دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٠٩
پازیریک ، درة کوچکی در شمال کوهستان آلتایی ، در جنوب سیبری مرکزی ، در ٧٩ کیلومتری مرز مغولستان که در ١٣٢٨ ش / ١٩٤٩، سرگی رودنکو ، باستان شناس معروف روس ، کهنترین نمونة فرشِ گره بافت و پرزدار را از درون گوری یخ زده در آنجا کشف کرد. وی پس از بررسی ساختاری و ملاحظة دقیق چگونگی نگاره ها و سنجیدن آنها با دیگر آثار بازیافتة آن دوران ، شباهت بسیاری بین نقشمایه های این فرش با نقش برجسته های تخت جمشید دریافت (اوپی ، ص ٢٦، ٢٨). رودنکو و گریازنف کاوش گوری قدیمی را که در ارتفاع ٦٠٠ ، ١ متری پازیریک سیبری قرار داشت آغاز کردند. وقتی از کاوشهایی که در نخستین گور یخ زده انجام شد چیزهای مختلفی چون فرش و لباس بیرون آمد که همه قدمتی بیش از ٥٠٠ ، ٢ سال داشتند، نام پازیریک که تا آن زمان ناشناخته بود، شهرة آفاق شد. نتایج آزمایش با کربن رادیواکتیو بر روی این اشیا نشان می دهد که این گورها به قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد تعلق دارند (زاویتوخینا ، ص ٣١).
در میان گنجینه های کشف شده ، بویژه فرشی پشمی با گره های محکم و رنگهای زنده شهرت دارد. این فرش تقریباً چهارگوش ، حدود دومتر مربع وسعت دارد و تصویر سوارکاران ، آهوان در حال چرا، جانوران افسانه ای با سرعقاب و بدن شیر برآن نقش بسته و حاشیه ای گلدار آن را زینت بخشیده است . این قدیمترین فرش دنیاست که گواه مهارت خیره کنندة بافندگان فرش ایرانی است (همان ، ص ٣٣). رودنکو (ص ٣٠٤) در اثبات ایرانی بودن این فرش در کتاب خود به نام > مقابر یخزدة سیبری : سوارکاران عصرآهن مدفون در پازیریک < می نویسد: در طرح پازیریک صفهای منظم مردان و چارپایان که همگی به فاصله ای معین از پی یکدیگر می آیند، بروشنی یادآور رسمهای تزیینی هخامنشی و آشوری است . همچنین شیوة گره زدن دم اسبها و کاکل آنها به رسم ایرانیان است . هم در پیکرکنده های تخت جمشید و هم در فرش پازیریک ستوربانان در سمت چپ اسب گام برمی دارند و دست راست خود را برپشت گردن اسب نهاده اند. آنچه آشکار و غیرقابل انکار است تصویر گروهی است شبیه نقش برجسته های تخت جمشید در صفهای منظم که همگی به یک فاصلة معین از پی یکدیگر می آیند. نقش گوزن فرش پازیریک از دیگر موارد مهم است . رودنکو یادآور شده است که این گوزنها از تیرة گوزن زرد خالدار شاخ پهن و ایرانی است (همان ، ص ٣٠٢ـ٣٠٤). بعدها هم پروفسور رومن گیرشمن ، ایران شناس فرانسوی ، به هنگام معرفی چندین ظرف سیمین و نیز تصویر چند سنگ کنده بر طاق بستان به مانندگی گوزن مشهور به «گوزن بین النهرینی » و گوزن پهن شاخ ایرانی که بدن خالدارش با همان شاخهای پهناور پوشیده است ، توجه کرد. وی همچنین به نفوذ هنر هخامنشی بر روی اشیای متعلق به قرون چهارم و سوم پیش از میلاد در قبرهای یخ زدة رؤسای قبیلة صحراگردان در پازیریک اشاره کرده است و می نویسد: در قسمت مرکزی این فرش یک ردیف ستاره های چهارپر نقش شده که روی اشیای مکشوف در لرستان نیز دیده می شود. نقش حاشیة این فرش ، کاملاً بنابر سنّتهای هخامنشی است و دو ردیف گوزنها و سواره ها را نشان می دهد. در این فرش حتی خصوصیاتی از جل نمد منگوله دار یونانی و ایرانی نیز دیده می شود (ج ١، ص ٣٦٠).
