تاریخ طبیعی < خود رجوع کنید به > فرهنگ لاتینی آکسفورد < ذیل واژه های "tisana" و "oryza" ) اما دیسقوریدوسِ سابق الذکر و جالینوس * نامدار (129ـ199 میلادی ) که نوشته هایشان (از طریق ترجمة عربی ) بیش از همه در پزشکی و صیدنة اسلامی مؤثر بوده است ، نخستین دانشمندان دورة میلادی بودند که اندک توضیح مستقلی هم دربارة برنج داده اند. دیسقوریدوس ، علاوه بر ذکر وجود نان برنج ، می گوید (به نقل ابن بیطار، همانجا): « ( برنج ) در نیزارها («آجام ») و جایهای نمناک می روید. «قلیل الغِذاء» است . ( عبارت امروزی ، ارزش غذایی و پروتئین و چربی آن کم است . ) قابض شکم است .» جالینوس می گوید (به نقل ابن بیطار، ص 18ـ 19): «در برنج اندکی قابضیّت هست و ازینرو شکم را به طور معتدل قبض می کند ( ... ) همة مردم در وقت حاجت به قبض مزاج ، آن را به کاربرده مانندِ خَنْدَروس می پزند. هضم آن دشوارتر از گوارش خندروس و غذائیت آن کمتر است ، و در خوشمزگی به پای خندروس نمی رسد. قابضیت اندکی که در آن هست در پوستة سرخ آن است . برنج غذائیتش از گندم کمتر است ، و اگر آن را چنان بپزند که لِه شود و مانند «ماءالشعیر» گردد، خوردنش برای سوزش ناشی از اخلاط صفرایی در شکم خوب است .» ابن بیطار سپس نوشته های کمابیش کوتاه شش تن از قدما و حکمای عربی نویس دورة اسلامی را دربارة برنج نقل کرده است (همانجا)، مثلاً یوحنابن ماسَوَیه (متوفی در 243)، ماسَرجُویَه (به نقل از الحاوی محمدبن زکریّای رازی ) و اسحاق بن سلیمان اسرائیلی (متوفی در حدود 320). این منقولات توسّع و تنوّع تدریجی دانش و تجارب دانشمندان را در باب برنج نشان می دهد. یکی دیگر از آنان که ابن بیطار سخنشان را نقل کرده ، عیسی بن ماسَه بَصری (متوفی 275)، از جمله می گوید: «هندیان عقیده دارند که برنج اگر با شیر تازة گاو خورده شود، بهترین و سودمندترین خوراکها است ، و اگر کسی برای خوراک فقط به آن اکتفاء کند، عُمرش دراز می شود.» همة این نوشته ها زماناً مقدّم بر کهنترین پزشکی نامة فارسیِ بازمانده است ، یعنی هدایة المتعلّمین فی الطّب ، تألیف اخوینی بُخاری (متوفی در حدود 373 ؟)، که برنج وصف مستقّلی در آن ندارد ولی با نام کرنج یا کرینج به عنوان یکی از «ادویة دوائی خشک » و معمولاً همراه با چیزهایی دیگر در درمان بیماریهای گوناگونی تجویز شده است ، مثلاً: سُرفه (ص 312)، «احتباس الحیض » (ص 520)، «ادرار الحیض » (ص 525، 530)، «اسهال صفراوی » و «ریش روذگانیها» (ص 162، 393)، «اسهال بلغمی » (ص 394)، صَرع کودکانِ شیرخوار (ص 252)، «سُدّة جگر» (ص 447)، «قُروح الرَّحم » (ص 536)، «سَحج البطن » (ص 407ـ409)، و قولنج (ص 428)؛ و شیر برنج ، با نامِ «کرنج / کرینج بِشیر»، به عنوان خوراک رژیمیِ در علاج سنگِ کلیه (ص 493)، «زلق الامعاء» (ص 398) و «سحج البطن » (ص 406، 411). در قدیمترین کتاب فارسی دربارة «مُفردات ادویه »، یعنی کتاب الابنیة عَن حقائق الادویة ، که در همان قرن چهارم تألیف یافته ، مؤلف ، ابومنصور علی هروی ، بسیاری از معلومات پیشینیان خود را در بارة طبیعت و خواصّ برنج به فارسی گردآورده و مطالب ظاهراً تازه ای هم (مثلاً برخی از آراء حکماء هند در مقایسة برنج و گندم ) بیان کرده است . از جمله ، می گوید (ص 6): « ( ... ) کرنج از دو گونه است : سپید و سرخ . اما سپید گرم و خشک است اندر میانة درجة اول ، و سرخ گرم و خشک است اندر اول درجة دوم . و آنچه سپید باشد بیشتر به کار دارند زیرا که به اعتدال نزدیکتر است و معده را قوت دهد و طبیعت را ببندد، بستنی معتدل ( ... ) . و چون کرنج خُرد بسایند و با آب خربزه بخیسانند و در روی مالند، کَلَف و بَرَش بِبَرد ( ... ) . بوی دهان خوش گرداند ( ... ) . و زود متغیر نگردد چون گندم ، و اگر او را در پوست بگذارند جائی که نَم بِدو نرسد، ابد الدّهر بماند، و گندم به خلاف این است ( ... ) .» برای آگاهی بیشتر از وسعت و تنوّع معلومات عَمَلی و داروشناختیِ گرد آمده دربارة برنج در طیّ حدود نُه قرن ، رجوع کنید به مخزن الادویه ، تألیف محمدحسین عقیلی علوی در 1183. منابع : (40) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه 1320 ش ) ؛ (41) ابن بیطار، الجامع لمفردات الادویة والاغذیة ، بولاق 1291؛ (42) ربیع بن احمد اخوینی بخاری ، هدایة المتعلّمین فی الطّب ، چاپ جلال متینی ، مشهد 1344 ش ؛ (43) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1319 ش ؛ (44) احمدبن حلاّ ج بسحاق أطمعه ، دیوان ، چاپ میرزاحبیب اصفهانی ، استانبول 1303، چاپ افست شیراز 1360 ش ؛ (45) محمدمؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه 1402 ) ؛ (46) محمدحسین بن محمدهادی عقیلی علوی شیرازی ، مخزن الادویه ، کلکته 1844، چاپ افست تهران 1371 ش ؛ (47) موفق بن علی هروی ، الابنیة عن حقایق الادویة ، بتصحیح احمد بهمنیار، چاپ حسین محبوبی اردکانی ، تهران 1346 ش ؛ (48) Oxford Latin dictionary , ed. P. G. W. Glare, Oxford 1983; (49) Andrew M. Watson, Agricultural innovation in the early Islamic world , Cambridge 1983. / هوشنگ اعلم / برنج در روایات و احادیث . اشاراتی به ارزش غذایی و دوایی برنج یافت می شود. مثلاً، امام رضا علیه السلام از پیامبر اسلام صلی اللّه علیه وآله وسلّم روایت کرده است که «سیّدُ طعام (أهل ) الدنیا والا´خرة اللّحُم ثمّ الاُرُزّ» («برترین خوراکِ ( اهل ) این جهان و آخرت گوشت و سپس برنج است »؛ به نقلِ ابن بابویه ، ج 1، ص 38، ش 79؛ مجلسی ، ج 63، ص 260، ش 1)، و حدیثی که امام صادق علیه السلام در تجلیل برنج از پیامبر روایت کرده است (مجلسی ، ج 63، ص 261ـ262، ش 6، به نقل از دعوات راوندی ) : «أوّلُ حَبّةٍ اَقَرَّت للّه بِالواحدانیّة ، ولی بالنبوّة ، و لاِخی علیٍّ بِالوصیّة ، و لاُِمّتی الموحّدینَ بِالجنّة ، الارز... کلُّ شیٍ أخرَجت الارضُ فَفیه داءٌ و شفاءٌ اِلاّالارز، فإنّه شفاءٌ لاداءَ فیه ... لَو کان الارزُّ رَجلاً لَکان حلیماً... إنّ الارز یُشبِعُ الجائعَ و یُمری الشَّبْعانَ» («نخستین دانه ای که به یگانگی خدا، پیامبریِ من ، وصایت برادرم علی و به بهشت برای امّت یکتاپرست من ، اقرار کرد، برنج بود... هر چیزی که از زمین به در می آید، در آن دردی و درمانی هست مگر برنج ، زیرا برنج ( وسیلة ) درمان است و دردی از آن برنمی خیزد... اگر برنج مَرد بود همانا مردی بردبار می بود... برنج گرسنگان را سیر می کند و سیران را سود می دارد.») روایات دیگری اشارة صریحتری به ارزش درمانی برنج دارند. محدّث نامدار، ابوجعفر احمد بَرْقی چند حدیث در این خصوص از امام صادق (علیه السلام ) آورده است ، مثلاً : «نِعْمَالطعامُ الارزُّ، و إنّا لَنَدَّ خِرهُ لِمرضانا» («برنج چه خوراک نیکویی است ! ما آن را برای بیماران خود ذخیره می کنیم »؛ ص 502، ش 626)؛ «نعم الطعام الارز؛ یوسّع الامعاءَ و یَقطع البواسیر؛ و إنّا لَنَغْبِطُ أهلَالعراق بِأکلهم الارزَّ و البُرَّ، فَإنّهما یوسّعان الامعاء و یقطعان البواسیر» («... برنج روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کند؛ ما به عراقیها رشک می بَریم که برنج وبُسر ( = خرمای رنگ گرفته اما هنوز نارس ) می خورند، زیرا این دو، روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کنند»؛ ص 504، ش 634). روایات متّحدالمضمون دیگری از امام صادق ( رجوع کنید به برقی ، ص 502 ـ 503، ش 627ـ630) حکایت از سودمندی خوراک برنج در درمان «بَطَن ذَریع » (شکمروش شدید) مزمن همراه با دل پیچه و لاغری و سستیِ ناشی از آن حکایت می کند. دستور تهیة خوراک درمانی مجرّبی از برنج بدین منظور چنین است ( رجوع کنید به همان ، ص 503، ش 633): برنج را بشویند، (در سایه ) بخشکانند، اندکی بریان کنند و نرم بکوبند و آنگاه با آن ، حَساء/حَسْو (= نوعی سوپ غلیظ ) بسازند؛ اگر خوردن چربی برای بیمار نزار شده مانعی نداشته باشد، آرد برنج مذکور را با پیه قُلوه (قلوه های بُز) بپزند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج 59، ص 172ـ174، ش 1 ـ 5). دربارة فایدة درمانی نانِ برنج (= نان با آرد برنج ) نیز کُلَینی (ج 6، ص 305) دو روایت نقل کرده است ، یکی از امام رضا علیه السلام حاکی از این که سودمندترین خوراک برای مَسلولان ، نان برنج است ، و دیگری از امام صادق علیه السلام ، بدین عبارت : «أطعِموا الَمْبطونَ خُبْزَ الارز فَما دَخلَ جَوفه شی ٌ أنفعُ منه ؛ أما، إنّه یدبغ المعدةَ و یَسُلُّالداءَ سَلاًّ» («به بیمار مبتلا به شکمروش و اسهال نان برنج بخورانید زیرا چیزی سودمندتر از آن به اندرون وی وارد نمی شود؛ آری ، برنج معده را دبّاغی و ( شکمْ ) درد را بِنرمی دفع می کند»). منابع : (50) ابن بابویه ، عیون أخبار الرضا ، چاپ حسین اعلمی ، بیروت 1404/ 1984؛ (51) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ محدث ارموی ، قم ( تاریخ مقدمه 1331 ش ) ؛ (52) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفّاری ، بیروت 1401؛ (53) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت 1403/ 1983. / هوشنگ اعلم / "> تاریخ طبیعی < خود رجوع کنید به > فرهنگ لاتینی آکسفورد < ذیل واژه های "tisana" و "oryza" ) اما دیسقوریدوسِ سابق الذکر و جالینوس * نامدار (129ـ199 میلادی ) که نوشته هایشان (از طریق ترجمة عربی ) بیش از همه در پزشکی و صیدنة اسلامی مؤثر بوده است ، نخستین دانشمندان دورة میلادی بودند که اندک توضیح مستقلی هم دربارة برنج داده اند. دیسقوریدوس ، علاوه بر ذکر وجود نان برنج ، می گوید (به نقل ابن بیطار، همانجا): « ( برنج ) در نیزارها («آجام ») و جایهای نمناک می روید. «قلیل الغِذاء» است . ( عبارت امروزی ، ارزش غذایی و پروتئین و چربی آن کم است . ) قابض شکم است .» جالینوس می گوید (به نقل ابن بیطار، ص 18ـ 19): «در برنج اندکی قابضیّت هست و ازینرو شکم را به طور معتدل قبض می کند ( ... ) همة مردم در وقت حاجت به قبض مزاج ، آن را به کاربرده مانندِ خَنْدَروس می پزند. هضم آن دشوارتر از گوارش خندروس و غذائیت آن کمتر است ، و در خوشمزگی به پای خندروس نمی رسد. قابضیت اندکی که در آن هست در پوستة سرخ آن است . برنج غذائیتش از گندم کمتر است ، و اگر آن را چنان بپزند که لِه شود و مانند «ماءالشعیر» گردد، خوردنش برای سوزش ناشی از اخلاط صفرایی در شکم خوب است .» ابن بیطار سپس نوشته های کمابیش کوتاه شش تن از قدما و حکمای عربی نویس دورة اسلامی را دربارة برنج نقل کرده است (همانجا)، مثلاً یوحنابن ماسَوَیه (متوفی در 243)، ماسَرجُویَه (به نقل از الحاوی محمدبن زکریّای رازی ) و اسحاق بن سلیمان اسرائیلی (متوفی در حدود 320). این منقولات توسّع و تنوّع تدریجی دانش و تجارب دانشمندان را در باب برنج نشان می دهد. یکی دیگر از آنان که ابن بیطار سخنشان را نقل کرده ، عیسی بن ماسَه بَصری (متوفی 275)، از جمله می گوید: «هندیان عقیده دارند که برنج اگر با شیر تازة گاو خورده شود، بهترین و سودمندترین خوراکها است ، و اگر کسی برای خوراک فقط به آن اکتفاء کند، عُمرش دراز می شود.» همة این نوشته ها زماناً مقدّم بر کهنترین پزشکی نامة فارسیِ بازمانده است ، یعنی هدایة المتعلّمین فی الطّب ، تألیف اخوینی بُخاری (متوفی در حدود 373 ؟)، که برنج وصف مستقّلی در آن ندارد ولی با نام کرنج یا کرینج به عنوان یکی از «ادویة دوائی خشک » و معمولاً همراه با چیزهایی دیگر در درمان بیماریهای گوناگونی تجویز شده است ، مثلاً: سُرفه (ص 312)، «احتباس الحیض » (ص 520)، «ادرار الحیض » (ص 525، 530)، «اسهال صفراوی » و «ریش روذگانیها» (ص 162، 393)، «اسهال بلغمی » (ص 394)، صَرع کودکانِ شیرخوار (ص 252)، «سُدّة جگر» (ص 447)، «قُروح الرَّحم » (ص 536)، «سَحج البطن » (ص 407ـ409)، و قولنج (ص 428)؛ و شیر برنج ، با نامِ «کرنج / کرینج بِشیر»، به عنوان خوراک رژیمیِ در علاج سنگِ کلیه (ص 493)، «زلق الامعاء» (ص 398) و «سحج البطن » (ص 406، 411). در قدیمترین کتاب فارسی دربارة «مُفردات ادویه »، یعنی کتاب الابنیة عَن حقائق الادویة ، که در همان قرن چهارم تألیف یافته ، مؤلف ، ابومنصور علی هروی ، بسیاری از معلومات پیشینیان خود را در بارة طبیعت و خواصّ برنج به فارسی گردآورده و مطالب ظاهراً تازه ای هم (مثلاً برخی از آراء حکماء هند در مقایسة برنج و گندم ) بیان کرده است . از جمله ، می گوید (ص 6): « ( ... ) کرنج از دو گونه است : سپید و سرخ . اما سپید گرم و خشک است اندر میانة درجة اول ، و سرخ گرم و خشک است اندر اول درجة دوم . و آنچه سپید باشد بیشتر به کار دارند زیرا که به اعتدال نزدیکتر است و معده را قوت دهد و طبیعت را ببندد، بستنی معتدل ( ... ) . و چون کرنج خُرد بسایند و با آب خربزه بخیسانند و در روی مالند، کَلَف و بَرَش بِبَرد ( ... ) . بوی دهان خوش گرداند ( ... ) . و زود متغیر نگردد چون گندم ، و اگر او را در پوست بگذارند جائی که نَم بِدو نرسد، ابد الدّهر بماند، و گندم به خلاف این است ( ... ) .» برای آگاهی بیشتر از وسعت و تنوّع معلومات عَمَلی و داروشناختیِ گرد آمده دربارة برنج در طیّ حدود نُه قرن ، رجوع کنید به مخزن الادویه ، تألیف محمدحسین عقیلی علوی در 1183. منابع : (40) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه 1320 ش ) ؛ (41) ابن بیطار، الجامع لمفردات الادویة والاغذیة ، بولاق 1291؛ (42) ربیع بن احمد اخوینی بخاری ، هدایة المتعلّمین فی الطّب ، چاپ جلال متینی ، مشهد 1344 ش ؛ (43) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1319 ش ؛ (44) احمدبن حلاّ ج بسحاق أطمعه ، دیوان ، چاپ میرزاحبیب اصفهانی ، استانبول 1303، چاپ افست شیراز 1360 ش ؛ (45) محمدمؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه 1402 ) ؛ (46) محمدحسین بن محمدهادی عقیلی علوی شیرازی ، مخزن الادویه ، کلکته 1844، چاپ افست تهران 1371 ش ؛ (47) موفق بن علی هروی ، الابنیة عن حقایق الادویة ، بتصحیح احمد بهمنیار، چاپ حسین محبوبی اردکانی ، تهران 1346 ش ؛ (48) Oxford Latin dictionary , ed. P. G. W. Glare, Oxford 1983; (49) Andrew M. Watson, Agricultural innovation in the early Islamic world , Cambridge 1983. / هوشنگ اعلم / برنج در روایات و احادیث . اشاراتی به ارزش غذایی و دوایی برنج یافت می شود. مثلاً، امام رضا علیه السلام از پیامبر اسلام صلی اللّه علیه وآله وسلّم روایت کرده است که «سیّدُ طعام (أهل ) الدنیا والا´خرة اللّحُم ثمّ الاُرُزّ» («برترین خوراکِ ( اهل ) این جهان و آخرت گوشت و سپس برنج است »؛ به نقلِ ابن بابویه ، ج 1، ص 38، ش 79؛ مجلسی ، ج 63، ص 260، ش 1)، و حدیثی که امام صادق علیه السلام در تجلیل برنج از پیامبر روایت کرده است (مجلسی ، ج 63، ص 261ـ262، ش 6، به نقل از دعوات راوندی ) : «أوّلُ حَبّةٍ اَقَرَّت للّه بِالواحدانیّة ، ولی بالنبوّة ، و لاِخی علیٍّ بِالوصیّة ، و لاُِمّتی الموحّدینَ بِالجنّة ، الارز... کلُّ شیٍ أخرَجت الارضُ فَفیه داءٌ و شفاءٌ اِلاّالارز، فإنّه شفاءٌ لاداءَ فیه ... لَو کان الارزُّ رَجلاً لَکان حلیماً... إنّ الارز یُشبِعُ الجائعَ و یُمری الشَّبْعانَ» («نخستین دانه ای که به یگانگی خدا، پیامبریِ من ، وصایت برادرم علی و به بهشت برای امّت یکتاپرست من ، اقرار کرد، برنج بود... هر چیزی که از زمین به در می آید، در آن دردی و درمانی هست مگر برنج ، زیرا برنج ( وسیلة ) درمان است و دردی از آن برنمی خیزد... اگر برنج مَرد بود همانا مردی بردبار می بود... برنج گرسنگان را سیر می کند و سیران را سود می دارد.») روایات دیگری اشارة صریحتری به ارزش درمانی برنج دارند. محدّث نامدار، ابوجعفر احمد بَرْقی چند حدیث در این خصوص از امام صادق (علیه السلام ) آورده است ، مثلاً : «نِعْمَالطعامُ الارزُّ، و إنّا لَنَدَّ خِرهُ لِمرضانا» («برنج چه خوراک نیکویی است ! ما آن را برای بیماران خود ذخیره می کنیم »؛ ص 502، ش 626)؛ «نعم الطعام الارز؛ یوسّع الامعاءَ و یَقطع البواسیر؛ و إنّا لَنَغْبِطُ أهلَالعراق بِأکلهم الارزَّ و البُرَّ، فَإنّهما یوسّعان الامعاء و یقطعان البواسیر» («... برنج روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کند؛ ما به عراقیها رشک می بَریم که برنج وبُسر ( = خرمای رنگ گرفته اما هنوز نارس ) می خورند، زیرا این دو، روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کنند»؛ ص 504، ش 634). روایات متّحدالمضمون دیگری از امام صادق ( رجوع کنید به برقی ، ص 502 ـ 503، ش 627ـ630) حکایت از سودمندی خوراک برنج در درمان «بَطَن ذَریع » (شکمروش شدید) مزمن همراه با دل پیچه و لاغری و سستیِ ناشی از آن حکایت می کند. دستور تهیة خوراک درمانی مجرّبی از برنج بدین منظور چنین است ( رجوع کنید به همان ، ص 503، ش 633): برنج را بشویند، (در سایه ) بخشکانند، اندکی بریان کنند و نرم بکوبند و آنگاه با آن ، حَساء/حَسْو (= نوعی سوپ غلیظ ) بسازند؛ اگر خوردن چربی برای بیمار نزار شده مانعی نداشته باشد، آرد برنج مذکور را با پیه قُلوه (قلوه های بُز) بپزند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج 59، ص 172ـ174، ش 1 ـ 5). دربارة فایدة درمانی نانِ برنج (= نان با آرد برنج ) نیز کُلَینی (ج 6، ص 305) دو روایت نقل کرده است ، یکی از امام رضا علیه السلام حاکی از این که سودمندترین خوراک برای مَسلولان ، نان برنج است ، و دیگری از امام صادق علیه السلام ، بدین عبارت : «أطعِموا الَمْبطونَ خُبْزَ الارز فَما دَخلَ جَوفه شی ٌ أنفعُ منه ؛ أما، إنّه یدبغ المعدةَ و یَسُلُّالداءَ سَلاًّ» («به بیمار مبتلا به شکمروش و اسهال نان برنج بخورانید زیرا چیزی سودمندتر از آن به اندرون وی وارد نمی شود؛ آری ، برنج معده را دبّاغی و ( شکمْ ) درد را بِنرمی دفع می کند»). منابع : (50) ابن بابویه ، عیون أخبار الرضا ، چاپ حسین اعلمی ، بیروت 1404/ 1984؛ (51) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ محدث ارموی ، قم ( تاریخ مقدمه 1331 ش ) ؛ (52) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفّاری ، بیروت 1401؛ (53) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت 1403/ 1983. / هوشنگ اعلم / "> تاریخ طبیعی < خود رجوع کنید به > فرهنگ لاتینی آکسفورد < ذیل واژه های "tisana" و "oryza" ) اما دیسقوریدوسِ سابق الذکر و جالینوس * نامدار (129ـ199 میلادی ) که نوشته هایشان (از طریق ترجمة عربی ) بیش از همه در پزشکی و صیدنة اسلامی مؤثر بوده است ، نخستین دانشمندان دورة میلادی بودند که اندک توضیح مستقلی هم دربارة برنج داده اند. دیسقوریدوس ، علاوه بر ذکر وجود نان برنج ، می گوید (به نقل ابن بیطار، همانجا): « ( برنج ) در نیزارها («آجام ») و جایهای نمناک می روید. «قلیل الغِذاء» است . ( عبارت امروزی ، ارزش غذایی و پروتئین و چربی آن کم است . ) قابض شکم است .» جالینوس می گوید (به نقل ابن بیطار، ص 18ـ 19): «در برنج اندکی قابضیّت هست و ازینرو شکم را به طور معتدل قبض می کند ( ... ) همة مردم در وقت حاجت به قبض مزاج ، آن را به کاربرده مانندِ خَنْدَروس می پزند. هضم آن دشوارتر از گوارش خندروس و غذائیت آن کمتر است ، و در خوشمزگی به پای خندروس نمی رسد. قابضیت اندکی که در آن هست در پوستة سرخ آن است . برنج غذائیتش از گندم کمتر است ، و اگر آن را چنان بپزند که لِه شود و مانند «ماءالشعیر» گردد، خوردنش برای سوزش ناشی از اخلاط صفرایی در شکم خوب است .» ابن بیطار سپس نوشته های کمابیش کوتاه شش تن از قدما و حکمای عربی نویس دورة اسلامی را دربارة برنج نقل کرده است (همانجا)، مثلاً یوحنابن ماسَوَیه (متوفی در 243)، ماسَرجُویَه (به نقل از الحاوی محمدبن زکریّای رازی ) و اسحاق بن سلیمان اسرائیلی (متوفی در حدود 320). این منقولات توسّع و تنوّع تدریجی دانش و تجارب دانشمندان را در باب برنج نشان می دهد. یکی دیگر از آنان که ابن بیطار سخنشان را نقل کرده ، عیسی بن ماسَه بَصری (متوفی 275)، از جمله می گوید: «هندیان عقیده دارند که برنج اگر با شیر تازة گاو خورده شود، بهترین و سودمندترین خوراکها است ، و اگر کسی برای خوراک فقط به آن اکتفاء کند، عُمرش دراز می شود.» همة این نوشته ها زماناً مقدّم بر کهنترین پزشکی نامة فارسیِ بازمانده است ، یعنی هدایة المتعلّمین فی الطّب ، تألیف اخوینی بُخاری (متوفی در حدود 373 ؟)، که برنج وصف مستقّلی در آن ندارد ولی با نام کرنج یا کرینج به عنوان یکی از «ادویة دوائی خشک » و معمولاً همراه با چیزهایی دیگر در درمان بیماریهای گوناگونی تجویز شده است ، مثلاً: سُرفه (ص 312)، «احتباس الحیض » (ص 520)، «ادرار الحیض » (ص 525، 530)، «اسهال صفراوی » و «ریش روذگانیها» (ص 162، 393)، «اسهال بلغمی » (ص 394)، صَرع کودکانِ شیرخوار (ص 252)، «سُدّة جگر» (ص 447)، «قُروح الرَّحم » (ص 536)، «سَحج البطن » (ص 407ـ409)، و قولنج (ص 428)؛ و شیر برنج ، با نامِ «کرنج / کرینج بِشیر»، به عنوان خوراک رژیمیِ در علاج سنگِ کلیه (ص 493)، «زلق الامعاء» (ص 398) و «سحج البطن » (ص 406، 411). در قدیمترین کتاب فارسی دربارة «مُفردات ادویه »، یعنی کتاب الابنیة عَن حقائق الادویة ، که در همان قرن چهارم تألیف یافته ، مؤلف ، ابومنصور علی هروی ، بسیاری از معلومات پیشینیان خود را در بارة طبیعت و خواصّ برنج به فارسی گردآورده و مطالب ظاهراً تازه ای هم (مثلاً برخی از آراء حکماء هند در مقایسة برنج و گندم ) بیان کرده است . از جمله ، می گوید (ص 6): « ( ... ) کرنج از دو گونه است : سپید و سرخ . اما سپید گرم و خشک است اندر میانة درجة اول ، و سرخ گرم و خشک است اندر اول درجة دوم . و آنچه سپید باشد بیشتر به کار دارند زیرا که به اعتدال نزدیکتر است و معده را قوت دهد و طبیعت را ببندد، بستنی معتدل ( ... ) . و چون کرنج خُرد بسایند و با آب خربزه بخیسانند و در روی مالند، کَلَف و بَرَش بِبَرد ( ... ) . بوی دهان خوش گرداند ( ... ) . و زود متغیر نگردد چون گندم ، و اگر او را در پوست بگذارند جائی که نَم بِدو نرسد، ابد الدّهر بماند، و گندم به خلاف این است ( ... ) .» برای آگاهی بیشتر از وسعت و تنوّع معلومات عَمَلی و داروشناختیِ گرد آمده دربارة برنج در طیّ حدود نُه قرن ، رجوع کنید به مخزن الادویه ، تألیف محمدحسین عقیلی علوی در 1183. منابع : (40) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه 1320 ش ) ؛ (41) ابن بیطار، الجامع لمفردات الادویة والاغذیة ، بولاق 1291؛ (42) ربیع بن احمد اخوینی بخاری ، هدایة المتعلّمین فی الطّب ، چاپ جلال متینی ، مشهد 1344 ش ؛ (43) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1319 ش ؛ (44) احمدبن حلاّ ج بسحاق أطمعه ، دیوان ، چاپ میرزاحبیب اصفهانی ، استانبول 1303، چاپ افست شیراز 1360 ش ؛ (45) محمدمؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه 1402 ) ؛ (46) محمدحسین بن محمدهادی عقیلی علوی شیرازی ، مخزن الادویه ، کلکته 1844، چاپ افست تهران 1371 ش ؛ (47) موفق بن علی هروی ، الابنیة عن حقایق الادویة ، بتصحیح احمد بهمنیار، چاپ حسین محبوبی اردکانی ، تهران 1346 ش ؛ (48) Oxford Latin dictionary , ed. P. G. W. Glare, Oxford 1983; (49) Andrew M. Watson, Agricultural innovation in the early Islamic world , Cambridge 1983. / هوشنگ اعلم / برنج در روایات و احادیث . اشاراتی به ارزش غذایی و دوایی برنج یافت می شود. مثلاً، امام رضا علیه السلام از پیامبر اسلام صلی اللّه علیه وآله وسلّم روایت کرده است که «سیّدُ طعام (أهل ) الدنیا والا´خرة اللّحُم ثمّ الاُرُزّ» («برترین خوراکِ ( اهل ) این جهان و آخرت گوشت و سپس برنج است »؛ به نقلِ ابن بابویه ، ج 1، ص 38، ش 79؛ مجلسی ، ج 63، ص 260، ش 1)، و حدیثی که امام صادق علیه السلام در تجلیل برنج از پیامبر روایت کرده است (مجلسی ، ج 63، ص 261ـ262، ش 6، به نقل از دعوات راوندی ) : «أوّلُ حَبّةٍ اَقَرَّت للّه بِالواحدانیّة ، ولی بالنبوّة ، و لاِخی علیٍّ بِالوصیّة ، و لاُِمّتی الموحّدینَ بِالجنّة ، الارز... کلُّ شیٍ أخرَجت الارضُ فَفیه داءٌ و شفاءٌ اِلاّالارز، فإنّه شفاءٌ لاداءَ فیه ... لَو کان الارزُّ رَجلاً لَکان حلیماً... إنّ الارز یُشبِعُ الجائعَ و یُمری الشَّبْعانَ» («نخستین دانه ای که به یگانگی خدا، پیامبریِ من ، وصایت برادرم علی و به بهشت برای امّت یکتاپرست من ، اقرار کرد، برنج بود... هر چیزی که از زمین به در می آید، در آن دردی و درمانی هست مگر برنج ، زیرا برنج ( وسیلة ) درمان است و دردی از آن برنمی خیزد... اگر برنج مَرد بود همانا مردی بردبار می بود... برنج گرسنگان را سیر می کند و سیران را سود می دارد.») روایات دیگری اشارة صریحتری به ارزش درمانی برنج دارند. محدّث نامدار، ابوجعفر احمد بَرْقی چند حدیث در این خصوص از امام صادق (علیه السلام ) آورده است ، مثلاً : «نِعْمَالطعامُ الارزُّ، و إنّا لَنَدَّ خِرهُ لِمرضانا» («برنج چه خوراک نیکویی است ! ما آن را برای بیماران خود ذخیره می کنیم »؛ ص 502، ش 626)؛ «نعم الطعام الارز؛ یوسّع الامعاءَ و یَقطع البواسیر؛ و إنّا لَنَغْبِطُ أهلَالعراق بِأکلهم الارزَّ و البُرَّ، فَإنّهما یوسّعان الامعاء و یقطعان البواسیر» («... برنج روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کند؛ ما به عراقیها رشک می بَریم که برنج وبُسر ( = خرمای رنگ گرفته اما هنوز نارس ) می خورند، زیرا این دو، روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کنند»؛ ص 504، ش 634). روایات متّحدالمضمون دیگری از امام صادق ( رجوع کنید به برقی ، ص 502 ـ 503، ش 627ـ630) حکایت از سودمندی خوراک برنج در درمان «بَطَن ذَریع » (شکمروش شدید) مزمن همراه با دل پیچه و لاغری و سستیِ ناشی از آن حکایت می کند. دستور تهیة خوراک درمانی مجرّبی از برنج بدین منظور چنین است ( رجوع کنید به همان ، ص 503، ش 633): برنج را بشویند، (در سایه ) بخشکانند، اندکی بریان کنند و نرم بکوبند و آنگاه با آن ، حَساء/حَسْو (= نوعی سوپ غلیظ ) بسازند؛ اگر خوردن چربی برای بیمار نزار شده مانعی نداشته باشد، آرد برنج مذکور را با پیه قُلوه (قلوه های بُز) بپزند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج 59، ص 172ـ174، ش 1 ـ 5). دربارة فایدة درمانی نانِ برنج (= نان با آرد برنج ) نیز کُلَینی (ج 6، ص 305) دو روایت نقل کرده است ، یکی از امام رضا علیه السلام حاکی از این که سودمندترین خوراک برای مَسلولان ، نان برنج است ، و دیگری از امام صادق علیه السلام ، بدین عبارت : «أطعِموا الَمْبطونَ خُبْزَ الارز فَما دَخلَ جَوفه شی ٌ أنفعُ منه ؛ أما، إنّه یدبغ المعدةَ و یَسُلُّالداءَ سَلاًّ» («به بیمار مبتلا به شکمروش و اسهال نان برنج بخورانید زیرا چیزی سودمندتر از آن به اندرون وی وارد نمی شود؛ آری ، برنج معده را دبّاغی و ( شکمْ ) درد را بِنرمی دفع می کند»). منابع : (50) ابن بابویه ، عیون أخبار الرضا ، چاپ حسین اعلمی ، بیروت 1404/ 1984؛ (51) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ محدث ارموی ، قم ( تاریخ مقدمه 1331 ش ) ؛ (52) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفّاری ، بیروت 1401؛ (53) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت 1403/ 1983. / هوشنگ اعلم / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٥٢

