دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٨٦
ترکیه ، کشور اسلامی در جنوب غربی آسیا و محل تلاقی دو قارة آسیا و اروپا، متشکل از بخشهای مرکزی دولت عثمانی . این کشور، پس از انحلال دولت عثمانی ، با نام جمهوری ترکیه در ١٣٠٢/ ١٩٢٣ تشکیل شد.
١) جغرافیا. ترکیه از شرق با گرجستان و ارمنستان و آذربایجان (بخش جمهوری خودمختار نخجوان ) و ایران ، از غرب با بلغارستان و یونان ، از جنوب با سوریه و عراق همسایه است . دریای سیاه در شمال ، دریای اژه در غرب و دریای مدیترانه در جنوب ، ترکیه را با تمامی جهان مرتبط می سازد؛ ازینرو، ترکیه مرکز مسیرهای بازرگانی و مهاجرت شده است (دارکوت و موتّا، ص ٨٧). دورترین نقطه در شرق ، نقطه ای است که مرز ایران و نخجوان را قطع می کند. دورترین نقطه در غرب در دماغة آولانا در گوکچه آدا، و در شمال در دماغة
اینجه برون در استان سینوپ / سینوب و در جنوب در
روستای بیسون در استان ختای (انطاکیه ) واقع است ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ١٣).
جمهوری ترکیه ٤٥٢ ، ٧٧٩ کیلومتر مربع مساحت دارد که حدود ٩٧% آن در آسیا (فلات آناطولی ) و حدود ٣% در اروپا (شبه جزیرة تراسیا = تراکیه ) واقع است . طول خطوط ساحلی ٣٣٣ ، ٨ کیلومتر و طول مرزهای زمینی ٨٧٥ ، ٢ کیلومتر است ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٣٥٢٥؛ > ترکیه ٢٠٠٠ < ، همانجا؛ مؤسسة آمار دولتی ، ص ٤).پایتخت ترکیه ، آنکاراست که جمعیت آن در ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧، ٣٩٠ ، ٦٩٣ ، ٣ تن بود (مؤسسة آمار دولتی ، ص ٧٥).
در ١٣٧٦ ش /١٩٩٧، ترکیه به هشتاد ایل (استان )،
٨٤٩ ایلچه (بخش ) و ٦٨١ بوجاق (دهستان ) تقسیم شد
و ٦٩٩ ، ٣٦ کوی (روستا) داشت . این کشور دارای هجده
شهرِ بیش از یک میلیونی و ٨٤ شهر بیش از صد هزار
نفری است . بزرگترین شهر ترکیه ، استانبول است که در ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧ جمعیت آن ٣٠٩ ، ١٩٨ ، ٩ تن بود (همان ، ص ٧٢، ٧٤).
ترکیه از نظر ویژگیهای جغرافیایی ، آب و هوایی ، پوشش گیاهی طبیعی و توزیع نوع کشاورزی به هفت ناحیة جغرافیایی
تقسیم می شود: ناحیة مرمره ، ناحیة اژه ، ناحیة مدیترانه ، ناحیة آناطولی مرکزی ، ناحیة دریای سیاه ، ناحیة آناطولی شرقی و ناحیة آناطولی جنوب شرقی ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ١٣ـ١٤).
ناحیة مرمره (مساحت : ٠٠٠ ، ٦٧ کیلومتر مربع ) گذرگاهی بین شبه جزیرة بالکان و آناطولی ، و محل تلاقی دو قارة اروپا و آسیاست . نام این ناحیه از دریای مرمره گرفته شده است . جزایر بوزجه آدا و گوکجه آدا، واقع در آبهای آزاد ساحلی اژه ، نیز در این ناحیه واقع شده اند (همان ، ص ٢٦). ناحیة مرمره با ناحیة دریای سیاه و آناطولی مرکزی در شرق و ناحیة اژه در جنوب و با یونان و بلغارستان در شمال غربی هم مرز است (همانجا). عمده ترین کالای تولید شده در این ناحیه ، مواد غذایی ، نساجی ، پوشاک ، سیمان ، کاغذ، فرآورده های پتروشیمیایی ، لوازم منزل ، کشتی و قایق است (همانجا). مهمترین محصول کشاورزی این ناحیه گندم و دیگر محصولات آنجا چغندرقند، ذرت ، آفتابگردان و
زیتون است (همان ، ص ٢٦ـ٢٧). شهرهای مهم این ناحیه عبارت اند از: استانبول ، قوجاایلی (اِزْمیت )، بورسا/ بورسه ، بالیکسیر، چِناقْقلعه ، تکیرداغ ، اِدِرنِه ، ساکاریه (سقاریه ، آداپازاری ) و قُرُقْلَرایلی (همان ، ص ٢٦ـ ٢٨؛ دارکوت و موتّا، ص ٨٩).
ناحیة اژه (مساحت : ٠٠٠ ، ٧٩ کیلومتر مربع ) در غرب آناطولی واقع است و نام آن از دریای مجاورش گرفته شده
است . استانهای ازمیر، آیدین ، مَغنیسا، کوتاهیه و عشاق / اوشاک ، بجز بخشهای کوچکی از آن ، در این ناحیه قرار
دارند. بخشهایی از استانهای موغلا/ مُغله (مولا) و دنیزلی (لاذق ) و آفیون (قره حصار صاحب ) در نواحی مدیترانه
یا آناطولی مرکزی قرار دارند. ساحل اژه ای استان بالیکسیر
در ناحیة مرمره ، و شهرستانهایی از استان بورسا در ناحیة
اژه واقع شده است ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٤٢). ناحیة اژه از سواحل اژه تا قسمتهای داخلی آناطولی غربی کشیده می شود
( > ترکیه < ، ص ٤). در سواحل آن تعداد زیادی بندر ماهیگیری ، دهکده های تفریحی و آثار و بقایای باستانی وجود دارد ( > ترکیه : ازمیر و ناحیة اژه < ، ص ( ١ ) ). زمینهای کشاورزی ، قلمرو وسیعی از ناحیة اژه را می پوشاند. حدود ٤٨% از درختان زیتون ترکیه در این ناحیه پرورش داده می شود. مرکّبات از اقلام عمدة صادراتی این ناحیه است ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٤٢ـ٤٣). مهمترین شهرهای این ناحیه عبارت اند از ازمیر (مرکز ناحیه )، مغنیسا، کوتاهیه ، آفیون ، دِنیزلی ، مُوغْلا، آیدین و عشاق .
ناحیة مدیترانه (مساحت : ٠٠٠ ، ١٢٠ کیلومتر مربع ) به شکل نواری در ساحل دریای مدیترانه گسترده شده که پهنای آن بین ١٢٠ تا ١٨٠ کیلومتر است و از پیرامون گویجه قز (گویجکز) در غرب تا دورترین نقطه در دماغة بسیط در استان ختای در شرق کشیده شده است . این ناحیه ، استانهای بوردور و اسپارتا و آنتالیا (انطالیه ) و ایچ ایل و آدانا (آطنه ) و ختای و بخش بزرگی از قهرمان ماراش (مرعش ) و بخشهایی از دیگر استانهای نواحی مجاور را در برمی گیرد. صنعت و کشاورزی در این ناحیه از اهمیت خاصی برخوردار است . غلات ، و در سالهای اخیر گیاهان صنعتی ، نیز به طور گسترده در آنجا کشت می شود. پنبه اصلیترین منبع درآمد این ناحیه است و حدود دو سوم از کل پنبة ترکیه در این ناحیه تولید می شود. توتون نیز در استان ختای و در برخی بخشهای ناحیة گول لر تولید می شود (همان ، ص ٥٥). علاوه بر شاخه های گوناگون صنعت (بویژه بافندگی ) در آدانا، مؤسسات صنعتی عمده در ناحیة مدیترانه در پالایشگاه نفت مِرْسین ، کارخانه های تولید اسید فسفریک و آهن و فولاد در اسکندرون ، کارخانة آهن ـ فولاد و آهن ـ کُرُم در آنتالیا و کارخانة آلومینیوم در سیدی شهر، تأسیس شده اند. ناحیة مدیترانه ، به سبب آثار تاریخی اش در پیرامون خلیج آنتالیا، مهمترین مرکز گردشگری ترکیه است ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٥٥ ـ٥٦). مهمترین شهرهای
این ناحیه عبارت اند از: آنتالیا (مرکز ناحیه )، ایچ ایل (مرسین )، آدانا، قهرمان ماراش ، ختای ، اسپارتا و بوردور.
ناحیة آناطولی مرکزی (مساحت : ٠٠٠ ، ١٥١ کیلومتر مربع )، دومین ناحیة بزرگ ترکیه پس از آناطولی شرقی ، در مرکز ترکیه واقع است . استانهای نوشهر، آقسرای ، قریق قلعه و قیرشهر در این ناحیه واقع شده اند و بخشی از استانهای دیگر نواحی همسایه ، از جمله دریای سیاه و مدیترانه و آناطولی شرقی ، را نیز در برمی گیرند (همان ، ص ٦٦). کشاورزی و دامداری منبع عمدة درآمد اهالی این ناحیه است (همانجا). مهمترین شهرهای ناحیه عبارت اند از آنکارا (مرکز ناحیه و پایتخت کشور)، قونیه ، قیصری ، نوشهر، سیواس ،قیرشهر، یوزغاد/یوزگات ،اَسْکی شهر و چانْکِری .
ناحیة دریای سیاه (مساحت : ٠٠٠ ، ١٤١ کیلومتر مربع ) از مرز گرجستان در شرق تا لبة شرقی دشت آداپازاری در غرب گسترده شده است . استانهای آرْتْوین ، ریزه ، ترابوزان / طرابزون ، گوموش خانه ، بایبورت / بایبورد، گیرسون ، اردو، سامسون ، آماسیه ، سینوپ ، کاستامونو (قسطمونی )، زونگول داغ / زونگولداک ، بارتین ، بولو، دوزجه ، و تقریباً همة استان توقات در این ناحیه قرار دارند. بخش آرتووا از استان توقات در ناحیة آناطولی مرکزی واقع است . نیمی از استان چورُم در آناطولی مرکزی و نیم دیگر آن در ناحیة دریای سیاه جای دارد. ناحیة دریای سیاه ، به لحاظ ویژگیهای جغرافیایی ، به سه قسمت شرقی و مرکزی و غربی تقسیم می شود ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٧٥). بیشتر اهالی این ناحیه کشاورزند. محصول اصلی آنجا فندق است که به دیگر نواحی و خارج از کشور صادر می شود. پرورش درخت سیب نیز در آنجا رایج است و در سالهای اخیر پرورش میوه هایی چون کیوی و آوکادو آغاز شده است . ناحیة دریای سیاه دارای کارخانة آهن ـ فولاد، نیروگاه حرارتی ، معادن زغال سنگ ، کارخانة تولید مس و کارخانه های تولید شکر، کاغذ، اسید سولفوریک ، روغن نباتی ، چای ، آرد ماهی و سیگار است (همان ، ص ٧٥ـ٧٦). مهمترین شهرهای این ناحیه عبارت اند از: سامسون ، زونگول داغ ، بولو، کاستامونو، آماسیه ، توقات ، اردو، گیرسون ، ترابوزان ، گوموش خانه ، ریزه ، بایبورت ، آرتوین .
