دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢١٠٧
بَوْل ، واژه ای عربی به معنای پیشاب /گُمیز.
١) خواصّ درمانی . برخی از حکیمان دورة اسلامی برای بول آدمی و بعض جانوران خواصی ذکر کرده اند که عمدتاً مأخوذ از نوشته های دو حکیم یونانی ، جالینوس * (قرن دوم میلادی )، و دیوسکوریدس * (قرن اول میلادی ) است (مثلاً، رجوع کنید به هروی ، ذیل اَبْوال ( جمعِ بول ) ، ص ٢٩٦ـ٢٩٧؛ رازی ، ج ٢٠، ص ١٥٧ـ١٦٠؛ انصاری شیرازی ، ص ٧٦ـ٧٧). جالینوس (ترجمة قدیم عربی ، به نقل ابن بیطار، ج ١، ص ١٢٧ـ ١٢٩)، از جمله ، می گوید: پیشاب ، حارّ و حادّ و بسیار جالی (=زداینده ، پاک کننده ) است . لذا گازُران جامه های بسیار چرکین را با آن می شویند. حرارت پیشاب آدمی از حرارت گمیز دیگر جانوران کمتر است . به سبب همین قوّة جَلاءِ (زدایندگی ) بول ، پزشکان زخمهای عمیق ، جَرَب ، زخمهای ریمِن ( و جز اینها ) را با آن درمان می کردند. خلاصه ای از گفته های دیوسکوریدس (ترجمة قدیم عربی ، به نقل ابن بیطار، همانجا؛ ترجمة قدیم انگلیسی ( ١٦٥٥ میلادی ) ، ص ١٢٣ـ١٢٤) چنین است : خوردنِ پیشابِ خویش پادزهر افعی گزیدگی و سَمهای کُشنده است . ریختن آمیزة گمیز آدمی و نَطرون (بوره * ) بر جای گزشِ سگ هار و بر اندامِ مبتلا به جَرَب و خارش ، آنها را درمان می کند. جَلایِ (پاک کنندگیِ) گمیز کهن برای درمان زخمهای نمناکِ سَر، حَزاز (=«شورة سر»)، جربِ سر و آبله بیش از آنِ بولِ تازه است و از پراکنش زخمهایِ «خبیث » در بدن جلوگیری می کند. چکاندن پیشاب در گوش ، ریم گوش را می خشکاند. خوردن پیشاب پسرِ نابالغ نَفَس تنگی را درمان می کند. در مورد بیماریهای چشم ، گمیز و عسلِ جوشانده در آوندی مسین لکّة سفیدِ ( قرنیة ) چشم را می زداید و برای رفع رَمَد (=چشم درد) و تاری چشم سودمند است . با گمیز و مِسِ قُبرُسی چسبی می سازند که زرگران قطعات خود را با آن به هم می چسبانند. مالیدن دُرْدِ (رسوبِ) پیشاب نسبتاً کهن بر حُمره (=«بادِ سرخ »)، آن را آرام می کند. چکاندن گمیز گاو نر آمیخته به گَردِ مُرّ (=مورْد) در گوش ، گوشْ درد را تسکین می دهد. خوردن گمیز گاو نر یا گورخر با سُنبل الطّیب حَبَنِ (= استسقاء) لَحمی را رفع می کند. خوردن گمیز خر درمانگر درد گُرده است .
ابن بیطار از مؤلفی که نامش را نبرده است ، شیوة دقیق تهیة چسب مذکور، معروف به «لِزاق الذَّهَب » (=چَسبِ زر)، را نقل کرده است : پیشاب پسر نابالغ را چند روز در آفتاب در هاونی که خود و دسته اش مِسی باشد می کوبند تا مس بسیاری به آن پیشاب آمیخته شود. ضمناً این پیشاب مس آلود در علاج زخمهای «خبیث » دیر درمان اثر و «سود عجیبی دارد».
