دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٤٧
بندر انزلی ، شهرستان و تالاب (مرداب )، و شهر و بندری در استان گیلان .
١) شهرستان بندر انزلی (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٨٢٧ ، ١١٩ تن ، که از آن میان ٥٤٤ ، ٩٨ تن ، ٢٣ر٨٢%، شهرنشین و بقیه روستانشین بوده اند). در کرانة جنوب غربی دریای خزر، در شمال غربی استان گیلان واقع و مشتمل است بر بخش حومه (مرکزی ) و دهستانهای چهار فریضه / فرضه ، و لیچارْگیِ حسن رود. از شمال به دریای خزر، از مشرق به بخش لَشتِنِشا (در شهرستان رشت )، از جنوب به شهرستانهای رشت و صومعه سرا، و از مغرب به رضوانشهر محدود است . آبادیهای آن در دشت ، در کنار مرداب و رودهاست . تالاب (مرداب ) انزلی در جنوب و مشرق و مغرب ، و جزایر طالقانی ، پیله علی باغ و بهشتی (قلم گودة بزرگ )، قلم گودة کوچک و میان پشته در آن قرار دارد. از زیا دارای انواع پرندگان و ماهی ، خرگوش ، شغال ، گراز و روباه ، و از گیا دارای انواع درختان جنگلی است . محصول عمدة آن برنج و کنف و صیفی و تره بار و میوه است . شغل اصلی مردم ، زراعت ، صید ماهی و شکار پرندگان است . در انزلی ، شهرک دهکدة ساحلی در سمت شرقی اراضی غازیان ، پیش از انقلاب اسلامی (١٣٥٧ش )، احداث شده است . راه اصلی رشت ـ آستارا، از طریق شهر و بندر انزلی ، از آن می گذرد. یکی از آبادیهای بزرگ آن ، کپورچال است که در حدود بیست کیلومتری مغرب انزلی ، بر سر راه انزلی ـ هَشتپَر (طالِش ) ـ آستارا واقع است . شهرستان امروزی بندرانزلی ، طبق قانون تقسیمات کشوری در ١٣١٦ ش ، به عنوان بخش (به نام بندرپهلوی )
در شهرستان رشت (استان یکم ) تشکیل شد. در بیستم شهریور ١٣٢٢، بخشهای بندرپهلوی و شفارود، از شهرستان رشت جدا و تبدیل به شهرستان و تابع استان یکم شد. انزلی منطقه ای زلزله خیز است و گاهی آب دریای خزر در کرانه های آن پیشروی می کند.
٢) تالاب (مرداب ) انزلی . بزرگترین مرداب دریای خزر، به عمق حدود سی تا نود سانتیمتر و مساحت تقریبی یکصد کیلومترمربع ، عمدتاً در شهرستان انزلی واقع شده که از پیربازار در مشرق تا مغرب شهرستان انزلی (نزدیک آبادی گلوگاه ، حدود نُه کیلومتری مغرب انزلی در دهستان چهار فریضه ) امتداد دارد. مرداب در این حدود، بسیار نزدیک به دریای خزر است . تالاب انزلی از جنوب به شهرستانهای صومعه سرا و رشت ، و از شمال به کرانة دریای خزر محدود، و مشتمل بر چند قسمت است : الف ) بخش جنوبی یا تالابِ سیاهْکِشیم که ظاهراً «اکوسیستمی » ویژه است . این تالاب محدود است از شمال به اراضی آبادیهای ماهروزه (شبه جزیره واری در امتداد شرقی ـ غربی مرداب انزلی )، از جنوب به صومعه سرا، و از مشرق به فومن و بخش مرکزی تالاب انزلی ؛ ب ) بخش مرکزی . محدود است از شمال به بندر و شهر انزلی (رجوع کنید به بخش سوم مقاله )، از جنوب به صومعه سرا، و با تنگه ای به دریای خزر می پیوندد؛ ج ) بخش غربی . محدود است از جنوب به زمینهای شمالی آبادیهای ماهروزه و آبکنار، از شمال به اراضی جنوبی دهستان چهار فریضه ، و از مشرق به بخش مرکزی تالاب انزلی . حدود بیست رود به تالاب انزلی می ریزد، از جمله : بَهمَنبَر، نَرگستان ، مرغک ،
