دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٩٥
جوزا (جوزاء ، در فارسی: دو پیكر)، از صورتهای فلكی نیمكره شمالی آسمان و سومین برج از برجهای دوازدهگانه.
این صورت فلكی از دیرباز، در تمدنهای گوناگون به شكل دو مرد جوان یا دو كودك ایستاده و دست در گردن یكدیگر نهاده یا سوار بر اسب و گاه به شكل دو طاووس وصف و تصویر شده است (صوفی، ص ٢١٤؛ ابوریحان بیرونی، ١٣٦٢ ش، ص ٩٠؛ آلن ، ص ٢٢٤؛ برنم ، ج ١، ص ٩١٤ـ ٩١٥؛ نیز رجوع کنید به تصویر ١). كلدانیها و فنیقیها جوزا را به صورت دو كودك تصویر میكردند كه ارابهران* و بزغالههایش را تعقیب میكنند (آلن، همانجا). در برخی اسطورههای یونان باستان، این دو كودك پسران خدایانی به نام لدا و زئوس بودند و به نقل برخی دیگر، خدایی به نام آپولو از آنها حمایت میكرد، چنان كه در برخی نقشههای ستارهای قدیم این دو با آپولو و هركول ترسیم شدهاند. در برخی اسطورهها، كه این دو به صورت دو جوان وصف شدهاند، پولوكس (در یونانی باستان: پولوكز، یكی از آنها) فناناپذیر است و به تناوب، جایگاه آسمانی خود را با برادرش كاستور عوض میكند (برنم، ج ١، ص ٩١٤). بنا بر اسطورههای یونانی و رومی، زئوس به پاس عشق و محبت فراوان این دو برادر به هم، آنها را در آسمان كنار هم قرار داد (آلن؛ برنم، همانجاها؛ گیران، ص١٩٠). تصویر این صورت فلكی به صورت دو پسر یا دو مرد جوان یا دو اسبسوار در كنار هم بر سكههای یونان و روم باستان نقش بسته است (همان، ج ١، ص ٩١٢).
جوزا را در هند باستان آشوینز، به معنای مردان اسبسوار، مینامیدند(آلن، ص ٢٢٣). یونانیها این صورت فلكی را با نام ( Didymoi، به معنای دوقلوها) میشناختند كه بعدها به صورت Gemini، به همین معنی، به لاتینی راه یافت (روم، ص ٨٩ ـ٩٠؛ آلن، همانجا).
در باره وجه تسمیه جوزا در منابع عربی آمده است كه «جوزِ» (مغز، لفظاً به معنای گردو) هر چیز در وسط آن چیز است و این صورت در میان آسمان واقع است (گنابادی، باب سوم). احتمالاً مقصود از میان آسمان، موقعیت صورت فلكی جوزا در میان دو نقطه اعتدال بهاری و پاییزی بوده است. از دیگر نامهای این صورت فلكی در دوره اسلامی، توأمان/ توأمین (دوقلوها) و در فارسی دو پیكر (در پهلوی: دوپهیكر)، برگرفته از نام یونانی آن، بود (ابوریحان بیرونی، ١٣٦٢ش، ص٩٧؛
مكنزی، ص ٢٦؛
بندهش، ص ٤٣، ٥٧).
عربهای قدیم صورت فلكی شكارچی را ــ كه یونانیها اُریون میخواندند ــ هم جوزا مینامیدند، ولی بعدها نام جبار را برای آن بهكار بردند و نام جوزا به توأمان اختصاص یافت؛
البته در دوره اسلامی هم گاهی جوزا نام دیگر جبار دانسته شده است (ابنقتیبه، ص ٤٥، قس ص١٢٠؛
صوفی، ص ٣٢١؛
ابوریحان بیرونی، ١٣٦٢ ش، ص٩١). چون در ادبیات فارسی هم نام جوزا برای هر دو صورت فلكی جوزا و جبار بهكار رفته، تشخیص دادن آنها در برخی موارد دشوار است. معمولاً در مواردی كه جوزا با كمربند یا كمردار وصف شده، منظور جبار است و هر جا در كنار دیگر بروج یا در معانی مرتبط با دو پیكر آمده منظور جوزاست (برای مثالهای منظوم رجوع کنید به مصفّی، ذیل مادّه؛
نیز رجوع کنید به جبار*).
