دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٤٨٢
بُغای کبیر ، سردار ترک دربار خلفای عباسی در سده های دوم و سوم . منابع به تاریخ تولد او اشاره ای نکرده اند، فقط بر پایة نوشتة مسعودی ، بغای کبیر احتمالاً در ١٥٨ متولد شده است (١٣٨٤ ـ ١٣٨٥، ج ٤، ص ١٦٠). صفدی از او با نام «بغاالکبیرابوموسی » یاد می کند که نخست در خدمت حسن بن سهل (متوفی ٢٣٦)، وزیر ایرانی مأمون عباسی (حک : ١٩٨ـ ٢١٨)، بود (ج ١٠، ص ١٧٢ـ١٧٣). بغای کبیر در زمان خلافت معتصم (٢١٨ـ٢٢٧) به دربار او راه یافت و چون خلیفه به ترکان توجهی خاص داشت ، بزودی در زمرة حاجبان و سرداران او درآمد ( مجمل التواریخ و القصص ، ص ٣٥٨؛
مسعودی ، ١٩٦٧، ص ٣٥٦). در ٢٢٠، به فرمان معتصم ، برای یاری افشین در جنگ با بابک ، به آذربایجان روانه شد. رویارویی در محل قلعة بَذ روی داد و بغا شکست خورد (طبری ، ج ٩، ص ١٧، ٢٣؛
ابن اثیر، ج ٥، ص ٢٣٧ـ٢٣٩). این شکست از ارزش او نزد معتصم نکاست و باردیگر در ٢٢٥ مأمور سرکوبی منکجور شد که افشین او را حاکم آذربایجان کرده بود. بغا پس از دستگیری منکجور، او را به سامرا برد (طبری ، ج ٩، ص ١٠٢؛
ابن اثیر، ج ٥، ص ٢٥٨؛
یعقوبی ، ج ٢، ص ٥٠٤). در همان سال ، افشین به فرمان خلیفه و به دست بغا دستگیر و زندانی شد (طبری ، ج ٩، ص ١١٠؛
ابن اثیر، ج ٥، ص ٢٦٢). پس از مرگ معتصم ، پسرش واثق به خلافت رسید (٢٢٧ـ٢٣٢). در این دوره نیز، بغا با سرکوبی قبایل بنی سلیم و بنی نمیر در پیرامون مدینه بر اعتبار خود افزود (طبری ، ج ٩، ص ١٢٩ـ١٣٠، ١٤٦ـ ١٤٨؛
مجمل التواریخ و القصص ، ص ٣٥٩؛
ابن اثیر، ج ٥، ص ٢٧٠، ٢٧٦) و همچنان از سرداران لشکر بود (طبّاخ ، ج ١، ص ١٨٨). با مرگ واثق در ٢٣٢، متوکل به خلافت رسید (٢٣٢ـ٢٤٧). در ٢٣٧بغا به فرمان متوکل به ارمنستان لشکر کشید و پس از آتش زدن تفلیس ، آن شهر را تصرف کرد (یعقوبی ، ج ٢، ص ٥١٩؛
بلاذری ، ص ٢٤٨؛
ابن اثیر، ج ٥، ص ٢٨٨ـ ٢٨٩، ٢٩١ـ٢٩٢).در ٢٤٠، شهر شمکور را در آذربایجان ، که پیش از آن ویران
شده بود، از نو بنا کرد و آن را «متوکّلیه » نامید (یاقوت حموی ، ج ٣، ص ٣٦٤؛
ابن اثیر، ج ٣، ص ٤٤). در ٢٤٤،در جنگ با روم ، صَمله را گرفت (ابن اثیر، ج ٥، ص ٢٩٨).در ٢٤٧، متوکل با توطئة سرداران ترک به قتل رسید (طبری ، ج ٩، ص ٢٢٦ـ٢٢٧؛
ابن اثیر، ج ٥، ص ٣٠٢)، و پسرش منتصر جانشین او شد. اما او نیز پس از مدت کوتاهی خلافت ،احتمالاً شش ماه ، به سبب بیماری درگذشت ( رجوع کنید به طبری ، ج ٩، ص ٢٤٤، ٢٥٣ـ٢٥٤؛
ابن اثیر، ج ٥، ص ٣٠٩ـ٣١٠؛
ابن جوزی ، ج ١٢، ص ٣ـ ٥). بغای کبیر به همراه بغای صغیر * (بغاالشرابی ) و احمدبن خصیب * ، مستعین (حک : ٢٤٨ـ٢٥٢) را به خلافت برگزیدند و از به حکومت رسیدن پسران متوکل جلوگیری کردند (قلقشندی ، ج ١، ص ٢٤٠).
بغای کبیر حدود نودسال زندگی کرد و در ٢٤٨ درگذشت ( رجوع کنید به مسعودی ١٣٨٤ـ١٣٨٥، همانجا). او از سرداران قدرتمندی بود که در جنگهای بزرگ شرکت داشت (همانجا). پس ازاو پسرش موسی جانشین وی شد و مسئولیت دیوان برید رانیز به عهده گرفت (طبری ، ج ٩، ص ٢٥٨؛
ابن جوزی ، ج ١٢، ص ٧).
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢) ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣) احمدبن یحیی بلاذری ، کتاب فتوح البلدان ، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره ( ١٩٥٦ ) ؛
(٤) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ١٠، چاپ جاکلین سوبله و علی عمارة ، ویسبادن ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٥) محمد راغب طبّاخ ، اعلام النبلاء بتاریخ حلب الشهباء ، چاپ محمد کمال ، حلب ١٤٠٨ـ ١٤٠٩/ ١٩٨٨ـ ١٩٨٩؛
(٦) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم والملوک ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ١٣٨٧/ ١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(٧) احمدبن علی قلقشندی ، مآثرالا نافة فی معالم الخلافة ، چاپ عبدالستار احمد فراج ، کویت ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ١٩٨٠؛
(٨) مجمل التواریخ والقصص ، چاپ بهار، تهران ١٣١٨ ش ؛
(٩) علی بن حسین مسعودی ، کتاب التنبیه والاشراف ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٠) همو، مروج الذّهب ومعادن الجوهر ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ١٣٨٤ـ ١٣٨٥/١٩٦٤ـ ١٩٦٥؛
(١١) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ یعقوبی ، ترجمة محمد ابراهیم آیتی ، تهران ١٣٦٢ ش .
/ مهین فهیمی /