خالکائی ، پلنگ آور، ماسوله رودخان ، ترغه رودبار، گازرودبار، هندخاله و پیربازار. از گیا، در زمینهای پیرامون مرداب : کنف ، شب خُسب ، جِگَن ، دیلَکی ، تَلخه واش ، آلاله ، توسکا، هزارنی ، نیلوفر آبی ، لاله مردابی و چندین گیاه دیگر می روید که از نیِ آنها حصیر و زنبیل و سبد می بافند. از زیا دارای انواع ماهی (از جمله آزاد، سوف ، سفید، خاویار، سیم ، کولی ، کپور، اردک ماهی ) و انواع پرندگان (از جمله کاکایی نقره ای ، قو، پرستوی دریایی ، غاز، خوتکا، طَرلان ، انواع اردک و چنگر) است . بیشتر پرندگان آن مهاجرند و برای گذراندن زمستان به آنجا می روند. در کرانه های مرداب ، مرغ و خروس و گاو و گاومیش پرورش داده می شود.
در آنجا بادهایی می وزد که عبارت است از : بیرون وا (از شمال ) و سرتوک (از شمال شرقی ) در بهار و تابستان و پاییز؛ خزری (از شمال و شمال غربی ) در زمستان ، که آنجا را طوفانی می کند؛ بیرون گیله وا که بارانی است و در پاییز و زمستان می وزد؛ و کنار گیله وا/ خشک وا (از مشرق ).
در دورة قاجاریه و اوایل دورة رضاشاه (١٣٠٤ـ١٣٢٠ ش ) پیش از احداث راه اصلی رشت ـ بندرانزلی ، کشتیها از دریای خزر و از راه تنگه ، وارد مرداب انزلی می شدند و از آنجا تا پیربازار (پیش بندر رشت ) پیش می رفتند و از پیربازار تا رشت خط آهنی به طول هفت کیلومتر احداث شده بود. پس از ایجاد اسکله و بارانداز در غازیان و احداث راه بندرانزلی ـ رشت ـ تهران و مرمت موج شکنها و ساختن دو پل ، بتدریج راه دریایی انزلی ـ پیربازار از اهمیت افتاد.
٣) بندر و شهر انزلی (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، ٥٤٤،٩٨ تن )، بزرگترین بندر شمال ایران ، و مرکز شهرستان . در چهل کیلومتری شمال غربی شهر رشت (مرکز استان ) واقع شده و شهرمرزی آستارا در ١٤٩ کیلومتری شمال غرب آن است . میانگین حداکثر دمای آن ْ٦ر٢٨، و میانگین حداقل دمای آن ْ٢ر٦ است . گاهی میزان بارش سالیانة آن به ٤٠٠ میلیمتر می رسد. باد شمالی از شهریور تا اواسط آبان ، و بادهای بهاری و تابستانی در روز از مشرق و شبها از سوی جنوب غربی می وزد. بندر و شهر انزلی از سه قسمت عمده تشکیل شده که عبارت است از : غازیان ؛ جزیرة میان پشته ؛ و قسمتی از انتهای شرقی دهستان چهار فریضه (که در گذشته به آن قصبة انزلی می گفته اند).
دو دماغه ، از مشرق از انتهای زمینهای غازیان و از مغرب از انتهای زمینهای چهارفریضه ، بندر و شهر را از دریای خزر جدا می کند. در آغاز جنگ جهانی اول (١٩١٤)، در انتهای این دماغه ها دو موج شکن به نام «مول » ساخته شد (موج شکن شرقی به طول ٧٥٠ متر؛ غربی ٤٨٠ متر) و تعمیر آنها از ١٣١٤ ش آغاز شد (رجوع کنید به ایرانشهر ، ج ٢، ص ١٤٨٠ـ١٤٨٢).