 

بِرِنج (١) ، گیاهی یکساله از جنس اُریزا (خانوادة گندمیان ) دارای چند نوع و گونه های بسیار، بویژه برنج آسیایی ، به نام علمی اُریزا ساتیوا (موضوع اصلی این مقاله )، که دانه های آن (نیز موسوم به «برنج ») از غلاّ ت مهم و خوراک عمده ای در بسیاری از نقاط جهان است .

١) خاستگاه و واژگان . مبدأ کشت «برنج آسیایی » دقیقاً دانسته نیست ؛ پرورش آن در روزگاران کهن احتمالاً در چین ، تایلند، برمه ، آسام ، هند یا در چند جای در این نواحی آغاز یافته است . مدارکی حاکی از رواج کشت برنج (به زبان چینی : فَن ) لااقل در ٣٤٢ ، ٤ سال پیش در چین باستان در دست است ( رجوع کنید به برنج بومی افریقا، به نام علمی Steud. Oryza glaberrima ،که شاید از بیش از سه هزار سال پیش تاکنون در بعض نقاط مغرب افریقا کِشت می شود؛ واتسن ، ص ١٥٤). به هر تقدیر، برنج از هِندِ برنج خیز به ایران باستان راه یافته و سپس احتمالاً از اینجا به برخی کشورهای خاورمیانه و نزدیک و حوزة دریای مدیترانه رسیده است . منشأ هندی نامهای ایرانی و غیر ایرانی برنج دلالت بر این سیر جغرافیایی دارد. نامهای آن در زبانهای اروپایی جدید ــ مثلاً رایس انگلیسی و ری / ریز فرانسوی ــ همه به ایتالیایی قدیم ریسو/ ریزو باز می گردد، که خود از لاتینی اُریزا ، مأخوذ از اُروزُن یا اُروزا یونانی و این هم مأخوذ از ایرانی شرقی وریز * ـ است که با وریهی سنسکریت خویشاوند است (برای این اشتقاقها رجوع کنید به مثلاً، > فرهنگ مصوّر زبان انگلیسی هریتج < ، ذیل "rice" ). در دراویدی ، یعنی زبان غیرهندواروپایی بومیان هند پیش از استقرار آریاییها، برنج اَریسی نام داشت که بعید نیست وریهی صورت سنسکریت شدة آن باشد (پورداود، ص ٤٢). همچنین نامهای سامیِ برنج ــ مثلاً اُرِز در عبری و رُنْزْ/ رُزّ/ اُرُزّ/ اَرُزّ در عربی ــ و نامهای ایرانی ، مثلاً § brinj (فارسی میانه )، گُرَنْج / گُرِنْج / کُرَنج / کُرِنج (در فارسی شرقی ، یعنی در آثار نویسندگان و شاعرانی از سرزمینهای خاوری ایران قدیم ( سیستان ، خراسان ، ماوراءَ النهر ) ، مثلاً فرّخی سیستانی ، فردوسی طوسی ، سوزنی سمرقندی ، ابومنصور موفق بن علی هروی ، مؤلف کتاب الابنیة عَن حَقائق الأدویة ، و ابوریحان بیرونی ، در الصیدنة )، گرنج (در وَخی ، از گویشهای ایرانی پامیر)، وریجه / وریزه / وریژه (در پشتو، از زبانهای ایرانی شرقی )، ورنج (در سمنانی )، بینْج (در مازندرانی ، به معنای «برنج نکوبیده »)، و بِج / بیج / بُوج (در گیلکی ) نهایتاً به همان واژة مفروض ایرانی خاوری z- ¦  vr * بازمی گردد. برخی دیگر از واژه های متأخرتر مربوط به برنج نیز منشأ هندی دارند، مثلاً چَلْتوک / شَلْتوک («برنج پوست نکنده »)، از واژة هندی چَلْتو ، چَمْپا (گونه ای برنج خوشبو) از چَمْپا ی هندی (به معنایِ «گُل یاس »؛ قیاس کنید با عَنبَربو ، نام گونه ای خوشبو از برنجهای گیلان )، شالی (برنج نَدَرویده و پوست نکَنده ) از شالی هندی (همان معنی )، و چِلَو ، احتمالاً از چاوَل هندی (به معنای «برنج »، «پُلو»).

٢) انتشار پیش از اسلام . (عمدة مطالب این بخش و بخش سپسین مبتنی بر پورداود، ص ٣٦ـ٦٥، و واتسن ، ص ١٥ـ١٩، است ). در ایران دورة هخامنشی (٥٥٠ ـ٣٣٠ ق م ) برنج کاشته می شده است . یونانیان روزگار اسکندر مَقدونی (حک : ٣٣٦ـ٣٢٣ ق م ) در ایران و درّة سِند با آن آشنا شدند و سپس آن را به دیگر اروپاییان باستان شناساندند. استرابون ، جغرافیانگار یونانی (٦٣ ق م ؟ـ ٢٤م ؟)، ظاهراًبه نقل از آریستو ـ بُلوُس ، یکی از همراهان اسکندردر لشکرکشی به ایران و خاور، می گوید که برنج در ناحیة باکتریا (بَلخ )، بابیلونیا (بابل )، سوزیا (شوش ) و (به گفتة خودِ استرابون ) در «سوریای سُفلی ' » (احتمالاً = درّة رود اُردن ) نیز می رویید ( رجوع کنید به واتسن ، ص ١٥). دیودُروسِ سیسیلی ، مورّخ یونانی دیگری ، معاصر استرابون ، از فراوانی برنج و خرما در بین النهرین و ناحیة شوش (=خوزستان کنونی ) یاد کرده است . پس از دورة هخامنشی ، سَرداری چینی ، به نام چانگ کی ین ، که پس از سیاحتی طولانی در بخشهایی از مشرق ایران قدیم و جایهای دیگر در روزگار اشکانیان در ١٢٦ ق م . به چین بازگشت ، از کاشت برنج در فَرغانه ، پارتیا (تقریباً = خراسان کنونی ) و، به روایت از دیگران ، در ناحیة کَلده خبر داده است . سیّاحان چینی دیگری برنجکاری را در ایران خاوری در دورة ساسانی ، در نواحی کاشغر و خُتن و تاشکند و جز اینها گزارش کرده اند. مع ذلک ، از شواهد موجود رویهمرفته چنین برمی آید که برنج در ایران باستان و بین النهرین و خاورمیانة پیش از اسلام از مواد خوراکی بنیادی اکثریت مردم نبوده است ، و برنجکاری در نواحی مذکور تا پس از ظهور و گسترش اسلام معمول نگردید. در کتاب مقدّس ایرانیان باستان ، اوستا ، و در عَهد عتیق یهود ذکری از برنج نرفته است ، ولی اشاراتی چند در تَلمودِ اورشلیمی نشان می دهد که برنج در فلسطین (احتمالاً در درّة رود اُردن ) در روزگاری میان سده های سوم و هشتم میلادی کاشته می شده است .

٣) انتشار در دورة اسلامی قدیم . در قرون اول اسلام ، کشت برنج هر جا که در قلمرو اسلام آب کافی برای آبیاری شالیزار موجود و دَمای هوا مساعد بود، بتدریج رواج یافت ، هر چند که اهمیت کلّی برنج هرگز به قدر گندم یا حتی ارزن (جاورس ) نرسید (مگر در برخی از نواحی محدود مانند گیلان و مازندران که برنج در آنجا مادّة غذایی بنیادی بود.)

به یاری منابع تاریخی و جغرافیایی قدیم می توان حدود مناطقی را که برنج در آنها کاشته می شد معیّن کرد. در اقالیم شرقی قلمرو خلافت که در روزگار قدیم هم برنج کاشته می شد، در سده های اول دورة اسلامی کشت آن افزایش و گسترش یافت . جغرافیانگاران و مورّخانی ، بویژه از قرن چهارم به این سوی ، اشاراتی به برنج و برنجکاری در برخی از این اقالیم کرده اند، مثلاً (به تلخیص از پورداود، ص ٤٦، ٥٧ ـ ٥٩، و به راهنمایی لسترنج ، فهرست موضوعی موادّ، ص ٦٠٨): ابن حوقل : خوزستان ، طبرستان ، دیلمان ، گیلان ، مارآباد (در درّة هَریرود در مشرق هرات )، بلخ ، چاچ (از ولایات سیحون )؛
مؤلفِ حدود العالم : دیلمان ؛
اصطخری : عراق ، خوزستان ، مارآباد، بلخ ؛
مقدسی : خوزستان ، طبرستان ، مارآباد، بلخ ، چاچ ؛
ابن اسفندیار: طبرستان ؛
یاقوت حموی : اهواز، و غیره ؛
و حمد الله مستوفی : بشابور/ بشاور (در ولایت کازرون فارس ).