ناحیة آناطولی شرقی (مساحت : ٠٠٠ ، ١٦٣ کیلومتر مربع )، بزرگترین ناحیة جغرافیایی ترکیه ، با کشورهای گرجستان و ارمنستان و نخجوان و ایران و عراق ، هم مرز و مرتفعترین و ناهموارترین ناحیة جغرافیایی ترکیه است . میانگین ارتفاع آن حدود دو هزار متر است و مرتفعترین قلة ترکیه ، آغری داغی (کوه آرارات )، در آنجا قرار دارد. فعالیت عمدة اقتصادی در این ناحیه ، دامداری و کشاورزی است . فراوانی چراگاهها سبب افزایش تعداد دام و اولویت یافتن تولید فرآورده های دامی شده است . گندم و جو و پنبه و توتون و چغندرقند از محصولات عمدة کشاورزی ، و پارچه های نخی و شکر و سیمان و مواد غذایی از محصولات عمدة صنعتی ناحیه است ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٨٥ ـ٨٦). مهمترین شهرهای این ناحیه عبارت اند از: ارزروم ، ارزنجان ، تونْجَلی ، قارْص ، ملاطیه ، بَدلیس / بتلیس ، موش ، وان ، بین گول ، حَکاری .
ناحیة آناطولی جنوب شرقی (مساحت : ٠٠٠ ، ٧٥ کیلومتر مربع ) با نواحی آناطولی شرقی و مدیترانه همسایه و در جنوب با عراق و سوریه هم مرز است . استانهای شانلی اورفا و ماردین ، بجز برخی بخشهای کوچک ، در درون مرزهای ناحیه جای دارند. برخی بخشهای استانهای دیگر نیز در ناحیة آناطولی شرقی یا مدیترانه جای گرفته اند (همان ، ص ٩٦). مهمترین منابع زیرزمینی ناحیه ، نفت خام است که بخش بزرگی از آن در پالایشگاه باتمان / بَطمان ، بزرگترین مجتمع صنعتی ناحیه ، تصفیه می شود و بخش دیگری از آن با لوله به تأسیساتی در ساحل دریای مدیترانه حمل می گردد و از آنجا با تانکر به دیگر نواحی انتقال می یابد (همانجا). صنایع بافندگی و ماشین سازی و مواد غذایی این ناحیه پیشرفت کرده است و شاخه هایی
از صنعت همچون تولید سیمان و مواد غذایی و مصنوعات فلزی و تجهیزات و ادوات کشاورزی ، در آنجا فعالیت دارند (همان ، ص ٩٦ـ٩٧). مهمترین شهرهای ناحیه غازی عینتاب ، شانلی اورفا، دیار بکر، ماردین و آدی یامان است .
ترکیه کشوری کوهستانی است . مهمترین رشته کوههای ترکیه ، به موازات سواحل جنوبی و شمالی آن کشیده شده اند. رشته کوههای شمالی ، کوراوغلو داغلاری (کوههای کوراوغلو)، اسفندیارداغلاری ، دوغوقارادنیز داغلاری (کوههای شرق دریای سیاه )، جانیک داغلاری نامیده می شوند، و رشته کوههای جنوبی ، توروس داغلاری (کوههای توروس ) و گونِی دوغوتوروسلار (کوههای توروس جنوب شرقی ) نام دارند. دشتهای گستردة بخشهای مرکزی آناطولی ، این رشته کوهها را از یکدیگر جدا می سازد و سبب ایجاد اقلیم و چشم اندازهای متفاوت می شود. رشته کوههایی (همچون ارس و آغری و اللّه اکبر) نیز در بخش شرقی ترکیه متمرکز شده اند که قله های بلند دارند. در بخش غربی از ارتفاعات کاسته می شود. در نواحی اژه و مرمره ، رشته کوههای اندک و در جنوب شرقی آناطولی دشتهای وسیع وجود دارد ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٣٠ـ ٣٥).
قلة کاچکار، بلندترین نقطة رشته کوههای آناطولی شمالی در ناحیة دریای سیاه ، در امتداد کوههای کوراوغلو و ایلگاز واقع شده است . دشتهای بافِرَه / بافرا و چهارشنبه / چارشامبا و
مرزیفون از دشتهای مناسب کشت در ناحیه است . کوههای سامانلی ، اولوداغ ، اِسْتِرِنجا و تَکیرداغ در ناحیة مرمره قرار دارند و کوههای کوزاک و یُونْت و آیدین ، رشته کوههای اصلی ناحیة اژه به شمار می روند. دشتهای باقرچای ، گَدیز/ گدوس و
دشتهای کوچوک مِنْدِرِس و بویوک مندرس ، نواحی دشتهای پست را تشکیل می دهند. کوههای توروس به صورت رشته هایی در امتداد طول سواحل دریای مدیترانه کشیده
شده است . مهمترین قله های ناحیة آناطولی مرکزی ، قزل داغ و حسن داغ و ادریس و آلما و کوه اَیاش است . آغری داغی (کوه آرارات ، ارتفاع : ١٣٧ ، ٥ متر) که بلندترین نقطة ترکیه است
و کوه سبحان که آتشفشانی غیرفعال نزدیک آرارات است ، در ناحیة آناطولی شرقی قرار دارد. کوههای قاراجاداغ / قراجه داغ ، رامان و سوف ، کوههای اصلی ناحیة آناطولی جنوب شرقی اند (همان ، ص ١٤).
رودهای متعددی از نظر طول و ویژگیهای جغرافیایی در نقاط گوناگون ترکیه جاری است که بخش بزرگی از آنها برای تولید انرژی به کار گرفته می شود. رودهای ترکیه عمدتاً به دریاهای پیرامون می ریزند و از نظر حوضة آبریز به حوضه های دریاهای سیاه و مرمره و اژه و مدیترانه (حوضه های پیرامون )، دریاچه های داخلی ، حوضة خلیج فارس ، حوضة دریای خزر و حوضة دریاچه ارومیه تعلق دارند. رودهای مهمی چون دجله و فرات (حوضة خلیج فارس )، کُر و ارس (حوضة دریای خزر) از ترکیه سرچشمه می گیرند و به خارج از این کشور جریان می یابند. طولانیترین رودخانة داخلی ترکیه ، قزل ایرماق (٣٥٥ ، ١ کیلومتر) است که از ارتفاعات پیرامون سیواس سرچشمه می گیرد و در جهت جنوب شرقی تا شمال نوشهر
جریان می یابد پس از آبیاری زمینهای کشاورزی با جهت شمال غربی به سوی قریق قلعه می رود. در بین این دو نقطه ، سد بزرگ هیرفانلی احداث شده است . پس از آن ، قزل ایرماق با جهت شمال شرقی جریان می یابد و به دریای سیاه می ریزد. قبل از رسیدن به دریای سیاه در محلی به نام دوراغان ، سدی به نام آلتین قایا بر روی آن احداث شده است . رودهای ساکاریه (٨٢٤ کیلومتر)، مورات (مراد) سویو (٧٢٢ کیلومتر)، سیحان (٥٦٠ کیلومتر)، بویوک مندرس (٥٨٤ کیلومتر)، یشیل ایرماق (٥١٩ کیلومتر) و جیحان (٥٠٩ کیلومتر) از دیگر رودهای مهم ترکیه اند (دارکوت و موتّا، ص ٨٨).
در ترکیه حدود ٦٥ دریاچه وجود دارد ( > ترکیه ١٩٧٥ < ، ص ٩) که کل مساحت آنها ٢٠٠ ، ٩ کیلومتر مربع است . دریاچة وان با ٧١٣ ، ٣ کیلومتر مربع مساحت ، بزرگترین دریاچة ترکیه است ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ١٥ـ١٧).
سدهای مهم ترکیه عبارت اند از: آتاتورک ، کَبان / قَبان ، قاراقایا، آلتین قایا، آدی گوزل ، قیلیچ قایا، قاراجائورن ، منزلت ، قاپولوقایا، هیرنانلی ، ساری یار و دمیر کورپو ( > ترکیه < ، ص ٧).
دریای مرمره در داخل ترکیه قرار دارد و دریای سیاه
را، به توسط تنگة بسفر/ بوسفور (در شمال ) و تنگة داردانل
(در جنوب غربی )، به دریای اژه و مدیترانه متصل می سازد (همان ، ص ٦).
مهمترین بندرهای ترکیه عبارت اند از: ترابوزان ، گیرسون ، اردو، سامسون ، سینوپ و زونگول داغ (در ساحل دریای سیاه )، استانبول و تکیرداغ (در ساحل دریای مرمره )، ازمیر و کوش آداسی (قوش آطه سی ؛
در ساحل دریای اژه )، آنتالیا و ایچ ایل و اسکندرون (در ساحل دریای مدیترانه ). بین بندرهای داخلی و بین المللی خطوط کشتیرانی فعال است . بندرها و
لنگرگاههای کوچک متعدد دیگری نیز در کلیة خطوط ساحلی ترکیه برای قایقهای ماهیگیری و تفریحی و مسافری احداث شده است ( > نقشة راههای زمینی ترکیه < ).