دریای خزر با تنگه ای (بابی ) به طول حدود هفتصدمتر تالاب انزلی را از میان دو موج شکن به دریای خزر پیوند می دهد. این تنگه در نزدیک جزیرة میان پشته به دو قسمت تقسیم شده است : یکی مستقیم به سوی مرداب جریان می یابد و دیگری جزیرة میان پشته را از شمال دور می زند و پس از عبور از کنار تأسیسات سابق اقتصادی و شنبه بازار، به مرداب منتهی می شود. پل غازیان جزیرة میان پشته را به غازیان ، و پلی دیگر میان پشته را به قسمت غربی شهر انزلی متصل می کند (تاریخ ساخت پلها : ١٣١٥ـ١٣١٧ ش ). این پلها، به دلیل گذشتن کشتیهای دکل بلند بادبانی ، ابتدا متحرک ساخته شده بود. رفت و آمد از غازیان به قسمت غربی ، از تنگه با قایق (لوتکا) نیز صورت می گیرد. تأسیسات شیلات * ، و نیروی دریایی و اسکله و بارانداز در غازیان ، کاخ سلطنتی سابق (اکنون موزة نیروی دریایی ) در میان پشته ، بلوار و مغازه ها و مهمانخانه در قسمت غربی شهر قرار گرفته است . بلوار در امتداد کرانة تنگه قرار دارد. گاهی آب مرداب و زمانی آب دریا در تنگه جریان می یابد.
مهمانخانه ها و تأسیسات رفاهی و سکونتگاهها و مغازه ها و مراکز اقتصادی عمدتاً در قسمت غربی شهر در مغرب بلوار قرار گرفته است . رفت و آمد بین قسمت مشرق و مغرب شهر پیش از احداث پل (تا اوایل دورة رضاشاه ) با قایق صورت می گرفت ، و امروزه گاهی با قایق رفت و آمد می کنند و کرانه های شنی ، دریا را از شهر جدا می کند و از زیباترین استراحتگاههای ایران در تابستان شمرده می شود. بندر انزلی مسافران فراوانی می پذیرد. پلاژها در زمینهای شنی در امتداد کرانة دریای خزر در این سو و آن سوی موج شکنها قرار دارند، و در پیاده روهای شهر درختان نارنج کاشته شده است . انزلی از ١٣٠٤ش تا ١٣٥٧ش (پیروزی انقلاب اسلامی )، بندر پهلوی خوانده می شد (در ١٣١٤ش ، فرهنگستان تغییرنام «انزلی » به «پهلوی » را رسماً تأیید کرده بود). در قسمت دیگر شهر انزلی ، آبادی غازیان با هفت مسجد و چندین زیارتگاه قرار دارد، از جمله مسجد جامع مشهور به «مسجدِ خان »، و مسجد سرخی (احتمالاً بنای آن به طایفة سرخی منسوب باشد) که چاه مقدّسی در کنار آن هست . بندرانزلی در سابق با کشتیهای ترکمنی (بادبانی ) از طریق مرداب و پیربازار و رشت و دریای خزر، با آستارا و باکو و بندرگز پیوندهای اقتصادی داشت .
