دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٢٤
بنوصَصْری ' ، خاندانی از شام که بسیاری از علما و دولتمردان به آن منسوب بوده اند. از نیای آنها، صصری ، در منابع اطلاعی یافت نمی شود. کلمة صصری به صورتهای مختلفی چون صَصْری ، صَصَری ، صَصَرّی ، صَصَرّا، صَصُرا، صَصُرّا، حتی به تصحیف ، صَعْرا و صَفْرا نیز آمده ، لیکن صورت صحیح آن صَصْری است . نسبتهایی چون رَباعی ، طالبی (در بعضی منابع ، به نادرست : ثعلبی ) و بَلَدی در سرگذشت نامة اعضای این خاندان می تواند در خصوص ریشة آنان راهنما باشد. از آنجا که بَلَد * در موصل قرار دارد، و طالب نیز یکی از شاخه های قبیلة ربیعه است ، می توان نتیجه گرفت که صصری خانواده ای منسوب به طالب بوده که در بلد زندگی می کرده و در زمانی پیش از قرن پنجم به شام کوچیده است . بنوصصری ، ابتدا، در منطقة بابُ توما، در شمال شرقی ، و سپس در دامنة کوه جبل قاصیون ، در شمال غربی دمشق ، ساکن شده اند، که در اینجا قبرستانی نیز منسوب به آنها وجود دارد. چون در منابع از وجود افراد خاندان صصری در زمان قبل از نیمة اول قرن پنجم و بعد از قرن نهم اثری دیده نمی شود، ظاهراً مشهورترین شخصیتهای این خاندان در فاصلة این دو تاریخ زندگی می کرده اند. از آنجا که منسوبان برجستة خاندان صصری گاه ، به قاهره فراخوانده می شدند و اموالشان مصادره می شد، معلوم می شود که اقتدار اقتصادی آنها خیلی زیاد بوده تا جایی که حکومت وقت را ناراحت می کرده است . تمامی اعضای این خاندان شافعی مذهب بوده اند.
اعضای برجستة بنوصصری عبارت اند از:
١) ابوالحسن علی بن حسین بن احمدبن محمدبن حسین بن صصری . از محدثان بسیاری ، بویژه از تمّام رازی ، نقل حدیث کرده است از خود او نیز عالمانی چون خطیب بغدادی و نوادة دختری اش ، ابن اکفانی ، نقل حدیث کرده اند. ابن عساکر، او را ثقه دانسته است . وی در ٢٣ محرم ٤٦٧ در دمشق درگذشت (ابن عساکر، ج ١٢، ص ٢٤؛
ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٢، ص ٣٢٣؛
ابن تغری بِردی ، ١٩٥٦، ج ٥، ص ١٠٠؛
ابن عماد، ج ٣، ص ٣٢٩).
٢) ابوالبرکات محفوظ بن حسن بن محمد. در ٤٦٥ متولد شد. بنوصصری از نسل او ادامه یافت . وی از نصربن احمد همدانی حدیث شنید، و نوه اش ، ابوالمواهب ، و قاسم بن عساکر از او نقل حدیث کرده اند. ابن عساکر نیز می گوید که از او در خانه اش ، واقع در باب توما، حدیثی شنیده است . ابوالبرکات در ١٨ ذیحجة ٥٤٥ درگذشت و در قبرستان خانوادگی باب توما به خاک سپرده شد (ابن قلانسی ، ص ٤٨٤؛
ابن عساکر، ج ١٦، ص ٢٨٥؛
ذهبی ، ١٤٠٦، ج ٢١، ص ٢٦٧؛
ابن تغری بردی ، ١٩٥٦، ج ٥، ص ٣٠٤).
