دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٤٣
خاش ، خاش، شهرستان و شهرى در استان سيستان و بلوچستان.
١) شهرستان خاش، مشتمل بر سه بخش مركزى، ايَرَندِگان و نوكآباد و دو شهر خاش و نوكآباد، كه در مركز و مشرق استان واقع و از مشرق به پاكستان محدود است (ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى، ١٣٨٥ش، ذيل «استان سيستان و بلوچستان»؛ نيز رجوع کنید به نقشه تقسيمات كشورى جمهورى اسلامى ايران).
مهمترين كوههاى آن عبارتاند از: تَفْتان* (بلندترين قله ح ٩٤١،٣ متر) در ٤٣ كيلومترى شمال خاش، سياهبندان (بلندترين قله ح ٩٢٥،٢) در ٦٦ كيلومترى شمالغربى خاش، شهسواران (بلندترين قله ح ٨٧٥،٢متر) در ٦٧ كيلومترى شمالغربى خاش، پنج انگشت (بلندترين قله ح ٢٧١ ،٢متر) در مركز و سريش (بلندترين قله ح ٠٩٢ ،٢متر) در جنوب شهرستان (جعفرى، ج ١، ص ١٥٨، ٣٤١، ٣٦٨؛ فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٧ـ١١٨، ص ٥٢). رودهاى دائمى و فصلى بَمْپور*، ايرندگان/ ايرَاندِگان، نازيل يا شوروُ، قلعهبيد، دَهْرْگُتْرا/ دهرگوترا، روتَك يا كاروچ/ كاروج در اين شهرستان جارى است (جعفرى، ج ٢، ص ١١٧، ١٣١، ٢٣٣، ٢٤١، ٣١٠، ٤٦٣؛ فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٧ـ١١٨، ص ٥١ـ٥٢).
دشتهاى وسيع و حاصلخيز اماميه، گوهركوه، تخترستم و سياه رشكك در اين شهرستان قرار دارند (يغمائى، ص ٧٧). سنگهاى ديوريت و استاتيت (سنگ صابونى) در خاش يافت مىشود (عبداللّه گروسى، ص٣٠).
شهرستان خاش به دليل مجاورت با كوه تفتان، تنها منطقه سرد بلوچستان است و موقعيت كشاورزى بهترى دارد (نيكبختى، ص ١٣٧؛ نيز رجوع کنید به يغمائى، ص ٧٦). اهالى آن به كشاورزى و دامدارى و باغدارى اشتغال دارند، محصولات آن گندم، جو، برنج، ذرت، انگور، زردآلو، ترهبار و خرماست و پسته مرغوب منطقه گوهركوه و زردآلوى خاش جزو محصولات خوب شهرستان بهشمار مىرود (يغمائى، ص ٧٧؛ نيكبختى، ص ١٣٨ـ١٣٩). از صنايع دستى آن سوزندوزى، قالىبافى، سبد و كلاهبافى بوده و قاليچههاى بلوچى خاش ظريف و پرطرفدار است (يغمائى، ص ٧٧ـ٧٨).
اهالى آن شيعه دوازده امامى و سنّى (حنفى) هستند و به زبان فارسى و بلوچى سخن مىگويند (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج١١٧ـ ١١٨، ص٥٣). در ١٣٨٥ش، جمعيت شهرستان حدود ١٦١،٠٠٠ تن بود كه حدود ٥٩،٥٠٠ تن، شهرنشين و بقيه روستانشين بودند (مركز آمار ايران، ١٣٨٥ش، ذيل «استان سيستان و بلوچستان»). طوايف مستقلى از بلوچها در خاش زندگى مىكنند (رجوع کنید به همو، ١٣٧٨ش، ص٩١ـ٩٤؛ نيكبختى، ص ١٣٩ـ١٤٠).
راه اصلى زاهدان ـ خاش ـ سراوان و زاهدان خاش ايرانشهر، از اين شهرستان مىگذرد و از طريق راههاى فرعى به پاكستان مرتبط مىشود (اطلس راههاى ايران، ص ٧٥، ٨٦ـ٨٨).
