دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٧٨
بهشهر ، شهرستان و شهری در مشرق استان مازندران .
١) شهرستان بهشهر (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٧٣١ ، ١٧٦ تن ). از شمال به دریای خزر و خلیج گرگان و از مشرق به شهرستان کردکوی ، از جنوب به شهرستانهای نکا و دامغان و از مغرب به شهرستان نکا محدود است . این شهرستان مشتمل بر بخشهای مرکزی ، گلوگاه و یانِه سر و شش دهستان و سه شهر بهشهر، رُستمکلا و گلوگاه است . طول آن از شمال تا جنوب ، حدود هشتاد کیلومتر است . شبه جزیرة میانکاله ، در شمال این شهرستان ، خلیج گرگان را از دریای خزر جدا می کند.
شهرستان بهشهر در منطقه ای مرطوب و پرباران قرار گرفته که میانگین بارش سالیانة آن در ساحل بین ششصد تا نهصد میلیمتر، و در کوهستان ٢٠٠ ، ١ میلیمتر است . دمای آن گاهی به ْ٤٢ می رسد. آبادیهای شهرستان در دشت و در دامنه های جنگلی کوهستان واقع است . رشته کوه البرز در جنوب این شهرستان امتداد دارد. کوههای داراب (ارتفاع : حدود ٨٤٣ ، ٢ متر) تُرشیدو (ارتفاع : حدود ٦٠٠ ، ٢ متر)، کوه اَندرَک (ارتفاع : حدود ٢٢٥ ، ٢ متر)، کوه سردره (ارتفاع : حدود ٨٥١ ، ١ متر)، و کوه بادله (ارتفاع : ٢١١ ، ٣ متر) از مهمترین کوههای این شهرستان است . زمینهای مزروعی شهرستان با زارُم رود و چند رود کوچک دیگر آبیاری می شود و رود نکا در جنوب آن جریان دارد. در دهه های اخیر، با احداث چاههای عمیق ، مقدار اراضی زیر کشت آن افزایش یافته است . چشمه های فراوان دارد که اهالی از آنها برای آب آشامیدنی استفاده می کنند. ازگیا، درختان صنعتی آزاد، خوشه انگور، انجیری ، اَفرا، توسکا، شمشاد و مَمرز دارد و از درختان میوه ، انار، انجیر و ازگیل و توت سفید آن مشهور است ، و زیتون کاری و غرس درختان سیب و مرکبات در آنجا رواج یافته است . شهرستان دارای توتونکاری است و گرمخانة توتون در آبادی تیرتاش ، در نوزده کیلومتری مشرق بهشهر، قرار دارد. از زیا، در جنگلهای آن ، ببر و پلنگ و شغال و شوکا و گوزن یافت می شود. از پرندگان وحشی قرقاول و دُراج و هوبره و سار دارد. دامپروری آن دارای اهمیت است .
شیلات در بندر امیرآباد بهشهر تأسیسات دارد. کارخانة کشتی سازی کوچکی به نام صدرا نزدیک امیرآباد احداث شده است . خطوط برق ، و گاز طبیعی در شمال ایران از شهرستان بهشهر می گذرد. نیروگاه حرارتی نکا در مغرب امیرآباد احداث شده است . این شهرستان همچنین دارای صنعت چوب ، چیت سازی و کارخانه های تهیة خمیر اسکناس و روغن نباتی است . راه آهن تهران ـ گرگان (آغاز بهره برداری ١٣١٠ش ) از شهرستان بهشهر می گذرد و ایستگاههای رستمکلا، تیرتاش ، بهشهر، گلوگاه در آن قرار دارد. با راه اصلی ، از طریق گرگان با مشهد، از طریق ساری و قائم شهر و بابل و بابلسر با راه کناره ، از طریق ساری و قائم شهر و فیروزکوه و نیز از طریق ساری ، قائم شهر، بابل ، آمل و راه هراز با تهران مرتبط است . شهر گلوگاه با شبه جزیرة میانکاله و دریای خزر، و شهر بهشهر از طریق بندر امیرآباد با دریای خزر مرتبط است .