٣) صائن الدین ابوالغنائم هبة اللّه بن محفوظ بن حسن . در ٥١١ در دمشق متولد شد؛
قرآن را حفظ کرد؛
در دمشق ، مکه و مدینه از ابومحمد هبة الله بن احمدبن طاووس بغدادی قرائت ، و از یحیی بن بطریق ، جمال الاسلام ابوالحسن علی بن مُسَلَّم السُلَمی حدیث و فقه آموخت . در بیست سالگی مسند قضا یافت . ابن عماد می گوید که او صالح و ثقه بوده است . صائن الدین در جمادی الا´خرة ٥٦٣ در دمشق وفات کرد و در قبرستان خانوادگی باب توما به خاک سپرده شد (مُنذری ، ج ٣، ص ٢٤١، ٥٣٣؛
ذهبی ، ١٤٠٦، ج ٢١، ص ٢٦٦؛
اسنوی ، ج ٢ ص ١٤٣ـ ١٤٤؛
ابن عماد، ج ٤، ص ٢١٠).
٤) بهاءالدین ابوالمواهب حسن بن هبة الله بن محفوظ . حافظ حدیث بود و در ٥٣٧ در دمشق زاده شد. در شهرهایی چون بغداد، دمشق ، حلب ، حماة ، همدان ، اصفهان ، بیت المقدس ، موصل ، تبریز و تکریت ، از نیای خود، محفوظ ، و از بسیاری از علما، از قبیل ابن قلانسی ، ابن سعدون قرطبی ، ابن شاتیل و نصرالله بن محمد صیصی حدیث شنید. او مدتها از استاد خود، ابن عساکر، علم آموخت و روایات زیادی نقل کرد. علمایی همچون پسرش ، سالم ، و ابن دُبیثی احادیثی از او نقل کرده اند. ابن دبیثی او را راوی ثقه دانسته است . وی مؤلف آثاری چون معجم الشیوخ ، فضائل الصحابه ، فضائل بیت المقدس ، عوالی ابن عُیَینه و رباعیات التابعین است ، لیکن ، معلوم نیست که این آثار تا به امروز باقی مانده باشند. ابوالمواهب در ٥٨٦ در دمشق درگذشت و در قبرستان خانوادگی جبل قاصیون (تربت الصصریّه ) به خاک سپرده شد (ابن دبیثی ، ج ١٥، ص ١٦٩؛
منذری ، ج ١، ص ١٤٦ـ ١٤٨؛
ابن عبدالهادی مقدسی ، ج ٤، ص ١٣٤ـ ١٣٦؛
ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٣، ص ٩١ـ٩٢؛
همو، ١٤٠٦، ج ٢١، ص ٢٦٤ـ٢٦٦؛
همو، ١٣٧٥ـ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٣٥٨ـ ١٣٦٠؛
صفدی ، ج ١٢، ص ٢٩٢ـ٢٩٤؛
یافعی ، ج ٣، ص ٤٣٢؛
سیوطی ، ص ٤٨٢؛
ابن عماد، ج ٤، ص ٢٨٥؛
بغدادی ، ایضاح المکنون ، ج ١، ستون ٥٤٧، ج ٢، ستون ١٣٠، ١٩٦، ٥٠٩؛
همو، هدیة العارفین ، ج ١، ستون ٢٧٩؛
کتّانی ، ص ٩٩، ١٥٩؛
منجد، ص ٥٧).
٥) شمس الدین ابوالقاسم حسین بن هبة اللة بن محفوظ . برادر بهاءالدین ابوالمواهب است . او در دهة ٥٣٠، در دمشق به دنیا آمد و نزد ابن ابی عصرون فقه شافعی آموخت . در بغداد، دمشق ، حلب و مکه از پدر و جدّ خود، یعنی محفوظ بن صصری ، از جدّ مادری خود، ابوالمکارم عبدالواحدبن هلال ، و از صدها عالم دیگر، از قبیل ابوالنجیب سهروردی و سِبط خیّاط ، حدیث شنید. اثری در هفده جزء دارد که حاوی سرگذشت نامة استادان اوست . علمای مشهوری چون مُنذری ، ضیاءالدین مقدسی و ابن صابونی روایاتی از او نقل کرده اند. او در ٢٣ محرم ٦٢٦، در دمشق درگذشت (منذری ، ج ٣، ص ٢٤٠ـ ٢٤١؛
ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٣، ص ١٩٧؛
همو، ١٤٠٦، ج ٢٢، ص ٢٨٢ـ ٢٨٤؛
همو، ١٣٩٧، حوادث و وفیات ٦٢١ـ٦٣٠، ص ٢٢٨ـ ٢٣٠؛
صفدی ، ج ١٣، ص ٨٠؛
ابن تغری بردی ، ١٩٥٦، ج ٦، ص ٢٧٢؛
ابن عماد، ج ٥، ص ١١٨ـ١١٩).