در ١٣١٦ش، شهرستان خاش متشكل از بخشهاى خاش، قصرقند، ايرانشهر، سراوان، بَزمان، سرباز، چاهبهار و زاهدان در استان هشتم (كرمان) قرار داشت (ايران. قانون تقسيمات كشورى آبان ١٣١٦، ص ١٥ـ١٦). در ١٣٢٩ش، خاش، بخش و شهرى در شهرستان زاهدان، در فرماندارى بلوچستان بود (ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ٢، ص بيستو هشت، ٤٧٥). خاش در ٢٠ دى ١٣٥٢ شهرستان شد (ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى، ١٣٨٢ش، ذيل «استان سيستان و بلوچستان»). در ١٣٥٥ش، نام شهرستان خاش در استان سيستان و بلوچستان ذكر شده است (ايران. وزارت كشور، ذيل «استان سيستان و بلوچستان»). در ١٣٦٦ش، شهرستان خاش، داراى دو بخش و نُه دهستان در استان سيستان و بلوچستان بود (ايران. وزارت كشور. معاونت برنامهريزى و خدمات مديريت، ص ١٣٨؛ ايران. قوانين و احكام، ص ٦٨٤). اين شهرستان به دليل برخوردارى از هواى نسبتاً مطلوب و خوش، خاش به معناى خوش، ناميده شده است (جعفرى، ج ٣، ص ٤٥٢). به روايتى، نادرشاه (حك : ١١٤٨ـ ١١٦٠) يكى از سرداران خود به نام ميربائىخان را براى سرپرستى طوايف بهخاش فرستاد. او براى تأمين راحتى خود قلعهاى بنا كرد كه خاش ناميده شد و به تدريج شهر خاش به گرد آن شكل گرفت (رجوع کنید به رزمآرا، ص ٥٤). در منابع، ضبط خواش نيز آمده است (رجوع کنید به كيهان، ج ٢، ص ١٣٥؛
جهانبانى، ص ١١).
در شهرستان خاش، محوطههايى از دوره پارينه سنگى با نمونههاى ابزار سنگى كشف شده است (عبداللّه گروسى، ص ٢٦ـ٢٧؛
سيدسجادى، ص ١٤٩). از آثار قديمى آن قلعههاى حيدرآباد، كمالآباد و ناصرى هر سه از ساختههاى ١٢٩٦ (رجوع کنید به رزمآرا، همانجا)، مسجدجامع خاش (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٧ـ١١٨، ص ٥٣)، قلعه ايرندگان و قبرستان هفتاد ملا (سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى سيستان و بلوچستان، ١٣٨٨ش) است.
٢) شهر خاش، مركز شهرستان خاش. اين شهر در ارتفاع ٤١٥،١ مترى از سطح دريا و در ١٨٥ كيلومترى جنوب زاهدان* (مركز استان) قرار دارد (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٧ـ١١٨، ص ٥٢ـ٥٣؛
قس جهانبانى، همانجا كه ارتفاع آن را ٦٨٧ ،١متر آورده است). بيشترين دماى آن در تابستان ْ٤٢ و كمترين آن در زمستان ْ٨ر٣- و ميزان بارندگى ساليانه آن حدود ٣٢٨ ميليمتر است (سازمان هواشناسى كشور، ص ١٧٥).
خاش در ١٣٢٦ش، شهر شد (ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى. دفتر تقسيمات كشورى، ١٣٨٢ش، همانجا). جمعيت خاش در ١٣٨٥ش، حدود ٥٦،٠٠٠ تن بود (مركز آمار ايران، ١٣٨٥ش، همانجا).
پيشينه. به دليل وجود قناتهاى بسيار و مناسب بودن آب و هوا، خاش محل طوايف كوچنشين بلوچ بود ولى به سبب آزار اشرار، اين طوايف به نقاط ديگر كوچ كردند (رزمآرا، ص ٥٣). اعتمادالسلطنه (ج ١، ص ٤٣٩)، خاش را يكى از آباديهاى سرحد با چندين رشته قنات ذكر كرده است. در ١٢٠٤/١٧٨٩، انگليسيها منطقه را اشغال كردند و سردار ايدوخان، رئيس طايفه ريگى، را براى اداره طوايف به خاش فرستادند، وى سه قلعه در آنجا بنا كرد (رزمآرا، ص ٥٤).
جهانبانى (همانجا)، خاش را قلعهاى نظامى به ارتفاع ده متر و ساخته شده از خشت ياد كرده كه چند بناى كماهميت ديگر نيز در اطراف آن وجود داشته است. به نوشته وى، خاش مركز ساخلوى قواى عمده نظامى بود. اين مركز در گذشته بسيار آباد و ظاهرآ داراى هفتاد رشته قنات بود. در ١٣٠٢ش، فرمانده لشكر جنوب، محمود آيرم، براى آرامش منطقه پادگانى در خاش احداث كرد (يكرنگيان، ص ٣٤٣). در ١٣١١ش، مسعود كيهان (ج ٢، ص ١٣٥،٢٦٠) خاش را قلعهاى نظامى جزو بلوچستان آورده است. در ١٣٢٠، حاج على رزمآرا (ص ٥٣)، آن را يكى از شهرهاى مهم مكران ذكر كرده است. چون خاش در مسير ايرانشهرـ چاهبهار و سراوان و راههاى مهم ديگر قرار داشت، اهميت ويژهاى يافت (رجوع کنید به ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ٢، ص ٤٧٣، ٤٧٥، ٤٧٩) و به مركز پادگان مكران بدل شد (رزمآرا، ص ٥٥).
سايكس (ص١٣٠)، به قلعه خواش/ خاش اشاره نموده كه به نظر وى باتوجه به علائم و آثار كشت و زرع و خرابههاى چندين ده بين نصرآباد و خاش، در گذشته جزو نواحىآباد بوده است.
