دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٥٦
جوانشیر ، خاندان، از خاندانهای معتبر قفقاز و شوشی، در دوره قاجار. برخی از اعضای این خاندان پس از سلطه كامل روسها بر قرهباغ و شوشی، به دربار ایران پناهنده شدند و بعدها نیز صاحبِ مناصب بلندمرتبهای در دربار قاجار گردیدند.
١) پناهخان جوانشیر. مشهور به پناه علیبیگ ساروجلوی جوانشیر (جوانشیر قراباغی، ص ٨٣)، در زمان شاهعباس دوم صفوی (حك:١٠٥٢ـ١٠٧٧) از تركستان به قرهباغ آمد (همان، مقدمه احمدی، ص٢٠). وی در زمان نادرشاه (حك: ١١٤٨ـ ١١٦٠) جارچیباشی بود (جهانگیرمیرزا، ص ٢٤، پانویس ١). او ابتدا بسیار مورد لطف نادرشاه قرار داشت، اما نادر در اواخر حكومتش به وی خشم گرفت و پناهخان ناگزیر در ١١٥٦ به كوهستانهای قرهباغ گریخت (جوانشیر قراباغی، ص ٨٤، پانویس ١). وی با شنیدن خبر قتل نادرشاه، در ناحیه قرهباغ دعوی حكومت كرد و با بازگشت ایلات جوانشیر، كه نادرشاه آنان را به خراسان كوچانده بود، قدرتش افزون گشت (همان، ص ٨٥). پناهخان از عادل شاه افشار اطاعت كرد و در ١١٦١ از وی لقب خانی گرفت و به حكومت قرهباغ منصوب شد.
پس از بركناری عادل شاه و به حكومت رسیدن شاهرخ افشار (حك : ١١٦١ـ١٢١٠)، پناهخان گنجه، ایروان، نخجوان و اردبیل را تصرف كرد و خانهای آن مناطق را به اطاعت خود در آورد (همان، ص ٩١ـ٩٢) و سپس قلعههای بیات و تِرناوِت را بنا كرد. او در حدود ١١٧٠، به درخواست ملكشاه نظرورنده، یكی از حاكمان ارمنی نواحی قرهباغ، قلعه پناهآباد را بنا كرد. این قلعه بعدها به قلعه شوشی شهرت یافت (باكیخانوف، ص ١٥٩ـ١٦٠؛ جوانشیر قراباغی، ص ٩٣). یك سال پس از احداث قلعه شوشی، محمدحسنخان قاجار (پدر آقامحمدخان) به آنجا حمله كرد ولی موفق به تصرف آن نشد (جوانشیر قراباغی، ص ٩٤ـ ٩٥).
در رقابت گسترده میان محمدحسنخان قاجار و كریمخان زند برای تسلط بر حكومت، پناهخان جانب كریمخان را گرفت، كه به شكست و كشته شدن محمدحسنخان قاجار انجامید. پس از آن فتحعلیخان افشار از آذربایجان، به قصد مطیع كردن پناهخان، به سوی قلعه شوشی لشكر كشید، اما كاری از پیش نبرد، از اینرو تصمیم به مصالحه گرفت و پیشنهاد كرد كه دخترش با ابراهیمخلیل خان، پسر پناهخان، ازدواج كند. وی با این حیله ابراهیمخلیلخان را به اسارت خود در آورد و با سرعت به سوی ارومیه حركت كرد (همان، ص ٩٥ـ٩٧). پناهخان، به قصد آزاد كردن پسرش، به لشكر كریمخان زند ــ كه برای سركوبی فتحعلیخان به طرف ارومیه حركت كرده بودند ــ پیوست (مفتون دنبلی، ١٣٤٩ـ١٣٥٠ ش، بخش ١، ص ٤٩١؛ فسائی، ج ١، ص ٦٠٥؛ قس افشار محمودلو، ص ١٤٤ـ ١٤٥). با شكست فتحعلیخان، ابراهیم خلیلخان آزاد شد. كریمخان پناهخان را با خود به شیراز برد (جوانشیر قراباغی، ص ٩٧ـ٩٩) و پسرش، ابراهیم خلیلخان، را به حكومت قرهباغ منصوب كرد (غفاری كاشانی، ص ٢١٢). پناهخان پس از مدت كوتاهی در شیراز درگذشت. پیكر وی را به قرهباغ فرستادند و در همانجا به خاك سپردند (جوانشیر قراباغی، ص ٩٩).