٦) امین الدین ابوالغنائم سالم بن حسن بن هبة الله . در پنج سالگی ، با پدر، به قصد کسب علم سفر کرد. قرآن را حفظ نمود و فقه شافعی ، حدیث و ادبیات فرا گرفت و از ابن مُنقذ و ابن شاتیل حدیث شنید. علمایی چون ابومحامد اسماعیل بن حامد قوصی و زکی الدین ابوعبدالله محمدبن بِرزالی نیز از او روایت کرده اند. او، به عنوان مقام مسئول حکومتی ، خدماتی اجتماعی از قبیل حمایت از کودکان یتیم ، رسیدگی به امور وراثتی و صحّی نیز انجام می داد. در ٣ جمادی الا´خرة ٦٣٧، در شصت سالگی ، در دمشق درگذشت (منذری ، ج ٣، ص ٥٣٣؛
ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٣، ص ٢٢٩ـ٢٣٠؛
همو، ١٤٠٦، ج ٢٣، ص ٦٠ـ٦١؛
همو، ١٣٩٧، حوادث و وفیات ٦٣١ـ٦٤٠، ص ٣٠٦ـ٣٠٧؛
صفدی ، ج ١٥، ص ٧٩ـ ٨٠؛
ابن عماد، ج ٥، ص ١٨٤).
٧) بهاءالدین ابوالمواهب حسن بن سالم بن حسن . از ابوالیُمْن کِنْدی و عمربن محمدبن طَبَرزَد حدیث شنید. علمایی چون برادرزاده اش ، قاضی نجم الدین احمدبن محمد، و عبدالمؤمن بن خلف دمیاطی از او روایت کرده اند. در ٤صفر ٦٦٤، در شصت و شش سالگی در دمشق وفات کرد (ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٣، ص ٣١٠ـ٣١١؛
صفدی ، ج ١٢، ص ٢٥؛
ابن عماد، ج ٥، ص ٣١٦).
٨) شرف الدین ابومحمد عبدالرحمان بن سالم بن حسن . او از ابوالیمن کندی ، عمربن محمدبن طبرزد و حنبل بن عبدالله رُصافی حدیث شنید. از خود او نیز برادرزاده اش ، قاضی نجم الدین احمدبن محمد، روایاتی نقل کرده است . وی در مقامهای مختلف حکومتی ، از قبیل وزارت و نظارت دیوانی انجام وظیفه می کرد. در ١١ شعبان ٦٦٤، در شصت و نه سالگی در دمشق درگذشت (ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٣، ص ٣١١؛
صفدی ، ج ١٨، ص ١٤٨؛
مقریزی ، ج ١، ص ٥٥٤؛
ابن عماد، همانجا).
٩) عمادالدین ابوعبدالله محمدبن سالم بن حسن . در ٥٩٨، در دمشق متولد شد. در شام و مصر از پدرش ، و علمایی چون ابوالیمن کندی ، عمربن محمدبن طبرزد و ابوالمجد محمد قزوینی حدیث شنید. پسرش نجم الدین ، عبدالمؤمن بن خلف دمیاطی ، و بسیاری دیگر از عمادالدین روایت حدیث کرده اند. او قاضی و از شخصیتهای دینی و دولتی زمان خود بود و در ٢٠ ذیقعدة ٦٧٠، در دمشق درگذشت (ذهبی ، ١٤٠٥، ج ١، ص ٣٢١ـ٣٢٢؛
صفدی ، ج ٣، ص ٨٤؛
یافعی ، ج ٤، ص ١٧٢؛
ابن تغری بردی ، ١٩٥٦، ج ٧، ص ٢٣٧؛
ابن عماد، ج ٥، ص ٣٣٢ـ ٣٣٣؛
زرکلی ، ج ٧، ص ٣).
