دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٢٤٤
بُکَیْربن اَعْیَن ، ابوجَهم بکیربن اعین بن سُنْسُن الشیبانی
الکوفی ، از مشهورترین اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام . خاندان او، آل اعین ، از نخستین و مهمترین خانواده های شیعی در کوفه و شماری از فرزندانش نیز،
تا زمان غیبت کبرای امام عصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف (قرن چهارم ) در فقه و حدیث سرآمد بودند که نامدارترین
آنها عبدالله بن بکیر و ابوغالب احمدبن محمد زُراری اند.
این مقاله به معرفی بکیر و خاندان او جز عبدالله و ابوغالب می پردازد.
به نوشتة زراری (ص ٢٦ـ٢٧)، عبدالملک بن اَعْیَن اولین فرد این خاندان بود که به هدایت صالح بن میثم ، صحابی امام باقر و امام صادق علیهماالسلام ، شیعه شد و سپس حمران بن اعین به تشویق ابوخالد کابلی ، از ثقات امام سجاد علیه السلام ، مذهب تشیع اختیار کرد. زراری (ص ٢١) این نکته را نیز نقل کرده که اُمّالاَسود دختر اعین نخستین کس از این خاندان بوده که ، از طریق ابوخالد کابلی ، به مذهب شیعی گرویده است .
هر چند بکیر را در شمار صحابیان امام سجاد علیه السلام نیاورده اند، احادیث منقول از او نشان می دهد که زمان آن
امام را نیز درک کرده است (طوسی ، ١٣٥٦، ص ٧٤؛ خوئی ، ج ٣، ص ٣٥٩ براساس مطلب طوسی ). بنابر احصای خوئی (ج ٣، ص ٣٦٠، احادیث منقول از بکیر در کتب اربعة حدیثی شیعه به ١٢٥ می رسد که جز چهار حدیث (کلینی ، ج ١، ص ٩٣، ١٠٩، ٤٣٨) بقیه فقهی اند. امام صادق علیه السلام او را بعد از وفاتش تکریم کرده و به همنشینی وی در آخرت با پیامبر صلّی اللّه علیه و آله وسلّم و امیرمؤمنان علیه السلام اشاره کرده است . بحرالعلوم (ج ١، ص ٢٥٦) پس از نقل این روایت آن را صحیح و معتبر دانسته است (کشّی ، ص ١٨١؛ علاّ مه حلّی ، ص ٢٨؛ قهپائی ، ج ١، ص ٢٧٩؛ ابن طاووس ، ص ٥٨؛ امین ، ج ٣، ص ٥٩٩ ـ ٦٠٠).
بکیر از اصحاب امام باقر (ابن ندیم ، ص ٢٧٦) و امام صادق علیهماالسلام است (امین ، همانجا) که بدون واسطه و گاه به واسطة برادرش ، زرارة بن اَعین * ، حدیث نقل کرده است و شمار زیادی از محدثان ، از جمله عبدالله بن بکیر، اَبان بن عثمان ، جَمیل بن دَراج ، حَریزبن عبدالله ، عبدالرحمان بن حجاج ، علی بن رِئاب و عمربن اُذَینَه (خوئی ، ج ٣، ص ٣٦٠ـ٣٦١؛ کاظمی ، ص ٢٦؛ مازندرانی حائری ، ج ٢، ص ١٧٥) از او حدیث نقل کرده اند. در اسناد برخی از احادیث نامهای کسانی چون ابن ابی عَمیر آمده که از بکیر نقل حدیث کرده اند، در حالی که از نظر زمانی بین آنها فاصلة زیادی وجود دارد. برخی رجال شناسان این اسناد را تصحیح و مورد اشتباه را روشن کرده اند ( رجوع کنید به خوئی ، ج ٣، ص ٣٦٢؛ تستری ، ج ٢، ص ٣٨٦).