در طراحی فرش ، نقشمایه ها و نگاره ها بسیار سنجیده با قرینه سازی کامل در چارچوب نقشه ای متوازن و یکدست با رعایت کلیة اندازه ها به چشم می خورد. این شکلها در نقشة فرش پازیریک بروشنی قابل تشخیص است : در حاشیة اول ، تکرار جانور افسانه ای بالدار؛ در حاشیة دوم ، ١٤ سوارکار، ١٤ ستوربان ، ٢٨ اسب ؛ در حاشیة سوم ، تکرار گل چهاربرگی ؛ در حاشیة چهارم ، تکرار ٢٤ گوزن خالدار شاخ پهن ؛ در حاشیة پنجم ، تکرار جانور افسانه ای (شبیه حاشیة اول )؛ و در وسط فرش ، ٢٤ چهارگوش که درون هریک نگارة هشت پر دیده می شود (پرهام ، ١٣٧٥ش الف ، ص ٦٢). این فرش ، مربع و اندازه های آن ٨٩ر١ در ٩٨ر١ متر است و کلاً از پشم بافته
و تار آن اندکی کشیده شده و پودهای آن به طور شُل در شمارة سه یا چهار بین هردو ردیف گره ، پیچیده شده است . ریز فرش برابر ٦٠٠ ، ٣ گره در هر دسیمتر مربع و نسبتاً منظم و با قاعده است . فرش دارای لبه ها و کناره های کوچک ١ در ٥ر١ سانتیمتری ، و در امتداد هر دو حاشیه دارای پرز فشرده و با ضخامت چند میلیمتر است . رنگ فرش تغییر یافته و رنگ اصلی به سایه های صورتی و سبز کم رنگ تبدیل شده است ، ولی در اصل ، می بایست رنگ بسیار روشنی داشته باشد. تزیین فرش پیچیده و حاکی از بالابودن سطح بافندگی فرش است (صباحی ، ص ٧٢ـ٧٣).
داستان فرش پازیریک با گذشت نزدیک به نیم قرن از کشف آن ، دستخوش نظریات گوناگون قرار گرفت که بیشتر با جریانهای سیاسی و فرهنگی ضدایرانی همراه بود. اولین بار نویسندة ترک ، نجات دیاربکرلی ، در ١٣٥٧ ش / ١٩٧٨ فرش پازیریک را کار بیابانگردان ترک نژاد آسیای مرکزی دانست . بنیاد فورد در ١٣٦٨ ش / ١٩٨٩ با برنامه ای خاص ، بودجه ای را به پژوهش دربارة فرش پازیریک اختصاص داد. کارن رابینسون ، از پژوهشگران طرح پازیریک ، در ١٣٦٩ش / ١٩٩٠ با نوشتن مقالة > «فرشهای پیش از اسلام » < در ایرانیکا پیشتاز گروه «کالبدشکافی » دوبارة فرش پازیریک شد. دیوید استروناخ ایرانی بودن فرش را براساس طرح و نقشة آن به اثبات رساند، ولی معتقد بود که ساکنان آلتایی کوچرو آن را از روی قالیهای مشابه ایرانی بافته اند. جیمز اوپی هم با آنکه در طرح و نقش ایرانی فرش پازیریک تردید ندارد و «منشأ ترکی » را در این فرش مردود می شمرد، بافت آن را کار عشایر بیابانگرد منطقة آلتایی دانسته و در نوشته های خود حتی از قوم سکایی فراتر رفته و بر اساس پژوهش جان هاسکینز، یکی از پژوهشگران پازیریک ، قبیلة همسایه دوردست آنان یعنی کوچندگان ماساگت را بافندة این فرش معمایی به شمار آورده است (اوپی ، ص ٢٩؛ پرهام ، ١٣٧٥ش ب ، ص ٦٠ـ٦١). سیروس پرهام ، پژوهندة فرش شناس ایرانی ، با مستندسازیهای هنری فرضیة مجعول بافت ایلیاتی و عشایری فرش مذکور را مردود شمرده است (١٣٧٥ش الف ، ص ٦٢ـ٦٦؛ همو، ١٣٧٠ش ، ص ٥٢ ـ ٥٨).
فرش پازیریک هم اکنون در موزة ارمیتاژ روسیه نگهداری می شود. در ایران نیز در ١٣٥٥ش دو نمونه از این فرش در شرکت سهامی فرش ایران بافته شد که موزة فرش ایران یکی از آنها را به معرض تماشا گذارده است .
منابع :
(١) جیمز اوپی ، «معمایی بنام پازیریک »، ترجمة کیخسرو سُبحه ، قالی و گلیم ، دورة ٢، ش ٣ (شهریور ١٣٧٢)؛
(٢) سیروس پرهام ، «قالی ایران در دایرة المعارف ایرانیکا»، نشر دانش ، سال ١٢، ش ٢ (بهمن و اسفند ١٣٧٠)؛
(٣) همو، «قالی پازیریک چگونه ممکن است بافت بیابانگردان آلتایی باشد»، فرش دستباف ایران ، سال ٣، ش ١ (بهار و تابستان ١٣٧٥ الف )؛
(٤) همو، «ماجرای شگفت قالی پازیریک »، فرش دستباف ایران ، سال ٣، ش ١ (بهار و تابستان ١٣٧٥ ب )؛
(٥) ماریا ب .زاویتوخینا، «پازیریک »، پیام یونسکو ، سال ٨ ، ش ٨٦ (دی ١٣٥٥)؛
(٦) طاهر صباحی ، «فرش پازیریک : تاریخچة یک اکتشاف در کوههای آلتائی »، فرش دستباف ایران ، سال ٣، ش ١ (بهار و تابستان ١٣٧٥)؛
(٧) رومن گیرشمن ، هنر ایران ، ج ١: در دوران ماد و هخامنشی ، ترجمة عیسی بهنام ، تهران ١٣٤٦ش ؛
(٨) S. Rudenko, The frozen tombs of Siberia: the Pazyryk burials of Iron-Age horsemen , London ١٩٧٠.
/ فضل الله حشمتی رضوی /