ابن بیطار از شریفِ اِدریسی * (متوفی ١١٦٦میلادی ) نیز نقل کرده که شُست و شوی چشمان با پیشاب ، هر بامداد و شام ، «عمو» (کذا؛ ظاهراً= عَمَش : ضعف بینایی همراه با اشکریزش ) را زایل می کند (همانجا). ابن سینا (ج ١، کتاب دوم ، ص ٢٧٩) چند مطلب نسبتاً تازه دربارة بول دارد، مثلاً: بول گرم و خشک است . ضماد پیشاب آدمی آمیخته به خاکستر چوبِ رَز بر جای خونریزی ، خون را بند می آورد. ضماد پیشاب ، بویژه اگر به بورَق و شیرة ترش اُترج آمیخته شود، برای رفع تقشّر (= پوست پوست شدن )، خارش و بَرَص * سودمند است . به جای گمیزِ منعقد شده در آوند مسین (مذکور در بالا) می توان از پیشابِ پخته شده با کُرّاث (=تَره ) استفاده کرد. شستن موی سر با گمیز سگِ ماده ، موی را، همچون بهترین خضاب ، سیاه می کند.
مجوسی (ج ٢، ص ١٣٥) فصل کوتاهی به خواص گمیزِ برخی از جانوران اختصاص داده است : نَطول (=کُمپرسِ گرم ، شست و شو) با گمیز دَواب یا نشستن در آن برای درد مفاصل سودمند است . گمیز شُتر گرم ، خشکاننده و قابض است ؛ درد سپرز و «الماء الاصفر» را درمان می کند؛ شستن سر با آن برای حَزاز و سَعْفَه (=گَری ؟)، چکاندن آن در گوش برای زخمهای گوش ، خوردن آن با یک نوشیدنی برای بادهای معده و روده ها و زهدان ، و استنشاق آن برای درمان نارسایی حس بویایی سودمند است . مالیدنِ گمیز سگ ، بر زگیل ، آن را از میان می برد. گمیز بُز برای استسقاء خوب است . گمیز گاو، اگر اشنان در آن خیسانده شود، برای دل درد ناشی از «سردی » و برای بواسیر سودمند است . گمیز گاومیش آمیخته به مُرّ، اگر در گوش چکانند، گوش درد ناشی از برودت را آرام می کند. گمیز شب پَره برای رفع سفیدی در ( قرنیة چشم ) سودمند است .
منابع :
(١) ابن بیطار، الجامعِ لمفردات الادویة و الاغذیة ، بولاق ١٢٩١؛
(٢) ابن سینا، کتاب القانون فی الطب ، بولاق ١٢٩٤؛
(٣) علی بن حسین انصاری شیرازی ، اختیارات بدیعی (قسمت مفردات )، چاپ محمدتقی میر، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٤) محمدبن زکریا رازی ، کتاب الحاوی فی الطب ، حیدرآباد دکن ١٣٧٤ـ١٣٩٠/١٩٥٥ـ١٩٧١؛
(٥) علی بن عباس مجوسی ، کامل الصناعة الطبیة ، بولاق ١٢٩٤؛
(٦) موفق بن علی هروی ، الابنیة عن حقایق الادویة ، بتصحیح احمد بهمنیار، چاپ حسین محبوبی اردکانی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٧) Pedanius Dioscorides, The Greek herbal of Dioscorides , tr. John Goodyer, ١٩٥٥, ed. R. T. Gunther, Oxford, ١٩٣٤.
