دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٣٩
جمالی ، از شاعرانادبیاتدیوان(كلاسیكتركی) و مثنویسرایدر دورهسلطانمحمد فاتح(قرننهم). از آنچهجمالیدر ذیلمثنوی خسرو و شیرین شیخی* (متوفیح ٨٣٤) در باره خودشنوشته(برایاطلاعاتبیشتر رجوع کنید به تیمورتاش ، ١٩٥١، ص)، چنینبرمیآید كهاز خویشاوندان
شیخی و نام اصلیاش بایزیدبن مصطفی بنشیخاحمد ترجمانی آقشهری، مشهور به شیخ اوغلی، بوده است(آلپای، ص١٢٥ـ ١٢٦). به نوشته منابع، وی اهلقَرهمان یا بورسه بوده و احتمالاً در قَرهمان به دنیا آمده و مدتی در بورسه به سر برده است. درباره تاریخ تولدش اطلاع دقیقی در دست نیست، ولیبا توجه به اینكه در زمان نوشتن ذیل بر خسرو و شیرین حدوداً بیست ساله بوده، احتمالاً در حدود ٨١٣ - ٨١٥ به دنیا آمده است. از اطلاعات موجود در بعضی از منابع، به ویژه تذكرهلطیفی، چنین مستفاد میشود كه شاعر در اواخر سلطنت سلطان بایزید دوم(٨٨٦ - ٩١٨) درگذشته است.
درباره اینكه جمالی بر خسرو و شیرین شیخی ذیل نوشته یا آن را به پایان رسانده است، در نسخ خسرو و شیرین عبارات گوناگونی بهچشم میخورد و در منابع با كلمه«اتمام» به آن اشاره شده است. ضمیمه جمالی بر خسرو و شیرین، مشتمل است بر دو بخش: در بخشاول از مرگ شیخی سخن گفته و در بخش دوم، كه آن را ذیل نامیده، سلطان مراد دوم(حك : ٨٢٤ـ٨٥٥) را مدح كرده است. وی در همین بخش بهجایذكر تخلصش، جمالی، نام خود را كه بایزید بوده، آوردهاست.
آثار او عبارتاند از: ١) دیوان. از وجود دیوان جمالی، كه در تذكره لطیفی و نیز مفتاحالفرجِ خود جمالی به آن اشاره شده تا این اواخر، كه نسخهای از آن كشف گردید (اریمر ، ص٢٦٥ـ٢٨١)، اطلاعی در دست نبود. قایاخان اِریمِر مدعی است كه اثر مُهر سلطان بایزید دوم را در اول و آخر نسخهدیدهاست؛
در حالی كهبرگِ ٥٨ ر آن ممهور به مهر سلطان مراد سوم(حك: ٩٨٢ـ١٠٠٣) است. درباره این نسخه یك رساله كارشناسی ارشد در دانشگاه چوكوراوا نوشتهشدهاست( رجوع کنید به ای. چتین دردی یوق، < دیوانجمالی >، آدانا ١٩٨٨). در مجموعه نظیرههای جمالی نیز شعرهایاو مندرجاست.
٢) هما و همایون ( گلشنعشاق)، مشتملبر ٦٣٠ ، ٤ بیت، در بحر رمل، كهبهگفتهخودِ جمالی آن را در ٨٥٠ بهنامسلطانمراد دومسرودهاست. تنها نسخه شناخته شده این اثر، كه در ٩٥٩ استنساخشدهاست،در كتابخانه دانشگاه استانبول(بخش نسخ خطی تركی، ش) نگهداری میشود. فؤاد كوپریلی هما و همایون و گلشنعشاق را دو اثر جداگانه پنداشته است، در حالی ك ههر دو، یكاثرند و چنین به نظر میرسد كه نامِ اصلی آن گلشنعشاق بوده، اما بیشتر به نام قهرمانانش معروف شده است. این مثنوی درباره عشق پسر منوشَك(خانعرب) و دختر پادشاه چیناست و دو عاشقبا از سرگذراندنماجراهاییسرانجام به وصال میرسند. ایننظر اشتباه، كهاثر به نام سلطان محمد فاتح (٨٥٥ -٨٨٦) یا سلطان بایزید دوم سرودهشده، ناشی از ندیدن آن است. رساله دكتریعثمان هورا تا در باره این اثر است( رجوع کنید به [< «جمالیـ هما و همایون ( گلشنعشاق) ، تحقیق، متنانتقادی» >، پایان نامه دكتری، دانشگاه حاجت تپه، ١٩٩٠ ]).
٣) مفتاح الفرج. این مثنوی نیز در بحر رمل، در ٨٦٠ به نام سلطان محمد فاتح سروده شده است. تاكنون سه نسخه از آن شناخته شده است كه در كتابخانه دانشگاه استانبول (بخشنسخخطیتركی، ش٢٣٣١)، كتابخانه حاجی سلیم آقا (بخشكمانكش، ش٤٤٧) در اُسْكُدار و كتابخانه سلطنتی برلین(پرچ ، ص٣٧١، ش٣٧٨) نگهداری میشوند. قطعاتی از آننیز در جامعالمعانی* ، كه نسخهای از آن در كتابخانه نور عثمانیه(ش٤٩٠٧، گ١٠١ پـ ١٠٦ پ) هست، مندرج است.
٤) الرسالةالعجیبةفیالصنایعو البدایع. نسخه منحصر به فرد این اثر در كتابخانه دانشگاه كیمبریج موجود ( رجوع کنید به براون، ص٨٧، ش٤٦٥) و نام مؤلف در آن به صورت جمالی الفقیه ضبط شدهاست. جمالیدر مفتاحالفرج (گر ـ پ) از یك قصیده خود، كه در آن صنایع گوناگون شعری را بهكار برده، سخن گفته است كه گمان میرود همین اثر باشد.
