دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٩٤
چهارباغ (چارباغ) ، طرح باغ ایرانى كه در آن معابر عمود بر هم باغ را به چهار قسمت مساوى تقسیم میكند. به سبب قرار گرفتن این باغها در كنار خیابانها و روستاها و سایر اماكن، گاهى آن محلها نیز به چهار باغ معروف شدهاند، مانند خیابان چهارباغ اصفهان، روستاهاى چهار باغ در هرات، نیشابور، اطراف بلخ، ولایت شبورغان و جوزجانانِ خراسان، اردستان و لواسان (اعتمادالسلطنه، ج ٤، ص ١٩٠٧، ١٩١٨؛ حافظ ابرو، ص ٤٥ـ ٤٧؛ شیندلر، ص ١٧٥، ١٧٩). چهارباغ بهمعناى محله، خیابان یا تفرجگاهى كه اطراف آن را باغهاى گوناگون فراگرفته نیز آمده (فلاحفر، ذیل واژه) كه تشابه آن با «بلوار» فرانسوى درخور توجه است. چهارباغ در خراسانى به چهار طرف خانه، كه داراى درختان میوه بوده، نیز اطلاق شده است (اكبرى شالچى، ذیل «چارباغ»).
چهارباغ از جمله اصطلاحات معمارى و هنرى متأثر از عدد چهار است. این عدد در ادیان و فرهنگهاى مختلف، از جمله نزد زردشتیان، جنبه تقدس و نمادین داشته است (رجوع کنید به >دایرةالمعارف دین<، ذیل "Numbers an overview"؛ كوپر، ص ٢٧). بعضى شكل صلیب را مبدأ چهارباغ دانستهاند. در تفكر ایران باستان، یك چلیپا جهان را به چهار بخش تقسیم میكند كه در مركزش چشمهاى قرار دارد (متدین، ص ٤١٥؛ كمالى سروستانى، ص ١٠ـ١١). چهارباغ الگوى استقرار سریع و توسعه فضاى شهرى یا باغ شهر است (انصارى، ص٥٢). اگرچه در منابعى چون ارشادالزراعه ابونصرى هروى (ص٢٨٠ـ٢٨٢) درباره نحوه ساخت چهارباغ و كشت انواع درختان و آبرسانى آنها مطالبى آمده است، اما متون قدیم آنها را به روشنى وصف نكردهاند. مطالعات جدید نشان میدهد طرح چهار باغ جامعترین و معمولترین طرح در طراحى باغهاى ایرانى و متناسب با محیط و كاركرد باغها بوده است (رجوع کنید به سلطانزاده، ص ١١١). طرح چهارباغ به دو شیوه در باغهاى ایران اجرا میشده است. در شیوه نخست، خیابانهاى اصلى را به صورت چهار باغ میساختند كه در این حالت عرض خیابان به چهار بخش تقسیم میشد، مثل چهارباغ اصفهان. در شیوه دیگر، كه كاملتر است، عرصهاى مربع یا مستطیل شكل را با چهار معبر یا خیابان یا دو معبر ممتد متقاطع، به چهار مربع یا مستطیل تقسیم میكردند و یك حوض، به عنوان عنصرى مركزى، در محل تقاطع دو محور اصلى، در مركز باغ میساختند. هر بخش از این چهار قسمت با دو معبر فرعى به چهار قسمت دیگر تقسیم میشد و این شیوه تا حد ممكن ادامه مییافت. طراحى باغ گلشن طبس و باغ تاج محل* چنین است. گاهى در محل تقاطع خیابانهاى اصلى، یك صحن مرتفع میساختند و درون آن حوضى تعبیه میكردند. همچنین گاه در انتهاى خیابان شرقى ـ غربى، ایوانى براى تأكید بر جنبه بصرى ساخته میشد (همان، ص ٩٢، ٩٤، تصویر٤٥، ص ١١١ـ١١٢). ویژگى طرح چهارباغ تقارن است. در یك حالت، كوشك در مركز باغ و آبنما یا حوضى در مقابل جبهه اصلى كوشك ساخته میشد. طرح چهارباغ، هم در زمینهاى متقارن مانند مربع و مستطیل، و هم در زمینهاى نامتقارن و نامنظم اجرا میشد و گاه از شبكهبندى شطرنجى نیز استفاده میكردند (همان، ص ١٠٢، ١١١).
