سیری در هنر ایران < ، ج 7، لوحة 126، ش A )؛ ولی ، همچنانکه هیل توضیح داده است (ج 1، ص 401)، در این سکه ها که احتمالاً در شمال شرقی ایران در روزگار استیلای اسکندر و جانشینان او (اواخر قرن چهارم ـ اوایل قرن سوم پیش از میلاد) رواج داشته است ، جغد را آتنه (الهة حکمت و نیز صناعات زنان نزد یونانیان ) بر دست دارد، و این دلیلی بر نفوذ سیاسی و هنری یونانیان در آن روزگار است ، که جغد نزد ایشان به عنوان یکی از نشانه های آن الهه عزّت و احترام داشت . در میان اقوام سامی ، یهودیان قدیم جغد را چندان بدیُمن می پنداشتند که ، گرچه ، به گمان ایشان ، دیدنِ همة پرندگان در خواب به نیکی تعبیر می شد، اما رؤیت جغد گزارش بدی داشت . در عهد عتیق ، جغدان نماد ویرانی و مَتروکیّت اند و گوشتشان (مانند گوشت دیگر جوارح ) ناپاک و حرام است (رجوع کنید به جودائیکا ، همانجا). تازیان دورة جاهلیّت نیز خرافات و افسانه هایی دربارة جغد داشتند. مثلاً، به گزارش نویری (همانجا)، می پنداشتند که وقتی کسی می میرد یا کشته می شود، روانش به صورت پرنده ای ( که همان «صَدی '» باشد ) درمی آید و بر بالای گور او شیون می کند و از جدایی خود از کالبد او، می نالد؛ دیگر این که معتقد بودند که «هامه »ای پیوسته نزد فرزندان و بازماندگان میّت است تا بداند که پس از وی چه می گذرد و وی را از آن آگاه کند. نویری سپس می افزاید که تازیان بر این خرافات و اکاذیب بودند تا این که پیامبر، صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، از اینها نهی کرده گفت : «لاَعدْوی ' و لاطِیَرَةَ و لاهامَةَ». به رغم این نهی ، «طِیَرَه » (فال بد به پرواز و آواز پرندگان بدیُمن چون کلاغ و بوم )، اعتقاد به وجود «صدی » و بدشگونی جغد در میان تازیان و دیگر اقوام مسلمان شده دوام داشته است ، چنانکه ، مثلاً، تَوبة بن الحُمَیِّر، شاعر عاشق پیشة مشهور عرب (مقتول در 85)، در یکی از شعرهای معروف خود که در حرمان از وصال لَیلی ' الاَخیلیّة ، شاعرة زیبای عرب ، سروده است ، به آن «صَدی »ی گورنشین اشاره می کند (رجوع کنید به نویری ، همانجا)، و لا اقل تا روزگار ابوالفرج اصفهانی (متوفی 356)، که «صدی '»ی ملازم گور توبه را باعث مرگ لیلی حکایت کرده است ، این خرافه در میان تازیان باقی بود که اگر کسی به خونخواهی مقتولی برنخیزد، جغدی از سَرِ آن مقتول درآمده چندان فریاد می کند که « اِسقونی ، اِسقونی » («به من آب دهید، به من آب دهید») تا این که انتقام خون مقتول گرفته شود (رجوع کنید به الاغانی ، ج 11، ص 244). جاحظ بَصْری (حدود 160ـ 255) نیز در کتاب الحیوان (ج 3، ص 457) می گوید که « ( دیدن بوم یا شنیدن بانگ ) بوم را اهل ری و مَرو به فال نیک می گیرند، و مردم بَصره به فال بد». در حالی که ظاهراً شکارگری شبانة «دزدانة » جغدان سبب عمدة بداندیشی ایرانیان باستان دربارة آنان بوده است ، در ایران دورة اسلامی ، شاید به تأثیر اعتقاد تازیانِ مسلمان شده به شآمت جغدان ، ظاهراً «بدشگونی » موهوم آنان مایة بدنامیشان گشته است . به هر حال ، در ادب فارسی و فرهنگ عوام ایرانی در دورة اسلامی اشارات بسیار به بدیُمنی و نحوست و ویرانه نشینی جغد (معمولاً در تضاد با خوش یُمنی پرنده ای افسانه ای به نام همای ) رفته است ، مثلاً: «هر آن کس را که باشد راهبر بوم / نبیند جز که ویرانی بَر و بوم » (ناصرخسرو)؛ «خاقانیا، زِ گیتی چون جویی آشنایی ؟/ خواهی زِ بوم و کَرکس تو سایة همایی ؟» (خاقانی )؛ «کس نیاید به زیر سایة بوم / وَر همای از جهان شود معدوم » (سعدی ؛ برای مثالهای بیشتر رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه های بوم ، جغد ، همای و غیره ). مع ذلک ، یکی از بوفدیسان ، یعنی «مرغ حق »، از تقبیح عوام یا شاعران مصون مانده است ، نخست شاید به سبب این که اصلاً گونه ای جغد دانسته نشده است (رجوع کنید به نام «شب آویز» و افسانه های آن ، که حاکی از جهل عامه در بارة ماهیت این پرنده و رفتار آن است )، و دیگر به سبب این که بانگ کوتاه ، مقطّع ، آهسته و حزین این موجود نادیده را، که با بانگ بلند، کشیده ، دلخراش ، شیون گونه ، یا ترس آور برخی دیگر از جغدان تفاوت بسیار دارد، مطابق با لفظ عربی «حَق » یا «هُو» در اصطلاح صوفیان یافته اند (از اینجاست نامهای «مرغِ حق ( گو ) » در فارسی ، «حقْ دوستَک » در افغانستان ، به گزارش ع . افغانی نویس ، ص 203، «حَقْحَقوک » در گویش کرمانجی ترکیه ، و «هُوهُوکَرَک » در مازندران ؛ دو نام اخیر به گزارش مکری ، ص 33). به این افسانة شب آویزی و حقگویی ، سپس موضوع دیگری افزوده شده است ، که این پرنده چندان به حالت سرنگون فریاد می کند تا قطره ای خون از گلویش بچکد (مثلاً رجوع کنید به معین ، ذیل چوک ). برخی از مؤلفان خواص شگرفی هم برای شباویز ذکر کرده اند. حُبَیش بن ابراهیم تفلیسی (قرن ششم ) در بیان الصناعات (ص 358، با نامِ گویا فارسی «کَتوم » ( ؟ ) ، که در دیگر مآخذ یافته نمی شود) «منافع »ی (به ادعای خود، از « کتاب حیوانات ارسطاطالیس ») برای آن نقل کرده است ، از جمله : «اگر وی را به تیغی از شَبَه بکُشند و خونش را به کسی دهند که مُعَربَد و بی ادب بُوَد، ساکن شود و هرگز عربده نکند» و «اگر سرش را به آفتاب خشک کنند و بر بازو بندند، به نزدیک بزرگان و سلاطین مقرّب و محبوب شوند». صادق هدایت (ص 135) دو روایت دربارة «مرغ حق » نقل کرده است : یکی این که وی مردی بوده که با خواهرش بر سر میراثی نزاع می کرده است ، زیرا می خواسته است که خود از آن ، دو بهره ببرد و فقط یک بهره به او بدهد؛ لذا خواهرش سرانجام قهر کرده از آنجا گریخت ، و او ( ظاهراً به نفرین خواهرش ) به صورت «مرغ حق » مسخ شد، که از آن پس ، از پشیمانی و به امید فراخواندن خواهرش ، پیوسته می گوید: «بی بی جون ، دو تا تو، یکی من » (در روایت هانری ماسه ، ج 1، ص 326، متنازعان دو خواهرند، و آن خواهر آزمند که پیرزنی بود، به صورت بومی مسخ شد، و به قول ماسه ، ازینروست که مردم لقبِ «فاطمه خانم » به بوم داده اند. به مناسبت دیگری ، ماسه ، همانجا، پانویس 1، لقب «خاله قوقومه / کوکومه » را هم برای بوم ذکر کرده است ). روایت دیگر این که مرغ حق «از مال ( یک کودک ) صغیر یک دانه گندم ( به ناحق ) خورده که در گلویش گیر کرده ، و ( لذا ) آنقدر حق حق می گوید تا از گلویش سه ( قطره ) خون بچکد» (هدایت ، همانجا). دربارة جغد به معنای اعمّ نیز، هدایت سه خرافه نقل کرده است : «جغد گریه بکند، خوش یمن است و خنده بکند، بدیمن » (ص 130)؛ «جغد را که ببینند، باید بگویند: میمنت خانم ، خوش آمدی ، عروسی است » (همانجا)؛ و «جغد سَرِ راهِ کسی را ببُرد، ( این پیشامد برای آن کس ) بدیمن است » (ص 133). ماسه (ج 1، ص 346) خرافات دیگری هم بازگو کرده است ، مثلاً: اگر جغدی بر بام خانه ای ناله سَر دهد، ساکنان آن خانه خبر بدی خواهند شنید. اگر یک بار بانگ زند و سپس برود، ورود مسافری را اعلام می کند. اگر جغدی بر بامی یا درختی نزدیک بنشیند و فریاد کند، چنانچه در خانه بیماری باشد، فریاد آن جغد منادی مرگ است ؛ برای دفع قضا و بلا باید آیینه ای و ظرفی از نمک به سوی آن گرفت و گفت : «خوش خبر باشی !» اگر جغدی بر درختی نزدیک در بانگ زدن لجاج کند، باید کمی نان و نمک و آیینه ای به او نشان داد و گفت : «فاطمه خانم ، به حق این نان و نمک قَسَمت می دهم که برای ما خوش خبر باشی » (ماسه ، ج 1، ص 347). مکری نیز (ص 29، 30 و غیره ) وجود خرافات مشابهی را در میان مردم غرب ایران دربارة گونه ای جغد که به نامهای محلی بایَقُش / بادَقُش و غیره (همه صورتهایی از بایْقوش ترکی ) یا با لقب خاله کوکومه (در کرمانشاه ، آشتیان و غیره ) شناخته می شود، گزارش کرده است ، مثلاً: دیدار آن را برخی به فال نیک و برخی به فال بد می گیرند؛ آن را وارث خاندانهای از میان رفته و صاحب ویرانه های خانمان ایشان می دانند؛ غالباً کودکان را از سنگ پراندن یا آزار رساندن به آن نهی می کنند، که مبادا دچار نفرین آن شوند. لقبهای مذکور در بالا، یعنی «فاطمه خانم »، «میمنت خانم »، «خاله قوقومه / کوکومه »، آشکارا حسنِ تعبیرهایی است برای تحبیب و جلب عطوفت پرنده ای مفروضاً بدشگون یا زیان آور. نظیر این تعبیرات ولی بسی قدیمتر را شاید بتوان در عبارت ندایی اوستایی -zuىta ¦a aىo g r m ، لفظاً به معنای «(ای ) مرغ محبوبِ اَشَه ( امشاسپند راستی و حق ) »، یافت ، که دو بار در وندیداد (10ـ7:17) در ارتباط با آداب دفن ناخنهای چیدة انگشتان به کار رفته است (رجوع کنید به زند اوستا ، ج 2، ص 238ـ239، و بارتولومه ، ستون 237، 259): شاید برای این که ناخنها به دست جادوگران نابکار و بدسگال نیفتد و اینان نتوانند از آن ناخنها برای آزار رساندن به صاحب آنها سوء استفاده کنند، می بایست آنها را بدقّت در زمین پنهان کرد و در موقع چال کردن آنها، می بایست آنها را به «مرغ محبوب اَشَه » وقف کرد و آرزو نمود که وی از آنها نیزه و کارد و تیر و فلاخن بسازد و این سلاحها را به ضدّ دیوان مازَنَه به کار گیرد. البته تعبیرِ «مرغ محبوبِ اَشَه » به خودی خود دلالت صریحی بر جغد ندارد، بلکه مفسّران سپسین زردشتی در دورة اسلامی در کتاب صد دَرِ نثر (دَرِ 14، «در باب ناخن چیدن »، ص 14) آن را به جغد (کوف ) تعبیر کرده اند: «و اورمزد به افزونی مرغی بیافریده است که او را اشو زشت خوانند و بهمنْ مرغ ... و کوف نیز خوانند؛ ناخن ( می ) خورد، البته باید که ( ناخن را ) ناسوده نگذارند که به سلاح جادوان به کار آید» (نیز رجوع کنید به زند اوستا ، همانجا، پانویس 13، و پور داود، بخش 1، ص 321، پانویس 10). اگر این تفسیر درست باشد، «اشو زشت » (یعنی «محبوب اَشَه ») و «بهمن مرغ » (یعنی پرندة بهمن = وهُو مَنَه ، امشاسپند پندار نیک ) تعبیرات تحبیبی مذهبی برای یک پرندة تابو ست (ولی این تفسیر ظاهراً درست نیست ، زیرا از سویی ، مؤلفان صد دَرِ نثر از پرنده ای اورمزدْ آفریده سخن می گویند در حالی که کتاب معتبرتر و اصیلتر بندهشن ، چنانکه گفته شد، بوف را از آفریده های بدکردار اهریمن دانسته است ؛ و از سوی دیگر، از نظر اساطیری ، سخت بعید می نماید که پرنده ای روزکور، عزلت گزین و «ناخن خوار» به جنگ دیوان سهمگینی برود که خودِ اورمزد از برانداختن آنان عاجز بود). مثالی واضح از نامی تحبیبی یا استرضایی برای جغد، نام آن در ترکی جنوبی است ، یعنی بای ـ /بَیْ ـ قوش لفظاً به معنای «پرندة توانگر» (رجوع کنید به د.ا.ترک ، ذیل «بی / بای »)، که اسدی طوسی (ذیل کوچ ) آن را به صورت بیغوش ذکر کرده است . با چنان پیشینة اسرارآمیزی در خیال عوام ، شگفت نیست که بومان به پزشکی هِرمِسی و جادوگری نیز راه یافته باشند. اینک برخی از «عجایب » یا «منافع » شگرفی که شهمردان بن ابی الخیر در نزهت نامة علایی (تألیف احتمالاً در حدود 490ـ495؛ ص 137ـ 138) روایت کرده است (خلاصة آنها را دنَیسری در نَوادر التبادر ، تألیف 669، ص 234، بی ذکر مأخذ، آورده است ): « ( جغد ماده ) دوخایه نهد، یکی موی رویاند و یکی بسوزاند و بتراشد» (وی سپس طرز شناختن این دو تخم را از یکدیگر توضیح می دهد)؛ «جغد را چون بکُشند، یک چشم باز کرده ( یعنی بیدار ) دارد و یک چشم بر هم نهاده ( یعنی در خواب ) . اگر ( هر یک را ) در زیر نگین انگشتری ( کسی ) نهی ، همین فعل پدید آرد. اگر خواهی بدانی که کدام ( چشم ) بخواباند و کدام خواب بَبَرد، هر دو چشم در آب افکن : آنچه بر زِبَر آید بیخوابی را باشد و آنچه به زیر آب نشیند، خواب را»؛ «خون او با روغن بَر سَر کُنند، شپش همه بمیراند و بر روی و پیشانی و گردن خداوندِ لَقوه کُنند، منفعت کند»؛ «زهرة او با خاکستر چوب گز به وقت خواب کسی بخورد که در جامة خواب ( بول کند ) ، ( آن کس ) نیک شود»؛ «سرگین جغد بر آتش نهند ( در ) جایگاهی که زنبور بسیار باشد، همه ( زنبوران ) بروند». برخی دیگر از خواص شگرف جغد به روایت زکریای قزوینی (600ـ682) در عجائب المخلوقات (ص 271) چنین است : (چشمهای جغد) اگر شخصی آنها را به مُشک بیامیزد و با خود دارد، هر کسی که بوی اینها به مشامش رسد، محبت شدیدی به آن شخص پیدا می کند؛ (زَهره ) اکتحال آن برای رفع «ظُلمة العَین » سودمند است ؛ خوردن آمیزة آن با خاکستر چوب بلوط سنگ مثانه را خرد می کند؛ (گوشت ) اگر خشکاندة آن را در طعام بریزند و به جمعی بخورانند، در میان ایشان دشمنی واقع خواهد شد؛ (استخوان ) تدخین آن در مجمع شرابخواران باعث عربده کشیدن ایشان به یکدیگر می شود (نیز رجوع کنید به دمیری ، ج 1، ص 228؛ تفلیسی ، ص 360، حکیم مؤمن ، ص 245ـ246). نه فقط بسیاری از آدمیان در سراسر جهان بومان را مبغوض می دارند بلکه بسیاری از پرندگان نیز، بویژه زاغ / کلاغ (در عربی ، غُراب ، جمع آن ، غِربان )، به سبب شکارگری شبیخون آسای آنان و بانگهای هراس انگیز برخی از آنان در سکوت و آرامش شب ، از آنان می هراسند و آنان را دشمن می دارند. تخیّل آدمیان این ارتباط طبیعی را به «دشمنی قدیم و کینة دیرینه میان بوم و کلاغ » ( کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص 176) تعبیر کرده است . شاید کهنترین گزارش تخیّلی از منشأ این تضاد زاغان و بومان روایتی باشد که در پنچاتنترا (مجموعة معروف داستانهای باستانی هندی دربارة جانوران که احتمالاً میان 100 پیش از میلاد و 500 پس از میلاد تألیف شده ) آمده است (ترجمة انگلیسی رایدر از متن سانسکریت ، فصل 3: «کلاغها و جغدها»، ص 251ـ326) که خلاصة آن چنین است : وقتی پرندگان برای گزینش شاه جدیدی برای خود انجمن کردند، به اتفاق آرا، جغد را برگزیدند، زیرا «ظاهری موقر و احترام انگیز داشت ». سپس وقتی که مشغول تهیة جشن بزرگی برای برگزاری مراسم سلطنت جغد بودند، کلاغی «کسی نمی داند از کجا» پیدا شد. حاضران ، که کلاغ را «زیرکترین پرندگان » می دانستند، نظر او را هم پرسیدند. کلاغ آنان را از این گزینش منصرف کرد و دلیل آورد که جغد «زشت ...، روز کور...، درنده خو، بیرحم ، سودایی مزاج ...» است . در نتیجه ، مرغان آیین پادشاهی را برگزار نکردند، و پراکنده شدند. جغد سخت آزرده خاطر گشت و کینة زوال ناپذیر کلاغان را به دل گرفت . این داستان با دگرگونیها و اضافاتی در ترجمة عربی ابن مقفع از متن پهلوی ، کلیلة و دمنة ، «باب البوم و الغربان » (ص 255ـ291) آمده است ، با این تفاوت که در متن عربی کُلَنگان (الکَراکی ) ـ و نه همة پرندگان ـ می خواهند شاهی برای خود برگزینند؛ نیز رجوع کنید به «داستان کلاغان و بومان » در داستانهای بیدپای (کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص 175ـ203) که نزدیکترین ترجمة فارسی به متن ابن مقفع است . در این ترجمه ، باز پرندگان اند که در طلب پادشاهی هستند، و کلاغ جغد را به «زشتی ، کم خردی ، زودخشمی ، سنگدلی ، برجای ـ ماندگی ، روزکوری ، بداندیشی ، سراندرونی » و غیره متهم می کند (ص 181). فردوسی در حکایت دورة پادشاهی خسرو پرویز می گوید که خسرو در پیامی که برای قیصر روم فرستاد به این نکته اشاره کرد: «سزد گر بپرسی ز دانای روم / که این بد ( یعنی حالت قدیمی جنگ و کشمکش میان ایران و روم ) زِ زاغ آمده ست اَر زِ بوم » (ج 9، ص 82، بیت 1236). در خوابگزاری نیز بازتابی از هیبت بوم در دل آدمیان و مرغان می یابیم . به روایت دمیری (ج 1، ص 228) «جغد در رؤیا دلالت دارد بر دزدی مکار یا، به قولی ، پادشاهی مهیب که زهرة رعیت از هیبت او بترکد، و بر دلیری و ناترسی » (برای تعبیر مشروحتر رجوع کنید به نابلسی ، ج 1، ص 58ـ59). منابع : (1) علی بن حسین ابو الفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (2) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1319 ش ؛ (3) درک ا. اسکات ، حسین مروج همدانی ، و علی ادهمی میرحسینی ، پرندگان ایران ، تهران 1354 ش ؛ (4) عبدالله افغانی نویس ، لغات عامیانة فارسی افغانستان ، کابل 1340 ش ؛ (5) محمد حسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1361 ش ؛ (6) ابراهیم پور داود، فرهنگ ایران باستان ، بخش 1، تهران 1356 ش ؛ (7) حبیش بن ابراهیم تفلیسی ، بیان الصناعات ، چاپ ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین ، ج 5 (1336 ش )؛ (8) عمرو بن بحر جاحظ ، کتاب الحیوان ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، بیروت 1388/1969؛ (9) تیمور بن حسنعلی حسام الدوله ، بازنامة ناصری ، تهران 1285؛ (10) محمد مؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه 1402 ) ؛ (11) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1362 ش ؛ (12) محمد بن موسی دمیری ، حیاة الحیوان الکبری ، قاهره 1390/1970، چاپ افست قم 1364 ش ؛ (13) محمد بن ایوب دنیسری ، نوادر التبادر لتحفة البهادر ، چاپ محمد تقی دانش پژوه و ایرج افشار، تهران ( تاریخ مقدمه 1350 ش ) ؛ (14) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (15) سایمون جرویس رید، فهرست پیشنهادی اسامی پرندگان ایران ، تهران 1337 ش ؛ (16) شهمردان رازی ، نزهت نامة علایی ، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران 1362 ش ؛ (17) صد دَرِ نثر و صد در بندهش ، چاپ ب . ن . دهابهار، بمبئی 1909؛ (18) ادوار غالب ، الموسوعة فی علوم الطبیعة ، بیروت 1965ـ1966؛ (19) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، متن انتقادی ، مسکو 1963ـ1971؛ (20) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، قاهره 1390/ 1970، چاپ افست قم 1364 ش ؛ (21) یعقوب بن احمد کردی نیشابوری ، کتاب البلغة : فرهنگ عربی و فارسی ، چاپ مجتبی مینوی و فیروز حریرچی ، تهران 1355 ش ؛ (22) کلیلة و دمنة ، ترجمة ابن مقفع ، چاپ منفلوطی ، بیروت ?