٥) رساله. جمالیاز ایناثر نیز در مفتاحالفرج (گ٤ پ) سخن گفته است. بعضی از عبارات آن شبیه به مدحاست، ولی بعضی آن را دارای حال و هوای ذم یافتهاند. ظاهراً شاعر در ایناثر از صنعت مدح شبیه بهذم استفاده كرده است.
در سرودههای جمالی تأثیر شیخی كاملاً مشهود است. لطیفی(ص١٢١) از اینكه دیوان جمالی به رغم زیبایی اشعار وی شهرتی نیافته اظهار شگفتی كرده، ولی قنالیزاده، با دادن نمونههایی( رجوع کنید به ج١، صـ٢٦١، ٥٣٠)، معتقد است كه اشعار او زیبایی و فصاحت چندانیندارند. جمالی در حقیقت بیشاز آنكه شاعر ادبیات دیوان باشد، مثنوی سرا بوده و چنان كه در مفتاحالفرج اظهار داشته، تمایلات شدید صوفیانه داشته است.
منابع:
(١) محمد طاهر بروسه لی، عثمانلی مؤلفلری، استانبول ١٣٣٣ـ ١٣٤٢، ج٢، ص١٢٢؛
(٢) جمالی،مفتاحالفرج، نسخه خطی كتابخانه دانشگاه استانبول، بخش نسخ خطی تركی، ش٢٣٣١؛
(٣) فائقرشاد، اسلاف، استانبول١٣١٢، ص٢٧؛
(٤) همو، تاریخ ادبیاتعثمانیه، استانبول [بیتا. ]، ص٢٢٠؛
(٥) ریاضی، تذكره، نسخه خطی كتابخانه دانشگاه استانبول، بخش نسخ خطی تركی، ش٧٦١، گ٤٤٢ ر؛
(٦) سخی، تذكره، ص٥٥، ١٠٧، ١١٣؛
(٧) محمد عاشقچلبی، مشاعرالشعرا ، گ٢٠ ر، ٣٥٤ ر؛
(٨) مصطفی بناحمد عالی، كنهالاخبار ، نسخهخطیكتابخانه دانشگاه استانبول، بخش نسخ خطی تركی، ش٥٩٥٩، گ٥٤ ر، ١٣٢ ر؛
(٩) حسنقنالیزاده، تذكرهالشعراء ، چاپ ابراهیمقُتلُق، آنكارا ١٩٧٨ـ١٩٨١؛
(١٠) لطیفی، تذكرهلطیفی، چاپاحمد جودت، استانبول١٣١٤؛
(١١) Hayri Akyuz, "Onbe sinci yuzyil sairlerinden Cemalinin Huma ve Humayun adli eseri hakkinda birkac soz", Turk folklor arastrmalari, no.٥٤ (١٩٥٤), ٨٥٦-٨٥٧;
(١٢) Gunay Kut Alpay, "Bursa ve Manisa Il halk kutup-hanelerindeki bazi Turkce yazmalar uzerine", JTS (١٩٧٧), E. G. Browne, A hand-list of the Muhammadan manuscripts, including all those written in the Arabic character, preserved in the library of the University of Cambridge , Cambridge ١٩٠٠, ٣٠٤, ٣٤٢;
(١٣) EI ١ , s.v. "Shaikhzade" (by J. Deny);
(١٤) Sadeddin Nzhet Ergun, Turk sairleri , Istanbul ١٩٣٦-١٩٤٥, III, ٩٧٩-٩٨٢;
(١٥) Kayahan Erimer, "Gunisigina cikan degerli bir eser", Turk dili arastirmalari jiligi Belleten , (١٩٧٣-١٩٧٤);
(١٦) E. J. W. Gibb, A history of the Ottoman poetry , London ١٩٠٠-١٩٠٩, ٣٠٤ ,٤٢٩-٤٢٧- Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte der osmanischer dichtung , Pesth ١٨٣٦-١٨٣٨, I, ١٠٩;
(١٧) Inciser Ilica, " Gulsen-i Ussak (Huma ve Humayun ), Cemali , thesis, IU Ed. Fak. Turkiyat Enstiusu ١٩٦١, no. ٥٥٦;
(١٨) Fuad Koprulu, Eski sairlerimiz: divan edebiyat antolojisi , Istanbul ١٩٣١, ٧١;
(١٩) idem, Milli edebiyat cereyaninin ilk mubessirleri , Istanbul ١٩٢٨, ١٣;
(٢٠) Hfz Tevfik et al , Turk edebiyati numuneleri, Istanbul ١٩٢٦, ١٩٣, ٢٧٣;
(٢١) W. Pertsch, Verzcichniss der Trkischen Handschriften der Koniglichen Bibliothek zu Berlin , Berlin ١٩٨٩;
(٢٢) Faruk K. Timurtas [Demirta], "Fatih devri sairlerinden Cemali ve eserleri", TDED , IV/٣ (١٩٥١), ١٨٩-٢١٣;
(٢٣) idem, Seyhi, hayati ve eserleri, eserlerinden secmeler , Istanbul ١٩٦٨, ١٤٢-١٥١;
(٢٤) TDEA , s.v. "Cemali " (by Huseyin Ayan);
(٢٥) Ismail Hakki Uzuncarsili , Kutahya sehri , Istanbul ١٩٣٢, ٢٢٨, ٢٦٤-٢٧٠.
/ گونایقوت، با اندكیتلخیصاز د. ا. د. ترك /