دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٠٧
علي بن حسين ، معروف به علياكبر، كنيهاش ابوالحسن، پسر بزرگ امام حسين عليهالسلام. مادرش ليلى بنت أبيمُرّةبن عروةبن مسعود از قبيلۀ بنيثقيف بود (خليفةبن خياط، ص ١٧٩؛ زبيرى، ص ٥٧؛ طبرى، ج ٥، ص ٤٤٦؛ قس ابنقتيبه، ص :٢١٣ بنتقرّه)؛ از اينرو معاويه او را سزاوارترين مردم به امر خلافت ميدانست، زيرا در او شجاعت بنيهاشم، سخاوت بنياميه و فخر ثقيف، يكجا گرد آمده بود (ابوالفرج اصفهانى، ص ٥٢).
بيشتر منابع كهن تاريخى (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٢١١؛
زبيرى، همانجا؛
بلاذرى، ج ٢، ص ٤٥٤، ٤٩٧؛
دينورى، ص ٢٥٦؛
طبرى؛
ابوالفرج اصفهانى؛
همانجاها؛
بخارى، ص٣٠) از او با لقب علياكبر ياد كردهاند و ابنادريس حلّى (ج ١، ص ٦٥٧) نيز شواهدى در تأييد آن آورده است، اما برخى نيز (رجوع کنید به قاضى نعمان، ج ٣، ص ١٥٢، ٢٦٥ـ٢٦٧؛
مفيد، ج ٢، ص ١٣٥؛
طوسى، ص ١٠٢؛
طبرسى، ج ١، ص٤٧٠، ٤٧٨) او را علياصغر و امام سجاد عليهالسلام را علياكبر دانستهاند. در منابع شيعى متأخر نيز لقب علياصغر براى فرزند نوزاد امام حسين عليهالسلام، كه در كربلا شهيد شد، ذكر شده است (رجوع کنید به محمدبن جرير طبرى، ص ١٨١؛
ابنخشاب بغدادى، ص ٢١؛
ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ٧٧؛
نيز رجوع کنید به حسينبن على، امام*).
از تاريخ ولادت و سوانح حيات علياكبر اطلاع دقيقى در دست نيست. سن او را هنگام شهادت ١٨، ٢٣ يا ٢٥ ضبط كردهاند (رجوع کنید به ابناعثم كوفى، ج ٥، ص ١١٤؛
خوارزمى، ج ٢، ص٣٠؛
بيهقى، ج ١، ص ٣٩٧؛
ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ١٠٩). از آنجا كه سن امام سجاد عليهالسلام در كربلا ٢٣ سال ذكر شده (زبيرى، ص ٥٩؛
ذهبى، ج ٤، ص ٣٨٦) و علياكبر از امام سجاد بزرگتر بوده است (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ص٨٠)، ظاهرآ علياكبر در ٢٥ سالگى شهيد شده است. به علاوه، ابوالفرج اصفهانى (ص ٥٣) تولد علياكبر را در زمان خلافت عثمان (٢٣ـ٣٥) دانسته و گفته شده از جدش عليبن ابيطالب و عايشه روايت نقل كرده است، كه اين نيز مؤيدى ديگر بر احتمال شهادت علياكبر در ٢٥ سالگى است.
علياكبر از نظر ظاهر و خلق و خوى بسيار شبيه پيامبر بود (ابناعثم، همانجا؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٧٧؛
خوارزمى، همانجا؛
ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ١٠٩)، بهطورى كه هر وقت اهلبيت مشتاق ديدار پيامبر ميشدند، به او مينگريستند (خوارزمى، همانجا؛
ابنطاووس، ص ٦٧).