٢) ابراهیم خلیلخان جوانشیر. او در تمام دوران حكومت كریمخان زند تا شروع حكومت قاجاریه، به دور از برخوردهای سیاسی با حكومت مركزی ایران، به توسعه اقتدار خویش در منطقه قفقاز مشغول بود. آقامحمدخان قاجار در پی سركوبی حكام سركش آذربایجان و واداشتن آنان به اطاعت از خود، از ابراهیم خلیلخان نیز خواست تا به اطاعت دولت مركزی در آید. ابراهیمخلیلخان نیز در ١٢٠٧ با فرستادن عبدالصمدبیگ، پسرعموی خود، به رسم گروگان به تهران، اظهار اطاعت نمود (ساروی، ص ٢٤٢).
در ١٢٠٩، آقامحمدخان قاجار نخستین لشكركشی خود را به سوی قفقاز، برای تسخیر قرهباغ و سركوبی اركلی خان، والی گرجستان، آغاز نمود (مفتون دنبلی، ١٣٥١ ش، ص ٢٣). ابراهیم خلیل خان، علاوه بر درخواست كمك از دولت عثمانی( اسناد و مكاتبات تاریخی ایران: قاجاریه، ج ١، ص ٤)، آشكار و پنهان با اركلیخان و روسها نیز مناسباتی برقرار كرده بود، بنابراین در برابر آقامحمدخان قاجار مقاومت كرد و تسلیم نشد. آقامحمدخان قاجار كه موفق به تسخیر قلعه مستحكم شوشی نشده بود، با كشتن عده بسیاری و به اسارت گرفتن دو تن از برادرزادههای ابراهیم خلیلخان، او را به اطاعت واداشت. سپس آقامحمدخان برای تسخیر تفلیس به گرجستان رفت (ساروی، ص ٢٦٩ـ٢٧١).
آقامحمدخان پس از تصرف تفلیس و متواری شدن اركلیخان و در پی اظهار اطاعت دیگر خانهای قفقاز، خواستار تسلیم ابراهیمخلیلخان شد؛ از اینرو، در ٩ ذیحجه ١٢١١ عازم شوشی گردید. ابراهیمخلیلخان، كه تاب مقاومت در برابر سپاه آقامحمدخان قاجار را نداشت، به داغستان گریخت (همان، ص ٢٩٧). در همان هنگام، آقامحمدخان قاجار در كنار قلعه شوشی به قتل رسید و ابراهیمخلیلخان با شنیدن این خبر به شوشی بازگشت و بیش از پیش بر اقتدار خویش افزود. او همچنین از طرف فتحعلیشاه مأمور فرستادن جسد آقامحمدخان به تهران شد (خاوری شیرازی، ج ١، ص ٤٦، ٦٢).