ترکیه در کمربند آب و هوایی معتدل واقع شده است ، ولی به علت استقرار رشته کوههای آن به موازات خطوط ساحلی و تفاوتهای مورفولوژی سطح ، در نواحی آن اختلافات آب و هوایی وجود دارد. اقلیم نواحی ساحلی اقلیم معتدل دریایی است ، اما نواحی داخلی ــ که رشته کوههای اطراف ، آنها را در میان گرفته ــ اقلیم قاره ای دارند. تفاوت دما در نواحی ساحلی ناچیز ، و در نواحی داخلی نسبتاً زیاد است . در ناحیة ساحلیِ جنوب ، که زیر نفوذ اقلیم مدیترانه ای قرار دارد، تابستانها گرم و خشک و زمستانها ملایم و بارانی است . میانگین دمای سالانه بین ْ١٩ تا ْ٢٠ است . اقلیم مدیترانه ای در ناحیة اژه و ناحیة مرمره نیز دیده می شود، اگرچه میانگین درجه حرارت به سوی شمال کاهش می یابد. ناحیة دریای سیاه ، آب و هوایی معتدل و بارانی دریایی دارد که نسبت به دیگر نواحی ساحلی ، ملایمتر است . در نواحی داخلی ، تابستانها داغ و کم باران و زمستانها سرد و برفی است . میانگین دمای سالانه بین ْ١٠ تا ْ١٢ است . در ناحیة آناطولی شرقی ، تابستانها خنک و زمستانها بسیار سرد و همراه با برفهای سنگین است . ناحیة آناطولی جنوب شرقی تحت تأثیر اقلیم بیابانی خاورمیانه قرار دارد؛
تابستانها گرم و خشک است و زمستانها چندان سرد نیست ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ١٧). ساحل شرقی دریای سیاه در ترکیه ، دارای کمترین تغییرات فصلی است . در این ناحیه میانگین بارندگی سالانه به حدود ٥٠٠ ، ٢ میلیمتر می رسد و به طور یکنواخت در طول سال توزیع می شود.
دما تغییرات ماهانه و فصلی اندکی دارد. اقلیم یکنواخت و مرطوب این ناحیه برای پرورش چای مناسب است . در نقاط دیگر ترکیه ، بهار و زمستان مرطوبترین فصول است ( > ترکیه ١٩٧٥ < ، ص ١٧).
با توجه به شرایط اقلیمی و ناهمواریهای نواحی ، پوشش گیاهی طبیعی ترکیه از ساحل به داخل و از آنجا به فلاتها و کوهستانهای بلند تغییر می کند. سواحل مرمره و اژه و مدیترانه پوشیده از بوته های ارسطوتلیا (درخت ماکی ) است که در برخی جاها انبوه و در جاهای دیگر تُنُک است و جای آن را مزارع یا باغهای زیتون و مرکّبات می گیرد. کوهستانهای در امتداد ساحل مدیترانه ، از جنگلهای کاج و به طرف شمال از درختان برگ ریز پوشیده شده اند. داخل آناطولی عمدتاً بدون درخت است . آناطولی مرکزی استپی است و شرق ناحیه با قلمروهای وسیعی از مراتع طبیعی پوشیده شده است (همان ، ص ٩).
عالم جانوری ترکیه غنی و متنوع است . از این نظر، ترکیه ناحیه ای انتقالی بین اوراسیا و افریقاست . پستاندارانی همچون گوزن ، غزال ، میش وحشی ، مارال ، بز کوهی ، خرس ، گرگ ، روباه ، یوزپلنگ ، سیاه گوش ، خرگوش صحرایی ، راسو و گراز وحشی و نیز حدود چهارصد گونه پرنده ، از جمله قرقاول ، کبک ، بلدرچین ، مرغابی ، قو، کبوتر، هوبره ، طاووس ، فلامینگو، پلیکان و لک لک ، در ترکیه وجود دارد (همانجا).
در ١٣٧٩ ش / ٢٠٠٠، جمعیت ترکیه ٠٠٠ ، ٣٠٠ ، ٦٥ تن
بود ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ١٨). تقریباً نیمی از جمعیت در نواحی ساحلی متمرکز شده اند و نواحی داخلی کم جمعیت تر است . جمعیت در نواحی غربی و جنوبی افزایش ، و در نواحی مرکزی و شمالی و شرقی کاهش یافته است . این دگرگونیها درنتیجة مهاجرت از نواحی شرقی و شمالی به کلان شهرهای غربی و جنوبی است . ناحیة مرمره ، که ناحیه ای تجاری و صنعتی و توسعه یافته تر است ، بیشترین تراکم جمعیت را دارد. ترکی استانبولی زبان رسمی ترکیه است ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ١٨ـ٣٢).
در آناطولی تمدنهای متعددی به وجود آمده است و جوامع بسیاری از اقوام گوناگون در دوره های متفاوت در آنجا استقرار یافته اند.
ترکیه در زونِ آلپ ـ هیمالیا واقع شده که یکی از خطوط زلزله در جهان است و چندین گسل فعال دارد؛
از جمله گسل آناطولی شمالی که در قرن بیستم هفت زلزلة بزرگ در آن روی داد. این زلزله ها در ناحیة وسیعی از ترکیه که دارای بیشترین تراکم جمعیت بود رخ داد و هجده هزار تن را کشت و صد هزار تن را بی خانمان کرد. زلزلة مرمره ، ٢٦ مرداد ١٣٧٨/ ١٧ اوت ١٩٩٩، با ْ٤ر٧ در مقیاس ریشتر، «فاجعة قرن » نام گرفت (همان ، ص ٢٤).
تا پیش از ١٣٥٩ ش /١٩٨٠، اقتصاد ترکیه بر پایة واردات بود. از بسیاری از صنایع نوپای این کشور با برقراری تعرفه های گمرکی بلندمدت حمایت می شد. با تصویب برنامة تثبیت انحصاری ، با موضوع تأمین اصلاحات اساسی اقتصادی ، در چهارم بهمن ١٣٥٩/ ٢٤ ژانویة ١٩٨٠، ترکیه الگوی صنعتی شدن بر مبنای تمرکز و اولویت دادن به صادرات را در پیش گرفت (همان ، ص ٢٤٦).
سهم بخش کشاورزی ترکیه که در دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ حدود ٣٠% از کل تولید ناخالص داخلی بود، در آغاز دهة ١٣٧٠ ش / ١٩٩٠ به حدود ١٥% رسید، اما سهم صنعت که در همان دوره ٥ر١٩% بود به ٢٥% افزایش یافت . سهم بخش خدمات از تولید ناخالص داخلی که تا پیش از ١٣٥٩ ش /١٩٨٠، کمتر از ٥٠% بود، در ١٣٧٤ ش / ١٩٩٥ به ٥٨% و در ١٣٧٨ش /١٩٩٩ به
٧ر٦١% افزایش یافت (همان ، ص ٢٥٢). کاهش شدید در تولید غله و میوه بر تولید بخش کشاورزی تأثیر نهاد و کاهش ٨ر٧% صنایع بخش خصوصی با ٨ر٠% افزایش بخش عمومی همراه بود. در ١٣٧٨ ش / ١٩٩٩ کاهش قابل توجهی در تولید تجهیزات ماشینی ، منسوجات ، وسایل نقلیه و بخش معدن روی داد. بخش بازرگانی در بین دیگر بخشهای اقتصادی از بیشترین رشد برخوردار بوده که بیشتر به جهت رشد صنعت گردشگری در این کشور است (همانجا).
ترکیه با امضای موافقتنامة اتحادیة گمرکی و نیز تعرفة مشترک گمرکی با اتحادیة اروپا، در یازدهم دی ١٣٧٥/ اول ژانویة ١٩٩٦، همة موانع واردات از اتحادیة اروپا را از میان برداشته است . طبق گزارش «توسعه در تجارت جهانی »، که سازمان تجارت جهانی در ١٣٧٦ش /١٩٩٧ منتشر کرد، ترکیه در میان ٢١ کشوری قرار دارد که بیشترین رشد تجارت خارجی را داشته اند. در١٣٧٨ ش / ١٩٩٩، در نتیجة دو زلزلة بزرگ ، تولید کاهش یافت و بر همین اساس صادرات به ٠٠٠ ، ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ٢٦ دلار و واردات به ٠٠٠ ، ٠٠٠ ، ٧٠٠ ، ٤٠ دلار رسید ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٢٥٤ـ٢٥٥). ترکیب واردات ترکیه نیز دگرگون شده و سهم کالاهای سرمایه ای و مواد خام در ١٩٩٩ به بالاترین سطح خود رسید. کشورهای اروپای غربی جای مهم و ثابتی در تجارت خارجی ترکیه دارند (همان ، ص ٢٥٦ـ ٢٥٨). کشورهای اسلامی خاورمیانه و شمال افریقا نیز از ١٣٥٩ش /١٩٨٠ در تجارت خارجی ترکیه سهم مهمی دارند. در ١٩٩٩، این کشورها ٩ر١٤% از صادرات و ١٠% از واردات ترکیه را به خود اختصاص داده اند (همان ، ص ٢٥٨). در سالهای اخیر روابط تجاری بین ترکیه و کشورهای عضو اکو و نیز سازمان همکاریهای اقتصادی کشورهای حوزة دریای سیاه گسترش یافته است . فدراسیون روسیه و کشورهای آسیای مرکزی نیز نقش اساسی در تجارت خارجی ترکیه دارند (همانجا).
تا ١٣٥٧ش /١٩٧٨، کشاورزی در تولید ناخالص داخلی ترکیه سهم اساسی داشت ، ولی این سهم ، با تأکید بر صنعتی کردن کشاورزی ،از ٥ر٢١% در ١٣٥٨ش /١٩٧٩به ١ر١٨% در ١٣٦٩ش / ١٩٩٠ و ١٥% در ١٣٧٨ش / ١٩٩٩ رسید ( > ترکیه < ، ص ٩٦؛
> ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٢٩٩). از تولیدات باغی ترکیه است : گلابی ، به ، سیب ، توت ، زردآلو، انجیر، گیلاس ، آلبالو، انگور، مرکّبات ، پسته ، بادام ، گردو، فندق و شاه بلوط . ترکیه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان زیتون در جهان است . همچنین ٨٠٠ ، ٧٦ هکتار از اراضی آن زیرکشت چای است (مؤسسة آماردولتی ،ص ٢٩٩ـ٣٠١).
شبکة وسیعی از راههای ارتباطی در ترکیه وجود دارد که در کشورهای منطقه بی نظیر است ( > نقشة راههای زمینی ترکیه < ، ١٩٩٠). در شاهراهها ٢ر٨٩% از بار داخلی حمل و نقل می شود. این میزان برای راه آهن ٤ر٤%، برای حمل ونقل دریایی ٨ر٤% و برای خطوط لوله ٦ر١% است . راههای دریایی هنوز هم در حمل ونقل بین المللی سهم بسیاری دارند؛
با اینحال ، بیشتر حمل ونقلهای بین المللی مسافر با خطوط هوایی انجام می شود ( > ترکیه ٢٠٠٠ < ، ص ٣٠٣).
