دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٨٤
بِدلیسی ، ادریس ، حکیم الدین ادریس بن مولانا حسام الدین علی بدلیسی ، مورخ عثمانی . احتمالاً کردنژاد بود. در دربار آق قوینلوها سمتِ «نشانجی » (مهردار سلطنتی ، طغرانویس ) یافت و در ٨٩٠ از جانب یعقوب بیگ به بایزید دوم (حک : ٨٨٦ ـ ٩١٨) تهنیت نامه ای نوشت که اعجاب و تحسین او را برانگیخت (هامر ـ پورگشتال ، ج ٢، ص ٢٩٠). چون قدرتِ شاه اسماعیل اول (حک : ٩٠٥ـ٩٣٠) را در فزونی دید، در ٩٠٧ به سرزمین عثمانی رفت . بایزید او را بگرمی پذیرفت و مأمورش کرد که تاریخ خاندان عثمانی را به فارسی بنویسد. اما از کتابش ، به بهانة آنکه در حق ایرانیان ، گذشت بیش از اندازه روا داشته بود، ایراد گرفتند و مبلغ معهود را به او نپرداختند. آنگاه اجازة سفر حج خواست ، اما با تقاضایش موافقت نشد تا پس از درگذشت صدراعظم ، خادم * علی پاشا (که ظاهراً بزرگترین دشمن او بود)، در ربیع الثانی ٩١٧ از مکه نامه ای به دربار عثمانی نوشت و تهدید کرد که اگر از او رفع ظلم نکنند، در دیباچه و خاتمة کتابِ تاریخش (که هنوز نوشته نشده بود) قدر ناشناسی آنان را آشکار خواهد کرد. سلطان سلیم اول (حک : ٩١٨ـ٩٢٧) اندکی پس از جلوس برتخت سلطنت از او دعوت کرد که به استانبول باز گردد. بدلیسی کتاب تاریخش را که به پایان برده بود به او تقدیم کرد. در نبرد چالدران (٩٢٠) در التزام سلطان سلیم بود و با استمالت از امرای سنّیِ کُرد و مجاب کردن آنان به هواخواهی و تبعیت از عثمانیان ، به این خاندان خدمت بسیار کرد. از فرمانی که سعدالدین (ج ٢، ص ٣٢٢) بدان استشهاد کرده است برمی آید که به بدلیسی اختیار تام دادند تا به سرزمینهای کردنشین نظم و سامان بخشد. در سفر مصر نیز همراه سلطان بود و گویا در آنجا با بدرفتاری عمّال عثمانی به ستیزه برخاست (هامر ـ پورگشتال ، ج ٢، ص ٥١٨). در ذیحجة ٩٢٦، اندکی پس از مرگ سلطان سلیم ، در استانبول درگذشت و در محلة ایوب در کنار مسجدی که همسرش زینب خاتون بنا کرده بود به خاک سپرده شد.
تاریخ بزرگ او، هشت بهشت (حاجی خلیفه ، ش ٢١٣١، ٢١٥٢، ١٤٤٠٦)، دربارة دوران حکومت هشت سلطان از عثمان تا بایزید دوم ، به شیوة بسیار متصنعانة منشیان ایرانی و به گفتة خودش به تقلید از سبک کتابهای تاریخ جوینی و وصّاف و معین الدین یزدی و شرف الدین یزدی نوشته شده است . با آنکه هم سعدالدین برای این تاریخ ارزش فراوان قایل بوده و اغلب به آن استناد کرده است (از جمله رجوع کنید به ج ١، ص ١٥٩) و هم هامرـ پورگشتال (رجوع کنید به ج ١، ص سی وچهار)، در روزگار آنان به چاپ و نشر نرسید. این کتاب که نگارش آن در ٩٠٨ آغاز شده بود، پس از ٣٠ ماه به پایان رسید. آخرین حادثة سیاسی که بتفصیل در آن شرح داده شده ، رفع محاصرة مِدِلْلی در ٩٠٧، و آخرین تاریخی که در آن آمده ٩١٢ است . خاتمة طولانی این تاریخ که تمامی به شعر و در مکه سروده شده (رجوع کنید به ریو، ج ١، ص ٢١٩) در وصف جنگ داخلی در پایان حکومت بایزید است و با «شکایتنامه »ای که در آن ادریس از تیره روزیهای خود سخن می گوید، پایان می گیرد.
پسرش ، ابوالفضل ، بر تاریخ او ذیلی نوشته که شامل حوادث دوران سلطنت سلیم اول است (رجوع کنید به بابینگر، ص ٩٥ به بعد). در ١١٤٦ شخصی به نام عبدالباقی سعدی ، به فرمان سلطان محمود اول (حک : ١١٤٣ـ ١١٦٨) هشت بهشت را به ترکی ترجمه کرد که چندان شایستة اعتماد نیست (رجوع کنید به شکری ، ص ١٣٨). تاریخ کمال پاشازاده * ، که بعضی آن را ترجمة هشت بهشت شمرده اند، به مثابة «نظیرة » این اثر ولی کتابی جداگانه و مستقل است .