١٠) جمال الدین ابواسحاق ابراهیم بن عبدالرحمان بن سالم . پسر ابومحمد عبدالرحمان است . وی بیش از قلمرو علم ، در امور حکومتی فعالیت می کرد. در ٦٧٨ «ناظرالدَواوین » ( بازرس سازمانها یا ادارات حکومتی ) شد. یک سال بعد، از این سمت بر کنار، و بیشتر اموالش مصادره شد. در ٦٨٢ به عنوان محتسب خدمت می کرد، لیکن مدتی بعد دوباره به سمت قبلی خود بازگشت . در ٦٨٧، به همراه بعضی از اشراف دمشق ، به قاهره که مرکز سلطنت بود، فراخوانده شد و خلعت یافت و به دمشق بازگشت . او تا آخر عمر شغل دیوانی داشت . جمال الدین با دختر عموی خود، اسماء دختر محمدبن سالم ، ازدواج کرد و صاحب دو فرزند، به نامهای محمد (متوفی ٧١٧) و مَلْکه (متوفی ٧٤٩)، شد. محمد نیز همچون پدرش در سمتهای مختلف حکومتی انجام وظیفه می کرد؛
او در سفر حج درگذشت و در مکه به خاک سپرده شد. ملکه نیز به پیروی از مادرش ، به علم حدیث پرداخت (ابوالفداء، ج ٤، ص ١١٢ـ١١٣؛
ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٤، ص ٩٧ـ٩٨؛
صفدی ، ج ٦، ص ٤٦؛
حسینی ، ص ١٠٧؛
یافعی ، ج ٤، ص ٢٩٠ـ٢٩١؛
ابن کثیر، ج ١٤، ص ٨٦؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٣٥٩ـ٣٦٠؛
ابن عماد، ج ٦، ص ١٠٥؛
کحاله ، ج ١، ص ٦٣ـ٦٤).
١١) امین الدین ابوالغنائم سالم بن محمدبن سالم . در ٦٤٤ به دنیا آمد.او پسر ابوعبدالله محمد است (مذکور در قبل ). از علمایی چون رشید العطار و مکی بن علاّ ن قیسی حدیث شنید. او قاضی «ناظرالخاصّ» و «وکیل الخاصّ» بود (٦٩١)، پس از فوت عمویش ناظرالدواوین شد. در ٦٩٦ به قاهره دعوت شد. در آنجا حدود شصت هزار درهم از ثروتش را مصادره ، و خودش را از مقامش عزل کردند؛
اما دوباره ، به مقام قضا گماشته شد. امین الدین در مقامهایی چون نظارت خزانه و دیوان الکبیر نیز خدمت می کرد. در اواخر عمر، به حج رفت و در بازگشت ، در منزل خود گوشة عزلت گزید. در ١٨ ذیحجة ٦٩٨، در دمشق فوت کرد (صفدی ، ج ١٥، ص ٩٠ـ٩١؛
مقریزی ، ج ١، ص ٨٨٢).