بطلمیوس، منجم یونان باستان، برای جوزا هجده ستاره اصلی بر شمرده كه قدرهای آنها چنین است: دو ستاره از قدر دوم، پنج ستاره از قدر سوم، نُه ستاره از قدر چهارم و دو ستاره از قدر پنجم (ص ٣٦٤ـ ٣٦٥). عبدالرحمان صوفی، اخترشناس مشهور دوره اسلامی، نیز تعداد ستارگان اصلی جوزا را مانند بطلمیوس ذكر كرده، اما بر اساس رصدهایش، ستارگان قدر سوم را شش عدد و ستارگان قدر چهارم را هشت عدد ثبت كرده است (ص ٢١٥). بطلمیوس (ص ٣٦٥)، افزون بر ستارههای اصلی، هفت ستاره (سه تا از قدر چهارم، چهار تا از قدر پنجم) را خارج از طرح اصلی جوزا وصف كرده است. صوفی نیز این هفت ستاره را بر شمرده و قدر دو تا از آنها را متفاوت با بطلمیوس آورده است (صوفی، همانجا؛
قس بطلمیوس، همانجا). ابوریحان بیرونی در قانون مسعودی (ج ٣، ص ١٠٦٢ـ١٠٦٤) فهرست قدرهای ستارگان جوزا را، بر اساس نظر بطلمیوس و صوفی، كنار هم آورده و باهم مقایسه كرده است. نصیرالدین طوسی در ترجمه صورالكواكب ( رجوع کنید به صوفی، ص ١٥٧)، در ستونی كه خود افزوده، ستارگان جوزا را عمدتاً از مزاج زحل و عطارد ذكر كرده است.
صوفی، علاوه بر توضیح اختلافاتی كه در قدرها با بطلمیوس داشته، در مواردی به مختصات برخی ستارگان جوزا از دید بطلمیوس انتقاد كرده و آنها را صحیح ندانسته است (ص ٢٠٤ـ ٢٠٥، ٢٠٨ـ٢٠٩). در میان ستارگان جوزا، دو ستاره در جایگاه سر دو قلوها اهمیت بیشتری داشتهاند. یونانیان باستان این دو را به ترتیب آپولو و پولوكز مینامیدند. بعدها ستاره اول به كاستور (مرد اسبسوار) و دومی به پولوكس (مشتزن) تغییر نام یافت (آلن، ص٢٣٠، ٢٣٣؛
برنم، ج ١، ص ٩١٢، ٩٢١). ابوریحان بیرونی (١٣٦٢ ش، ص ١٠٣ـ١٠٤) در توصیف برخی صورتهای فلكی نزد عرب قدیم نوشته است كه آنها یك صورت فلكی به شكل شیری بزرگ داشتند كه ستارگان آن متشكل از چندین صورت نزد یونانیان بود. یكی از بازوان این شیر از دو ستاره سرِجوزا با نام ذراع مبسوطه، به معنای بازوی گشاده و دیگری از دو ستاره كلب اصغر (سگ كوچك) با نام ذراع مقبوضه، به معنای بازوی جمع شده تشكیل میشد. بعدها در نجوم دوره اسلامی، همچنان عبارت ذراع مبسوطه را برای ستارگان سر جوزا به كار میبردند (صوفی، ص ٢١٤). صوفی (ص ٢٠٩ـ ٢١١) هم، ضمن شرح مفصّلی، روایتهای آشفته عربها را در نامگذاری ذراع مبسوطه و مقبوضه بیان كرده و با استدلالهایی تأكید كرده كه ذراع مبسوطه دو ستاره سرِ جوزاست. ظاهراً در سدههای پیشین، برخی به نادرست ستاره شعرای شامی، از صورت فلكی كلب اصغر، را جزء ذراع مبسوطه میدانستند ( رجوع کنید به ابنقتیبه، ص ٤٧ـ ٤٩). بر اساس این توصیف، اعراب قدیم كاستور را مقدّم الذِراعین مینامیدند. بعدها در نجوم دوره اسلامی (تا به امروز)، عموماً كاستور را رأسالتوأم المقدّم و پولوكس را رأس التوأم المؤخر/ التالی (بهترتیب، سر دوقلوی پیشین و پسین) نامیدند (رجوع کنید به صوفی، ص ٢٠٣؛
شهمردانبن ابیالخیر، ص ٤٥٣ـ ٤٥٤). به نوشته صوفی (همانجا)، رأسالتوأم المقدّم را بر اسطرلاب رسم میكردند.