پیشینه . نام مرداب انزلی نخستین بار در ٨٦٥ به صورت «آب انزلی » آمده است . به نوشتة مرعشی «امیره محمد رشتی از راه گسکر به فُرضه خُمام ، به کشتی نشسته از آب انزلی بگذشت و بر رشت تاخت » (ص ٢٩٧؛ نیز رجوع کنید به ص ٣٥٤). در آن هنگام خمام به عنوان پیش بندر رشت ، شاید هم پیش بندر قسمت غربی رشت اهمیّت داشت ، زیرا در ٧٠٦ به نوشتة کاشانی ، هُمام (= خمام ) در ساحل قرار داشت (ص ٦٠). کاشانی مطالب خود را از زوزنی اخذ کرده و زوزنی مطالب خود را حدود ٦٥٢ نوشته است (رابینو، ١٣٦٤ ش ، ص ١٧٩). به نظر می رسد که دریای خزر در آن سالها در شمال گیلان پیشروی داشته است . امروزه فاصلة مستقیم خمام با دریا حدود چهارکیلومتر است . بنابراین ، مطالب سفرنامة اولئاریوس (ص ٣٧) در نیمة اول قرن یازدهم / نیمة اول قرن هفدهم ، که می گوید : «در همه دریای خزر تنها یک جزیره به نام انزیل ( =انزلی ) دیده می شود»، درست به نظر می رسد، زیرا در دورة ناصرالدین شاه (١٢٦٤ـ١٣١٣) به نوشتة بُهْلِر، فاصلة مرداب در مغرب آن با دریای خزر ( در نزدیکی گلوگاه ، نُه کیلومتری مغرب انزلی ) سی ذرع بود (ص ٢١) که این فاصله به سبب عقب نشینی دریای خزر در آن دوره بوده ، و ظاهراً در دوره های پیش خزر به مرداب می پیوسته است . نامِ قصبه و سپس شهر و بندر انزلی ، از نام مرداب انزلی گرفته شده است (سرتیپ پور، ص ٥٦). در١١٣٥/١٧٢٢، نیروی اعزامی پطرکبیر به فرماندهی شیپوف ، از روسیه وارد انزلی شدند و از طریق پیربازار به رشت آمدند و در بیرون تنگه در دریا سه کشتی توپ دار مستقر کردند. حاکم گیلان ، با کمک حاکم گسکر و آستارا، با حدود بیست هزارنفر که غالباً کشاورز مسلّح به شمشیر بودند، با روسها مقابله کردند و سرانجام قشون روس گیلان را ترک کرد (لاکهارت ص ٢٧٦ـ٢٨٠؛ سرتیب پور، ص ٥٨).
در ١١٨٣/١٧٧١، گملین قدمت آبادی انزلی را بیش از پنجاه سال ندانسته و افزوده است که به دو قسمت قدیم و جدید تقسیم می شود و بین آنها کلیسای ارامنه قرار دارد و تعداد ساختمانهای بندر به حدود سیصد می رسد (رابینو، ١٣٦٦ ش ، ص ١٥٠ـ١٥١). در ١٢٠١ قشون حاکم گیلان ، امیر هدایت خان فومنی (اُتُرخان / اُتُل خان )، در میان پشته با نیروی آقامحمدخان قاجار درگیر شد، اما شکست خورد و هدایت خان هنگام فرار به باکو کشته شد (مفتون دنبلی ، ص ١٩؛ سرتیپ پور، ص ٥٩) ( به قولی روسها هدایت خان را به دشمن دیرینه اش دادند و او هدایت خان را به قتل رسانید ) . ژوبر، فرستادة ناپلئون ، که در این هنگام به ایران آمده ، دربارة وضع انزلی می نویسد: انزلی بیش از یکصد تا ١٥٠ خانة چوبی پوشیده از نی ندارد و تابعِ خانِ گسکر است (ص ٣٣٦).