( 1966 ) ؛ (23) همان ، ترجمة محمد بن عبد الله بخاری : داستانهای بیدپای ، چاپ پرویز ناتل خانلری و محمد روشن ، تهران 1361 ش ؛ (24) هانری ماسه ، معتقدات و آداب ایرانی ، ترجمة مهدی روشن ضمیر، تبریز 1355ـ1357 ش ؛ (25) محمد معین ، فرهنگ فارسی ، تهران 1363 ش ؛ (26) محمد مکری ، فرهنگ نامهای پرندگان در لهجه های غرب ایران : لهجه های کردی ، تهران 1361 ش ؛ (27) عبد الغنی نابلسی ، تعطیر الانام فی تعبیر المنام ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست قم ، ( بی تا. ) ؛ (28) علی بن احمد نسوی ، بازنامه ، چاپ علی غروی ، تهران 1354 ش ؛ (29) احمد بن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( بی تا. ) ؛ (30) صادق هدایت ، نیرنگستان ، تهران 1334 ش ؛ (31) Edward Balfour, The cyclopaedia of India and of Eastern and Southern Asia... , vol. 3, London 1885, repr., Graz 1968; (32) Christian Bartholomae, Altiranisches Wخrterbuch , Strassburg 1904, repr., Berlin 1961; (33) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982, s.v. "Owl" (by Jehuda Feliks); (34) G. F. Hill, "The coinage of the ancient Persians", in A survey of Persian art , ed. Arthur Upham Pope, vol. 1, Tehran 1977; (35) F. Hدe and R. D. E ¨tchإcopar, Les oiseaux du Proche et du Moyen Orient ... , Paris 1970; (36) I A , s.v. "Bay" (by Fahir I z); (37) Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge 1984; (38) Pa•c §atantra , tr. A. W. Ryder, Bomby and Calcutta 1949; (39) Zand-a ¦ka ¦s i ¦h: Iranian or greater Bundahis §n , transliteration and English translation by B. T. Anklesaria, Bombay 1956; (40) Le Zand- Avesta: traduction nouvelle avec commentaire historique et philologique , par James Darmesteter, Paris 1892-1893, repr. 1960. / هوشنگ اعلم / "> سیری در هنر ایران < ، ج 7، لوحة 126، ش A )؛ ولی ، همچنانکه هیل توضیح داده است (ج 1، ص 401)، در این سکه ها که احتمالاً در شمال شرقی ایران در روزگار استیلای اسکندر و جانشینان او (اواخر قرن چهارم ـ اوایل قرن سوم پیش از میلاد) رواج داشته است ، جغد را آتنه (الهة حکمت و نیز صناعات زنان نزد یونانیان ) بر دست دارد، و این دلیلی بر نفوذ سیاسی و هنری یونانیان در آن روزگار است ، که جغد نزد ایشان به عنوان یکی از نشانه های آن الهه عزّت و احترام داشت . در میان اقوام سامی ، یهودیان قدیم جغد را چندان بدیُمن می پنداشتند که ، گرچه ، به گمان ایشان ، دیدنِ همة پرندگان در خواب به نیکی تعبیر می شد، اما رؤیت جغد گزارش بدی داشت . در عهد عتیق ، جغدان نماد ویرانی و مَتروکیّت اند و گوشتشان (مانند گوشت دیگر جوارح ) ناپاک و حرام است (رجوع کنید به جودائیکا ، همانجا). تازیان دورة جاهلیّت نیز خرافات و افسانه هایی دربارة جغد داشتند. مثلاً، به گزارش نویری (همانجا)، می پنداشتند که وقتی کسی می میرد یا کشته می شود، روانش به صورت پرنده ای ( که همان «صَدی '» باشد ) درمی آید و بر بالای گور او شیون می کند و از جدایی خود از کالبد او، می نالد؛ دیگر این که معتقد بودند که «هامه »ای پیوسته نزد فرزندان و بازماندگان میّت است تا بداند که پس از وی چه می گذرد و وی را از آن آگاه کند. نویری سپس می افزاید که تازیان بر این خرافات و اکاذیب بودند تا این که پیامبر، صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، از اینها نهی کرده گفت : «لاَعدْوی ' و لاطِیَرَةَ و لاهامَةَ». به رغم این نهی ، «طِیَرَه » (فال بد به پرواز و آواز پرندگان بدیُمن چون کلاغ و بوم )، اعتقاد به وجود «صدی » و بدشگونی جغد در میان تازیان و دیگر اقوام مسلمان شده دوام داشته است ، چنانکه ، مثلاً، تَوبة بن الحُمَیِّر، شاعر عاشق پیشة مشهور عرب (مقتول در 85)، در یکی از شعرهای معروف خود که در حرمان از وصال لَیلی ' الاَخیلیّة ، شاعرة زیبای عرب ، سروده است ، به آن «صَدی »ی گورنشین اشاره می کند (رجوع کنید به نویری ، همانجا)، و لا اقل تا روزگار ابوالفرج اصفهانی (متوفی 356)، که «صدی '»ی ملازم گور توبه را باعث مرگ لیلی حکایت کرده است ، این خرافه در میان تازیان باقی بود که اگر کسی به خونخواهی مقتولی برنخیزد، جغدی از سَرِ آن مقتول درآمده چندان فریاد می کند که « اِسقونی ، اِسقونی » («به من آب دهید، به من آب دهید») تا این که انتقام خون مقتول گرفته شود (رجوع کنید به الاغانی ، ج 11، ص 244). جاحظ بَصْری (حدود 160ـ 255) نیز در کتاب الحیوان (ج 3، ص 457) می گوید که « ( دیدن بوم یا شنیدن بانگ ) بوم را اهل ری و مَرو به فال نیک می گیرند، و مردم بَصره به فال بد». در حالی که ظاهراً شکارگری شبانة «دزدانة » جغدان سبب عمدة بداندیشی ایرانیان باستان دربارة آنان بوده است ، در ایران دورة اسلامی ، شاید به تأثیر اعتقاد تازیانِ مسلمان شده به شآمت جغدان ، ظاهراً «بدشگونی » موهوم آنان مایة بدنامیشان گشته است . به هر حال ، در ادب فارسی و فرهنگ عوام ایرانی در دورة اسلامی اشارات بسیار به بدیُمنی و نحوست و ویرانه نشینی جغد (معمولاً در تضاد با خوش یُمنی پرنده ای افسانه ای به نام همای ) رفته است ، مثلاً: «هر آن کس را که باشد راهبر بوم / نبیند جز که ویرانی بَر و بوم » (ناصرخسرو)؛ «خاقانیا، زِ گیتی چون جویی آشنایی ؟/ خواهی زِ بوم و کَرکس تو سایة همایی ؟» (خاقانی )؛ «کس نیاید به زیر سایة بوم / وَر همای از جهان شود معدوم » (سعدی ؛ برای مثالهای بیشتر رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه های بوم ، جغد ، همای و غیره ). مع ذلک ، یکی از بوفدیسان ، یعنی «مرغ حق »، از تقبیح عوام یا شاعران مصون مانده است ، نخست شاید به سبب این که اصلاً گونه ای جغد دانسته نشده است (رجوع کنید به نام «شب آویز» و افسانه های آن ، که حاکی از جهل عامه در بارة ماهیت این پرنده و رفتار آن است )، و دیگر به سبب این که بانگ کوتاه ، مقطّع ، آهسته و حزین این موجود نادیده را، که با بانگ بلند، کشیده ، دلخراش ، شیون گونه ، یا ترس آور برخی دیگر از جغدان تفاوت بسیار دارد، مطابق با لفظ عربی «حَق » یا «هُو» در اصطلاح صوفیان یافته اند (از اینجاست نامهای «مرغِ حق ( گو ) » در فارسی ، «حقْ دوستَک » در افغانستان ، به گزارش ع . افغانی نویس ، ص 203، «حَقْحَقوک » در گویش کرمانجی ترکیه ، و «هُوهُوکَرَک » در مازندران ؛ دو نام اخیر به گزارش مکری ، ص 33). به این افسانة شب آویزی و حقگویی ، سپس موضوع دیگری افزوده شده است ، که این پرنده چندان به حالت سرنگون فریاد می کند تا قطره ای خون از گلویش بچکد (مثلاً رجوع کنید به معین ، ذیل چوک ). برخی از مؤلفان خواص شگرفی هم برای شباویز ذکر کرده اند. حُبَیش بن ابراهیم تفلیسی (قرن ششم ) در بیان الصناعات (ص 358، با نامِ گویا فارسی «کَتوم » ( ؟ ) ، که در دیگر مآخذ یافته نمی شود) «منافع »ی (به ادعای خود، از « کتاب حیوانات ارسطاطالیس ») برای آن نقل کرده است ، از جمله : «اگر وی را به تیغی از شَبَه بکُشند و خونش را به کسی دهند که مُعَربَد و بی ادب بُوَد، ساکن شود و هرگز عربده نکند» و «اگر سرش را به آفتاب خشک کنند و بر بازو بندند، به نزدیک بزرگان و سلاطین مقرّب و محبوب شوند». صادق هدایت (ص 135) دو روایت دربارة «مرغ حق » نقل کرده است : یکی این که وی مردی بوده که با خواهرش بر سر میراثی نزاع می کرده است ، زیرا می خواسته است که خود از آن ، دو بهره ببرد و فقط یک بهره به او بدهد؛ لذا خواهرش سرانجام قهر کرده از آنجا گریخت ، و او ( ظاهراً به نفرین خواهرش ) به صورت «مرغ حق » مسخ شد، که از آن پس ، از پشیمانی و به امید فراخواندن خواهرش ، پیوسته می گوید: «بی بی جون ، دو تا تو، یکی من » (در روایت هانری ماسه ، ج 1، ص 326، متنازعان دو خواهرند، و آن خواهر آزمند که پیرزنی بود، به صورت بومی مسخ شد، و به قول ماسه ، ازینروست که مردم لقبِ «فاطمه خانم » به بوم داده اند. به مناسبت دیگری ، ماسه ، همانجا، پانویس 1، لقب «خاله قوقومه / کوکومه » را هم برای بوم ذکر کرده است ). روایت دیگر این که مرغ حق «از مال ( یک کودک ) صغیر یک دانه گندم ( به ناحق ) خورده که در گلویش گیر کرده ، و ( لذا ) آنقدر حق حق می گوید تا از گلویش سه ( قطره ) خون بچکد» (هدایت ، همانجا). دربارة جغد به معنای اعمّ نیز، هدایت سه خرافه نقل کرده است : «جغد گریه بکند، خوش یمن است و خنده بکند، بدیمن » (ص 130)؛ «جغد را که ببینند، باید بگویند: میمنت خانم ، خوش آمدی ، عروسی است » (همانجا)؛ و «جغد سَرِ راهِ کسی را ببُرد، ( این پیشامد برای آن کس ) بدیمن است » (ص 133). ماسه (ج 1، ص 346) خرافات دیگری هم بازگو کرده است ، مثلاً: اگر جغدی بر بام خانه ای ناله سَر دهد، ساکنان آن خانه خبر بدی خواهند شنید. اگر یک بار بانگ زند و سپس برود، ورود مسافری را اعلام می کند. اگر جغدی بر بامی یا درختی نزدیک بنشیند و فریاد کند، چنانچه در خانه بیماری باشد، فریاد آن جغد منادی مرگ است ؛ برای دفع قضا و بلا باید آیینه ای و ظرفی از نمک به سوی آن گرفت و گفت : «خوش خبر باشی !» اگر جغدی بر درختی نزدیک در بانگ زدن لجاج کند، باید کمی نان و نمک و آیینه ای به او نشان داد و گفت : «فاطمه خانم ، به حق این نان و نمک قَسَمت می دهم که برای ما خوش خبر باشی » (ماسه ، ج 1، ص 347). مکری نیز (ص 29، 30 و غیره ) وجود خرافات مشابهی را در میان مردم غرب ایران دربارة گونه ای جغد که به نامهای محلی بایَقُش / بادَقُش و غیره (همه صورتهایی از بایْقوش ترکی ) یا با لقب خاله کوکومه (در کرمانشاه ، آشتیان و غیره ) شناخته می شود، گزارش کرده است ، مثلاً: دیدار آن را برخی به فال نیک و برخی به فال بد می گیرند؛ آن را وارث خاندانهای از میان رفته و صاحب ویرانه های خانمان ایشان می دانند؛ غالباً کودکان را از سنگ پراندن یا آزار رساندن به آن نهی می کنند، که مبادا دچار نفرین آن شوند. لقبهای مذکور در بالا، یعنی «فاطمه خانم »، «میمنت خانم »، «خاله قوقومه / کوکومه »، آشکارا حسنِ تعبیرهایی است برای تحبیب و جلب عطوفت پرنده ای مفروضاً بدشگون یا زیان آور. نظیر این تعبیرات ولی بسی قدیمتر را شاید بتوان در عبارت ندایی اوستایی -zuىta ¦a aىo g r m ، لفظاً به معنای «(ای ) مرغ محبوبِ اَشَه ( امشاسپند راستی و حق ) »، یافت ، که دو بار در وندیداد (10ـ7:17) در ارتباط با آداب دفن ناخنهای چیدة انگشتان به کار رفته است (رجوع کنید به زند اوستا ، ج 2، ص 238ـ239، و بارتولومه ، ستون 237، 259): شاید برای این که ناخنها به دست جادوگران نابکار و بدسگال نیفتد و اینان نتوانند از آن ناخنها برای آزار رساندن به صاحب آنها سوء استفاده کنند، می بایست آنها را بدقّت در زمین پنهان کرد و در موقع چال کردن آنها، می بایست آنها را به «مرغ محبوب اَشَه » وقف کرد و آرزو نمود که وی از آنها نیزه و کارد و تیر و فلاخن بسازد و این سلاحها را به ضدّ دیوان مازَنَه به کار گیرد. البته تعبیرِ «مرغ محبوبِ اَشَه » به خودی خود دلالت صریحی بر جغد ندارد، بلکه مفسّران سپسین زردشتی در دورة اسلامی در کتاب صد دَرِ نثر (دَرِ 14، «در باب ناخن چیدن »، ص 14) آن را به جغد (کوف ) تعبیر کرده اند: «و اورمزد به افزونی مرغی بیافریده است که او را اشو زشت خوانند و بهمنْ مرغ ... و کوف نیز خوانند؛ ناخن ( می ) خورد، البته باید که ( ناخن را ) ناسوده نگذارند که به سلاح جادوان به کار آید» (نیز رجوع کنید به زند اوستا ، همانجا، پانویس 13، و پور داود، بخش 1، ص 321، پانویس 10). اگر این تفسیر درست باشد، «اشو زشت » (یعنی «محبوب اَشَه ») و «بهمن مرغ » (یعنی پرندة بهمن = وهُو مَنَه ، امشاسپند پندار نیک ) تعبیرات تحبیبی مذهبی برای یک پرندة تابو ست (ولی این تفسیر ظاهراً درست نیست ، زیرا از سویی ، مؤلفان صد دَرِ نثر از پرنده ای اورمزدْ آفریده سخن می گویند در حالی که کتاب معتبرتر و اصیلتر بندهشن ، چنانکه گفته شد، بوف را از آفریده های بدکردار اهریمن دانسته است ؛ و از سوی دیگر، از نظر اساطیری ، سخت بعید می نماید که پرنده ای روزکور، عزلت گزین و «ناخن خوار» به جنگ دیوان سهمگینی برود که خودِ اورمزد از برانداختن آنان عاجز بود). مثالی واضح از نامی تحبیبی یا استرضایی برای جغد، نام آن در ترکی جنوبی است ، یعنی بای ـ /بَیْ ـ قوش لفظاً به معنای «پرندة توانگر» (رجوع کنید به د.ا.ترک ، ذیل «بی / بای »)، که اسدی طوسی (ذیل کوچ ) آن را به صورت بیغوش ذکر کرده است . با چنان پیشینة اسرارآمیزی در خیال عوام ، شگفت نیست که بومان به پزشکی هِرمِسی و جادوگری نیز راه یافته باشند. اینک برخی از «عجایب » یا «منافع » شگرفی که شهمردان بن ابی الخیر در نزهت نامة علایی (تألیف احتمالاً در حدود 490ـ495؛ ص 137ـ 138) روایت کرده است (خلاصة آنها را دنَیسری در نَوادر التبادر ، تألیف 669، ص 234، بی ذکر مأخذ، آورده است ): « ( جغد ماده ) دوخایه نهد، یکی موی رویاند و یکی بسوزاند و بتراشد» (وی سپس طرز شناختن این دو تخم را از یکدیگر توضیح می دهد)؛ «جغد را چون بکُشند، یک چشم باز کرده ( یعنی بیدار ) دارد و یک چشم بر هم نهاده ( یعنی در خواب ) . اگر ( هر یک را ) در زیر نگین انگشتری ( کسی ) نهی ، همین فعل پدید آرد. اگر خواهی بدانی که کدام ( چشم ) بخواباند و کدام خواب بَبَرد، هر دو چشم در آب افکن : آنچه بر زِبَر آید بیخوابی را باشد و آنچه به زیر آب نشیند، خواب را»؛ «خون او با روغن بَر سَر کُنند، شپش همه بمیراند و بر روی و پیشانی و گردن خداوندِ لَقوه کُنند، منفعت کند»؛ «زهرة او با خاکستر چوب گز به وقت خواب کسی بخورد که در جامة خواب ( بول کند ) ، ( آن کس ) نیک شود»؛ «سرگین جغد بر آتش نهند ( در ) جایگاهی که زنبور بسیار باشد، همه ( زنبوران ) بروند». برخی دیگر از خواص شگرف جغد به روایت زکریای قزوینی (600ـ682) در عجائب المخلوقات (ص 271) چنین است : (چشمهای جغد) اگر شخصی آنها را به مُشک بیامیزد و با خود دارد، هر کسی که بوی اینها به مشامش رسد، محبت شدیدی به آن شخص پیدا می کند؛ (زَهره ) اکتحال آن برای رفع «ظُلمة العَین » سودمند است ؛ خوردن آمیزة آن با خاکستر چوب بلوط سنگ مثانه را خرد می کند؛ (گوشت ) اگر خشکاندة آن را در طعام بریزند و به جمعی بخورانند، در میان ایشان دشمنی واقع خواهد شد؛ (استخوان ) تدخین آن در مجمع شرابخواران باعث عربده کشیدن ایشان به یکدیگر می شود (نیز رجوع کنید به دمیری ، ج 1، ص 228؛ تفلیسی ، ص 360، حکیم مؤمن ، ص 245ـ246). نه فقط بسیاری از آدمیان در سراسر جهان بومان را مبغوض می دارند بلکه بسیاری از پرندگان نیز، بویژه زاغ / کلاغ (در عربی ، غُراب ، جمع آن ، غِربان )، به سبب شکارگری شبیخون آسای آنان و بانگهای هراس انگیز برخی از آنان در سکوت و آرامش شب ، از آنان می هراسند و آنان را دشمن می دارند. تخیّل آدمیان این ارتباط طبیعی را به «دشمنی قدیم و کینة دیرینه میان بوم و کلاغ » ( کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص 176) تعبیر کرده است . شاید کهنترین گزارش تخیّلی از منشأ این تضاد زاغان و بومان روایتی باشد که در پنچاتنترا (مجموعة معروف داستانهای باستانی هندی دربارة جانوران که احتمالاً میان 100 پیش از میلاد و 500 پس از میلاد تألیف شده ) آمده است (ترجمة انگلیسی رایدر از متن سانسکریت ، فصل 3: «کلاغها و جغدها»، ص 251ـ326) که خلاصة آن چنین است : وقتی پرندگان برای گزینش شاه جدیدی برای خود انجمن کردند، به اتفاق آرا، جغد را برگزیدند، زیرا «ظاهری موقر و احترام انگیز داشت ». سپس وقتی که مشغول تهیة جشن بزرگی برای برگزاری مراسم سلطنت جغد بودند، کلاغی «کسی نمی داند از کجا» پیدا شد. حاضران ، که کلاغ را «زیرکترین پرندگان » می دانستند، نظر او را هم پرسیدند. کلاغ آنان را از این گزینش منصرف کرد و دلیل آورد که جغد «زشت ...، روز کور...، درنده خو، بیرحم ، سودایی مزاج ...» است . در نتیجه ، مرغان آیین پادشاهی را برگزار نکردند، و پراکنده شدند. جغد سخت آزرده خاطر گشت و کینة زوال ناپذیر کلاغان را به دل گرفت . این داستان با دگرگونیها و اضافاتی در ترجمة عربی ابن مقفع از متن پهلوی ، کلیلة و دمنة ، «باب البوم و الغربان » (ص 255ـ291) آمده است ، با این تفاوت که در متن عربی کُلَنگان (الکَراکی ) ـ و نه همة پرندگان ـ می خواهند شاهی برای خود برگزینند؛ نیز رجوع کنید به «داستان کلاغان و بومان » در داستانهای بیدپای (کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص 175ـ203) که نزدیکترین ترجمة فارسی به متن ابن مقفع است . در این ترجمه ، باز پرندگان اند که در طلب پادشاهی هستند، و کلاغ جغد را به «زشتی ، کم خردی ، زودخشمی ، سنگدلی ، برجای ـ ماندگی ، روزکوری ، بداندیشی ، سراندرونی » و غیره متهم می کند (ص 181). فردوسی در حکایت دورة پادشاهی خسرو پرویز می گوید که خسرو در پیامی که برای قیصر روم فرستاد به این نکته اشاره کرد: «سزد گر بپرسی ز دانای روم / که این بد ( یعنی حالت قدیمی جنگ و کشمکش میان ایران و روم ) زِ زاغ آمده ست اَر زِ بوم » (ج 9، ص 82، بیت 1236). در خوابگزاری نیز بازتابی از هیبت بوم در دل آدمیان و مرغان می یابیم . به روایت دمیری (ج 1، ص 228) «جغد در رؤیا دلالت دارد بر دزدی مکار یا، به قولی ، پادشاهی مهیب که زهرة رعیت از هیبت او بترکد، و بر دلیری و ناترسی » (برای تعبیر مشروحتر رجوع کنید به نابلسی ، ج 1، ص 58ـ59). منابع : (1) علی بن حسین ابو الفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (2) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1319 ش ؛ (3) درک ا. اسکات ، حسین مروج همدانی ، و علی ادهمی میرحسینی ، پرندگان ایران ، تهران 1354 ش ؛ (4) عبدالله افغانی نویس ، لغات عامیانة فارسی افغانستان ، کابل 1340 ش ؛ (5) محمد حسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1361 ش ؛ (6) ابراهیم پور داود، فرهنگ ایران باستان ، بخش 1، تهران 1356 ش ؛ (7) حبیش بن ابراهیم تفلیسی ، بیان الصناعات ، چاپ ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین ، ج 5 (1336 ش )؛ (8) عمرو بن بحر جاحظ ، کتاب الحیوان ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، بیروت 1388/1969؛ (9) تیمور بن حسنعلی حسام الدوله ، بازنامة ناصری ، تهران 1285؛ (10) محمد مؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه 1402 ) ؛ (11) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1362 ش ؛ (12) محمد بن موسی دمیری ، حیاة الحیوان الکبری ، قاهره 1390/1970، چاپ افست قم 1364 ش ؛ (13) محمد بن ایوب دنیسری ، نوادر التبادر لتحفة البهادر ، چاپ محمد تقی دانش پژوه و ایرج افشار، تهران ( تاریخ مقدمه 1350 ش ) ؛ (14) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (15) سایمون جرویس رید، فهرست پیشنهادی اسامی پرندگان ایران ، تهران 1337 ش ؛ (16) شهمردان رازی ، نزهت نامة علایی ، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران 1362 ش ؛ (17) صد دَرِ نثر و صد در بندهش ، چاپ ب . ن . دهابهار، بمبئی 1909؛ (18) ادوار غالب ، الموسوعة فی علوم الطبیعة ، بیروت 1965ـ1966؛ (19) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، متن انتقادی ، مسکو 1963ـ1971؛ (20) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، قاهره 1390/ 1970، چاپ افست قم 1364 ش ؛ (21) یعقوب بن احمد کردی نیشابوری ، کتاب البلغة : فرهنگ عربی و فارسی ، چاپ مجتبی مینوی و فیروز حریرچی ، تهران 1355 ش ؛ (22) کلیلة و دمنة ، ترجمة ابن مقفع ، چاپ منفلوطی ، بیروت ?