فرزندان بکیر به بکیریون و وُلدجهم و بیش از همه
به زُراری (منسوب به زرارة بن اعین ، برادر بکیر) معروف اند (موحد ابطحی ، ص ١٨٥؛ زراری ، ص ١١؛ بحرالعلوم ، ج ١، ص ٢٤٢) و نسبت اخیر به نوشتة ابوغالب (همانجا)، به
این جهت بوده که مادر حسن بن جهم بن بکیر نوادة زرارة بن
اعین بود. گویا ذکر همین نسبت در توقیعات امام هادی علیه السلام برای سلیمان بن جهم در رواج آن (زراری ) تأثیر جدی داشته است (بحرالعلوم ، ج ١، ص ٢٢٨ـ٢٢٩). در برخی منابع ، به هنگام ذکر نام افراد این خاندان ، گاه به اشتباه (احتمالاً به سهو کاتبان ) به جای «زراری » کلمة «رازی » نوشته شده است (مامقانی ، ج ١، بخش ٢، ص ٢٧١ و ٣٢٣؛
ج ٢، بخش ١، ص ٢٩١؛
ج ٣، بخش ١، ص ١٢٢).
بهترین و قدیمترین زندگینامة فرزندان بکیر در رساله ای مندرج است که ابوغالب ، به قصد اجازة روایت کتب خود و خاندانش و آنچه از کتب گذشتگان نزدش بوده ، برای نوادة خود، ابوطاهر محمدبن عبیدالله بن احمد شیبانی زراری ، نوشته است .
برخی از اخلاف بکیر که از نظر حدیثی و فقهی شناخته شده اند، از این قرارند: ١) عبدالحمیدبن بکیر، از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام ، که بی واسطه و گاه به واسطة عبدالملک و محمدبن مسلم ، حدیث نقل کرده است و گروهی از محدثان ، از جمله محمدبن ابی عمیر، صَفوان بن یحیی ، حسن بن محبوب و یونس بن عبدالرحمان ، از او نقل حدیث کرده اند؛
٢) عمربن بکیر، صحابی امام صادق علیه السلام ؛
٣) عبدالاعلی بن بکیر، راوی حدیث از امام صادق علیه السلام که در اسناد احادیث زیادی بین او و عمویش عبدالاعلی بن اعین خلط شده است (موحد ابطحی ، ص ١٣٣)؛
٤) زیدبن بکیر و جهم بن بکیر که طوسی (١٣٨٠، ص ١٠٩)، نجاشی (ص ٢٢٢)، ابن داوود حلّی (ص ٥٧)، قهپائی (همانجا) و امین (همانجا) آنها را در زمرة اولاد بکیر نام برده اند؛
٥) حسین و محمد و علی ، فرزندان عبدالحمیدبن بکیر و از راویان حدیث (نجاشی ، همانجا)، هر چند زراری (ص ٢٤) این سه برادر را فرزندان عبدالله بن بکیر خوانده است ؛
٦) حسن بن جهم بن بکیر، از اصحاب و راویان امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام و از محدثان ثقه (زراری ، ص ٨) که با واسطه از محدثانی چون بکیربن اعین ، حمادبن عثمان ، عبدالله بن بکیر و فضیل بن یسار حدیث نقل کرده است و محدثان دیگری ، چون احمدبن محمدبن عیسی ، حسن بن علی بن فضال ، علی بن اسباط ، محمدبن اسماعیل و محمدبن
نسب نامة خاندان بکیربن اعین
عبدالحمید از او نقل حدیث کرده اند (خوئی ، ج ٤، ص ٢٩٥). شمار احادیث نقل شده از او، که غالباً فقهی است ، به ١٢٣ می رسد (همانجا)؛
٧) حسین بن جهم بن بکیر، از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام که در بعضی کتب رجال ، او و حسن بن جهم را خلط کرده اند (مامقانی ، ج ١، بخش ٢، ص ٣٢٣)؛
٨) علی بن جهم بن بکیر، از اصحاب و راویان امام کاظم علیه السلام . موحد ابطحی (ص ١٩٣) محمد را نیز از فرزندان جهم نام برده است . البته برای محمد نیز فرزندی به نام علی ذکر شده است (همانجا)؛
٩) محمدبن حسن بن جهم بن بکیر، که بتردید در طبقة اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام قرار دارد و چند حدیث نیز از او نقل شده است (همان ، ص ١٩٨)؛
١٠) سلیمان بن حسن بن جهم بن بکیر، از مشایخ شیعه ، معروف به زراری (زراری ، ص ١١)، که از
طریق مادر با آل طاهر نسبت داشت و بدین جهت همراه آنان به نیشابور رفت و پس از بازگشت آل طاهر از خراسان به
کوفه برگشت . محل سکونت او در کوفه سالها به عنوان
محلة شیعه نشین آل زراره معروف بود (همان ، ص ١٢ـ١٣)؛