شهرستان بهشهر دارای آثار باستانی پیش از تاریخ است . در ١٣٢٨ش ، کارلتون س . کون ، باستان شناس دانشگاه فیلادلفیا، در غار کمربند در دو کیلومتری غرب بهشهر، از دوران نوسنگی و میانه سنگی آثاری به دست آورد و دو سال بعد در غار هوتو نزدیک آبادی تُروجِن (شهیدآباد) در حدود دو کیلومتری مغرب بهشهر، نیز آثاری از دورة نوسنگی به دست آورد (عسگری ، ص ١٠٨ـ ١٠٩). از اماکن تاریخی منطقة بهشهر نخست باید از پنجاه هزار (پنجهزاره ؛ امروزه ، دهستانی در بخش گلوگاه ) نام برد که از اواخر دورة ساسانیان ، نام آن در مآخذ تاریخی ذکر شده است (ابن اسفندیار، ج ١، ص ١٥٦). در کوسان (ده کوهستان کنونی ) نیز آتشکده ای از دورة ساسانیان بر جای مانده است که بنای آن را به کیوس ، جدّباو نسبت داده اند (همان ، ج ١، ص ١٥٤). مرعشی (ص ٢٨ـ٢٩) بنای کوسان را به دورة شاهان افسانه ای ایران نسبت می دهد و می نویسد که طوس نوذر، سپهسالار کیخسرو، در پنجاه هزار، شهری به نام طوسان بنیان نهاد که اکنون آن را کوسان می گویند. شارمام (چارمان / چهار امام ) نزدیک نکا (ابن اسفندیار، ج ١، ص ٧٤، ١٥٦؛ مرعشی ، ص ٢٠٦؛ عسگری ، ص ٣١٧) و مِهرَوان که یاقوت حموی (ج ٤، ص ٦٩٩) آن را کوره ای در ده فرسنگی ساری و دارای منبر ضبط کرده است ، از سایر مکانهای تاریخی این شهرستان اند. شهر نامیه نیز از شهرهای قدیمی منطقه بوده است که به تصور برخی ، خرابه های آن باید در حوالی گلوگاه باشد. (عسگری ، ص ١٩٠).
سایر مراکز تاریخی و زیارتی این شهرستان عبارت اند از: امامزاده احمد در نزدیکی آبادی تیرتاش از ٨٧٣؛ امامزاده هاشم در همین آبادی ؛ امامزاده حسن در ده تُروجِن از ٧٦٧؛ امامزاده زین العابدین در رستمکلا در چهارده کیلومتری مشرق شهر نکا، بقعة میر شمس الدین و میر کمال الدین بابلکانی در مغرب ده کوهستان در حدود پنج کیلومتری مغرب شهر بهشهر از قرن نهم ؛ و امامزاده سیدعبدالله در ده سارو در چهار کیلومتری مشرق شهر بهشهر (عسگری ، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨).
در ١٣١٦ ش ، بخش اشرف (بهشهر) جزو بخشهای شهرستان ساری در استان دوم تشکیل شد. در اسفند ١٣٣٣، از شهرستان ساری جدا و تبدیل به شهرستان شد. از کل جمعیت شهرستان بهشهر در ١٣٧٥ش ، ٣٠٠ ، ٩٩ تن (حدود ٨ر٥٦%) شهرنشین و ٤٣١ ، ٧٧ تن (حدود ٨ر٤٣%) روستانشین بوده اند.
٢) شهر بهشهر (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٠٦٧ ، ٧٢ تن ). بهشهر که نام قدیم آن تا ١٣١٥ش اشرف بود، در فاصلة ٤٨ کیلومتری مشرق شهر ساری قرار دارد. راه اصلی ساری به گرگان از آن می گذرد و شهر گرگان در ٨٢ کیلومتری مشرق آن قرار گرفته است . شهر با جادة فرعی به طول هجده کیلومتر با خلیج گرگان و با راه اصلی به بندر امیرآباد و دریای خزر پیوند دارد. در سابق ، شاه کیله (امروزه امام ده ) در حدود ده کیلومتری شمال شرقی بهشهر، پیش بندرِ آن بود. شهر دارای فرودگاه نظامی است . کارخانة چیت سازی آن مشهور است .
