دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٥٠
پانف / پانوف (با نام مستعار تانه ) ، از مبارزان نهضت مشروطیت ایران . از تاریخ تولد و مرگ و زندگی خصوصی او چیزی دانسته نیست . اصلاً ارمنی و از اهالی بلغارستان بود (براون ،ص ٢١٣ـ٢١٤) که به قولی تابعیت روسیه را داشت ( وحید ،ص ( ٢٠٩ ) ؛ قس فخرائی ، ص ٢٦١ که او را تبعة بلغارستان گفته است ). پدرش در زندان عثمانی مرد و خواهر و برادرش به دست ترکان کشته شدند (براون ، ص ٢١٤) و خود او پیش از سفر به ایران ، در مقدونیه جزو دستة موزیک و به گفتة الموتی (ص ٦٢) کارمند ادارة مالیه و به گفتة ملکزاده (ج ٥، ص ١٠٧٢) عضو حزب سوسیال دموکرات روسیه بود. پانف در نیمة اول ١٣٢٧، اندکی پس از کودتای محمدعلی شاه ، به عنوان خبرنگار روزنامة روسکویه سلوو در مسکو ( مبارزه با محمدعلی شاه ، ص صدم ،٣٠٦) و رچ ، ارگان حزب «کادِت » در سن پطرزبورگ ، به ایران آمد (براون ، همانجا؛ نوائی ، ص ٢٢؛ رسول زاده ، توضیحات و تعلیقات ، ص ٣١٥، ش ٣٧). هارتویگ ، سفیر روسیه در ایران ، و دیگر کارکنان سفارت با رویی گشاده از او استقبال کردند، و وی که با واسطة لیاخوف موفق به دیدار با محمدعلی شاه و مصاحبه با ظل السلطان شده بود، اجازه یافت که ویرانه های بهارستان را پس از به توپ بستن مجلس (رجب ١٣٢٦) ببیند (براون ، ص ٢١٥).
سفارت روس به محض دریافت اولین شمارة رچ که در آن نخستین نامة پانف در هواداری از مشروطه خواهان درج شده بود، نسبت به وی تغییر روش داد و او را به هواداری از سوسیال دموکراتها و آنارشیستها متهم کرد (همانجا؛ مامانتوف ، ص ٩٨). در این میان گزارشهای محرمانة لیاخوف به ریاست ستاد ارتش روسیه در قفقاز که گویای مداخلات آشکار روسیه در ایران و حمایت آن دولت از دربار قاجار بود، به دست پانف افتاد (برای متن گزارشهای لیاخوف رجوع کنید به براون ، ص ٢٢١ـ٢٢٥). ترجمة فارسی این اسناد در همان زمان در روزنامة شمس استانبول چاپ شد (فخرائی ، همانجا) و یکی از آزادیخواهان روسی به نام پاولویچ ایرانسکی ، نسخة روسی آن را در یک روزنامة مخفی روسی به چاپ رساند (مامانتوف ، ص ١١٢؛ ملکزاده ، ج ٣، ص ٦٨٦ـ٦٨٧: ایوانسکی ). در پی ادامة گزارشهایی از این دست ، پانف به سفارت روسیه فراخوانده شد و به وی تذکر دادند که اخبار ایران را با نظارت کنسول روس ، پاسک ، یا مترجم سفارت ، بارانوفسکی ، بفرستد. اما مقاومت پانف دربرابر این خواست ، به اخراج وی از ایران در ذیقعدة ١٣٢٦/ دسامبر ١٩٠٨ منجر شد (براون ، ص ٢١٥ـ٢١٦؛ مامانتوف ، ص ٩٩ـ١٠٠؛ روسیه . وزارت امور خارجه ، ج ٢، ص ٤٣). در روسیه نیز وی را به اتهام همراه داشتن گذرنامة ساختگی به دو هفته زندان محکوم کردند (مامانتوف ، ص ١٠٦). پس از آزادی ، پانف همراه شیخ علی (عبدالعلی ) بیدگلی معروف به مؤید، که او را نمایندة مجتهدان نجف معرفی می کرد، به سفر در شهرهای روسیه ، بین راه سرحد ایران و پایتخت روسیه ، به افشاگری در باب سیاست دربار قاجار پرداخت تا مانع اعطای وام به محمدعلی شاه گردد (براون ، ص ٢١٧؛ فخرائی ، ص ٢٦٠ـ٢٦١؛ ملکزاده ، ج ٥، ص ١٠٢٩ـ١٠٣١). اندکی بعد، پانف به ایران بازگشت تا در انقلاب گیلان شرکت جوید. برخی نیز او را فرستادة کمیتة باکو برای یاری رساندن به انقلاب گیلان دانسته اند (فخرائی ، ص ١١٦؛ نوائی ، ص ٤٣).