منابع :
(١) Besim Darkot and Giuseppe Motta, Modern bدyدk atlas , Istanbul ١٩٩١;
(٢) Devlet I statistik Enstitدsد, Statistical yearbook of Turkey ١٩٩٩ , Ankara ٢٠٠٠;
(٣) The Europa world yearbook ١٩٩٩ , London: Europa Publications, ١٩٩٩;
(٤) Turkey , Ankara: Directorate General of Press and Information, ١٩٩٣;
(٥) I zmir and the Aegean region , [Ankara(: Ministry of Tourism, ١٩٩٢;
(٦) Turkey ١٩٧٥ , Ankara: General Directorate of Press and Information, ١٩٧٥;
(٧) Turkey ٢٠٠٠ , )Ankara(: Turkish News Agency, ٢٠٠٠;
(٨) Tدrkiye karayollar haritas , scale ١: ١,٨٠٠,٠٠٠, )n.p.]: Harita Genel Komutanl â g â § , ١٩٩٠.
/ بهرام امیراحمدیان /
٢) تاریخ سیاسی . با انعقاد پیمان تَرک مخاصمة مودروس در ٢٤ محرّم ١٣٣٧/ ٣٠ اکتبر ١٩١٨ میان حکومت عثمانی * و متفقین (فرانسه و انگلیس و ایتالیا)، جنگ جهانی اول پایان گرفت . بر اساس این پیمان ، ایالات عربی عثمانی و مدخلهای ورودی تنگه های داردانل و دریای سیاه تحت سلطة متفقین در آمد. از ١٣٣٧ تا ١٣٤٢/ ١٩١٨ـ١٩٢٣ در امپراتوری عثمانی اغتشاش و جنگهای استقلال طلبانه وجود داشت . در این دوره ، مصطفی کمال ــ که به سبب پیروزی نظامی در جنگ جهانی اول شهرت یافته بود ــ رهبر نیروهای ملی ـ مذهبی شد و جنگ با یونانیان اشغالگر را فرماندهی کرد و آنان را شکست داد ( رجوع کنید به آتاتورک * ، مصطفی کمال ؛
لوئیس ، ص ٢٣٩ـ٢٤٢، ٢٥٤ـ ٢٥٥، ٣٣٠). با انعقاد عهدنامة لوزان در ٣ مرداد ١٣٠٢/ ٢٣ اوت ١٩٢٣ متفقین ، حاکمیت دولت ترکیه را در چارچوب مرزهای سیاسی کنونی به رسمیت شناختند (درایسدل و بلیک ، ص ٢٥١؛
لوئیس ، ص ٢٦٠). در ٢٢ مهر/ ١٣ اکتبر همان سال ، آنکارا به جای استانبول پایتخت شد و بدین ترتیب ، پیوند ترکیه با دوران امپراتوری عثمانی گسست . در ١٣٠٢ ش / ١٩٢٣ نظام سلطنتی منحل و نظام جمهوری اعلام شد. سپس مجلس کبیر ملی تشکیل و مصطفی کمال آتاتورک به ریاست جمهوری برگزیده شد (لوئیس ، ص ٢٦٠ـ٢٦٣).
آتاتورک در دوران ریاست جمهوری خویش (١٣٠٢ـ ١٣١٧ ش / ١٩٢٣ـ ١٩٣٨)، حکومتی مقتدر و تک حزبی به نام حزب جمهوری خواه خلق ایجاد کرد و با تغییرات بنیادی فرهنگی و اجتماعی ، کوشید ترکیه را به صورت جوامع اروپایی در آورد ( رجوع کنید به جمهوری خواه خلق * ، حزب ؛
نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). بعد از مرگ آتاتورک (١٣١٧ ش / ١٩٣٨)، عصمت اینُونُو، همفکر او، رئیس جمهور شد. در دورة اینونو (١٣١٧ـ١٣٢٩ ش / ١٩٣٨ـ١٩٥٠) از اقتدار نظام سیاسی ترکیه کاسته شد و حرکت به سمت دموکراسی و نظام چندحزبی آغاز گردید. عامل این تغییرات ، توسعة اقتصادی و شکل گیری گروههای صنفی جدید و تشکلهای روشنفکران بود. افزون بر این ، پس از جنگ جهانی دوم از تسلط حکومت بر تجارت و دانشگاهها کاسته شد و امید به مشارکت سیاسی افزایش یافت . حزب تازه تأسیس دموکرات به رهبری جلال بایار * ، در نخستین انتخابات مجلس ملی در ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠ با شکست حزب جمهوری خواه خلق ، به پیروزی قاطع دست یافت . دموکراتها یک دهه در مجلس و دولت ماندند. طی دهة ١٣٣٠ ش / ١٩٥٠ کشاورزی و اقتصاد نوسازی ، و خط مشی سازگاری با اسلام دنبال شد (لاپیدوس ، ص ٦١٠ـ ٦١١؛
برای آگاهی بیشتر در بارة دورة حکومت دموکراتها رجوع کنید به لوئیس ، ص ٣٠٣ـ٣١٩؛
رابینسون ، ص ١٤١ـ ١٦١).
با کودتای نظامی ٧ خرداد ١٣٣٩/ ٢٧ مه ١٩٦٠، معروف به کودتای ژنرالها، حکومت عدنان مِنْدِرِس * نخست وزیر ترکیه (٢ خرداد ١٣٢٩ تا ٦ خرداد ١٣٣٩/٢٢ مه ١٩٥٠ـ٢٧ مه ١٩٦٠)، ساقط شد. انگیزة نظامیان برای کودتا مقابله با اصلاحات مذهبی و بحران شدید اقتصادی و اقدامات مقتدرانة دولت بود. آنان از ١٠ خرداد ١٣٣٩ تا ٣٠ آبان ١٣٤٠/ ٣٠ مه ١٩٦٠ ـ ٢٠ نوامبر ١٩٦١ حکومت نظامی برقرار نمودند و حزب دموکرات را منحل و عدنان مندرس را اعدام کردند (لاپیدوس ، ص ٦١١).
متعاقب کودتا، کمیتة اتحاد ملی قدرت را به دست گرفت . این کمیته در ١٣٤٠ش /١٩٦١، قانون اساسی جدیدی که متضمن آزادیهای بیشتر بود تصویب و جانشین قانون اساسی ١٣٠٢ ش / ١٩٢٣ کرد. در فضای باز سیاسی دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠، گسترش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و افزایش فعالیتهای سیاسی ، به بحرانهای سیاسی و درگیری احزاب انجامید. مهندسان و کارگران صنعتی وارد مبارزة سیاسی شدند. حرکت وسیع کارگری ، بویژه پس از تشکیل حزب کارگران در ١٣٤٦ ش / ١٩٦٧، آغاز شد. با فعال شدن احزاب چپ گرا و راست گرای افراطی ، فعالیت نیروهای سیاسی خشونت آمیز و ایدئولوژیک شد. در ١٣٥٠ ش / ١٩٧١ ارتش که نظام پارلمانی را در تنش زدایی از احزاب و گروههای ناهمگن ، ناتوان می دید، با اعلام شرایط ویژه ، ادارة کشور را به مدت دو سال به دست گرفت (قاسمی ، ص ١٤٢، ١٤٧؛
لاپیدوس ، ص ٦١٢؛
احمد، ص ١٤٣ـ١٤٧).
تضادهای سیاسی و ایدئولوژیک دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠، در دهة بعد شدت یافت و حزبهای جدیدی با گرایشهای گوناگون تشکیل شدند، مانند حزب دموکراتیک (حامی سرمایه داری و تقسیم اراضی ) و حزب حرکت ملی * (نخبه گرا و فاشیست ) که راست گرا بودند، حزب کارگران ترک و گروههای کارگری که چپ گرا و طرفدار مائو و هوادار شوروی بودند، حزب سلامت ملی که اسلام گرا بود. حکومتها بویژه از ١٣٥٢ ش / ١٩٧٣ تا پایان دهه ، ائتلافی و ناهمگن بودند. دو حزب بزرگتر در مجلس ، حزب جمهوری خواه خلق و حزب عدالت ، برای تشکیل حکومت نیازمند حضور احزاب کوچکتر با گرایشهای متضاد بودند (لاپیدوس ، همانجا).
اقتصاد ترکیه ، به وامهای خارجی متکی بود. نظام اقتصادی به گونه ای بود که موجب تضاد منافع سرمایه داران داخلی و کارگران و کشاورزان می شد. افزایش قیمت نفت و رکود اقتصاد اروپا، که پیامد آن کاهش تقاضا برای نیروی کار از ترکیه بود، بر بیکاری و تورم اقتصادی افزود. پس از آنکه ترکیه در زمان
نخست وزیریِ بولِنت اِجِویت (ژانویه ـ نوامبر ١٩٧٤) قبرس را اشغال کرد (١٣٥٣ ش / ١٩٧٤)، اروپا ترکیه را تحریم اقتصادی کرد و کمکهای خارجی قطع و وضع اقتصادی این کشور بحرانیتر شد. مشاجرات سیاسی به خشونتهای خیابانی در سراسر کشور انجامید و دولت از مهار اوضاع ناتوان گردید. در واکنش به چنین وضعی ، در ١٣٥٩ ش / ١٩٨٠ کودتای نظامی روی داد که آن هم به کودتای ژنرالها شهرت یافت (کرنل و سوانبرگ ، ص ١٤١ـ١٤٢؛
احمد، ص ١٧٦؛
برای اطلاع بیشتر در بارة این حوادث رجوع کنید به همان ، ص ١٤٨ـ١٨٠).