در خاور نزدیک ، به گفتة مقدسی ، برنج در امتداد رود اردن در منطقة بَیسان کاشته می شد و محصول آن نیاز اردن و فلسطین را تأمین می کرد. در چند مأخذ (ابن رُسته ، مارکو پولو و غیرهم ) اشارتی به برنج در یمن نیز رفته است . در مصر، گرچه امروزه برنج فقط در دلتای نیل کاشته می شود، در قدیم در جایهای بسیار دیگری هم کاشته می شده است ، مثلاً در فَیّوم ، که ، به گفتة ابن حوقل ، مهمترین محصول کشاورزی آنجا بوده ، و در واحه های جنوب مصر و در امتداد درّة نیل عُلیا. در مغرب ، که شاید آب کافی در بیشتر مناطق آن برای برنجکاری موجود نبود، کشت برنج را فقط در جنوب مراکش ذکر کرده اند. در صقلیه (جزیرة سیسیل ) برنجکاری احتمالاً مهم و رایج بود ولی فقط در یکی از مآخذ (ادریسی ) ذکر شده است . در اسپانیای اسلامی ، اشارات بسیاری به برنجکاری در آن اقلیم از قرن چهارم /دهم به بعد وجود دارد ( رجوع کنید به واتسن ، ص ٧ـ١٥).

در دورة مغول کشت برنج در مناطق شمالی ایران ، بویژه در گیلان ، ظاهراً توسعه و اهمیت بسیار حاصل کرده بوده ، زیرا در فهرست کالاهایی که رشیدالدین فضل الله * به مباشران خود در گیلان حواله داده است ، دویست خروار «الارز البیاض » (برنج سفید پاک کرده ) دیده می شود (به نقل کتابی ، ص ٢٦). منابع مربوط به دورة ایلخانان ایران در سدة هفتم ، مؤید آن است که برنج در آذربایجان ، فارس ، ناحیة خزر و کهگیلویه ، عراق عجم و قومس کشت می شده است (پطروشفسکی ، ج ١، ص ٤٢٧ـ٤٣١).

رشیدالدین فضل الله در آثار و احیاء بخشی دربارة «معرفت احوال برنج و کیفیت زراعت و عمارت و آنچه بدان تعلق دارد» نگاشته که دربارة شیوه های کشت برنج و ساختن «کندوج » و نگهداری خوشه و دانة برنج در برخی ولایات از جمله گیلان و مازندران است . او برنج گیلان را بهترین و برنج مازندران را پس از آن ذکر کرده است (ص ١٤٦ـ١٤٩).


منابع :
(١) ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی ، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٢) ابراهیم پورداود، هرمزدنامه ، تهران ١٣٣١ ش ؛
(٣) رشیدالدین فضل الله ، آثار و احیاء ، چاپ منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤) احمد کتابی ، «پژوهشی دربارة سابقة کشت برنج در ایران »، اطلاعات علمی ، سال ١، ش ١١ (٢٢ اسفند ١٣٦٤)؛
(٥) گی لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ترجمة محمود عرفان ، تهران ١٣٦٤ ش ؛


(٦) The Heritage illustrated dictionary of the English language , ed. William Morris, Boston [n.d.];
(٧) Andrew M. Watson, Agricultural innovation in the early Islamic world , Cambridge ١٩٨٣.

/ هوشنگ اعلم /

٤) انتشار در دورة معاصر.

الف ) در جهان اسلام . امروزه برنج در اکثر نقاط دنیا کشت می شود ولی مهمترین مناطق کشت آن در آسیا و عمدتاً در قسمتهایی است که سابقة طولانی کشت برنج دارند. مناطق مختلف از نظر میزان تولید و سطح زیر کشت و عملکرد در هکتار مختلف اند ( رجوع کنید به جدول ١). در این بین کشورهای در حال توسعه ، در اقتصاد جهانی غلات ، چه از نظر تولید و چه از نظر مصرف برنج ، دارای نقش فزاینده و رشد بمراتب بیشتری در مقایسه با کشورهای صنعتی است و تولید برنج در مقایسه با گندم با سرعت بیشتری رشد یافته است . آسیا همواره بیشترین میزان تولید را در جهان دارا بوده است . در دهة ١٩٧٨ـ ١٩٨٨، چین ، هند، اندونزی و بنگلادش بترتیب تولیدکنندگان عمدة برنج جهان بوده اند (فهیمی فر، ص ٨٠ ـ ٨١، ٨٣، ١١٤). به طور کلی مهمترین عامل در افزایش میزان عملکرد در هکتار، ارتقای سطح مکانیزاسیون در مراحل مختلف کاشت ، داشت و برداشت است و از مهمترین عوامل آن استفاده از کودهای شیمیایی است ، و انتظار می رود که با افزایش بیشتر مصرف کودهای شیمیایی در کشورهای توسعه نیافته ، میزان عملکرد در هکتار برنج در این کشورها فزونی یابد.

ب ) در ایران . در ١٣٢٩ رابینو ولافون (١٩١١، ص ٣٨) اظهار داشته اند: «گرچه برنج گیلان از مازندران و استراباد بهتر است ، دو منطقة اخیرالذکر نیاز پایتخت و مرکز ایران را تأمین می کنند.» نیز ابوت (ص ٢٣) و چرچیل (١٨٧٨، ص ٧٥٤) متذکر شده اند که در میانة قرن سیزدهم ، گیلان معمولاً از مازندران برنج وارد می کرد تا پاسخگوی نیازهای محلی خود باشد، زیرا زمینداران گیلان تا پیش از نابود شدن کرمهای ابریشم بر اثر بیماری در ١٢٧٧، به پرورش کرم ابریشم راغبتر بودند. بعلاوه ، گیلان تا ابتدای قرن چهاردهم از سایر مناطق کشور دور افتاده بود و تنها با گشایش راه رشت ــ قزوین به فلات ایران متصل شد. حال آنکه به سبب وجود امکانات حمل و نقل از معبر آمل ، برنج تهران از مازندران تأمین می گردید (چرچیل ، ١٨٩٤، ص ٥( زراعت برنج مانند بسیاری از فعالیتهای دیگر در گیلان ، در جواب تقاضای بازار روسیه افزایش یافت . در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم ، برنج نامرغوب (چمپا، رسمی ) برای مصارف خوراکی و نیز تولید نشاسته برای آهارزدنِ پارچه های کتانی سبک به باکو صادر می شد (رابینو و لافون ، ١٩١١، ص ١٦) و از ١٢٩١/ ١٨٧٤ تا ١٣١٠/١٨٩٢ صادرات به روسیه شش برابر گردید (چرچیل ، ١٨٩٤، همانجا)، و در ثلث اول قرن چهاردهم در حدود سالی پنجاه هزار تن نوسان داشت و در ١٣٣٤/١٩١٥ به حداکثر ٠٠٠ ، ٩٥ تن رسید (کیهان ، ج ٣، ص ٩٥ـ٩٦). برنج از مراکز متعددی در گیلان مانند آستارا، حسن کیاده ، لنگرود، رودسر و بخصوص انزلی حمل می شد (رابینو، ص ١٦). در ١٣١٠ (رابینو ولافون ، ١٩١١، ص ٤١) گیلان معادل ٦٠٠ ، ٨٩٩ ، ٨ قران برنج به روسیه صادر کرد لیکن فقط ٠٠٠ ، ٥٨٩ قران به «داخل ایران » فرستاد، چون برنج داخله را به طور کلی مازندران تأمین می کرد. به دلیل مخارج گزاف و مشکلاتی که در حمل و نقل محمولات به داخل ایران بود، برنج در جنوب نیز کشت می گردید. تغییر چشمگیر در تولید برنج ایران از زمان جنگ جهانی دوم روی داد. در حال حاضر، برنج تقریباً در تمام استانهای ایران کاشته می شود ( رجوع کنید به جدول ٢).

در مناطق خشک که به سبب آب و هوای نامساعد کشت برنج به حوزه های محدودی منحصر می گردد، زراعت این محصول فعالیتی حاشیه ای به شمار می آید: مثلاً در ناحیة سفلای دره های ارس و قزل اوزن ؛
قسمت علیای واحة اصفهان ؛
چند واحه در خراسان و سیستان و بلوچستان ؛
بخشهای مختلف دشت آبرفتی خوزستان و بخصوص نواحی باتلاقی دشت میشان که از آب کرخه آبیاری می شود (نظام مافی ، ١٠٦ـ١٠٩)؛
دشت مرودشت و سایر حوزه های رودخانه های فارس ، استانی که کشت این محصول در سالهای اخیر در آن به طور چشمگیری توسعه یافته است .

سطح زیر کشت شلتوک در ١٣٧٥ـ١٣٧٦ ش در کل کشور ٢١٠ ، ٥٦٣ هزار هکتار و میزان تولید شلتوک کشور ١٢٤ ، ٣٥٠ ، ٢ تن بود که بیشترین مقدار عملکرد به استان اصفهان (٤٥٨ ، ٥ کیلوگرم در هکتار) و کمترین عملکرد به استان کردستان (٢٠٠٠ کیلوگرم در هکتار) تعلق داشت (ایران . وزارت کشاورزی ، ص دو ـ سه ).

تولید اصلی برنج در استانهای مجاور دریای خزر است .تنها این استانها آب کافی دارند که معلول بارش سالیانة فراوانی است که در زمینهای پست به ١٢٠٠ـ١٩٠٠ میلیمتر می رسد، و نیز به سبب شبکة متراکم رودخانه ها و نهرهای این استانها است . شرایط طبیعی در گیلان و مازندران گرچه مطلوب است اما در حد کمال نیست . از این گذشته ، در نواحی کوچکی نظیر فومنات ، شیوه های سنتی آبیاری قادر به جبران کمبود بارش نیست .

تقریباً در تمام زمینهای پست و قابل آبیاری گیلان برنجکاری می شود. دلتای تقریباً تک محصولی سفیدرود در مناطق رشت و لاهیجان ٦٠% محصول استان را تهیه می کند، در صورتی که در جلگه های حاشیه ای شرقی و غربی ، برنج همراه با سایر محصولات اختصاصی کشت می شود. مازندران پس از گیلان با تأمین ٣٥ تا ٤٥% از کل محصول برنج ایران مقام دوم را داشت ، ولی از ١٣٦١ ش به بعد به مقام اول رسیده است . در نیمة غربی این استان از رامسر تا چالوس برنج همراه با مرکبات ، تولید عمدة استان است و در مازندران مرکزی ( رجوع کنید به اهلرز، ص ٣٣١ـ ٣٣٤)، آنجا که دو ناحیة آمل و بابل نصف محصول استان را فراهم می سازند، برنج همراه با دیگر محصولات کشاورزی تولید عمده است .

ایران که تا دهة ١٣٤٠ ش صادر کنندة برنج بود، در این دهه از واردکنندگان عمدة این محصول شد، چنانکه در سالهای ١٣٤٠ـ١٣٦٤ ش ، میزان واردات از ١١ هزار تن به ٥٤٠ هزار تن افزایش یافت (فهیمی فر، ص ٤٧٣؛
برای آگاهی از میزان واردات برنج ایران از ١٣٦٧ تا ١٣٧٤ ش رجوع کنید به جدول ٣).

امروزه برنج در ایران از لحاظ مصرف ، پس از گندم در درجة دوم اهمیت قرار دارد. مصرف برنج که از دیرباز در مناطق برنج خیز ایران معمول بود، از اوایل دهة ١٣٥٠ ش تدریجاً در سایر نقاط کشور نیز عمومیت یافت ، زیرا با بالا رفتن درآمد نفت از ١٣٥٣ ش ، قدرت خرید خانوارهای شهری به میزان قابل توجهی افزایش یافت که در نتیجه به افزایش مصرف برنج بویژه در مناطق شهری انجامید. قسمت عمدة این )

در مناطقی که برنج تولید نمی شود، الگوی مصرفی خانوار از محصول برنج شبیه الگوی مصرفی خانوارهای شهری است . در برخی نقاط روستایی نیز علی رغم کشت برنج در آنها، برنج وارداتی سهم قابل توجهی از مصرف خانوار را به خود اختصاص می دهد (همان ، ص ٤٧٠(

بیشترین مصرف سرانة برنج کشور به ترتیب در مناطق روستایی استانهای گیلان و مازندران بوده است (همان ، ص ٤٧١ـ٤٧٢).

نقش اقتصادی . محصول برنج ایران از جنگ جهانی دوم به طور مشخص افزایش یافت ، ولی افزایش تقاضا سریعتر از رشد تولید بود. تولید برنج در اوایل دورة انقلاب افت شدیدی داشت (٠٠٠ ، ٧٤١ تن در ١٣٥٧ ش و ٠٠٠ ، ٩١٩ تن در ١٣٥٨ ش ، آمار کاملی برای سالهای ١٣٥٩ـ١٣٦٠ ش موجود نیست )، اما از ١٣٦١ ش تولید برنج به بیش از یک میلیون تن بازگشت و در نتیجة به کارگیری ماشین آلات کشاورزی ، کودهای شیمیایی ، بذر اصلاح شده و گونه های پر محصول و سمپاشی تولید افزایش یافت (همان ، ص ٤٥٥).

سطح زیر کشت برنج در دهة ٦٠ مرتباً افزایش یافت . احتمالاً یکی از دلایل آن عدم نظارت دولت بوده است . با جلوگیری از افزایش قیمت گندم و جو، به منظور جلوگیری از تشدید تورم ، ارزش ناخالص تولید برنج بیشتر از گندم شده و تولیدکنندگان آن درآمد قابل توجهی یافته اند. بالا بودن نرخ سود این محصول شرایط و مناسبات اقتصادی تولید و نظام کشت را در مناطق شمالی کشور دچار آشفتگی کرده و مزارع سنتی محصولات دیگر به کشت برنج اختصاص یافته است (همان ، ص ٤٥٦؛
برای آگاهی از پراکنش سطح زیرکشت شلتوک کشور

در ١٣٧٥ـ١٣٧٦ ش رجوع کنید به ایران . وزارت کشاورزی ، ص ١٩، نقشه ). بیشک ، اصلاح بذر و تهیة ارقام جدید برنج با کیفیت و کمیت بهتر و مقاومتر در برابر حملة آفات و بیماریهای مختلف و سرما، نیز در افزایش سطح زیرکشت و تولید برنج مؤثر بوده است .