/ هوشنگ اعلم /
٢) احکام فقهی . بول انسان و هر حیوان حرام گوشتی که دارای خون جهنده باشد نجس است (حکیم ، ج ١، ص ٢٧٣؛
زحیلی ، ج ١، ص ١٥١). این حکم تنها به استناد روایاتی است که به بحث حلال گوشتی و خون جهنده داشتن حیوانات پرداخته اند (حرّ عاملی ، ج ٢، ص ١٠٠١ـ١٠٠٢، ١٠٠٧، ١٠١٣؛
کلینی ، ج ٣، ص ٥٧، ٤٠٦؛
سابق ، ج ١، ص ٢٧ـ ٢٨؛
برای روایاتِ نجس نبودن بول حیوانات حلال گوشت رجوع کنید به کلینی ، ج ٣، ص ٥٧؛
ترمذی ، ج ١، ص ١٠٦ـ١٠٧). جدا از مسئلة نجاست ، پاره ای از فقهای امامیه ، بول را یکی از خبائث ، و آیة یُحلُ لَهُمُ الطَیِّباتِ وَ یُحَّرِمُ عَلیَهمُ الخبائِثِ (اعراف :١٥٧) را دلیل قرآنیِ حُرمت شرب و خرید و فروشِ همة انواع بول دانسته اند (نجفی ، ج ٢٢، ص ٢٠ـ٢١، ج ٣٦، ص ٣٩١). با اینهمه ، خرید و فروش و نوشیدن بول برخی از چارپایان ، بویژه شتر، به دلیل مستندات روایی و خواص دارویی آن جایز بوده است ، تا آنجا که در برخی روایات بول شتر را از شیرش سودمندتر دانسته اند (کلینی ، ج ٦، ص ٣٣٨؛
بخاری جعفی ، ج ٧، ص ١٣؛
ابن حنبل ، ج ١، ص ٢٩٣). ازینرو برخی فقیهان نیز خرید و فروش بول شتر را بر این اساس ، و بول دیگر حیوانات حلال گوشت را به شرط وجود منفعت قابل اعتنا جایز دانسته اند (انصاری ، ج ١، ص ١٧ـ٢٢).
خروج بول در هر شرایطی ناقض وضو و غسل است (نجفی ، ج ١، ص ٣٩٣؛
ابن قدامه ، ج ١، ص ١٦٠). مکان یا شیئی که به بول متنجس شده می تواند با آب ، و در پاره ای موارد با زمینِ پاک یا تابش آفتاب تطهیر شود، اما به عکس سایر نجاسات ، نجاست بول با دو بار شستن از بین می رود (طباطبایی یزدی ، ج ١، ص ١٠٧، ١٠٩، ١٢٤، ١٢٩، برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به طهارت * ). در فقه اسلامی در شرایطی خاص بول کردن ـ به دلیل حرمت یا کراهت ـ نهی شده است ، از جمله : بول کردن رو به قبله ، در ملک غصبی ، در آب و بویژه در آب راکد، در حال ایستاده ، زیر درختان میوه دار، در معابر عمومی ، در لانة حیوانات یا حشرات ، یا در حال خوردن و آشامیدن یا سخن گفتن (جزیری ، ج ١، ص ٩٣ـ٩٧؛
نجفی ، ج ٢، ص ٥٩، ٧٠، ٧٣). نیز در روایات امامیه توصیه شده است که مکان دفع بول (مبال یا بالوعه ) حَدِّ معینی از چاه آب آشامیدنی فاصله داشته باشد. این فاصله به نسبت سختی یا نرمی زمین و هم سطحی چاه آب با بالوعه و عدم آن ، متفاوت است (نجفی ، ج ١، ص ٢٨٠ـ٢٨٩).
منابع :
(٨) علاوه بر قرآن ؛
(٩) ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٠) ابن قدامه ، المغنی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) مرتضی بن محمد امین انصاری ، کتاب المکاسب ، قم ١٤١١؛
(١٢) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٣) محمدبن عیسی ترمذی ، سنن الترمذی ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٤) عبدالرحمان جزیری ، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة ، استانبول ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٥) محمدبن حسن حر عاملی ، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٦) محسن حکیم ، مستمسک العروة الوثقی ، قم ١٤٠٤؛
(١٧) وهبه مصطفی زحیلی ، الفقه الاسلامی و ادلته ، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٨) سید سابق ، فقه السنّة ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٩) محمد کاظم بن عبدالعظیم طباطبایی یزدی ، العروة الوثقی ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٠) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ١٤٠١؛
(٢١) محمد حسن بن باقر نجفی ، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، بیروت ١٩٨١.
/ مرتضی کریمی نیا /