رژیم نظامی به ریاست کنعان اِوْرِن (٢٧ شهریور ١٣٥٩ ـ ١٧ آبان ١٣٦١/ ١٨ سپتامبر ١٩٨٠ ـ ٨ نوامبر ١٩٨٢) احزاب سیاسی پیشین را منحل و قانون اساسی جدیدی وضع کرد که متضمن نظام چند حزبی بود و طبق آن ، قوة مقننه از نظام دو مجلسی به تک مجلسی تغییر یافت . در انتخابات ١٣٦٢ ش / ١٩٨٣، رقابت سه حزب نوپای مام میهن و حزب خلق و حزب دموکراسی ملی ، به پیروزی حزب مام میهن به رهبری تورگوت اوزال * انجامید و اوزال نخست وزیر (٢٢ آذر ١٣٦٢ ـ ٩ آبان ١٣٦٨/ ١٣ دسامبر ١٩٨٣ ـ ٣١ اکتبر ١٩٨٩) شد. تحولات منطقه ای ، مانند پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار حکومتی مخالف با منافع غرب در این کشور و مداخلة نظامی شوروی در افغانستان (٦ دی ١٣٥٨/ ٢٧ دسامبر ١٩٧٩)، اهمیت راهبردی ترکیه را نزد امریکا (دولت ریگان ) افزایش داد و سبب حمایت گستردة امریکا، بویژه حمایت مالی آن ، از برنامه های
اقتصادی اوزال شد ( > مطالعات جهانی : خاورمیانه < ، ص ١٤٣؛
احمد، ص ٢٠٦ـ٢٠٧). طی دهة ١٣٦٠ ش / ١٩٨٠، با حمایت نظامیان و پشتیبانی امریکا، برنامة اصلاحات اقتصادی بازار آزاد و توسعة صادرات ، تمرکززدایی و کاهش دیوان سالاری در نظام اداری و سیاستهای جدید فرهنگی ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) به اجرا در آمد (احمد، ص ١٨٣، ٢٠٦ـ٢١٠؛
> مطالعات جهانی : خاورمیانه < ، همانجا؛
کوکِر، ص ٧١). در ٩ آبان ١٣٦٨/ ٣١ اکتبر ١٩٨٩ با بر کناری ژنرال کنعان اورن ، تورگوت اوزال به ریاست جمهوری ترکیه انتخاب شد. طی دهة ١٣٦٠ش /١٩٨٠ دگرگونیهای اجتماعی بسیاری در ترکیه ، بویژه در جامعة شهری آن ، به وجود آمد که بیشتر ناشی از تحولات اقتصادی بود. طبقة بورژوا قدرت گرفت و به ساختار سیاسی ، راه یافت . درنتیجه ، رویکرد جدیدی نسبت به ایدئولوژی و فرهنگ به وجود آمد که از ارزشهای سرمایه داری و لیبرالیسم تأثیر پذیرفته بود (احمد، ص ٢٠٨ـ٢١٠).
با مرگ اوزال در ١٣٧٢ش / ١٩٩٣ منازعة سیاسی درازمدت میان او و سلیمان دِمیرِل ، نخست وزیر (٩ نوامبر ١٩٨٩ـ١٧ آوریل ١٩٩٣)، پایان یافت و دمیرل به مقام ریاست جمهوری
(٥ مه ١٩٩٣ـ ٦ مه ٢٠٠٠) رسید. انتخابات جدید برگزار شد؛
در این انتخابات خانم تانسو چیللَر، رهبر حزب راه راست ، نخست وزیر شد (شهریور ١٣٧٢ـ ١٣٧٥/ سپتامبر ١٩٩٣ـ ١٩٩٦) و در ائتلافی ناپایدار با حزب جمهوری خلق ، دولت خود را تشکیل داد. در انتخابات مجلس ملی در آذر ١٣٧٤/ دسامبر ١٩٩٥، که نقطة عطفی در تحولات دهة ١٣٧٠ ش / ١٩٩٠ بود، حزب اسلام گرای رفاه به رهبری نجم الدین اَرْبَکان با ١٥٨ کرسی در مقابل حزب راه راست با ١٣٥ کرسی و حزب مام میهن با ١٣٢ کرسی به پیروزی رسید. اربکان نخست وزیر (اردیبهشت ١٣٧٥ ـ اسفند ١٣٧٦/ آوریل ١٩٩٦ ـ مارس
١٩٩٧) شد و پس از ائتلاف با حزب راه راست به رهبری چیللر حکومت تشکیل داد. او در این دوره با کشورهای اسلامی مناسبات نزدیکتری برقرار کرد و طرح تشکیل گروه کشورهای اسلامی ، به نام «گروه هشت »، را پیشنهاد داد و در داخل کشور نیز سیاستهای اسلامی چون لغو ممنوعیت حجاب در مدارس را به اجرا در آورد. نظامیان در برابر سیاستها و اقدامات اربکان واکنش سختی نشان دادند. فشار فزایندة نظامیان و مخالفت احزاب لائیکِ هوادار آنها در مجلس ، وضع بغرنج سیاسی ، که کودتای سفید نامیده شده ، علیه حکومت اربکان پدید آورد و منجر به سرنگونی حکومت وی در اسفند ١٣٧٦/ مارس ١٩٩٧ شد. سپس مسعود ییلماز، رهبر حزب مام میهن ، به نخست وزیری رسید (آوریل ١٩٩٧ـ١٩٩٩). او به سرکوب اسلام گرایی ، گسترش روابط با غرب و تحکیم روابط با اسرائیل مبادرت نمود (اطهری ، ص ١٥ـ١٦؛
> مطالعات جهانی : خاورمیانه < ، ص ١٤٩).
در ٢٩ فروردین ١٣٧٨/ ٨ آوریل ١٩٩٩، انتخابات مجلس ملی برگزار شد و احزاب راست گرای مام میهن و راه راست ، که در ساختار سیاسی جایگاه برجسته ای داشتند، از حزب چپ گرای سوسیال دموکرات (با ١٣٦ کرسی از ٥٥٠ کرسی ) و حزب ملی گرای حرکت ملی (با ١٢٩ کرسی ) شکست خوردند و بولنت اجویت ، رهبر حزب سوسیال دموکرات ، در ائتلاف با احزاب حرکت ملی و مام میهن ، دولت خود را تشکیل داد (نسیم فر، ص ١٢ـ١٧؛
«ترکیه و بحرانهای تازه سیاسی »، ص ١).
در پایان دورة هفت سالة ریاست جمهوری سلیمان دمیرل ، بولنت اجویت لایحه ای به نام «فرمول ٥ + ٥» به مجلس پیشنهاد داد که در صورت تصویب ، متضمن ادامة ریاست جمهوری دمیرل برای یک دورة پنج ساله بود. با ردّ این لایحه دولت ائتلافی دچار بحران سیاسی شد. سرانجام ، رهبران احزاب سیاسی مجلس در مورد ریاست جمهوری احمد نَجْدَت سِزَر، حقوقدان برجسته و رئیس دادگاه قانون اساسی ، توافق کردند و در ١٧ اردیبهشت ١٣٧٩/ ٦ مه ٢٠٠٠، پس از سه بار رأی گیری ، نجدت سزر رئیس جمهور ترکیه شد («ترکیه و انتخاب رئیس جمهوری جدید»، ص ١٢؛
«رئیس جمهور جدید ترکیه بر گسترش دمکراسی در این کشور تأکید کرد»، ص ١٦).
ساختار سیاسی و قضایی . حکومت ترکیه از نوع جمهوری دموکراسی پارلمانی است . مطابق قانون اساسی ١٣٦١ ش / ١٩٨٢ و اصلاحیة ١٣٧٤ش / ١٩٩٥، قوة قانونگذاری از مجلس کبیر ملی تشکیل می شود که ٥٥٠ نماینده دارد. نمایندگان از طریق انتخابات برای دوره ای پنج ساله به مجلس راه می یابند. قوة مجریه را رئیس جمهور و شورای وزیران (نخست وزیر و وزیران ) اداره می کنند. مجلس ، رئیس جمهور را برای یک دورة هفت سالة تجدیدناپذیر انتخاب می کند. رئیس جمهور رئیس هیئت دولت است و شورای مشورتی دولتی با سی عضو، به وی مشورت می دهند. قوة مجریه مرکّب است از رئیس جمهور، اعضای شورای امنیت ملی و هیئت دولت . اعضای شورای امنیت ملی عبارت اند از: نخست وزیر، رئیس ستاد مشترک ارتش ، وزیر دفاع ملی ، وزیر امورخارجه ، و فرماندهان سه نیروی زمینی و دریایی و هوایی و فرمانده ژاندارمری . رئیس جمهور ریاست این شورا را برعهده دارد. در ساختار سیاسی ترکیه ارتش حافظ اصول کمالیسم بویژه اصل لائیسیته است ( > قانون اساسی کشورهای جهان < ، ج ١٩، ذیل «ترکیه »: ( قانون اساسی ١٩٨٢ ) ، بخش ٣، فصل ١، قوة مقننه ، مواد ٧٥ـ١٠٠، ص ٢٧ـ٣٩، فصل ٢، قوة مجریه ، مواد ١٠١ـ١١٧، ص ٣٩).
قوة قضاییه شامل دیوان کشور، دادگاههای اداری و نظامی و کیفری و دادگاههای عالی مانند دادگاه قانون اساسی و دادگاه عالی نظامی است . دیوان کشور در رأس تشکیلات قضایی قرار دارد. تشکیل احزاب سیاسی آزاد است به این شرط که بر مبنای نژاد و طبقه شکل نگرفته و، به کمونیسم و فاشیسم و اصول گرایی مذهبی متعهد نبوده و با اتحادیه های تجاری پیوند نداشته باشند (همان ، فصل ٣، قوة قضاییه ، مواد ١٣٨ـ١٦٠، ص ٥٧ ـ٦٩، اصلاحیة قانون اساسی ١٩٩٥، مادّة اصلاحی ٧٥، ص ٥).
سیاست خارجی . به رغم تغییرات سیاست خارجی ترکیه ، به اقتضای تحولات منطقه ای و بین المللی ، اصول سیاست خارجی این کشور متأثر از اصول کمالیسم (اصول آتاتورک ؛
غرب گرایی و ملی گرایی ) است . تاکنون بیشتر دولتهای ترکیه ، سیاست گرایش به غرب را دنبال کرده اند و بر همین اساس ، همواره بر عضویت ترکیه در اتحادیة اروپا اصرار داشته اند (قاسمی ، ص ١٩١، ٢١١؛
انصاری ، ص ٢٦٩). ترکیه از درگیرشدن در جنگ جهانی دوم اجتناب کرد. پس از جنگ ، حملات سیاسی و ضد ترک شوروی به ترکیه ، این کشور را به سوی غرب سوق داد. از آذر ١٣٢٦/ مه ١٩٤٧، کمکهای اقتصادی و نظامی امریکا به ترکیه آغاز شد و در مرداد ١٣٢٨/ اوت ١٩٤٩، ترکیه عضو شورای اروپا گردید. موضع ترکیه در هواداری از غرب چنان بود که در ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠، برای حمایت از کرة جنوبی در جنگ با کرة شمالی و چین ، به آنجا نیروی نظامی فرستاد. در ١٣٣١ ش / ١٩٥٢، ترکیه عضو ناتو شد و در ١٣٣٤ ش / ١٩٥٥، به عنوان مؤسس پیمان بغداد * ، که بعداً سنتو ( رجوع کنید به پیمان مرکزی ، سازمان * ) نام گرفت ، سیاست پیروی از غرب را ادامه داد. این سیاست طی دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠، به سبب حمایت نکردن
غرب از موضع ترکیه در قبال قبرس ، تغییر کرد. در ١٣٤٠ ش / ١٩٦١، با اعلام استقلال قبرس از سلطة بریتانیا، اختلاف ترکیه و یونان بر سر جامعة ترک قبرس شدت یافت و به جنگ ترکیه و یونان انجامید (١٣٤٦ ش / ١٩٦٧). پس از آنکه در ٢٩ تیر ١٣٥٣/ ٢٠ ژوئیة ١٩٧٤، ترکیه قبرس را اشغال کرد، امریکا همة کمکهای خود را به ترکیه قطع و از ١٣٥٤ تا ١٣٥٧ ش / ١٩٧٥ـ ١٩٧٨ این کشور را تحریم تسلیحاتی کرد (قاسمی ، ص ١٩٧، ٢١٢؛
انصاری ، ص ٥٨ ـ٥٩؛
برای اطلاع بیشتر در بارة ترکیه و مسئلة قبرس رجوع کنید به همان ، ص ٢٥٥ـ٢٦٤).