( 1966 ) ؛ (23) همان ، ترجمة محمد بن عبد الله بخاری : داستانهای بیدپای ، چاپ پرویز ناتل خانلری و محمد روشن ، تهران 1361 ش ؛ (24) هانری ماسه ، معتقدات و آداب ایرانی ، ترجمة مهدی روشن ضمیر، تبریز 1355ـ1357 ش ؛ (25) محمد معین ، فرهنگ فارسی ، تهران 1363 ش ؛ (26) محمد مکری ، فرهنگ نامهای پرندگان در لهجه های غرب ایران : لهجه های کردی ، تهران 1361 ش ؛ (27) عبد الغنی نابلسی ، تعطیر الانام فی تعبیر المنام ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست قم ، ( بی تا. ) ؛ (28) علی بن احمد نسوی ، بازنامه ، چاپ علی غروی ، تهران 1354 ش ؛ (29) احمد بن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( بی تا. ) ؛ (30) صادق هدایت ، نیرنگستان ، تهران 1334 ش ؛ (31) Edward Balfour, The cyclopaedia of India and of Eastern and Southern Asia... , vol. 3, London 1885, repr., Graz 1968; (32) Christian Bartholomae, Altiranisches Wخrterbuch , Strassburg 1904, repr., Berlin 1961; (33) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982, s.v. "Owl" (by Jehuda Feliks); (34) G. F. Hill, "The coinage of the ancient Persians", in A survey of Persian art , ed. Arthur Upham Pope, vol. 1, Tehran 1977; (35) F. Hدe and R. D. E ¨tchإcopar, Les oiseaux du Proche et du Moyen Orient ... , Paris 1970; (36) I A , s.v. "Bay" (by Fahir I z); (37) Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge 1984; (38) Pa•c §atantra , tr. A. W. Ryder, Bomby and Calcutta 1949; (39) Zand-a ¦ka ¦s i ¦h: Iranian or greater Bundahis §n , transliteration and English translation by B. T. Anklesaria, Bombay 1956; (40) Le Zand- Avesta: traduction nouvelle avec commentaire historique et philologique , par James Darmesteter, Paris 1892-1893, repr. 1960. / هوشنگ اعلم / "> سیری در هنر ایران < ، ج 7، لوحة 126، ش A )؛ ولی ، همچنانکه هیل توضیح داده است (ج 1، ص 401)، در این سکه ها که احتمالاً در شمال شرقی ایران در روزگار استیلای اسکندر و جانشینان او (اواخر قرن چهارم ـ اوایل قرن سوم پیش از میلاد) رواج داشته است ، جغد را آتنه (الهة حکمت و نیز صناعات زنان نزد یونانیان ) بر دست دارد، و این دلیلی بر نفوذ سیاسی و هنری یونانیان در آن روزگار است ، که جغد نزد ایشان به عنوان یکی از نشانه های آن الهه عزّت و احترام داشت . در میان اقوام سامی ، یهودیان قدیم جغد را چندان بدیُمن می پنداشتند که ، گرچه ، به گمان ایشان ، دیدنِ همة پرندگان در خواب به نیکی تعبیر می شد، اما رؤیت جغد گزارش بدی داشت . در عهد عتیق ، جغدان نماد ویرانی و مَتروکیّت اند و گوشتشان (مانند گوشت دیگر جوارح ) ناپاک و حرام است (رجوع کنید به جودائیکا ، همانجا). تازیان دورة جاهلیّت نیز خرافات و افسانه هایی دربارة جغد داشتند. مثلاً، به گزارش نویری (همانجا)، می پنداشتند که وقتی کسی می میرد یا کشته می شود، روانش به صورت پرنده ای ( که همان «صَدی '» باشد ) درمی آید و بر بالای گور او شیون می کند و از جدایی خود از کالبد او، می نالد؛ دیگر این که معتقد بودند که «هامه »ای پیوسته نزد فرزندان و بازماندگان میّت است تا بداند که پس از وی چه می گذرد و وی را از آن آگاه کند. نویری سپس می افزاید که تازیان بر این خرافات و اکاذیب بودند تا این که پیامبر، صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، از اینها نهی کرده گفت : «لاَعدْوی ' و لاطِیَرَةَ و لاهامَةَ». به رغم این نهی ، «طِیَرَه » (فال بد به پرواز و آواز پرندگان بدیُمن چون کلاغ و بوم )، اعتقاد به وجود «صدی » و بدشگونی جغد در میان تازیان و دیگر اقوام مسلمان شده دوام داشته است ، چنانکه ، مثلاً، تَوبة بن الحُمَیِّر، شاعر عاشق پیشة مشهور عرب (مقتول در 85)، در یکی از شعرهای معروف خود که در حرمان از وصال لَیلی ' الاَخیلیّة ، شاعرة زیبای عرب ، سروده است ، به آن «صَدی »ی گورنشین اشاره می کند (رجوع کنید به نویری ، همانجا)، و لا اقل تا روزگار ابوالفرج اصفهانی (متوفی 356)، که «صدی '»ی ملازم گور توبه را باعث مرگ لیلی حکایت کرده است ، این خرافه در میان تازیان باقی بود که اگر کسی به خونخواهی مقتولی برنخیزد، جغدی از سَرِ آن مقتول درآمده چندان فریاد می کند که « اِسقونی ، اِسقونی » («به من آب دهید، به من آب دهید») تا این که انتقام خون مقتول گرفته شود (رجوع کنید به الاغانی ، ج 11، ص 244). جاحظ بَصْری (حدود 160ـ 255) نیز در کتاب الحیوان (ج 3، ص 457) می گوید که « ( دیدن بوم یا شنیدن بانگ ) بوم را اهل ری و مَرو به فال نیک می گیرند، و مردم بَصره به فال بد». در حالی که ظاهراً شکارگری شبانة «دزدانة » جغدان سبب عمدة بداندیشی ایرانیان باستان دربارة آنان بوده است ، در ایران دورة اسلامی ، شاید به تأثیر اعتقاد تازیانِ مسلمان شده به شآمت جغدان ، ظاهراً «بدشگونی » موهوم آنان مایة بدنامیشان گشته است . به هر حال ، در ادب فارسی و فرهنگ عوام ایرانی در دورة اسلامی اشارات بسیار به بدیُمنی و نحوست و ویرانه نشینی جغد (معمولاً در تضاد با خوش یُمنی پرنده ای افسانه ای به نام همای ) رفته است ، مثلاً: «هر آن کس را که باشد راهبر بوم / نبیند جز که ویرانی بَر و بوم » (ناصرخسرو)؛ «خاقانیا، زِ گیتی چون جویی آشنایی ؟/ خواهی زِ بوم و کَرکس تو سایة همایی ؟» (خاقانی )؛ «کس نیاید به زیر سایة بوم / وَر همای از جهان شود معدوم » (سعدی ؛ برای مثالهای بیشتر رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه های بوم ، جغد ، همای و غیره ). مع ذلک ، یکی از بوفدیسان ، یعنی «مرغ حق »، از تقبیح عوام یا شاعران مصون مانده است ، نخست شاید به سبب این که اصلاً گونه ای جغد دانسته نشده است (رجوع کنید به نام «شب آویز» و افسانه های آن ، که حاکی از جهل عامه در بارة ماهیت این پرنده و رفتار آن است )، و دیگر به سبب این که بانگ کوتاه ، مقطّع ، آهسته و حزین این موجود نادیده را، که با بانگ بلند، کشیده ، دلخراش ، شیون گونه ، یا ترس آور برخی دیگر از جغدان تفاوت بسیار دارد، مطابق با لفظ عربی «حَق » یا «هُو» در اصطلاح صوفیان یافته اند (از اینجاست نامهای «مرغِ حق ( گو ) » در فارسی ، «حقْ دوستَک » در افغانستان ، به گزارش ع . افغانی نویس ، ص 203، «حَقْحَقوک » در گویش کرمانجی ترکیه ، و «هُوهُوکَرَک » در مازندران ؛ دو نام اخیر به گزارش مکری ، ص 33). به این افسانة شب آویزی و حقگویی ، سپس موضوع دیگری افزوده شده است ، که این پرنده چندان به حالت سرنگون فریاد می کند تا قطره ای خون از گلویش بچکد (مثلاً رجوع کنید به معین ، ذیل چوک ). برخی از مؤلفان خواص شگرفی هم برای شباویز ذکر کرده اند. حُبَیش بن ابراهیم تفلیسی (قرن ششم ) در بیان الصناعات (ص 358، با نامِ گویا فارسی «کَتوم » ( ؟ ) ، که در دیگر مآخذ یافته نمی شود) «منافع »ی (به ادعای خود، از « کتاب حیوانات ارسطاطالیس ») برای آن نقل کرده است ، از جمله : «اگر وی را به تیغی از شَبَه بکُشند و خونش را به کسی دهند که مُعَربَد و بی ادب بُوَد، ساکن شود و هرگز عربده نکند» و «اگر سرش را به آفتاب خشک کنند و بر بازو بندند، به نزدیک بزرگان و سلاطین مقرّب و محبوب شوند». صادق هدایت (ص 135) دو روایت دربارة «مرغ حق » نقل کرده است : یکی این که وی مردی بوده که با خواهرش بر سر میراثی نزاع می کرده است ، زیرا می خواسته است که خود از آن ، دو بهره ببرد و فقط یک بهره به او بدهد؛ لذا خواهرش سرانجام قهر کرده از آنجا گریخت ، و او ( ظاهراً به نفرین خواهرش ) به صورت «مرغ حق » مسخ شد، که از آن پس ، از پشیمانی و به امید فراخواندن خواهرش ، پیوسته می گوید: «بی بی جون ، دو تا تو، یکی من » (در روایت هانری ماسه ، ج 1، ص 326، متنازعان دو خواهرند، و آن خواهر آزمند که پیرزنی بود، به صورت بومی مسخ شد، و به قول ماسه ، ازینروست که مردم لقبِ «فاطمه خانم » به بوم داده اند. به مناسبت دیگری ، ماسه ، همانجا، پانویس 1، لقب «خاله قوقومه / کوکومه » را هم برای بوم ذکر کرده است ). روایت دیگر این که مرغ حق «از مال ( یک کودک ) صغیر یک دانه گندم ( به ناحق ) خورده که در گلویش گیر کرده ، و ( لذا ) آنقدر حق حق می گوید تا از گلویش سه ( قطره ) خون بچکد» (هدایت ، همانجا). دربارة جغد به معنای اعمّ نیز، هدایت سه خرافه نقل کرده است : «جغد گریه بکند، خوش یمن است و خنده بکند، بدیمن » (ص 130)؛ «جغد را که ببینند، باید بگویند: میمنت خانم ، خوش آمدی ، عروسی است » (همانجا)؛ و «جغد سَرِ راهِ کسی را ببُرد، ( این پیشامد برای آن کس ) بدیمن است » (ص 133). ماسه (ج 1، ص 346) خرافات دیگری هم بازگو کرده است ، مثلاً: اگر جغدی بر بام خانه ای ناله سَر دهد، ساکنان آن خانه خبر بدی خواهند شنید. اگر یک بار بانگ زند و سپس برود، ورود مسافری را اعلام می کند. اگر جغدی بر بامی یا درختی نزدیک بنشیند و فریاد کند، چنانچه در خانه بیماری باشد، فریاد آن جغد منادی مرگ است ؛ برای دفع قضا و بلا باید آیینه ای و ظرفی از نمک به سوی آن گرفت و گفت : «خوش خبر باشی !» اگر جغدی بر درختی نزدیک در بانگ زدن لجاج کند، باید کمی نان و نمک و آیینه ای به او نشان داد و گفت : «فاطمه خانم ، به حق این نان و نمک قَسَمت می دهم که برای ما خوش خبر باشی » (ماسه ، ج 1، ص 347). مکری نیز (ص 29، 30 و غیره ) وجود خرافات مشابهی را در میان مردم غرب ایران دربارة گونه ای جغد که به نامهای محلی بایَقُش / بادَقُش و غیره (همه صورتهایی از بایْقوش ترکی ) یا با لقب خاله کوکومه (در کرمانشاه ، آشتیان و غیره ) شناخته می شود، گزارش کرده است ، مثلاً: دیدار آن را برخی به فال نیک و برخی به فال بد می گیرند؛ آن را وارث خاندانهای از میان رفته و صاحب ویرانه های خانمان ایشان می دانند؛ غالباً کودکان را از سنگ پراندن یا آزار رساندن به آن نهی می کنند، که مبادا دچار نفرین آن شوند. لقبهای مذکور در بالا، یعنی «فاطمه خانم »، «میمنت خانم »، «خاله قوقومه / کوکومه »، آشکارا حسنِ تعبیرهایی است برای تحبیب و جلب عطوفت پرنده ای مفروضاً بدشگون یا زیان آور. نظیر این تعبیرات ولی بسی قدیمتر را شاید بتوان در عبارت ندایی اوستایی -zuىta ¦a aىo g r m ، لفظاً به معنای «(ای ) مرغ محبوبِ اَشَه ( امشاسپند راستی و حق ) »، یافت ، که دو بار در وندیداد (10ـ7:17) در ارتباط با آداب دفن ناخنهای چیدة انگشتان به کار رفته است (رجوع کنید به زند اوستا ، ج 2، ص 238ـ239، و بارتولومه ، ستون 237، 259): شاید برای این که ناخنها به دست جادوگران نابکار و بدسگال نیفتد و اینان نتوانند از آن ناخنها برای آزار رساندن به صاحب آنها سوء استفاده کنند، می بایست آنها را بدقّت در زمین پنهان کرد و در موقع چال کردن آنها، می بایست آنها را به «مرغ محبوب اَشَه » وقف کرد و آرزو نمود که وی از آنها نیزه و کارد و تیر و فلاخن بسازد و این سلاحها را به ضدّ دیوان مازَنَه به کار گیرد. البته تعبیرِ «مرغ محبوبِ اَشَه » به خودی خود دلالت صریحی بر جغد ندارد، بلکه مفسّران سپسین زردشتی در دورة اسلامی در کتاب صد دَرِ نثر (دَرِ 14، «در باب ناخن چیدن »، ص 14) آن را به جغد (کوف ) تعبیر کرده اند: «و اورمزد به افزونی مرغی بیافریده است که او را اشو زشت خوانند و بهمنْ مرغ ... و کوف نیز خوانند؛ ناخن ( می ) خورد، البته باید که ( ناخن را ) ناسوده نگذارند که به سلاح جادوان به کار آید» (نیز رجوع کنید به زند اوستا ، همانجا، پانویس 13، و پور داود، بخش 1، ص 321، پانویس 10). اگر این تفسیر درست باشد، «اشو زشت » (یعنی «محبوب اَشَه ») و «بهمن مرغ » (یعنی پرندة بهمن = وهُو مَنَه ، امشاسپند پندار نیک ) تعبیرات تحبیبی مذهبی برای یک پرندة تابو ست (ولی این تفسیر ظاهراً درست نیست ، زیرا از سویی ، مؤلفان صد دَرِ نثر از پرنده ای اورمزدْ آفریده سخن می گویند در حالی که کتاب معتبرتر و اصیلتر بندهشن ، چنانکه گفته شد، بوف را از آفریده های بدکردار اهریمن دانسته است ؛ و از سوی دیگر، از نظر اساطیری ، سخت بعید می نماید که پرنده ای روزکور، عزلت گزین و «ناخن خوار» به جنگ دیوان سهمگینی برود که خودِ اورمزد از برانداختن آنان عاجز بود). مثالی واضح از نامی تحبیبی یا استرضایی برای جغد، نام آن در ترکی جنوبی است ، یعنی بای ـ /بَیْ ـ قوش لفظاً به معنای «پرندة توانگر» (رجوع کنید به د.ا.ترک ، ذیل «بی / بای »)، که اسدی طوسی (ذیل کوچ ) آن را به صورت بیغوش ذکر کرده است . با چنان پیشینة اسرارآمیزی در خیال عوام ، شگفت نیست که بومان به پزشکی هِرمِسی و جادوگری نیز راه یافته باشند. اینک برخی از «عجایب » یا «منافع » شگرفی که شهمردان بن ابی الخیر در نزهت نامة علایی (تألیف احتمالاً در حدود 490ـ495؛ ص 137ـ 138) روایت کرده است (خلاصة آنها را دنَیسری در نَوادر التبادر ، تألیف 669، ص 234، بی ذکر مأخذ، آورده است ): « ( جغد ماده ) دوخایه نهد، یکی موی رویاند و یکی بسوزاند و بتراشد» (وی سپس طرز شناختن این دو تخم را از یکدیگر توضیح می دهد)؛ «جغد را چون بکُشند، یک چشم باز کرده ( یعنی بیدار ) دارد و یک چشم بر هم نهاده ( یعنی در خواب ) . اگر ( هر یک را ) در زیر نگین انگشتری ( کسی ) نهی ، همین فعل پدید آرد. اگر خواهی بدانی که کدام ( چشم ) بخواباند و کدام خواب بَبَرد، هر دو چشم در آب افکن : آنچه بر زِبَر آید بیخوابی را باشد و آنچه به زیر آب نشیند، خواب را»؛ «خون او با روغن بَر سَر کُنند، شپش همه بمیراند و بر روی و پیشانی و گردن خداوندِ لَقوه کُنند، منفعت کند»؛ «زهرة او با خاکستر چوب گز به وقت خواب کسی بخورد که در جامة خواب ( بول کند ) ، ( آن کس ) نیک شود»؛ «سرگین جغد بر آتش نهند ( در ) جایگاهی که زنبور بسیار باشد، همه ( زنبوران ) بروند». برخی دیگر از خواص شگرف جغد به روایت زکریای قزوینی (600ـ682) در عجائب المخلوقات (ص 271) چنین است : (چشمهای جغد) اگر شخصی آنها را به مُشک بیامیزد و با خود دارد، هر کسی که بوی اینها به مشامش رسد، محبت شدیدی به آن شخص پیدا می کند؛ (زَهره ) اکتحال آن برای رفع «ظُلمة العَین » سودمند است ؛ خوردن آمیزة آن با خاکستر چوب بلوط سنگ مثانه را خرد می کند؛ (گوشت ) اگر خشکاندة آن را در طعام بریزند و به جمعی بخورانند، در میان ایشان دشمنی واقع خواهد شد؛ (استخوان ) تدخین آن در مجمع شرابخواران باعث عربده کشیدن ایشان به یکدیگر می شود (نیز رجوع کنید به دمیری ، ج 1، ص 228؛ تفلیسی ، ص 360، حکیم مؤمن ، ص 245ـ246). نه فقط بسیاری از آدمیان در سراسر جهان بومان را مبغوض می دارند بلکه بسیاری از پرندگان نیز، بویژه زاغ / کلاغ (در عربی ، غُراب ، جمع آن ، غِربان )، به سبب شکارگری شبیخون آسای آنان و بانگهای هراس انگیز برخی از آنان در سکوت و آرامش شب ، از آنان می هراسند و آنان را دشمن می دارند. تخیّل آدمیان این ارتباط طبیعی را به «دشمنی قدیم و کینة دیرینه میان بوم و کلاغ » ( کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص 176) تعبیر کرده است . شاید کهنترین گزارش تخیّلی از منشأ این تضاد زاغان و بومان روایتی باشد که در پنچاتنترا (مجموعة معروف داستانهای باستانی هندی دربارة جانوران که احتمالاً میان 100 پیش از میلاد و 500 پس از میلاد تألیف شده ) آمده است (ترجمة انگلیسی رایدر از متن سانسکریت ، فصل 3: «کلاغها و جغدها»، ص 251ـ326) که خلاصة آن چنین است : وقتی پرندگان برای گزینش شاه جدیدی برای خود انجمن کردند، به اتفاق آرا، جغد را برگزیدند، زیرا «ظاهری موقر و احترام انگیز داشت ». سپس وقتی که مشغول تهیة جشن بزرگی برای برگزاری مراسم سلطنت جغد بودند، کلاغی «کسی نمی داند از کجا» پیدا شد. حاضران ، که کلاغ را «زیرکترین پرندگان » می دانستند، نظر او را هم پرسیدند. کلاغ آنان را از این گزینش منصرف کرد و دلیل آورد که جغد «زشت ...، روز کور...، درنده خو، بیرحم ، سودایی مزاج ...» است . در نتیجه ، مرغان آیین پادشاهی را برگزار نکردند، و پراکنده شدند. جغد سخت آزرده خاطر گشت و کینة زوال ناپذیر کلاغان را به دل گرفت . این داستان با دگرگونیها و اضافاتی در ترجمة عربی ابن مقفع از متن پهلوی ، کلیلة و دمنة ، «باب البوم و الغربان » (ص 255ـ291) آمده است ، با این تفاوت که در متن عربی کُلَنگان (الکَراکی ) ـ و نه همة پرندگان ـ می خواهند شاهی برای خود برگزینند؛ نیز رجوع کنید به «داستان کلاغان و بومان » در داستانهای بیدپای (کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص 175ـ203) که نزدیکترین ترجمة فارسی به متن ابن مقفع است . در این ترجمه ، باز پرندگان اند که در طلب پادشاهی هستند، و کلاغ جغد را به «زشتی ، کم خردی ، زودخشمی ، سنگدلی ، برجای ـ ماندگی ، روزکوری ، بداندیشی ، سراندرونی » و غیره متهم می کند (ص 181). فردوسی در حکایت دورة پادشاهی خسرو پرویز می گوید که خسرو در پیامی که برای قیصر روم فرستاد به این نکته اشاره کرد: «سزد گر بپرسی ز دانای روم / که این بد ( یعنی حالت قدیمی جنگ و کشمکش میان ایران و روم ) زِ زاغ آمده ست اَر زِ بوم » (ج 9، ص 82، بیت 1236). در خوابگزاری نیز بازتابی از هیبت بوم در دل آدمیان و مرغان می یابیم . به روایت دمیری (ج 1، ص 228) «جغد در رؤیا دلالت دارد بر دزدی مکار یا، به قولی ، پادشاهی مهیب که زهرة رعیت از هیبت او بترکد، و بر دلیری و ناترسی » (برای تعبیر مشروحتر رجوع کنید به نابلسی ، ج 1، ص 58ـ59). منابع : (1) علی بن حسین ابو الفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (2) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1319 ش ؛ (3) درک ا. اسکات ، حسین مروج همدانی ، و علی ادهمی میرحسینی ، پرندگان ایران ، تهران 1354 ش ؛ (4) عبدالله افغانی نویس ، لغات عامیانة فارسی افغانستان ، کابل 1340 ش ؛ (5) محمد حسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1361 ش ؛ (6) ابراهیم پور داود، فرهنگ ایران باستان ، بخش 1، تهران 1356 ش ؛ (7) حبیش بن ابراهیم تفلیسی ، بیان الصناعات ، چاپ ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین ، ج 5 (1336 ش )؛ (8) عمرو بن بحر جاحظ ، کتاب الحیوان ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، بیروت 1388/1969؛ (9) تیمور بن حسنعلی حسام الدوله ، بازنامة ناصری ، تهران 1285؛ (10) محمد مؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه 1402 ) ؛ (11) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1362 ش ؛ (12) محمد بن موسی دمیری ، حیاة الحیوان الکبری ، قاهره 1390/1970، چاپ افست قم 1364 ش ؛ (13) محمد بن ایوب دنیسری ، نوادر التبادر لتحفة البهادر ، چاپ محمد تقی دانش پژوه و ایرج افشار، تهران ( تاریخ مقدمه 1350 ش ) ؛ (14) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (15) سایمون جرویس رید، فهرست پیشنهادی اسامی پرندگان ایران ، تهران 1337 ش ؛ (16) شهمردان رازی ، نزهت نامة علایی ، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران 1362 ش ؛ (17) صد دَرِ نثر و صد در بندهش ، چاپ ب . ن . دهابهار، بمبئی 1909؛ (18) ادوار غالب ، الموسوعة فی علوم الطبیعة ، بیروت 1965ـ1966؛ (19) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، متن انتقادی ، مسکو 1963ـ1971؛ (20) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، قاهره 1390/ 1970، چاپ افست قم 1364 ش ؛ (21) یعقوب بن احمد کردی نیشابوری ، کتاب البلغة : فرهنگ عربی و فارسی ، چاپ مجتبی مینوی و فیروز حریرچی ، تهران 1355 ش ؛ (22) کلیلة و دمنة ، ترجمة ابن مقفع ، چاپ منفلوطی ، بیروت ?( 1966 ) ؛ (23) همان ، ترجمة محمد بن عبد الله بخاری : داستانهای بیدپای ، چاپ پرویز ناتل خانلری و محمد روشن ، تهران 1361 ش ؛ (24) هانری ماسه ، معتقدات و آداب ایرانی ، ترجمة مهدی روشن ضمیر، تبریز 1355ـ1357 ش ؛ (25) محمد معین ، فرهنگ فارسی ، تهران 1363 ش ؛ (26) محمد مکری ، فرهنگ نامهای پرندگان در لهجه های غرب ایران : لهجه های کردی ، تهران 1361 ش ؛ (27) عبد الغنی نابلسی ، تعطیر الانام فی تعبیر المنام ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست قم ، ( بی تا. ) ؛ (28) علی بن احمد نسوی ، بازنامه ، چاپ علی غروی ، تهران 1354 ش ؛ (29) احمد بن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( بی تا. ) ؛ (30) صادق هدایت ، نیرنگستان ، تهران 1334 ش ؛ (31) Edward Balfour, The cyclopaedia of India and of Eastern and Southern Asia... , vol. 3, London 1885, repr., Graz 1968; (32) Christian Bartholomae, Altiranisches Wخrterbuch , Strassburg 1904, repr., Berlin 1961; (33) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982, s.v. "Owl" (by Jehuda Feliks); (34) G. F. Hill, "The coinage of the ancient Persians", in A survey of Persian art , ed. Arthur Upham Pope, vol. 1, Tehran 1977; (35) F. Hدe and R. D. E ¨tchإcopar, Les oiseaux du Proche et du Moyen Orient ... , Paris 1970; (36) I A , s.v. "Bay" (by Fahir I z); (37) Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge 1984; (38) Pa•c §atantra , tr. A. W. Ryder, Bomby and Calcutta 1949; (39) Zand-a ¦ka ¦s i ¦h: Iranian or greater Bundahis §n , transliteration and English translation by B. T. Anklesaria, Bombay 1956; (40) Le Zand- Avesta: traduction nouvelle avec commentaire historique et philologique , par James Darmesteter, Paris 1892-1893, repr. 1960. / هوشنگ اعلم / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢١١٣

