ریاض الاحکام در موضوع احکام و معاملات که تتمة النیل و شفاءالعلیل است . این کتاب به چاپ رسیده و اغبری عمانی آن را به نظم کشیده است ؛ ٣) التاج فی حقوق الازواج ، در بارة حقوق و تکالیف زوجین ؛ ٤) التاج علی المنهاج یا تاج المنظوم من دُرَر المنهاج المعلوم ، که خلاصه شدة منهاج الطالبین و بلاغ الراغبین اثر خمیس عمانی است ؛ ٥) المصباح ، در بارة ارث ، که خلاصه شدة دو کتاب ابی مسألة و الالواح نوشتة ابوالعباس احمدبن محمد فَرَسْطائی (متوفی ٥٠٤) است ؛ ٦) تلخیص شرح الرائیة ابونصر فتح بن نوح ملوشائی در بارة نماز با نام الاسرار النورانیة ( رجوع کنید به ثمینی ، ١٤٠٥، ج ١، مقدمه ، ص ٨؛ همو، ١٤٠٧، ج ١، مقدمة سالم حارثی ، ص ٩؛ معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ١٠، ٢٥٥، ٣٨٣؛ سعداللّه قماری ، ج ٢، ص ٧٥، ٨٣).
دیگر آثار مهم ثمینی عبارت اند از: النور ، شرح النونیة ابونصر فتح بن نوح ملوشائی در علم کلام ؛ تلخیص حاشیة
مسند الربیع بن حبیب تألیف ابوستة محمدبن عمر قصبی (متوفی ١٠٨٨) در شرح احادیث نبوی ؛ تَعاظُم المَوْجَیْن شرحی بر مَرْجُالبَحْرَیْن اثرِ ابویعقوب یوسف بن ابراهیم ورجلانی (متوفی ٥٧٠) در بارة فلسفه و منطق و هندسه که ناتمام است ؛ معالم الدین در فلسفه و اصول دین که بخشهایی از آن را محمدبن یوسف اطّفیّش شرح کرده ؛ عِقْدُالجَواهِر مِنْ بَحْرِ الْقَناطِر که تلخیصِ قناطرالخیرات اسماعیل بن موسی جیطالی (متوفی ٧٥٠) است ؛ ارجوزة فی الفلک و منازل البروج ؛ و مجموعة مراسلات او با اهالی عمان در ١٢٠٥ ( رجوع کنید به معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٥٥، ٣٣٧، ٣٨٩، ٤٨٢؛ سعداللّه قماری ، ج ٢، ص ١٥٣؛ د. اسلام ، همانجا؛ در بارة اثری منسوب به ثمینی به نامِ الاحادیث الاربعین رجوع کنید به معجم اعلام الاباضیة ، ج ٢، ص ٢٥٧).
حاجّة ، دختر ثمینی ، از عالمان اباضی یسقن بود. تاریخ ولادت و وفات او معلوم نیست . وی نزد پدرش درس خواند و در یسقن الگوی تقوا و دانش به شمار می رفت . حاجة در مسائل فقهی ، به ویژه در مسائل خانواده ، نوعی مرجعیت علمی یافت (همان ، ج ٢، ص ١١٨).
محمدبن صالح ، نوادة ثمینی و از فعالان سیاسی تونس ، در ١٣١٤ به دنیا آمد. وی در یسقن نزد کسانی چون محمدبن یوسف اطّفیّش تحصیل کرد و در ١٣٣٥ به تونس رفت و به تحصیل و تدریس پرداخت . در حدود ١٣٤٣ به ریاست هیئت علمی میزاب در تونس رسید. وی عضو کمیتة اجرایی حزب دستور جدید در تونس ، نمایندة دولت موقت الجزایر در امریکا و مغرب ، رئیس جمعیت «الاستقامة » در شهر قالِمه (در شرق الجزایر) و رئیس کتابخانة «الاستقامة » در تونس بود. محمدبن صالح در ١٣٩٠ در تونس از دنیا رفت . او برخی از آثار جدش ، ثمینی ، را منتشر کرد. از وی مقالاتی با موضوعات تاریخی و اجتماعی بر جا مانده ، از جمله سلسله مقالاتی با عنوان حقائق عن وادی میزاب که در مجلة العرب به چاپ رسیده است ( رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ٣٨٣ـ٣٨٤).
ابراهیم بن بیحْمان ، خواهرزادة ثمینی ، ادیب و از فعالان سیاسی الجزایر بود. تاریخ ولادت او معلوم نیست . وی نزد ثمینی و یحیی بن صالح تلمذ کرد و از حامیان نهضت اسلامی الجزایر بود. بعضی از تألیفات او عبارت اند از: أَصْدافُالدُّرِّ و اَکْمامُ الزَّهرِ الموضوعة علی سورة العصر ، حاشیه ای بر تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل اثرِ عبداللّه بن عمر بیضاوی * (متوفی ٦٨٥)، شرح موازین القسط اثرِ ابومهدی عیسی بن اسماعیل ، تلخیص عقائدالوَهْبیة فی نکتة توحید خالق البریة و قصیده ای با نام البردة در مدح پیامبر اکرم ( رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ١٣ـ١٤).
منابع :
(١) عبدالعزیزبن ابراهیم ثمینی ، کتاب النیل و شفاءالعلیل ، و شرح کتاب النیل و شفاءالعلیل ، تألیف محمدبن یوسف أطفیش ، جده ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢) همو، کتاب معالم الدین ، عمان ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٣) عبدالرحمان جیلالی ، تاریخ الجزائر العام ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٩٩؛
(٥) ابوالقاسم سعداللّه قماری ، تاریخ الجزائر الثّقافی ، بیروت ١٩٩٨؛
(٦) معجم اعلام الاباضیة من القرن الاول الهجری الی العصر الحاضر: قسم المغرب الاسلامی ، تألیف محمدبن موسی باباعمی و دیگران ، چاپ محمدصالح ناصر، بیروت : دارالمغرب الاسلامی ، ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٧) علی یحیی معمر، الاباضیة فی موکب التاریخ ، قاهره ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(٨) عادل نُوَیْهِض ، معجم اعلام الجزائر من صدر الاسلام حتی منتصف القرن العشرین ، بیروت ١٩٧١؛
(٩) EI ٢ , s.v." ـ Abd A l- ـ Az ¦âz B . A l-Ha ¦ dj dj Ibra ¦h ¦âm A l-Tham ¦ân ¦â " (by A. de Motylinski and T. Lewicki).
/ علی محمد حکیمیان /