پیشینه . در ١٠٠٦، پیش از آنکه شاه عباس اول همة سران خاندانهای قدیمی مازندران را از میان بردارد، ولایت پنجاه هزار که اشرف جزو آن بود، مدتها در اختیار سیدعباس ، از سران سادات بابلکانی / بابلگانی ، قرار داشت (شیخعلی گیلانی ، ص ٩١ـ٩٢). مرکز بابلکانیها در طوسان یا کوسان بود (مرعشی ، ص ٢٤). منجم یزدی (ص ٣٣٧ـ ٣٣٨) از زلزله ای در ١٠١٧ یاد کرده است که در آمل و اشرف خسارات فراوانی به بار آورد. وی اشرف را در این سال شهر ضبط کرده است . در ١٠٢١ بنابر مطالب تاریخ عالم آرای عباسی به فرمان شاه عباس اول : «در قصبة شریفة اشرف از قصبات مازندران که به ولایت پنجهزار موسوم و به دارالمؤمنین استرآباد اقرب و فی الحقیقة نزاهت و خرمی اشرف امکنه آن ولایت است » شهرسازی شد و عمارات و باغات و حمامها و بیوتات و تالارها احداث گردید (مادة تاریخ آن : «دولت اشرف » رجوع کنید به اسکندرمنشی ، ج ٢، ص ٨٥٥ ـ ٨٥٦). به نوشتة ملگونوف در دورة شاه عباس اول ، شهر اشرف دارای سی حمام بود و با جاده ای سنگفرش با ساری و فرح آباد ارتباط داشت که در دورة قاجاریه هم از آن استفاده می شد (ص ٩٠، ٩٤).
بنابراین ، شهر اشرف پیش از این تاریخ قصبه بوده است . بنابر مطالب برخی از مآخذ، شهر اشرف ابتدا ملکی به نام خرکوران (خرگوران ) بود که شاه عباس آن را خرید و عمارات و باغات و شهر اشرف را در آن بنا نهاد (میرزاابراهیم ، ص ٨١). در همین دوره ، در مشرق ولایت اشرف از کوه تا کنار دریا سدی به طول چهار فرسنگ (خاک ریز) با خندقی عمیق احداث شده بود تا اشرف البلاد و مازندران را از حملات ترکمنها حراست کند. این خندق چون از بلوک کُلباد می گذشت ، جَرّ کُلباد (شکاف کلباد) نامیده می شد. دروازة سد در کنار آبادی جَر قرار داشت و فاصلة آن تا عمارت تپة کلباد سه فرسنگ بود (همان ، ص ٧٧ـ ٧٨)، و از اشرف تا جر کلباد نیز سه فرسنگ فاصله بود (ملگونوف ، ص ٨٧). ظاهراً احداث این سد به پادشاهان افسانه ای ایران مانند فریدون نسبت داده شده است (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ج ١، ص ٥٨). به گفتة ابن فقیه (ص ٣٠٤) خسرو انوشیروان در طمیش (تمیشه ) در مرز گرگان (جرجان ) دیواری با آجر و آهک از کوه تا دل دریا کشید تا ترک را از تاراج طبرستان باز دارد، و این دیوار دارای دروازه ای بزرگ بود. ظاهراً در دورة اسلامی ، امرای محلی طبرستان و نیز پس از دورة صفویه ، بویژه در دورة کریم خان زند، از این سد برای جلوگیری از حملات ترکمنها بهره بردند.
