دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦٩٩
تفسیر ابن عباس ، مجموعه اقوال تفسیری منسوب به عبداللّه بن عباس ، از صحابة پیامبر. ابن عباس مشهورترین مفسر قرآن در قرن اول هجری است و روایات فراوانی از وی در تفاسیر و کتابهای حدیث نقل شده است . در برخی احادیث آمده که پیامبر، ضمن دعا برای ابن عباس ، از خدا خواسته است که علم تأویل قرآن را به وی بیاموزد ( مقدمتان فی علوم القرآن ، ص ٥٣ ـ٥٤).
با وجود کثرت اقوال تفسیری ابن عباس در تفاسیر، در اینکه خود وی تألیفی داشته باشد، تردید وجود دارد (برگ ، ص ١٣١ـ١٣٢). از مطالبی که در بارة برخی از شاگردان ابن عباس نقل شده است (سَلْقینی ، ص ١٥٤ـ ١٥٥)، می توان دریافت که آنها پس از وی اقوالش را تدوین کرده اند ( رجوع کنید به گولدفلد، ص ١٢٨). دلیل دیگر بر فقدان روایات تفسیری مکتوب از ابن عباس ، تفاوت روایات تفسیری وی ، حتی ذیل یک آیه ، در تفاسیر گوناگون است (روحانی ، ص ١٤١).
در تفاسیر روایی ، اقوال فراوانی از ابن عباس با سلسله اِسنادهای مختلف آمده که سلقینی ( رجوع کنید به ص ١٤٦ـ١٦٢) با ذکر تمام آنها به این نکته که هر مفسری از کدام طریق بهره برده ، اشاره کرده است . از این میان ، طریق محمدبن مسلم زُهْری از عبیداللّه بن عبداللّه بن عُتْبَه از معاویة بن صالح از علی بن ابی طلحه را صحیحترین طریق شمرده اند (همان ، ص ١٤٧ـ ١٤٨). مجموعة این روایات به صورت صحیفه ای مدوّن در میان محدّثان مصری رواج داشته و چنان معتبر بوده که احمدبن حنبل سفر به مصر را برای سماع آن نیکو می شمرده است (سیوطی ، ج ٤، ص ٢٣٧؛ علی بن ابی طلحه ، مقدمة راشد عبدالمنعم رجال ، ص ٢٤).
با این حال ، برخی با انکار سماع علی بن ابی طلحه از ابن عباس ، معتقدند که علی بن ابی طلحه روایات خود را از طریق مجاهدبن جَبْر * و سعیدبن جُبَیْر از ابن عباس اخذ کرده است (مِزّی ، ج ٢٠، ص ٤٩١). راشد عبدالمنعم رجال ، روایات تفسیری علی بن ابی طلحه از ابن عباس و طرق مختلف روایات علی بن ابی طلحه را از تفاسیر گوناگون گردآوری و با نام صحیفة علی بن ابی طلحه عن ابن عباس فی تفسیر القرآن الکریم منتشر کرده است ( رجوع کنید به علی بن ابی طلحه ، همان مقدمه ، ص ٦٥ـ٧٦). در این روایات ، شیوة ابن عباس در تفسیر آیات (توجه به مفهوم لغوی کلمات ، تفسیر آیه به آیه ، اسباب نزول ، عادات و افعال عرب و اجتهادات ابن عباس ) بارز است (سلقینی ، ص ٩٠ـ٩١، ١٧٠ـ١٧٦؛ علی بن ابی طلحه ، همان مقدمه ، ص ٣٤).
نَوْفَل (ج ١، ص ٢٧٢ـ٢٧٣) از شیوة تفسیری ابن عباس به مکتب تفسیری مکه یاد کرده و به شاگردان وی ، چون مجاهدبن جبر و عطاءبن ابی رباح اشاره نموده است . برخی تفسیر مجاهدبن جبر را روایتی از تفسیر ابن عباس دانسته اند (زیدان ، ج ١، ص ٢٢١؛ نیز رجوع کنید به ابن ندیم ، ص ٣٦)، گرچه در متن چاپ شدة تفسیر مجاهد، روایات تفسیری چندانی از ابن عباس نقل نشده است (نوفل ، ج ١، ص ٢٩٧). از سوی دیگر، در روایات تفسیری که مجاهد از ابن عباس آورده و آنچه طبری به نقل از مجاهد از ابن عباس در تفسیر خود نقل کرده ، از حیث لفظ و معنی ، اختلاف وجود دارد (مجاهدبن جبر، ج ١، مقدمة سورتی ، ص ٢٥).