ابراهیمخلیلخان از زمان مرگ آقامحمدخان قاجار در ١٢١١ تا تسلط كامل روسها بر قرهباغ سیاستی دوگانه داشت؛ از طرفی ظاهراً میكوشید مناسبات دوستانه را با دربار ایران حفظ كند و از طرفی خواستار استقلال خویش و تفوق بر قدرتهای پیرامون با حفظ روابط حسنه با دولت تزاری روسیه بود. در ادامه همین سیاست، ابراهیمخلیلخان برای اظهار اطاعت از شاه قاجار، پسرش ابوالفتحخان را در ١٢١٢ نزد فتحعلیشاه فرستاد (همان، ج ١، ص ٨٨؛ هدایت، ١٣٣٩ ش، ج ٩، ص ٣٣٥). فتحعلیشاه در ١٢١٤ با دختر ابراهیمخلیلخان به نام آقابیگم آقا مشهور به آقاباجی، ازدواج كرد (جوانشیر قراباغی، ص ١١٩؛ هدایت، ١٣٧٣ ش، ص ٣٣٣). با این همه، هنگام حمله مجدد قوای روسیه به قفقاز در ١٢٢٠ و با ورود ژنرال روسی، سیسیانوف * ، به قفقاز، ابراهیم خلیلخان اطاعت از روسها را پذیرفت و در همان سال با روسها عهدنامهای امضا كرد كه بر اساس آن، ملزم به پرداخت ده هزار اشرفی به عنوان خراج سالانه و واگذار كردن قرهباغ به روسها شد (باكیخانوف، ص ١٨٧). پس از علنی شدن همراهی ابراهیمخلیلخان با روسها، عباسمیرزا نایبالسلطنه به همراه قوایی به سوی آذربایجان حركت كرد. ابراهیم خلیلخان از سیسیانوف یاری خواست، اما قوای مشترك روسها و سواران قرهباغ در نبرد با عباسمیرزا شكست خوردند و مجبور به عقبنشینی شدند (همای مروزی، ص ١٩٢ـ١٩٣؛ خاوری شیرازی، ج ١، ص ٢٢٢). ابراهیمخلیلخان پس از این ناكامی، با آگاه شدن از حركت عباسمیرزا به سوی شوشی،بار دیگر از سیسیانوف یاری خواست و او نیز سرهنگ كِتلیرفسكی را، با دویست عراده توپ و آذوقه كافی، روانه عَسكران نمود (مفتون دنبلی، ١٣٥١ ش، ص ١٤٩؛ هدایت، ١٣٧٣ ش،ص ٣٤٦) اما اینبار نیز شكست خوردند. ابراهیمخلیلخان در ١٢٢٠، در پی اتحاد قبلی خود با نیروهای روسی، ژنرال سیسیانوف را به قلعه شوشی راه داد. سیسیانوف چهارصد تن از نیروهایش را به محافظت از قلعه گماشت و اختیار قلعه شوشی را كاملاً بهدست گرفت (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش، ج ٣، ص ١٤٧٧)، اما هنگامی كه ابراهیم خلیلخان دریافت كه قصد نهایی روسها تصرف كامل قرهباغ است و او حتی قادر به حفظ استقلال ظاهری خویش نیست، با ارسال نامهای از عباسمیرزا خواست تا نزد فتحعلیشاه او را شفاعت كند. جعفرقلیخان، نوه ابراهیم خلیلخان، كه مخالف همراهی پدربزرگش با سپاه ایران بود (خاوری شیرازی، ج ١، ص ٢٤٨)، به روسها خبر داد و آنها نیز در ١٢٢٢ شبانه، با راهنمایی جعفرقلیخان، ابراهیم خلیلخان را به همراه ٣١ نفر از بستگانش، از جمله همسر و دخترش، به قتل رساندند (باكیخانوف، ص ١٨٩؛ محمودمیرزا قاجار، ج ١، ص [٨٧ ]؛ خاوری شیرازی، ج ١، ص ٢٣٦، ٢٤٨). پس از آن، سیسیانوف حكومت قرهباغ را به مهدیقلی خان، پسر ابراهیم خلیلخان، سپرد (جوانشیر قراباغی، ص ١٣٢). جعفرقلیخان كه تصور میكرد پس از مرگ پدربزرگش دولت روسیه او را به حكومت قرهباغ منصوب خواهد كرد، از روسها رنجید و به اطاعت حكومت ایران در آمد؛ بنابراین، روسها به او بدگمان شدند، تا جاییكه در ١٢٢٦ او را دستگیر و برای تبعید به سیبری، به تفلیس منتقل كردند. به هنگام انتقال به تفلیس، زمانی كه از رود ترتر عبور میكردند، جعفرقلیخان از دست روسها گریخت و خود را به ایل جبرائیللو، كه در حال كوچ به سمت ایران بودند، رساند (مفتون دنبلی، ١٣٥١ ش، ص ٢٦٩؛ اعتضادالسلطنه، ص ٣٤٥ـ٣٤٦). عباسمیرزا با آگاه شدن از فرار جعفرقلیخان از دست روسها، حكومت قرجهداغ (ارسباران) را، به انضمام چهار هزار تومان مقرری سالانه، به وی واگذار كرد (مفتون دنبلی، ١٣٥١ ش، ص ٢٧٤ـ٢٧٥).