در ١٠٢٧، پیترو دلا واله از دهقانان گرجی (زن و مرد) که در اشرف گرد آمده بودند و می خواستند مسلمان شوند سخن می گوید (ص ٢١٦). ظاهراً دهکدة کنونی گرجی محله ، در حدود هشت کیلومتری غرب شهر بهشهر، مسکن نخستین آنان بوده است . بر اساس منابع موجود، پیترو دلا واله نخستین خارجی بود که در ١٠٢٧ در اشرف با شاه عباس ملاقات کرد.( رجوع کنید به عسگری ، ص ١٩٧، دلا واله ، ص ٢٢٦ـ٢٣٠) در زمان وی هنوز ساختمان کاخ اشرف به پایان نرسیده بود. به نوشتة او، شاه عباس هر وقت به فرح آباد سفر می کرد، بیشتر زمستان را در اشرف به سر می برد. (دلا واله ، ص ٢١٣) بر اساس اطلاع عالم آرای عباسی در ١٠٢٨ شاه عباس عید نوروز را در اشرف گذراند (اسکندرمنشی ، ج ٣، ص ٩٤٤). وی که در طول سلطنت خود بارها به اشرف سفر کرده بود، در ١٠٣٧ سه ماه در مازندران ، از جمله اشرف گذراند و در ١٠٣٨ در شهر اشرف درگذشت (رجوع کنید به همان ، ج ٣، ص ٩٨٩، ١٠٥٨، ١٠٦٥، ١٠٧٢، ١٠٧٥ـ ١٠٧٦). شهر اشرف پس از شاه عباس اول مدتها اهمیت خود را حفظ کرد. در ١٠٤٩، شاه صفی پس از اقامت در این شهر به ییلاق فیروزکوه حرکت کرد (حسینی استرآبادی ، ص ٢٥٩). پس از وی ، شاه عباس دوم نیز به اشرف رفت وآمد می کرد و در ١٠٦٣ جشن نوروز را در این شهر در کنار دریاچة عباس آباد برگزار کرد (وحید قزوینی ، ص ١٥٧ـ ١٥٨). شاه عباس دوم پس از آن نیز بارها به اشرف و فرح آباد سفر کرد. در همین دوره ، در برخی منابع ، نام شهر اشرف با دارالسلطنه همراه است که نشان دهندة اهمیت آن (شاید به عنوان دومین پایتخت ) است (همان ، ص ٢٦٧، ٢٦٨، ٢٧٠). در ١١٣٨، در دورة شاه طهماسب دوم که بخشی از ایران در اشغال افغانها بود، فتحعلی خان قاجار، از امرای قزلباش ، سپاهیان شاه را که برای تشکیل مرکز مقاومت در آنجا گرد آمده بودند در حدود اشرف شکست داد، اما پس از مدتی ، با شاه طهماسب همکاری کرد (عسگری ، ص ١٦٧). پس از صفویه ، نادر دستور تعمیر کاخهای سلطنتی اشرف را صادر کرد و در آبادی قره تپه (تپه سیاه ) در دوازده کیلومتری اشرف ، ١٢٥ تا ١٥٠ خانوار افغانی را ساکن کرد. قره تپه محل جشنهای بزرگ نادرشاه بوده ، و از بالای تپة آن ، که هنوز آثارش باقی است ، از قشون خود سان می دید (رجوع کنید به وامبری ، ص ٥٣ ـ٥٤؛
عسگری ، ص ١٦٩). در ١١٦٥، کریم خان زند به همراه محمدحسن خان قاجار وارد اشرف شد (نامی اصفهانی ، ص ٢٩). در ١١٧٢، محمدحسن خان در استرآباد شورش کرد. وی با سپاهی بزرگ به مازندران وارد شد و شهر اشرف را تصرف و در کنار شهر به سوی ساری سنگربندی کرد (همان ، ص ٨٠)،
اما شیخعلی خان در همان سال محمدحسن خان را در اشرف شکست داد (گلستانه ، ص ٤٧٣). ظاهراً براثر همین جنگها به شهر اشرف و بناهای قدیمی آن آسیبهای فراوانی وارد آمد.
