دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٤٥
غفارخان/ عبدالغفارخان صدیقالملک ، از رجال وزارت امور خارجه در دورۀ ناصری. تاریخ تولد او دانسته نیست. وی در دهخوارگان آذربایجان زاده شد (ممتحنالدوله، ١٣٦٥ش، ص ٧٣). در تبریز للهباشی¬ ناصرالدین میرزا (بعداً شاه) بود (همانجا؛ مهدوی، ص ٢٠١).از تاریخ ملقب شدن وی به صدیقالملک نیز اطلاعی نیست. غفارخان صدیقالملک پس از ورود به وزارت امور خارجه، از منشیان این وزارتخانه شد.سپس میرزاسعیدخان مؤتمنالملک، وزیر خارجۀ وقت، اورا رئیس ادارۀ محاکمات وزارت خارجه کرد(رجوع کنید به ممتحنالدوله، همانجا؛ همو، ١٣٦٢ش، ص ١٢٨).
غفارخان صدیقالملک در ١٢٦٨ نایب دوم وزارت خارجه شد (مهدوی، همانجا؛ بامداد، ج ٦، ص ١٧١ـ ١٧٢). در ١٢٦٩ مأمور استقبال از کیت ادوارد ابت ، نایب سفارت انگلیس،گردید(سپهر، ج ٣، ص ١٢١٨). در ١٢٧٦ نایب اول وزارت خارجه شد (مهدوی؛ بامداد، همانجاها). در این سال همچنین به عضویت مصلحتخانه درآمد که برای رسیدگی به امور کشوری و لشکری و انتظام امور تأسیس شده بود (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ش، ج ٣، ص ١٣٤١). وی در ١٢٧٧،به جای قاسمخان والی دامغانی، وزیر مختار و ایلچی مخصوص روسیه شد و به سنپطرزبورگ رفت (خورموجی، ص ٢٦٤؛ اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٨٣٣؛ ممتحنالدوله، ١٣٦٥ش، همانجا). سپس مسئولیت رسیدگی به امور تجاری دولتهای خارجی به پسراو، میرزاجوادخان، واگذار گردید (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ش، همانجا). غفارخان پس از دو سال، در ١٢٧٩ ، از روسیه به ایران بازگشت (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ش، ج ٣، ص ١٤٢٩؛ قس ممتحنالدوله، ١٣٦٥ش، همانجا ،که مدت اقامت او را چهار سال ذکر کرده است). پس از بازگشت ، کارگزار آذربایجان ،و للـهباشی مظفرالدین میرزا (بعداً شاه) گردید (ممتحنالدوله، ١٣٦٥ش؛ مهدوی، همانجاها).
غفارخان صدیقالملک در ١٢٨١ برای عرض تبریک از سوی شاه به ژنرال منکویس – که به جانشینی ممالک قفقاز رسیده بود – به تفلیس رفت (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ش، ج ٣، ص ١٤٦٦). وی در ١٢٨٤ به ریش سفیدی درب¬خانۀ شاه منصوب گردید (همان، ج ٣، ص ١٥٦٩).
غفارخان صدیقالملک در ١٢٩٥ در تبریز درگذشت و در مزار سید حمزه ،واقع در محلۀ سرخاب، به خاک سپرده شد. با مرگ او، لقب صدیقالملک به میرزا محمدخان رئیس- که از کارمندان عالی¬رتبۀ وزارت خارجه بود- اعطا شد (رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٩٨٥؛ نیزرجوع کنید به بامداد، ص ١٧٢).
او مردی هنرمند و خوشنویس ودرسطح استادان نستعلیق نویس سدۀ سیزدهم بود (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٣ـ ١٣٦٨ش، ج ١، ص ٢٨٥؛ بیانی،ج ٢، ص ٥٥٧). به گفتۀ ممتحنالدوله (١٣٦٥ش، همانجا)، اوراق مشق او را به جای خطوط میرعماد قزوینی ،خوشنویس شهیر، خریداری میکردند.غفارخان صدیقالملک با علوم قدیمه نیز آشنایی داشت.وی شخصی مذهبی و درستکار بود و به قولی، پس از بازگشت از پطرزبورگ، ایمان و عقاید مذهبی او محکمتر شد و حتی به نوشتن شرحی بر نهجالبلاغه اقدام کرد (ممتحنالدوله، ١٣٦٥ش، همانجا؛ بامداد، ج ٦، ص ١٧١ـ ١٧٢).
از فرزندان او، به جز میرزا جوادخان ،که به او اشاره شد، میرزا عبدالرحیمخان بودکه شاگرد مدرسۀ توپخانه بود و به منصب مهندس¬باشیگری خطوط تلگراف رسید و سپس در وزارت خارجه مشغول کار شد (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ش، ج ٢، ص ١٠٩٣).
منابع:
(١) محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، المآثر والآثار، تهران ١٣٦٣ـ ١٣٦٨ش؛
(٢) همو، تاریخ منتظم ناصری، چاپ محمداسماعیل رضوانی، تهران ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ش؛
(٣) همو، مرآتالبلدان، چاپ عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨؛
(٤) مهدی بامداد، شرح رجال ایران در قرون ١٢، ١٣ و ١٤ هجری، تهران ١٣٧١؛
(٥) مهدی بیانی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران ١٣٤٦ش؛
(٦) محمدجعفر خورموجی، حقایقالاخبار ناصری، چاپ حسین خدیوجم، تهران ١٣٤٤ش؛
(٧) محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ، چاپ جمشید کیانفر، تهران ١٣٧٧ش؛
(٨) میرزا مهدیخان ممتحنالدوله شقاقی، رجال وزارت خارجه در عهد ناصری و مظفری، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٥؛
(٩) همو، خاطرات ممتحنالدوله (زندگینامۀ میرزا مهدیخان ممتحنالدوله شقاقی)، چاپ حسینقلی خانشقاقی، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٠) اصغر مهدوی، القاب و مناصب قاجاری و اسناد امینالضرب، تدوین مهدی قمینژاد، تهران ١٣٨٨ش.
/ سعید حصاری/
تاریخ انتشار اینترنتی: ١٥/٠٦/١٣٩٠