سازمان اقتصادی اجتماعی . گرچه مناطق کشت برنج در طول کرانه های دریای خزر تابع همان نظام مالکیتی است که در سایر نقاط ایران معمول است لیکن از بسیاری جنبه ها جالب توجه است . پیش از ١٣٣٩ ش ، مزارع کوچک و شخصی در گیلان و مازندران بسیار نادر و مزارع برنج تقریباً همواره متعلق به زمینداران غایبی بود که نمایندگانی محلّی (مباشر) داشتند. علاوه بر املاک وسیعی که افراد هیئت حاکمه و خانهای محلّی غالباً از اواخر دورة قاجار در اختیار گرفتند املاک کم وسعت تر به بازرگانان و دارندگان مشاغل شهری تعلق داشت . در ١٣١٣ ش املاک کمتر از ده هکتار ٧ر٤٢ درصد از مساحت زیر کشت برنج را در گیلان تشکیل می داد، درحالی که املاک بیش از دویست هکتاری ٧ر٩% این اراضی را در بر می گرفت (سهامی ، ص ٤٣(.در این دو استان اکثر کشاورزان مستأجر، بر خلاف کشاورزانی که در مناطق خشک ایران کشت و کار می کنند، سهمی از محصول درو شده نداشتند و اجارة مشخص سالیانه ای به صورت برنج پوست کنده به نسبت وسعت مزارع می پرداختند. متوسط اجاره حدود ٦٦٠ کیلوگرم در هکتار بود که به شرایط محلّی بستگی داشت : از ٢٢٥ تا ٤٤٠ کیلوگرم در هکتار در طالش شمالی ، آنجا که آب فراوان نبود، تا ٩٥٢ کیلوگرم در هکتار برای زمینهای حاصلخیزتر واقع در دلتای سفیدرود (عطائی ، ص ١٢٥؛
بازن ، ج ١، ص ١٢٣ـ١٢٤). درنتیجة اصلاحات ارضی ، در اغلب موارد اسناد به مستأجران واگذار شده ، لیکن املاک یک کاسه نشده است .

نظام گروهی کار کشاورزی گرچه برای آبیاری لازم است لیکن به سایر فعالیتها گسترش نیافته است ؛
مسکن کشاورزان در دهکده هایی که مرزهای دقیقی ندارند پراکنده است . هر کشاورز قطعه زمین خود را می کارد و انواع برنج را بر اساس عملکرد تقویم شخصی خود انتخاب می کند. کشاورزان مستقل و پر توان مشتاقانه از خدمات شرکتهای تعاونی روستایی استفاده کرده اند؛
اما به عضویت در شرکتهای سهامی زراعی که در دهة ١٣٥٠ ش به منظور یک کاسه کردن مزارع تشکیل شد، تمایل نشان نداده اند. در ١٣٥٥ ش ، فقط دو شرکت در تمام گیلان (نزدیک فومن ) وجود داشت که شامل کمتر از یک درصد مزارع برنج استان می گردید.

این نیاز شدید به کار نشان می دهد که چرا حتی قبل از اصلاحات ارضی ، کشاورزان در این مناطق برنج خیز بیش از مناطق کم آب ایران از محصول دروشده سهم می برده اند. بیشتر کارهای سخت را زنان با وسایل ابتدایی یا بدون وسیله انجام می دادند. دستمزد آنان به صورت چشمگیری بیش از مردان بوده است ، به سبب اینکه «کارآیی ایشان را در نشا زدن و وجین کردن از مردان بهتر می دانند» (رشید، ص ١٣ـ١٤). علت اینکه وضع اجتماعی زنان در گیلان و مازندران برتر از زنان سایر نقاط ایران است تا حد زیادی مرهون همین نقش مؤثر آنان در تولید برنج است .

مزرعه های نیمه وسیع (بیش از ٥ر١ تا دو هکتار) و املاک وسیع که مالکان آنها را اداره می کردند ناچار بوده اند که از کارگران مهاجر استفاده کنند؛
کارگران بی زمین و خرده مالکان بخش کوچکی از نیروی کار را تشکیل می دادند و بقیة کارگران از نواحی خارج از محدودة خزر استخدام می شدند. از نیمة قرن سیزدهم ، هنگامی که مزارع برنج می بایست برای کشت آماده می گردید، دهها هزار نفر از مردم دهکده های آذربایجان شرقی (بخصوص نواحی اطراف اردبیل و خلخال ) برای کارکردن به صورت دسته جمعی در مزارع برنجکاری کرانه های دریای خزر می آمدند (بازن ، ج ٢، ص ١٢٢، ١٢٦). امروزه با به کار بردن ماشینهای نشازنی و نیز جاذبة بازارهای کاری جدید در تهران و سایر شهرهای بزرگ ، از این مهاجرتها کاسته شده است .

علاوه بر زنان کشاورزان برنجکار تهیدست ، هنوز زنانی برای نشاکردن و وجین کردن از مناطق فقیرنشین شهرها یا نواحی پرورش دام در مناطق کوهستانی خزر می آیند. به این زنان کارگر (کِرِچی ) ـ مانند مردانی که برای شخم زدن استخدام می شوند ـ طبق قراردادهای شش تا هفت هفته ای ، مسکن ، غذا، مقدار مشخص برنج و پول نقد، و گاه مقداری پارچه در عوض لباسهاشان که بر اثر کار کثیف و سخت از بین می رود، داده می شود. برداشت برنج کمتر به کارگر خارج از منطقه نیاز دارد، چون مردان و زنان با یکدیگر کار می کنند.

بخشی از محصولی که کشاورزان به فروش می رسانند به شبکة بازار بسیار متراکمی در منطقة خزر وارد می شود. سوداگران برنج (علافان ) در بازارهای هفتگی متعدّد و در بازار بزرگ شهرستانها و شهرها موقعیت خاصی دارند و غالباً با خرید محصول قبل از درو (سلف خری ) بر منافع خود می افزایند.

در سالیان آخر حکومت پهلوی ، کوشش شد که جمع آوری برنج در شرکتهای روستایی متمرکز شود، ولی این اقدامات چندان موفقیت آمیز نبود، زیرا بسیاری از کشاورزان تهیدست به معامله گران خصوصی مقروض بودند، در حالی که کشاورزان نسبتاً مرفه ترجیح می دادند تا با انبار کردن مازاد محصول ، آن را در بهترین موقعیت در بازار آزاد به فروش برسانند.

گر چه روش کاشت ، داشت و برداشت برنج در ایران یکسان نیست ، اما کشتِ آبیِ برنجِ معمولی ، شیوة سنتی رایج در گیلان و عمده ترین روش برنجکاری بومی و کهن ایران است . کشتزار برنج را بیجار گویند. دوران کاشت تا برداشت از دهة سوم اسفند تا مهر ماه است . هر ساله شالیکاران ، بی کشتِ چیزی دیگر در فاصلة دو برنجکاری و بدون آیش ، پشت سرهم از بیجار بهره برداری می کنند. مهمترین مشکل در دورة کشت برنج ، وجود آب است و میزان باران سالیانه در حدی است که بارانیترین نقاط هم آبیاری را ضروری می سازد.

در کرانه های دریای خزر به طور مرسوم ، آب برای آبیاری مزارع برنج از سه منبع جویبارهای متعدد، چشمه های کنارة دشت و مخازن (استخر، تل ) آب حاصل می شود. این شیوه گرچه امکان استفادة منظم از آب را فراهم می آورد لیکن به فضای زیاد نیاز دارد (اهلرز، ص ٣٣٢).

شیوه های نوین آبیاری تدریجاً از اواخر دهة ١٣٣٠ ش در ناحیة سفیدرود آغاز شد. جریان منظم آب از مخزن سدّهای منجیل ، تاریک و سنگر به داخل شبکة متراکم آبراههای دشت مرکزی گیلان می ریزد. به منظور روزآمد کردن آبیاری در مازندران مرکزی و نیز در گیلان غربی و شرقی از اواخر دهة ١٣٥٠ ش طرحهایی بررسی شد. در هر دو شیوة سنتی و نو یک میرآب به کمک شاگرد خود، تقسیم آب و کارهای نگهداری و نظایرآن را به عهده دارد و زیر نظر سازمان آب کار می کند.

در سایر مناطق ایران ، تنها در زمینهایی که از آبیاری خوب برخوردارند می توان برنج کاشت . مثلاً در منطقة اصفهان ، در واحة علیا یعنی در بخش لنجان ، چون از مقررات سنتی توزیع آب از زاینده رود بهره مند است (پلانول ، ص ٣٩٤)، شلتوک کاشته می شود. در مناطق دیگر، مزارع به طور عمده از نهرها و رودها (ارس ، سفیدرود، زاینده رود، کر، کارون ، دز، کرخه و جزآن ) و گاه از چشمه ها (در بخشهای بیضا و اَبْرَج در حاشیة جلگة مرودشت ) آبیاری می شوند (کُرتم ، ص ٢١٣). برنج در سراسر دورة پیچیدة کشت خود، معمولاً هنگام آماده سازی مزرعه و نیز موقع نشا، وجین کردن و شخم زنی آبیاری می شود (رابینو و لافون ، ١٩١١، ص ٦).

کارهای آماده سازی مزرعه (بیجار، بجار) که از زمستان تا اوایل بهار طول می کشد، شامل سه بار شخم زدن زمین است . ابتدا بیجار را که خاکش خیس خورده ، بابیل گیلان یا گَرباز مرزبندی می کنند و کرت می سازند، سپس با شخم زن چرخان کوتاه و سبکی (گیلکی : کاوِل ، گاجِمِه ) که گاو (ورزو) یا در مواقع استثنایی اسب آن را می کشد، شخم می زنند (بازن و برومبرژه ، ص ١٨ـ ٢٥). تقریباً از ١٣٤٠ ش دستگاه شخم زنی ساخت ژاپن در مزارع برنج به کار می رود. شخم نخست را «پورکندن » یا «پورکاری » می گویند. پس از ده تا پانزده روز از شخم نخست ، زمین را دوباره شخم می زنند که در گیلان خاوری آن را «واکار» و در گیلان باختری «پیش کاول » می نامند. ده تا دوازده روز پس از واکار باید بیجار آمادة نشا کردن نهال تازة برنج یا «توم » باشد. در برخی مناطق گیلان ، پیش از نشاندن توم ، شخم سومی به نام «سوکیلی » یعنی سه شیاری می زنند. پس از آن با تختة پهنی به نام «لَت » بیجار را هموار می کنند و سپس با ابزاری به نام «دامارده » کلوخها را له می کنند. برای تکمیل کار کلوخ شکنی از وسایل مختلف دیگری هم استفاده می شود. سپس مزارع را کود می دهند و کودهای شیمیایی همراه با مواد سنتی (کاه ، کودهای گیاهی ، خاکستر، کودهای حیوانی و غیره ) به کار می رود.

شخمهای سه گانه را مردان انجام می دهند. در آغاز بهار، بذر را مرطوب می کنند و در کیسه (گونی ) یا سبدهایی که از ساقه های برنج درست می شود (چیپی ) می ریزند و به تیرهای ایوان خانه ها می آویزند تا جوانه زند. در استانهای خوزستان و فارس (ولف ، ص ٢٧١) و در کنارة قزل اوزن سفلی در منطقة طارم ، به محض آنکه بذر جوانه زد، در مزارع کاشته می شود. در سایر نقاط مانند لنجان اصفهان ، بذر را مانند افشاندن تخم گندم و جو، دستپاش ، در کرتهای آب می پاشند و پس از آن آب کشتزار را می کشند تا تخم در زمین خزانه فرو برود و سبز شود و نهال توم به دست بیاید و آنگاه آن نهال در بیجار نشانده می شود؛
و این رسمی است تاریخی و به دوران باستانی خاور نزدیک برمی گردد. در گیلان ، خزانه با دقت در زمین کود داده شده ای تهیه می شود که نزدیک خانه یا داخل مزرعه ای محصور قرار دارد. این خزانه را در گیلان و مازندران «توم بیجار» و «تُمبَه جارو» و در گرگان تخمزار می گویند. در توم بیجار بر روی نهالها خاکستر گیاهی می ریزند تا هم آنها را در برابر بدی هوا محافظت کند و هم کود و مایة پرورش آنها باشد. در شمال غربی استان گیلان ، خزانة چندین مزرعه متعلق به یک دهکده در کنار هم قرار دارد (جماعت تُماجر) و برای اینکه پرندگان را از آنها دور نگه دارند، از مترسک ، زنگ و سایر وسایل صدادار استفاده می کنند (رابینوولافون ، ١٩١١، ص ١٦)

در ماه دوم بهار، کار مشکل نشازدن به وسیلة زنان انجام می گیرد. در حدود سه هفته پس از کشت ، زنان و مردان آنها را از ریشه در می آورند و در سینیهای چوبی قرار می دهند و به مزرعه حمل می کنند و در آنجا زنان آنها را چند دانه چند دانه با فاصله ای منظم در بیجار می نشانند. در اصفهان نشاکردن را «تولکی » و در شوشتر «تیلک و تیلکی » می گویند. چند سال است که دستگاههای جوانه کاری به محل آورده شده است .

زنان در مزارعِ برنج به کارِ وجین ، پاک کردن و زدودن بیجار و توم زار از گیاهان هرزه نیز می پردازند که از نشاکردن سخت تر است و باید دوبار در خرداد انجام گیرد. وجین دوباره ، سوای آبیاری مکرر آخرین کار قبل از درو است . پس از پایان وجین دوباره ، کار زنان تا به هنگام درو پایان می یابد و آبیاری را مردان انجام می دهند. پس از شخم زدن ، باید از مزرعة برنج در مقابل گراز و گاو محافظت شود؛
بنابراین ، گرد مزارع حصار (چپر، پرچین ) کشیده می شود. در مورد لزوم ، محافظی (بیجار کوتَم ) در میان مزرعه بر سکویی قرار می گیرد تا هنگام شب گرازهای وحشی را براند.

بر حسب منطقه و نوع برنج (زودرس ، میانه ، دیررس ) درو از اوایل مرداد تا اوایل آبان طول می کشد. مردان ، و در صورت لزوم زنان ، درو (برنج ـ بینی ) می کنند و داس کوچکی با تیغه ای کمی خمیده (دَئرَه یا دَهرَه ) برای بریدن یک مشت (مُشته ، قبضه ) برنج ، به کار می برند. برنج ، با دقت و طبق مقررات مؤکدی که مخصوص هر ناحیه است بافه و پشته می شود. زمانی این مقررات ، تقسیم محصول را بین زارع و مالک آسان می ساخت و هنوز هم پایه ای است که طبق آن نسبت حجم و وزن برنج با اندازة مزارع مشخص می شود. پس از احتساب برنج ، آن را با اسب یا مردانی که با نهادن چوبی (چانچو) بر شانه ، حمل آن را آسانتر می سازند، حمل می کنند.