 

بوم (بوف / جُغد) ، نام مشترک پرندگان گوشتخوار و عمدتاً شب پَرِ تیرة بوفدیسان . هو و اچکوپار (ص ٤٠١ـ٤١٩)، سیزده نوع از پرندگان این تیره را در منطقه ای گسترده از خاور دریای مدیترانه تا دوردست ترین نواحی افغانستان گزارش و وصف کرده اند، که یازده نوع از آنها در ایران هم یافته می شود (نیز رجوع کنید به اسکات و دیگران ، ص ١٩٧ـ٢٠٦).

این بوفدیسان ظاهراً از روزگار قدیم ، لااقل در مغرب این منطقه ، وجود داشته اند، چنانکه در تورات ، دست کم با یازده نام (عبری ) به آنان اشاره رفته است (برای این نامها و، بویژه ، تعیین هویّت جانورشناختی احتمالی بوفدیسانِ تورات ، رجوع کنید به جودائیکا ، ذیل "owl" ). در زبان عربی قدیم و جدید هم نامها یا کنیه های عدیدی برای جغدان یافته می شود، ولی تعریف نادقیق آنها بیشتر راجع به جنس نر/ ماده یا برخی از صفات طبیعی مشترک آنهاست ، مثلاً: بوم / بومَة ، دالّ بر هر دو جنس ؛ صَدی '، فَیّاد ، هام / هامَة ، ضُوَع ، جغد نر؛ اُمّ الخَراب ، اُمّ الصَّبیان ، کُنیه های جغد ماده (مثلاً رجوع کنید به کردی نیشابوری ، ص ٢٥٥؛ دمیری ، ج ١، ص ٢٢٦). به نوشتة نویری (ج ١٠، ص ٢٨٥ـ٢٨٦) «گفته می شود که ( جغد ) پنج نوع است : نوعی که خرگوش شکار می کند؛ نوعی دو رنگ که در تپّه ها و بیابان آشیان می کند؛ نوعی منقوش به رنگ زرد که ابروها و شاخهایی از پَر دارد و در دیوارها سکونت می کند؛ نوعی دیگر هام است که غبشیة ( ؟ ) نام دارد؛ و دیگری قن ( ؟ ) که همچون هام صیحه می کَشَد ولی آوایش باریکتر است ». در مآخذ متأخر، نامها و کنیه های دیگری نیز می یابیم ، از جمله : ابوالابرد ، ابوالمنهال ، ابومالک ، ابویحیی ، کنیه هایی برای بوم نر؛ اُمّقَشعَم ، امّالسَّهَر ، امّقُوَیق ، کنیه هایی برای ماده ؛ صَیْدَح ، جغد نر (رجوع کنید به غالب ، ذیل واژة « بومیّات » و غیره ؛ این کنیه ها و نام اخیر در مراجع قدیم عربی نیامده است ، مثلاً رجوع کنید به لین ). در روزگار ما، ظاهراً کوشیده اند که ، شاید به طور قراردادی ، برای برخی از نامها و لقبهای مذکور هویتی علمی وضع کنند یا در برابر نامهای علمی بوفدیسان اصطلاحات عربی بگذارند، مثلاً: بُوه / بُوهَة = Bubo maximus ؛ صَدی ' = Athene noctua ؛ وَلْوَل = بومة الاَطلال = Otus ascalaphus ؛ هامَة = بَعْفَة = Strix flammea و غیره ؛ بومة الاذْناء = Asio otus ؛ و بُوَیمَة = Strix aluco (رجوع کنید به غالب ، ذیل این واژه ها).