كاربریها. در كنار چهارباغها بازارچه و مدرسه میساختند، اما عناصر شهرى مجاور آنها عمومآ كاربرى تفریحى داشتند و محلهایى براى اطراق و سفرهاى چند روزه پادشاهان و حاكمان محلى بودند و به همین سبب، علاوه بر كوشك، بناهاى دیگرى چون حمام نیز در آنجا میساختند (علّامى، ج ١، ص ٣١٥؛
اهرى، ص ١٧٢). در بعضى مناطق، چهار باغها را خارج از شهر و در فضاى دلپذیرترى میساختند (رجوع کنید به ایازى، ص ٣٨؛
فضلاللّهبن روزبهان، ص ٢٦١ـ٢٦٢). گاه جشنها و مراسمى مثل آبپاشان (رجوع کنید به تیرگان*) در این محل برگزار میشد (رجوع کنید به اسكندر منشى، ج ٢، ص ٨٣٨).
پیشینه. از هزاره چهارم پیش از میلاد روى بعضى كاسههاى سفالى تصویر آبگیرهایى، با درختكارى اطراف آنها، نقش شده و روى برخى دیگر، دنیا به چهار قسمت تقسیم شده و گاهى آبگیرى در وسط آن است (ویلبر، ص ١٩ـ٢٠). در بینالنهرین باستان نیز بوستانهاى شكار به چهار بخش تقسیم و در مركز آنها ساختمانى تعبیه میشد (متدین، ص ٤١٥). به نظر استروناخ (١٣٧٢ش، ص ٦٠ـ٦١)، طراحى باغ سلطنتى پاسارگاد* در دوره كوروش، اولین شیوه ساخت
چهارباغ است. مقبره كوروش نیز احتمالا در مركز یك چهارباغ قرار داشته است (رجوع کنید به همو، ١٩٧٨، ص ١٠٧، ١٠٩ـ١١١). در دوره ساسانى آتشكدهها در مركز چهارباغ و سكوى آتشكده در محل تلاقى دو محور عمود برهم قرار داشته است. ساسانیان باغها را به چهار قسمت تقسیم و با دو محور عمود بر هم آنها را از یكدیگر جدا میكردند. این محورها به معابر پیاده و آبنماها مزّین و در محل تلاقى نیز كوشك یا حوض بزرگى تعبیه میشد (متدین، ص ٤١٤ـ٤١٥). فرش بهارستان یا چهار فصل از نمونههاى تصویر باغهاى چهارگانه در این دوره است (جواهریان، ص ١٨). چهار باغها، مانند دیگر عناصر معمارى و شهرسازىِ ساسانى، در دوره اسلامى تداوم یافت (رجوع کنید به متدین، ص ٤١٦).
نمونه اولیه چهارباغهاى اسلامى در نزدیكى رُصافه سوریه كشف شده كه متعلق به قرن دوم است. این چهارباغ را با چهار نهر به چهار قسمت تقسیم كرده و در وسط آن عمارت كوچكى ساخته بودند (فقیه، ص ٣٤ـ٣٦). در حیاط شیران قصرِ الحمراء* (در اندلس) چهار خیابان مشجر چهار باغچه را از هم جدا میكرد. این باغچهها در عمق هشتاد سانتیمترى كف خیابانهاى حیاط ساخته شده بودند. چنین وضعى در قصر جنةالعارف (در اندلس) نیز ایجاد شده بود (همان، ص ٣٤، ٣٦، ٣٨). احتمالا در دوره سلجوقیان چهارباغ مورد توجه بوده است (رجوع کنید به جعفریزند، ص ٨٣). در شیراز چهار باغهایى، مانند باغ جهاننما، از دورههاى آلمظفر و آلاینجو وجود داشته كه هماكنون نیز سرسبز است (كمالى سروستانى، ص ٣٩، ٤٥). تیمور نیز پس از بازگشت از شیراز، به تقلید از چهارباغ تخت قراچه، چهارباغى در نزدیكى سمرقند احداث نمود (شرفالدین على یزدى، ج ٢، ص ١٣ـ١٥؛
آریانپور، ص ١٦٨، ١٧٥). شاهرخ تیمورى چهارباغ و قصر سلطنتى خود را در ٨٢١ در مشهد بنیان نهاد. نادرشاه افشار نیز بناهاى مجللى در چهارباغ مشهد ساخت (رجوع کنید به گلستانه، ص ٤٤ـ٤٥، ٥٥). در رادكان (رجوع کنید به خواندمیر، ج ٤، ص ٢٨) و بخارا و هرات (واصفى، ج ٢، ص ١٧٩، ٣٤٥؛
فضلاللّهبن روزبهان، ص ١٩٣، ١٩٦) نیز چهار باغهایى از دوره تیمورى وجود داشته است. در این دوره در بغداد نیز چهارباغهایى، چون چهارباغ میرزا پیربوداق، ساخته شد (فسائى، ج ١، ص ٣٧٤).