بافه ها در ساختمانهای مختلف انبار می شود (دربارة واژه شناسی و توزیع منطقه ای چنین ساختمانهایی رجوع کنید به برومبرژه ، ص ١٦٥ـ١٦٧، ١٧٩؛
بازن ، ج ١، ص ١٣٩ـ١٤١، شکلهای نوزده ـ بیست ؛
بازن و برومبرژه ، ص ٢٥ـ ٢٨). در استانهای کرانة دریای خزر چندین نوع انبار مرسوم است که بر روی تیرهای چوبی ساخته می شود (کوندج ، کوتی ) که در مازندران کندوج را «گروج » یا «بُوم » می گویند: در غرب مرداب انزلی ، سقفها مدوّر و کشیده است ؛
در گیلان مرکزی ، انبارها هرمی شکل است و در گیلان شرقی و مازندران به شکل خانه ساخته می شود، یعنی ساختمانهایی چارگوش و مسقف با چهار بخش متساوی . در مازندران ، بافه را معمولاً بر سکوی ساده ای می گذارند که روی تیرهای چوبی (کُوپه ) قرار گرفته است و برای محافظت آن را با کاه می پوشانند. در مناطقی که کشت برنج فعالیتی جنبی یا اخیر است ، برنج در خانه ها و در اتاقی انبار می گردد که به طالشی (دَرزکَه ) خوانده می شود.

در این میان تنها انبارهایی که روی تیرهای چوبی ساخته شده و ازینرو بر فراز زمین مرطوب قرار می گیرد، از آفات در امان است . هواکشی مرکزی در وسط بافه ها درست می شود تا باعث برقراری جریان هوا شود و بافه ها را خشک کند، بدین ترتیب محصول می تواند به صورت جنسی که قیمتش در نوسان است ، ماهها و حتی سالها در انبار بماند تا در موقع مناسب که معمولاً فصل بهار است به فروش برسد. در بسیاری از نواحی گیلان ، فقط کشاورزان ثروتمند که بیش از دو هکتار شالیزار دارند صاحب انبارهای بالاتر از سطح زمین اند؛
و این خود نشانة تمایز اجتماعی به شمار می آید. طبق روشی که خاص نواحی گیلان است مرحلة خشکاندن برنج را با «دوددادن » تکمیل می کنند. گفته می شود که این عمل ، انبار کردن را آسان می کند، به برنج عطر مشخصی می بخشد و به هنگام پخت از چسبیدن دانه ها به یکدیگر جلوگیری می کند (برومبرژه ، ص ١٧٠).

در گیلان مرکزی بافه ها را با خرمن کوب (جاکو، گوچین ) می کوبند، در شمال غربی و شرق گیلان ، اسب یا گاو را بر روی آنها راه می برند. سپس زنان خوشه ها (قوشه ) را از میان دو بخش نیی که در آن شکافی ایجاد شده عبور می دهند تا دانه های باقیمانده را جدا کنند. آنگاه برنج را بوجاری و غربال می کنند. امروزه ماشینهای «خرمن کوب موتوری » با روشهای سنتی رقابت می کند، لیکن فقط کشاورزان ثروتمند قادر به تهیة این ماشینها هستند و آن را به همسایگان خود اجاره می دهند (رشید، ص ١٥؛
بازن ، ج ١، ص ١٤١).

در قدیم ، برای جدا کردن دانه از غلاف و پوستة آن ، از سه روشِ دستی ، پادنگ و آبدنگ ، استفاده می شد.امروزه کارخانة برنجکوبی جایگزین این روشهای سنتی شده و درصد دانه های شکسته را از ٤٠ـ٤٤ به ٦ـ٧ تقلیل داده (ورو ،ص ٦) لیکن وابستگی اقتصادی کشاورزان بیشتر شده است .

دهقانان گیل پس از برداشت برنج ، گاو و دامهای خود را در بیجار درو شده رها می کنند تا ساقه های بازماندة برنج که آن را «اَشْکَل » می گویند، بخورند. اما عده ای از دهقانان ، بیدرنگ پس از وجین نخست ، کشتزار را نگهداری کرده بر آن آب می بندند که پس از چندین روز از بالای ریشة برنج درو شده ، جوانة تازه ای سر بر می آورد و بدون نیاز به کود یا وجین ، در مدت سی تا پنجاه روز، برنجی از همان گونة چین نخست می دهد (در گیلان خاوری : وُرزَه کی و در دیلمی : وَرزَئکی و در گیلان باختری : شَه بَج ). اگر این برنج را الک کنند، سی تا چهل درصد برنج همانند چین نخست به دست می آید، ولی دهقانان گیلان دانه ها را برای خوراک دام و پرندگان خانگی مصرف می کنند.

در گذشته ، در شمال ایران علاوه بر برنجکاری آبی ، برنجکاری دیمی هم می شده اما اکنون یکسره از میان رفته است . نمونه هایی که از شیوه های معمول در تولید و آماده سازی برنج گفته شد، ویژة مناطق جنوبی دریای خزر است و در بر گیرندة شیوه های رایج در استانهای داخلی ایران نیست ، با این حال ، نمودار آن است که شیوه های سنتی و کاربرد ماشین آلات امروزی ، بر حسب منطقه ، متغیر است و در هر منطقه ، طبق هر گروه اجتماعی خاص ، فرق می کند.

اوزان و مقادیر. برنجکاران شمال از واحدهای وزن و سطح خاصی استفاده می کنند که از زمانهای دور تاکنون در آن منطقه رایج بوده است . امروزه علی رغم رواج واحدهای بین المللی ، برخی از آنها اهمیّت و عمومیت خود را حفظ کرده اند. جز واحد وزن ، واحدهای حجم ، سطح و واحدهای جنبی (مربوط به زمان کاشت ، داشت ، برداشت ، و حمل و نقل برنج ) وجود دارند. واحدهای حجم یا ظرف امروزه هرچه بیشتر مورد استعمال خود را از دست می دهند و تابعی از واحدهای وزن می شوند. مهمترین واحدهای وزن عبارت اند از: من ، کوچکترین واحد رسمی و متداول توزین و به دو صورت منِ برنج و من شلتوک است . واحدهای کوچکتر از من ، واحدهای حجم یا ظرف و تابعی از واحدهای وزن هستند و جز در موارد زراعی خاص استفاده ای عام ندارند (جکتاجی ، ص ٤٢ـ٤٣). اغلب مناطق برنجزار دامنة خزر از نظر داشتن من برنج که بین ٦ر٦ تا ٢٥ر٩ کیلوگرم تغییر می کند، از یکدیگر متمایز می شود (بازن و برومبرژه ، ترجمة فارسی ، ص ١٠٢)؛
کیل و کیله در اکثر نقاط گیلان و مازندران از اوزان زیر من می باشد؛
اما در لنگای تنکابن معادل ٢٠٠ر١٣ کیلوگرم برنج است که برابر آن یک بار برنج به حساب می آید؛
«قُوتی »/ قوطی که درگیلان بسیار رایج و بر دو نوع است : قوتی برنج ، قوتی شلتوک ؛
لنگه که چون نصف «بار» است ، در اصطلاح به نیم بار نیز معروف است و در برخی روستاها (به عنوان مثال جعفرآباد از توابع رشت ) برابر با «ئی کیسه گردن » است ، یعنی هر گونی را به هر اندازه که باشد و هر قدر برنج بگیرد، بار کنند و ببندند؛
«چان » نیز مثل یک لنگه معادل دو قوتی برنج یا جو است ؛
بار واحد بسیار بزرگتر در داد و ستد غلات همان «خروار» است که در مناطق برنجزار به صورت خلاصه «بار» نامیده می شود و تقریباً معادل ١٢٠ تا ١٥٠ کیلوگرم و میزان آن در نواحی مختلف گیلان متغیر است ؛
«پیمانه » را از واحدهای حجم می توان نام برد که واحد حجم بزرگتری است و بیشتر در منطقة شرق گیلان کاربرد دارد. در لنگرود یک پیمانة برنج معادل پانزده کیلوگرم و در چالوس برابر دوازده کیلوگرم است (جکتاجی ، ص ٤٣ ـ ٤٥؛
بازن و برومبرژه ، ترجمة فارسی ، ص ١٠٤)

انواع برنج در ایران . در ابتدای قرن حاضر، رابینوولافون (١٩١٠، ص ١٤٥ـ١٥٤) در واژگان گیلکی و مازندرانی شصت زیرگونه برشمرده اند که بر اساس اندازه و شکل دانه در پنج گونه قرار می گرفتند: چمپا، رسمی ، عنبربو، مولایی و صدری ، ولی در سالهای اخیر، برنجهای ایرانی طبق ضوابط سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو) طبقه بندی شده است . گونه هایی که ازنظر اندازه بین چمپا و صدری قرار دارد و از ابتدای قرن در استانهای کرانة خزر کشت گردیده و اکنون کشت آن متداول است شامل غریبه ، حَسَنی ، آقایی و بی نام است .

موسوم کردن بعضی از زیرگونه ها به نام بعضی از امکنه حاکی از مبدأ اصلی یا محل فعلی کشت آنهاست ، مانند: آستانه ،آمل ، طارم ، لنجان ، چمپا که نوع اخیر شاید نامش از کشور باستانی چمپا در هندوچین آمده باشد و به جهت برنج زودرس خود شهرت داشت . وجود اسامی اشخاص روی بعضی از انواع برنج ، مانند محمد علی بیگی ، مهدی خانی حاکی از آن است که فرد یا افرادی بذر آن را رواج داده یا بذر محلی را از طریق «به گزینی » به نوع مرغوبتری تبدیل کرده اند. نام عام صدری ، از عنوان صدر اعظم ایران ، میرزا آقاخان نوری ، آمده است که این نوع برنج را در دهة ١٢٦٧ برای اولین بار از پیشاور به گیلان آورد و سپس به دلیل امتیازات قابل ملاحظة آن بتدریج در تمام مناطق برنج خیز ایران رایج گردید. نامگذاری برخی از انواع برنج به نام ائمه (مثلاً برنج مولایی ) محتملاً از باب تیمّن و تبرّک بوده است ، هر چند که به نظر عده ای ، این گونه ارقام را زایران ایرانیِ عتبات از عراق به شمال ایران آورده اند. برنج مولایی از انواع مرغوب محسوب می شود، ولی در خوزستان نوعی برنج دانه کوتاه کشت می شود که به «گرده مولایی » مشهور است . تسمیة برخی از انواع با عناوین بی نام ، نام ندار یا غریب و امثال آن احتمالاً به این علت بوده که در منطقه یا مزرعة معینی بر اثر نوع خاک ، شرایط اقلیمی ، کیفیت آبیاری و عوامل دیگر زیرگونة جدیدی به دست آمده که به سبب بی سابقه بودن آن را بی نام و غریب خوانده اند. بالاخره نحوة خشک کردن شلتوک و چگونگی تبدیل آن به برنج نیز منشأ نامگذاری پاره ای از انواع برنج قرار گرفته است ، مثل برنج دودی که با دود دادن آن را خشک می کنند (کتابی ، ١٣٦٥ ش ، ص ١٥)

برنجکار هر سال سه تا شش زیر گونه می کارد و انتخاب مبتنی بر سه عامل است : مقدار آبی که زیر گونه لازم دارد؛
اینکه به مصرف محلی می رسد یا به بازار فرستاده می شود، و فصل کشت . گونه ها و زیرگونه ها با سرعت قابل ملاحظه ای پیدا شده و از بین رفته است ، زیرا اولاً امروزه در انتخاب بذر دقت بیشتر می شود، شرایط تولید بهبود یافته و در شیوه های تغذیه دگرگونی پدید آمده است .

٥) در فرهنگ ، تاریخ و ادبیات . کاشت ، داشت و برداشت برنج در استانهای شمالی ایران از قدیم با مراسم خاصی همراه بوده است . خواندن آوازهای گروهی زنان در وجین کاری و شادمانی و سوردادن از آن جمله است . زنان پس از فراغت از وجین ، دست ، پا و موی سرِ خود را حنا می بندند، ریشة این آداب در مراسم کهن «پنجه » است . تا چند سال پیش با پایان کار وجین در گیلان ، جشن آب پاشان و پنجه با هم بر پا می شد که مراسمی کهن است . اسکندر منشی در تاریخ عالم آرای عباسی (قرن یازدهم ) نیز آن را ذکر کرده است .

امروزه پس از برگزیدن جو تخمی ، مشته ای از آن را به خانه می برند و همانند چیزی فرخنده و مقدس به دیوار می آویزند و خشک نگه می دارند و آن را «ورزه مُشته » می نامند و روزی که بخواهند گاو شخم زنی یا ورزه (ورزا) را برای نخستین شخم زمین به شیارکردن وادارند، خوشه ای از این نمونه را به او می خورانند.

در این مناطق ، برنج حتی در بعضی از اشکال سنتی مجازات نیز داخل می شود. رابینو ولافون (١٩١١، ص ٣٥) مجازاتی به نام فِلِه رود را شرح داده اند که در آن شخصی را که مرتکب گناهی شده است در اتاقی که پر از دود حاصل از آتش پوشال برنج است ، حبس می کنند.

ضرب المثلهای متعددی در استانهای گیلان و مازندران ، مربوط به برنج است . چون از روزگار پیشین برنج خوراک اصلی و گاه تقریباً منحصر به فرد بسیاری از اهالی گیلان بوده ، مصرف نان گندم در این منطقه ، بسیار محدود و نشانة تنگدستی بوده و به روایت ژاک دومرگان ، یکی از توهینها و نفرینهای متداول در گیلان این بوده است : «برو نان بخور و بمیر» (کتابی ، ١٣٦٨ ش ، ص ١١١). «پلاخور» (= خورندة پلو) در استان گیلان مترادف با نان خور در سایر نقاط ایران است . برای تأکید بر عدم ضرورت امری ، این ضرب المثل به کار می رود: «می شام پلا برنجه مگه ؟» یعنی «مگر برنجِ پلوِ شب من است ؟ = ( مگر نان شب من است ؟ ) » در نظر مازندرانیها نیز، برنج از اهمیت بسیاری برخوردار است ، هر چند که در مقایسه با گیلان منزلت آن به طور نسبی کمتر است . «وشنا پلا خووینه ، برهنه قَوا = ( یعنی گرسنه خواب پلو می بیند و برهنه خوابِ جامه ) »، یا «بامشی رِ ماسه پلائه سر گیر ایارننه = ( گربه را موقع خوردن ماست پلو گیر می اندازند ) »، و مثالهای دیگر نشان دهندة نقش پراهمیت برنج در زندگی مردم این سامان است . برنج در ضرب المثلها و متلهای سایر نقاط ایران نیز حضور دارد (همان ، ص ١١١ـ١١٢، ١١٧ ـ ١١٨).