دو ستاره هفدهم و هجدهم جوزا ( و ) با نام هَنْعَه (احتمالاً به معنای علامتی بر گردن شتر) و دو ستاره سرِ جوزا اختصاراً با نام ذراع، به ترتیب، منازل ششم و هفتم ماه نزد اعراب قدیم بودند (صوفی، ص ٢١١؛
شهمردانبن ابیالخیر، ص ٤٥٤). همچنین اعراب بخشهایی از صورت فلكی جوزا را به صورت حیوانات یا اشیا تصور میكردند، چنان كه به نوشته صوفی (همانجا)، ستارگان چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم جوزا ( و و ) را بَخاتی (مفرد آن: بُخت، نام گونهای شتر؛
قس كونیچ و اسمارت، ص ٣٩: تَحایی ؟) و سه ستاره قدر پنجم را كه در امتداد ستاره ١٨ـ جوزا (به سوی مغرب و جنوب به شكل كمانی) قرار داشتند، كمان جوزا مینامیدند (صوفی، ص ٢١٢).
پس از آشنایی اروپاییان با نجوم اسلامی، نامهای عربی برخی ستارههای جوزا به لاتینی راه یافت؛
چنان كه Alhena، بر گرفته از هنعه، عموماً برای ـ جوزا و در مواردی برای ، ، و هم بهكار میرفت. همچنین نامهای ذراعالاسد المبسوطه و ذراع الاسد المقبوضه به صورتهای لاتینی Mebsuta و Mekbuda ، بهترتیب، برای ستارگان و به كار میرفت. احتمالاً چون در متون كهن عربی در باره ستارگان تشكیلدهنده بازوهای شیر آسمانی اتفاقنظر نبوده، اسامی مذكور در لاتینی به دلخواه به دو ستاره جوزا اطلاق شده است (كونیچ و اسمارت، ص ٣٨).
در منابع احكام نجومی دوره اسلامی، جوزا برجی گرم، مرطوب، هوایی، مذكر، نَهاری (روزی)، مغربی، خانه عطارد و منسوب به بزرگان بوده است (مسعودی مروزی، ص ٣٤، ٧٥؛
قمی، ص ٣٩ـ٤٠). همچنین از دو ستاره پرنور آن، یعنی رأسالتوأم المقدّم و رأسالتوأم المؤخر، اولی از طبیعت عطارد بود و دومی از طبیعت مریخ (قمی، ص ٤٩).
در نجوم جدید، صورت فلكی جوزا با صورتهای ارابهران، سرطان، كلب اصغر، سیاهگوش، تكشاخ، جبار و ثور هممرز است ( رجوع کنید به تصویر ٢). این صورت فلكی در محدوده مِیل ْ٣٥+ تا ْ١٠+ و بُعد ٥ ساعت و ٥٧ دقیقه تا ٨ ساعت و ٦ دقیقه قرار دارد و با مساحت ٧٦ر٥١٣ درجه مربع، ٢٤٥ر١% از مساحت كل آسمان را میپوشاند. جوزا ٤٧ ستاره درخشانتر از قدر ٥ر٥ دارد (بكیچ، ص ٢١٠).