بنابر گزارش اكثر منابع تاريخى، علياكبر نخستين كس از طالبيان (نوادگان ابوطالب) بود كه در كربلا به ميدان رفت و شهيد شد (بلاذرى، ج ٢، ص ٤٩٧؛
دينورى، همانجا؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٤٦؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٥٢، ٧٦؛
مفيد، ج ٢، ص ١٠٦؛
قس ابناعثم كوفى، ج ٥، ص ١١٥؛
خوارزمى، ج ٢، ص ٣٥ به بعد، كه افراد ديگرى را اولين مبارز ميدان دانستهاند). پيش از رفتن به ميدان، جماعتى از سپاه دشمن، به دليل خويشاوندى علياكبر با يزيد (جدّۀ مادرى علياكبر، ميمونه بنتابيسفيان، عمّۀ يزيد بود، رجوع کنید به خليفةبن خياط، ص ١٧٩؛
زبيرى، همانجا) به او امان دادند، ولى علياكبر نپذيرفت و در پاسخ گفت: «قرابت با رسول خدا باارزشتر است» (زبيرى؛
بخارى، همانجاها). آنگاه به قتال پرداخت و پس از آنكه تعدادى از دشمنان را به قتل رساند، با جراحات زياد نزد پدرش بازگشت و آب خواست. امام حسين عليهالسلام خطاب به او گفت: «اندكى پيكار كن، چه بهزودى از دست جدّت رسول خدا سيراب خواهى شد» (ابناعثم كوفى، ج ٥، ص ١١٥؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٧٧؛
خوارزمى، ج ٢، ص ٣٥). او به ميدان بازگشت و دلاورانه جنگيد تا اينكه به دست مُرَّة بن مُنْقِذ عبدى زخم برداشت، و چون از اسب فرو افتاد، دشمنان دستهجمعى بر او حمله بردند و بدنش را پارهپاره كردند (دينورى؛
طبرى، همانجاها؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٧٦؛
مفيد، همانجا). امام حسين عليهالسلام در مصيبت او گفت: «دنيا پس از تو هيچ ارزشى ندارد» (طبرى، ج ٥، ص ٤٤٦؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٧٦؛
مفيد، ج ٢، ص ١٠٧). روز بعد، گروهى از قبيلۀ بنياسد، جسد او را در كنار پدرش امام حسين عليهالسلام به خاك سپردند (رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٥٠٣؛
مسعودى، ج ٣، ص ٢٥٩؛
مفيد، ج ٢، ص ١١٤؛
طبرسى، ج ١، ص٤٧٠). از علياكبر نسلى باقى نمانده است (ابنسعد؛
بخارى، همانجاها؛
ابوالفرج اصفهانى، ص ٥٢).
منابع :
(١) ابنادريس حلى، كتاب السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، قم ١٤١٠؛
(٢) ابناعثم كوفى، كتابالفتوح، چاپ عليشيرى، بيروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٣) ابنخشاب بغدادى، تاريخ مواليد الائمة عليهمالسلام و وفياتهم، قم ١٤٠٦؛
(٤) ابنسعد (بيروت)؛
(٥) ابن شهرآشوب، مناقب آل ابيطالب، چاپ سيدهاشم رسولى محلاتى، قم ١٣٢٦؛
(٦) ابنطاووس، مقتلالحسين عليهالسلام المسمى باللهوف فى قتلى الطفوف، قم ١٤١٧؛
(٧) ابنقتيبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(٨) ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، چاپ كاظم مظفر، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥؛
(٩) ابونصر سهلبن عبداللّه نجارى، سرالسلسلة العلوية، چاپ سيدمحمد صادق بحرالعلوم، نجف ١٩٦٢/١٣٨١؛
(١٠) بلاذرى، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ١٩٩٧؛
(١١) ابنفندق بيهقى، لباب الأنساب و الألقاب والأعقاب، چاپ سيدمهدى رجايى، قم ١٤١٠؛
(١٢) خليفهبن خياط، تاريخ خليفةبن خياط، چاپ سهيل زكار، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(١٣) خوارزمى، مقتلالحسين، چاپ محمد سماوى، قم ١٤١٨؛
(١٤) دينورى، الاخبار الطوال، چاپ عبدالمنعم عامره، قاهره ١٩٦٠؛
(١٥) ذهبى عميراعلامالبلاد (اختصارات)؛
(١٦) زبيرى، كتاب نسب قريش، چاپ سوى پرونسال، قاهره ١٩٥٣؛
(١٧) طبرسى، إعلامالورى بأعلام الهدى، چاپ موسسة آلالبيت (ع) لاحياءالتراث، قم ١٤١٧؛
(١٨) طبرى، تاريخ (بيروت)؛
(١٩) محمدبن جرير طبرى، دلائل الامامة، قم ١٤١٣؛
(٢٠) طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٥؛
(٢١) قاضى نعمان، شرح الأخبار فى فضائل الأئمةالاطهار، چاپ سيدمحمد حسينى جلالى، قم (بيتا)؛
(٢٢) مسعودى، مروج (چاپ شارلپلا)؛
(٢٣) مفيد، الارشاد فى معرفة حججاللّه عليالعباد، چاپ مؤسسه آلالبيت (ع) الاحياء التراث، قم (بيتا.).
/ محمد عليمير /
تاریخ انتشار اینترنتی:١٢/١٢/١٣٨٧