دورترین تاریخ مصرف برنج به عنوان یکی از غذاهای ایرانی در قبل از اسلام ، دورة اشکانی است (ثعالبی ، ص ٥٨٥). لغت پلو در زبان فارسی ابتدا در کتاب موش و گربة عبید زاکانی (متوفی حدود ٧٧٢) آمده است (ص ١٢٣). مصرف عمدة برنج ایران به صورت پلو و چلو، از دورة صفویه است . دستور طبخ پلو در دو کتاب طبّاخی دورة صفویه ( کارنامه ، تألیف ٩٢٧، باورچی بغدادی ، ص ١٠٣ـ١٣٧؛
مادة الحیات ، تألیف ١٠٠٣، آشپزباشی ، ص ٢٠١ـ٢٣٠) آمده است ، اما با روشهای مرسوم کنونی ، که گویا از دورة قاجاریه متداول شده است ، تفاوت دارد.

در شیوة کنونی تهیة پلو و چلو، ابتدا برنج را با آب ولرم می شویند و مدتی در آب نمک غلیظ می خیسانند، سپس آب آن را خالی می کنند و برنج را در آب جوشان می ریزند تا نیم پز شود؛
برنج پخته را آبکش می کنند و برای تهیة چلو آن را در دیگی حاوی مختصری آب و روغن جوشان می ریزند و روی حرارت ملایم قرار می دهند و درِ ظرف را با دمکنی می پوشانند تا بخار کند (دم بکشد). این اعمال و مرغوبیت نوع برنج ، باعث می شود که دانه های برنج به یکدیگر نچسبند. به طور معمول ، چلو را با خورش یا کباب می خورند.

پلو، برخلاف چلو، پس از آبکش کردن با مواد مختلف مخلوط می شود. آن را به همان شیوة چلو می پزند و گوشت ، سبزیجات ، میوه ، ادویه و غیره را که با یکدیگر سرخ کرده اند، متناوباً با برنج لایه لایه در دیگ می ریزند و دم می کنند و پلو را به نام موادی که به آن اضافه می شود، می نامند، از جمله : سبزی پلو، عدس پلو، آلبالوپلو، باقلاپلو، قیمه پلو، لوبیاپلو، شیرین پلو، استامبولی پلو، شیرازی پلو، ته چین ، رشته پلو، مرصّع پلو که معمولترین پلوهای ایرانی اند ( رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژگان ).

کته ، ساده ترین و سریعترین راه پخت برنج است و غذاهای سنّتی گیلانیان به شمار می رود. پس از شستن برنج آن را با آبی یک برابر و نیم حجم برنج می پزند و گاه هنگامی که آب جذب برنج می شود به آن روغن می افزایند، و در ظرف را می پوشانند تا روی حرارت ملایم پخته شود. کته را هم مخلوط با مواد دیگر می پزند. مثلاً دمپختک یا دمی را که شبیه پلو است ، با افزودن آب به پیاز داغ و جوشاندن آن با باقلای پوست کنده ، برنج ، نمک و زردچوبه تا حدی که آب آن بکلّی جذب شود درست می کنند. دمپختک را می توان با بلغور یا با مخلوطی از برنج و بلغور هم درست کرد.

برنج در تعدادی از دیگر غذاها نیز به کار می رود، مثلاً در کوفته برنجی ، کوفته تبریزی ، در مایة دلمه و در بعضی از انواع آشها. غذاهای دیگری که با برنج پخته می شود عبارت است از: شیربرنج که با شیر و هل و شکر و گلاب درست می شود؛
شُله که برنج را در مخلوطی از آب و مقدار زیادی پیاز داغ می پزند؛
و شله زرد که با زغفران ، گلاب و شکر پخته می شود.

شیرینیهایی نیز با برنج تهیه می شود، از جمله : نان برنجی که با مخلوطی از آرد گندم و آرد برنج درست می شود؛
فِرِنی با آرد برنج ، بادام خرد شده ، شکر و زعفران (رابینوولافون ، ١٩١١، ص ٣٢ـ٣٣)؛
حلوای آرد برنج یا تَرحلوا، ترحلوای گل زرد (با استفاده از گلبرگهای شیرین شدة گل سرخ ، و ترحلوای پوست پرتقال (با استفاده از پوست پرتقال جوشانده شده )؛
یخ در بهشت (مانند فِرنی که به آن نشاسته نیز اضافه می شود)؛
و رشته به رشته (تهیه شده از نشاستة برنج که با ملاقه بر روی شانة مخصوصی که چرخانده می شود می ریزند تا به صورت رشته درآید، سپس آن را در روغن سرخ می کنند و خاکه قند روی آن می پاشند).

برای تهیة برنجک یا برنج بو داده ، ابتدا برنج را خیس و صاف می کنند و در سبدی می گذارند تا تقریباً خشک شود، سپس آن را در تابه بو می دهند. مصرف برنج به مناسبتهای مختلف ، چون عید و عزا و ولیمه ، در سراسر ایران مرسوم است . طبخ سبزی پلو با ماهی و کوکو در شب عید جزو مراسم سال نو ایرانیان است ، در خراسان سبزی پلو و ماهی را بر سر سفرة هفت سین و هنگام تحویل سال صرف می کنند ( شکورزاده ، ص ٩٩ـ١٠١). رشته پلو، گاه با گوشت چرخ کرده ، هم غالباً در شب نوروز، به امید اقبال خوش در سراسر سال خورده می شود (همان ، ص ١٠٢). در خراسان در شب چهارشنبه سوری ، ثروتمندان زرشک پلو، رشته پلو، عدس پلو، ماش پلو را برای دوستان نزدیک خود به عنوان هدیه درست می کنند.

در بسیاری جاها شله زرد به عنوان خیرات در ایامی مانند اربعین یا ٢٨ ماه صفر، روز وفات پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و شهادت امام حسن علیه السلام پخته می شود. در خراسان عدس پلو (که ستاره پلو نامیده می شود) برای سفرة حضرت ابوالفضل تهیه می شود (همان ، ص ٤٨ـ٤٩، ٥٤). شیر برنج را در شیراز، بخصوص در ماه رمضان ، و نان برنجی را در مناطق مختلف بخصوص برای سال نو و رشته به رشته را در شمال بویژه هنگام نوروز می پزند.


منابع :
(٨) نورالله آشپزباشی ، مادة الحیات ، در کارنامه و مادة الحیوة : متن دو رساله در آشپزی از دورة صفوی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٠ ش ، ص ٢٤٨، ٢٥١، ٢٥٤؛
(٩) ایران . وزارت کشاورزی . معاونت برنامه ریزی و پشتیبانی . ادارة کل آمار و اطلاعات ، برنج در آئینة آمار: ٦٧ ـ ٧٦ ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٠) مارسل بازن و کریستیان برومبرژه ، گیلان و آذربایجان شرقی : نقشه ها و اسناد مردم شناسی ، ترجمة مظفر امین فرشچیان ، تهران ١٣٦٥؛
(١١) محمدعلی بن بوداق باورچی بغدادی ، کارنامه در باب طباخی و صنعت آن ، در کارنامه و مادة الحیوة : متن دو رساله در آشپزی از دورة صفوی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(١٢) عبدالملک بن محمد ثعالبی ، تاریخ غررالسیر: المعروف بکتاب غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم ، چاپ زتنبرگ ، پاریس ١٩٠٠، چاپ افست تهران ١٩٦٣؛
(١٣) م . پ . جکتاجی ، «اوزان و مقادیر در کشت برنج »، در صدای شالیزار ، چاپ رحیم چراغی ، رشت ١٣٦٨ ش ؛
(١٤) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمدمعین ، تهران ١٣٢٥ ـ ١٣٥٩ ش ؛
(١٥) ابراهیم شکورزاده ، عقاید و رسوم عامة مردم خراسان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٦) عبیدالله عبید زاکانی ، کلیات عبید زاکانی ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ،تهران ١٣٣٢ ش ؛
(١٧) م . عطائی ، «گزارش اقتصادی دربارة برنج گیلان و سایر غلاتِ آن »، تحقیقات اقتصادی ، ش ٥ ـ ٦ (١٩٦٣)، ص ٦٤ ـ ١٤٨؛
(١٨) جمشید فهیمی فر، بازارجهانی برنج ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٩) احمد کتابی ، «برنج و برنجکاری در فرهنگ عامه »، در صدای شالیزار ، چاپ رحیم چراغی ، رشت ١٣٦٨ ش ؛
(٢٠) همو، «پژوهشی دربارة سابقة کشف برنج در ایران »، اطلاعات علمی ، سال ١، ش ١٢ (٢٨ فروردین ١٣٦٥)، مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ ١٣١١ ش ، ج ٣، ص ٩٣ـ٩٨؛


(٢١) K. E. Abbott, Narrative of a journey from Tabriz along the shores of the Caspian Sea to Tehran , ms., Foreign Office, ١٨٤٣-١٨٤٤, fols. ٢٣ and ٥٠;
(٢٢) M. Bazin, Le Tہlech, une rإgion ethnique au nord de l'Iran , Paris ١٩٨٠, I, ١١١-١, II, ٥٣-٥٦, ١١٩-١٢٦;
(٢٣) M. Bazin and C.Bromberger, Gilہn et ¢zarbہyjہn oriental: cartes et documents ethnographiques, Paris ١٩٨٢, ١٧-٣٠, ٧٩-٨٤, and maps ٥ to ١٥ and ٣٨;
(٢٤) C. Bromberger, "Dis-moi quelle est ta grange... Variations micro-rإgionales et diffإrenciation socio-إconomique des techniques de conservation du riz dans la province du Gilہn (Iran)", in Les techniques de conservation des grains ب long terme , Paris, I, ١٩٧٩, ١٦١- ١٨٤;
(٢٥) H. A. Churchill, Report by Consul Churchill on the trade and commerce of Ghilan, Mazenderan, and Asterabad for the year ١٨٧٦", Reports from Her Majesty's consuls on the manufactures, commerce etc... of their consular districts published during the year ١٨٧٧ , London, Foreign Office, ١٨٧٨, ٧٤٨-٧٦١ (especially ٧٥٤);
(٢٦) idem, "Report for the years ١٨٩٢-٩٣ on the trade of the Consular District of Rasht", Diplomatic and consular reports on trade and finance , Persia, Annual series, no. ١٣٢٥, London, Foreign Office, ١٨٩٤, ٥-٦;
(٢٧) E. Ehlers, "Nordpersische rarlandschaften. Landnutzung und Sozialstruktur in Ghilan und Mazanderan", Geographische Rundschau , ١٣/٩ (١٩٧١), ٣٢٩-٣٤٢ (especially ٣٣٠-٣٣٥);
(٢٨) FAO, FAO production yearbook , vol. L, Rome ١٩٩٦;
(٢٩) G. Kortum, Die Marvdasht-Ebene in Fars. Grundlagen und Entwicklung einer alten iranischen Bewجsserungslandschaft , Kieler Geogr. Schriften ٤٤, Kiel ١٩٧٦, ١٨٩, ٢١٢- ٢١٣, ٢٨٥-٢٩٠;
(٣٠) M. Nezam-Mafi, Une rإgion agricole de l'Iran. Le Khouzistan , Lausanne ١٩٦٢;
(٣١) X. de Planhol, "L'oasis d'Isfahan d'aprةs P. Fesharaki", Revue gإographique de l'Est , ٣-٤ (١٩٦٩), ٣٩١-٣٩٦;
(٣٢) H. L. Rabino, "Trade of the Persian Caspian provinces (Consular District of Rasht and Astarabad) for the years ١٩٠٧- ١٩٠٩", Diplomatic and consular reports, Persia, Annual series, no. ٤٣٩٨, London, Foreign Office, ١٩١٠, ١٦, ٣٠, ٣٨, ٤٩;
(٣٣) H. L. Rabino and D. F. Lafont, "La culture du riz en Guilan (Perse) et dans les autres provinces du sud de la Caspienne", Annales de l'Ecole nationale d'agriculture de Montpellier , X (١٩١٠), ١٣٠-١٦٣, XI (١٩١١), ١-٥٢;
(٣٤) A. Rashid and H. Shaeri (assisted by M. A. Momeni), The rice economy of an Iranian village. A case study of Pir Moosa in Resht Shehrestan, Grains and Industrial Crops Marketing Section, Center for Agricultural Marketing Development, Tehran, September ١٩٧٧, S ٢ n ْ ٥١;
(٣٥) C. Sahami, L'economie rurale et la vie paysanne dans la province sud-caspienne de l'Iran, le Guilan , Paris ١٩٦٥, ٤٢-٥٩;
(٣٦) M. Vإrot, La riziculture dans la rإgion caspienne , n. p., n. d.;
(٣٧) H. E. Wulff, The traditional crafts of Persia, their development, technology and influence on Eastern and Western civilizations , Cambridge (mass.) and London ١٩٦٦, ٢٤٢, ٢٦٢, ٢٧١, ٢٨٢-٢٩١.

(٣٨) / مارسل بازن و کریستیان برومبرژه ؛
(٣٩) صغری بازرگان ، تلخیص از ( ایرانیکا ) ؛
بااضافاتی از عبدالرحمان عمادی و گروه فرهنگ و تمدن /

٦) مصارف خوراکی و درمانی در قدیم . مصارف خوراکی برنج در کشورهای عربی و اسلامی به عنوان خوراک اصلی (انواع چلو/ چلاو، پلو/پلاو، دُلمه ، و جزاینها) یا فرعی و تفنّنی (فِرنی ، شُله زرد، شیرْبرنج ، و غیره ؛
نیز رجوع کنید به شیرْبرنجِ رژیمی ( «گُرنج بِشیر» ) در ادامة مقاله ) دنبالة سنّت قدیم طباخی در این مناطق است که بتدریج تنوع و ظرافت بیشتری یافته ( رجوع کنید به واتسن ، ص ١٥، ٢٢٠، که کتاب الطبیخ فی المغرب و الاندلس از مؤلفی ناشناخته را ( قرن هفتم / سیزدهم ) ذکر می کند؛
نیز رجوع کنید به دیوان بُسحاقِ اطعمه ( متوفی ٨٣٠ یا٨٤٠ ) ، که وصف و مدح «برنج » (= پلاو)، «قلیه برنج »، «مُزَعفَر» (= پلاو زعفرانی )، «برنجِزرد» (= مزعفر) و غیره در آن فراوان است ).