در فارسی (و گویشهای آن ) و دیگر زبانهای ایرانی ، وضع نامهای انواع جغد بهتر و روشنتر از وضع آنها در عربی نیست . جز جغد ، که رایجترین نام عمومی این پرندگان در فارسی دری کنونی است (به صورت چُغد نیز ضبط شده است ، مثلاً در اسدی ، ذیل چغد )، و بوم ، که واژه ای ادبی است ، چندین نام عمومی دیگر هم در مآخذ کهن فارسی (شامل واژه نامه ها) یافته می شود، مثلاً: بوف (در فارسی میانه ، بوف / * بوگ )، واژه ای ادبی و مهجور که پس از رواج کتاب بوف کور صادق هدایت از دهة ١٣٢٠ ش به بعد، دوباره رونق گرفت (رجوع کنید به ¦bu در گویش جاف ، bo در لَکی و گویش کرمانشاه ، و k ¦bu در گویشهای سنندج و گرّوس ، همه به گزارش محمد مکُری ، ص ٣١)؛ کوف (اسدی ، ذیل همین واژه ، آن را چنین توضیح می دهد: «کوف ، کوچ بُوَد و آن جنسی است از مرغان کوچک ، در آذربایجان باشد، ( کنگر ) خوانند»؛ نیز در ترکیب خَرکوف ؛ رجوع کنید به سطور بعد)؛ کوچ (اسدی ، ذیل همین واژه ؛ اصلاً به معنای «لوچ / احول »، و اطلاق آن بر جغد احتمالاً به سبب لوچی ظاهری چشمان جغدهاست ؛ قس یکی از نامهای مازندرانیِ جغد، kole ) a - / e pet - ( t ¦ i /p ، لفظاً «مرغکِ/ جوجة لوچ »)؛ کُنگُر (اسدی ، ذیل «چُغد»). نامهای ویژه تری نیز یافته می شود: خَرکوف (لفظاً، «جغد بزرگ ») و شاهْ بوم برای بزرگترین نوع بوم ، Bubo bubo (در کردستان ، /bo ¦-bu ¦ىa ، به نقل مُکری ، همانجا، و در لُری ، f ¦ i -b ¦ىa )، و ( مُرغِ ) شب آویز ، چوک (اسدی ، ذیل همین واژه )، چَرْک (نَسَوی ، ص ١٦٣؛ نیز رجوع کنید به برهان ، ذیل همین واژه ) و مرغِ حق ( گوی ) برای یکی از انواع کوچکتر جغد (دربارة شب آویز/ مرغ حق رجوع کنید به سطور بعد).