از سوی دیگر، مهدی قلیخان، كه از تعدیات روسها به ستوه آمده بود، در ١٢٣٥ به دربار ایران پناه آورد ( اسنادی از روابط ایران با منطقه قفقاز ، ص ٢٥٨ـ٢٥٩). مهدیقلیخان در دوره دوم جنگهای ایران و روس (١٢٤١ـ١٢٤٣) همراه سپاه ایران با روسها جنگید. پس از سقوط گنجه، وی در ربیعالاول ١٢٤٢ مأمور كوچ دادن ایلات قرهباغ به سوی قراجهداغ شد و به دستور عباسمیرزا حدود قراجهداغ و مغان، به عنوان ییلاق و قشلاق آن قوم، تعیین شد (خاوری شیرازی، ج ١، ص ٦٢٥، ٦٢٩).
٣) ابوالفتحخان جوانشیر، پسر كوچك ابراهیم خلیلخان. وی كه در دربار ایران بهسر میبرد، بر خلاف برادرش، مهدی قلیخان، متمایل به ایران و در خدمت قشون ایران بود. ابوالفتحخان، بلافاصله پس از درخواست كمك پدرش از حكومت ایران، به همراه قوایی كه عباسمیرزا برای یاری ابراهیمخلیلخان فرستاد، به سوی شوشی شتافت اما پیش از رسیدن وی پدرش را كشتند. ابوالفتحخان در ١٢٢٥ به حكومت دِزْمار منصوب شد (مفتون دنبلی، ١٣٥١ ش، ص ٢٣٤). او شعر نیز میسرود و طوطی تخلص میكرد. وی در ١٢٥٥ درگذشت (تربیت، ص ٢٤٧).
٤) عباسقلیخان جوانشیر، مشهور به والی، فرزند ابوالفتحخان. وی در ١٢٥١ به فرمان محمد شاه قاجار به حكومت كاشان منصوب شد (ضرابی، ص ٤٠٦؛ هدایت، ١٣٣٩ ش، ج١٠، ص ١٦٩؛ احمدی كرمانی، ص٢١٠)، اما سال بعد، هنگام سفر محمدشاه به گرگان، بهسبب شكایت مردم، عزل شد (سپهر، ج ٢، ص ٢٤٦، ٢٥٧).
محمدشاه در ١٢٥٧ عباسقلیخان را به حكومت كرمان منصوب كرد (اعتضادالسلطنه، ص ٥٢٧؛ اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش، ج ٣، ص ١٦٥٦). وی در دوران حكومت در كرمان، قلعه بم را مرمت و در آنجا چاه آب حفر كرد. همچنین آذوقه چندین ساله شهر را در قلعه ذخیره نمود و دستور داد تا برای پرورش كرم ابریشم در حومه شهر كرمان دوازده هزار درخت توت بكارند (سپهر، ج ٢، ص ٣٦٦؛ احمدی كرمانی، ص ٢١٤). وی تا ١٢٥٩ در این منصب باقی ماند ( رجوع کنید به هدایت، ١٣٣٩ ش، ج ١٠، ص ٢٧٣).
