دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٧٨٨
پَکْتیا (پَختیا) ، ولایتی در مشرق افغانستان (جمعیت طبق آمار ١٣٧٥ش /١٩٩٦، ٠٠٠ ، ٥٠٠ تن ). از شمال به قسمتهایی از ولایت نَنْگَرهار و ولایت لوگَر، از جنوب به ولایت پَکتیکا * ، از مشرق و جنوب شرقی به پاکستان ، از شمال غربی به ولایت لوگر و از مغرب به ولایت غزنی محدود می شود ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل مادّه ). مساحت آن حدود ٥ر٧٧٨ ، ٩ کیلومترمربع و مرکز آن شهر گردیز * است . شهرهای زَرْمَت و سیدکَرَم از شهرهای مهم ولایت پکتیا به شمار می آیند (علی آبادی ، ص ١٩٢، ١٩٤؛ دولت آبادی ، ص ٤٥). این ولایت به دو ناحیه تقسیم می شود: ناحیة مرتفع در شمال و مغرب با آب و هوای سرد و بهار ملایم و شرایط نامساعد برای کشاورزی ؛ ناحیة پست (منطقة خوست در حوضة رودخانة گیتو با محصولات متعدد) در مشرق ، با آب و هوای گرم و مرطوب و شرایط مناسب برای کشاورزی ( آریانا ، ذیل مادّه ).
در جنگلهای پکتیا انواع بسیاری از پرندگان هیمالیایی مانند قرقاول هیمالیایی (مرغ زرّین )، جیجاق (بلوط خورَک )، بلبل کله سفید و بوچانگای سیاه هیمالیایی (شاه کَرا) وجود دارد و نوعی طوطی طوق صورتی (طوطی طوقی ) و طوطی نورستانی به آنجا مهاجرت می کند ( ایرانیکا ، ج ١، ص ٤٩٤). در جنگلهای این ولایت ، نوعی بُز کوهی (مارخور) و نوعی پستاندار به نام بوزینة هندی (شادی لَنگور) یافت می شود (همان ، ج ١، ص ٤٩٤ـ ٤٩٥).
آبیاری اراضی این ناحیه از طریق نهر و کانال ، چشمه ، کاریز و چاه صورت می گیرد. محصولات کشاورزی آن شامل گندم ، جو، میوه و حبوبات است . امروزه با تغییر روشهای کشاورزی ، محصولاتی نظیر مارچوبه ، زیتون و چای نیز در آنجا نیز کشت می شود (دولت آبادی ، ص ٤٦؛ > دایرة المعارف خاورمیانه معاصر < ، همانجا؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ). مردم پکتیا عمدتاً کشاورز و دامدارند و کوچ نشینان و نیمه کوچ نشینان احشام پرورش می دهند ( بریتانیکا ، همانجا). این منطقه به لحاظ نزدیکی با مرز پاکستان ، در تجارت و صدور الوار از طریق پاراچنار * و تَل (به پاکستان )، و نیز قاچاق مواد مخدّر، بسیار فعّال بوده است (دوپره ، ص ٥٣٤؛ > دایرة المعارف خاورمیانه معاصر < ؛ بریتانیکا ، همانجاها). مردم ولایت پکتیا بیشتر پشتو زبان و از پشتوهای غَلجایی / غَلزایی اند ( رجوع کنید به دولت آبادی ، ص ٤٢ـ٤٥). تنها شیعیان این منطقه قوم «توری » هستند (حسینی ، ص ٥٢). بر اساس تقسیمات اداری افغانستان ، از ١٣٤٢ ش پکتیا از ولایات مهم و درجه یک افغانستان به شمار آمد. این ولایت ٢٦ شهر دارد و طبق آخرین تقسیمات کشوری (تا پایان ١٣٧٠ ش )، یکی از ٢٩ ولایت افغانستان بوده است ( اطلس عمومی و مصور افغانستان ، ص ٤١؛ علی آبادی ، ص ١٩٢).
در کاوشهای باستان شناسی در آبادی میرزکی ، نزدیک گردیز در پکتیا، اشیائی متعلق به قرن سوم پیش از میلاد تا قرن سوم میلادی به دست آمده که برخی از آنها عبارت اند از: بیش از یازده هزار سکّة باکتریایی ، مائوریایی ، هندویونانی ، هندوسکایی ، هندوپارتی و کوشانی ( ایرانیکا ، ج ١، ص ٥٣٢). اشیائی نیز متعلق به قرن دوم تا چهارم / هشتم ـ دهم پیداشده که عبارت اند از: در گردیز سرِ مجسمة شیوا و تندیسِ مرمریِ درگا مهیشمردینی ؛ در تگائو سرِ دُرگا، پیکره ای بدون سر، لینگم ، و سکه های مختلف . تندیس مرمریِ گنشا و کتیبه ای متعلق به بعد از دورة گوپتا به زبان سانسکریت نیز در آنجا یافت شده که در تعیین تاریخ کتیبه اختلاف نظر وجود دارد ( ایرانیکا ، ج ١، ص ٥٣٧).