ظاهراً برخی مفسران با توجه به معیارهای خاص رجالی ، تنها از برخی طریقهای روایت تفسیر ابن عباس بهره برده اند. مثلاً، عبدالرزاق صَنعانی (متوفی ٢١١) عمدة روایات خود از ابن عباس را از طریق سُفیان بن عُیَیْنه از عَمرو بن دینار از عطاءبن ابی رباح از ابن عباس نقل کرده (سلقینی ، ص ١٤٨ـ١٤٩) در حالی که طبری هیچ روایتی را از این طریق نقل نکرده است . بخاری و مسلم ، روایات تفسیری ابن عباس را به نقل از عطاءبن سائب از سعیدبن جبیر از ابن عباس نقل کرده اند (سلقینی ، ص ١٥٠؛ سیوطی ، ج ٤، ص ٢٣٩).
ضعیفترین طریق روایت از ابن عباس ، طریق محمدبن مروان سُدّی صغیر از محمدبن سائب کلبی از ابوصالح یا ابومالک گفته شده (سیوطی ، همانجا) ولی ابن عَدی (ج ٦، ص ١٢٠) و مؤلف المبانی فی نظم المعانی ( رجوع کنید به مقدمتان فی علوم القرآن ، ص ١٩٧)، احادیث تفسیر کلبی از ابوصالح را صحیح دانسته اند.
اقوال تفسیری ابن عباس در مدنظر مفسران قرآن ، خاصه علمای خراسان و ماوراءالنهر و اندلس ، بوده است ( رجوع کنید به نسفی ، ص ٢١١،٣١٠؛ نیز رجوع کنید به تفسیر قرآن پاک ، ص ١٩ـ٢٠، ٥٧، ٦١؛ جودة محمد مهدی ، ص ١٠١ـ١٠٣؛ گنونی ، ج ١، ص ١٢٩ـ ١٣٠). ابواسحاق ابراهیم ثَعْلَبی (متوفی ٤٢٧) در مقدمة تفسیر الکشف و البیان ، به هشت طریق روایت تفسیر ابن عباس اشاره کرده است (ج ١، ص ٧٥ـ٧٧؛ نیز رجوع کنید به گولدفلد، ص ١٣٠ـ١٣٤) که به نظر می رسد این مجموعه های گوناگون تفسیری ، که هریک به نام شاگردان یا یکی از راویان تفسیر ابن عباس مشهور بوده ، با یکدیگر اختلاف داشته اند. ثعلبی اقوال ابن عباس را از تفسیر علی بن ابی طلحه (متوفی ١٤٣)، تفسیر عَطِیَّة بن سعد عوفی ، تفسیر ابومحمد بکربن سهل دِمْیاطی (متوفی ٢٩٨)، تفسیر عِکْرمَة بن عبداللّه (متوفی ١٠٥)، تفسیر کلبی به روایتهای محمدبن فُضَیل و یوسف بن بلال و حبان بن علی عَنْزی و صالح بن محمد تِرْمِذی (متوفی ٢٣٧) نقل کرده است . برخی از این افراد تفسیر ابن عباس را از یکدیگر روایت کرده اند، از جمله گفته شده که عطیة بن سعد عوفی ، آن را از کلبی اخذ کرده است (ذهبی ، ج ٣، ص ٧٩ـ٨٠). ثعلبی تصریح کرده که صالح بن محمد بر تفسیر ابن عباس چهار هزار حدیث افزوده است (ج ١، ص ٧٧؛ نیز رجوع کنید به گولدفلد، ص ١٣٤). این شواهد، نشان دهندة وجود مجموعه های مدوّنی از اقوال تفسیری ابن عباس است که حداقل تا قرن ششم موجود و روایت آنها متداول بوده است ( رجوع کنید به بَغَوی ، ج ١، ص ٢٩؛ رافعی قزوینی ، ج ٣، ص ١١).