در ١١٨٠، محمدخان سوادکوهی حاکم مازندران که در جنگ با حسینقلی خان قاجار بود، مدتی در اشرف سکنا گزید. در این جنگ ، محمدخان شکست خورد و شهر اشرف به همراه چند شهر دیگر به دست حسینقلی خان و برادران وی افتاد، ولی پس از مدتی زکی خان ، فرستادة کریم خان زند، بر مازندران مسلط شد (نامی اصفهانی ، ص ١٧١ـ١٧٢). در ١١٩٣، با فرار آقامحمدخان قاجار به مازندران ، شهر اشرف نیز به دست سپاهیان وی افتاد (رجوع کنید به همان ، ص ٢٤٦ـ٢٤٧). در ١١٩٧/ ١٧٨١، وینوویچ به فرماندهی تعدادی کشتیهای جنگی روسی مأمور شد تا مرکزی در جنوب شرقی دریای خزر تأسیس کند. او اشرف را برای این منظور انتخاب و اسم «ملی سوپُل » (= شهر زنبوران عسل )، بر آن نهاد، ولی آقامحمدخان از افتادن شهر به دست او جلوگیری کرد (رابینو ، ص ١١٢). پس از آن ، اشرف اهمیت و آبادی خود را از دست داد، به طوری که در اواخر قرن سیزدهم ، سفرنامه نویسانی که اشرف را دیده اند، آن را شهری ویران و ولایت آن را فقیرترین بلوکات مازندران به شمار آورده اند (سلطانمحمد میرزاقاجار، ص ٤٠٢؛
ملگونوف ، ص ٨٧). شهر در ١٢٧٥، دارای هفت محله بود که نام برخی از آنها هنوز باقی است مانند محلة فراش (فراش محله )، بازار محله ، نقاش محله ، گرجی محله ، چشمه سر، گرایلی محله (گرایلیها از ترکمنها بودند که در اوایل دورة قاجاریه از چمن گالپوش به آنجا کوچانده شده بودند). شهر در همین دوره دارای مسجد جامع بود (با کتیبه ای با فرمانهای شاه سلطان حسین از ١١٠٦) و دو کاروانسرا و هفتاد دکان داشت (ملگونوف ، ص ٩١). شهر در ١٢٧٧، ٨٤٥ خانوار جمعیت داشت (همان ، ص ٩٢). به گفتة اعتمادالسلطنه (ج ١، ص ٨١) در دورة ناصری ، جمعیت آن به پنج الی شش هزار تن می رسید. در ١٢٩١، شهر اشرف سه بازار، ١٥٠ دکان ، چهار کاروانسرا، شش حمام ، ده مسجد و پنج آب انبار داشت (رابینو، ص ١٠٧). در ١٢٩٢، ناصرالدین شاه در سفر به مازندران به عزم شکار به شبه جزیرة میانکاله از چهار امام (یعنی امیرآباد که قلعة عبدالملکیها بود و در دورة وی ناصرآباد نامیده می شده ) به سوی اشرف حرکت کرد و به عمارت صفی آباد رسید که ده سال قبل دستور مرمت آن را داده بود (ناصرالدین قاجار، ص ١٩١ـ١٩٧).
ساختمانهای تاریخی شهر، عمدتاً از دورة صفویه است . برخی از آنان تعمیر شده و هنوز از آنها استفاده می شود و بعضی ویران است . یکی از مهمترین این بناها باغشاه (یا عمارت چهل ستون ) است که به نوشتة سفرنامه نویسان ، در دورة شاه عباس دیوانخانه نامیده می شد (دلا واله ، ص ٢١٧). کاخ به شیوة ساختمان چهل ستون اصفهان ، اما با شانزده ستون ، بنا شده بود. در اطراف کاخ ، باغی از درختان مرکبات و سرو و شمشاد احداث شده بود. دیوارهای کاخ با تصاویری از مردم چین و انگلیس با پوشاک محلی نقاشی شده بود. ظاهراً کاخ در شورش رازین بر ضد تزار در ١٠٧٦/ ١٦٦٨ و گسترش جنگهای او به سواحل ایران ، مانند اشرف و فرح آباد، سوخت و غارت و ویران شد (ملگونوف ، ص ٨٧ ـ٩٠؛
عسگری ، ص ١٦٦). در حدود ١١٤١، نادر آن را تعمیر کرد و چهل ستون نام نهاد، و هنگام جنگ با لزگیها مدتی در آنجا به سر برد (عسگری ، ص ١٦٩ـ ١٧٠). کاخ در دورة رضاشاه تعمیر شد و امروز محل ادارة شهرداری است . باغ چشمه (چشمه عمارت کنونی ) نیز از بناهای دورة صفویه است که خرابه های آن در جنوب شرقی عمارت چهل ستون قرار دارد (عسگری ، ص ١٩٩؛
ملگونوف ، ص ٨٧، ٨٨). باغ صاحب زمان با عمارت چند طبقه که از آن برای برگزاری مراسم و پذیراییهای درباری بهره می گرفتند به همین دوره تعلق دارد که امروزه خرابه های آن در غرب چهل ستون دیده می شود (رجوع کنید به ملگونوف ، ص ٨٨؛
میرزاابراهیم ، ص ٨٤). عمارت صفی آباد بر روی تپه ای در ارتفاع ١٥٠ متری ، در یک کیلومتری شمال اشرف ، به دستور شاه عباس اول احداث شد و دارای رصدخانه بود. این کاخ را شاه صفی اول ساخت (ملگونوف ، ص ٩٠ـ٩١). کاخ در ١٢٨٢، در دورة ناصرالدین شاه تعمیر شد (ناصرالدین قاجار، ص ١٩٧).