امروزه تنها بخشهایى از چهارباغ معروف بابر در آگره مانده است. این گذر با خیابانها و نهرهاى آب به چندین قسمت تقسیم میشده كه نمایانگر الگوى كلى چهارباغ در این دوره است (رجوع کنید به كخ، ص ٣٣ـ٣٤، ١٣٧). بابر در كتاب خود (ج ١، ص ٧٤، ١٣٨، ٣١١، ٣١٤، ٣٩٢) چندینبار از چهارباغها یا ساخت آنها در هند و آسیاى مركزى سخن به میان آورده است. چهارباغهاى صفا و علیقلى اندرابى در كابل (رجوع کنید به بیات، ص ٦٤، ١٤٣، ٢٥٨ـ ٢٥٩) نیز از دیگر نمونههاست. علّامى نیز در اكبرنامه (ج ١، ص ٣٤٣، ٣٥١ـ٣٥٢) از چهارباغهاى نزدیك كابل و قندهار افغانستان سخن گفته است. در بیشتر آرامگاههاى شاهان گوركانى (از جمله همایون، اكبر، جهانگیر) طرح چهارباغ با فضاى تشریفاتى جلو بنا تركیب شده است (كخ، ص ٤٤، ٧٠، ٩٧).
دوره صفویه اوج توجه به ساخت چهارباغ در شهرهاى ایران است، چنان كه شاه طهماسب اول، همایون بابرى را به سیاحت در چهارباغهاى مشهد دعوت كرد (علّامى، ج ١، ص ٣١٤ـ٣١٥). وى همچنین به آباد كردن چهارباغهاى شیراز توجه داشت (فسائى، ج ١، ص ٥١٥). چهارباغ ارگ سلطنتى تهران و جهاننماى شیراز نیز متعلق به دوره صفوى است (ذكاء، ص ٧ـ٨؛
فرصت شیرازى، ص ٥١٧). چهارباغ گروس در جنوب بیجار، منسوب به صفویان، داراى كوشكى دو طبقه، آبنماها و مجسمههاى مرمرین بود (اعتمادالسلطنه، ج ٤، ص ١٩٠٤ـ ١٩٠٥). مهمترین چهارباغ دوره صفوى در ١٠٠٦ به دستور شاه عباس اول در اصفهان احداث شد (رجوع کنید به باغ*، بخش :٥ باغ در ایران). به گفته مافَرّوخى (ص ٥٤ـ٥٦) آن را به این سبب چهارباغ نامیدهاند كه هنگام ساخت آن، چهارباغ (احمد سیاه، بكر، فلاسان و باغِكاران) در اطراف این خیابان وجود داشته است. خیابان چهارباغ از چهار ردیف درختان كهن تشكیل میشد كه سهگذر اصلى را در میان میگرفتند. دو گذر كنارى باریكتر و گذر میانى پهنتر بود و نهرى سنگفرش از میان آن میگذشت كه در امتدادش آبنماها بود. دو طرف نهر، به صورت قرینه، شامل دیوار مشبك، پیادهرو و سوارهرو سنگى، باغچه با درخت و گل و سنگفرش بود. این باغها شامل دو محور اصلى، كرتهایى در چهار گوشه و كوشكى در تلاقى دو محور بودند (انصارى، ص ٦٧، ٧١ـ٧٢؛
