دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٦٥
شاه حسين اصفهانى ، وزير شاه اسماعيل اول صفوى. نسب وى از مادر به شيخ يوسف، بنّاى مشهور اصفهانى و از مشايخ صوفيه، ميرسد (ولى قليخان شاملو، ج ١، ص ٤٦؛ حسينى قمى، ج ٢، ص ٩٣٩). در منابع، از او با نام ميرزا شاه حسين نيز ياد شده است. شاه حسين در جوانى با معمارى و بنّايى روزگار ميگذراند. از چگونگى ورود او به دربار صفوى اطلاعى در دست نيست. به گفتۀ سام ميرزا (ص ٥٥)، شاه حسين به سبب داشتن خط نيكو، مدتى محصل ماليات ديوانى اصفهان بود. او در ٩٠٩، وزيرِ دورميش خان شاملو، داروغه اصفهان و خواهرزادۀ شاه، شد (جهانگشاى خاقان، ص ١٨٤؛
حسينى قمى، ج ١، ص ١٥١). پس از جنگ چالدران در ٩٢٠، شاه حسين به سبب نجات اهل حرم كه سرگردان در نزديكى چالدران به سرميبردند و رساندن آنها به مراغه، مورد توجه شاه اسماعيل قرار گرفت و در ٩٢١ وزير او شد (عالم آراى شاه اسماعيل، ص ٥٣٠؛
جهانگشاى خاقان، ص ٥٠٩؛
روملو، ج ٢، ص ١٠٨٩). هر چند خواندمير (ج ٤، ص ٥٤٩) بر آنست كه شاه اسماعيل با استشاره و استخاره وى را وزير خود كرد، كسب اين منصب جديد كه بخشى به سبب حوادث و خوش اقبالى شاهحسين بود، به شايستگى، كاردانى و ذكاوت وى نيز مربوط ميشود، زيرا وى بدون داشتن پايگاهى اشرافى يا خانوادگى توانست به چنين مقامى دست يابد. ميرزا شاه حسين از مقربان درگاه و به سبب كنارهگيرى شاه از امور مملكتى، مدبر كارها شد (خورشاه، ص ٧٢؛
حسينى جنابدى، ص ٢٩١ـ٢٩٢؛
حسينى قمى، ج ١، ص ١٥٤ـ١٥٥)، چندان كه در نجات جان شاه طاهر دكنى*، كه به دليل گرايش اسماعيلى و ادعاى سيادت مغضوب شاه صفوى شده بود، نقش برجستهاى داشت (خورشاه، تعليقات نصيرى، ص ٣٢٦). اعتقاد شاه اسماعيل به وزيرش حسادت اطرافيان، به خصوص قزلباشان را برانگيخت و آنها در پى فرصتى بودند تا او را از صحنۀ سياست دور كنند. پس از پذيرايى پر تجمل و مفصّل شاه حسين از شاه و همراهانش در كاشان (كه سُيورغال* وى بود)، به وى تهمت دزدى زدند، اما شاه به اين گفتهها اعتنايى نكرد (حسينى جنابدى، ص ٣١١ـ٣١٢). در ٩٢٧، شاه حسين در بركنارى حاكم هرات، اميرخان موصلو، كه شاه اسماعيل از او به سبب كشتن ميرمحمد يوسف (شيخالاسلام هرات) رنجيدگى داشت، بسيار مؤثر بود. اين كار موجب خشمگينتر شدن تركمانان نسبت به او گرديد (عالمآراى شاه اسماعيل، ص ٦١٧ـ٦٢٠). سرانجام در ٩٢٩، شاه حسين در پى توطئهاى در تبريز، به دست شاهقلى (ركابدار خاصه و از نزديكان اميرخان موصلو) به قتل رسيد. شاهقلى كه با شاه حسين بر سر مسائل مالى اختلاف داشت، با حيله دستور قتل وزير را از شاه اسماعيل گرفت (خواندمير، ج ٤، ص ٥٩٥ـ٥٩٦؛
منشى قزوينى، ص ١٣٨). شاه اسماعيل پشيمان از كردۀ خويش، دستور داد جنازۀ وزير را در عتبات دفن كنند. همچنين، دستور كشتن شاهقلى را داد و اموال او را به فرزندان شاه حسين بخشيد (عالم آراى شاه اسماعيل، ص ٦٢٠؛
جهانگشاى خاقان، ص ٦٠٢ـ٦٠٣؛
حسينى جنابدى، ص ٣٥٣ـ٣٥٧).
