دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٩٥
تِرناتِه ، شمالیترین جزیره از یک رشته جزایر آتشفشانی در مغرب هلماهرا در شمال شرقی اندونزی . مرکز اداری و اقامتگاه نمایندة (کبوپتن ) جزایر ادویة شمالی (ملوکو اوتره ) در
آن واقع است . این جزیره حدود ٠٠٠ ، ٧٨ تن جمعیت دارد. بیشتر اهالی ترناته مسلمان اند، اما تعدادی از کسانی که از
جزایر اطراف به آنجا رفته اند (از جمله کارمندان و معلمان
و نیروهای خدماتی ) مسیحی اند. مساحت جزیره ٣٩ر٦٤ کیلومترمربع است .
در قدیم ترناته را به ادویه ، مخصوصاً جوزِ بویا و میخک ، می شناختند. ترناته زمانی همراه تِدُوره * و جایلولو و باکان ، یکی از «چهار کوه ( آتشفشان ) » بود، اما در قرن نهم و دهم / پانزدهم و شانزدهم ، قدرت و اهمیت خاصی پیدا کرد. بازرگانان مسلمان در زمانی که ماجاپاهیت (حکومت هند و جاوه ) هنوز نفوذ داشت (پیش از ٨٨٣/ ١٤٧٨)، در این منطقه حضور یافته بودند و آن را «جزیرة الملوک » می نامیدند. گفته اند که زین العابدین (حک : ٨٩١ ـ ٩٠٥)، پسر کایسیل گاپی باگونا ، اولین فرمانروای مسلمان در این منطقه بود و عنوان اسلامیِ «سلطان » را برگزید. او نزد عالم مشهور جاوه ، سونان گیری ، تلمذ کرده بود. نزدیکی به سنّت جاوه ای ، تسلط ترناته را بر نواحی مجاور (مانند سولاوسی در جنوب شرقی که سابقاً در قلمرو جاوه بود) آسان کرد. نهایتاً ترناته بر هالماهرا مسلط شد و نفوذ ترناته به بورو ، جزایر بانگگایی ، بخشی از شمال و مرکز سولاوسی ، و جزایر سانگیه / سانگی و تالائود گسترش یافت و گاهی حتی بخشهایی از میندانائو ، جزایر سولو و بورنئو ی شمالی نیز ضمیمة قلمرو آن می شد.
در ٩٢٨/١٥٢٢، پرتغالیها اجازه یافتند در ترناته و نواحی تحت سلطة آن یک کارخانه و چند قلعه بسازند. اما تلاش آنان برای انحصاری کردن تجارت ادویه و تا اندازه ای اشتیاقشان برای ترویج مسیحیت ، باعث تیرگی روابط آنان با ترناته شد، هرچند که بسیاری از اهالی ترناته و حتی بعضی از حاکمان محلی ،
پرتغالیها را به حکومت ظالمانه و استثماری سلاطین ترناته ترجیح می دادند. باب اللّه (حک : ٩٧٨ـ٩٩١)، پس از کشته شدن پدرش به دست پرتغالیها، جنگ سختی را با مسیحیان بومی آغاز کرد، هزاران تن از آنان را کشت یا وادار به تغییر دین کرد. پرتغالیها از ترناته اخراج شدند، اما در ٩٨٦/ ١٥٧٨ اجازه یافتند که در جزیرة تدوره قلعه بسازند. در این زمان دیگر قدرتهای اروپایی ، از جمله انگلستان و هلند و اسپانیا، در منطقه با یکدیگر رقابت می کردند. اسپانیا می توانست از مانیل بر ترناته فشار بیاورد، به طوری که از سلطان مظفر اجازه گرفت که قلعة قدیمی پرتغالی سائو پائولو را بازسازی کند. اسپانیا تا ١٠٧٧/ ١٦٦٦ از آن به عنوان مرکزی برای تبلیغات کاتولیکهای رومی هم استفاده می کرد.
در ١٠١٥/ ١٦٠٦، هلند در بارة بازگشت تازه کیشان مسلمان و مسیحی به قلمروهای مخصوص خود، با سلطان ترناته قرارداد بست و بدین وسیله استقلال سیاسی ترناته را پذیرفت . کمپانی هندِ شرقیِ هلند بتدریج انحصار تجارت ادویه را به دست آورد. «سنگجی »ها (رؤسای قبایل محلی ) که تحت حاکمیت سلطان فرمانروایی می کردند، برای حفظ مناسبات تجاری خود، در برابر این امر مقاومت نشان دادند، اما هلندیها توانستند از کشمکشهای داخلی در منطقه استفاده کنند و در عوضِ کمکی که از ١٠٦٠ تا ١٠٦٢/ ١٦٥٠ـ١٦٥٢ به سلطان مَندَرشاه کردند، اجازه یافتند تمام درختان میخک را در مناطق خارج از سلطة مستقیم هلند قطع کنند. ترناته در ١٠٩٤/ ١٦٨٣ و سلطان تدوره در ١٠٩٨/ ١٦٨٧، برتری کمپانی هند شرقی هلند را در تجارت ادویه رسماً تأیید کردند. برای جبران کمبود درآمد خاندانهای حکومتی مقرریهایی به آنان پرداخت می شد، اما پرورش دهندگان اصلی درختان فقیر شدند و بر اثر آن ، ناآرامیها و شورشهایی پدید آمد و دزدی دریایی افزایش یافت .
با اینهمه ، زمانی که ویلیام چهارم ( در واقع ، ویلیام پنجم ) از جمهوری باتاو ( نامی که فرانسویها پس از تصرف هلند به آن داده بودند ) به انگلستان تبعید شده بود، ترناته هنوز در برابر سلطة هلندیها پایداری می نمود و پیشنهاد می کرد که انگلستان مستملکات هلند را سرپرستی کند و تا ١٢٢٥/١٨١٠ بر این خواسته پافشاری می کرد. تاریخ ترناته در ١٣٣٣/ ١٩١٥، با تبعید شدن سلطان عثمان به جاوه به پایان آمد و قلمرو او تحت فرمانروایی مستقیم هلند قرار گرفت که هیئتی از سنگجیها، برای حفظ منافع دفتر نمایندگی هلند، با آن همکاری می کرد.
منابع :
(١) EI ١ , s.v. "Ternate" (by W. H. Rassers);
(٢) Katrin Polman, The North Moluccas. An annotated bibliography , The Hague ١٩٨١.
/ ا. شومان ( د. اسلام ) /