در ١٢٢٠/ ١٨٠٥، بار دیگر انزلی به دست روسها افتاد و قشون روس وارد پیربازار شدند، اما تفنگچیان گیلانی ، به سرکردگی میرزامنجم باشی گیلانی ، آنان را نابود کردند و بقیة السیف قشون روس ناچار به باکو عقب نشستند (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش ؛ ج ٣، ص ١٤٧٦؛ نیز رجوع کنید به مفتون دنبلی ، ص ١٥٨ـ ١٥٩). در ١٢٣٠، حکومت گیلان ، از جمله بندر انزلی ، در دست خسروخان گرجی (متولد تفلیس ) بود. او در انزلی بناهای فراوان ساخت (رابینو، ١٣٦٦ ش ، ص ١٥١ـ١٥٢؛ سرتیپ پور، ص ٥٩) و نخستین توسعه یافتگی در بندر انزلی به دست او صورت گرفت تا پیوندهای اقتصادی ـ اجتماعی بیشتری با روسیه برقرار شود. در نتیجه ، ایران از طریق بندر انزلی ، با باکو و حاجی طرخان مناسبات اقتصادی پیدا کرد. از جمله بناهایی که در دورة خسروخان گرجی ساخته شد، دو قلعه در دو سوی دهانة تنگه ، دو کاخ ، راسته بازاری مشرف بر دریا و برج ٣٥ متری فانوس دریایی بود (رابینو، همان ، ص ١٥٤ـ ١٥٥؛ سرتیپ پور، همانجا). در ١٢٣٥ به دستور میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله در انزلی قصری به نام «قصرمعتمدی » ساخته شد (لاهیجانی ، ص ٢٠٩؛ رابینو، همان ، ص ١٥٢ـ١٥٤).
به نوشتة خودزکو (ص ٨٠) در ١٢٥٦، جمعیت انزلی به هشتصد تن می رسیده ، و در این هنگام شهر ١٦٠ باب خانه داشته است (همان ، ص ١٠). در ١٢٦٠، در زمان سلطنت محمدشاه (١٢٥٠ـ١٢٦٤)، مهندس میرزاابراهیم خان تبریزی دو قلعة پنج گوش در ساحل مرداب انزلی بنا کرد (رابینو، ١٣٦٦ ش ، ص ١٥٢). در ١٢٦٩، در دورة سلطنت ناصرالدین شاه ، جمعیت انزلی بالغ بر سیصد خانوار بود و بازاری داشت که در آن بیشتر کالاهای روسی داد و ستد می شد (بهلر، ص ١٦،٢٢). به نوشتة میرزاابراهیم ، در ١٢٧٦ شهر انزلی دو محله و دو طایفه (طایفة سرخی که در اوایل دورة صفویه از دِه سُرخَک در سه فرسنگی سمنان به این ولایت آورده شده بودند، و طایفة محمدرضی )، سه مسجد، سه تکیه ، دو حمام و ١٦٠ باب دکان داشت و مردمش همگی شیعه بودند و ترکی و فارسی هم می دانستند. وی از محصولات خربزه و هندوانه و حصیر میان پشته نام می برد و شغل اهالی را سَمّاکی و مالائی ( = ملاحی ؟، ماهیگیری ) و کرجی بانی می نویسد. به گفتة او، در انزلی و غازیان کمی ابریشم تولید می شده و در آنجا و توابع آن مرکبات فراوان به عمل می آمده است (ص ٢٠٠ـ٢٠٢؛ نیز رجوع کنید به ملگونف ، ص ٣١٦ـ ٣٢٦). صادرات گیلان به روسیه (ابریشم و ماهی و خاویار و قالی ) از طریق انزلی صورت می گرفته است . در ١٢٧٨، به دستور ناصرالدین شاه ، در انزلی منارة سرحد (فانوس بحری ) ساخته شد (اعتماد السلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٨٤٢). در ١٢٨٦، ناصرالدین شاه به عزم سیاحت گیلان حرکت کرد و پس از گذشتن از رشت ، از طریق پیربازار، با حکیم طولوزان و دیگر رجال ایرانی با کشتی بخاری کوچکی از طریق مرداب انزلی به بندر انزلی رسید (ناصرالدین قاجار، ص ٣٠ به بعد).
