دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٥٨
بهروچ (بروچ ) ، شهری در گُجَرات هند، مرکز اداری ناحیة بهروچ . در جنوب شرقیِ ایالت گجرات ، نزدیک خلیج کَمبایه در دریای عربستان واقع است . نخستین اطلاعات ما دربارة شهر بهروچ به زمانی که جزو متصرفات مَوْریا بود، و بعداً (ح ١٥٠ میلادی ) که به تصرف ساهه های پارتی درآمد، مربوط می شود. یونانیان از طریق واژة بهار و گاکشاـ ی هندی میانه ، مأخوذ از بهر گوکشِترا ـ ی سانسکریت ، آن را به نام بارونازا می شناختند و آن بندری بود که کالاهای دریای سرخ از آنجا حمل می شد (بطلمیوس ، > جغرافیا < ، ج ٧، بخش ١، ص ٦٣؛ ج ٨، بخش ٢٦، ص ١٢)، و مبدأ یکی از مهمترین راههای تجاری هند به شمار می رفت ( > پریپلوس < ، فقره های ٤٧ـ٤٨). نام این شهر در منظومة حماسی هند باستان ( مَهابهاراتا ) نیز آمده است .
این شهر در دست راجپوتها و گورجَره ها، یعنی خراجگزاران احتمالی چالوکیه ها، بود. در سالهای ١٥، ٩٩، ١٥٤ مسلمانان به آن حمله بردند. در قرن سوم و چهارم ، راشْتْراکوته ها آن را تصرف کردند، تا اینکه چالوکیه ها دوباره بر آن دست یافتند. بهروچ تا ٧٩٨ ـ که محمد ظفرخان (آغاز حکومت : ٧٩٣) اعلام استقلال کرد ـ پیوسته تحت فرمانروایی حاکمان مسلمانی بود که سلاطین دهلی منصوب می کردند ( در زمان بهلول لودهی ، بهروچ (بهرایچ ) از متصرفات وی بود ودر ٨٨٣ آن را به خواهرزادة خود، محمد قرملی ، داد (فرشته ، ج ١، ص ١٧٨) ) . پس از آن بهروچ تابع سلاطین احمدشاهی ، و سرانجام در ٩٨٠ ضمیمة متصرفات اکبرشاه (حک : ٩٦٣ـ١٠١٤) شد. در ١١٣٥، عبدالله بیگ در دکن اعلام استقلال کرد و در زمان حکومت بر گجرات ، بهروچ را ضمیمة املاک شخصی خود ساخت . در ١١٤٩، وی از نظام الملک لقب نیک عالَم خان دریافت کرد و سلسلة «نَوّاب »های بهروچ را بنیان نهاد. در ١١٩٦/١٧٨٢، انگلیسیها آنجا را تصرف کردند، و نام انگلیسی بروچ از همان زمان است . در ١٢١٨/١٨٠٣، بهروچ به کمپانی هند شرقی واگذار شد.
قبل از تجزیة هند در ١٣٢٦ ش /١٩٤٧، بخش اعظم مسلمانان بهروچ که عمدتاً بُهره * بودند به ایالت سند پاکستان کوچ کردند. بهروچ امروزه از مراکز صنعتی و بازرگانی است . جمعیت شهر در ١٣٦٠ ش /١٩٨١، ٠٧٠ ، ١١٠ تن ، و جمعیت شهر با حومه های آن ٥٢٤ ، ١٢٠ تن بوده است .
ناحیة بهروچ از مشرق به ایالت مَهارَشْتْرا، و از مغرب به خلیج کمبایه محدود است و حدود ٠٤٥ ، ٩ کیلومتر مربع وسعت دارد. جمعیت آن در ١٣٦٠ ش /١٩٨١، ٤٥١ ، ٢٩٦ ، ١ تن بوده است . بهادرشاه گجراتی (حک : ٩٣٢ـ٩٤٣) استحکامات قدیمی بهروچ را مرمت کرد. اورنگ زیب در ١٠٧١ بخشی از آن را ویران کرد، ولی در ١٠٩٧ برای حفظ آنجا در مقابل خطر هجوم مراتهه ها * ، دستور تجدید بنای آن را داد. امروزه
این استحکامات نیمه ویرانه است . مسجدجامع (متعلق به حدود ٧٠١) از لحاظ سیر تحول معماری در گجرات اهمیت بسیاری دارد: کهنترین بناهای پَتَن ، تقلید محض از بناهای جین و هندوی متعلق به آن عهد است ، حال آنکه مسجد جامع ، مسجدی اصیل است که با اسلوبی حساب شده طراحی ، و از مصالح معابد پیشین ساخته شده است . حصارهای آن از سنگهای معابد که دوباره به گونه ای خاص تراش خورده ساخته شده ، لذا قدیمترین نمونة معماری مستقل اسلامی در گجرات است . «لیوان »، گذرگاهی است مسقّف با ستونهای متعدد که رواقهای سه گانة آن همان «مانداپا »ی سه گانة پرستشگاه هندو است که عیناً برپا شده و فقط صورت حیوانات از آن زدوده شده است و ٤٨ ستون دارد که بسیار ماهرانه تراش خورده است . محرابهای سه گانة آن همان طاقچه های معابد است که به قسمت پایین نعل درگاه آنها قوسهای نوک تیزی افزوده شده است . بام «لیوان »، با سه گنبد بزرگ و ده گنبد کوچک ، سقفهای مزیّن و زیبایی دارد که از معابد به آنجا منتقل شده است . این طرحها ـ که در اصل هندویی است ـ سبک ویژه ای دارد که در بناهای اسلامی متأخر گجرات استمرار یافته است . ظاهراً کلّ بنا حاصل کار هنرمندان هندوی محلی بوده که زیرنظر ناظران مسلمان آن را به انجام رسانده اند (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به گجرات * ).
منابع :
(١) ( محمد قاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، یا، گلشن ابراهیمی ، لکهنو ١٢٨١ ) ؛
(٢) Bombay gazetteer , vol. II, ١٨٧٧, ٣٣٧-٥٦٩;
(٣) J. Burgess, "On the Muhammadan architecture of Bharoch... in Gujarat", in ASWI , VI (= Archaeological Survey of India, New imperial series , XXIII), London ١٨٩٦.
(٤) / ج . برتن ـ پیج ، با اندکی تلخیص از ( د. اسلام ) ؛
با اضافاتی از ( بریتانیکا ) /