پانف در واقعة باغ مدیریه در ١٦ محرم ١٣٢٧ که به کشته شدن آقابالاخان سردار افخم ، حاکم مستبد گیلان ، منجر شد نقش بسزایی داشت (شریف کاشانی ، ج ٢، ص ٣٩١) و کمیتة ستار که برای انتظام امور و حمله به تهران تشکیل شده بود، کمیسیون مخفی جنگ را با عضویت ابراهیم خان منشی زاده ، معزالسلطان ، سیدعلی مرتضوی ، یپرم ، والیکو گرجی ، احمد صادقف (قازان چاپی ) و پانف تشکیل داد (کسروی ، ص ١٦؛ فخرائی ، ص ٢٦٢؛ قس دیوسالار، ص ٥٩ که اشاره می کند تمام اختیارات پیش از تشکیل کمیسیون به خود پانف داده شده بود). نام پانف در همین روزها در صورت خرج و دادة کمیتة ستار نیز به چشم می خورد («شرح خرج کمیتة ستار»، ص ٢٨٥). وی که ریاست ستاد زرادخانة ارتش ملی را به عهده داشت ، بر استقرار توپخانه در رشت و مین گذاری جادة رشت ـ منجیل نظارت داشت (روسیه . وزارت امورخارجه ، ج ٢، ص ١٠٣، گزارش لیاخوف در ٨ صفر ١٣٢٧/ ١٤ فوریة ١٩٠٩). نقش او در وقایع این دوره چنان بود که از وی در زمرة رهبران آتی نهضت ( خواندنیها ، ص ٢١) و پیش از یپرم به عنوان نامزد ریاست نظمیة دولت مشروطه نام برده می شد (شریف کاشانی ، ج ٢، ص ٣٨٩ـ٣٩١). پس از آنکه مجاهدین گیلان به فرماندهی سپهدار تنکابنی قزوین را فتح کردند، یپرم با کنسول روس ملاقات کرد. والیکو، پانف و میرزا کوچک خان به عنوان اعتراض به این دیدار از قزوین به رشت بازگشتند (فخرائی ، ص ٢٦٠). کمیتة ستار نیز عمل یپرم را محکوم کرد و با عذرخواهی از مجاهدان آنان را به قزوین بازگرداند، ولی پانف به اردو بازنگشت (همانجا). از دیگر سو مماشات سپهدار تنکابنی با حامیان نظام استبدادی پیشین ـ کسانی چون شعاع السلطنه ـ بدگمانی و رنجش بیشتر پانف را برانگیخت (شریف کاشانی ، ج ٢، ص ٣٨٩ـ٣٩٠). بتدریج میان او و یپرم و سپهدار دشمنی بالا گرفت و به برخوردهای مسلحانه میان طرفداران دو جناح در رشت منجر شد (حاج سیدجوادی ، ص ١٤٤). پانف گزارشی به قفقاز فرستاد و کمیتة قفقاز، نمایندگانی از جمله محمدامین رسول زاده را برای تحقیق به گیلان فرستاد (کسروی ، ص ١٢؛ فخرائی ، ص ٢٦٢). سرانجام ، به پیشنهاد پانف یا تصمیم کمیتة قفقاز (حاج سیدجوادی ، ص ١٤٥؛ نوائی ، ص ٢١) و به قولی با تلاش سپهدار و یپرم (همانجاها؛ شریف کاشانی ، ج ٢، ص ٣٩١)، وی برای گسترش انقلاب رهسپار مازندران شد و به سرکردگی تنی چند از جمله میرزا محمد حسین زاده ، لطف علی خان مؤدب السلطان معروف به موسیوشارل سمینو، میرزا عبدالله (معروف به یک دست )، و احمد صادقُف ، از رشت بیرون آمد و پس از یک شب توقف در انزلی از طریق دریا راه مازندران