قدیمترین توضیح انواع جغد در مآخذ فارسی ، در تحفة حکیم مؤمن (ص ٢٤٥) است : « ( بوم را ) ... اقسام می باشد: یکی را به فارسی بوف و به ترکی سارْقوش گویند، و آن عظیم الجثه تر از سایر اصناف است ، و شاهْبوم ؛ یکی را به ترکی یَپْلاق گویند ( در متن به صورت نادرستِ بیلاق چاپ شده ) ، و آن کوچکتر از همه است ، مگر مرغِ حق که از سایر حقیرتر و به قدر قُمری است ؛ و قسم اوسط ، سیاهْ لون و مسمّی ' به جغد است و در تنکابن کوره بو ( لفظاً، «بوفِ کور» ) نامند («کور»ی جغدان ، که بیشترشان شبْپَر و شبْشکارند، تعبیر عامیانه ای است از ضعفِ نسبی دید آنها در روشنایی تُندِ روز؛ نیز قس مضمونِ «کوری » جغدها در القابِ ra ¦a-ku ¦bu در کرمانجی و گویش کرمانشاه و غیره ( مُکری ، ص ٣٣، ٣٦ ) ، و گیلکی ¦qu ¦qu ) - ) r ¦ku لفظاً، «قوقویِ کور» [ ). حسام الدوله در بازنامة ناصری (تألیف در ١٢٨٥؛ ص ١٩ـ٢٣)، می نویسد که «بوف ... هشت و نه نوع است »، ولی فقط آنهایی را شرح می دهد که مفروضاً به گونه ای به کار قوشچیها می خورده اند: ١) «خوب آنها ( یعنی بهترین آنها، البته از دیدگاه بازیاران ) شاه بوف است که صیادان او را از آشیان برمی دارند و او را برای قوش گرفتن تربیت می کنند». (وی سپس بتفصیل «سیاق » طولانی و پُر مشقّت تربیت شاه بوف را برای جلب و به دام انداختن پرندگان دیگر، بویژه انواع بازانی که برای قوشچیها گرانقدرند، شرح می دهد.) ٢) یاپَلاغ ( از ترکی آذری یاپالاق به معنای «جغد» ) ، که به گفتة وی «بر دو نوع می باشد: یکی صحرایی است ( احتمالاً Asio flammeus ) و نوع دیگر در باغها پیدا می شود... باغیِ او که قدری سیاهرنگتر است ( احتمالاً Asio otus ) ... کوچکتر از شاه بوف است ». ٣) «نوع دیگرش بی شاخ است ( یعنی فاقد گوشپَرهای شاخ مانند برخی از انواع جغدان ) ، که در بغداد و اماکن مشرّفه ( کربلا، کاظمین و سامرّا ) بسیار است ، سفید مایل به زردی ،... او را عروس چاه می گویند ( = Tyto alba ) . خوراکش بیشتر کبوتر حَرَم است ... ( لذا ) خُدّام ( حرم ) هم هنگام بهار بچة ( = جوجة ) آنها را در گنبد و سوراخ در آورده می کُشند. از یاپلاق کوچکتر است ». ٤) ب'ایَه قُوش ( واژة ترکی ؛ برای مفهوم اصلی آن رجوع کنید به سطور زیر ) که او را ( در فارسی ) جغد می گویند، اکثر در جاهای خرابه پیدا می شود» ( احتمالاً Athene noctua ) . ٥) «مرغ شب آهنگ ... که او را عوام مرغ حق می خوانند... جُرّه اش به قدر کاکلی می شود، بسیار خوش خط و خال ، خاکستری رنگ مایل به سیاهی ، با خط و خال زیاد مقبول » (به تشخیص اسکات و دیگران ، Otus scops و Otus brucei ؛ برای افسانه های مربوط به مرغ حق رجوع کنید به سطور بعد).

نامهایی که پرنده شناسان جدید برای جغدان ایران پیشنهاد کرده یا به کار برده اند (رجوع کنید به رید ، ص ١٣ـ١٤؛ اسکات و دیگران ، همانجا)، جز شاه بوف و مرغ حق ، ترجمة تقلیدی نامهای آنها در زبانهای اروپایی است ، مثلاً «بوفِ/ جغدِ سفید» به ازای Tyto alba (لاتینی )، «بوفِ/ جغدِ ماهیخوار/ ماهیخور» (به ازای

fish owl (انگلیسی ،= Ketupa zeylonensis )، و «بومِ/ جغدِ باتلاقی / تالابی » (به ازای hibou des marais فرانسوی ، =

Asio flammeus ).