«طرح بدنهسازى خیابان چهارباغ»، ص ٢٥). هدف از ساخت خیابان چهارباغ اصفهان، اتصال قصرها به باغهاى خارج شهر بود (گدار، ص ٢٧١). در اصفهان قبل از صفویه، بازار محور شهر بود، اما در دوره صفوى، با حفظ بافت قدیم شهر، توسعه بر محور چهار باغ و عمود بر زایندهرود شكل گرفت (ضرابى، ص ٤١١). چهارباغهاى دوره تیمورى و صفوى را، بهویژه در شیراز، نادرشاه افشار مرمت و از آنها استفاده كرد (خورموجى، ص ٤٢١). چهارباغ (چه باغ) باغ معروفى در بوشهر بود كه در زمان كریمخان زند ساخته شد و بعد از وى رو به ویرانى نهاد (حمیدى، ذیل «چهباغ»). در دوره قاجاریه چهارباغهاى بسیارى ساخته شد، از جمله در لواسان تهران، رودبار قصران (رجوع کنید به حكیمالممالك، ص ٤٧٧،؛
ستوده ج ١، ص دوازده)، امینآباد یا صدر در اصفهان كه قرینه چهارباغ شاه عباسى بود (تحویلدار، ص ٢٩ـ٣٠) و سنندج؛
محلههاى نزدیك به این چهارباغها تا دورههاى بعد به چهارباغ معروف بودند. عمارت خسروآباد سنندج از نمونههاى بازر چهار باغهاى این دوره بود كه كوشك و تزیینات زیاد و حوضى در نقطه مركزى داشت (ایازى، ص ١٥، ٣٨، ٥٥). از اواخر قرن دوازدهم چهارباغهایى در دامنه كوهها ایجاد شد و احداث خانههاى ییلاقى میان باغهاى پلكانى رواج یافت و نظام هندسى چهارباغ با برجستگیهاى زمین هماهنگ شد (فقیه، ص ٤٦). از اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم، چهارباغهاى اصفهان رو به ویرانى نهاد (ارباب اصفهانى، ص ٤٣ـ٤٤).
هنوز محلهایى به نام چهارباغ در مناطق گوناگون وجود دارد كه گواهى بر سابقه تاریخى آنهاست، مانند چهارباغ سارى پول تركستان (هال و لوچیك ویووسكا، ص ٢٩٠)، چهارباغ دهستان كوهپایه گرگان و دهستان كوهستان غرب چالوس (فرهنگ واژگان تبرى، ج ٢، ص ٨١٤، ٩٣٠).
طراحى و زیباییهاى عناصر تشكیلدهنده چهارباغ، موجب گردیده تا هنرمندان در آثار خود آن را تصویر كند. از جمله چهارباغ جهاننماى بابرى كابل، منشأ باغنگارى بِشَنداس* شد. وى در یكى از نقاشیهاى خود بابر را در حال دستور دادن ساخت چهارباغ نشان داده است (ویلبر، ص ٩٤ و تصویر ٢٧).
اوج استفاده از باغ در طراحى قالى منجر به ایجاد طرح چهارباغى شده (سلطانزاده، ص ٩٣، تصویر ٤٤) كه نمونه آن قالى موزه جیپورِ هند است كه در اوایل قرن یازدهم بافته شده است. روى قالى نقشه باغى گسترده شده و هر یك از قسمتهاى چهارگانه آن با نهرهاى آب به چندین قسمت دیگر تقسیم شده است (ویلبر، ص ٤٠، ٤٢). در بعضى قالیهاى مناطق به نظر میرسد طرح چهارباغ در نقوش معروف به گلستان نیز استفاده شده است (رجوع کنید به ژوله، ص ٢٦ـ٢٧ و تصویر ٧٢).
در موسیقى، چهارباغ (چهارپاره) نام گوشهاى در آواز ابوعطاست (رجوع کنید به كریمى، كتاب ١، ص ٣٢؛
دوامى، ص ٥٢).