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ١٣٥٧ ش / ١٩٧٩ و اشغال افغانستان در ١٣٥٨ ش / ١٩٨٠، غرب برای تقویت منافع خود و احتمالاً استفاده از ترکیه به جای ایران در ترتیبات امنیتی منطقه ، از کودتای ١٣٥٨ش / ١٩٨٠ نظامیان در ترکیه بهره جست و از آنان حمایت کرد. پس از کودتا روابط آنکارا و واشنگتن گسترش یافت (احمد، ص ٢٠٦ـ٢٠٧؛
قاسمی ، ص ٢١٢).
با کاهش اهمیت راهبردی ترکیه پس از جنگ سرد و با توجه به تواناییهای جدید اقتصادی آن ، این کشور سیاست نگاه به شرق را در پیش گرفت که شامل فعال شدن در آسیای مرکزی ، خاورمیانه و بالکان بود ( رجوع کنید به فولر و لِسر، ص ٩١، ٩٩ـ١٠٠؛
عطایی ، ص ١٠٨ـ١١٢). فروپاشی اتحاد شوروی و بلوک شرق و حملة عراق به کویت (هر سه در ١٣٧٠ش / ١٩٩١)، برای سیاست خارجی ترکیه فرصتها و محدودیتهای جدّی به وجود آورد. از دیدگاه امریکا و کشورهای غربی ، ترکیه می توانست پل ارتباطی دنیای غرب با جمهوریهای مستقل آسیای مرکزی و قفقاز و الگوی سیاسی ـ اقتصادی مناسبی برای این سرزمینها باشد. امریکا کوشید با حمایت از نقش جدید ترکیه در این منطقه ، نفوذ ایران را، که موجب رشد اسلام گرایی در منطقه می شد، محدود سازد. اقدامات
گستردة ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز از یکسو، و امضای پیمانهای نظامی و امنیتی با اسرائیل از سوی دیگر حاکی از این نگرش تازه است (عطایی ، ص ١٠٧ـ ١٢١؛
رابینز ، ص ٥٩٣، ٦١٠؛
> مطالعات جهانی : خاورمیانه < ، ص ١٤٩).
روابط ترکیه با سوریه ، عراق ، ایران ، قبرس و ارمنستان در منطقة سرحدات بحرانی بوده است . موضوع کردها و مسئلة آب از عوامل مهم ایجاد بحران در روابط با عراق و سوریه و ایران است (عطایی ،ص ١١٨ـ١١٩؛
دربارة مسئلة آب رجوع کنید به نهازی ، ص ٥٩ ـ٧٠).
مسئلة کردها، از معضِلات امنیت ملی ترکیه است که ریشة اصلی آن ، به سیاست دولت ترکیه در هویت زدایی قومی از کردها باز می گردد. این سیاست از آغاز تأسیس جمهوری ترکیه تاکنون اعمال شده است . کردهای ترکیه در قالب گروهها و سازمانهای فعال سیاسی ، از هویت قومی خود دفاع کرده و برای کسب حقوق سیاسی و اجتماعی ، به مبارزات سیاسی و
مسلحانه متوسل شده اند. حزب کارگران کردستان * ، به نام «پ . ک . ک .»، به رهبری عبداللّه اوجالان (دستگیر شده در ٢٦ بهمن ١٣٧٧)، نقش عمده ای در این مبارزه ها داشته است ( رجوع کنید به قاسمی ، ص ١٩٩ـ٢٠١، ٢٠٤ـ ٢٠٦؛
بشیکچی ، ص ٩٩ـ ١١٨ و جاهای دیگر). روابط ترکیه با ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ، که مقارن با اوج گیری ناآرامیهای اجتماعی در ترکیه بود، فراز و نشیبهایی داشته است . از ١٣٦١ ش / ١٩٨٢ روابط سیاسی دو کشور از کارداری به سفارت ارتقا یافت . موضع ترکیه طی جنگ عراق با ایران حفظ بی طرفی بود و به سبب همسایه بودن با هر دو کشورِ در حالِ جنگ ، روابط اقتصادی گسترده ای با آنها ایجاد کرد. در حال حاضر مناسبات ترکیه با ایران ، به رغم پاره ای سوءتفاهمها در مورد فعالیت گروههای اسلام گرا مانند حزب اللّه ترکیه ، بر اساس اصل حسن هم جواری و در چارچوب اصول سازمان همکاری اقتصادی (اکو) است .
انعقاد قرارداد صادرات بیست میلیارد دلار گاز به ترکیه در مدت ٢٢ سال ، در زمرة مهمترین قراردادهای تجاری ایران و ترکیه است (حیدرزاده نایینی ، ص ١٣٦). پیوند و آشنایی ترکیه با زبان و ادب فارسی و فرهنگ ایران سابقه ای دیرینه دارد. توجه به زبان فارسی در دانشگاههای ترکیه در مقایسه با سایر زبانهای شرقی در حد مطلوب است و آموزش این زبان پس از زبان عربی در ردة دوم اهمیت قرار دارد ( آشنایی با اوضاع اجتماعی و فرهنگی ترکیه ، ص ٥٤ ـ ٥٨). از ١٣٦٤ تا ١٣٦٦ ش / ١٩٨٥ ـ ١٩٨٧، بین ایران و ترکیه برنامة مبادلات فرهنگی تنظیم و اجرا گردید که مشتمل بر همکاری دانشگاهها (اعطای بورس تحصیلی ) و موزه ها و کتابخانه ها و صدا وسیما و مراکز فرهنگی و هنری در کشور است (قاسمی ، ص ٢٣٥ـ٢٣٩، ٢٤٢، ٢٥٤).
دین و دولت در ترکیه . نخستین قانون اساسی ترکیه در ١٣٠٣ ش / ١٩٢٤ اسلام را دین رسمی کشور اعلام کرد، اما در اصلاحات قانونی ١٣٠٧ ش / ١٩٢٨ این مادّه حذف شد و در بازنگری قانون اساسی در ١٣١٦ ش / ١٩٣٧، اصل لائیسیته (جدایی دین از سیاست ) از اصول بنیادی ترکیه شناخته شد. در ١٣٦١ ش / ١٩٨٢، هنگام تدوین قانون اساسی جدید، نیز بر این اصل تأکید شد (انتخابی ، ص ١٧؛
> قانون اساسی کشورهای جهان < ، ج ١٩، ذیل «ترکیه »، مقدمه ).
بنا بر آمار ١٣٧٧ ش / ١٩٩٨، بیش از ٩٩% مردم ترکیه مسلمان اند. از این تعداد ٧٠ تا ٨٠% اهل سنّت و بیشتر پیرو مذهب حنفی اند. شمار علویان * ، بزرگترین اقلیت مذهبی ، بالغ بر بیست میلیون تن است و تعداد شیعیان بیش از ٥ر١ میلیون تن تخمین زده شده است (کرنل و سوانبرگ ، ص ١٣٢؛
تشیع در ترکیه ، ص ٩). حنفی مذهبان بیشتر در مرکز و غرب ترکیه ، و شافعیان (عمدتاً کردها) با جمعیتی کمتر از حنفیان در مناطق شرقی سکونت دارند. علویان بیشتر در شهرهای ولی اورمان ، سیواس ، آنکارا، تونجلی ، ارزروم ، آماسیا، آلازیق ، قهرمان ماراش ، مَلطیه و توکات زندگی می کنند شیعیان در استانهای شرقیِ آغدیر و قارْص در اکثریت اند و در استانهای ازمیر و آنکارا و استانبول در اقلیت اند ( تشیع در ترکیه ، همانجا؛
طلایه ، ص ٦٥؛
آشنایی با اوضاع اجتماعی و فرهنگی ترکیه ، ص ١٨).
با آنکه دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعی ترکیه در قرن چهاردهم /بیستم ، جامعه ای کثرت گرا و ملی و غیرمذهبی به وجود آورده ، اسلام همچنان منبعی ارزش بخش و مؤثر در رفتار سیاسی و اجتماعی بخش بزرگی از جامعه است (لاپیدوس ، ص ٦١٤؛
نیز رجوع کنید به توران ، ص ٣١ـ٥٢؛
حیدرزاده نایینی ، ص ٢٤٧، ٢٤٩). طریقتها، جنبشها و گروهها و سازمانهای اسلامی ، بویژه در دهة
١٣٧٠ ش / ١٩٩٠، در داخل و خارج ترکیه و در امور فرهنگی و اقتصادی و گاه سیاسی حضور فعال داشته اند. طریقتهای برجستة سنّی (شامل نقشبندیه * ، نورچی / نورجو/ نورجیگری * ، فتح اللّه چی که شاخة اصلی و فعال نورچی است ، و سلیمانچی ) و طریقتهای بَکتاشیه * و نُصَیری (وابسته به فرقة علوی ) در ترکیه فعال اند ( آشنایی با اوضاع اجتماعی و فرهنگی ترکیه ، ص ٢٣ به بعد؛
انتخابی ، ص ٢٥ـ٢٦). فعالیت برخی از کانونها و سازمانهای اسلامی در کشورهای اروپایی ، بویژه آلمان ، بیشتر بازتاب فعالیتهای گروههای داخل کشور است . از جمله این سازمانها، گروه ملی گورُوش وابسته به حزب رفاه (سابق )، فدراسیون ترک وابسته به حزب حرکت ملی و اتحادیة جماعات اسلامی به ریاست جمال الدین کاپلان است (قاسمی ، ص ٣١ـ٣٢). سازمانها و احزاب مهم اسلام گرا (مانند سازمان جهاد اسلامی ترکیه ، حزب آزادی بخش اسلامی (حزب التحریرالاسلامیه )، جنبش انتقام اسلامی ، انقلابیون اسلامی کُرد، حزب اللّه ترکیه و چریکهای اسلامی ترک ) فعالیتهای سیاسی مخفیانه دارند ( > اسلام و گروههای اسلامی < ، ص ٢٥٥ـ٢٥٦).