در دورة مظفرالدین شاه ، کاخ صفی آباد دچار حریق شد و خسارات زیادی به آن وارد آمد. این کاخ در ١٣١٥ش بازسازی و در ١٣٢٠ش در پی صدماتی که به آن وارد آمد دوباره مرمت شد. امروز کاخ در اختیار نیروی هوایی است . کاخ عباس آباد، در حدود نه کیلومتری جنوب شرقی شهر اشرف قرار داشت . در کنار این کاخ دریاچه ای مصنوعی احداث شده و با مجسمه ها و تابلوهایی مزین شده بود. استخر و سد و برج مخروبة آن هنوز باقی است . باغ خلوت با قصری دو طبقه ، که حرمسرای شاه عباس بود، یکی دیگر از بناهای این دوره بوده است . (ملگونوف ، ص ٨٩). ظاهراً محل این باغ را باید در فراش محله جستجو کرد. باغ تپه در مشرق چهل ستون نیز از آثار تاریخی این شهر بوده که آثاری از آن بر جای نمانده است . هر یک از باغها و کاخها با دیوارهای سنگی بلند از یکدیگر مجزا بوده اند (همان ، ص ٨٨).
منابع :
(١) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٢٠ ش ) ؛
(٢) ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) اسکندرمنشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٤) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٥) حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٦) پیترودلاواله ، سفرنامة پیترو دلا واله : قسمت مربوط به ایران ، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٧) یا سنت لویی رابینو، مازندران و استرآباد ، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٨) سلطانمحمد میرزاقاجار، سفرنامة سیف الدوله : معروف به سفرنامة مکه ، چاپ علی اکبر خداپرست ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٩) شیخعلی گیلانی ، تاریخ مازندران ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٠) علی بابا عسگری ، بهشهر: اشرف البلاد ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(١١) ابوالحسن بن محمد امین گلستانه ، مجمل التّواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٢) ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنارد دارن ، پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٣) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٤) گریگوری والریانوویچ ملگونوف ، سفرنامة ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر ( ١٨٥٨ و ١٨٦٠ م . )، تصحیح ، تکمیل و ترجمة مسعود گلزاری ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٥) جلال الدین محمد منجم یزدی ، تاریخ عباسی ، یا، روزنامه ملاجلال ، چاپ سیف الله وحیدنیا، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٦) میرزاابراهیم ، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٧) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، روزنامة سفر مازندران ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٤، چاپ افست تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٨) محمدصادق نامی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمة سعید نفیسی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٩) آرمین وامبری ، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه ، ترجمة فتحعلی خواجه نوریان ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٢٠) محمدطاهربن حسین وحید قزوینی ، عباسنامه ، یا، شرح زندگانی ٢٢ ساله شاه عباس ثانی ( ١٠٥٢ـ١٠٧٣ )، چاپ ابراهیم دهگان ، اراک ١٣٢٩؛
(٢١) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ خسرو خسروی /