در سنتهای هند و ایرانی ، جغدان موجوداتی بدنهاد یا منحوس دانسته می شدند. در اساطیر هندوان ، جغد نمایندة یَمَه (خداوند مرگ و جنازه ها، و والیِ آرامگاه مردگان ) است (برای برخی دیگر از خرافات هندی دربارة جغد رجوع کنید به بالفور ، ج ٣، ص ٦٣؛ نیز رجوع کنید به بازتاب عیبهایی که در فرهنگ عوام باستانی هند به جغد نسبت داده می شد در کتاب پنچاتنترا ( کلیله و دمنه )؛ رجوع کنید به سطور بعد). در سنّت ایرانی باستان ، به تصریح بندهشن (فصل ٢٣، بندهای ١و٢، ص ١٨٩ و ١٩١)، بوف یکی از پانزده نوع جانور «گُرگْصفت »ی دانسته شده است که اهریمن آفرید (در شمار خودِ گرگ ، شغال ، شیر، ببر، گربه ، کفتار و جز اینها)، یعنی جانوران درنده خو، خونخوار، ویرانگر و، در عین حال ، بیباک و دزدْ رفتار (نیز رجوع کنید به اصطلاح اوستایی «مرغ اَشو زُشْتَ » در دنبالة مقاله ). داستانی که دمیری (ج ١، ص ٢٢٧) از ابن النّجار مورخ بغدادی (٥٧٨ـ٦٤٣) نقل کرده است شاید بازتابی از بدبینی ایرانیان پیش از اسلام دربارة جغدان باشد: «کسری به عاملی از عاملان خود گفت : برای من بدترینِ پرندگان را شکار کن و با بدترین هیزمها بریان کن و به بدترینِ مردم بخوران . وی بومی گرفت و با ( آتش ) چوبِ خَرزَهره (دِفْلی ') بریان کرد و به یک سخن چین (ساعی ) خورانید» (خواندمیر، ج ٤، ص ٦٩٦ـ ٦٩٧، به جای «ساعی »، «عالمِ ظالم » آورده است ). در آثار صنعتگران و هنرمندان ایرانی ، که به نمایش جانوران بسیار راغب بودند، اثری از تصویر جغد یافته نمی شود (البته بجز در تصویر صحنه هایی که جغد در آنها نقش عمده ای دارد، مثلاً در تصویرهای مربوط به «باب البوم و الغربان » در کلیله ودمنه در بعض نسخه های خطی )، و این نکته شاید دالّ بر این باشد که از نمایش پرنده ای نامیمون یا بدشگون کراهت داشتند. البته نقش جغد بر برخی از سکّه های سیمین چهار درهمی پیش از اسلام دیده می شود (رجوع کنید به > سیری در هنر ایران < ، ج ٧، لوحة ١٢٦، ش A )؛ ولی ، همچنانکه هیل توضیح داده است (ج ١، ص ٤٠١)، در این سکه ها که احتمالاً در شمال شرقی ایران در روزگار استیلای اسکندر و جانشینان او (اواخر قرن چهارم ـ اوایل قرن سوم پیش از میلاد) رواج داشته است ، جغد را آتنه (الهة حکمت و نیز صناعات زنان نزد یونانیان ) بر دست دارد، و این دلیلی بر نفوذ سیاسی و هنری یونانیان در آن روزگار است ، که جغد نزد ایشان به عنوان یکی از نشانه های آن الهه عزّت و احترام داشت .

در میان اقوام سامی ، یهودیان قدیم جغد را چندان بدیُمن می پنداشتند که ، گرچه ، به گمان ایشان ، دیدنِ همة پرندگان در خواب به نیکی تعبیر می شد، اما رؤیت جغد گزارش بدی داشت . در عهد عتیق ، جغدان نماد ویرانی و مَتروکیّت اند و گوشتشان (مانند گوشت دیگر جوارح ) ناپاک و حرام است (رجوع کنید به جودائیکا ، همانجا). تازیان دورة جاهلیّت نیز خرافات و افسانه هایی دربارة جغد داشتند. مثلاً، به گزارش نویری (همانجا)، می پنداشتند که وقتی کسی می میرد یا کشته می شود، روانش به صورت پرنده ای ( که همان «صَدی '» باشد ) درمی آید و بر بالای گور او شیون می کند و از جدایی خود از کالبد او، می نالد؛ دیگر این که معتقد بودند که «هامه »ای پیوسته نزد فرزندان و بازماندگان میّت است تا بداند که پس از وی چه می گذرد و وی را از آن آگاه کند. نویری سپس می افزاید که تازیان بر این خرافات و اکاذیب بودند تا این که پیامبر، صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، از اینها نهی کرده گفت : «لاَعدْوی ' و لاطِیَرَةَ و لاهامَةَ». به رغم این نهی ، «طِیَرَه » (فال بد به پرواز و آواز پرندگان بدیُمن چون کلاغ و بوم )، اعتقاد به وجود «صدی » و بدشگونی جغد در میان تازیان و دیگر اقوام مسلمان شده دوام داشته است ، چنانکه ، مثلاً، تَوبة بن الحُمَیِّر، شاعر عاشق پیشة مشهور عرب (مقتول در ٨٥)، در یکی از شعرهای معروف خود که در حرمان از وصال لَیلی ' الاَخیلیّة ، شاعرة زیبای عرب ، سروده است ، به آن «صَدی »ی گورنشین اشاره می کند (رجوع کنید به نویری ، همانجا)، و لا اقل تا روزگار ابوالفرج اصفهانی (متوفی ٣٥٦)، که «صدی '»ی ملازم گور توبه را باعث مرگ لیلی حکایت کرده است ، این خرافه در میان تازیان باقی بود که اگر کسی به خونخواهی مقتولی برنخیزد، جغدی از سَرِ آن مقتول درآمده چندان فریاد می کند که « اِسقونی ، اِسقونی » («به من آب دهید، به من آب دهید») تا این که انتقام خون مقتول گرفته شود (رجوع کنید به الاغانی ، ج ١١، ص ٢٤٤). جاحظ بَصْری (حدود ١٦٠ـ ٢٥٥) نیز در کتاب الحیوان (ج ٣، ص ٤٥٧) می گوید که « ( دیدن بوم یا شنیدن بانگ ) بوم را اهل ری و مَرو به فال نیک می گیرند، و مردم بَصره به فال بد».

در حالی که ظاهراً شکارگری شبانة «دزدانة » جغدان سبب عمدة بداندیشی ایرانیان باستان دربارة آنان بوده است ، در ایران دورة اسلامی ، شاید به تأثیر اعتقاد تازیانِ مسلمان شده به شآمت جغدان ، ظاهراً «بدشگونی » موهوم آنان مایة بدنامیشان گشته است . به هر حال ، در ادب فارسی و فرهنگ عوام ایرانی در دورة اسلامی اشارات بسیار به بدیُمنی و نحوست و ویرانه نشینی جغد (معمولاً در تضاد با خوش یُمنی پرنده ای افسانه ای به نام همای ) رفته است ، مثلاً: «هر آن کس را که باشد راهبر بوم / نبیند جز که ویرانی بَر و بوم » (ناصرخسرو)؛ «خاقانیا، زِ گیتی چون جویی آشنایی ؟/ خواهی زِ بوم و کَرکس تو سایة همایی ؟» (خاقانی )؛ «کس نیاید به زیر سایة بوم / وَر همای از جهان شود معدوم » (سعدی ؛ برای مثالهای بیشتر رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه های بوم ، جغد ، همای و غیره ).

مع ذلک ، یکی از بوفدیسان ، یعنی «مرغ حق »، از تقبیح عوام یا شاعران مصون مانده است ، نخست شاید به سبب این که اصلاً گونه ای جغد دانسته نشده است (رجوع کنید به نام «شب آویز» و افسانه های آن ، که حاکی از جهل عامه در بارة ماهیت این پرنده و رفتار آن است )، و دیگر به سبب این که بانگ کوتاه ، مقطّع ، آهسته و حزین این موجود نادیده را، که با بانگ بلند، کشیده ، دلخراش ، شیون گونه ، یا ترس آور برخی دیگر از جغدان تفاوت بسیار دارد، مطابق با لفظ عربی «حَق » یا «هُو» در اصطلاح صوفیان یافته اند (از اینجاست نامهای «مرغِ حق ( گو ) » در فارسی ، «حقْ دوستَک » در افغانستان ، به گزارش ع . افغانی نویس ، ص ٢٠٣، «حَقْحَقوک » در گویش کرمانجی ترکیه ، و «هُوهُوکَرَک » در مازندران ؛ دو نام اخیر به گزارش مکری ، ص ٣٣). به این افسانة شب آویزی و حقگویی ، سپس موضوع دیگری افزوده شده است ، که این پرنده چندان به حالت سرنگون فریاد می کند تا قطره ای خون از گلویش بچکد (مثلاً رجوع کنید به معین ، ذیل چوک ). برخی از مؤلفان خواص شگرفی هم برای شباویز ذکر کرده اند. حُبَیش بن ابراهیم تفلیسی (قرن ششم ) در بیان الصناعات (ص ٣٥٨، با نامِ گویا فارسی «کَتوم » ( ؟ ) ، که در دیگر مآخذ یافته نمی شود) «منافع »ی (به ادعای خود، از « کتاب حیوانات ارسطاطالیس ») برای آن نقل کرده است ، از جمله : «اگر وی را به تیغی از شَبَه بکُشند و خونش را به کسی دهند که مُعَربَد و بی ادب بُوَد، ساکن شود و هرگز عربده نکند» و «اگر سرش را به آفتاب خشک کنند و بر بازو بندند، به نزدیک بزرگان و سلاطین مقرّب و محبوب شوند». صادق هدایت (ص ١٣٥) دو روایت دربارة «مرغ حق » نقل کرده است : یکی این که وی مردی بوده که با خواهرش بر سر میراثی نزاع می کرده است ، زیرا می خواسته است که خود از آن ، دو بهره ببرد و فقط یک بهره به او بدهد؛ لذا خواهرش سرانجام قهر کرده از آنجا گریخت ، و او ( ظاهراً به نفرین خواهرش ) به صورت «مرغ حق » مسخ شد، که از آن پس ، از پشیمانی و به امید فراخواندن خواهرش ، پیوسته می گوید: «بی بی جون ، دو تا تو، یکی من » (در روایت هانری ماسه ، ج ١، ص ٣٢٦، متنازعان دو خواهرند، و آن خواهر آزمند که پیرزنی بود، به صورت بومی مسخ شد، و به قول ماسه ، ازینروست که مردم لقبِ «فاطمه خانم » به بوم داده اند. به مناسبت دیگری ، ماسه ، همانجا، پانویس ١، لقب «خاله قوقومه / کوکومه » را هم برای بوم ذکر کرده است ). روایت دیگر این که مرغ حق «از مال ( یک کودک ) صغیر یک دانه گندم ( به ناحق ) خورده که در گلویش گیر کرده ، و ( لذا ) آنقدر حق حق می گوید تا از گلویش سه ( قطره ) خون بچکد» (هدایت ، همانجا).

دربارة جغد به معنای اعمّ نیز، هدایت سه خرافه نقل کرده است : «جغد گریه بکند، خوش یمن است و خنده بکند، بدیمن » (ص ١٣٠)؛ «جغد را که ببینند، باید بگویند: میمنت خانم ، خوش آمدی ، عروسی است » (همانجا)؛ و «جغد سَرِ راهِ کسی را ببُرد، ( این پیشامد برای آن کس ) بدیمن است » (ص ١٣٣). ماسه (ج ١، ص ٣٤٦) خرافات دیگری هم بازگو کرده است ، مثلاً: اگر جغدی بر بام خانه ای ناله سَر دهد، ساکنان آن خانه خبر بدی خواهند شنید. اگر یک بار بانگ زند و سپس برود، ورود مسافری را اعلام می کند. اگر جغدی بر بامی یا درختی نزدیک بنشیند و فریاد کند، چنانچه در خانه بیماری باشد، فریاد آن جغد منادی مرگ است ؛ برای دفع قضا و بلا باید آیینه ای و ظرفی از نمک به سوی آن گرفت و گفت : «خوش خبر باشی !» اگر جغدی بر درختی نزدیک در بانگ زدن لجاج کند، باید کمی نان و نمک و آیینه ای به او نشان داد و گفت : «فاطمه خانم ، به حق این نان و نمک قَسَمت می دهم که برای ما خوش خبر باشی » (ماسه ، ج ١، ص ٣٤٧). مکری نیز (ص ٢٩، ٣٠ و غیره ) وجود خرافات مشابهی را در میان مردم غرب ایران دربارة گونه ای جغد که به نامهای محلی بایَقُش / بادَقُش و غیره (همه صورتهایی از بایْقوش ترکی ) یا با لقب خاله کوکومه (در کرمانشاه ، آشتیان و غیره ) شناخته می شود، گزارش کرده است ، مثلاً: دیدار آن را برخی به فال نیک و برخی به فال بد می گیرند؛ آن را وارث خاندانهای از میان رفته و صاحب ویرانه های خانمان ایشان می دانند؛ غالباً کودکان را از سنگ پراندن یا آزار رساندن به آن نهی می کنند، که مبادا دچار نفرین آن شوند.