پس از مرگ محمدشاه قاجار، عباسقلیخان به دستور مهدعلیا * اداره امور خالصهجات را برعهده گرفت (خورموجی، ص ٣٨). سپس در ١٢٦٥ به حكومت اردبیل و مشكین منصوب شد و همچنین مأمور حفظ امنیت مرزهای ایران با روسیه گردید كه از زمان فوت محمدشاه، راهزنان آن را ناامن كرده بودند (همان، ص ٨١). در ١٢٧٥، با تشكیل شش وزارتخانه و حذف مقام صدراعظم در دوره ناصرالدینشاه، عباسقلیخان با لقب معتمدالدوله به وزارت عدلیه منصوب شد (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ ش، ص٤٠؛ روزنامه وقایع اتفاقیه، ش ٣٩٧، ص [١] ـ٢). وی در ١٢٧٦، علاوه بر سمتی كه داشت، عضو مجلس شورای دولتی شد و تا زمان مرگش (١٢٧٨) در این سمت باقی ماند. پس از مرگش، منصب وزارت وی به برادرش، محمدابراهیم خان، رسید (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش، ج ٣، ص ١٨٢٢، ١٨٤١).
٥) محمدابراهیمخان جوانشیر، پسر دیگر ابوالفتحخان جوانشیر. وی مدت كوتاهی وزیر عدلیه بود و سپس از این سمت بركنار شد اما بار دیگر با لقب معتمدالملكی به همان سمت رسید(بامداد، ج ٢، ص ٢٢٩).
٦) عبدالحسین خان جوانشیر ، از بازماندگان خاندان ابراهیمخلیل خان جوانشیر. وی در ١٢٥٦، در زمان محمدشاه قاجار، به حكومت كرمانشاهان منصوب شد (سپهر، ج ٢، ص ٣٧٩؛ اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش، ج ٣، ص ١٦٥٥). او از عهده مقابله با خانهای كرمانشاهان برنیامد، پس در ١٢٥٧ محمدشاه قاجار محبعلیخان، سردار ماكویی، را برای كمك به عبدالحسینخان به آنجا فرستاد. عبدالحسینخان، به گمان اینكه محبعلیخان برای عزل او به كرمانشاهان آمده، با خانهای كرمانشاهان همدست گردید، اما كاری از پیش نبرد؛ سپس معزول و به تهران فرستاده شد (هدایت، ١٣٣٩ ش، ج١٠، ص ٣١٦؛ اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش، ج ٣، ص١٦٦٠).
٧) محمدتقیخان جوانشیر، از دیگر بازماندگان ابراهیمخلیلخان جوانشیر. وی در ١٢٦٧ در دوره ناصرالدینشاه، به حكومت شاهرود و بسطام منصوب گردید ( روزنامه وقایع اتفاقیه، ش ١، ص ٢)، اما در ٨ جمادیالا´خره همان سال درگذشت.
پس از او، یكی از بستگانش به نام حسینعلیخان جوانشیر به جای وی حاكم ولایت مزبور شد (روزنامه وقایع اتفاقیه، ش١٠، ص [٢]؛ اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ ش، ص٦٠). احتمالاً در دوره محمدشاه قریههای پریخان، مشكین، دوشودرلو، ساروخانلو تراكمه و بارانچه به وی اعطا شده بود ( رجوع کنید به فرمانها و رقمهای دوره قاجار، ج ١، ص ٢٩٥، ٢٩٧، ٣٠٣، ٣٠٩).
اولاد و بازماندگان ابراهیم خلیلخان جوانشیر در دربار ایران با احترام میزیستند و شاهان قاجاری مناطقی را به عنوان تیول در اختیار ایشان میگذاردند.