گفتنى است كه ابنفقيه (ص ٢٠٦)، اصطخرى (ص ١٦٢)، ابنحوقل (ص٤١٨ـ٤٢٠، ٤٢٣)، مؤلف حدودالعالم (ص١٠٣)، مقدسى (ص ٤٧٥) و ياقوت حموى (ذيل «خُوَاش»)، از خواش در سيستان*، نزديك رود هيرمند* در يك فرسخى بُست* (هم اكنون در افغانستان) و خواشِ ريقان/ ريگان در كرمان (مكران) ياد كردهاند، كه نبايد آنها را با اين خاش يكى دانست.
لسترنج (ص ٣١٧، پانويس ١) به كرسىنشين خواش در سرحد، در مشرق نَرماشير اشاره كرده است.
منابع:
(١) ابنحوقل؛
(٢) ابنفقيه؛
(٣) اصطخرى؛
(٤) اطلس راههاى ايران، تهران: گيتاشناسى، ١٣٨٥ش؛
(٥) اعتمادالسلطنه؛
(٦) ايران. قانون تقسيمات كشورى آبان ١٣١٦، قانون تقسيمات كشور و وظايف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ دوم، تهران (بىتا.)؛
(٧) ايران. قوانين و احكام، مجموعه قوانين و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پيروزى انقلاب اسلامى تا پايان سال ١٣٦٩، تهران ١٣٧٠ش؛
(٨) ايران. وزارت كشور، تقسيمات كشور شاهنشاهى ايران، تهران ١٣٥٥ش؛
(٩) ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور، ج ٢، تهران ١٣٢٩ش؛
(١٠) ايران. وزارت كشور. معاونت برنامهريزى و خدمات مديريت. دفتر تقسيمات كشورى، اجراى قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشورى، تهران ١٣٦٦ش؛
(١١) ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى. دفتر تقسيمات كشورى، عناصر و واحدهاى تقسيمات كشورى: آذر ١٣٨٥، (تهران ١٣٨٥ش)؛
(١٢) همو، نشريه تاريخ تأسيس عناصر تقسيماتى به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨٢ش؛
(١٣) عباس جعفرى، گيتاشناسى ايران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ش؛
(١٤) اماناللّه جهانبانى، عمليات قشون در بلوچستان از مرداد تا بهمن ١٣٠٧ش، تهران ١٣٣٦ش؛
(١٥) حدودالعالم؛
(١٦) حاجعلى رزمآرا، جغرافياى نظامى ايران: مكران، تهران ١٣٢٠ش؛
(١٧) سازمان ميراث فرهنگى، صنايعدستى و گردشگرى سيستان و بلوچستان، ١٣٨٨ش.
Retrieved Jan. ٣٠, ٢٠١٠, from http://www.chht-sb.ir/ portal/index.php? option= com-datsogallery & Itemid= ٢٨ & func=viewcategory & catid=١٢;
سازمان هواشناسى كشور، سالنامه آمارى هواشناسى: ٧٦ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٧٨ش؛
منصور سيدسجادى، باستانشناسى و تاريخ بلوچستان، تهران ١٣٧٤ش؛
عباس عبداللّه گروسى، جغرافياى تاريخى ناحيه بمپور بلوچستان: پَهْل پَهْرِه، تهران ١٣٧٤ش؛
فرهنگ جغرافيائى آباديهاى كشور جمهورى اسلامى ايران، ج ١١٧ـ ١١٨: خاش ـ نرهنو، تهران: اداره جغرافيائى ارتش، ١٣٦٤ش؛
مسعود كيهان، جغرافياى مفصل ايران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش؛
مركز آمار ايران، سرشمارى اجتماعى ـ اقتصادى عشاير كوچنده ١٣٧٧: جمعيت عشايرى دهستانها، كل كشور، تهران ١٣٧٨ش؛
همو، سرشمارى عمومى نفوس و مسكن ١٣٨٥: نتايج تفصيلى كل كشور، ١٣٨٥ش.
Retrieved Jan. ١٧. ٢٠١٠, from http://www.sci.org.ir/ portal/faces/public/census ٨٥/census ٨٥. natayej/ census ٨٥. rawdata;
مقدسى؛
نقشه تقسيمات كشورى جمهورى اسلامى ايران، مقياس ٠٠٠' ٥٠٠'١:٢، تهران: سازمان نقشهبردارى كشور، ١٣٨٣ش؛
سعيد نيكبختى، آهنگ بلوچستان: سفرنامه، (مشهد )١٣٧٤ش؛
ياقوت حموى؛
اقبال يغمائى، بلوچستان و سيستان: سرزمين نژاده مردمان و پهلوانان سختكوش، (تهران) ١٣٥٥ش؛
حسين يكرنگيان، سيرى در تاريخ ارتش ايران: از آغاز تا پايان شهريور ١٣٢٠، تهران ١٣٨٤ش؛
Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, London ١٩٦٦;
Percy Molesworth Sykes, Ten thousand miles in Persia or eight years in Iran, New York ١٩٠٢.
/ فرزانه ساسان پور/