را در پیش گرفت . گروه کوچک انقلابی در مشهدسر (بابلسر کنونی ) توقف کردند. آنان پس از قطع سیمهای تلگراف و تصرف گمرکخانه ، اسلحة موجود و موجودی گمرکخانه را پس از پرداخت مواجب مستخدمان ضبط کردند (ملکزاده ، ج ٥، ص ١٠٧٤ـ١٠٧٦). سپس به بارفروش (بابل ) رفتند و آنجا را به تصرف درآوردند اما پانف زخمی شد و به مشهدسر بازگشت و در هشتم فروردین راهی بندر گز شد (فخرائی ، همانجا؛ کسروی ، ص ١٦ـ١٧؛ رسول زاده ، ص ١٠٦ـ ١٠٨). او که از موافقت شیخ محمدحسین ، مجتهد استرآباد، با نهضت مشروطه آگاه بود (فخرائی ، ص ٢٦٣؛ ملکزاده ، ج ٥، ص ١٠٧٥)، با تنی چند از همراهانش به استرآباد رفت (بریتانیا. وزارت امورخارجه ، ج ٢، ص ٥٣٠؛ کسروی ، ص ١٧). و با مصادرة ذخیرة مهمات آنجا و ارسال اسلحه به روستاها (مقصودلو، ج ١، ص ١١٦) کوشید تا زمینة قیام مسلحانه را فراهم آورد. در همین حال از آنجا که مازندران تنها راه گریز محمدعلی شاه بود، ترکمنهای هوادار شاه با پشتیبانی خانهای محلی که از توسعه و تعمیق قیام بیمناک شده بودند، برای رفع خطر جدی مجاهدان در صدد حمله به استرآباد برآمدند. پانف کوشید رهبران ترکمنها را به همکاری با انجمن استرآباد و همراهی با مشروطه خواهان برانگیزد اما نتوانست (همان ، ج ١، ص ١١٩؛ کسروی ، ص ١٧ـ ١٨). سرانجام استرآباد به تصرف ترکمنها درآمد و عملیات مازندران درهم شکسته شد (رسول زاده ، ص ١٣٠؛ براون ، ص ٢١٩ـ٢٢٠). پانف در نبرد زخمی شد و به روایتی در پایان آن از بیم گرفتاری به دست دشمن با شلیک گلوله ای خودکشی کرد (گزارش روزنامة دیلی تلگراف به نقل براون ، ص ٢١٩ـ٢٢٠). اما این روایت را شواهد و گزارشهای دیگر نقض کرده است . به گفتة کسروی (همانجا) وی پس از نومیدی از پیروزی ، به قنسولگری روس پناهنده شد و از مرز عشق آباد به روسیه گریخت و، سرانجام به استانبول رفت . ملکزاده (ج ٥، ص ١٠٧٦) به حضور مجدد او در ایران و در اردوی فتح تهران اشاره کرده است . شواهد بعدی مؤید سخن کسروی است ، زیرا علاوه بر خبر ایران نو (سال ١، ش ١٩، ٢٩ شعبان ١٣٢٧، ص ٤، به نقل رسول زاده ، توضیحات و تعلیقات ص ٣١٨) دربارة سفر او به استانبول ، حمید سیاح در نامه ای به تاریخ ١٢ صفر ١٣٢٧/ ٥ مارس ١٩٠٩، به این نکته اشاره کرده است که بسیاری را در تهران به جای او دستگیر کرده اند و بنابراین ظاهراً خبر مرگ وی تأیید نشده بوده است . در تلگراف تاهباز از استانبول در ٢٥ شعبان ١٣٢٧ از ارتباط پانف با انجمن سعادت سخن رفته است ( مبارزه بامحمدعلی شاه ، ص ٣٩٠ـ٣٩١). الموتی حضور پانف و همسرش را در کنگرة شرق متذکر شده است .