مجموعة اقوال تفسیری ابن عباس که بکربن سهل دمیاطی (متوفی ٢٨٩) گرد آورده ، مورد توجه عالمان بوده است . ابوالحسین احمدبن فارس بن زکریا (متوفی ٣٩٥) در تفسیر خود از طریق تفسیر دمیاطی به اقوال تفسیری ابن عباس استناد کرده است ( رجوع کنید به قرطبی ، ج ٢٠، ص ٢٠٤). بر اساس برخی سلسله سندهای منقول از تفسیر دمیاطی ، ظاهراً وی تفسیر خود را بر اساس تلفیق چند روایت متداول تفسیر ابن عباس تدوین کرده است ( رجوع کنید به طبرانی ، ص ٣٠٦، ٤٣٩؛ رافعی قزوینی ، ج ١، ص ١٨٩ـ ١٩٠). متن تفسیر دمیاطی ، یکی از مآخذ حَسْکانی در شواهدالتنزیل ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٤٠٥) بوده است . رافعی (ج ١، ص ١٨٩ـ ١٩٠، ٢٦٠، ج ٣، ص ١٦٣) به روایت این تفسیر اشاره و عبارتهایی از آن نقل کرده است .
هودبن مُحَکَّم هُوّاری ، از عالمان اباضی قرن سوم ، روایات فراوانی به نقل از کلبی در تفسیر خود آورده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٩٤ـ ٩٥، ٩٨، ١٠١، ١٢٩ـ١٣١، ج ٢، ص ١٧١، ٢١٤، ٢١٨). بالحاج بن سعید شریفی ، مصحح تفسیر هود بن محکم ، در مقدمة این کتاب (ج ١، ص ٢١ـ٢٤، ٢٩، ٣٤) مأخذ اصلی هود بن محکم را در نقل روایات کلبی ، تفسیر روایی یحیی بن سلام بصری (متوفی ٢٠٠) دانسته است .
استناد به اقوال تفسیری ابن عباس در میان راویان شیعه نیز متداول بوده است . حسین بن حکم حِبَری زیدی (متوفی ٢٨٦) بیشتر به نقل از حسین بن حسن انصاری از حباب بن علی عنزی از کلبی به روایت ابوصالح ، روایات فراوانی در بیان شأن نزول آیات از ابن عباس نقل کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٢٣٥، ٢٣٧، ٢٤٢ـ٢٤٣، ٢٤٩، ٢٥٣). فرات بن ابراهیم کوفی ، از شاگردان حبری ، نیز روایات متعددی در بیان شأن نزول آیات از ابن عباس آورده است (ص ٥٣، ٥٩ـ٦٠، ٧٧، ١٠١، ١٥٨، ٤٨١). این دلایل مؤید تداول روایت تفسیر ابن عباس به طریق کلبی در محافل شیعة امامی کوفه در قرن سوم و چهارم است . عبدالعزیزبن یحیی جلودی (متوفی ٣٣١)، محدّث شیعی ، مجموعه ای از اقوال تفسیری ابن عباس را گرد آورده بوده (نجاشی ، ص ٢٤٢) اما این اثر در دست نیست و نمی توان در بارة آن داوری کرد. عبیداللّه بن عبداللّه حسکانی (متوفی بعد از ٤٩٠) روایات تفسیری فراوانی در فضیلت اهل بیت و شأن نزول آیات در حق ایشان ، به نقل از ابن عباس آورده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٠، ٥٢، ٥٦ ـ٥٧، ٦٤ـ ٦٨،٧٠، ٧٥ـ٧٦، ٨٦، ٩٣، ج ٢، ص ١٥٢، ١٥٤، ٢١٣، ٢٧٨). حسکانی برخی از این روایات را به نقل از تفسیر مُقاتِل بن سلیمان روایت کرده است ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٦؛ قس خطیب بغدادی ، ج ١٤، ص ٧٨ـ٧٩).
یکی از ویژگیهای روایات منقول تفسیری ابن عباس ، بیان اسباب نزول آیات است . علی بن احمد واحدی نیشابوری (متوفی ٤٦٨) علاوه بر استفاده از اقوال ابن عباس در تفسیر البسیط فی التفسیر ( رجوع کنید به جودة محمدمهدی ، همانجا) در بیان اسباب نزول ، روایات متعددی از ابن عباس آورده است ( رجوع کنید به ص ٩، ١١، ١٣، ٢٠، ٥٢، ١٨١). در تفاسیر گوناگون دیگر نیز روایات فراوانی از ابن عباس در بارة شأن نزول آیات در حق اهل بیت پیامبر نقل شده است (صنعانی ، ج ١، ص ١٠٨؛ نَحاس ، ج ١، ص ٣٠٥؛ واحدی ، ص ٥٨). داستان پردازانه و قصصی بودن یکی دیگر از ویژگیهای بارز روایات تفسیری ابن عباس است ( رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ج ١، ص ٥٦).