امور و تعلیمات دینی و اخلاقی زیرنظر سازمان امور دیانت است . این سازمان با تشکیلات بسیار گسترده اش ، پس از وزارتخانه های کشور و وزارت دفاع ملی ، مقام سوم را دارد. آموزش دینی ، که پس از استقرار نظام جمهوری ممنوع شده بود، به طور غیرقانونی انجام می گرفت ، اما بتدریج در قالب مدارسِ امام ـ خطیب و آموزشگاههای قرآن و دانشکدة الاهیات مشروعیت نسبی یافت . همچنین آموزش دینی به صورت محدود
در برنامة درسی مدارس دولتی گنجانده شده است . نمازهای جمعه و جماعات را ائمة جمعه و جماعات که در استخدام سازمان دیانت اند و بیشتر از فارغ التحصیلان مدارس امام ـ خطیب اند، در قالبی صرفاً عبادی اقامه می کنند ( رجوع کنید به امام ـ خطیب * ، مدارس ). در ترکیه روز عید قربان و فطر تعطیل رسمی است (قاسمی ، ص ٢٨؛
آشنایی با اوضاع اجتماعی و فرهنگی ترکیه ، ص ٣١ـ٣٩).
فرآیند عرفی کردن دولت و تا حد کمتری جامعه ، رسماً در چارچوب اندیشه و برنامة اصلاحی تنظیمات * آغاز شد و تا هنگام تشکیل جمهوری در ١٣٠٢ ش / ١٩٢٣ تداوم یافت . دولتمردان عثمانی می کوشیدند از طریق اصلاحات ، حکومت در حال زوال خود را حفظ کنند، اما جمهوری خواهان با اعتقاد به اجرای کامل برنامة غربی ساختن جامعه ، از موضع قدرت سیاسی و نظامی اقدام می کردند. جمهوری خواهان ، و در رأس آنها مصطفی کمال آتاتورک غربی شدن جامعه را نشانة پیشرفت می دانستند (لوئیس ، ص ٢٦٨ـ٢٦٩؛
کرنل و سوانبرگ ، ص ١٢٩).
روند غربی سازی که با اعلام جمهوری و الغای سلطنت در ١٣٠٢ ش / ١٩٢٣ آغاز شده بود، پس از سرکوب قیام شیخ سعید در ١٣٠٤ش / ١٩٢٥، شتاب گرفت ( رجوع کنید به شیخ سعید * ، قیام ). پس از الغای مقام معنوی و نمادین خلافت در خرداد ١٣٠٣/ مارس ١٩٢٤، اقداماتی اساسی صورت گرفت (از ١٣٠٤ تا ١٣٠٨ ش / ١٩٢٥ـ١٩٢٩) تا اسلام از حیات سیاسی واجتماعی جامعه حذف شود و عناصر ملی گرایی ترک جانشین هویت اسلامی گردد. مهمترین این اقدامات عبارت بودنداز: غیرقانونی خواندن نهادهای آموزشی سنّتی بویژه مدارس علمیة دینی ، تأسیس وزارت آموزش عمومی ، تأسیس سازمان اموردیانت که متولی امر آموزش و اجرای مراسم دینی بود، انحلال طریقتهای تصوف ، لغو قانون شریعت اسلامی و نهادن قانون مدنی برگرفته از قانون سوئیس به جای آن ، ایجاد تغییر در نظام حقوقی خانواده و ارث ، تغییردادن خط از عربی به لاتین ، و تغییردادن گاه شمار اسلامی به تقویم گریگوری (لاپیدوس ، ص ٦٠٨؛
> اسلام و گروههای اسلامی < ، ص ٢٥١؛
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به لوئیس ، ص ٢٦٥ـ٢٧٩).
این اقدامات اصلاحی موفقیتی در بر نداشت و جامعه را به نخبگان متجدد سکولار شهری و تودة روستایی معتقد به اسلام تقسیم کرد. سبب اصلی این ناکامی ، اقدام حکومت برای قطع ریشه های عمیق سنّت و نهادهای کهن دینی بود، بدون آنکه بتواند الگوهای اندیشه ای حاکم بر جامعه را تغییر دهد (انتخابی ، ص ٢٠ـ٢١؛
کرنل و سوانبرگ ، همانجا؛
قاضی اغلو، ص ٦).
با استقرار فضای باز سیاسی ناشی از نظام چندحزبی و قدرت گرفتن حزب دموکرات در دولت و مجلس در ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠، محدودیت فعالیتهای اسلامی کاهش یافت ، آموزش مذهبی در مدارس ابتدایی از سرگرفته شد، مساجد با حمایت دولت رونق گرفت و فعالیت طریقتهای تصوف آزاد شد. در دهة ١٣٣٠ ش / ١٩٥٠، طریقتهای جدیدی چون تجانیه و نورچی و سلیمانچی به وجود آمد. آنان می خواستند که اسلام اساس حکومت باشد (لاپیدوس ، ص ٦١١؛
> اسلام و گروههای اسلامی < ، ص ٢٥٢). در فضای سیاسی دهة ١٣٤٠ش /١٩٦٠، که در مقایسه با دهة قبل آزادتر بود، سیاست در احزاب راست و چپ جنبة ایدئولوژیک یافت . احزاب راست افراطی ، مانند حزب اقدام ملی که از اسلام به مثابه اهرم فشاری بر ضد احزاب چپ بهره برداری می کرد، با جلب هواداری اکثریت سنّی مذهب ، در برابراحزاب چپ که اقلیت علوی حامی آنان بودند، صف آرایی کردند و بدین ترتیب بی ثباتی سیاسی و خشونت در جامعه فزونی گرفت ( > اسلام وگروههای اسلامی < ، همانجا؛
> دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل "Turkey" ). در ١٣٤٦ ش / ١٩٦٧، گروهی از سیاستمداران اسلام گرای حزب عدالت ، به رهبری نجم الدین اربکان (مرید محمدزُهدی کُتْکُو، پیر طریقت نقشبندیه )، حزب نظم ملی را بنیاد گذاشتند که نخستین حزب اسلام گرا بود، اما نظامیان آن را در ١٣٥٠ ش / ١٩٧١ منحل کردند. این حزب بار دیگر در ١٣٥١ش /١٩٧٢، با عنوان سلامت ملی ، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. با پیروزی حزب سلامت ملی در انتخابات ١٣٥٢ش /١٩٧٣، برای نخستین بار در تاریخ جمهوری ترکیه اسلام رسماً به عرصة قدرت سیاسی راه یافت . حضور این حزب در دولتهای ائتلافی دهة ١٣٥٠ش / ١٩٧٠، گواه این بود که اسلام گرایان پایگاه اجتماعی مستحکم
دارند. با حضور حزب سلامت ملی در سیاست ، برنامه های احیای دینی دهة ١٣٥٠ش / ١٩٧٠ ادامه یافت و اسلام گرایان در ساختار سیاسی راه یافتند (کرنل و سوانبرگ ، ص ١٤١؛
> اسلام وگروههای اسلامی < ، ص ٢٥٢ـ ٢٥٣).
پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر افکار عمومی مردم ترکیه تأثیر گذاشت و عموم مردم گرایش داشتند حزبی به قدرت برسد که تمایلات اسلامی داشته باشد. حزب اسلام گرای رفاه در ١٣٦٢ ش / ١٩٨٣ در چنین فضایی تأسیس شد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا).
در اوایل دهة ١٣٦٠ ش / ١٩٨٠، با حمایت قاطع نظامیان حاکم ، ایدئولوژی حاکمان «تلفیق عناصر ترک ـ اسلامی » شد. این آموزه در دهة ١٣٥٠ ش / ١٩٧٠ در آثار فکری کانون روشنفکران ، شامل نخبگان فرهنگی و دولتمردان و دیوان سالاران طراز اول ترکیه ، قوام یافته بود. نظامیان ، که جریانهای سیاسی چپ را بزرگترین تهدید برای جمهوری می انگاشتند، با مطرح کردن این آموزه در قالب ایدئولوژیک ، می خواستند فعالیتهای اسلامی را احیا کنند تا تهدید مذکور خنثی ' شود. بر اساس این آموزه ، اسلام و هویت ترک ، فرهنگ ملی ترک را می ساخت . بر اساس مادّة ٢٤ قانون اساسی ١٣٦١ ش / ١٩٨٢، برای نخستین بار در تاریخ جمهوری ترکیه ، آموزش دینی از دبستان تا دبیرستان همگانی و اجباری شد. ورود دانش آموختگان مدارس امام ـ خطیب به دانشگاهها در تمامی رشته ها، جز رشته های نظامی ، آزاد و بر تعداد مساجد و مدارس دینی افزوده شد (احمد، ص ٢١٤، ٢١٩ـ٢٢١؛
انتخابی ، ص ٣٤ـ ٣٥؛
کرنل و سوانبرگ ، ص ١٣٠ـ١٣١).
در دهة ١٣٧٠ ش / ١٩٩٠، پایگاه اجتماعی اسلام گرایان محکمتر گردید و برنامه ها و سیاستهای حزب رفاه با اقبال فزایندة مردم روبرو شد. این حزب در انتخابات شهرداریها (١٣٧٣ ش / ١٩٩٤) و بویژه در انتخابات مجلس (١٣٧٤ ش / ١٩٩٥) به پیروزی قاطع دست یافت (کرنل و سوانبرگ ، ص ١٤٤ـ١٤٥؛
نیز رجوع کنید به رفاه * ، حزب ). با قوّت گرفتن فعالیتهای اسلامی ، احزاب لائیک و چپ گرا در ائتلاف با نظامیان ، سیاست سرکوب و اعمال محدودیت بر اسلام گرایی را در پیش گرفتند (اطهری ، ص ١٦ـ١٧). برخی از اقدامات آنان عبارت بوده است از: مبارزة دائم با مظاهر اسلامی چون حجاب ، حذف اربکان از قدرت سیاسی ، انحلال حزب رفاه ، تصویب قانون هشت سالة تعلیمات اجباری و بسته شدن دوره های ابتدایی و راهنمایی مدارس امام ـ خطیب ، زندانی کردن نویسندگان اسلامی و مسلمانان معترض به دین زدایی ، و ترغیب طریقتهایی که با تمسک به دین یا ملیت گرایی ، به نحوی به خدمت اصول آتاتورک درمی آیند («طریقتها در ترکیه »، ص ١٤ـ١٧).
مراکز آموزشی و فرهنگی ، مطبوعات و رسانه ها. نظام آموزشی ترکیه شامل نهادهای آموزش ابتدایی و دبیرستان و مدارس امام ـ خطیب و آموزش فنی و تربیت معلم و آموزش بزرگسالان و آموزش عالی است .