١١) محمدبن سلیمان ، معروف به ابوطاهر زراری (٢٣٧ـ٣٠١)، از ثقات اصحاب حدیث که با امام حسن عسکری علیه السلام مکاتبه داشته و کتاب الا´داب والمواعظ و کتاب الدعاء از
آثار اوست . او واسطة انتقال کتب برخی از اصحاب ائمه به نسلهای بعد بوده است (همان ، ص ٣٤ـ٣٧، شرح موحد ابطحی ). به نقل زراری (ص ١٧) و شیخ طوسی (١٣٩٨، ص ١٦٣ـ ١٦٤، ١٨١ـ١٨٢)، وی مورد توجه حضرت امام عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف نیز بوده و توقیعاتی برای
او صادر شده است . نوادة ابوغالب ، محمدبن عبیدالله بن
احمد، نیز به ابوطاهر زراری معروف بوده و بعضاً در اسناد، احادیث او و محمدبن سلیمان را خلط کرده اند (مامقانی ، ج ٣، بخش ١، ص ٢٢)؛
١٢) ابوالحسن علی بن سلیمان زراری ، از محدثان و فقهای مورد توجه امام عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف بوده و با آن حضرت پیوند و ارتباط داشته ، و
توقیعاتی نیز از جانب ایشان دریافت داشته است . کتاب النوادر از آثار اوست (خوئی ، ج ١٢، ص ٤٢ـ٤٣؛
نجاشی ، ص ٢٦١)؛
١٣) جعفر فرزند دیگر سلیمان را نیز از اصحاب امام هادی علیه السلام خوانده اند (طوسی ، ١٣٨٠، ص ٤١٢، پانویس ٢؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ٢، ص ١١٥). از سه فرزند دیگر او، به نامهای احمد و حسن و حسین ، نیز در رسالة فی آل اعین زراری (ص ١٢، ١٤) یاد شده است .
منابع :
(١) ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٢) ابن داوود حلّی ، کتاب الرجال ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٩٢/ ١٩٧٢؛
ابن طاووس ، التحریر الطاووسی ، المستخرج من کتاب حل
(٣) الاشکال فی معرفة الرجال ، تألیف حسن بن زین الدین شهید ثانی ، چاپ محمدحسن ترحینی ، قم ١٣٦٨ش ؛
(٤) ابن ندیم ، الفهرست ، چاپ رضا تجدد، تهران ١٣٥٠ش ؛
(٥) محسن امین ، اعیان الشیعة ، چاپ حسن امین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٦) محمدمهدی بن مرتضی بحرالعلوم ، رجال السید بحرالعلوم : المعروف بالفوائدالرجالیة ، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٧) محمدتقی تستری ، قاموس الرجال ، قم ١٤١٠؛
(٨) ابوالقاسم خوئی ، معجم رجال الحدیث ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٩) احمدبن محمد زراری ، رسالة فی آل اعین ، مع شرحها لمحمدعلی موحدابطحی ، اصفهان ١٣٩٩؛
(١٠) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(١١) همو، الفهرست ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٥٦/١٩٣٧، چاپ افست قم ١٣٥١ ش ؛
(١٢) همو، کتاب الغیبة ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٩٨ ) ؛
(١٣) حسن بن یوسف علاّ مه حلّی ، رجال العلامة الحلّی ، نجف ١٣٨١/١٩٦١، چاپ افست قم ١٤٠٢؛
(١٤) عنایة الله قهپائی ، مجمع الرجال ، چاپ ضیاءالدین علامة اصفهانی ، اصفهان ١٣٨٤ـ ١٣٨٧، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١٥) محمدامین بن محمدعلی کاظمی ، هدایة المحدثین الی طریقة المحمدین ، چاپ مهدی رجائی ، قم ١٤٠٥؛
(١٦) محمدبن عمر کشّی ، اختیار معرفة الرجال ، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ١٣٤٨ش ؛
(١٧) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ١٤١٠؛
(١٨) محمدبن اسماعیل مازندرانی حائری ، منتهی المقال فی احوال الرجال ، قم ١٤١٦؛
(١٩) عبدالله مامقانی ، تنقیح المقال فی علم الرجال ، چاپ سنگی نجف ١٣٤٩ـ ١٣٥٢؛
(٢٠) محمدعلی موحد ابطحی ، تاریخ آل زرارة ، ( اصفهان ، بی تا. ) ؛
(٢١) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهرب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧.
/ زهرا نهاوندی /