منابع :
(١) علیرضا آریانپور، پژوهشى در شناخت باغهاى ایران و باغهاى تاریخى شیراز، تهران ١٣٦٥ش؛
(٢) ابونصرى هروى، ارشادالزراعه، چاپ محمد مشیرى، تهران ١٣٥٦ش؛
(٣) محمدمهدیبن محمدرضا ارباباصفهانى، نصف جهان فى تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٤٠ش؛
(٤) دیوید استروناخ، «شكلگیرى باغ سلطنتى پاسارگاد و تأثیر آن در باغسازى ایران»، ترجمه كامیار عبدى، اثر، ش ٢٢ـ٢٣ (١٣٧٢ش)؛
(٥) اسكندر منشى؛
(٦) اعتمادالسلطنه؛
(٧) امیرحسین اكبرى شالچى، فرهنگ گویشى خراسان بزرگ، تهران ١٣٧٠ش؛
(٨) مجتبى انصارى، «باغ ایرانى در تاریخ»، در مجموعه مقالات همایش اصفهان و صفویه: ٧ـ٦ اسفندماه ١٣٨٠، بهاهتمام مرتضى دهقاننژاد، ج ٢، اصفهان: دانشگاه اصفهان، ١٣٨٢ش؛
(٩) زهرا اهرى، مكتب اصفهان در شهرسازى: زبانشناسى عناصر و فضاهاى شهرى، واژگان و قواعد دستورى، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٠) برهان ایازى، آئینه سنندج، (تهران) ١٣٧١ش؛
(١١) بابر، امپراتور هند، بابرنامه، چاپ مانو ایزینینك، كیوتو ١٩٩٥ـ١٩٩٦؛
(١٢) بایزید بیات، تذكره همایون و اكبر، چاپ محمد هدایتحسین، كلكته ١٣٦٠/١٩٤١؛
(١٣) حسینبن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیاى اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٤٢ش؛
(١٤) علیرضا جعفریزند، اصفهان پیش از اسلام: دوره ساسانى، تهران ١٣٨١ش؛
(١٥) فریار جواهریان، «كهن الگوى گمشده: بازدیدى از باغ ایرانى»، در باغ ایرانى: حكمت كهن، منظر جدید، تهران: موزه هنرهاى معاصر، ١٣٨٣ش؛
(١٦) عبداللّهبن لطفاللّه حافظابرو، جغرافیاى تاریخى خراسان در تاریخ حافظ ابرو، چاپ غلامرضا ورهرام، تهران ١٣٧٠ش؛
(١٧) علینقیبن اسماعیل حكیمالممالك، روزنامه سفر خراسان، تهران ١٣٥٦ش؛
(١٨) جعفر حمیدى، فرهنگنامه بوشهر، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٩) خواندمیر؛
(٢٠) محمدجعفربن محمدعلى خورموجى، نزهتالاخبار: تاریخ و جغرافیاى فارس، چاپ على آلداود، تهران ١٣٨٠ش؛
(٢١) عبداللّه دوامى، ردیف آوازى و تصنیفهاى قدیمى به روایت استاد عبداللّه دوامى، گردآورى فرامرز پایور، تهران ١٣٧٥ش؛
(٢٢) یحیى ذكاء، تاریخچه ساختمانهاى ارگ سلطنتى تهران و راهنماى كاخ گلستان، تهران ١٣٤٩ش؛
(٢٣) تورج ژوله، پژوهشى در فرش ایران، تهران ١٣٨١ش؛
(٢٤) منوچهر ستوده، جغرافیاى تاریخى شمیران، تهران ١٣٧١ـ١٣٧٤ش؛
(٢٥) حسین سلطانزاده، تداوم طراحى باغ ایرانى در تاجمحل، تهران ١٣٧٨ش؛
(٢٦) شرفالدین على یزدى، ظفرنامه: تاریخ عمومى مفصل ایران در دوره تیموریان، چاپ محمد عباسى، تهران ١٣٣٦ش؛
(٢٧) آلبرت هوتم شیندلر، سفرنامه خراسان، در سه سفرنامه: هرات، مرو، مشهد، چاپ قدرتاللّه روشنى زعفرانلو، تهران: توس، ١٣٥٦ش؛
(٢٨) اصغر ضرابى، «ساختار شهرى در اصفهان عصر صفویه»، در مجموعه مقالات همایش اصفهان و صفویه: ٧ـ٦ اسفندماه ١٣٨٠، به اهتمام مرتضى دهقاننژاد، ج ٢، اصفهان: دانشگاه اصفهان، ١٣٨٢ش؛