از قدیم در برخی از نواحی با برنج نان هم می پخته اند، چنانکه حتی در سدة اول میلادی دیسقوریدوس ، حکیم یونانی ، از آن سخن گفته است (به نقل ابن بیطار، ج ١، ص ١٨). چندین تن از مؤلفان قدیم اسلامی نیز نان از آرد برنج را ذکر کرده اند، مثلاً: جاحظ در مورد بصره ؛
ابن حوقل در سخن از خوزستان ، روستاهای عراق ، طبرستان ، گیلان و دیلمان ؛
یاقوت حموی در مورد اهواز؛
و ابن اسفندیار، که در تاریخ طبرستان خود (تألیف در ٦١٣ ) به وجود «انواع نانهای پاکیزه از گندم و برنج و جاورس » در طبرستان بالیده است (ص ٧٦). امروزه دیگر در طبرستان (مازندران ) از برنج نان نمی سازند، ولی در گیلان هنوز نانی نیمه تفنّنی (بی شیرینی ، نازک و بیضی شکل ) در برخی از خانه ها می پزند که در مغرب گیلان «لاکو» و در مشرق آن «تَمیجان » نام دارد («لاکو»ی کوچصفهان بویژه معروف است ).

مسلمانان از طریق ابن رُسْته ، مؤلفِ نامعلوم اَخبارالصّین وَ الهِند (تألیف در ٢٣٧) و جز آنان اطلاع یافته بودند که چینیها و هندیها با برنج شراب و سرکه درست می کنند، و، چنانچه از نوشته های ابن العَوام ( کتاب الفِلاحَة )، ابن وحشیة ( الفِلاحَة النَّبطیّة ) و مارکو پولو برمی آید، در برخی از نقاط قلمرو اسلام ، خود نیز سرکه و شراب برنج می ساختند ( رجوع کنید به واتسن ، ص ١٥، ١٥٤). نامی هم برای شراب برنج ( ... ) در فارسی قدیم بوده : «سُر»، که در لغت فُرس (منسوب به اسدی طوسی ، شاعر لغوی قرن پنجم ) به معنای «سِیِکی که از گرنج سازند» آورده شده است (ص ١٤٨(.

دربارة «مزاج » و «افعال » و مصارف برنج مطالب کمابیش تکراری در تألیفات پزشکی و داروشناسی قدیم (به عربی و فارسی ) یافته می شود. گرچه تنی چند از حکما و فضلای روم و یونان پیش از میلاد مسیح به مناسبتهایی ذکری از برنج کرده اند (مثلاً پلینیوس * در > تاریخ طبیعی < خود رجوع کنید به > فرهنگ لاتینی آکسفورد < ذیل واژه های "tisana" و "oryza" ) اما دیسقوریدوسِ سابق الذکر و جالینوس * نامدار (١٢٩ـ١٩٩ میلادی ) که نوشته هایشان (از طریق ترجمة عربی ) بیش از همه در پزشکی و صیدنة اسلامی مؤثر بوده است ، نخستین دانشمندان دورة میلادی بودند که اندک توضیح مستقلی هم دربارة برنج داده اند. دیسقوریدوس ، علاوه بر ذکر وجود نان برنج ، می گوید (به نقل ابن بیطار، همانجا): « ( برنج ) در نیزارها («آجام ») و جایهای نمناک می روید. «قلیل الغِذاء» است . ( عبارت امروزی ، ارزش غذایی و پروتئین و چربی آن کم است . ) قابض شکم است .» جالینوس می گوید (به نقل ابن بیطار، ص ١٨ـ ١٩): «در برنج اندکی قابضیّت هست و ازینرو شکم را به طور معتدل قبض می کند ( ... ) همة مردم در وقت حاجت به قبض مزاج ، آن را به کاربرده مانندِ خَنْدَروس می پزند. هضم آن دشوارتر از گوارش خندروس و غذائیت آن کمتر است ، و در خوشمزگی به پای خندروس نمی رسد. قابضیت اندکی که در آن هست در پوستة سرخ آن است . برنج غذائیتش از گندم کمتر است ، و اگر آن را چنان بپزند که لِه شود و مانند «ماءالشعیر» گردد، خوردنش برای سوزش ناشی از اخلاط صفرایی در شکم خوب است .» ابن بیطار سپس نوشته های کمابیش کوتاه شش تن از قدما و حکمای عربی نویس دورة اسلامی را دربارة برنج نقل کرده است (همانجا)، مثلاً یوحنابن ماسَوَیه (متوفی در ٢٤٣)، ماسَرجُویَه (به نقل از الحاوی محمدبن زکریّای رازی ) و اسحاق بن سلیمان اسرائیلی (متوفی در حدود ٣٢٠). این منقولات توسّع و تنوّع تدریجی دانش و تجارب دانشمندان را در باب برنج نشان می دهد. یکی دیگر از آنان که ابن بیطار سخنشان را نقل کرده ، عیسی بن ماسَه بَصری (متوفی ٢٧٥)، از جمله می گوید: «هندیان عقیده دارند که برنج اگر با شیر تازة گاو خورده شود، بهترین و سودمندترین خوراکها است ، و اگر کسی برای خوراک فقط به آن اکتفاء کند، عُمرش دراز می شود.»

همة این نوشته ها زماناً مقدّم بر کهنترین پزشکی نامة فارسیِ بازمانده است ، یعنی هدایة المتعلّمین فی الطّب ، تألیف اخوینی بُخاری (متوفی در حدود ٣٧٣ ؟)، که برنج وصف مستقّلی در آن ندارد ولی با نام کرنج یا کرینج به عنوان یکی از «ادویة دوائی خشک » و معمولاً همراه با چیزهایی دیگر در درمان بیماریهای گوناگونی تجویز شده است ، مثلاً: سُرفه (ص ٣١٢)، «احتباس الحیض » (ص ٥٢٠)، «ادرار الحیض » (ص ٥٢٥، ٥٣٠)، «اسهال صفراوی » و «ریش روذگانیها» (ص ١٦٢، ٣٩٣)، «اسهال بلغمی » (ص ٣٩٤)، صَرع کودکانِ شیرخوار (ص ٢٥٢)، «سُدّة جگر» (ص ٤٤٧)، «قُروح الرَّحم » (ص ٥٣٦)، «سَحج البطن » (ص ٤٠٧ـ٤٠٩)، و قولنج (ص ٤٢٨)؛
و شیر برنج ، با نامِ «کرنج / کرینج بِشیر»، به عنوان خوراک رژیمیِ در علاج سنگِ کلیه (ص ٤٩٣)، «زلق الامعاء» (ص ٣٩٨) و «سحج البطن » (ص ٤٠٦، ٤١١).

در قدیمترین کتاب فارسی دربارة «مُفردات ادویه »، یعنی کتاب الابنیة عَن حقائق الادویة ، که در همان قرن چهارم تألیف یافته ، مؤلف ، ابومنصور علی هروی ، بسیاری از معلومات پیشینیان خود را در بارة طبیعت و خواصّ برنج به فارسی گردآورده و مطالب ظاهراً تازه ای هم (مثلاً برخی از آراء حکماء هند در مقایسة برنج و گندم ) بیان کرده است . از جمله ، می گوید (ص ٦): « ( ... ) کرنج از دو گونه است : سپید و سرخ . اما سپید گرم و خشک است اندر میانة درجة اول ، و سرخ گرم و خشک است اندر اول درجة دوم . و آنچه سپید باشد بیشتر به کار دارند زیرا که به اعتدال نزدیکتر است و معده را قوت دهد و طبیعت را ببندد، بستنی معتدل ( ... ) . و چون کرنج خُرد بسایند و با آب خربزه بخیسانند و در روی مالند، کَلَف و بَرَش بِبَرد ( ... ) . بوی دهان خوش گرداند ( ... ) . و زود متغیر نگردد چون گندم ، و اگر او را در پوست بگذارند جائی که نَم بِدو نرسد، ابد الدّهر بماند، و گندم به خلاف این است ( ... ) .» برای آگاهی بیشتر از وسعت و تنوّع معلومات عَمَلی و داروشناختیِ گرد آمده دربارة برنج در طیّ حدود نُه قرن ، رجوع کنید به مخزن الادویه ، تألیف محمدحسین عقیلی علوی در ١١٨٣.


منابع :
(٤٠) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٢٠ ش ) ؛
(٤١) ابن بیطار، الجامع لمفردات الادویة والاغذیة ، بولاق ١٢٩١؛
(٤٢) ربیع بن احمد اخوینی بخاری ، هدایة المتعلّمین فی الطّب ، چاپ جلال متینی ، مشهد ١٣٤٤ ش ؛
(٤٣) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣١٩ ش ؛
(٤٤) احمدبن حلاّ ج بسحاق أطمعه ، دیوان ، چاپ میرزاحبیب اصفهانی ، استانبول ١٣٠٣، چاپ افست شیراز ١٣٦٠ ش ؛
(٤٥) محمدمؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٤٠٢ ) ؛
(٤٦) محمدحسین بن محمدهادی عقیلی علوی شیرازی ، مخزن الادویه ، کلکته ١٨٤٤، چاپ افست تهران ١٣٧١ ش ؛
(٤٧) موفق بن علی هروی ، الابنیة عن حقایق الادویة ، بتصحیح احمد بهمنیار، چاپ حسین محبوبی اردکانی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛


(٤٨) Oxford Latin dictionary , ed. P. G. W. Glare, Oxford ١٩٨٣;
(٤٩) Andrew M. Watson, Agricultural innovation in the early Islamic world , Cambridge ١٩٨٣.

/ هوشنگ اعلم /

برنج در روایات و احادیث . اشاراتی به ارزش غذایی و دوایی برنج یافت می شود. مثلاً، امام رضا علیه السلام از پیامبر اسلام صلی اللّه علیه وآله وسلّم روایت کرده است که «سیّدُ طعام (أهل ) الدنیا والا´خرة اللّحُم ثمّ الاُرُزّ» («برترین خوراکِ ( اهل ) این جهان و آخرت گوشت و سپس برنج است »؛
به نقلِ ابن بابویه ، ج ١، ص ٣٨، ش ٧٩؛
مجلسی ، ج ٦٣، ص ٢٦٠، ش ١)، و حدیثی که امام صادق علیه السلام در تجلیل برنج از پیامبر روایت کرده است (مجلسی ، ج ٦٣، ص ٢٦١ـ٢٦٢، ش ٦، به نقل از دعوات راوندی ) : «أوّلُ حَبّةٍ اَقَرَّت للّه بِالواحدانیّة ، ولی بالنبوّة ، و لاِخی علیٍّ بِالوصیّة ، و لاُِمّتی الموحّدینَ بِالجنّة ، الارز... کلُّ شیٍ أخرَجت الارضُ فَفیه داءٌ و شفاءٌ اِلاّالارز، فإنّه شفاءٌ لاداءَ فیه ... لَو کان الارزُّ رَجلاً لَکان حلیماً... إنّ الارز یُشبِعُ الجائعَ و یُمری الشَّبْعانَ» («نخستین دانه ای که به یگانگی خدا، پیامبریِ من ، وصایت برادرم علی و به بهشت برای امّت یکتاپرست من ، اقرار کرد، برنج بود... هر چیزی که از زمین به در می آید، در آن دردی و درمانی هست مگر برنج ، زیرا برنج ( وسیلة ) درمان است و دردی از آن برنمی خیزد... اگر برنج مَرد بود همانا مردی بردبار می بود... برنج گرسنگان را سیر می کند و سیران را سود می دارد.») روایات دیگری اشارة صریحتری به ارزش درمانی برنج دارند. محدّث نامدار، ابوجعفر احمد بَرْقی چند حدیث در این خصوص از امام صادق (علیه السلام ) آورده است ، مثلاً : «نِعْمَالطعامُ الارزُّ، و إنّا لَنَدَّ خِرهُ لِمرضانا» («برنج چه خوراک نیکویی است ! ما آن را برای بیماران خود ذخیره می کنیم »؛
ص ٥٠٢، ش ٦٢٦)؛
«نعم الطعام الارز؛
یوسّع الامعاءَ و یَقطع البواسیر؛
و إنّا لَنَغْبِطُ أهلَالعراق بِأکلهم الارزَّ و البُرَّ، فَإنّهما یوسّعان الامعاء و یقطعان البواسیر» («... برنج روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کند؛
ما به عراقیها رشک می بَریم که برنج وبُسر ( = خرمای رنگ گرفته اما هنوز نارس ) می خورند، زیرا این دو، روده ها را گشاد و بواسیر را درمان می کنند»؛
ص ٥٠٤، ش ٦٣٤). روایات متّحدالمضمون دیگری از امام صادق ( رجوع کنید به برقی ، ص ٥٠٢ ـ ٥٠٣، ش ٦٢٧ـ٦٣٠) حکایت از سودمندی خوراک برنج در درمان «بَطَن ذَریع » (شکمروش شدید) مزمن همراه با دل پیچه و لاغری و سستیِ ناشی از آن حکایت می کند. دستور تهیة خوراک درمانی مجرّبی از برنج بدین منظور چنین است ( رجوع کنید به همان ، ص ٥٠٣، ش ٦٣٣): برنج را بشویند، (در سایه ) بخشکانند، اندکی بریان کنند و نرم بکوبند و آنگاه با آن ، حَساء/حَسْو (= نوعی سوپ غلیظ ) بسازند؛
اگر خوردن چربی برای بیمار نزار شده مانعی نداشته باشد، آرد برنج مذکور را با پیه قُلوه (قلوه های بُز) بپزند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج ٥٩، ص ١٧٢ـ١٧٤، ش ١ ـ ٥). دربارة فایدة درمانی نانِ برنج (= نان با آرد برنج ) نیز کُلَینی (ج ٦، ص ٣٠٥) دو روایت نقل کرده است ، یکی از امام رضا علیه السلام حاکی از این که سودمندترین خوراک برای مَسلولان ، نان برنج است ، و دیگری از امام صادق علیه السلام ، بدین عبارت : «أطعِموا الَمْبطونَ خُبْزَ الارز فَما دَخلَ جَوفه شی ٌ أنفعُ منه ؛
أما، إنّه یدبغ المعدةَ و یَسُلُّالداءَ سَلاًّ» («به بیمار مبتلا به شکمروش و اسهال نان برنج بخورانید زیرا چیزی سودمندتر از آن به اندرون وی وارد نمی شود؛
آری ، برنج معده را دبّاغی و ( شکمْ ) درد را بِنرمی دفع می کند»).


منابع :
(٥٠) ابن بابویه ، عیون أخبار الرضا ، چاپ حسین اعلمی ، بیروت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٥١) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ محدث ارموی ، قم ( تاریخ مقدمه ١٣٣١ ش ) ؛
(٥٢) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفّاری ، بیروت ١٤٠١؛
(٥٣) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣.

/ هوشنگ اعلم /