ناصرالدین شاه بار دیگر برای سفر به اروپا، در ١٢٩٠ به انزلی رفت (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ،ج ٣، ص ١٩٣٩؛ همو، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ، ج ٣، ص ١٧٠٨ـ١٧١٠). در ١٢٩٣، شیلات دریای خزر، از آستارا تا رود اترک ، به استپان مارتینوویچ لیانازوف ، بازرگان ارمنی تبعة روسیه ، اجاره داده شد ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «شیلات »). این امر باعث درآمد دولت ، و اشتغال ماهیگیران در بندر انزلی شد، اما دشواریهای فراوانی نیز برای کشور به بار آورد. در ١٢٩٤ بر اثر رونق گرفتن تجارت با روسیه ، جمعیت انزلی افزایش یافت . در همین زمان به نوشتة کارلاسرنا (ص ٢٩٣ـ٢٩٤) جمعیت بندر انزلی حدود هزار خانوار بود که اغلب اهالی ماهیگیر و باغدار و قایقران بودند و در فصل ماهیگیری ، جمعیت شهر افزوده می شد. اهالی در کار شیلات هم به تهیة خاویار و نمک سود کردن ماهی می پرداختند. خانه های شهر ( در قسمت غربی ) در امتداد بازار قرار داشت . حصیربافی هم در شهر رایج بود. شهر دارای درختان نارنج و لیمو بود. در ١٢٩٧، راه آهن ماوراء قفقاز، از بندر باکو در کنار دریای خزر به بندر باطوم * در کنار دریای سیاه ، احداث شد که به رونق تجارت و رشد شهرنشینی در بندر انزلی انجامید (رجوع کنید به افضل الملک ، ج ١). از همین زمان ، بتدریج ، بندر انزلی دروازة اروپا نام گرفت . در ١٣٢٧، پس از پایان استبداد صغیر، محمدعلی شاه (حک : ١٣٢٤ـ١٣٢٧)، از طریق انزلی به روسیه رفت . در ١٣٢٩، بار دیگر قوای روسیه وارد انزلی شد ( کتاب آبی ، ج ٣، ص ٧٣٤، ج ٦، ص ١٢٩٨).
در شوال ١٣٣٦، قشون انگلیس به فرماندهی دنسترویل در حمله به قفقاز، انزلی را تصرف کرد و به باکو لشکر کشید، اما پس از مدتی در باکو شکست خورد و به انزلی بازگشت (الیس ، ص ٣٢ـ ٣٣؛ مابرلی ، ص ٤٣٢، ٥٢١ ـ٥٢٢؛ رایت ، ص ٢٧٣ـ ٢٧٤). در این زمان در گیلان جنگلیها مبارزات مسلحانه می کردند.
در ١٣٣٩/ ١٢٩٩ ش ، که میرزاکوچک خان جنگلی ، رشت را گرفت و آن را مرکزِ دولتِ مستقل خود اعلام کرد، انزلی به یکی از پایگاههای گروههای چپ تبدیل شد. پس از شکست نهضت جنگل ، قشون رضاخان میرپنج (بعدها رضاشاه ) در گیلان مستقر شد ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «کوچک جنگلی »). پس از مدتی ، در بندر انزلی ، ساختن اسکله و بارانداز و تغییرات دیگر آغاز شد و انزلی به یکی از بندرهای بزرگ شمال ایران تبدیل گردید و همچنان دروازة اروپا نامیده می شد. در ١٣٢٠ ش ، پس از چند روز نبرد، نیروی نظامی اتحاد شوروی (ارتش سرخ ، بعدها ارتش شوروی ) وارد بندر انزلی شد و تا ١٣٢٥ ش در آنجا بود و در این سال شمال ایران ، از جمله بندر انزلی ، از قشون خارجی تخلیه شد و نظام سابق برقرار گشت .