بدلیسی ، سلیم نامه ای هم به نثر و نظم پرداخت که با مرگ او ناتمام ماند و بعدها ابوالفضل آن را منتشر کرد (این اثر با ذیل ابوالفضل کاملاً متفاوت است رجوع کنید به تاوئر ، ص ١٠٣). بدلیسی شاعر و خطّاط نیز بود (رجوع کنید به مستقیم زاده ، ص ١١٠) و در موضوعات مختلف رساله هایی نوشت ، از جمله : الاباء عن مواقع الوباء (حاجی خلیفه ، ش ٥٩٣٠، ٦٢١٨؛ بروکلمان ، ج ٢، ص ٣٠٢ و رجوع کنید به > ذیل < ، ج ٢، ص ٣٢٥)؛ دو ترجمة فارسی از چهل حدیث (حاجی خلیفه ، ش ٧٥٠٧ و رجوع کنید به قره خان ، ص ١١١ـ ١١٣)؛ شرحی بر فصوص الحکم (حاجی خلیفه ، ش ٩٠٧٣)؛ شرحی بر گلشن راز شبستری (همان ، ش ١٠٨٣٩)؛ شرحی با عنوان حق المبین بر حق الیقین شبستری ؛ شرحی بر خمریة ابن فارض (بروکلمان ، > ذیل < ، ج ١، ص ٤٦٤)؛ رسالة فی النفس (همان ، > ذیل < ، ج ٢، ص ٣٢٥)؛ حاشیه ای بر تفسیر بیضاوی (رجوع کنید به ریو، ج ١، ص ٢١٦)؛ ترجمة فارسی حیوة الحیوان دمیری (رجوع کنید به هامر ـ پورگشتال ، ج ٢، ص ٥١٨، و طاهربک ، ج ٣، ص ٨ به نسخه ای به خط خودِ او اشاره کرده است ). طاهربک (ج ٣، ص ٦ـ ٨) همچنین از پنج اثر دیگر او نام می برد که به احتمال قریب به یقین شخصاً آنها را دیده است .
منابع :
(١) شرف الدین بن شمس الدین بدلیسی ، شرفنامه ، چاپ ولیامینوف ـ زرنوف ، پطرزبورگ ١٨٦٠، ص ٣٤٢ به بعد، ترجمه فرانسوی F.B.Charmog ، ج ٢، کتاب اول ، ص ٢٠٨ به بعد (که در آن هشت بهشت ، شاید سهواً به جای سلیم نامه منظومه ای مشتمل بر ٨٠٠٠٠ بیت وصف شده است ، این اشتباه را C.Huart در مقالة « â ¦ s â ¦ Bidl » در د.اسلام ، چاپ اول ، « drرs Bitlisر I » در د.ا.ترک نیز تکرار کرده است )؛
(٢) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، چاپ فلوگل ؛
(٣) محمدبن حسن سعدالدین ، تاج التواریخ ؛
(٤) بروسه لی محمد طاهربک ، عثمانلی مؤلفلری ، استانبول ١٣٣٣ـ١٣٤٢؛
(٥) مستقیم زاده ، تحفة الخطاطین ، استانبول ١٩٢٨؛
(٦) F.Babinger, Die Geschichtsschreiber der Osmanen und ihre Werke, Leiden ١٩٢٧, ٤٥ff. (وارجاعاتی که در آن آمده است ) ;
(٧) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢;
(٨) Joseph V. Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣, é , ٤٣٢ff.
(٩) (برای فعالیتهای ادریس در کردستان ، که عمدتاً در ذیل ابوالفضل آمده است )؛
(١٠) A. Karahan, Islہm-Tدrk Edebiyat â nda K â rk Hadرs, Istanbul ١٩٥٤;
(١١) Charles Rieu, Catalogue of the Persian manuscripts in the British Museum, Oxford ١٩٦٦, I, ٢١٦ - ٢١٩;
C.A. Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey , London ١٩٢٧, é /٢, ٤١٢ - ٤١٦
(١٢) (جدیدترین و کاملترین بررسی نسخ خطی ) ؛
M. Sukru, Das Hest Bihist des Idris Bitl i ¦ s i ¦ ý, Der Islam , XIX (١٩٣١) ١٣١-١٥٧
(١٣) (بررسی نسخ خطی استانبول ، شامل دستنوشته هایی به تاریخ ٩١٩، و تحلیل مندرجات آنها تا مرگ اورخان )؛
(١٤) F.Tauer, Archiv Orientؤlnص , IV (١٩٣٢).
قطعه ای از ترجمة عبدالباقی را F.Babingr در
(١٥) Der Islam, XI (١٩٢١) , ٤٢ff.
و قطعاتی چند از متن فارسی را F. Giese در این منبع نقل کرده است :
(١٦) Die Verschiedenen Textrezensionen des ـ A ¦ ىiqpaىجde , Abh.
(١٧) Pr. AK. W. ١٩٣٦, Phil-Hist. K١. no. ٤.
برخی قطعات سلیم نامه در ترجمة H. Massإ در
Sإlim I er en Syrie, d'aprةs le Sإlim-namة, in Mإlanges Syriens offerts ب M. Renإ Dussaud , Paris ١٩٣٩, II, ٧٧٩-٧٨٢
آمده است . در بایگانی اسناد طوپقاپوسرای ، نامه ای از بدلیسی که در آن برای رفتن به زیارت خانة خدا اجازه می خواهد ( E ٣١٥٦ ) و نامه ای که از مکه فرستـاده است ( E٥٦٧٥ ) همراه با خلاصه ای بــه زبان ترکــی توسـط F.R. Unat در ., VII [١٩٤٣], ١٩٨ Bell چاپ شده است . نامه ای از بدلیسی به سلیمان اول و مُهر ادریس در این منبع چاپ شده است :
(١٨) I.H. Uzunµar â í l â , Osmanl â Tarihi, II , Ankara ١٩٤٩, Pl. XXI.
) / د.اسلام / مناژ (