منابع:
(١) یحیی احمدی كرمانی، فرماندهان كرمان، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران ١٣٧١ ش؛
(٢) اسناد و مكاتبات تاریخی ایران: قاجاریه، چاپ محمدرضا نصیری، تهران: كیهان، ١٣٦٦ـ ١٣٦٨ ش؛
(٣) اسنادی از روابط ایران با منطقه قفقاز، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٢ ش؛
(٤) علیقلیبن فتحعلی اعتضادالسلطنه، اكسیرالتواریخ: تاریخ قاجاریه از آغاز تا سال ١٢٥٩ ق، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٥) محمدحسنبن علی اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، چاپ محمداسماعیل رضوانی، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش؛
(٦) همو، المآثر و الا´ثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران: اساطیر، ١٣٦٣ ش؛
(٧) عبدالرشیدبن محمد شفیع افشار محمودلو، تاریخافشار، چاپ محمود رامیان و پرویز شهریار افشار، [ارومیه] ١٣٤٦ ش؛
(٨) عباسقلی آقا باكیخانوف، گلستان ارم، چاپ عبدالكریم علیزاده و دیگران، باكو ١٩٧٠؛
(٩) مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجری، تهران ١٣٥٧ ش؛
(١٠) محمدعلی تربیت، دانشمندان آذربایجان، تهران ١٣١٤ ش؛
(١١) جمال جوانشیر قراباغی، تاریخ قرهباغ، چاپ حسین احمدی، تهران ١٣٨٢ ش؛
(١٢) جهانگیر میرزا، تاریخنو: شامل حوادث دوره قاجاریه از سال ١٢٤٠ تا ١٢٦٧ قمری، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران ١٣٢٧ ش؛
(١٣) فضلاللّهبن عبدالنبی، تاریخ ذوالقرنین، چاپ ناصر افشارفر، تهران ١٣٨٠ ش؛
(١٤) محمد جعفربن محمدعلی خورموجی، حقایق الاخبار ناصری، چاپ حسین خدیوجم، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٥) روزنامه وقایعاتفاقیه، ش ١، ٥ ربیعالا´خر ١٢٦٧، ش ١٠، ٨ جمادیالا´خره ١٢٦٧، ش ٣٩٧، سلخ محرم ١٢٧٥؛
(١٦) محمد فتحاللّهبن محمدتقی ساروی، تاریخ محمدی (احسن التواریخ)، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ١٣٧١ ش؛
(١٧) محمدتقیبن محمدعلی سپهر، ناسخالتواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٧ ش؛
(١٨) عبدالرحیم ضرابی، تاریخ كاشان، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٦ ش؛
(١٩) ابوالحسن غفاری كاشانی، گلشنمراد، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٢٠) فرمانها و رقمهای دوره قاجار، ج ١، تهران: مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، ١٣٧١ ش؛
(٢١) حسنبن حسن فسائی، فارسنامه ناصری،چاپ منصور رستگار فسائی، تهران ١٣٦٧ ش؛
(٢٢) محمود میرزاقاجار، تاریخ صاحبقرانی، نسخه خطی كتابخانه ملی ایران، ش ١٨٩٢/١١١٧/س ؛
(٢٣) عبدالرزاقبن نجفقلی مفتون دنبلی، مآثرسلطانیه: تاریخ جنگهای ایران و روس، تبریز ١٢٤١، چاپ غلامحسین صدری افشار، چاپ افست تهران ١٣٥١ ش؛
(٢٤) همو، تجربه الاحرار و تسلیه الابرار، چاپ حسن قاضی طباطبائی، تبریز ١٣٤٩ـ ١٣٥٠ ش؛
(٢٥) رضاقلیبن محمدهادی هدایت، فهرسالتواریخ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٢٦) همو، ملحقات تاریخ روضه الصفای ناصری، در میرخواند، تاریخ روضه الصفا، ج ٨ ـ١٠، تهران ١٣٣٩ ش؛
(٢٧) محمدصادقبن محمدباقر همایمروزی، تاریخ جهان آرا، نسخه خطی كتابخانه ملیایران، ش ٢٢٥٩/ف.
/ سیما سالور /