برخی از اقوال خاص تفسیری ابن عباس عبارت اند از: پذیرش وجود کلمات غیر عربی در قرآن (نوفل ، ج ١، ص ٤٤٩)، قابل تفسیردانستن حروف مقطّعه (همان ، ج ١، ص ٤٣٥) و دلالت این حروف بر اسم اعظم خداوند (طبری ، ج ١، ص ٦٧ـ ٦٨، ج ٢، ص ٩٧). طبری (ج ٧، ص ١٩٩) ذیل آیة ١٠٣ سورة انعام از قول ابن عباس آورده که چشم آدمی قدرت احاطه بر خداوند را ندارد. در مصادر اباضی و معتزلی قول به عدم رؤیت باری به ابن عباس نسبت داده شده است (قاضی عبدالجباربن احمد، ج ٤، ص ٢١٣ـ ٢١٥؛ نوفل ، ج ١، ص ٥٣٨). در تفسیر آیة ١٧٢ سورة اعراف چند روایت دالّ بر پذیرش قول به عالم ذر از ابن عباس نقل شده ( رجوع کنید به طبری ، ج ٩، ص ٧٥ـ ٧٧) که برخی از آنها تعبیراتی حاکی از عقیده به جبر دارد (همان ، ج ٩، ص ٧٦). طبری برخی از اسرائیلیات * را در تفسیر خود به روایت از ابن عباس نقل کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٨٧، ٣٦٢ـ٣٦٣؛ نیز رجوع کنید به ربیع ، ص ١٠٤، ٢٣٩، ٢٤٣ـ ٢٤٤، ٢٤٨ـ٢٤٩، ٢٦٣، ٢٨٦، ٣٨١ـ٣٨٢).
تفسیر مشهوری به نام تنویرالمقباس من تفسیر ابن عباس موجود است . این تفسیر را به محمدبن سائب کلبی و ابومحمد عبداللّه بن وهْب دینوری (متوفی ٣٠٨) و محمدبن یعقوب فیروزآبادی (متوفی ٨١٧) نسبت داده اند (ریپین ، ١٩٩٤، ص ٣٩؛ برگ ، ص ١٣٥). انتساب این تفسیر به فیروزآبادی شهرت بیشتری دارد و در اغلب منابع به وی نسبت داده شده است ( رجوع کنید به مهدوی راد، ص ١٣٦). تحلیل ادبی این متن مؤید آن است که حداقل در اواخر قرن سوم تدوین شده است (ریپین ، ١٩٩٤، ص ٧١؛
برگ ، همانجا). دو سلسله سند موجود در متن ، بر این دلالت دارند که متن به قلم دانشمندی از کرامیه نگاشته شده (رحمتی ، ص ٧٥) که ظاهراً عبداللّه بن مبارک دینوری (متوفی اوایل قرن چهارم ) است که داوودی (ج ١، ص ٢٥٠)، بدون هیچ توضیح دیگری ، از وی به عنوان مؤلفِ الواضح فی تفسیرالقرآن یاد کرده است . حاکم نیشابوری (متوفی ٤٠٥؛
ص ٢٢٧) از فردی به نام عبداللّه بن مبارک مدفون در نیشابور سخن گفته که ممکن است مؤلف الواضح باشد. در بارة وی اطلاعی در دست نیست ( رجوع کنید به اس ، ص ٦٨). در سلسله سند شاذان قمی (ص ١٤٩)، نام عبداللّه بن مبارک دینوری که از طریق یوسف بن بلال ، تفسیر ابن عباس را نقل کرده ، آمده است .