لقبهای مذکور در بالا، یعنی «فاطمه خانم »، «میمنت خانم »، «خاله قوقومه / کوکومه »، آشکارا حسنِ تعبیرهایی است برای تحبیب و جلب عطوفت پرنده ای مفروضاً بدشگون یا زیان آور. نظیر این تعبیرات ولی بسی قدیمتر را شاید بتوان در عبارت ندایی اوستایی -zuىta ¦a aىo g r m ، لفظاً به معنای «(ای ) مرغ محبوبِ اَشَه ( امشاسپند راستی و حق ) »، یافت ، که دو بار در وندیداد (١٠ـ٧:١٧) در ارتباط با آداب دفن ناخنهای چیدة انگشتان به کار رفته است (رجوع کنید به زند اوستا ، ج ٢، ص ٢٣٨ـ٢٣٩، و بارتولومه ، ستون ٢٣٧، ٢٥٩): شاید برای این که ناخنها به دست جادوگران نابکار و بدسگال نیفتد و اینان نتوانند از آن ناخنها برای آزار رساندن به صاحب آنها سوء استفاده کنند، می بایست آنها را بدقّت در زمین پنهان کرد و در موقع چال کردن آنها، می بایست آنها را به «مرغ محبوب اَشَه » وقف کرد و آرزو نمود که وی از آنها نیزه و کارد و تیر و فلاخن بسازد و این سلاحها را به ضدّ دیوان مازَنَه به کار گیرد. البته تعبیرِ «مرغ محبوبِ اَشَه » به خودی خود دلالت صریحی بر جغد ندارد، بلکه مفسّران سپسین زردشتی در دورة اسلامی در کتاب صد دَرِ نثر (دَرِ ١٤، «در باب ناخن چیدن »، ص ١٤) آن را به جغد (کوف ) تعبیر کرده اند: «و اورمزد به افزونی مرغی بیافریده است که او را اشو زشت خوانند و بهمنْ مرغ ... و کوف نیز خوانند؛ ناخن ( می ) خورد، البته باید که ( ناخن را ) ناسوده نگذارند که به سلاح جادوان به کار آید» (نیز رجوع کنید به زند اوستا ، همانجا، پانویس ١٣، و پور داود، بخش ١، ص ٣٢١، پانویس ١٠). اگر این تفسیر درست باشد، «اشو زشت » (یعنی «محبوب اَشَه ») و «بهمن مرغ » (یعنی پرندة بهمن = وهُو مَنَه ، امشاسپند پندار نیک ) تعبیرات تحبیبی مذهبی برای یک پرندة تابو ست (ولی این تفسیر ظاهراً درست نیست ، زیرا از سویی ، مؤلفان صد دَرِ نثر از پرنده ای اورمزدْ آفریده سخن می گویند در حالی که کتاب معتبرتر و اصیلتر بندهشن ، چنانکه گفته شد، بوف را از آفریده های بدکردار اهریمن دانسته است ؛ و از سوی دیگر، از نظر اساطیری ، سخت بعید می نماید که پرنده ای روزکور، عزلت گزین و «ناخن خوار» به جنگ دیوان سهمگینی برود که خودِ اورمزد از برانداختن آنان عاجز بود). مثالی واضح از نامی تحبیبی یا استرضایی برای جغد، نام آن در ترکی جنوبی است ، یعنی بای ـ /بَیْ ـ قوش لفظاً به معنای «پرندة توانگر» (رجوع کنید به د.ا.ترک ، ذیل «بی / بای »)، که اسدی طوسی (ذیل کوچ ) آن را به صورت بیغوش ذکر کرده است .

با چنان پیشینة اسرارآمیزی در خیال عوام ، شگفت نیست که بومان به پزشکی هِرمِسی و جادوگری نیز راه یافته باشند. اینک برخی از «عجایب » یا «منافع » شگرفی که شهمردان بن ابی الخیر در نزهت نامة علایی (تألیف احتمالاً در حدود ٤٩٠ـ٤٩٥؛ ص ١٣٧ـ ١٣٨) روایت کرده است (خلاصة آنها را دنَیسری در نَوادر التبادر ، تألیف ٦٦٩، ص ٢٣٤، بی ذکر مأخذ، آورده است ): « ( جغد ماده ) دوخایه نهد، یکی موی رویاند و یکی بسوزاند و بتراشد» (وی سپس طرز شناختن این دو تخم را از یکدیگر توضیح می دهد)؛ «جغد را چون بکُشند، یک چشم باز کرده ( یعنی بیدار ) دارد و یک چشم بر هم نهاده ( یعنی در خواب ) . اگر ( هر یک را ) در زیر نگین انگشتری ( کسی ) نهی ، همین فعل پدید آرد. اگر خواهی بدانی که کدام ( چشم ) بخواباند و کدام خواب بَبَرد، هر دو چشم در آب افکن : آنچه بر زِبَر آید بیخوابی را باشد و آنچه به زیر آب نشیند، خواب را»؛ «خون او با روغن بَر سَر کُنند، شپش همه بمیراند و بر روی و پیشانی و گردن خداوندِ لَقوه کُنند، منفعت کند»؛ «زهرة او با خاکستر چوب گز به وقت خواب کسی بخورد که در جامة خواب ( بول کند ) ، ( آن کس ) نیک شود»؛ «سرگین جغد بر آتش نهند ( در ) جایگاهی که زنبور بسیار باشد، همه ( زنبوران ) بروند». برخی دیگر از خواص شگرف جغد به روایت زکریای قزوینی (٦٠٠ـ٦٨٢) در عجائب المخلوقات (ص ٢٧١) چنین است : (چشمهای جغد) اگر شخصی آنها را به مُشک بیامیزد و با خود دارد، هر کسی که بوی اینها به مشامش رسد، محبت شدیدی به آن شخص پیدا می کند؛ (زَهره ) اکتحال آن برای رفع «ظُلمة العَین » سودمند است ؛ خوردن آمیزة آن با خاکستر چوب بلوط سنگ مثانه را خرد می کند؛ (گوشت ) اگر خشکاندة آن را در طعام بریزند و به جمعی بخورانند، در میان ایشان دشمنی واقع خواهد شد؛ (استخوان ) تدخین آن در مجمع شرابخواران باعث عربده کشیدن ایشان به یکدیگر می شود (نیز رجوع کنید به دمیری ، ج ١، ص ٢٢٨؛ تفلیسی ، ص ٣٦٠، حکیم مؤمن ، ص ٢٤٥ـ٢٤٦).

نه فقط بسیاری از آدمیان در سراسر جهان بومان را مبغوض می دارند بلکه بسیاری از پرندگان نیز، بویژه زاغ / کلاغ (در عربی ، غُراب ، جمع آن ، غِربان )، به سبب شکارگری شبیخون آسای آنان و بانگهای هراس انگیز برخی از آنان در سکوت و آرامش شب ، از آنان می هراسند و آنان را دشمن می دارند. تخیّل آدمیان این ارتباط طبیعی را به «دشمنی قدیم و کینة دیرینه میان بوم و کلاغ » ( کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص ١٧٦) تعبیر کرده است . شاید کهنترین گزارش تخیّلی از منشأ این تضاد زاغان و بومان روایتی باشد که در پنچاتنترا (مجموعة معروف داستانهای باستانی هندی دربارة جانوران که احتمالاً میان ١٠٠ پیش از میلاد و ٥٠٠ پس از میلاد تألیف شده ) آمده است (ترجمة انگلیسی رایدر از متن سانسکریت ، فصل ٣: «کلاغها و جغدها»، ص ٢٥١ـ٣٢٦) که خلاصة آن چنین است : وقتی پرندگان برای گزینش شاه جدیدی برای خود انجمن کردند، به اتفاق آرا، جغد را برگزیدند، زیرا «ظاهری موقر و احترام انگیز داشت ». سپس وقتی که مشغول تهیة جشن بزرگی برای برگزاری مراسم سلطنت جغد بودند، کلاغی «کسی نمی داند از کجا» پیدا شد. حاضران ، که کلاغ را «زیرکترین پرندگان » می دانستند، نظر او را هم پرسیدند. کلاغ آنان را از این گزینش منصرف کرد و دلیل آورد که جغد «زشت ...، روز کور...، درنده خو، بیرحم ، سودایی مزاج ...» است . در نتیجه ، مرغان آیین پادشاهی را برگزار نکردند، و پراکنده شدند. جغد سخت آزرده خاطر گشت و کینة زوال ناپذیر کلاغان را به دل گرفت . این داستان با دگرگونیها و اضافاتی در ترجمة عربی ابن مقفع از متن پهلوی ، کلیلة و دمنة ، «باب البوم و الغربان » (ص ٢٥٥ـ٢٩١) آمده است ، با این تفاوت که در متن عربی کُلَنگان (الکَراکی ) ـ و نه همة پرندگان ـ می خواهند شاهی برای خود برگزینند؛ نیز رجوع کنید به «داستان کلاغان و بومان » در داستانهای بیدپای (کلیله و دمنه ، ترجمة بخاری ، ص ١٧٥ـ٢٠٣) که نزدیکترین ترجمة فارسی به متن ابن مقفع است . در این ترجمه ، باز پرندگان اند که در طلب پادشاهی هستند، و کلاغ جغد را به «زشتی ، کم خردی ، زودخشمی ، سنگدلی ، برجای ـ ماندگی ، روزکوری ، بداندیشی ، سراندرونی » و غیره متهم می کند (ص ١٨١). فردوسی در حکایت دورة پادشاهی خسرو پرویز می گوید که خسرو در پیامی که برای قیصر روم فرستاد به این نکته اشاره کرد: «سزد گر بپرسی ز دانای روم / که این بد ( یعنی حالت قدیمی جنگ و کشمکش میان ایران و روم ) زِ زاغ آمده ست اَر زِ بوم » (ج ٩، ص ٨٢، بیت ١٢٣٦).

در خوابگزاری نیز بازتابی از هیبت بوم در دل آدمیان و مرغان می یابیم . به روایت دمیری (ج ١، ص ٢٢٨) «جغد در رؤیا دلالت دارد بر دزدی مکار یا، به قولی ، پادشاهی مهیب که زهرة رعیت از هیبت او بترکد، و بر دلیری و ناترسی » (برای تعبیر مشروحتر رجوع کنید به نابلسی ، ج ١، ص ٥٨ـ٥٩).


منابع :
(١) علی بن حسین ابو الفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣١٩ ش ؛
(٣) درک ا. اسکات ، حسین مروج همدانی ، و علی ادهمی میرحسینی ، پرندگان ایران ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٤) عبدالله افغانی نویس ، لغات عامیانة فارسی افغانستان ، کابل ١٣٤٠ ش ؛
(٥) محمد حسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٦) ابراهیم پور داود، فرهنگ ایران باستان ، بخش ١، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٧) حبیش بن ابراهیم تفلیسی ، بیان الصناعات ، چاپ ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین ، ج ٥ (١٣٣٦ ش )؛
(٨) عمرو بن بحر جاحظ ، کتاب الحیوان ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، بیروت ١٣٨٨/١٩٦٩؛
(٩) تیمور بن حسنعلی حسام الدوله ، بازنامة ناصری ، تهران ١٢٨٥؛
(١٠) محمد مؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٤٠٢ ) ؛
(١١) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٢) محمد بن موسی دمیری ، حیاة الحیوان الکبری ، قاهره ١٣٩٠/١٩٧٠، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش ؛
(١٣) محمد بن ایوب دنیسری ، نوادر التبادر لتحفة البهادر ، چاپ محمد تقی دانش پژوه و ایرج افشار، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٥٠ ش ) ؛
(١٤) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(١٥) سایمون جرویس رید، فهرست پیشنهادی اسامی پرندگان ایران ، تهران ١٣٣٧ ش ؛
(١٦) شهمردان رازی ، نزهت نامة علایی ، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٧) صد دَرِ نثر و صد در بندهش ، چاپ ب . ن . دهابهار، بمبئی ١٩٠٩؛
(١٨) ادوار غالب ، الموسوعة فی علوم الطبیعة ، بیروت ١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(١٩) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، متن انتقادی ، مسکو ١٩٦٣ـ١٩٧١؛
(٢٠) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، قاهره ١٣٩٠/ ١٩٧٠، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش ؛
(٢١) یعقوب بن احمد کردی نیشابوری ، کتاب البلغة : فرهنگ عربی و فارسی ، چاپ مجتبی مینوی و فیروز حریرچی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٢٢) کلیلة و دمنة ، ترجمة ابن مقفع ، چاپ منفلوطی ، بیروت ?( ١٩٦٦ ) ؛
(٢٣) همان ، ترجمة محمد بن عبد الله بخاری : داستانهای بیدپای ، چاپ پرویز ناتل خانلری و محمد روشن ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢٤) هانری ماسه ، معتقدات و آداب ایرانی ، ترجمة مهدی روشن ضمیر، تبریز ١٣٥٥ـ١٣٥٧ ش ؛
(٢٥) محمد معین ، فرهنگ فارسی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٦) محمد مکری ، فرهنگ نامهای پرندگان در لهجه های غرب ایران : لهجه های کردی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢٧) عبد الغنی نابلسی ، تعطیر الانام فی تعبیر المنام ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست قم ، ( بی تا. ) ؛
(٢٨) علی بن احمد نسوی ، بازنامه ، چاپ علی غروی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٢٩) احمد بن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٣٠) صادق هدایت ، نیرنگستان ، تهران ١٣٣٤ ش ؛


(٣١) Edward Balfour, The cyclopaedia of India and of Eastern and Southern Asia... , vol. ٣, London ١٨٨٥, repr., Graz ١٩٦٨;
(٣٢) Christian Bartholomae, Altiranisches Wخrterbuch , Strassburg ١٩٠٤, repr., Berlin ١٩٦١;
(٣٣) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, s.v. "Owl" (by Jehuda Feliks);
(٣٤) G. F. Hill, "The coinage of the ancient Persians", in A survey of Persian art , ed. Arthur Upham Pope, vol. ١, Tehran ١٩٧٧;
(٣٥) F. Hدe and R. D. E ¨tchإcopar, Les oiseaux du Proche et du Moyen Orient ... , Paris ١٩٧٠;
(٣٦) I A , s.v. "Bay" (by Fahir I z);
(٣٧) Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge ١٩٨٤;
(٣٨) Pa•c §atantra , tr. A. W. Ryder, Bomby and Calcutta ١٩٤٩;
(٣٩) Zand-a ¦ka ¦s i ¦h: Iranian or greater Bundahis §n , transliteration and English translation by B. T. Anklesaria, Bombay ١٩٥٦;
(٤٠) Le Zand- Avesta: traduction nouvelle avec commentaire historique et philologique , par James Darmesteter, Paris ١٨٩٢-١٨٩٣, repr. ١٩٦٠.

/ هوشنگ اعلم /