پیشینه . دربارة سابقة تاریخی ولایت پکتیا اطلاع چندانی در دست نیست . این ناحیه در گذشته بخشی از خراسان بزرگ بوده و قسمتی از پشتونستان شمرده می شده است ( رجوع کنید به آریانا ، ذیل «پشتونستان »). هیچیک از منابع در دسترس به حوادث تاریخی قبل از دورة اسلامی در آنجا اشاره نکرده اند، جز حملة اسکندر مقدونی در سدة چهارم پیش از میلاد به منطقه ای که بعدها پشتونستان نامیده شد و بخش بزرگی از شمال شرقی تا جنوب غربی افغانستان را دربر می گرفت . تنها اخبار موجود، مربوط است به قرن سوم تا اوایل قرن پنجم هجری که این رویدادها بیشتر متوجه گردیز بوده است ( رجوع کنید به گردیزی ، ص ٣٦٩؛
حبیبی ، ص ٣٢ـ٣٣). از اواسط قرن سیزدهم تا اواسط قرن چهاردهم / نوزدهم و بیستم ، انگلیسیها در منطقة پشتونستان نفوذ کردند و بر بیشتر نواحی آن ، از جمله ولایت پکتیا، تسلط یافتند، اما همواره با مخالفتِ مردم ناحیه مواجه بودند ( آریانا ، همانجا). در طی دومین جنگ انگلیس ـ افغانستان در ١٢٩٥/ ١٨٧٨، پیشروی نیروهای انگلیسی به مناطق دیگر افغانستان از این ناحیه صورت گرفت ( بریتانیکا ، همانجا). در ١٣٣٠/١٩١٢، به سبب تهدیدها و فشارهای محمداکبرخان ، والی پکتیا، مردم قیام کردند که تا سال بعد ادامه داشت (غبار، ص ٧١٢). در ١٣٣١/ ١٩١٣ جاندادخان احمدزایی ، از فئودالهای بزرگ کابل ، از طرف دولت مأمور سرکوبی شورشیان در پکتیا و مناطق دیگر شد، اما با همدستی برادرزاده اش ، ولی محمدخان (جاسوس انگلیس )، برای پیشبرد مقاصد خود به شورشیان پیوست (همانجا). نادرخان دُرانی پس از اطلاع از رویدادهای افغانستان به اتفاق چند تن از برادران خود از فرانسه عازم هند شد و به منظور همبستگی و اتحاد قومی به پکتیا رفت و با فراهم آوردن سپاهی (مرکّب از طوایف مختلف ) رهسپار کابل گردید ( ایرانیکا ، ج ١، ص ٥٥٥). از ١٢٩٨ تا ١٣٥٨ش / ١٩١٩ـ١٩٧٩ که افغانستان با کشمکشها و منازعات داخلی روبرو بود، این ولایت نیز تحت تأثیر قرار گرفت . در اواسط ١٣٥٨ش / ١٩٧٩ در پی اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی (سابق )، ولایت پکتیا نیز اشغال شد. مردم پکتیا سالها در برابر اشغالگران مقاومت کردند. این ولایت ، خصوصاً به دلیل نزدیکی با پاکستان ، از نواحی بسیار مهم در تأمین ملزومات مجاهدان افغانستان بود (علی آبادی ، ص ١٦٨؛
بریتانیکا ، همانجا).
منابع :
(١) آریانا دائرة المعارف ، کابل ١٣٢٨ـ ١٣٤٨ش ؛
(٢) اطلس عمومی و مصور افغانستان ، تهران : موسسة جغرافیائی و کارتوگرافی سحاب ، ١٣٦٦ش ؛
(٣) عبدالحی حبیبی ، تاریخ افغانستان بعد از اسلام ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٤) اصغر کیوان حسینی ، «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و بحران افغانستان »، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ، ش ٢٢ (تابستان ١٣٧٧)؛
(٥) بصیر احمد دولت آبادی ، شناسنامة افغانستان ، قم ١٣٧١ش ؛
(٦) علیرضا علی آبادی ، افغانستان ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٢ش ؛
(٧) غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ ، تهران ١٣٧٤ش ؛
عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی
(٨) حبیبی ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٩) نقشة راهنمای افغانستان ، تهران : گیتاشناسی ، ( بی تا. ) ؛
(١٠) Louis Dupree, Afghanistan , Princeton, N. J., ١٩٧٣;
(١١) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Afghanistan. III: fauna" (by K. Habibi), "Afghanistan. VIII: archeology" (by N. H. Dupree), "Afghanistan. X: political history" (by D. Balland);
(١٢) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York ١٩٩٦, s.v. "Paktia" (by Grant Farr);
(١٣) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, Micropaedia , s.v. "Pakt ¦ â a ¦ ".
/ مهدی جوزی /