منابع :
(١) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمد اسماعیل رضوانی ، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ؛
(٢) همو، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٣) غلامحسین بن مهدی افضل الملک ، کراسه المعی ، نسخة عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة شمارة ١ مجلس شورای اسلامی ؛
(٤) چارلز هوارد الیس ، دخالت نظامی بریتانیا در شمال خراسان ١٩١٩ـ ١٩١٨ ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٥) نیکلاس امبرسز و چارلز پ . ملویل ، تاریخ زمین لرزه های ایران ، ترجمة ابوالحسن رده ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦) آدام اولئاریوس ، سفرنامة آدام اولئاریوس : بخش ایران ، ترجمة احمد بهپور، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٧) ایرانشهر ، تهران : کمیسیون ملی یونسکو در ایران ، ١٣٤٢ـ١٣٤٣ ش ؛
(٨) ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٩) ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، کتاب اسامی دهات کشور ، ج ١، تهران ١٣٢٩ ش ؛
(١٠) ایران . وزرات کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١١) بُهلر، سفرنامة بهلر: جغرافیای رشت و مازندران ، چاپ علی اکبر خداپرست ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٥٤ ش ) ؛
(١٢) الکساندر خودزکو، سرزمین گیلان ، ترجمة سیروس سهامی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(١٣) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(١٤) یاسنت لویی رابینو، فرمانروایان گیلان : مجموعة چهار گفتار پیرامون تاریخ و جغرافیای گیلان ، ترجمة م .پ . جکتاجی و رضامدنی ، رشت ١٣٦٤ ش ؛
(١٥) همو، ولایات دارالمرز ایران : گیلان ، ترجمة جعفر خمامی زاده ، رشت ١٣٦٦ ش ؛
(١٦) دنیس رایت ، نقش انگلیس در ایران ، ترجمة فرامرز فرامرزی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٧) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٢: استان یکم ( گیلان )، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٨) برهان ریاضی ، منطقة حفاظت شدة سیاه کشیم : اکوسیستمی ویژه از تالاب انزلی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
پیرامده امیلین پروب ژوبر، مسافرت در
(١٩) ارمنستان و ایران ؛
(٢٠) به انضمام جزوه ای دربارة گیلان و مازندران ، ترجمة علیقلی اعتماد مقدّم ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٢١) سازمان هواشناسی کشور، سالنامة هواشناسی ٧٤ـ١٣٧٣ ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٢٢) جهانگیر سرتیپ پور، نامها و نامدارهای گیلان ، رشت ١٣٧٠ ش ؛
(٢٣) کارلاسرنا، سفرنامة مادام کارلاسرنا: آدمها و آیینهادر ایران ، ترجمة علی اصغر سعیدی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٤) عبدالله بن محمد کاشانی ، تاریخ اولجایتو ، چاپ مهین همبلی ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(٢٥) کتاب آبی : گزارشهای محرمانة وزارت امورخارجة انگلیس دربارة انقلاب مشروطة ایران ، چاپ احمد بشیری ، تهران ١٣٦٢ـ ١٣٦٩ ش ؛
(٢٦) لارنس لاکهارت ، انقراض سلسلة صفویه و ایّام استیلای افاغنه در ایران ، ترجمة مصطفی قلی عماد، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٧) م . م . لاهیجانی ، جغرافیای گیلان ، نجف ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(٢٨) فردریک جیمز مابرلی ، عملیات در ایران : جنگ جهانی اول ١٩١٩ـ١٩١٤ ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢٩) ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ گیلان و دیلمستان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٣٠) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی استان گیلان ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٣١) عبدالرزاق بن نجفقلی مفتون دنبلی ، مآثرسلطانیه : تاریخ جنگهای ایران و روس ، چاپ غلامحسین صدری افشار، ( چاپ افست تهران ) ١٣٥١ ش ؛
(٣٢) گریگوری والریانوویچ ، ملگونف ، کرانه های جنوبی دریای خزر، یا، استانهای شمالی ایران ، ترجمة امیرهوشنگ امینی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٣٣) مسعود منوری ، تالاب انزلی ، رشت ١٣٦٩ ش ؛
(٣٤) مؤسسة جغرافیائی و کارتوگرافی گیتاشناسی ، اطلس راههای ایران ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٣٥) میرزا ابراهیم ، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٣٦) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، روزنامة سفر گیلان ، چاپ منوچهر ستوده ، ( تهران ) ١٣٦٧ ش .
/ خسرو خسروی /