دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٣٧
بهرام (٢) ، سردار ارمنیِ مسیحی که در خدمت فاطمیان مصر و از ٥٢٩ تا ٥٣١ وزیر جنگ خلیفه الحافظ لدین اللّه (حک : ٥٢٥ ـ٥٤٤) بود. از چگونگی و تاریخ ورودش به خدمت فاطمیان اطلاعی در دست نیست . در قرن پنجم ، بسیاری از ارامنه با استفاده از این فرصت که وزارت بارها در دست افرادی ارمنی تبار مثل بدرالجمالی * (٤٦٦ـ٤٨٧)، پسرش افضل (٤٨٧ـ٥١٥)، پسر افضل (٥٢٥ـ٥٢٦)، و یانِس (٥٢٦) بود به مصر آمده بودند. آمدن بهرام به مصر نیز شاید با استفاده از این اوضاع و احوال صورت گرفته باشد. به موجب روایتی ، خاستگاه وی منطقة تَل باشِر در شمال شرقی حلب بوده است که گروه بزرگی از مهاجران ارمنی در آنجا مستقر شده بودند. وی از بزرگان تل باشر بود و احتمالاً بر اثر انقلابی از آنجا رانده و مجبور به ترک وطن شده بود. او ظاهراً از خاندان بزرگی از ارامنه بوده است که نسبت خود را به پهلوونیها و به گرگوآر ، برادر جاثلیق ارمنی مصر، می رساندند که در ٤٧٠ به مصر آمده و در آنجا به مقام بطریقی رسیده بود. به هر حال بهرام مراتب سپاهیگری را پیمود و به فرماندهی فوجی از سپاه ارامنه رسید و سپس حکمران ولایت غربی دلتا، یعنی الغربیه ، شد.
در پی رقابتی که میان دو پسر خلیفه ، حیدره و حسن ، درگرفته و در نتیجه حسن با عنوان وزیر به قدرت رسیده بود، شورشی نظامی برخاست و حسن که قادر به مقابله نبود، بهرام را به یاری خواند؛ و زمانی که وی با افواج خود که از ارامنه بودند فرارسید، حسن کشته شده بود. اگر چه بهرام مسیحی بود، خلیفه وزارت را در جمادی الا´خرة ٥٢٩ به او سپرد، و در آن زمان بسیار شگفت آور بود که فردی مسیحی وزیر جنگ و صاحب اقتدار مطلق مصر، و صاحب القاب «سیف الاسلام » و «تاج الدوله » باشد. سیاست بهرام در هواداری از ارامنه که به مهاجرت هموطنان وی و نیز به جایگزین شدن آنان در مناصب مهم کمک کرد، سبب واکنش عامة مردم شد و شورشی نظامی به سرکردگی رضوان ، حاکم الغربیه ، پدید آورد. بهرام ، که سربازان مسلمان سپاهش وی را تنها گذاشتند، مجبور به ترک قاهره شد (جمادی الاولی ٥٣١) و به جانب قُوص که برادرش ، وَسَک ، حاکم آنجا بود روانه گردید. اما چون وسک به دست مردم به قتل رسیده بود، بهرام پس از گرفتن انتقامی خونین قوص را ترک گفت . رضوان که به وزارت منصوب شده بود، سپاهی به مقابله با وی گسیل داشت ، اما به دنبال توافقی که خلیفه نیز بی گمان با آن بیگانه نبود، بهرام اجازه یافت که در صومعه ای نزدیک اِخْمیم انزوا گزیند. او تا ٥٣٥ در آنجا بود. از آنجا که خلیفه از رضوان ناخشنود بود، بهرام را که در این ایام بیمار بود به قاهره فراخواند و در قصر خود منزل داد و غالب اوقات ، او را طرف مشورت قرار می داد، اما دیگر به وی عنوان وزیر نداد. رضوان هم ناگزیر به فرار شد.
بهرام در ٢٤ ربیع الثانی ٥٣٥، در کاخ خلیفه درگذشت . خلیفه الحافظ در سوگ وی گریست و جنازة وی را تا صومعة خندق در بیرون قاهره ، که مدفن وی شد، مشایعت کرد.
منابع :
(١) ( ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ ١٩٦٦، ج ١١، ص ٢٢ـ٢٤، ٤٨ ) ؛
(٢) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٨٣/١٩٦٣ ) ، ج ٥، ص ٢٣٩ـ٢٤٢؛
ابن خلدون ، کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر ، بولاق
(٣) ١٢٨٤، ج ٤، ص ٧٢ـ٧٣؛
(٤) ابن قلانسی ، تاریخ دمشق ، ص ٢٦٢؛
(٥) ابن میسر، اخبار مصر ، قاهره ١٩١٩، ص ٧٨ـ٨٠ ، ٨٢ ـ٨٤؛
(٦) حسن ابراهیم حسن ، الفاطمیون فی مصر ، بولاق ١٩٣٢، ص ٢١٤ـ٢١٧، ٢٩٣؛
(٧) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهرة ، قاهره ١٣٢١، ج ٢، ص ١٣١؛
(٨) احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٨٣/١٩٦٣ ) ، ج ٦، ص ٤٥٧ـ٤٦٣، ج ٨، ص ٢٦٠ـ٢٦٢، ج ١٣، ص ٣٢٥ـ٣٢٦؛
(٩) احمدبن علی مقریزی ، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الا´ثار، المعروف بالخطط المقریزیة ، بولاق ١٢٧٠، چاپ افست قاهره ( بی تا. ) ، ج ١، ص ٢٠٥، ٣٥٧، ج ٢، ص ٥٠٢؛
(١٠) Abu ¦Sa ¦lih, Churches and monasteries , ed. and trans. Evetts, ٦a, ٨٤a;
(١١) M. Canard, Une lettre du calife fa ¦timite al-H ¤a ¦fiz ¤... ب Roger II, Atti del Convegno Internazionale di Studi Ruggeriani , Palermo ١٩٥٥, ١٣٦f.;
(١٢) idem, "Notes sur les Armإniens en Egypte ب l'إpoque fa ¦t ¤imit ¤e", AIEO Alger , XIII (١٩٥٥), ١٤٣-١٥٧;
(١٣) idem, "Un Vizir chrإtien ؤ l'إpoque fat ¤imite, l'Armإnien Bahra ¦m", AIEO Alger , XII (١٩٥٤), ٨٤-١١٣;
(١٤) S. Lane-Poole, A history of Egypt in the Middle Ages , ١٦٨-١٦٩;
(١٥) Michael the Syrian, French, trans., Chabot, III, ٢٤٠;
(١٦) De Lacy O'Leary, A short history of the Fatimid khalifate , ٢٢٤;
(١٧) Renaudot, Histoire des patriarches d'Alexandrie , ٥٠٥-٥٠٧, ٥٠٩;
(١٨) G. Wiet , l'Egypte arabe (Hist. de la nation إgyptienne, IV) , ٢٧٣-٢٧٥;
(١٩) idem, Prإcis de l'hist. d'Egypte , ١٩٢-١٩٣, ٣٢٧;
(٢٠) Wدstenfeld, Geschichte der Fatimiden-Chalifen , ٣٠٧.
/ م . کانار ( د.اسلام ) /