شاه حسين حدود نه سال در منصب وزارت، بر همۀ امور حاكم بود. به گفتۀ سام ميرزا (ص ٥٦)، وى با بزرگان دربار با احترام رفتار نميكرد، اما خوشذوق بود و در سرودن شعر از اميرعليشير تقليد ميكرد. ابياتى از شاه حسين در خلاصةالتواريخ ضبط شده است (حسينى قمى، ج ١، ص ١٥١ـ١٥٢). شاه حسين به معمارى توجه داشت. ساخت بناهايى را نيز به وى نسبت دادهاند، از جمله عمارت امامزاده هارونولايت، و مسجد على، هر دو در اصفهان (همان). اين بنا متعلق به دورۀ سلجوقيان است و به همين دليل آن را مسجد سنجر هم خواندهاند. در كتيبۀ سردر مسجد، از شاه حسين به عنوان بانى مسجد ياد شده است (هنرفر، ص ٣٦٩ـ٣٧٥؛
رفيعى مهرآبادى، ص ٧١٥ـ٧١٦).
منابع :
(١) جهانگشاى خاقان، تاريخ شاهاسماعيل، چاپ اللّه و نامضطر، اسلامآباد ١٣٦٤ش؛
(٢) ميرزابيگ حسنبن حسينى حنابدى، روضةالصفويه، چاپ غلامرضا طباطباييمجد، تهران ١٣٧٨ش؛
(٣) قاضياحمدبن شرفالدين الحسين الحسينى قمى، خلاصةالتواريخ، چاپ احسان اشراقى، تهران ١٣٦٣ش؛
(٤) خواندمير، تاريخ حبيبالسير فى اخبار افراد بشر، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران، ١٣٦٢ش؛
(٥) خورشاهبن قبادالحسينى، تاريخ ايلچى نظامشاه، تاريخ صفويه از آغاز تا سال ٩٧٢ هجرى قمرى، چاپ محمدرضا نصيرى ـ كوئيچيهانهرا؛
(٦) تهران ١٣٧٩ش؛
(٧) ابوالقاسم رفيعى مهرآبادى، آثار ملى اصفهان، تهران ١٣٥٢ش؛
(٨) حسنبيگ روملو، احسنالتواريخ، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ١٣٨٤ش؛
(٩) سامميرزاى صفوى، تحفه سامى، چاپ وحيد دستگرى، ضميمه سال شانزدهم ارمغان، تهران ١٣١٤ش؛
(١٠) عالمآراى شاهاسماعيل، چاپ اصغر منتظر صاحب، تهران ١٣٤٩ش؛
(١١) بوداق منشى قزوينى، جواهرالاخبار، بخش تاريخ ايران از قراقويونلو، سال ٩٨٤ه ق، چاپ محسن بهرامنژاد، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٢) وليقليبن داود قليشاملو، قصص الخاقانى، چاپ سيدحسن سادات ناصرى، تهران ١٣٧١ش؛
(١٣) محمود هدايت، گلزار جاويدان، تهران ١٣٥٣ش؛
(١٤) لطفالله هزفر، گنجينه آثار تاريخى اصفهان، اصفهان ١٣٤٤ش.
/ ناصر جديدى /
تاریخ انتشار اینترنتی:
٢٧/٠٣/١٣٨٨