از الواضح سه نسخة خطی کهن در لیدن (ش ١٦٥١، مورخ ٧٢٦)، ایاصوفیه (ش ٢٢١، بخش اول ، مورخ ٥٨٥، بخش دوم ، مورخ ٥٧٨) و آصفیة حیدرآباد (تفسیر ش ٥) موجود است (ریپین ، ١٩٩٤، ص ٤٧ـ ٤٨) که همانند متن چاپ شدة تنویرالمقباس است . بنابراین ، نام کهن تنویرالمقباس احتمالاً الواضح فی تفسیرالقرآن بوده است . در نسخة لیدن و احتمالاً در نسخه های دیگر، مقدمه ای در آغاز کتاب آمده که در متن چاپی موجود نیست . به گفتة ابومحمد دینوری (مؤلف کتاب در این مقدمه )، وی متن تفسیر را از مآخذ گوناگون استخراج و برای اهل علم خلاصه کرده است (همان ، ص ٤٩). به نظر ریپین (١٩٩٤، ص ٤٩ـ٥٠) این عبارت بر آن دلالت دارد که معاصران دینوری متن همان تفسیر را بدون ارجاع به وی روایت کرده و با آن آشنا بوده اند. روایت چندگانة متن تفسیر، این فرضیه را تقویت می کند که تفسیر، پیش از دینوری به صورت شفاهی نقل می شده و بعدها افرادی آن را کتابت کرده اند. مؤید این حدس ، گفتة دینوری است که خواننده را برای حل مشکلات این تفسیر، به تفسیر کلبی که یوسف بن بلال روایت کرده ، ارجاع داده است (همان ، ص ٥٥). یوسف بن بلال به عنوان راوی تفسیر کلبی مشهور بوده است (ابن طاووس ، ص ٢١٠ـ٢١١؛
حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٤٥٧؛
نیز رجوع کنید به حسکانی ، ج ١، ص ١٤٠ـ١٤١؛
شفیعی کدکنی ، ص ٧٧). در شرح احوال ابوحامد احمدبن اسماعیل مُقْری نیز گفته شده که وی تفسیر کلبی را از یوسف بن بلال به روایت محمدبن مروان سدّی صغیر از کلبی شنیده است (ابن ماکولا، ج ٧، ص ٧٨).
احمدبن ابراهیم ثعلبی ( رجوع کنید به ج ١، ص ٨٣) تفسیر الواضح را یکی از مآخذ تفسیر خویش معرفی نموده (نیز رجوع کنید به رافعی قزوینی ، ج ٣، ص ٢٧١) و به روایت ابوحنیفه قزوینی از آن برای ابوبکر محمدبن یعقوب استوایی اشاره کرده است (ریپین ، ١٩٩٤، ص ٤٨). به گفتة رافعی (همانجا) نام ابوحنیفه قزوینی ، عبدالملک بن علی است و در نیشابور تفسیر معروف به الواضح (نوشتة ابومحمد عبداللّه بن مبارک دینوری ) را از ابوبکر
محمدبن یعقوب استوایی از مؤلف ، روایت کرده و از وی شنیده است . عبدالغافربن اسماعیل فارسی (متوفی ٥٢٩) نیز گفته که تفسیری به نام الواضح منسوب به عبداللّه بن مبارک را محمدبن اسحاق خطبی کرامی (متوفی ٤٨٨) از ابوحنیفه عبدالوهاب بن محمد ( هروی ) شنیده است (صَریفینی ، ص ٨٦). قید «منسوب » در عبارت عبدالغافر فارسی به علت آن است که وی گمان داشته مؤلف تفسیر، عبداللّه بن مبارک حنظلی (متوفی ١٨١) است ( رجوع کنید به آتش ، ص ٥٤).
در تفسیرِ کرّامی الفصول ، نوشتة ابوحنیفه عبدالوهاب بن محمد هروی ، نام عبداللّه بن مبارک دینوری در اسناد مختلفی آمده که وی از علی بن اسحاق حنظلی (متوفی ٢٣٧) راوی مشهور تفسیر کلبی در ماوراءالنهر، روایات تفسیری ابن عباس را نقل کرده است ( رجوع کنید به اس ، ص ٦٣؛
شفیعی کدکنی ، ص ٧٧ـ٧٩). علت توجه به این طریقِ تفسیر ابن عباس ، آن است که محمدبن کَرّام (متوفی ٢٥٥)، مؤسس فرقة کرامیه ، تفسیر کلبی را در سمرقند نزد علی بن اسحاق حنظلی سماع کرده است (نسفی ، ص ٣١٠؛
نیز رجوع کنید به شفیعی کدکنی ، ص ٧٩). مؤلف تنویرالمقباس ، که ظاهراً همان عبداللّه بن مبارک دینوری است ، روایات خود را از عبداللّه بن مأمون سُلَمی از پدرش ، مأمون بن احمد سلمی از محمدبن کرام به سلسله سندی منتهی به علی بن اسحاق حنظلی نقل کرده است ( رجوع کنید به تنویرالمقباس ، ص ٢؛
نیز رجوع کنید به شفیعی کدکنی ، ص ٧٧ـ٧٩).