(٢٩) «طرح بدنهسازى خیابان چهارباغ و میدان دروازه دولت»، آبادى، ش ١٦ (بهار ١٣٧٤)؛
(٣٠) ابوالفضلبن مبارك علّامى، اكبرنامه، ج ١، چاپ غلامرضا طباطبائیمجد، تهران ١٣٧٢ش؛
(٣١) محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازى، آثارالعجم: در تاریخ و جغرافیاى مشروح بلاد و اماكن فارس، چاپ سنگى بمبئى ١٣١٤، چاپ على دهباشى، چاپ افست تهران ١٣٦٢ش؛
(٣٢) فرهنگ واژگان تبرى، زیرنظر جهانگیر نصرى اشرفى، تهران: احیاء كتاب، ١٣٨١ش؛
(٣٣) حسنبن حسن فسائى، فارسنامه ناصرى، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران ١٣٨٢ش؛
(٣٤) فضلاللّهبن روزبهان، مهماننامه بخارا : تاریخ پادشاهى محمد شیبانى، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٥٥ش؛
(٣٥) نسرین فقیه، «چهارباغ: مثال ازلى باغهاى بزرگ تمدن اسلامى»، در باغ ایرانى، همان؛
(٣٦) سعید فلاحفر، فرهنگ واژههاى معمارى سنتى ایران، تهران ١٣٧٩ش؛
(٣٧) محمود كریمى، ردیف آوازى موسیقى سنتى ایران به روایت محمود كریمى، (آوانویس): محمدتقى مسعودیه، كتاب ١، تهران ١٣٧٦ش؛
(٣٨) كوروش كمالى سروستانى، باغهاى تاریخى شیراز، شیراز ١٣٨٤ش؛
(٣٩) جین كوپر، فرهنگ مصور نمادهاى سنتى، ترجمه ملیحه كرباسیان، تهران ١٣٨٠ش؛
(٤٠) آندره گدار، «اصفهان»، در آثار ایران، اثر آندره گدار و دیگران، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، ج ٤، مشهد: بنیاد پژوهشهاى اسلامى، ١٣٦٨ش؛
(٤١) ابوالحسنبن محمدامین گلستانه، مجملالتواریخ، چاپ مدرس رضوى، تهران ١٣٥٦ش؛
(٤٢) مُفَضَّلبن سعد مافَرّوخى، كتاب محاسن اصفهان، چاپ جلالالدین حسینى طهرانى، تهران ١٣١٢ش؛
(٤٣) حشمتاللّه متدین، «ریشههاى مذهبى تحول باغهاى ایرانى»، در مجموعه مقالات دومین كنگره تاریخ معمارى و شهرسازى ایران: ٢٥ـ٢٩ فروردین ماه ١٣٧٨، ارگ بم ـ كرمان، ج ٥، تهران: سازمان میراث فرهنگى كشور، ١٣٨٢ش؛
(٤٤) محمودبن عبدالجلیل واصفى، بدایعالوقایع، چاپ الكساندر بلدروف، تهران ١٣٤٩ـ١٣٥٠ش؛
(٤٥) دونالد نیوتن ویلبر، باغهاى ایران و كوشكهاى آن، ترجمه مهیندخت صبا، تهران ١٣٤٨ش؛
(٤٦) السترهال و خوزه لوچیك ویووسكا، گلیم: تاریخچه، طرح، بافت و شناسایى، ترجمه شیرین همایونفر و نیلوفر الفت شایان، تهران ١٣٧٧ش؛
(٤٧) The Encyclopedia of religion, ed. Mircea Eliade, NewYork ١٩٨٧, s.v. "Numbers: an overview" (by Annemarie Schimmel);
(٤٨) Ebba Koch, Mughal architecture: an outline of its history and development (١٥٢٦-١٨٥٨), Munich ١٩٩١;
(٤٩) May Schinasi, Afghanistan at the beginning of the twentieth century, Naples ١٩٧٩;
(٥٠) David Stronach, Pasargadae: a report on the excavations conducted by The British Institute of Persian Studies from ١٩٦١ to ١٩٦٣, Oxford ١٩٧٨.
/ عبدالكریم عطارزاده /