١٢)نجم الدین ابوالعباس احمدبن محمدبن سالم . در ذیقعدة ٦٥٥ به دنیا آمد. برادر کوچک ابوالغنائم سالم ، و مشهورترین شخصیت خاندان صصری است . هنوز، خردسال بود که در درسهایِ رشید العطّار شرکت می کرد. از پدر، عموها، جد مادری خود، یعنی مسلم بن علاّ ن ، و از علمایی چون ابن عبدالدائم و ابن ابوالیُسْر حدیث شنید. نزد فقیهان مشهور شافعی ، چون فرکاح و شمس الدین اصفهانی ، درس فقه و اصول ، و نزد شرف الدین احمدبن ابراهیم فزاری نحو آموخت . او از ١٨٠ عالم اجازه گرفت . مدتی کاتب دیوان انشا بود و به فراگیری خوشنویسی پرداخت . نجم الدین در مدرسه های عادلیّه ، امینیّه و غزّالیّه تدریس می کرد. در ٦٩٥، در سمت قاضی عسکری ، در مذاکرات سیاسی با قازان محمودخان ، فاتح دمشق ، شرکت کرد (٦٩٩). سپس ، به سمت قاضی القضاتی دمشق گمارده شد (٧٠٢). نجم الدین ، به درخواست منسوبانش ، شیخ الشیوخ خانقاه سُمَیْساطیّه نیز شد (٧١٦). او در جنبشی بر ضد ابن تیمیّه شرکت داشت و در اعتراض به توجه حکومت به آن عالم تصمیم بر استعفا گرفت ، لیکن استعفایش پذیرفته نشد. نجم الدین به شعر نیز علاقه داشت ، و شعرایی ، چه در دورة حیات چه پس از مرگش ، در آثار خود، او را مدح کرده اند. او در ١٦ ربیع الاول ٧٢٣ در دمشق وفات کرد (ذهبی ، ١٤٠٥، ج ٤، ص ٤٠، ٥١، ٦٦ـ٦٧؛
ابن شاکر کتبی ، ج ١، ص ١٢٥ـ١٢٧؛
یافعی ، ج ٤، ص ٢٧٠؛
سُبکی ، ج ٩، ص ٢٠ـ٢٢؛
ابن کثیر، ج ١٤، ص ١٠٦ـ ١٠٧؛
ابن قاضی شُهبه ، ج ٢، ص ٢٤٩ـ٢٥١؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٢٦٣ـ٢٦٤؛
ابن تغری بردی ، ١٩٥٦، ج ٩، ص ٢٥٨؛
همو، ١٩٨٤ـ ١٩٨٥، ج ٢، ص ٩٧ـ٩٩، ٣٨٤؛
نُعَیمی دمشقی ، ج ١، ص ١٣٢ـ١٣٣؛
ابن عماد، ج ٦، ص ٥٩؛
شوکانی ، ج ١، ص ١٠٦ـ١٠٧؛
زرکلی ، ج ١، ص ٢١٤).
١٣) محمدبن محمدبن محمدبن نجم الدین احمد. در منابع ، اطلاعاتی راجع به او یافت نمی شود. شهرت وی برای اثری به نام الدّرة المُضیئة فی الظاهریة دربارة تاریخ دمشق در سالهای ٧٨٦ـ٧٩٩ است (نسخة خطی کتابخانة بودلیان ، ش ١١٢). به عقیدة برینر ، که الدرة المضیئة را به انگلیسی برگردانده و به همراه متن اصلی به چاپ رسانده است (برکلی ١٩٦٣) احتمال این که او نوة نجم الدین ابوالعباس بوده باشد بیشتر است . برینر تاریخ درگذشت او را ٨٠٠ یا ٨٠١ حدس زده است ؛
و از حواشی موجود در الدرة المضیئة معلوم می شود که مؤلف آن دارای اثری به نام دُرَر الافکار فی غرایب الاخبار نیز بوده است ، که در حال حاضر موجود نیست (ابن صصری ، ج ١، مقدمة برینر، ج ١، ص XXVI-VII ؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٢٦١ـ ٢٦٢؛
برینر، ج ٧، بخش ٢، ص ١٩٠، ١٩٣ـ١٩٤).