متن تنویرالمقباس کامل است و در تفسیر آیات تنها به بیان معنای آیه و گاه نقل روایتی بسنده شده (برای نمونه رجوع کنید به ص ٤، ٢٨) و در تفسیر حروف مقطّعه ، هریک از حروف ، نمادی از اسامی باری تعالی یا دالّ بر واقعه ای دانسته شده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٣، ٤٢، ١٢٤). در تفسیر آیات متشابه مانند آیة پنجم سورة طه ، تفسیری تشبیهی از آیه ارائه شده است (همان ، ص ٢٦٠). مؤلف تنویرالمقباس (ص ١٤١). در مسئلة رؤیت خدا، ذیل آیة ١٤٣ سورة اعراف ، بصراحت گفته که این دیدار تنها در آخرت صورت می گیرد ( تنویرالمقباس ، ص ١٣٧). شأن نزول برخی آیات در مورد اهل بیت ، در بارة افراد دیگری ذکر شده است (روحانی ، ص ١٤٢). ظاهراً اولین بار تنویرالمقباس در ١٢٩٠ در قاهره چاپ شده است . چاپهای متعددی از این کتاب در دست است که هیچیک انتقادی نیست ( رجوع کنید به ریپین ، ١٩٩٤، ص ٤١).
از دیگر آثار قرآنی ابن عباس ، اللغات فی القرآن است که در برخی از نسخه های خطیِ موجود، نام آن غریب القرآن ذکر شده است (ریپین ، ١٩٨١، ص ١٥، ١٧؛
همو، ١٩٨٣، ص ٣٣٢). ابن عباس در غریب القرآن مجموعه ای از کلمات قرآنی را به ترتیب نظم سوره ها گردآوری کرده است . متن این رساله که با تهذیب و روایت عطاءبن ابی رباح و نیز روایت علی بن ابی طلحه موجود است (مهدوی راد، ص ١٣) با آنچه سیوطی (ج ٢، ص ٦ـ٥٧) آورده ، یکی است . سیوطی (ج ٢، ص ٥٧) یادآوری کرده که وی این نام را از تفسیر طبری و تفسیر ابن ابی حاتِم استخراج کرده است . از این کتاب در منابع با نام لغة القرآن و لغات القبایل الواردة فی القرآن الکریم نیز یاد شده است . متن این کتاب را صلاح الدین منجِّد بر اساس روایت عبداللّه بن حسین بن حَسْنون سامری (متوفی ٣٨٦) به چاپ رسانده است . چاپ دیگر این کتاب را عبدالمجید سیدطلب با عنوان لغات القبایل الواردة فی القرآن الکریم ، به روایت ابوعُبَید قاسم بن سلاّ م هروی (متوفی ٢٢٤) منتشر کرده است (کویت ١٤٠٤). احمد بولوط نیز این اثر را با عنوان غریب القرآن به چاپ رسانده است (قاهره ١٤١٣).
مجموعه ای به نام مسائل نافع بن الازرق ، حاوی ١٩٠ کلمة قرآنی با شواهدی از شعر جاهلی ، یکی دیگر از آثار قرآنی ابن عباس است . سیوطی (ج ٢، ص ٦٨ـ ١٠٥) متن این رساله را آورده است . نافع بن اَزْرَق ، پیشوای گروهی از خوارج (متوفی ٦٨)، در دیداری با ابن عباس ، این سؤالات را مطرح کرده است . متن این رساله با طرق مختلف و با اختلافها و کاستیها و افزوده هایی ، در منابع حدیثی و ادبی نقل شده است (مهدوی راد، ص ١٤). این متن را یک بار فؤاد عبدالباقی بر اساس ترتیب الفبایی منتشر کرده و بار دیگر با تحقیق مفصّل عایشه عبدالرحمان بنت الشّاطی و نیز با تحقیق ابراهیم سامرایی چاپ شده است . اساس دو چاپ نخست ، متن نقل شدة مسائل نافع بن الازرق در کتاب ألاءتقان فی علوم القرآن بوده است . با توجه به تصریح سیوطی (ج ٢، ص ٦٧، ١٠٥) در آغاز و انجام این رساله ، ظاهراً وی تدوینگر این مجموعه است و آن را با استفاده از معجم الکبیر احمدبن سلیمان طَبَرانی (متوفی ٣٦٠) و کتاب ایضاح الوقف و الابتداء ابوبکر ابن انباری (متوفی ٣٢٨) تهیه کرده است . آنچه ابن انباری آورده ، بخشی از آن چیزی است که سیوطی آورده است . ابن انباری (ج ١، ص ٧٦ـ ٩٨) تنها پنجاه کلمه را آورده که ٢٨ کلمه از آن را سیوطی ذکر کرده ، هجده کلمه همان توضیحات سیوطی را دارد و نوزده کلمة آن مشتمل بر همان شواهد شعری است که سیوطی نقل کرده است (ریپین ، ١٩٨١، ص ١٦). نسخة کهنی از این رساله ، متعلق به قرن چهارم ، در کتابخانة ظاهریة دمشق (ش ٣٨٤٩) موجود است ( رجوع کنید به خیمی ، ج ٢، ص ٢٨٢ـ٢٨٣). در کتابخانة دیوان هند