مراکز آموزش عالی ، عمدتاً دولتی و مشتمل بر دانشگاهها و مدارس حرفه ای عالی است . مهمترین دانشگاههای ترکیه عبارت اند از: دانشگاه استانبول و دانشگاه مرمره (هر دو در استانبول ) و دانشگاه آتاتورک و دانشگاه فنی خاورمیانه (هر دو در آنکارا) (قاسمی ، ص ٥٠ـ٥٥). زبان رسمی برخی از دانشگاهها، از جمله دانشگاه بُسفر (بُغاز ایچی ) در استانبول و دانشگاه بیلکند (در آنکارا) انگلیسی است .
کتابخانة جامع سلیمانیه در استانبول و کتابخانة ملی در آنکارا، کتابخانة دولتی بایزید در استانبول ، کتابخانة دانشگاه فنی خاورمیانه ، کتابخانة مرکزی دانشگاه استانبول بزرگترین کتابخانه های ترکیه به شمار می روند. این کشور دارای بیش از ١٥٠ موزه است که مهمترین آنها عبارت اند از: موزة آدانا، موزة آماسیه ، موزه و آرامگاه آتاتورک در آنکارا، موزة تمدنهای آناطولی ، موزة مسجد ایا صوفیه و موزة طوپقاپی سرای (همان ، ص ٦٣ـ٦٤، ٦٨ـ٧١؛
آشنایی با اوضاع اجتماعی و فرهنگی ترکیه ، ص ٤٠ـ٤١، ٤٣). در ترکیه حدود نهصد نشریة ادواری وجود دارد که بیش از نیمی از آنها در استانبول و آنکارا و ازمیر منتشر می شود. حدود سیصد نشریه دارای دیدگاههای اسلامی است . مطبوعات دیگر به ارزشهای غربی و دموکراسی و عرفی سازی و حقوق بشر گرایش دارند. نگرش انتقادی به غرب ــ که فضای غالب مطبوعات در دهه های ١٣٤٠ و ١٣٥٠ ش / ١٩٦٠ و ١٩٧٠ بود و جریانهای سیاسی و فرهنگی ملی گرا و چپ آن را تبلیغ می کردند ــ در دهة ١٣٦٠ ش / ١٩٨٠ کم شد، اما همچنان در مطبوعات اسلام گرایان وجود دارد ( آشنایی
با اوضاع اجتماعی و فرهنگی ترکیه ، ص ٤٨؛
> دستینة سیاسی < ، ص ٩٣٨؛
آلپای ، ص ٦٩ـ٩١). با تأسیس صدها فرستندة رادیویی و شبکة تلویزیونی خصوصی در اواخر دهة ١٣٦٠ ش / ١٩٨٠، از اهمیت مطبوعات ، بویژه مجلات کاسته شد. صاحبان روزنامه های پرشمار، چون صباح و حریت و ملیت ، شبکه های تلویزیونی و خبری تأسیس کردند. در ١٣٧٧ ش / ١٩٩٨، دو رسانة رقیب ، دوغان و بیلگین ، بر حدود ٩٠% رسانه های ترکیه تسلط داشتند. سیاست این دو گروه ، به رغم رقابت تنگاتنگشان ، حمایت از حکومت لائیک و
گروههای لیبرال است . گروه دوغان ، صاحب دو روزنامة ملیت و حریت و شبکة تلویزیونی دی و خبرگزاری حریت و دهها مجله است . گروه بیلگین ، صاحب روزنامة صباح و شبکة تلویزیونیِ ای و خبرگزاری صباح و مجلات متعدد است . فعالیت رسانه های اسلام گرا کمتر از ١٠% است . برخی از این رسانه ها عبارت اند از: روزنامه های ملی گازته (وابسته به حزب رفاه )، زمان (وابسته به طریقت فتح اللّه چی )، ترکیه (متعلق به گروه اقتصادی اخلاص )، هفته نامه های آکسیون و جمعه ، شبکه های تلویزیونی شبکة وی ، دمساژ، و «سامان یولو» (همگی وابسته به طریقت فتح اللّه چی ؛
«نگاهی به رسانه های گروهی ترکیه »، ص ٢٤ـ٣٠؛
«گروه اقتصادی اخلاص »، ص ٢٠؛
«نگاهی به نشریات هفتگی ترکیه »، ص ٢٠ـ٢٤).
( برای آگاهی از معماری و هنر اسلامی در ترکیه ، پیش از دورة جدید رجوع کنید به عثمانی * ، حکومت )
منابع :
(٩) آشنایی با اوضاع اجتماعی و فرهنگی ترکیه ، گزارش رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران ، آنکارا ١٣٧٥ ش ؛
(١٠) اسداللّه اطهری ، «آیا ترکیه جامعه ای نظامی است ؟»، در سلسله مقالات خاورمیانه شناسی ، ش ١٦، تهران : مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه ، ١٣٧٦ ش ؛
(١١) نادر انتخابی ، «دین و دولت در ترکیه : از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو ، ش ٢٥ (مرداد١٣٧٤)؛
(١٢) جواد انصاری ، ترکیه در جستجوی نقشی تازه در منطقه ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٣) اسماعیل بشیکچی ، مسأله ی کردستان در ترکیه و عراق ، ترجمة محمد رئوف مرادی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١٤) «ترکیه و انتخاب رئیس جمهوری جدید»، اطلاعات ، ش ٢١٩٠٢، ١٧ اردیبهشت ١٣٧٩؛
(١٥) «ترکیه و بحران های تازه سیاسی »، اطلاعات ، ش ٢١٨٧٩، ٢٠ فروردین ١٣٧٩، ضمیمه ؛
(١٦) تشیع در ترکیه ، ویژه نامة ٣ واحد تدوین و نشر مرکز اطلاع رسانی و خدمات رایانه ای معاونت پژوهشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١٧) محمدرضا حیدرزاده نایینی ، تعامل دین و دولت در ترکیه ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(١٨) آلاسدیر درایسدل و جرالد هنری بلیک ، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا ، ترجمة درّه میرحیدر، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٩) ریچارد رابینسون ، جمهوری اول ترکیه ، ترجمة ایرج امینی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢٠) «رئیس جمهور جدید ترکیه بر گسترش دمکراسی در این کشور تأکید کرد»، اطلاعات ، ش ٢١٩٠٢، شنبه ١٧اردیبهشت ١٣٧٩؛
(٢١) «طریقتها در ترکیه »، چشم انداز ، سال ١،ش ١٠ (دی ١٣٧٦)؛
(٢٢) طلایه : نگاهی به وضعیت فرهنگی و تبلیغی ترکیه ، نشریة ادارة کل اعزام مبلّغ به خارج از کشور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، تهران ( بی تا. ) ؛
فرهاد عطایی ، «نگرش
(٢٣) جدید در سیاست منطقه ای ترکیه »، فصلنامه مطالعات خاورمیانه ، سال ٦، ش ٣ (پاییز ١٣٧٨)؛
(٢٤) صابر قاسمی ، ترکیه ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٤ ش ؛
(٢٥) «گروه اقتصادی اخلاص »، بولتن فرهنگی مرکز اطلاع رسانی وخدمات رایانه ای معاونت پژوهشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، سال ٣، ش ٢٢ (شهریور ١٣٧٨)؛
علی نسیم فر،
(٢٦) «انتخابات پارلمانی ترکیه : چشم اندازهای آینده »، دیدگاهها و تحلیلها: ماهنامة دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، سال ١٣، ش ١٢٦ (خرداد ١٣٧٨)؛
(٢٧) «نگاهی به رسانه های گروهی ترکیه »، بولتن فرهنگی مرکز اطلاع رسانی و خدمات رایانه ای معاونت پژوهشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، سال ٣، ش ٢٢ (شهریور ١٣٧٨)؛
(٢٨) «نگاهی به نشریات هفتگی ترکیه »، در همان منبع ؛
(٢٩) غلامحسین نهازی ، بحران آب در خاورمیانه ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٣٠) Feroz Ahmad, The making of modern Turkey , New York ١٩٩٤;
(٣١) ì ahin Alpay, "Journalists: cautious democrats" , in Turkey and the west: changing political and cultural identities , ed. Metin Heper, Ay í e خncد and Heinz Kramer, London ١٩٩٣;
(٣٢) Constitutitons of the countries of the world , Vol.١٩ ed. A. P. Blaustein and G. H. Flanz, Dobbs Ferry, N. Y. :Oceana publications, ١٩٩٧;
(٣٣) Svante Cornell and Ingvar Svanberg, "Turkey", in Islam outside the Arab world , ed. David Westerlund and Ingvar Svanberg, Richmond: Curzon, ١٩٩٩;
(٣٤) Graham E. Fuller and Ian O. Lesser, Turky's new geopolitics: from the Balkans to western China , Boulder ١٩٩٣;
(٣٥) Global studies: the Middle East , compiled by William Spencer, Guilford, Conn: Dushkin, ١٩٩٨;
(٣٦) Islam and Islamic groups: a world wide reference guide , ed. Farzana Shaikh, London ١٩٩٢;
(٣٧) Ay í e Kadiog § lu, "Republican epistemology and Islamic discourses in Turkey in the ١٩٩٠s", The Muslim world , LXXXVIII, no. ١(Jan. ١٩٩٨);
(٣٨) Levent Kخker, "National identity and state legitimacy: contradictions of Turkey's democratic experience", in Civil society democracy and the Muslim world , ed. Elisabeth عzdalga and Sune Persson, Istanbul: Swedish Research Institute, ١٩٩٧;
(٣٩) Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies , Cambridge ١٩٩١;
(٤٠) Bernard Lewis , The emergence of modern Turkey , ٢nd ed., London ١٩٦٨;
(٤١) The Oxford encyclopedia of modern Islamic world , ed. John L. Esposite, New York ١٩٩٥, s.v. "Turkey" (by Feroz Ahmad);
(٤٢) Political handbook of the world: ١٩٩٨ , ed. Arthur S. Banks and Thomas C. Muller, New York: CSA pubs , ١٩٩٨;
(٤٣) Philip Robins, "Between sentiment and self-interest: Turkey's policy toward Azerbaiy ¨ an and the Central Asian states", The Middle East journal , vol.٤٧, no.٤ (Autumn ١٩٩٣);
(٤٤) I.lter Turan, "Religion and political culture in Turkey", in Islam in modern Turkey: religion, politics and literture in a secular state , ed. Richard Tapper, London: I. B. Tauris, ١٩٩١.
/ جواد کریمی /