منابع :
(١) ابن تغری بردی ، المنهل الصافی و المستوفی بعد الوافی ، چاپ محمد محمدامین و سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ١٩٨٤ـ ١٩٨٥؛
(٢) همو، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، قاهره ١٩٥٦؛
(٣) ابن حجر عسقلانی ، الدرر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة ، حیدرآباد دکن ١٣٤٨ـ١٣٥٠/ ١٩٢٩ـ١٩٣١؛
(٤) ابن دبیثی ، ذیل تاریخ بغداد ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٥) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات و الذیل علیها ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٦) ابن عبدالهادی مقدسی ، طبقات العلماء الحدیث ، چاپ اکرم بوشی و ابراهیم زیبق ، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٧) ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق ، عمان ( بی تا. ) ؛
(٨) ابن عماد، شذرات الذّهب فی اخبار من ذهب ، قاهره ١٣٥٠ـ١٣٥١؛
(٩) ابن قاضی شهبه ، طبقات الشافعیه ، چاپ عبدالحلیم خان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٠) ابن قلانسی ، تاریخ دمشق ، چاپ سهیل زکار، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، قاهره ١٣٥١ـ ١٣٥٨/ ١٩٣٢ـ١٩٣٩؛
(١٢) اسماعیل بن علی ابوالفداء، تاریخ ابوالفداء ، استانبول ١٢٨٦؛
(١٣) عبدالرحیم بن حسن اسنوی ، طبقات الشافعیه ، چاپ عبدالله جبوری ، ریاض ١٤٠٠/ ١٩٨٠؛
(١٤) اسماعیل بغدادی ، ایضاح المکنون ، ج ١، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٣، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
همو، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٥، بیروت ١٤١٠/
(١٥) ١٩٩٠؛
(١٦) محمدبن علی حسینی ، ذیل تذکرة الحفاظ ، حیدرآباد ١٣٧٦/١٩٥٦؛
(١٧) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ بشار عواد معروف ، حوادث و وفیات ٦٢١ـ٦٣٠، ٦٣١ـ٦٤٠، بغداد ١٣٩٧/١٩٧٧؛
(١٨) همو، تذکرة الحفاظ ، حیدرآباد دکن ١٣٧٥ـ١٣٧٧/ ١٩٥٥ـ ١٩٥٨؛
(١٩) همو، سیر اعلام النبلاء ، ج ٢١، ٢٢، ٢٣، چاپ بشار عواد معروف و محیی هلال سرحان ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٢٠) همو، العبر فی خبر من غبر ، چاپ ابوحاجر محمد سعید، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢١) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، قاهره ١٣٧٣ـ١٣٧٨/١٩٥٤ـ١٩٥٩؛
(٢٢) عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ؛
(٢٣) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، طبقات الحفاظ ، چاپ علی محمد عمر، قاهره ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٢٤) محمدبن علی شوکانی ، البدر الطالع ، قاهره ١٣٤٨؛
(٢٥) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، چاپ احسان عباس و شکری فیصل ، ویسبادن ١٩٨١ـ١٩٨٢؛
(٢٦) محمدبن جعفر کتانی ، الرسالة المستطرفة ، چاپ محمد منتصر، دمشق ١٣٨٣/ ١٩٦٤؛
(٢٧) عمررضا کحاله ، اعلام النساء ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٨) احمدبن علی مقریزی ، کتاب السلوک لمعرفة دول الملوک ، چاپ محمد مصطفی زیاده ، قاهره ١٩٣٩ـ ١٩٥٨؛
(٢٩) صلاح الدین منجد، معجم المورخین الدمشقیین ، بیروت ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٣٠) عبدالعظیم بن عبدالقوی منذری ، التکملة لوفیات النقلة ، چاپ بشار عواد معروف ، بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٣١) عبدالقادربن محمد نعیمی دمشقی ، الدارس فی تاریخ المدارس ، چاپ جعفر حسینی ، قاهره ١٩٨٨؛
(٣٢) عبدالله بن اسعد یافعی ، مرآة الجنان ، حیدرآباد ١٣٣٤ـ١٣٣٩؛
(٣٣) W. M. Brinner, "The Banu ¦ Sasra ¦ : a study in the transmission of a scholarly tradition", Arabica , VII/٢ (١٩٦٠);
(٣٤) Ibn Sasra ¦ , A chronicle of Damascus ١٣٨٩-١٣٩٧ , tr. William M. Brinner, Berkeley ١٩٦٣.
/ چنگیز کالِّک ، تلخیص از ( د. ا. د. ترک ) /