(مجموعة ٣٧٩٥، از برگ ٦٥ ب تا ٩٢ ب ) متن تفسیری منسوب به ابن عباس وجود دارد که در تفسیر سورة واقعه است و با متن تنویرالمقباس تشابهی ندارد (ریپین ، ١٩٩٤، ص ٥٨).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) سلیمان آتش ، مکتب تفسیر اشاری ، ترجمة توفیق ه . سبحانی ، تهران ١٣٨١ ش ؛
(٣) ابن انباری ، کتاب ایضاح الوقف و الابتداء ، دمشق ١٩٧١؛
(٤) ابن طاووس ، سعدالسعود ، قم : دارالذخائر للمطبوعات ، ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن عدی ، الکامل فی ضعفاء الرجال ، چاپ سهیل زکار، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٦) ابن ماکولا، الاکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف فی الاسماء و الکنی و الانساب ، چاپ عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) ابن ندیم ؛
یوزف فان اس ، «متونی در بارة کرّامیّه »، ترجمة احمد شفیعیها، معارف ، دورة ٩،
(٨) ش ١ (فروردین ـ تیر ١٣٧١)؛
(٩) حسین بن مسعود بغوی ، تفسیر البغوی ، المسمی معالم التنزیل ، چاپ خالد عبدالرحمان العک و مروان سوار، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(١٠) تفسیر قرآن پاک ، چاپ علی رواقی ، تهران : بنیاد فرهنگ ایران ، ١٣٤٨ ش ؛
(١١) تنویرالمقباس ، قاهره : مکتبة الشعبیة ، ١٣٩٣/١٩٧٢؛
(١٢) احمدبن محمد ثعلبی ، الکشف و البیان ، المعروف تفسیرالثعلبی ، چاپ علی عاشور، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٣) جودة محمدمهدی ، الواحدی و منهجه فی التفسیر ، ( قاهره ١٩٧٨ ) ؛
(١٤) حاجی خلیفه ؛
(١٥) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری ، تاریخ نیشابور ، ترجمة محمدبن حسین خلیفة نیشابوری ، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(١٦) حسین بن حکم حبری ، تفسیر الحبری ، چاپ محمدرضا حسینی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٧) عبیداللّه بن عبداللّه حسکانی ، شواهد التنزیل لقواعدالتفضیل ، چاپ محمدباقر محمودی ، تهران ١٤١١/١٩٩٠؛
(١٨) خطیب بغدادی ؛
(١٩) صلاح الدین محمد خیمی ، فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریة : علوم القرآن الکریم ، ج ٢، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٠) محمدبن علی داوودی ، طبقات المفسرین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢١) محمدبن احمد ذهبی ، میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٢) عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی ، التدوین فی اخبار قزوین ، چاپ عزیزاللّه عطاردی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٢٣) آمال محمد عبدالرحمان ربیع ، الاسرائیلیات فی تفسیرالطبری : دراسة فی اللغة و المصادر العبریة ، قاهره ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٢٤) محمدکاظم رحمتی ، «پژوهشی در بارة کرامیه »، کتاب ماه دین ، سال ٤، ش ٧ (اردیبهشت ١٣٨٠)؛
(٢٥) محمدحسین روحانی ، تفسیر کلامی قرآن ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢٦) جرجی زیدان ، کتاب تاریخ آداب اللغة العربیة ، مصر ١٩١١ـ١٩١٤؛