ستاره پولوكس، اگرچه با نماد (بهلحاظ ظاهری، دومین ستاره درخشان جوزا) شناخته میشود، اما با قدر ظاهری ١٦ر١ نورانیترین ستاره این صورت فلكی است و از كاستور، با نماد و قدر ٥٩ر١، درخشانتر است. احتمالاً درخشندگی ظاهری كاستور در سدههای گذشته بیش از پولوكس بوده است. این نیز گفتنی است كه كاستور، بهسبب آبیرنگ بودن، در عكاسی نجومی نورانیتر از پولوكس ثبت میشود (برنم، ج ١، ص ٩١٢ـ٩١٣، ٩٢١). كاستور با چشم غیرمسلح بهصورت تك ستاره دیده میشود، اما امروزه مشخص شده كه این ستاره از مجموعه شش ستاره تشكیل شده است كه در آسمان كنار همدیگرند و بهلحاظ گرانشی برهم تأثیر دارند (بكیچ، همانجا). برحسب اتفاق، مكان كشف دو سیاره از منظومه شمسی با استفاده از تلسكوپ در جوزا بود. فردریك ویلیام هرشل، اخترشناس انگلیسی، در ١١٩٥/١٧٨١ سیاره اورانوس را در نزدیكی ستاره ـ جوزا و كلاید ویلیام تومباو، اخترشناس امریكایی، در ١٣٠٨ ش/١٩٣٠ سیاره پلوتو را در نزدیكی ستاره ـ جوزا كشف كردند (همانجا).
كانون بارش شهابی جوزایی كه جزء سه بارش شهابی مهم سالانه است در صورت فلكی جوزا قرار دارد. هر سال در حوالی ٢٢ آذر، رصدكنندگان در بهترین شرایط، در هر ساعت، حدود صد شهاب در این بارش مشاهده میكنند ( < فرهنگ نجوم >، ذیل "Geminid meteors" ).
منابع:
(١) ابنقتیبه، كتابالانواء، حیدرآباد، دكن ١٣٧٥/١٩٥٦؛
(٢) ابوریحان بیرونی، كتاب التفهیم لاوائل صناعه التنجیم، چاپ جلالالدین همائی، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٣) همو، كتاب القانونالمسعودی، حیدرآباد، دكن ١٣٧٣ـ ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(٤) بندهش، [گردآوری( فرنبغدادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، ١٣٦٩ ش؛
(٥) شهمردانبن ابیالخیر، روضه المنجمین، چاپ عكسی از نسخه خطی كتابخانه ملك، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی، تهران ١٣٦٨ ش؛
(٦) عبدالرحمانبن عمر صوفی، كتاب صورالكواكب، چاپ عكسی از نسخه خطی كتابخانه بودلیان، ش ١٤٤. Marsh ، فرانكفورت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٧) همو، ترجمه صورالكواكب عبدالرحمن صوفی، به قلم نصیرالدین طوسی، چاپ معزالدین مهدوی، تهران ١٣٥١ ش؛
٨- حسنبن علی قمی، ترجمه المدخل الی علم احكام النجوم: تألیف به سال ٣٦٥ ه ق، از مترجمی ناشناخته، چاپ جلیل اخوان زنجانی، تهران ١٣٧٥ ش؛
(٩) مظفربن محمدقاسم گنابادی، شرح بیست باب ملامظفر(در باره رساله بیست باب در معرفت تقویم اثر عبدالعلیبن محمد بیرجندی)، چاپ سنگی )بیجا] ١٢٧٦؛
(١٠) محمدبن مسعود مسعودی مروزی، مجمع الاحكام ، چاپ علی حصوری، تهران ١٣٧٩ ش؛
(١١) ابوالفضل مصفّی، فرهنگ اصطلاحات نجومی ، تهران ١٣٦٦ ش؛
(١٢) Richard Hinckley Allen, Star names: their lore and meaning , New York ١٩٦٣;
(١٣) Michael E. Bakich, The Cambridge guide to the constellations , Cambridge ١٩٩٥;
(١٤) Robert Burnham Jr., Burnham's celestial handbook: an observer's guide to the universe beyond the solar system , New York ١٩٧٨;
(١٥) A Dictionary of astronomy , ed. Ian Ridpath, Oxford: Oxford University Press, ١٩٩٧;
(١٦) Felix Guirand, "Greek mythology", in New Larousse encyclopedia of mythology , London: Hamlyn, ١٩٨١;
(١٧) Paul Kunitzsch and Tim Smart, Short guide to modern star names and their derivations, Wiesbaden ١٩٨٦;
(١٨) David N. MacKenzie, A concise Pahlavi dictionary , Oxford ١٩٩٠;
(١٩) Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, London ١٩٨٤;
(٢٠) Adrian Room, Dictionary of astronomical names , London ١٩٨٨.
/ حمیدرضا گیاهییزدی /