منابع :
(١) ضیاءالدین الموتی ، فصولی از تاریخ مبارزات سیاسی و اجتماعی ایران : جنبشهای چپ ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢) بریتانیا. وزارت امورخارجه ، کتاب آبی : گزارشهای محرمانة وزارت امور خارجة انگلیس دربارة انقلاب مشروطة ایران ، چاپ احمد بشیری ، تهران ١٣٦٢ـ ١٣٦٩ ش ؛
(٣) حسن حاج سیدجوادی ، «نقش گیلان در انقلاب مشروطیت »، در کتاب گیلان ، ج ٢، تهران : گروه پژوهشگران ایران ، ١٣٧٤ ش ؛
(٤) خواندنیها ، سال ٥، ش ٣٨ (٢٢ اردیبهشت ١٣٢٤)؛
(٥) علی دیوسالار، بخشی از تاریخ مشروطیت : فتح تهران و اردوی برق ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٦) محمدامین رسول زاده ، گزارش هایی از انقلاب مشروطیت ایران ، ترجمة رحیم رئیس نیا، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٧) روسیه . وزارت امورخارجه ، کتاب نارنجی : گزارش های سیاسی وزارت خارجه روسیه تزاری دربارة انقلاب مشروطة ایران ، ج ١، ترجمة حسین قاسمیان ، چاپ احمد بشیری ، تهران ١٣٦٧ش ، ج ٢، ترجمة فتح الله دیده بان و دیگران ، چاپ احمد بشیری ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٨) «شرح خرج کمیتة ستار» در یاسنت لویی رابینو، مشروطة گیلان ، چاپ محمد روشن ، رشت ١٣٦٨ ش ؛
(٩) محمدمهدی شریف کاشانی ، واقعات اتفاقیه در روزگار ، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٠) ابراهیم فخرائی ، گیلان در جنبش مشروطیت ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١١) احمد کسروی ، تاریخ هجده سالة آذربایجان ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(١٢) ن .پ .مامانتوف ، بمباران مجلس شورای ملی در سال ١٣٢٦ هجری قمری ، حکومت تزار و محمدعلی شاه ، ترجمة شرف الدین قهرمانی ، چاپ همایون شهیدی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٣) مبارزه با محمدعلی شاه : اسنادی از فعالیتهای آزادیخواهان ایران در اروپا و استانبول در سالهای ١٣٢٦ـ ١٣٢٨ قمری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٩ش ؛
(١٤) حسینقلی مقصودلو، مخابرات استراباد ، چاپ ایرج افشار و محمد رسول دریاگشت ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٥) مهدی ملکزاده ، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٦) عبدالحسین نوائی ، «سلسله مقالات فتح تهران »، ماهنامة اطلاعات ، سال ٣، ش ٢ (١٣٢٩ ش )؛
(١٧) وحید ، سال ٥، ش ٢ (بهمن ١٣٤٦)؛
Edward Granville Browne, The Persian revolution of ١٩٠٥-١٩٠٩, New York ١٩٦٦.
/ افسانه منفرد /