(٢٧) عبداللّه بن محمد سلقینی ، حبرالامة عبداللّه بن عباس و مدرسة فی التفسیر ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٢٨) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الاتقان فی علوم القرآن ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ( قاهره ١٩٦٧ ) ، چاپ افست قم ١٣٦٣ ش ؛
(٢٩) شاذان قمی ، الفضائل ، قم ١٣٦٣ ش ؛
محمدرضا شفیعی کدکنی ، «چهرة دیگر محمدبن کرام سجستانی در پرتو سخنان نویافته از او»، در ارج نامة ایرج : به پاس نیم قرن سوابق درخشان فرهنگی و دانشگاهی استاد ایرج افشار ، ج ٢، به کوشش محسن باقرزاده ، تهران :
(٣٠) توس ، ١٣٧٧ ش ؛
(٣١) ابراهیم بن محمد صریفینی ، تاریخ نیسابور المنتخب من السیاق ، چاپ محمدکاظم محمودی ، قم ١٣٦٢ ش ؛
(٣٢) عبدالرزاق بن همام صنعانی ، تفسیرالقرآن ، چاپ مصطفی مسلم محمد، ریاض ١٤١٠/ ١٩٨٩؛
(٣٣) سلیمان بن احمد طبرانی ، کتاب الدعاء ، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٣؛
(٣٤) طبری ، جامع ؛
(٣٥) علی بن ابی طلحه ، صحیفة علی بن ابی طلحة عن ابن عباس فی تفسیرالقرآن الکریم ، چاپ راشد عبدالمنعم رجال ، قاهره ١٤١١/١٩٩١؛
قاضی عبدالجباربن احمد، المغنی فی ابواب التوحید و العدل ، ج ٤، چاپ محمدمصطفی حلمی و ابوالوفا
(٣٦) غنیمی ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٣٧) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٣٨) فرات بن ابراهیم کوفی ، تفسیر فرات الکوفی ، چاپ محمدکاظم ، تهران ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٣٩) عبدالسلام احمد گنونی ، المدرسة القرآنیة فی المغرب من الفتح الاسلامی الی ابن عطیة ، ج ١، رباط ١٤٠١/١٩٨١؛
(٤٠) مجاهدبن جبر، تفسیر مجاهد ، چاپ عبدالرحمان طاهربن محمد سورتی ، اسلام آباد: مجمع البحوث الاسلامیه ، ( بی تا. ) ؛
(٤١) یوسف بن عبدالرحمان مِزّی ، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ، ج ٢٠، چاپ بشار عواد معروف ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٤٢) مقدمتان فی علوم القرآن ، چاپ آرتور جفری و عبداللّه اسماعیل صاوی ، قاهره ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٤٣) محمدعلی مهدوی راد، سیر نگارشهای علوم قرآنی ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٤٤) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(٤٥) احمدبن محمد نحاس ، معانی القرآن الکریم ، چاپ محمدعلی صابونی ، مکه ١٤٠٨ـ ١٤٠٩؛
(٤٦) عمربن محمد نسفی ، القند فی ذکر علماء سمرقند ، چاپ یوسف الهادی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٤٧) احمداسماعیل نوفل ، مجاهد: المفسر و التفسیر ، ج ١، قاهره ١٤١١/ ١٩٩٠؛
(٤٨) علی بن احمد واحدی نیشابوری ، اسباب نزول الا´یات ، قاهره ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٤٩) هود بن محکم هواری ، تفسیر کتاب اللّه العزیز ، چاپ بالحاج بن سعید شریفی ، بیروت ١٩٩٠؛
(٥٠) Herbert Berg, The development of exegesis in early Islam , Richmond, Engl. ٢٠٠٠;
(٥١) Isaiah Goldfeld, "The Tafsir of ـ Abdallah b. ـ Abbas", Der Islam , vol. ٥٨, no.١ (١٩٨١);
(٥٢) Andrew Rippin, "Ibn ـ Abbas's al-Lughat fi'l Qur'an ", BSOAS , ٤٤ (١٩٨١);
(٥٣) idem, "Ibn ـ Abbas's Gharib al-Qur'an ", ibid, ٤٦ (١٩٨٣);
(٥٤) idem, "Tafs ¦ â r ibn ـ Abba ¦ s and criteria for dating early tafs ¦ â r texts", Jerusalem Studies in Arabic and Islam , ١٨ (١٩٩٤).
/ محمد کاظم رحمتی /